برهان: تفاوت میان نسخهها
←اسامی و شئون برهان
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
==اسامی و شئون برهان== | ==اسامی و شئون برهان== | ||
*برهان را بر حسب شئون گوناگون و آثار متفاوت آن نامهای دیگری است که در قرآن به آنها اشاره شدهاست: | *برهان را بر حسب شئون گوناگون و آثار متفاوت آن نامهای دیگری است که در قرآن به آنها اشاره شدهاست: | ||
#'''سلطان:'''برهان از آن رو که زوالناپذیر و غالب است<ref>روض الجنان، ج۱۰، ص۳۲۹.</ref> یا از آن جهت که تیز و گذراست<ref>روض الجنان، ج۱۰، ص۳۲۹.</ref> یا برای آنکه خصم و مخالف را به گونهای در بنبست قرار میدهد که هیچ راهی برای فرار نمییابد<ref>نمونه، ج۹، ص۲۲۳.</ref> یا چون بر عقول و فهمها سلطه مییابد<ref>المیزان، ج۱۱، ص۱۷۷.</ref> یا به جهت همه این امور در آیاتی «سلطان» خوانده میشود؛ مانند فرو نفرستادن سلطان از سوی خداوند بر آنچه مشرکان و بتپرستان میپرستند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ }}﴾}}<ref> بگو جز این نیست که پروردگارم زشتکاریهای آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی ناروا را حرام کرده است و (نیز) اینکه برای خداوند چیزی را که برهانی بر آن فرو نفرستاده است شریک آورید و اینکه درباره خداوند چیزی بگویید که نمیدانید؛ سوره اعراف، آیه: ۳۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا نَزَّلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ}}﴾}} <ref> گفت: بیگمان عذاب و خشمی از (سوی) پروردگارتان برای شما رقم خورده است آیا در نامهایی که شما و پدرانتان آنها را نامگذاری کردهاید- (و) خداوند هیچ برهانی بر (تأیید) آنها نفرستاده است- با من چالش میورزید؟ پس چشم به راه (عذاب خداوند) بدارید که من نیز با شما از چشم به راه داشتگانم؛ سوره اعراف، آیه: ۷۱.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ}}﴾}} <ref> شما به جای او جز نامهایی را نمیپرستید که خود و پدرانتان آنها را نامیدهاید و خداوند بر آنها هیچ حجّتی نفرستاده است، داوری جز از آن خداوند نیست، فرمان داده است که جز وی را نپرستید؛ این، دین پا برجاست اما بیشتر مردم نمیدانند؛ سوره یوسف، آیه: ۴۰.</ref> {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنْ هِيَ إِلاَّ أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الأَنفُسُ وَلَقَدْ جَاءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ الْهُدَى }}﴾}}<ref> آنها جز نامهایی که شما و پدرانتان نامیدهاید نیستند، خداوند بر پرستش آنها هیچ حجّتی نفرستاده است؛ آنها جز از گمان و هوسهایی که در دل دارند پیروی نمیکنند در حالی که به راستی از سوی پروردگارشان برای آنان رهنمود آمده است؛ سوره نجم، آیه: ۲۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ }}﴾}}<ref> و چگونه از آنچه شریک (خداوند) قرار میدهید بهراسم در حالی که خود نمیهراسید از اینکه چیزی را شریک خداوند قرار دادهاید که برهانی بر آن بر شما فرو نفرستاده است؛ پس اگر دانایید کدامیک از (ما) دو گروه به امن (و آرامش) سزاوارتر است؟؛ سوره انعام، آیه: ۸۱.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|و وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَا لَيْسَ لَهُم بِهِ عِلْمٌ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ}}﴾}}<ref> و به جای خداوند چیزی را که (خداوند) برهانی بر آن فرو نفرستاده است و (نیز) چیزی را که دانشی درباره آن ندارند میپرستند و ستمگران را هیچ یاوری نیست؛ سوره حج، آیه: 71.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| هَؤُلاء قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّوْلا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا}}﴾}} <ref> اینان- قوم ما- خدایانی جز او را (به پرستش) گرفتهاند؛ چرا برهانی روشن برای آنها نمیآورند؟ و ستمگرتر از آن کس که بر خداوند دروغی بندد، کیست؟؛ سوره کهف، آیه: ۱۵.</ref> نفی سلطان از گفته کسانی که برای خداوند فرزند قائل شدهاند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالُواْ اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَذَا أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ}}﴾}} <ref> گفتند: خداوند فرزندی برگزیده است، پاکاکه اوست، او بینیاز است؛ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست شما را در این (گفته) برهانی نیست؛ آیا چیزی که نمیدانید درباره خداوند میگویید؟؛ سوره یونس، آیه: ۶۸.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ}}﴾}} <ref> یا برهانی روشن دارید؟؛ سوره صافات، آیه: ۱۵۶.</ref>، بیان خشم الهی نسبت به مجادله کنندگان در آیات او بدون سلطان و تقبیح عمل آنان {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ }}﴾}} <ref> آنان که در آیات خداوند بیآنکه برهانی برای آنان آمده باشد چالش میورزند، (کارشان) نزد خداوند و نزد مؤمنان، سخت خشمانگیز است؛ بدینگونه خداوند بر دل هر خویشبین گردنکشی مهر مینهد؛ سوره غافر، آیه: ۳۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِي صُدُورِهِمْ إِلاَّ كِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ }}﴾}} <ref> آنان که در آیات خداوند بیآنکه برهانی نزد آنان آمده باشد چالش میورزند؛ در درونشان جز خویشبینی نیست که به آن (هم) نمیرسند؛ از این روی به خداوند پناه جو که اوست که شنوای بیناست ؛ سوره غافر، آیه: ۵۶.</ref> مطالبه سلطان از مشرکان بر ادّعای شنیدن سخن فرشتگان {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إ أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ }}﴾}} <ref> یا مگر نردبانی دارند که با آن (به آسمان میروند و) گوش فرا میدهند، بنابراین بر شنونده آنان است که برهانی روشن بیاورد؛ سوره طور، آیه: ۳۸.</ref> و فرستادن [[حضرت موسی]]{{ع}} همراه با سلطان به سوی فرعون و پیروان وی. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ}}﴾}} <ref> و بیگمان ما موسی را با نشانههای خویش و با حجّتی روشن فرستادیم ؛ سوره هود، آیه: ۹۶.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَى وَأَخَاهُ هَارُونَ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ }}﴾}} <ref> سپس موسی و برادرش هارون را با نشانههای خویش و برهانی آشکار فرستادیم؛ سوره مؤمنون، آیه: ۴۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ }}﴾}} <ref> و به یقین موسی را با آیات خویش و برهانی آشکار فرستادیم؛ سوره غافر، آیه: ۲۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَن تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِّنَ السَّمَاء فَقَدْ سَأَلُواْ مُوسَى أَكْبَرَ مِن ذَلِكَ فَقَالُواْ أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَن ذَلِكَ وَآتَيْنَا مُوسَى سُلْطَانًا مُّبِينًا }}﴾}} <ref> اهل کتاب از تو میخواهند که برای آنان کتابی از آسمان فرود آوری ؛ از موسی درخواستی بزرگتر از این کردند و گفتند: خداوند را آشکارا به ما بنما! و آذرخش آنان را برای ستمشان فرا گرفت. سپس گوساله (پرستی) را پس از آنکه برهانها (ی روشن) برای آنان آمده بود برگزیدند و ما از آن (هم) درگذشتیم و به موسی حجتی آشکار دادیم؛ سوره نساء، آیه: ۱۵۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَفِي مُوسَى إِذْ أَرْسَلْنَاهُ إِلَى فِرْعَوْنَ بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ }}﴾}} <ref> و در (کار) موسی هنگامی که او را با برهانی روشن به سوی فرعون فرستادیم (نیز نشانهای نهادیم)؛ سوره ذاریات، آیه: ۳۸.</ref>. | #'''سلطان:'''برهان از آن رو که زوالناپذیر و غالب است<ref>روض الجنان، ج۱۰، ص۳۲۹.</ref> یا از آن جهت که تیز و گذراست<ref>روض الجنان، ج۱۰، ص۳۲۹.</ref> یا برای آنکه خصم و مخالف را به گونهای در بنبست قرار میدهد که هیچ راهی برای فرار نمییابد<ref>نمونه، ج۹، ص۲۲۳.</ref> یا چون بر عقول و فهمها سلطه مییابد<ref>المیزان، ج۱۱، ص۱۷۷.</ref> یا به جهت همه این امور در آیاتی «سلطان» خوانده میشود؛ مانند فرو نفرستادن سلطان از سوی خداوند بر آنچه مشرکان و بتپرستان میپرستند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُواْ بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُواْ عَلَى اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ }}﴾}}<ref> بگو جز این نیست که پروردگارم زشتکاریهای آشکار و پنهان و گناه و افزونجویی ناروا را حرام کرده است و (نیز) اینکه برای خداوند چیزی را که برهانی بر آن فرو نفرستاده است شریک آورید و اینکه درباره خداوند چیزی بگویید که نمیدانید؛ سوره اعراف، آیه: ۳۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ أَتُجَادِلُونَنِي فِي أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا نَزَّلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ فَانتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ}}﴾}} <ref> گفت: بیگمان عذاب و خشمی از (سوی) پروردگارتان برای شما رقم خورده است آیا در نامهایی که شما و پدرانتان آنها را نامگذاری کردهاید- (و) خداوند هیچ برهانی بر (تأیید) آنها نفرستاده است- با من چالش میورزید؟ پس چشم به راه (عذاب خداوند) بدارید که من نیز با شما از چشم به راه داشتگانم؛ سوره اعراف، آیه: ۷۱.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| مَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ أَمَرَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ}}﴾}} <ref> شما به جای او جز نامهایی را نمیپرستید که خود و پدرانتان آنها را نامیدهاید و خداوند بر آنها هیچ حجّتی نفرستاده است، داوری جز از آن خداوند نیست، فرمان داده است که جز وی را نپرستید؛ این، دین پا برجاست اما بیشتر مردم نمیدانند؛ سوره یوسف، آیه: ۴۰.</ref> {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنْ هِيَ إِلاَّ أَسْمَاء سَمَّيْتُمُوهَا أَنتُمْ وَآبَاؤُكُم مَّا أَنزَلَ اللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَانٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَمَا تَهْوَى الأَنفُسُ وَلَقَدْ جَاءَهُم مِّن رَّبِّهِمُ الْهُدَى }}﴾}}<ref> آنها جز نامهایی که شما و پدرانتان نامیدهاید نیستند، خداوند بر پرستش آنها هیچ حجّتی نفرستاده است؛ آنها جز از گمان و هوسهایی که در دل دارند پیروی نمیکنند در حالی که به راستی از سوی پروردگارشان برای آنان رهنمود آمده است؛ سوره نجم، آیه: ۲۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ }}﴾}}<ref> و چگونه از آنچه شریک (خداوند) قرار میدهید بهراسم در حالی که خود نمیهراسید از اینکه چیزی را شریک خداوند قرار دادهاید که برهانی بر آن بر شما فرو نفرستاده است؛ پس اگر دانایید کدامیک از (ما) دو گروه به امن (و آرامش) سزاوارتر است؟؛ سوره انعام، آیه: ۸۱.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|و وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَا لَيْسَ لَهُم بِهِ عِلْمٌ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ}}﴾}}<ref> و به جای خداوند چیزی را که (خداوند) برهانی بر آن فرو نفرستاده است و (نیز) چیزی را که دانشی درباره آن ندارند میپرستند و ستمگران را هیچ یاوری نیست؛ سوره حج، آیه: 71.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| هَؤُلاء قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّوْلا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا}}﴾}} <ref> اینان- قوم ما- خدایانی جز او را (به پرستش) گرفتهاند؛ چرا برهانی روشن برای آنها نمیآورند؟ و ستمگرتر از آن کس که بر خداوند دروغی بندد، کیست؟؛ سوره کهف، آیه: ۱۵.</ref> نفی سلطان از گفته کسانی که برای خداوند فرزند قائل شدهاند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قَالُواْ اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَذَا أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ}}﴾}} <ref> گفتند: خداوند فرزندی برگزیده است، پاکاکه اوست، او بینیاز است؛ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست شما را در این (گفته) برهانی نیست؛ آیا چیزی که نمیدانید درباره خداوند میگویید؟؛ سوره یونس، آیه: ۶۸.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ}}﴾}} <ref> یا برهانی روشن دارید؟؛ سوره صافات، آیه: ۱۵۶.</ref>، بیان خشم الهی نسبت به مجادله کنندگان در آیات او بدون سلطان و تقبیح عمل آنان {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ }}﴾}} <ref> آنان که در آیات خداوند بیآنکه برهانی برای آنان آمده باشد چالش میورزند، (کارشان) نزد خداوند و نزد مؤمنان، سخت خشمانگیز است؛ بدینگونه خداوند بر دل هر خویشبین گردنکشی مهر مینهد؛ سوره غافر، آیه: ۳۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِي صُدُورِهِمْ إِلاَّ كِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ }}﴾}} <ref> آنان که در آیات خداوند بیآنکه برهانی نزد آنان آمده باشد چالش میورزند؛ در درونشان جز خویشبینی نیست که به آن (هم) نمیرسند؛ از این روی به خداوند پناه جو که اوست که شنوای بیناست ؛ سوره غافر، آیه: ۵۶.</ref> مطالبه سلطان از مشرکان بر ادّعای شنیدن سخن فرشتگان {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إ أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ }}﴾}} <ref> یا مگر نردبانی دارند که با آن (به آسمان میروند و) گوش فرا میدهند، بنابراین بر شنونده آنان است که برهانی روشن بیاورد؛ سوره طور، آیه: ۳۸.</ref> و فرستادن [[حضرت موسی]]{{ع}} همراه با سلطان به سوی فرعون و پیروان وی. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ}}﴾}} <ref> و بیگمان ما موسی را با نشانههای خویش و با حجّتی روشن فرستادیم ؛ سوره هود، آیه: ۹۶.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَى وَأَخَاهُ هَارُونَ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ }}﴾}} <ref> سپس موسی و برادرش هارون را با نشانههای خویش و برهانی آشکار فرستادیم؛ سوره مؤمنون، آیه: ۴۵.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ }}﴾}} <ref> و به یقین موسی را با آیات خویش و برهانی آشکار فرستادیم؛ سوره غافر، آیه: ۲۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَن تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِّنَ السَّمَاء فَقَدْ سَأَلُواْ مُوسَى أَكْبَرَ مِن ذَلِكَ فَقَالُواْ أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُواْ الْعِجْلَ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَن ذَلِكَ وَآتَيْنَا مُوسَى سُلْطَانًا مُّبِينًا }}﴾}} <ref> اهل کتاب از تو میخواهند که برای آنان کتابی از آسمان فرود آوری ؛ از موسی درخواستی بزرگتر از این کردند و گفتند: خداوند را آشکارا به ما بنما! و آذرخش آنان را برای ستمشان فرا گرفت. سپس گوساله (پرستی) را پس از آنکه برهانها (ی روشن) برای آنان آمده بود برگزیدند و ما از آن (هم) درگذشتیم و به موسی حجتی آشکار دادیم؛ سوره نساء، آیه: ۱۵۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَفِي مُوسَى إِذْ أَرْسَلْنَاهُ إِلَى فِرْعَوْنَ بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ }}﴾}} <ref> و در (کار) موسی هنگامی که او را با برهانی روشن به سوی فرعون فرستادیم (نیز نشانهای نهادیم)؛ سوره ذاریات، آیه: ۳۸.</ref>. در همه این موارد بیشتر قریب به اتفاق مفسّران مراد از سلطان را برهان یا حجّت قطعی غیر قابل تردید و ابهام دانستهاند، بلکه بنابر نظر برخی سلطان در بیشتر آیات قرآن به معنای حجّت است<ref>التبیان، ج۴، ص۱۸۹.</ref>، جز آنکه در آیه ۹۶ سوره هود و آیات مشابه آن که به [[حضرت موسی]]{{ع}} مربوط میشود برخی پس از تصریح به اینکه مراد از سلطان در این مورد همان برهان و حجّت قاطعی است که بر عقول و افهام سلطه مییابد، افزودهاند: بعید نیست مراد از ارسال موسی همراه با سلطان، مسلّط کردن آن جناب بر اوضاع جاری میان او و آلفرعون جبّار طاغی باشد<ref>المیزان، ج۱۰، ص۳۸۰.</ref>. البته برخی دیگر آن را به حجّتهای روشن<ref>تفسیر لاهیجی، ج۲، ص۴۷۶.</ref>، معجزه<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۲۹۰.</ref>، عصایی که به اژدها مبدّل میشد<ref>مواهب علیّه، ج۲، ص۲۹۰.</ref> و ولایتی که سلطنت بر تمام موجودات عالم از آن اوست<ref>بیان السعاده، ج۲، ص۳۳۷.</ref> تفسیر کردهاند. | ||
#''' آیه: '''برهان نشانه حقانیت آورنده آن است، ازاینرو در برخی از موارد از آن به «آیه» تعبیر شده است؛ مانند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَى وَأَخَاهُ هَارُونَ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ }}﴾}} <ref> سپس موسی و برادرش هارون را با نشانههای خویش و برهانی آشکار فرستادیم؛ سوره مؤمنون، آیه: ۴۵.</ref> که از عصا و ید بیضا و دیگر امور خارق عادتی که به دست [[حضرت موسی]]{{ع}} ظاهر شد و حقّانیّت وی را ثابت کرد به «آیات» تعبیر شده است<ref>المیزان، ج۱۵، ص۳۴.</ref>، در حالی که خداوند در آیه ۳۲ سوره قصص از خصوص عصا و ید بیضا به عنوان دو برهان یاد کرده است{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ }}﴾}} <ref> دست در گریبان خویش فرو بر (و برآور) تا سپید بیآسیب بیرون آید و (در پرهیز) از بیم ، بازویت را به خویش بفشر که این دو (معجزه) ، دو برهان از پروردگار تو برای فرعون و سرکردگان اوست، بیگمان آنان قومی نافرمانند؛ سوره قصص، آیه: ۳۲.</ref>. | #''' آیه: '''برهان نشانه حقانیت آورنده آن است، ازاینرو در برخی از موارد از آن به «آیه» تعبیر شده است؛ مانند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| ثُمَّ أَرْسَلْنَا مُوسَى وَأَخَاهُ هَارُونَ بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ }}﴾}} <ref> سپس موسی و برادرش هارون را با نشانههای خویش و برهانی آشکار فرستادیم؛ سوره مؤمنون، آیه: ۴۵.</ref> که از عصا و ید بیضا و دیگر امور خارق عادتی که به دست [[حضرت موسی]]{{ع}} ظاهر شد و حقّانیّت وی را ثابت کرد به «آیات» تعبیر شده است<ref>المیزان، ج۱۵، ص۳۴.</ref>، در حالی که خداوند در آیه ۳۲ سوره قصص از خصوص عصا و ید بیضا به عنوان دو برهان یاد کرده است{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ }}﴾}} <ref> دست در گریبان خویش فرو بر (و برآور) تا سپید بیآسیب بیرون آید و (در پرهیز) از بیم ، بازویت را به خویش بفشر که این دو (معجزه) ، دو برهان از پروردگار تو برای فرعون و سرکردگان اوست، بیگمان آنان قومی نافرمانند؛ سوره قصص، آیه: ۳۲.</ref>. | ||
#'''حجّت: ''' از آن رو که برهان یقینیترین راه و متقنترین شیوه برای احقاق حقّ یا ابطال باطل است در بسیاری از موارد از آن با «حجّت» یاد شده که عبارت از قولی است که در اثبات یا ابطال چیزی به کار میرود<ref> المیزان، ج۱۸، ص۳۵.</ref>؛ مانند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ }}﴾}} <ref> و این برهان ماست که آن را به ابراهیم در برابر قومش دادیم. هر کس را بخواهیم به پایههایی فرا میبریم؛ بیگمان پروردگار تو، فرزانهای داناست؛ سوره انعام، آیه: 83.</ref>. در این آیه شریفه خداوند متعالی با اشاره به براهینی که در آیات پیشین بر نفی بتپرستی و بطلان ربوبیّت اجرام آسمانی و اثبات امنیت برای مؤمنان اقامه شده، میفرماید: این ادلّه و براهین، حجّتی بود که ما به ابراهیم عطا کردیم تا آن را در برابر قومش به کار گیرد. | #'''حجّت: ''' از آن رو که برهان یقینیترین راه و متقنترین شیوه برای احقاق حقّ یا ابطال باطل است در بسیاری از موارد از آن با «حجّت» یاد شده که عبارت از قولی است که در اثبات یا ابطال چیزی به کار میرود<ref> المیزان، ج۱۸، ص۳۵.</ref>؛ مانند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ }}﴾}} <ref> و این برهان ماست که آن را به ابراهیم در برابر قومش دادیم. هر کس را بخواهیم به پایههایی فرا میبریم؛ بیگمان پروردگار تو، فرزانهای داناست؛ سوره انعام، آیه: 83.</ref>. در این آیه شریفه خداوند متعالی با اشاره به براهینی که در آیات پیشین بر نفی بتپرستی و بطلان ربوبیّت اجرام آسمانی و اثبات امنیت برای مؤمنان اقامه شده، میفرماید: این ادلّه و براهین، حجّتی بود که ما به ابراهیم عطا کردیم تا آن را در برابر قومش به کار گیرد. | ||
# '''بیّنه: ''' برهان از آن جهت که بین حقّ و باطل جدایی افکنده، آن دو را از هم ممتاز میسازد در برخی از موارد از آن به «بیّنة» یاد شده است؛ نظیر{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ }}﴾}} <ref> و اهل کتاب پراکنده نشدند مگر از آن پس که برای آنان آن برهان فرا رسید ؛ سوره بینه، آیه: ۴.</ref> بیشتر مفسران بیّنه موجود در این آیه را به برهان و حجّت حق و بیان کامل<ref>تفسیر جامع، ج۷، ص۴۶۴.</ref>، حجّت واضح و دلیل قاطع عقلی یا حسّی<ref>تقریب القرآن الی الاذهان، ج۳۰، ص۲۰۵.</ref> و حجت واضح<ref>البصائر، ج۵۷، ص۹۶۳.</ref> معنا کردهاند؛ ولی برخی از آنان، آن را بر شخص [[پیامبر اسلام]]{{صل}}[۴۹] یا خود قرآن<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۲۲.</ref> تطبیق کردهاند، بنابراین حاصل مراد آیه طبق نظر بیشتر مفسّران این است: اهل کتاب درباره [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و رسالت وی راه تفرقه و خلاف نپیمودند، مگر پس از آنکه برهان و حجّت کامل بر حقّانیّت و صحّت نبوّت ایشان در کتابهایشان آمد؛ ولی آنان همچنان بر انکارشان لجاجتورزیدند. | # '''بیّنه: ''' برهان از آن جهت که بین حقّ و باطل جدایی افکنده، آن دو را از هم ممتاز میسازد در برخی از موارد از آن به «بیّنة» یاد شده است؛ نظیر{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَمَا تَفَرَّقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلاَّ مِن بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَةُ }}﴾}} <ref> و اهل کتاب پراکنده نشدند مگر از آن پس که برای آنان آن برهان فرا رسید ؛ سوره بینه، آیه: ۴.</ref> بیشتر مفسران بیّنه موجود در این آیه را به برهان و حجّت حق و بیان کامل<ref>تفسیر جامع، ج۷، ص۴۶۴.</ref>، حجّت واضح و دلیل قاطع عقلی یا حسّی<ref>تقریب القرآن الی الاذهان، ج۳۰، ص۲۰۵.</ref> و حجت واضح<ref>البصائر، ج۵۷، ص۹۶۳.</ref> معنا کردهاند؛ ولی برخی از آنان، آن را بر شخص [[پیامبر اسلام]]{{صل}}[۴۹] یا خود قرآن<ref>مجمع البیان، ج۱۰، ص۵۲۲.</ref> تطبیق کردهاند، بنابراین حاصل مراد آیه طبق نظر بیشتر مفسّران این است: اهل کتاب درباره [[پیامبر اسلام]]{{صل}} و رسالت وی راه تفرقه و خلاف نپیمودند، مگر پس از آنکه برهان و حجّت کامل بر حقّانیّت و صحّت نبوّت ایشان در کتابهایشان آمد؛ ولی آنان همچنان بر انکارشان لجاجتورزیدند. | ||
==انواع برهان== | ==انواع برهان== | ||
*قرآن کریم برای تبیین مسائل مورد نظر از گونههای متفاوت برهان بر حسب تناسب موضوع و سطح فکر مخاطبان و سهولت یا صعوبت مطلب استفاده کرده است؛ مثلا در مواردی که با عموم مردم و تودههای بیسواد یا کمسواد ولی بیداردل بیتعصّب سخن میگوید، از راه انتقال از معلول به علّت که در اصطلاح «دلیل» یا «برهان انّی» نامیده میشود، وارد شده، مطلب را برای آنها تبیین میکند؛ مانند آیاتی که با ارائه نشانههای خداوند در آفاق و انفس حقانیت خداوند را بیان و بر آن تأکید کرده است. نمودار این گونه آیات در بیانی کلّی آیه ۵۳ سوره فصّلت است که تأکید میکند: ما آیات و نشانههای خود را در جای جای عالم و افقهای دور و نزدیک و در وجود خود انسانها بدیشان خواهیم نمود تا برایشان روشن گردد که حقّ فقط خداوند است و بس و جز او در حقیقت سرابی بیش نیست: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ }}﴾}} <ref> به زودی نشانههای خویش را در گسترههای بیرون و پیکرههای درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟؛ سوره فصلت، آیه: ۵۳.</ref> در این بخش از آیه مناسب با فهم عموم مردم و متوسطان جامعه سخن گفته شده است؛ ولی در بخش بعدی روی سخن با خواصّ افراد و طبقه بالای جامعه است، ازاینرو نحوه استدلال تغییر میکند و از دلالت نشانهها بر خداوند سخنی به میان نمیآید، بلکه برعکس، از خداوند که علّت اشیاست بر وجود معلولهایش استدلال میشود: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ }}﴾}} <ref> به زودی نشانههای خویش را در گسترههای بیرون و پیکرههای درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟؛ سوره فصلت، آیه: ۵۳.</ref>؛ امّا خود خداوند از آن رو که بدیهی و غیر قابل تردید است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ }}﴾}} <ref> آیا درباره خداوند- آفریننده آسمانها و زمین- تردیدی هست؟ ؛ سوره ابراهیم، آیه: ۱۰.</ref> از اثبات و استدلال بینیاز است، بلکه این خود اوست که به حقّ بر خویش دلالت کرده: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ }}﴾}} <ref> سوره آل عمران، آیه: ۱۱۸.</ref>، شاهد وجود ظلّی دیگر اشیا نیز هست و از همین رو در برخی ادعیه، خداوند به اسم «برهان» خوانده شده است: {{عربی|اندازه=150%|" اللهم إنّی أسئلک باسمک یا حنّان یا دیّان یا برهان "}}<ref>البلدالامین، ج۱، ص۴۰۲.</ref>. | *قرآن کریم برای تبیین مسائل مورد نظر از گونههای متفاوت برهان بر حسب تناسب موضوع و سطح فکر مخاطبان و سهولت یا صعوبت مطلب استفاده کرده است؛ مثلا در مواردی که با عموم مردم و تودههای بیسواد یا کمسواد ولی بیداردل بیتعصّب سخن میگوید، از راه انتقال از معلول به علّت که در اصطلاح «دلیل» یا «برهان انّی» نامیده میشود، وارد شده، مطلب را برای آنها تبیین میکند؛ مانند آیاتی که با ارائه نشانههای خداوند در آفاق و انفس حقانیت خداوند را بیان و بر آن تأکید کرده است. نمودار این گونه آیات در بیانی کلّی آیه ۵۳ سوره فصّلت است که تأکید میکند: ما آیات و نشانههای خود را در جای جای عالم و افقهای دور و نزدیک و در وجود خود انسانها بدیشان خواهیم نمود تا برایشان روشن گردد که حقّ فقط خداوند است و بس و جز او در حقیقت سرابی بیش نیست: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ }}﴾}} <ref> به زودی نشانههای خویش را در گسترههای بیرون و پیکرههای درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟؛ سوره فصلت، آیه: ۵۳.</ref> در این بخش از آیه مناسب با فهم عموم مردم و متوسطان جامعه سخن گفته شده است؛ ولی در بخش بعدی روی سخن با خواصّ افراد و طبقه بالای جامعه است، ازاینرو نحوه استدلال تغییر میکند و از دلالت نشانهها بر خداوند سخنی به میان نمیآید، بلکه برعکس، از خداوند که علّت اشیاست بر وجود معلولهایش استدلال میشود: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ }}﴾}} <ref> به زودی نشانههای خویش را در گسترههای بیرون و پیکرههای درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟؛ سوره فصلت، آیه: ۵۳.</ref>؛ امّا خود خداوند از آن رو که بدیهی و غیر قابل تردید است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ }}﴾}} <ref> آیا درباره خداوند- آفریننده آسمانها و زمین- تردیدی هست؟ ؛ سوره ابراهیم، آیه: ۱۰.</ref> از اثبات و استدلال بینیاز است، بلکه این خود اوست که به حقّ بر خویش دلالت کرده: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ }}﴾}} <ref> سوره آل عمران، آیه: ۱۱۸.</ref>، شاهد وجود ظلّی دیگر اشیا نیز هست و از همین رو در برخی ادعیه، خداوند به اسم «برهان» خوانده شده است: {{عربی|اندازه=150%|" اللهم إنّی أسئلک باسمک یا حنّان یا دیّان یا برهان "}}<ref>البلدالامین، ج۱، ص۴۰۲.</ref>. | ||