وحی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۳٬۲۹۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۷ ژوئن ۲۰۱۸
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۷۱: خط ۲۷۱:


==فرضیه نبوغ بشری==
==فرضیه نبوغ بشری==
==فرضیه تجربه بشری "تجربه دینی"==
مسئله وحی و تفسیر آن با تجربه دینی، از مباحث مهم فلسفه دین است. برخی از دانشمندان غرب، مفهوم وحی را توسعه داده و آن را همان ارتباطات معنوی بشر یا تجربه دینی دانسته‌اند.
===مفهوم شناسی===
واژه تجربه در غرب تا قرن هفدهم میلادی به معنای آزمایش به کار رفته است. از آن به بعد مشاهده واقعی اعمال را داشته همچنین به معنای احساسات درونی آمده است واژه دین در اصطلاح دانشمندان اسلامی، مجموعه‌ای از عقاید، اخلاق و قوانین است و ازنظر دانشمندان غربی به معنای اعتقاد به خداست. تجربه ازیک‌طرف مبتنی بر ممارست است و از طرف دیگر مشاهده تجربه برای افراد دیگر ممکن نیست. لذا در چیستی آن میان دانشمندان غربی اختلاف است <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۱۳۳ و ۱۳۴.</ref>.
===زمینه‌ها===
مهم‌ترین رویکرد به تجربه دینی، نقادی کتاب مقدس و تعارض عهدین با عقل و علم بوده است. شلایرماخر، [[معجزه]] [[حضرت عیسی|حضرت مسیح]] {{ع}} را نه در خوارق عادات بلکه در لبریز شدن عیسی از خدا می‌دید. احساسات و معنویات را در وحی و تجربه دینی، اصل دانستند. معتقدند که می‌شود وحی را از منظر تجربه بشر معاصر نگریست.
===زمینه‌های تفسیر وحی به تجربه دینی===
# تعارض عهدین با مباحث عقلی
# تعارض عهدین با مباحث علمی
# متناقض بودن با برخی از قوانین بشری
# اعتراف به غیر الهی بودن عهدین و وجود خطاهای فراوان
===دیدگاه‌ها درباره چیستی تجربه دینی===
# '''احساس‌گرایانه''': طبق این دیدگاه تجربه دینی احساس اتکای مطلق و یکپارچه به مبدأ یا قدرتی متمایز از جهان است و از سنخ احساسات و احوال وصف‌ناشدنی است. در تحلیل این رویکرد، اشاره می‌شود که سرایت دادن احساسات و عواطف به وحی [[پیامبران]] اشکال اساسی دارد.
# '''ادراک و تجربه حسی''': "ویلیام آلستون" تجربه دینی را نوعی ادراک حسی می‌داند و تجربه‌ای که آدمی درباره حیات دینی خود دارد. در این دیدگاه افزون بر احساس، درک شناخت نیز جا دارد <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۱۳۵-۱۳۷.</ref>. اما در تجربه دینی ادراک و احساسات درونی دخالت دارد و در وحی از بیرون وجود [[پیامبران]] به آنان القا می‌شود. البته ممکن است [[پیامبر]] نوعی ادراک درونی به دست آورد، اما با آنچه تجربه دینی می‌نامند متفاوت است.
#'''تجربه دینی امر فراحسی''': مدافعان این دیدگاه هرگونه حس و امر طبیعی در تجربه دینی را مردود می‌دانند و مبنای تجربه دینی، همان آموزه‌های دینی است زیرا اگر بخواهیم تجارب دینی را حسی بدانیم، باید معتقد باشیم که متعلقات یا علل همه آن تجربه‌ها درواقع وجود دارند. یک اشکال اساسی این دیدگاه، قید "برداشت تجربه" است؛ یعنی اگر فاعل، تجربه خود را به علت فراطبیعی مستند بداند، آن تجربه دینی است. در نتیجه همه تجارب دینی، معلول ذهنیت افراد خواهد بود. ازاین‌رو تجربه واقع‌نمایی خود را از دست می‌دهد؛ در حالی که وحی امری واقعی و حقیقی است.
#'''عرفان گرایی''': "استیس" همه عرفان‌ها را دینی می‌داند. عرفان گراها تجربه‌های عارفان و [[پیامبران]] را از یک گوهر می‌دانند <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۱۳۸ و ۱۳۹.</ref>. برخی دانشمندان مسلمان مانند [[اقبال لاهوری]] معتقدند: "تجربه باطنی ازلحاظ کیفیت، تفاوتی با تجربه پیغمبرانه ندارد". برخی دیگر معتقدند: [[پیامبری]]... نوعی تجربه و کشف خواهد بود و دین خلاصه و عصاره تجربه‌های فردی و جمعی اوست.
===نقد و بررسی===
چند اشکال اساسی در یکسان انگاری تجربه دینی و وحی:
#وحی ازنظر مسلمانان و قرآن کریم به بیرون از نفس [[پیامبر]] {{صل}} مربوط می‌شود.
#خداوند در کلام خود، برای وحی دو مبدأ، پیک، گیرنده و متن وحی» بیان کرده است: "[[روح الأمین]] قرآن را بر قلب تو نازل کرده است." این در حالی است که با نظریه تجربی بودن وحی، مبدأ و پیک وحی حذف خواهد شد <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۱۴۰ و ۱۴۱.</ref>.
#از دیگر لوازم باطل تجربی بودن وحی، لغو بودن مفاهیمی همچون نزول و عربی بودن وحی خواهد بود. لازمه تجربه بیشتر، توانایی بیشتر در فصاحت و بلاغت است و در نتیجه یکسان نبودن آیات اما تحدی قرآن تفاوتی میان آیات و سوره‌های مکی و مدنی و کوچک و بزرگ نمی‌گذارد؛ زیرا همه ساختار این کتاب انسجام و نظم خاصی دارد. شباهت تجربه دینی با وحی در ماوراء طبیعت بودن و معرفت زایی آنهاست.
===قرآن و تجربه دینی===
قرآن کریم همسان انگاری وحی با تجربه دینی را برنمی‌تابد.
#'''[[نبوت]]، موهبت الهی''': تعابیر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَوْحَيْنا}}﴾}}، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اصْطَفَيْنا}}﴾}}، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|َاجْتَبَيْنا}}﴾}} در قرآن دلالت دارند که وحی از جانب خداوند متعال است. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أُولئِكَ الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ}}﴾}} <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۱۴۲ و ۱۴۳.</ref>. [[پیامبران]] در واگذاری [[مقام نبوت]] به آنان، دخالتی ندارند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ يَصْطَفي‏ مِنَ الْمَلائِكَةِ رُسُلاً وَ مِنَ النَّاسِ}}﴾}} آیه دیگری {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ}}﴾}} است که نبوت را فضل خداوند وصف می‌کند که به هرکسی بخواهد عطا کند.
#'''دخالت نداشتن [[پیامبر]] در متن قرآن''': بر اساس اعتقاد بیشتر مسلمانان، همه آیات و سوره‌های قرآن از جانب خداوند متعال و کلام الهی است و [[پیامبر اکرم|پیامبر اسلام]] {{صل}} هیچ نقش و دخالتی در متن وحی نداشتند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ ما يَكُونُ لي‏ أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسي‏ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى‏ إِلَيَّ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ}}﴾}} <ref> سوره یونس؛ آیه: ۱۵. <ref/>. خداوند متعال پیامبر را در صورت هرگونه تغییر قرآن، به خواری و مرگ تهدید می‌کند: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ لا بِقَوْلِ كاهِنٍ قَليلاً ما تَذَكَّرُونَ * تَنْزيلٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمينَ * وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنا بَعْضَ الْأَقاويلِ * لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتينَ}}﴾}} <ref> سوره حاقه؛ آیات: ۴۲ تا ۴۶. <ref/>. تنها خداوند متعال است که می‌تواند در آیات قرآن تصرف کند. {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ لَئِنْ شِئْنا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ}}﴾}} <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۱۴۴ و ۱۴۵.</ref>. اما سنت‌الهی بر حفظ این متن آسمانی است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ}}﴾}} زیرا تنها راه رسیدن به معنای آن الفاظ و عبارات است.
===نکات دیگر===
:'''الف. ''' {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ}}﴾}} [[پیامبر]] در دریافت [[وحی]]، جنبه انفعالی دارد؛ نه فعلی.
:'''ب.''' و اتبع ما یوحی إلیک من ربک. [[پیامبر]] تابع وحی بود نه وحی تابع ایشان.
در نتیجه وحی و همه لوازم آن باید از جانب خداوند باشد؛ در حالی که تجربه دینی چنین نیست.
===تجربه عرفانی یا دینی===
بی‌تردید یکی از راه‌های معارف بشری، کشف و شهود عرفانی است و رسیدن به این نوع معرفت، با دست‌یابی از راه استدلال‌های عقلی به‌طور کامل جداست. [[ملاصدرا]] می‌گوید: "با ریاضت‌های سخت و طولانی" به اسرار و رموزی دست یافتم که تا آن هنگام از آنها آگاه نبودم، بلکه هر چه تا به آن روز از راه برهان دانسته بودم، با اضافاتی از راه شهود آشکارا دیدم <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۱۴۶ و ۱۴۷.</ref>. [[شیخ اشراق|سهروردی]] نیز کاهش شاغل‌های حسی را باعث آگاهی انسان به برخی امور پنهان دانسته. تعلیم ربانی که از بیرون به انسان داده می‌شود، همان وحی است. گاهی نیز تعلیم از درون انسان است؛ یعنی از راه تفکر.
[[ابن عربی]] می‌گوید: [[انبیا]] علوم خود را تنها از راه وحی خاص الهی درمی‌یابند و قلوب آنان از نظریات عقلی خالی است؛ چراکه آنان علم دارند که عقل از رسیدن به واقع قصور دارد و راه وحی با مرگ [[پیامبر اکرم|رسول خدا]] قطع شد<ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۱۴۸ و ۱۴۹.</ref>. به اعتقاد متصوفه ادراک حقیقی ویژه انبیا نیست؛ بلکه برای اولیا نیز حاصل می‌شود و فرقشان فقط در نام‌گذاری است. حاصل آنکه مقصود از تجربه یا شهود ارتباط صاحب آن با [[عالم غیب]] است که با وحی تفاوت اساسی دارد <ref> [[مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن (کتاب)|مسئله وحی و پاسخ به شبهات آن]]، ص ۱۰.</ref>.
==فرضیه ذوق عرفانی==
==آیا [[پیامبران]] در امر وحی تردید داشتند؟==


==منابع==
==منابع==
۷٬۵۴۱

ویرایش