پرش به محتوا

برهان: تفاوت میان نسخه‌ها

۸۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۵ مهٔ ۲۰۱۸
خط ۴۱: خط ۴۱:


==انواع برهان==
==انواع برهان==
*قرآن کریم برای تبیین مسائل مورد نظر از گونه‌های متفاوت برهان بر حسب تناسب موضوع و سطح فکر مخاطبان و سهولت یا صعوبت مطلب استفاده کرده است؛ مثلا در مواردی که با عموم مردم و توده‌های بی‌سواد یا کم‌سواد ولی بیداردل بی‌تعصّب سخن می‌گوید، از راه انتقال از معلول به علّت که در اصطلاح «دلیل» یا «برهان انّی» نامیده می‌شود، وارد شده، مطلب را برای آنها تبیین می‌کند؛ مانند آیاتی که با ارائه نشانه‌های خداوند در آفاق و انفس حقانیت خداوند را بیان و بر آن تأکید کرده است. نمودار این گونه آیات در بیانی کلّی آیه ۵۳ سوره فصّلت است که تأکید می‌کند: ما آیات و نشانه‌های خود را در جای جای عالم و افقهای دور و نزدیک و در وجود خود انسانها بدیشان خواهیم نمود تا برایشان روشن گردد که حقّ فقط خداوند است و بس و جز او در حقیقت سرابی بیش نیست: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ }}﴾}} <ref> به زودی نشانه‌های خویش را در گستره‌های بیرون و پیکره‌های درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟؛ سوره فصلت، آیه: ۵۳.</ref> در این بخش از آیه مناسب با فهم عموم مردم و متوسطان جامعه سخن گفته شده است؛ ولی در بخش بعدی روی سخن با خواصّ افراد و طبقه بالای جامعه است، ازاین‌رو نحوه استدلال تغییر می‌کند و از دلالت نشانه‌ها بر خداوند سخنی به میان نمی‌آید، بلکه برعکس، از خداوند که علّت اشیاست بر وجود معلولهایش استدلال می‌شود: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ }}﴾}} <ref> به زودی نشانه‌های خویش را در گستره‌های بیرون و پیکره‌های درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟؛ سوره فصلت، آیه: ۵۳.</ref>؛ امّا خود خداوند از آن رو که بدیهی و غیر قابل تردید است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|  أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ  }}﴾}} <ref> آیا درباره خداوند- آفریننده آسمان‌ها و زمین- تردیدی هست؟ ؛ سوره ابراهیم، آیه: ۱۰.</ref> از اثبات و استدلال بی‌نیاز است، بلکه این خود اوست که به حقّ بر خویش دلالت کرده: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ }}﴾}} <ref> سوره آل عمران، آیه: ۱۱۸.</ref>، شاهد وجود ظلّی دیگر اشیا نیز هست و از همین رو در برخی ادعیه، خداوند به اسم «برهان» خوانده شده است: {{عربی|اندازه=150%|" اللهم إنّی أسئلک باسمک یا حنّان یا دیّان یا برهان "}}<ref>البلدالامین، ج‌۱، ص‌۴۰۲.</ref>.
*قرآن کریم برای تبیین مسائل مورد نظر از گونه‌های متفاوت برهان بر حسب تناسب موضوع و سطح فکر مخاطبان و سهولت یا صعوبت مطلب استفاده کرده است؛ مثلا در مواردی که با عموم مردم و توده‌های بی‌سواد یا کم‌سواد ولی بیداردل بی‌تعصّب سخن می‌گوید، از راه انتقال از معلول به علّت که در اصطلاح «دلیل» یا «برهان انّی» نامیده می‌شود، وارد شده، مطلب را برای آنها تبیین می‌کند؛ مانند آیاتی که با ارائه نشانه‌های خداوند در آفاق و انفس حقانیت خداوند را بیان و بر آن تأکید کرده است. نمودار این گونه آیات در بیانی کلّی آیه ۵۳ سوره فصّلت است که تأکید می‌کند: ما آیات و نشانه‌های خود را در جای جای عالم و افقهای دور و نزدیک و در وجود خود انسانها بدیشان خواهیم نمود تا برایشان روشن گردد که حقّ فقط خداوند است و بس و جز او در حقیقت سرابی بیش نیست: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الآفَاقِ وَفِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ }}﴾}} <ref> به زودی نشانه‌های خویش را در گستره‌های بیرون و پیکره‌های درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟؛ سوره فصلت، آیه: ۵۳.</ref> در این بخش از آیه مناسب با فهم عموم مردم و متوسطان جامعه سخن گفته شده است؛ ولی در بخش بعدی روی سخن با خواصّ افراد و طبقه بالای جامعه است، ازاین‌رو نحوه استدلال تغییر می‌کند و از دلالت نشانه‌ها بر خداوند سخنی به میان نمی‌آید، بلکه برعکس، از خداوند که علّت اشیاست بر وجود معلولهایش استدلال می‌شود: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ }}﴾}} <ref> به زودی نشانه‌های خویش را در گستره‌های بیرون و پیکره‌های درونشان نشان آنان خواهیم داد تا بر آنها روشن شود که او راستین است؛ آیا بسنده نیست که پروردگارت بر همه چیز گواه است؟؛ سوره فصلت، آیه: ۵۳.</ref>؛ امّا خود خداوند از آن رو که بدیهی و غیر قابل تردید است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|  أَفِي اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ  }}﴾}} <ref> آیا درباره خداوند- آفریننده آسمان‌ها و زمین- تردیدی هست؟ ؛ سوره ابراهیم، آیه: ۱۰.</ref> از اثبات و استدلال بی‌نیاز است، بلکه این خود اوست که به حقّ بر خویش دلالت کرده: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ }}﴾}} <ref> سوره آل عمران، آیه: ۱۱۸.</ref>، شاهد وجود ظلّی دیگر اشیا نیز هست و از همین رو در برخی ادعیه، خداوند به اسم «برهان» خوانده شده است: {{عربی|اندازه=150%|" اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا حَنَّانُ يَا مَنَّانُ يَا دَيَّانُ يَا بُرْهَانُ "}}<ref>البلدالامین، ج‌۱، ص‌۴۰۲.</ref>.
*استدلال بر ذات خداوند به وسیله خود ذات که برهانی شبه لمّی است با استدلال سابق که برهانی انّی یا دلیل بود متفاوت است، چنان‌که استدلال بر اشیا به وسیله ذات خدا که برهانی لمّی است با هر دو نوع استدلال یاد شده فرق می‌کند. استدلال پیشین استدلال متعارف و معمولی است که عموم مردم توان درک آن را دارند، برخلاف دو استدلال اخیر که فهم آن دو نیازمند به نوعی معرفت متعالی و فوق معمول است، ازاین‌رو اهل عرفان و حکمت متعالیه برهانی را که با آن از ذات واجب تعالی به ذات او می‌رسند برهان «صدّیقین» که انسانهایی فوق متعارف‌اند نامیده‌اند. به گفته برخی بیان قسمت پایانی آیه ۵۳ سوره فصلت ویژه خواصّ است که به وسیله ذات خداوند بر وی استشهاد می‌کنند و از همین رو خداوند خطاب موجود در پایان آیه را متوجّه [[پیامبر]]{{صل}} کرده و فرموده است: آیا اینکه پروردگار تو بر همه چیز شاهد و گواه است کافی نیست؟!<ref>الصافی، ج‌۴، ص‌۳۶۵.</ref>.
*استدلال بر ذات خداوند به وسیله خود ذات که برهانی شبه لمّی است با استدلال سابق که برهانی انّی یا دلیل بود متفاوت است، چنان‌که استدلال بر اشیا به وسیله ذات خدا که برهانی لمّی است با هر دو نوع استدلال یاد شده فرق می‌کند. استدلال پیشین استدلال متعارف و معمولی است که عموم مردم توان درک آن را دارند، برخلاف دو استدلال اخیر که فهم آن دو نیازمند به نوعی معرفت متعالی و فوق معمول است، ازاین‌رو اهل عرفان و حکمت متعالیه برهانی را که با آن از ذات واجب تعالی به ذات او می‌رسند برهان «صدّیقین» که انسانهایی فوق متعارف‌اند نامیده‌اند. به گفته برخی بیان قسمت پایانی آیه ۵۳ سوره فصلت ویژه خواصّ است که به وسیله ذات خداوند بر وی استشهاد می‌کنند و از همین رو خداوند خطاب موجود در پایان آیه را متوجّه [[پیامبر]]{{صل}} کرده و فرموده است: آیا اینکه پروردگار تو بر همه چیز شاهد و گواه است کافی نیست؟!<ref>الصافی، ج‌۴، ص‌۳۶۵.</ref>.
*تفسیر مشهور دیگر در آیه یاد شده این است که آیه ناظر به اعجاز قرآن و حقانیّت دعوی رسالت [[پیامبر‌اسلام]]{{صل}} است<ref>المیزان، ج‌۱۷، ص‌۴۰۴.</ref>.
*تفسیر مشهور دیگر در آیه یاد شده این است که آیه ناظر به اعجاز قرآن و حقانیّت دعوی رسالت [[پیامبر‌اسلام]]{{صل}} است<ref>المیزان، ج‌۱۷، ص‌۴۰۴.</ref>.
*برهان، لمّی باشد یا انّی یا دلیل، از اقسام پنج‌گانه قیاس است و قیاس بر دو گونه است: اقترانی و استثنایی، ازاین‌رو می‌توان برهان را به‌یکی از این دو صورت ارائه کرد. خداوند در برخی موارد براهین را مناسب با قیاسهای استثنایی مطرح کرده است، چنان که می‌گوید: اگر در آسمان و زمین جز خدای یگانه خدایانی می‌بود هرآینه به آن دو فساد راه می‌یافت، لیکن به آن دو فساد راه نیافته است، بنابراین جز‌خدای یگانه خدایانی در آسمان و زمین وجود ندارند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|  لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ }}﴾}} <ref> اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی می‌بودند، هر دو تباه می‌شدند پس پاکا که خداوند است- پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان)- از آنچه وصف می‌کنند؛ سوره انبیاء، آیه: ۲۱.</ref> و اگر چنان‌که اینان می‌گویند با خدای یکتا خدایان دیگری وجود می‌داشت هرآینه آنها به سوی صاحب عرش و مالک نظام هستی راه یافته، او را از سلطنتش عزل می‌کردند؛ لیکن حقیقت امر چنین نیست، پس با خدای یکتا خدایان دیگری نیستند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|  قُل لَّوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لاَّبْتَغَوْا إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلاً }}﴾}} <ref> بگو اگر با او خدایانی می‌بودند چنان که می‌گویند، در آن صورت (آن خدایان) به سوی دارنده اورنگ (فرمانفرمایی جهان) راهی می‌جستند؛ سوره اسراء، آیه: ۴۲.</ref>  و اگر با خدای یگانه خدایان دیگری می‌بود هرآینه هر کدام به سوی مخلوقهای خود روی آورده، بعضی از آنها بر بعضی دیگر برتری می‌جست؛ لیکن واقع امر این‌گونه نیست، پس با خدای یگانه خدایان دیگری وجود ندارند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ }}﴾}} <ref> خداوند فرزندی نگزیده است و با وی هیچ خدایی نیست که (اگر می‌بود) در آن صورت هر خدایی آفریده خویش را (با خود) می‌برد و بر یکدیگر برتری می‌جستند؛ پاکا که خداوند است از آنچه وصف می‌کنند؛ سوره مؤمنون، آیه: ۹۱.</ref>؛  و در برخی دیگر از موارد، مناسب با قیاسهای اقترانی؛ مانند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ}}﴾}} <ref> و چون شب بر او چادر افکند ستاره‌ای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمی‌دارم ؛ سوره انعام، آیه: ۷۶.</ref> که آن را به یکی از دو صورت زیر می‌توان ارائه کرد: ۱. این اجرام آسمانی غروب می‌کنند و هر‌چیزی که غروب می‌کند نمی‌تواند پروردگار باشد، پس این اجرام نمی‌توانند پروردگار باشند. ۲. این اجرام چون غروب می‌کنند محبوب نیستند و پروردگار باید محبوب باشد، پس این اجرام پروردگار نیستند.
*برهان، لمّی باشد یا انّی یا دلیل، از اقسام پنج‌گانه قیاس است و قیاس بر دو گونه است: اقترانی و استثنایی، ازاین‌رو می‌توان برهان را به‌یکی از این دو صورت ارائه کرد. خداوند در برخی موارد براهین را مناسب با قیاسهای استثنایی مطرح کرده است، چنان که می‌گوید: اگر در آسمان و زمین جز خدای یگانه خدایانی می‌بود هرآینه به آن دو فساد راه می‌یافت، لیکن به آن دو فساد راه نیافته است، بنابراین جز‌خدای یگانه خدایانی در آسمان و زمین وجود ندارند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|  لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ }}﴾}} <ref> اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی می‌بودند، هر دو تباه می‌شدند پس پاکا که خداوند است- پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان)- از آنچه وصف می‌کنند؛ سوره انبیاء، آیه: ۲۱.</ref> و اگر چنان‌که اینان می‌گویند با خدای یکتا خدایان دیگری وجود می‌داشت هرآینه آنها به سوی صاحب عرش و مالک نظام هستی راه یافته، او را از سلطنتش عزل می‌کردند؛ لیکن حقیقت امر چنین نیست، پس با خدای یکتا خدایان دیگری نیستند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|  قُل لَّوْ كَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذًا لاَّبْتَغَوْا إِلَى ذِي الْعَرْشِ سَبِيلاً }}﴾}} <ref> بگو اگر با او خدایانی می‌بودند چنان که می‌گویند، در آن صورت (آن خدایان) به سوی دارنده اورنگ (فرمانفرمایی جهان) راهی می‌جستند؛ سوره اسراء، آیه: ۴۲.</ref>  و اگر با خدای یگانه خدایان دیگری می‌بود هرآینه هر کدام به سوی مخلوقهای خود روی آورده، بعضی از آنها بر بعضی دیگر برتری می‌جست؛ لیکن واقع امر این‌گونه نیست، پس با خدای یگانه خدایان دیگری وجود ندارند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِن وَلَدٍ وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إِلَهٍ إِذًا لَّذَهَبَ كُلُّ إِلَهٍ بِمَا خَلَقَ وَلَعَلا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ }}﴾}} <ref> خداوند فرزندی نگزیده است و با وی هیچ خدایی نیست که (اگر می‌بود) در آن صورت هر خدایی آفریده خویش را (با خود) می‌برد و بر یکدیگر برتری می‌جستند؛ پاکا که خداوند است از آنچه وصف می‌کنند؛ سوره مؤمنون، آیه: ۹۱.</ref>؛  و در برخی دیگر از موارد، مناسب با قیاسهای اقترانی؛ مانند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَى كَوْكَبًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ}}﴾}} <ref> و چون شب بر او چادر افکند ستاره‌ای دید گفت: این پروردگار من است اما هنگامی که ناپدید شد گفت: ناپدیدشوندگان را دوست نمی‌دارم ؛ سوره انعام، آیه: ۷۶.</ref> که آن را به یکی از دو صورت زیر می‌توان ارائه کرد: ۱. این اجرام آسمانی غروب می‌کنند و هر‌چیزی که غروب می‌کند نمی‌تواند پروردگار باشد، پس این اجرام نمی‌توانند پروردگار باشند. ۲. این اجرام چون غروب می‌کنند محبوب نیستند و پروردگار باید محبوب باشد، پس این اجرام پروردگار نیستند.
==آثار پیروی از برهان==
==آثار پیروی از برهان==
# ''' دستیابی به حقیقت: ''' کسی که از برهان پیروی کند حقیقتاً به عالم واقع و حقیقت امور دست می‌یابد. [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} که ملکوت عالم به وی ارائه شد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ }}﴾}} <ref> و این‌گونه ما گستره  آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم می‌نمایانیم و (چنین می‌کنیم) تا از باورداران گردد؛ سوره انعام، آیه: ۷۵.</ref>. و حجّتهای قاطع و براهین روشن خداوند را دریافت کرد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ }}﴾}} <ref> و این برهان ماست که آن را به ابراهیم در برابر قومش دادیم؛ سوره انعام، آیه: ۸۳.</ref> بر اثر پیروی از آن حجّتها، با وجود گرایشهای انحرافی فراوان موجود و تبلیغات گسترده و وسوسه‌انگیز بت پرستان، به واقع و حق دست یافت و در میان قوم بت پرست خود ندا در داد: من با ایمان خالص رو به سوی خدایی آوردم که آفریدگار همه آسمانها و زمین است و هرگز با پندار جاهلانه مشرکان موافق نخواهم بود: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ }}﴾}} <ref> من با درستی آیین  روی خویش به سوی کسی آورده‌ام که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم؛ سوره انعام، آیه: ۷۹.</ref> [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} این جمله را هنگامی گفت که با دیدن افول خورشید و ماه و سیّاره زهره بر عدم صلاحیت آنها برای ربوبیّت تصریح کرد و به پیروی از این استدلال‌برهانی بر شرک و اعتقاد به خدایان دروغین خط بطلان کشید.
# ''' دستیابی به حقیقت: ''' کسی که از برهان پیروی کند حقیقتاً به عالم واقع و حقیقت امور دست می‌یابد. [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} که ملکوت عالم به وی ارائه شد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَكَذَلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ }}﴾}} <ref> و این‌گونه ما گستره  آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم می‌نمایانیم و (چنین می‌کنیم) تا از باورداران گردد؛ سوره انعام، آیه: ۷۵.</ref>. و حجّتهای قاطع و براهین روشن خداوند را دریافت کرد: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ }}﴾}} <ref> و این برهان ماست که آن را به ابراهیم در برابر قومش دادیم؛ سوره انعام، آیه: ۸۳.</ref> بر اثر پیروی از آن حجّتها، با وجود گرایشهای انحرافی فراوان موجود و تبلیغات گسترده و وسوسه‌انگیز بت پرستان، به واقع و حق دست یافت و در میان قوم بت پرست خود ندا در داد: من با ایمان خالص رو به سوی خدایی آوردم که آفریدگار همه آسمانها و زمین است و هرگز با پندار جاهلانه مشرکان موافق نخواهم بود: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ }}﴾}} <ref> من با درستی آیین  روی خویش به سوی کسی آورده‌ام که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و من از مشرکان نیستم؛ سوره انعام، آیه: ۷۹.</ref> [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} این جمله را هنگامی گفت که با دیدن افول خورشید و ماه و سیّاره زهره بر عدم صلاحیت آنها برای ربوبیّت تصریح کرد و به پیروی از این استدلال‌برهانی بر شرک و اعتقاد به خدایان دروغین خط بطلان کشید.
۱۱۵٬۳۴۹

ویرایش