←ب. تحلیلهای اثبات گرایانه
| خط ۲۰۱: | خط ۲۰۱: | ||
در تحلیلهای اثبات گرایانه همگی وحی را از سوی خداوند میدانند اما در شیوه انتقال و ماهیت وحی اختلاف است: | در تحلیلهای اثبات گرایانه همگی وحی را از سوی خداوند میدانند اما در شیوه انتقال و ماهیت وحی اختلاف است: | ||
۱:. '''دیدگاه عامیانه''': این دیدگاه مبتنی بر این باور است که [[ملائکه]] بهصورت یک انسان در حضور [[پیامبر]] پیام الهی را میخوانند و پیامبر نیز با گوش طبیعی خود این کلام را دریافت میکند <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۶۰ و ۱۶۱.</ref>. اما این حضور زمانمند و مکانمند از ساحت وحی الهی به دور است. | ۱:. '''دیدگاه عامیانه''': این دیدگاه مبتنی بر این باور است که [[ملائکه]] بهصورت یک انسان در حضور [[پیامبر]] پیام الهی را میخوانند و پیامبر نیز با گوش طبیعی خود این کلام را دریافت میکند <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۶۰ و ۱۶۱.</ref>. اما این حضور زمانمند و مکانمند از ساحت وحی الهی به دور است. | ||
:۳. '''تحلیل عقلی''': فیلسوفان باور دارند که [[پیامبران]] با داشتن نفسهای تهذیب شده و تعالییافته خود، میتوانند دستی در عالم عقل و مثال داشته باشند و حقایق نهایی را از آن دریافت کنند. در این تحلیل عقلانی کسی [[پیامبر]] خوانده میشود که از هفتخوان مراتب عقل عملی و نظری گذر نموده و در شبکه اتصال با عقل فعال، آن مراتب را به فعلیت رسانده باشد. | :۳. '''تحلیل عقلی''': فیلسوفان باور دارند که [[پیامبران]] با داشتن نفسهای تهذیب شده و تعالییافته خود، میتوانند دستی در عالم عقل و مثال داشته باشند و حقایق نهایی را از آن دریافت کنند. در این تحلیل عقلانی کسی [[پیامبر]] خوانده میشود که از هفتخوان مراتب عقل عملی و نظری گذر نموده و در شبکه اتصال با عقل فعال، آن مراتب را به فعلیت رسانده باشد. این راهکار بر این باور است که روح انسان برای فهم حقایق، باید از موجود مجردی، به نام عقل فعال [[الهام]] گیرد. که [[جبرئیل]] در زبان شرع مصداق آن و منبع تمام حقایق میباشد. در مقام همین اتصال است که [[پیامبر]] احساس میکند [[فرشته]]ای را دیده یا آوایی را از فراسوی جهان طبیعت شنیده است؛ در حالی که آن احساس و تجلی، چیزی جز همان اتصال قدرتمند و ژرف پیامبر با عقل فعال نیست <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۶۲ و ۱۶۳.</ref>. | ||
این راهکار بر این باور است که روح انسان برای فهم حقایق، باید از موجود مجردی، به نام عقل فعال [[الهام]] گیرد. که [[جبرئیل]] در زبان شرع مصداق آن و منبع تمام حقایق میباشد. در مقام همین اتصال است که [[پیامبر]] احساس میکند [[فرشته]]ای را دیده یا آوایی را از فراسوی جهان طبیعت شنیده است؛ در حالی که آن احساس و تجلی، چیزی جز همان اتصال قدرتمند و ژرف پیامبر با عقل فعال نیست <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۶۲ و ۱۶۳.</ref>. | |||
:'''دیدگاه [[فارابی]]''': ایشان مینویسد: پیامبر کسی است که با قوه مخیله کامل خود، در همه حال از عقل فعال [[الهام]] بگیرد. سایر مردم هرگز به عقل فعال متصل نمیشوند. فارابی اعتقاد دارد که پیوند و ارتباط نفس و روح با عقل فعال از دو راه امکان دارد: اول عقل؛ دوم قوه خیال. حکیم کسی است که از طریق نظر و طی مراحل مختلف به عقل فعال متصل گردد. اتصال به عقل فعال از طریق قوه متخیله نیز طریقی است که پیغمبران آن را پیمودهاند. سید جمال الدین نیز با مددگیری از آراء فارابی مینویسد: [[نبوت]] یک موهبت الهی است و با تلاش فکری به دست نمیآید و [[نبی]]، [[معصوم]] از خطا و افتادن در معصیت است و حکیم معصوم از خطا نیست <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۶۴ و ۱۶۵.</ref>. | :'''دیدگاه [[فارابی]]''': ایشان مینویسد: پیامبر کسی است که با قوه مخیله کامل خود، در همه حال از عقل فعال [[الهام]] بگیرد. سایر مردم هرگز به عقل فعال متصل نمیشوند. فارابی اعتقاد دارد که پیوند و ارتباط نفس و روح با عقل فعال از دو راه امکان دارد: اول عقل؛ دوم قوه خیال. حکیم کسی است که از طریق نظر و طی مراحل مختلف به عقل فعال متصل گردد. اتصال به عقل فعال از طریق قوه متخیله نیز طریقی است که پیغمبران آن را پیمودهاند. سید جمال الدین نیز با مددگیری از آراء فارابی مینویسد: [[نبوت]] یک موهبت الهی است و با تلاش فکری به دست نمیآید و [[نبی]]، [[معصوم]] از خطا و افتادن در معصیت است و حکیم معصوم از خطا نیست <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۶۴ و ۱۶۵.</ref>. | ||
| خط ۲۰۸: | خط ۲۰۷: | ||
:'''دیدگاه [[ابن سینا]]''': نفس انسان وقتی چیزی از [[ملکوت]] را مشاهده میکند، از قوه وهم و خیال مجرد شده و در همین حال عقل فعال، معانی کلی را بدون تفصیل و تنظیم بر او افاضه میکند. آنگاه از نفس بر قوه خیال افاضه میشود. پس قوه خیال آن را و با عبارتهای مسموع درک میکند. | :'''دیدگاه [[ابن سینا]]''': نفس انسان وقتی چیزی از [[ملکوت]] را مشاهده میکند، از قوه وهم و خیال مجرد شده و در همین حال عقل فعال، معانی کلی را بدون تفصیل و تنظیم بر او افاضه میکند. آنگاه از نفس بر قوه خیال افاضه میشود. پس قوه خیال آن را و با عبارتهای مسموع درک میکند. | ||
'''دیدگاه [[ملاصدرا|صدرالمتألهین]]''': در باور صدرایی، [[پیامبر]] کسی است که جملگی مراتب عقل نظری و عملی در او کمال یافته ایشان مینویسد: هر زمان نفس چنین انسانی از مشغولیتهای عالم بیداری خلوت بیابد، به عالم اصل خود بازگشته و با پدر مقدسش که [[روح القدس]] است، اتصال برقرار میکند. | :'''دیدگاه [[ملاصدرا|صدرالمتألهین]]''': در باور صدرایی، [[پیامبر]] کسی است که جملگی مراتب عقل نظری و عملی در او کمال یافته ایشان مینویسد: هر زمان نفس چنین انسانی از مشغولیتهای عالم بیداری خلوت بیابد، به عالم اصل خود بازگشته و با پدر مقدسش که [[روح القدس]] است، اتصال برقرار میکند. | ||
:'''دیدگاه [[ابن خلدون]]''': نفس انسان این استعداد را دارد که به عالم [[فرشتگان]] صعود نماید و در زمره [[ملائکه]]، علوم و معارف را از آن عالم بگیرد. معنای وحی و خطاب ملائکه نیز همین است. | :'''دیدگاه [[ابن خلدون]]''': نفس انسان این استعداد را دارد که به عالم [[فرشتگان]] صعود نماید و در زمره [[ملائکه]]، علوم و معارف را از آن عالم بگیرد. معنای وحی و خطاب ملائکه نیز همین است. | ||