وحی: تفاوت میان نسخهها
←ب. قاعده "مدنی بالطبع" بودن انسانها
| خط ۱۹۳: | خط ۱۹۳: | ||
بنابراین، آیه بر ضرورت زندگی اجتماعی اشاره دارد. | بنابراین، آیه بر ضرورت زندگی اجتماعی اشاره دارد. | ||
* اولاً: انسان پس از اینکه به سبب داشتن جهاز تناسلی مجبور به تشکیل خانواده شد، تلاش میکند تا نیازمندیهای خود و خانوادهای را تأمین کند، طبیعت سودجوی او، او را وادار میکند از موجودات دیگر "سنگ و چوب و گیاهان، حیوانات و انسانهای دیگر" تا جایی که دریافت هر فردی از فرد یا افراد دیگر همان را میخواهد که دیگران از او میخواهند، ناگزیر پی برد باید اجتماع مدنی و تعاونی تشکیل دهد. بعداً فهمید که دوام اجتماع و زندگیاش منوط به این است که هر صاحب حقی به حق خود برسد و این همان عدالت اجتماعی است. | * اولاً: انسان پس از اینکه به سبب داشتن جهاز تناسلی مجبور به تشکیل خانواده شد، تلاش میکند تا نیازمندیهای خود و خانوادهای را تأمین کند، طبیعت سودجوی او، او را وادار میکند از موجودات دیگر "سنگ و چوب و گیاهان، حیوانات و انسانهای دیگر" تا جایی که دریافت هر فردی از فرد یا افراد دیگر همان را میخواهد که دیگران از او میخواهند، ناگزیر پی برد باید اجتماع مدنی و تعاونی تشکیل دهد. بعداً فهمید که دوام اجتماع و زندگیاش منوط به این است که هر صاحب حقی به حق خود برسد و این همان عدالت اجتماعی است. | ||
:پس هرکسی باید نیازمندیهای دیگری را برآورده سازد تا احتیاجات خودش با مشارکت اجتماعی برآورده شود. اختلاف خلقت و عادات و اخلاق انسانها عدالت اجتماعی را تهدید میکند و هر قدرتمندی میخواهد از ضعیف بهرهکشی کند. و ضعیف هم بهحکم ضرورت مجبور میشود در مقابل ظلم غالب دست بر حیله و خدعه بزند. که این هرج و مرج انسان را به هلاکت میکشاند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ ما كانَ النَّاسُ إِلاَّ أُمَّةً واحِدَةً فَاخْتَلَفُوا وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فيما فيهِ يَخْتَلِفُونَ}}﴾}} هرچند وحدت صورت انسانها تا حدی باعث وحدت افکار و افعال میشود، اما اختلاف در احساسات و ادراکات و احوال موجب اختلاف هدفها و اختلال در نظام است. ازاینرو انسان مجبور است عدالت اجتماعی را بپذیرد <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۱۸ و ۱۱۹.</ref>. | :پس هرکسی باید نیازمندیهای دیگری را برآورده سازد تا احتیاجات خودش با مشارکت اجتماعی برآورده شود. اختلاف خلقت و عادات و اخلاق انسانها عدالت اجتماعی را تهدید میکند و هر قدرتمندی میخواهد از ضعیف بهرهکشی کند. و ضعیف هم بهحکم ضرورت مجبور میشود در مقابل ظلم غالب دست بر حیله و خدعه بزند. که این هرج و مرج انسان را به هلاکت میکشاند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ ما كانَ النَّاسُ إِلاَّ أُمَّةً واحِدَةً فَاخْتَلَفُوا وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فيما فيهِ يَخْتَلِفُونَ}}﴾}} هرچند وحدت صورت انسانها تا حدی باعث وحدت افکار و افعال میشود، اما اختلاف در احساسات و ادراکات و احوال موجب اختلاف هدفها و اختلال در نظام است. ازاینرو انسان مجبور است عدالت اجتماعی را بپذیرد <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۱۸ و ۱۱۹.</ref>. اما این از روی ناچاری و ضرورت است و طبع اولی او چنین اقتضایی ندارد. [[علامه طباطبائی]]: "انسان، پیوسته از ته دل در فکر پاره کردن این بند عدالت اجتماعی است. تاریخ این حقیقت را تأیید میکند". ازاینرو همواره در جامعههای انسانی قوانین دایر بوده است. | ||
اما این از روی ناچاری و ضرورت است و طبع اولی او چنین اقتضایی ندارد. [[علامه طباطبائی]]: "انسان، پیوسته از ته دل در فکر پاره کردن این بند عدالت اجتماعی است. تاریخ این حقیقت را تأیید میکند". ازاینرو همواره در جامعههای انسانی قوانین دایر بوده است. | |||
* ثانیاً: به این قانون عادلانه که ضامن سعادت دنیا و آخرت باشد. میتواند جعل و تبیین کند. شرایط قانونگذار: | * ثانیاً: به این قانون عادلانه که ضامن سعادت دنیا و آخرت باشد. میتواند جعل و تبیین کند. شرایط قانونگذار: | ||
:#انسانشناس کامل باشد "شناخت جسم و روح"؛ | :#انسانشناس کامل باشد "شناخت جسم و روح"؛ | ||