وحی: تفاوت میان نسخهها
←ناکارآمدی تحلیل عقلانی وحی
| خط ۲۳۸: | خط ۲۳۸: | ||
حقیقت غیبیه قرآن را [[جبرئیل]] بهصورت وجود عقلی و مثالی به نفس دنیایی [[پیامبر]] انتقال میدهد و در پایان، پیامبر آن را به وجود مادی و لفظی تنزل میدهد. | حقیقت غیبیه قرآن را [[جبرئیل]] بهصورت وجود عقلی و مثالی به نفس دنیایی [[پیامبر]] انتقال میدهد و در پایان، پیامبر آن را به وجود مادی و لفظی تنزل میدهد. | ||
'''تفاوتهای وحی با مکاشفات عرفانی''': '''۱.''' گیرنده وحی به دلیل توجه حضوری به خداوند، احساس خوشی دارد. | '''تفاوتهای وحی با مکاشفات عرفانی''': '''۱.''' گیرنده وحی به دلیل توجه حضوری به خداوند، احساس خوشی دارد. | ||
از سوی دیگر در مکاشفات عرفانی، احتمال خطا وجود دارد، [[ناصر مکارم شیرازی|آیت الله مکارم]] دراینباره مینویسد: | از سوی دیگر در مکاشفات عرفانی، احتمال خطا وجود دارد، [[ناصر مکارم شیرازی|آیت الله مکارم]] دراینباره مینویسد: | ||
| خط ۲۴۵: | خط ۲۴۶: | ||
'''۳.''' اشراق عرفانی به کمک ریاضت کسب میشود اما وحی هیچگونه وابستگی به تلاش انسان ندارد و تجربه به عرفانی برخلاف وحی تابع محیط و فرهنگ پیرامونش میباشد. | '''۳.''' اشراق عرفانی به کمک ریاضت کسب میشود اما وحی هیچگونه وابستگی به تلاش انسان ندارد و تجربه به عرفانی برخلاف وحی تابع محیط و فرهنگ پیرامونش میباشد. | ||
'''۴.''' عارفان باور دارند که نباید غیر از اهل دل بر حالات آنها آگاه شوند زیرا برایشان قابلدرک نیست. برخلاف وحی که بهروشنی و صراحت بر پیامش اصرار دارد و نتیجه میگیریم که وحی تشریعی مختص به [[پیامبران]] است و کلمات عرفا را باید به تأویل برد <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۷۶ و ۱۷۷.</ref>. | '''۴.''' عارفان باور دارند که نباید غیر از اهل دل بر حالات آنها آگاه شوند زیرا برایشان قابلدرک نیست. برخلاف وحی که بهروشنی و صراحت بر پیامش اصرار دارد و نتیجه میگیریم که وحی تشریعی مختص به [[پیامبران]] است و کلمات عرفا را باید به تأویل برد <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۷۶ و ۱۷۷.</ref>. | ||
'''ج. وحی و کلام الهی''': [[ملاصدرا|صدرالمتألهین]] مینویسد: "پیروان همه شرایع آسمانی در متکلم بودن خدای سبحان اتفاق دارند، زیرا میگویند: خدا به فلان کار امر کرده و از فلان عمل نهی فرموده... ". | '''ج. وحی و کلام الهی''': [[ملاصدرا|صدرالمتألهین]] مینویسد: "پیروان همه شرایع آسمانی در متکلم بودن خدای سبحان اتفاق دارند، زیرا میگویند: خدا به فلان کار امر کرده و از فلان عمل نهی فرموده... ". | ||
[[علامه طباطبائی]] رحمة الله علیه مینگارد: "... نه اینکه [[انبیا]] خواسته باشند در این دعاوی خود مجاز گویی کرده و مثلاً نام قوای عقلانی را به [[ملائکه]] گذاشته باشند. و نام هر چیزی را که این قوا به ادراک انسان تحویل میدهد، وحی نهاد باشند. بلکه تکلم خداوند با بشر، تکلم حقیقی است، اما به نحوی خاص". | [[علامه طباطبائی]] رحمة الله علیه مینگارد: "... نه اینکه [[انبیا]] خواسته باشند در این دعاوی خود مجاز گویی کرده و مثلاً نام قوای عقلانی را به [[ملائکه]] گذاشته باشند. و نام هر چیزی را که این قوا به ادراک انسان تحویل میدهد، وحی نهاد باشند. بلکه تکلم خداوند با بشر، تکلم حقیقی است، اما به نحوی خاص". | ||
'''هـ. حقیقت کلام خدا''': تکلم به معنای تعیین هیئت حروف در هوای خارج دهان به معاونت مخارج حروف بدون تردید در حق سبحانه تصور ندارد <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۷۸ و ۱۷۹.</ref>. | '''هـ. حقیقت کلام خدا''': تکلم به معنای تعیین هیئت حروف در هوای خارج دهان به معاونت مخارج حروف بدون تردید در حق سبحانه تصور ندارد <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۷۸ و ۱۷۹.</ref>. | ||
[[علامه طباطبائی]]: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ}}﴾}} این آیه، اطلاق سایر آیات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ}}﴾}} را تفسیر میکند. تکلیم در جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ}}﴾}} تکلیم حقیقی میباشد. زیرا استثناء معنا نمیدهد. | [[علامه طباطبائی]]: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلاَّ وَحْياً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ ما يَشاءُ}}﴾}} این آیه، اطلاق سایر آیات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ}}﴾}} را تفسیر میکند. تکلیم در جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ}}﴾}} تکلیم حقیقی میباشد. زیرا استثناء معنا نمیدهد. | ||
| خط ۲۶۰: | خط ۲۶۳: | ||
آیات و روایات نیز این توسعه در کلام الهی را پذیرفتهاند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّمَا الْمَسيحُ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ}}﴾}}. [[نهج البلاغه (کتاب)|نهج البلاغه]]: کلام خدا فعل اوست که آن را ایجاد و تصویر کرده است. | آیات و روایات نیز این توسعه در کلام الهی را پذیرفتهاند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّمَا الْمَسيحُ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ}}﴾}}. [[نهج البلاغه (کتاب)|نهج البلاغه]]: کلام خدا فعل اوست که آن را ایجاد و تصویر کرده است. | ||
[[علامه طباطبائی]]: ... پس قول خدا در تکوینیات عین همان خلقت است، اما در غیر تکوینیات باید دانست که قول خدا عبارت است از ایجاد امری که باعث پدید آمدن علمی باطنی در انسان میشود <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۸۶ و ۱۸۷.</ref>. | [[علامه طباطبائی]]: ... پس قول خدا در تکوینیات عین همان خلقت است، اما در غیر تکوینیات باید دانست که قول خدا عبارت است از ایجاد امری که باعث پدید آمدن علمی باطنی در انسان میشود <ref> [[پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی (کتاب)|پدیده وحی از دیدگاه علامه طباطبائی]] ص ۱۸۶ و ۱۸۷.</ref>. | ||
==تفسیرهای جدید از چیستی وحی و نقد آنها== | ==تفسیرهای جدید از چیستی وحی و نقد آنها== | ||