عصمت امام علی در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
==مقدمه==
==مقدمه==
[[عصمت]]، به معنای "[[مصونیت]] از [[گناه]]، [[خطا]]، [[جهل]] و ناهنجاری‌های [[رفتاری]]"، از ویژگی‌های قطعی [[پیامبران الهی]] است. متون متعددی در دست است که همگی یک [[پیام]] دارند وآن اینکه: [[علی]]{{ع}}- به‌ عنوان [[جانشین پیامبر خدا]] هیچ گاه نمی‌لغزد، نمی‌شکند، کژ نمی‌رود، [[استوار]] است، در نهایت [[سلامت]] است، مستقیم است، حق‌نگر و حق‌مدار است و.... [[علی]]{{ع}}، عنوان افتخارآمیز "[[عصمت]]" را بر پیشانی دارد و بدین‌سان، [[مردمان]]، در [[الگوگیری]]، [[پیروی]] و [[هدایت‌جویی]] از او، در امان‌اند و [[آیین]] و دینشان به [[سلامت]] است و....<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۱۰۷.</ref>.
[[عصمت]]، به معنای "[[مصونیت]] از [[گناه]]، [[خطا]]، [[جهل]] و ناهنجاری‌های [[رفتاری]]"، از ویژگی‌های قطعی [[پیامبران الهی]] است. متون متعددی در دست است که همگی یک [[پیام]] دارند وآن اینکه: [[علی]]{{ع}}- به‌ عنوان [[جانشین پیامبر خدا]] هیچ گاه نمی‌لغزد، نمی‌شکند، کژ نمی‌رود، [[استوار]] است، در نهایت [[سلامت]] است، مستقیم است، حق‌نگر و حق‌مدار است و.... [[علی]]{{ع}}، عنوان افتخارآمیز "[[عصمت]]" را بر پیشانی دارد و بدین‌سان، [[مردمان]]، در [[الگوگیری]]، [[پیروی]] و [[هدایت‌جویی]] از او، در امان‌اند و [[آیین]] و دینشان به [[سلامت]] است و....<ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۱۰۷.</ref>.
==عصمت امام علی در حدیث==
==عصمت امام علی در حدیث==
*'''[[علی]]{{ع}} با [[قرآن]] است‌''': [[پیامبر خدا]]{{صل}}: [[علی]] با [[قرآن]] است و [[قرآن]] با اوست. از هم جدا نمی‌شوند، تا در کنار [[حوض]] [[کوثر]] بر من در آیند<ref>{{متن حدیث|رسول الله{{صل}}: عَلِی مَعَ القُرآنِ وَالقُرآنُ مَعَهُ، لا یفتَرِقانِ حَتی‌ یرِدا عَلَی الحَوضَ}} (المعجم الأوسط، ج ۵، ص ۱۳۵، ح ۴۸۸۰).</ref>.  [[امام علی]]{{ع}}: [[خداوند]]- تبارک و تعالی- ما را [[پاک]] و از [[خطا]] مصون داشت و ما را [[گواهان]] بر [[خلق]] خود و [[حجت]] خویش در زمینش قرار داد و ما را با [[قرآن]] قرار داد و [[قرآن]] را با ما. ما از [[قرآن]] جدا نمی‌شویم و [[قرآن]] از ما جدا نمی‌شود<ref>{{متن حدیث|الإمام علی{{ع}}: إن اللهَ تَبارَک وتَعالی‌ طَهرَنا وعَصَمَنا، وجَعَلَنا شُهَداءَ عَلی‌ خَلقِهِ، وحُجتَهُ فی أرضِهِ، وجَعَلَنا مَعَ القُرآنِ وجَعَلَ القُرآنَ مَعَنا، لا نُفارِقُهُ ولا یفارِقُنا}} (الکافی، ج ۱، ص ۱۹۱، ح ۵).</ref>.
*'''[[علی]]{{ع}} با [[قرآن]] است‌''': [[پیامبر خدا]]{{صل}}: [[علی]] با [[قرآن]] است و [[قرآن]] با اوست. از هم جدا نمی‌شوند، تا در کنار [[حوض]] [[کوثر]] بر من در آیند<ref>{{متن حدیث|رسول الله{{صل}}: عَلِی مَعَ القُرآنِ وَالقُرآنُ مَعَهُ، لا یفتَرِقانِ حَتی‌ یرِدا عَلَی الحَوضَ}} (المعجم الأوسط، ج ۵، ص ۱۳۵، ح ۴۸۸۰).</ref>.  [[امام علی]]{{ع}}: [[خداوند]]- تبارک و تعالی- ما را [[پاک]] و از [[خطا]] مصون داشت و ما را [[گواهان]] بر [[خلق]] خود و [[حجت]] خویش در زمینش قرار داد و ما را با [[قرآن]] قرار داد و [[قرآن]] را با ما. ما از [[قرآن]] جدا نمی‌شویم و [[قرآن]] از ما جدا نمی‌شود<ref>{{متن حدیث|الإمام علی{{ع}}: إن اللهَ تَبارَک وتَعالی‌ طَهرَنا وعَصَمَنا، وجَعَلَنا شُهَداءَ عَلی‌ خَلقِهِ، وحُجتَهُ فی أرضِهِ، وجَعَلَنا مَعَ القُرآنِ وجَعَلَ القُرآنَ مَعَنا، لا نُفارِقُهُ ولا یفارِقُنا}} (الکافی، ج ۱، ص ۱۹۱، ح ۵).</ref>.
*'''[[علی]]{{ع}} با [[حق]] است‌''' [[پیامبر خدا]]{{صل}}: [[علی]] با [[حق]] است و [[حق]] با [[علی]]. [[حق]] بر مدار او می‌گردد<ref>{{متن حدیث|رسول الله{{صل}}: عَلِی مَعَ الحَق وَالحَق مَعَ عَلِی، یدورُ مَعَهُ حَیثُما دارَ}} (الفصول المختارة، ص ۱۳۵ و، ص ۹۷).</ref>. [[پیامبر خدا]]{{صل}}: ای پسر [[عباس]]! به زودی، [[مردم]] به [[چپ و راست]] می‌روند. چون این‌گونه شد، از [[علی]] و حزب او [[پیروی]] کن، که او با [[حق]] است و [[حق]] با اوست. [آن دو] از هم‌ جدا نمی‌شوند، تا در کنار [[حوض]] [[کوثر]] بر من در آیند<ref>{{متن حدیث|رسول الله{{صل}}: یا بنَ عَباسٍ، سوفَ یأخُذُ الناسُ یمیناً وشِمالًا، فَإِذا کانَ کذلِک فَاتبِع عَلِیاً وحِزبَهُ؛ فَإِنهُ مَعَ الحَق وَالحَق مَعَهُ، ولا یفتَرِقانِ حَتی‌ یرِدا عَلَی الحَوضَ}} (کفایة الأثر، ص ۱۸).</ref>.
*'''[[علی]]{{ع}} با [[حق]] است‌''' [[پیامبر خدا]]{{صل}}: [[علی]] با [[حق]] است و [[حق]] با [[علی]]. [[حق]] بر مدار او می‌گردد<ref>{{متن حدیث|رسول الله{{صل}}: عَلِی مَعَ الحَق وَالحَق مَعَ عَلِی، یدورُ مَعَهُ حَیثُما دارَ}} (الفصول المختارة، ص ۱۳۵ و، ص ۹۷).</ref>. [[پیامبر خدا]]{{صل}}: ای پسر [[عباس]]! به زودی، [[مردم]] به [[چپ و راست]] می‌روند. چون این‌گونه شد، از [[علی]] و حزب او [[پیروی]] کن، که او با [[حق]] است و [[حق]] با اوست. [آن دو] از هم‌ جدا نمی‌شوند، تا در کنار [[حوض]] [[کوثر]] بر من در آیند<ref>{{متن حدیث|رسول الله{{صل}}: یا بنَ عَباسٍ، سوفَ یأخُذُ الناسُ یمیناً وشِمالًا، فَإِذا کانَ کذلِک فَاتبِع عَلِیاً وحِزبَهُ؛ فَإِنهُ مَعَ الحَق وَالحَق مَعَهُ، ولا یفتَرِقانِ حَتی‌ یرِدا عَلَی الحَوضَ}} (کفایة الأثر، ص ۱۸).</ref>.
*'''[[علی]]{{ع}} روشنگر [[اختلافات]] [[امت]] است‌''' [[پیامبر خدا]]{{صل}}: ای [[علی]]! تو کسی هستی که [[اختلافات]] [[امت]] را پس از من برایشان روشن می‌کنی و در میان آنان به جای من قرار می‌گیری. گفته تو گفته من، [[فرمان]] تو [[فرمان]] من، و [[اطاعت]] از تو [[اطاعت]] از من، و [[اطاعت]] از من [[اطاعت]] از خداست و [[نافرمانی]] از تو [[نافرمانی]] از من، و [[نافرمانی]] از من [[نافرمانی]] از خدای عز و جل است<ref>{{متن حدیث|عنه{{صل}}: یا عَلِی، أنتَ الذی تُبَینُ لِامتی ما یختَلِفونَ فیهِ بَعدی، وتَقومُ فیهِم مَقامی، قَولُک قَولی، وأمرُک أمری، وطاعَتُک طاعَتی؛ وطاعَتی طاعَةُ اللهِ، ومَعصِیتُک مَعصِیتی؛ ومَعصِیتی مَعصِیةُ اللهِ عز و جل}} (کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۷۹، ح ۵۴۰۵).</ref>. [[پیامبر خدا]]{{صل}}: چون در چیزی [[اختلاف]] کردید، با [[علی بن ابی طالب]] باشید<ref>{{متن حدیث|عنه{{صل}}: إذَا اختَلَفتُم فی شَی‌ءٍ فَکونوا مَعَ عَلِی بنِ أبی طالِبٍ}} (المناقب، ابن شهر آشوب، ج ۲، ص ۳۰).</ref><ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۱۴۱.</ref>.
*'''[[علی]]{{ع}} روشنگر [[اختلافات]] [[امت]] است‌''' [[پیامبر خدا]]{{صل}}: ای [[علی]]! تو کسی هستی که [[اختلافات]] [[امت]] را پس از من برایشان روشن می‌کنی و در میان آنان به جای من قرار می‌گیری. گفته تو گفته من، [[فرمان]] تو [[فرمان]] من، و [[اطاعت]] از تو [[اطاعت]] از من، و [[اطاعت]] از من [[اطاعت]] از خداست و [[نافرمانی]] از تو [[نافرمانی]] از من، و [[نافرمانی]] از من [[نافرمانی]] از خدای عز و جل است<ref>{{متن حدیث|عنه{{صل}}: یا عَلِی، أنتَ الذی تُبَینُ لِامتی ما یختَلِفونَ فیهِ بَعدی، وتَقومُ فیهِم مَقامی، قَولُک قَولی، وأمرُک أمری، وطاعَتُک طاعَتی؛ وطاعَتی طاعَةُ اللهِ، ومَعصِیتُک مَعصِیتی؛ ومَعصِیتی مَعصِیةُ اللهِ عز و جل}} (کتاب من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۷۹، ح ۵۴۰۵).</ref>. [[پیامبر خدا]]{{صل}}: چون در چیزی [[اختلاف]] کردید، با [[علی بن ابی طالب]] باشید<ref>{{متن حدیث|عنه{{صل}}: إذَا اختَلَفتُم فی شَی‌ءٍ فَکونوا مَعَ عَلِی بنِ أبی طالِبٍ}} (المناقب، ابن شهر آشوب، ج ۲، ص ۳۰).</ref><ref>[[محمد محمدی ری‌شهری|محمدی ری‌شهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین (کتاب)|گزیده دانشنامه امیرالمؤمنین]]، ص ۱۴۱.</ref>.
==[[عصمت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} از نگاه [[آیات]] و [[روایات]]==
*'''[[آیه مباهله]]''': [[پیامبر اکرم]]{{صل}} از جانب [[خداوند]] [[مأموریت]] یافت که به نصرانی‌های [[نجران]]- که درباره [[پندار]] [[الوهیت]] [[حضرت مسیح]]، [[تسلیم]] [[منطق]] و [[برهان]] نشدند- پیشنهاد [[مباهله]] بدهد<ref>{{متن قرآن|فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ}} «بنابراین، پس از دست یافتن تو به دانش، به هر کس که با تو به چالش برخیزد؛ بگو: بیایید تا فرزندان خود و فرزندان شما و زنان خود و زنان شما و خودی‌های خویش و خودی‌های شما را فرا خوانیم آنگاه (به درگاه خداوند) زاری کنیم تا لعنت خداوند را بر دروغگویان نهیم» سوره آل عمران، آیه ۶۱.</ref> و از آنان بخواهد تا با [[فرزندان]] و [[زنان]] خود برای مباهله حاضر شوند. مطابق روایات و اقوال [[مفسران]] و مورخان [[اسلامی]]، پیامبر اکرم{{صل}} [[علی بن ابی‌طالب]]، [[فاطمه زهرا]]، [[حسن]] و [[حسین]]{{عم}} را برای مباهله با خود برد<ref>تفصیل این جریان و نکات تفسیری مربوط به آیه شریفه در بحث مربوط به برهان افضلیت آمده است.</ref>. روشن است که حسن و حسین{{عم}}، مصداق {{متن قرآن|أَبْنَاءَنَا}} و [[فاطمه]]{{س}}، مصداق {{متن قرآن|نِسَاءَنَا}} و [[علی]]{{ع}} مصداق {{متن قرآن|أَنْفُسَنَا}} است. بنابراین، علی{{ع}} به منزله نفس [[پیامبر]]{{صل}} است، و همه [[مقامات معنوی]] آن [[حضرت]] را دارا است، مگر [[مقام نبوت]] که استثنا شده است.
بر این اساس، علی{{ع}} غیر از مقام نبوت، دیگر مقامات معنوی پیامبر{{صل}} را دارا بوده است که عصمت از آن جمله است.
*'''[[آیه تطهیر]]''': [[خداوند متعال]] [[اراده]] کرده است که هر گونه [[پلیدی]] را از [[اهل‌بیت پیامبر]] اکرم{{صل}} دور سازد: {{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گردان» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref>. این اراده، [[اراده تشریعی]] نیست، زیرا اراده تشریعی خداوند به [[طهارت]] و [[پاکیزگی]] [[معنوی]] عموم [[مکلفان]] تعلق گرفته است، و به [[اهل‌بیت پیامبر]]{{صل}} اختصاص ندارد، چنان‌که پس از بیان [[حکم]] [[وضو]] و [[تیمم]]- که عموم مکلفان را شامل می‌شود - فرموده است: {{متن قرآن|مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ}}<ref>«خداوند نمی‌خواهد شما را در تنگنا افکند ولی می‌خواهد شما را پاکیزه گرداند» سوره مائده، آیه ۶.</ref>؛
از سوی دیگر، در [[اراده تکوینی]] [[خداوند]]، تخلّف [[راه]] ندارد: {{متن قرآن|إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ}}<ref>«فرمان او جز این نیست که چون چیزی را بخواهد بدو می‌گوید: باش! بی‌درنگ خواهد بود» سوره یس، آیه ۸۲.</ref> می‌گوید باش و آن موجود می‌شود. بنابراین، [[طهارت]] اهل‌بیت پیامبر اکرم{{صل}} که مورد خواست و اراده تکوینی خداوند بوده است، قطعاً تحقق یافته است؛ در نتیجه آنان از هر گونه [[خطا]] و گناهی [[معصوم]] بوده‌اند.
اکنون باید دید مقصود از اهل‌بیت پیامبر چه کسانی‌اند؟ پاسخ این [[پرسش]]، با توجه به [[روایات]] بسیاری که درباره [[آیه تطهیر]] [[نقل]] شده، این است که مقصود از اهل‌بیت پیامبر{{صل}} در این [[آیه]]؛ [[امیرالمؤمنین]]، [[فاطمه]]، [[حسن]] و [[حسین]]{{عم}} بوده است. در برخی از این روایات آمده است که [[رسول خدا]]{{صل}} آنان را زیر عبای خود گرد آورد و به خداوند عرضه داشت: “اینان [[اهل‌بیت]] من هستند”. [[ام‌سلمه]]، [[همسر پیامبر]]{{صل}} از آن [[حضرت]] پرسید: “آیا من از اهل‌بیت نیستم؟” [[پیامبر]] فرمود: “تو بر [[خیر و خوبی]] هستی، ولی اینها اهل‌بیت من می‌باشند”<ref>تفسیر طبری، ج۲۲، ص۱۱-۱۳؛ الدر المنشور، ج۶، ص۵۳۲-۵۳۳؛ اسباب النزول، ص۱۳۹؛ مسند احمد بن حنبل، ج۱۸، ص۳۱۴.</ref>.
در برخی دیگر از روایات آمده است که پیامبر{{صل}} مدت طولانی هنگامی که می‌خواست به [[مسجد]] برود در برابر [[خانه]] [[حضرت علی]]{{ع}} می‌ایستاد و به آنان [[سلام]] می‌کرد، و آیه تطهیر را [[تلاوت]] می‌فرمود<ref>تفسیر طبری، ج۲۲، ص۱۱؛ الدر المنشور، ج۶، ص۵۳۲-۵۳۵؛ مشکل الآثار، ج۱، ص۳۳۹.</ref>. در روایات دیگری نیز آمده است که [[امامان]] اهل‌بیت در موارد گوناگون به آیه تطهیر استناد کرده و آن را مخصوص خود دانسته‌اند<ref>نور الثقلین، ج۴، ص۲۷۰-۲۷۷.</ref>.
به [[دلیل]] [[روایات]] یاد شده است که بسیاری از [[مفسران]] و [[محدثان]] [[اهل‌سنت]] نیز همانند [[شیعه]] گفته‌اند مقصود از [[اهل‌بیت]] در [[آیه تطهیر]] “اهل کساء” می‌باشند، چنان‌که [[ابوبکر]] [[نقاش]] گفته است: “اکثر مفسران بر این عقیده‌اند که [[آیه]] در [[شأن]] [[علی]]، [[فاطمه]]، [[حسن]] و [[حسین]]{{عم}} نازل شده است”<ref>جواهر العقدین، ص۱۹۸؛ غایة المرام، ج۳، ص۱۷۳.</ref>. ابوبکر حضرمی نیز همین مطلب را بیان کرده است<ref>غایة المرام، ج۳، ص۱۷۴.</ref>. [[ابوجعفر طحاوی مصری]]<ref>مشکل الآثار، ج۱، ص۳۲۲ و ۳۳۹.</ref>، [[ابن‌صباغ مالکی]]<ref>الفصول المهمة، ص۲۳.</ref>، [[حاکم نیشابوری]]<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۴۸.</ref>، [[محب‌الدین طبری]]<ref>الریاض النضرة، ج۴، ص۱۳۰.</ref>، [[شیخ مؤمن شبلنجی شافعی]]<ref>نور الابصار، ص۲۲۳-۲۲۶.</ref>، [[حافظ سلیمان قندوزی حنفی]]<ref>ینابیع المودة، ج۱، ص۳۴۹.</ref>، از کسانی‌اند که آیه تطهیر را مخصوص “اهل کساء” دانسته‌اند.
درباره آیه تطهیر نکات [[تفسیری]]، [[کلامی]] و [[تاریخی]] دیگری نیز مطرح شده است که به علت رعایت اختصار از ذکر آنها [[چشم‌پوشی]] می‌کنیم<ref>ر.ک: دانشنامه کلام اسلامی، ج۱، ص۸۶-۹۸.</ref>.


==[[عصمت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} از نگاه [[روایات]]==
*'''[[حدیث ثقلین]]''': حدیث ثقلین از [[احادیث متواتر]] است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در این [[حدیث]]، خطاب به [[مسلمانان]] فرموده است: “من دو چیز گرانبها را در میان شما باقی می‌گذارم که عبارت‌اند از [[قرآن]] و عترتم، و آن دو هرگز از یکدیگر جدا نخواهند شد، و اگر شما به آن دو [[تمسک]] کنید، [[گمراه]] نخواهید شد”.
*'''[[حدیث ثقلین]]''': حدیث ثقلین از [[احادیث متواتر]] است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در این [[حدیث]]، خطاب به [[مسلمانان]] فرموده است: “من دو چیز گرانبها را در میان شما باقی می‌گذارم که عبارت‌اند از [[قرآن]] و عترتم، و آن دو هرگز از یکدیگر جدا نخواهند شد، و اگر شما به آن دو [[تمسک]] کنید، [[گمراه]] نخواهید شد”.
[[ابن حجر مکی]] درباره این حدیث گفته است: “حدیث مربوط به [[تمسک به قرآن]] و [[عترت]] را بیش از بیست [[صحابه]]، [[روایت]] کرده‌اند. در برخی از این نقل‌ها آمده است که [[رسول اکرم]]{{صل}} آن را در [[حجه الوداع]] و در [[عرفه]] بیان کرد، و در برخی دیگر آمده است که پیامبر اکرم{{صل}} آن را در [[غدیر خم]] بیان کرد و در برخی دیگر گفته شده است، [[پیامبر خدا]]{{صل}} آن را در [[مدینه]] و هنگامی که در بستر [[بیماری]] بود، بیان نمود، و در برخی دیگر آمده است که [[رسول خدا]]{{صل}} وقتی که از [[طائف]] برگشت آن را ایراد کرد. این نقل‌ها با یکدیگر منافات ندارند، زیرا هیچ مانعی وجود ندارد که [[خاتم انبیا]] به علت اهمیت [[مقام]] کتاب [[عزیز]] و [[عترت طاهره]]، آن را در جاهای گوناگون و به صور مکرر بیان کرده باشد”<ref>الصواعق المحرقة، ص۱۸۸؛ برای آگاهی بیشتر از متن و سند حدیث ثقلین به کتاب “نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الانوار” جلد اول رجوع شود.</ref>.
[[ابن حجر مکی]] درباره این حدیث گفته است: “حدیث مربوط به [[تمسک به قرآن]] و [[عترت]] را بیش از بیست [[صحابه]]، [[روایت]] کرده‌اند. در برخی از این نقل‌ها آمده است که [[رسول اکرم]]{{صل}} آن را در [[حجه الوداع]] و در [[عرفه]] بیان کرد، و در برخی دیگر آمده است که پیامبر اکرم{{صل}} آن را در [[غدیر خم]] بیان کرد و در برخی دیگر گفته شده است، [[پیامبر خدا]]{{صل}} آن را در [[مدینه]] و هنگامی که در بستر [[بیماری]] بود، بیان نمود، و در برخی دیگر آمده است که [[رسول خدا]]{{صل}} وقتی که از [[طائف]] برگشت آن را ایراد کرد. این نقل‌ها با یکدیگر منافات ندارند، زیرا هیچ مانعی وجود ندارد که [[خاتم انبیا]] به علت اهمیت [[مقام]] کتاب [[عزیز]] و [[عترت طاهره]]، آن را در جاهای گوناگون و به صور مکرر بیان کرده باشد”<ref>الصواعق المحرقة، ص۱۸۸؛ برای آگاهی بیشتر از متن و سند حدیث ثقلین به کتاب “نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الانوار” جلد اول رجوع شود.</ref>.
۱۳۴٬۲۵۷

ویرایش