جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۲
(صفحهای تازه حاوی «{{امامت}} {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = تربیت | عنوان مدخل = تربیت اسلامی | مداخل مرتبط = تربیت اسلامی در قرآن - تربیت اسلامی در حدیث - تربیت اسلامی در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی | پرسش مرتبط = }} ==نظام تربیتی اسلام== نظام تربیتی، فصل دیگری...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
[[وحی]] که در قالب کتاب [[قرآن]] در دسترس [[انسان]] است منبع مهم [[کسب معرفت]] است و معارفی که از طریق [[حس]]، [[عقل]] و [[شهود]] قابل دستیابی برای انسان نیست از این طریق نصیب انسان میگردد. از این رو [[امام خمینی]] [[معتقد]] است این [[صحیفه]] الهیه کتاب [[احیاء]] [[قلوب]] به [[حیات]] [[ابدی]] و کتاب علم و [[معارف الهیه]] است، این کتاب خداست و به [[شئون]] الهی جل و [[علا]] [[دعوت]] میکند... [[مردم]] باید برای [[تعلم]] شئون الهیه به آن [[رجوع]] کنند<ref>آداب الصلوة، ص۲۱۵.</ref>. | [[وحی]] که در قالب کتاب [[قرآن]] در دسترس [[انسان]] است منبع مهم [[کسب معرفت]] است و معارفی که از طریق [[حس]]، [[عقل]] و [[شهود]] قابل دستیابی برای انسان نیست از این طریق نصیب انسان میگردد. از این رو [[امام خمینی]] [[معتقد]] است این [[صحیفه]] الهیه کتاب [[احیاء]] [[قلوب]] به [[حیات]] [[ابدی]] و کتاب علم و [[معارف الهیه]] است، این کتاب خداست و به [[شئون]] الهی جل و [[علا]] [[دعوت]] میکند... [[مردم]] باید برای [[تعلم]] شئون الهیه به آن [[رجوع]] کنند<ref>آداب الصلوة، ص۲۱۵.</ref>. | ||
[[امام]] بر دو عامل مهم تأثیرگذار در کسب معرفت یعنی [[تزکیه]] و [[فطرت]] اشاره میکند. درباره تأثیر تزکیه بر [[معرفت قلبی]] معتقد است: صرف [[تعلیم و تعلم]] کافی نیست با تعلیم و تعلم میتوان به ماهیت اشیاء دست یافت؛ اما برای دستیابی به [[حقیقت اشیاء]] آنگونه که هست، باید از طریق [[تزکیه نفس]] به آن دست یافت<ref>صحیفه امام، ج۱۹، ص۲۲۵.</ref>. به سخن دیگر اگر [[معرفت]] با تزکیه پیوند نخورد [[معرفت حقیقی]] حاصل نمیشود؛ زیرا همه معارف، حتی [[علم توحید]] که بالاترین علم است، اگر همراه [[تهذیب]] نباشد، [[طریقت]] برای [[حقیقت]] نمیگردد<ref>صحیفه امام، ج۱۶، ص۱۴۵.</ref>. امام خمینی [[فطرت انسانی]] را نیز بنیان [[شناخت]] و لذا توجه دهنده انسان به سوی [[کمال مطلق]] میداند<ref>صحیفه امام، ج۱۹، ص۲۲۵؛ ج۱۲، ص۵۰۵.</ref> و آن را بهعنوان عامل جمیع [[معارف]] معرفی میکند و [[معتقد]] است [[فطرت]] اختصاص به [[توحید]] ندارد، بلکه جمیع معارف حقه از اموری است که [[حق]] - تعالی شأنه - [[بندگان]] را بر آن مفطور فرموده است<ref>شرح چهل حدیث، ص۱۵۴.</ref> | [[امام]] بر دو عامل مهم تأثیرگذار در کسب معرفت یعنی [[تزکیه]] و [[فطرت]] اشاره میکند. درباره تأثیر تزکیه بر [[معرفت قلبی]] معتقد است: صرف [[تعلیم و تعلم]] کافی نیست با تعلیم و تعلم میتوان به ماهیت اشیاء دست یافت؛ اما برای دستیابی به [[حقیقت اشیاء]] آنگونه که هست، باید از طریق [[تزکیه نفس]] به آن دست یافت<ref>صحیفه امام، ج۱۹، ص۲۲۵.</ref>. به سخن دیگر اگر [[معرفت]] با تزکیه پیوند نخورد [[معرفت حقیقی]] حاصل نمیشود؛ زیرا همه معارف، حتی [[علم توحید]] که بالاترین علم است، اگر همراه [[تهذیب]] نباشد، [[طریقت]] برای [[حقیقت]] نمیگردد<ref>صحیفه امام، ج۱۶، ص۱۴۵.</ref>. امام خمینی [[فطرت انسانی]] را نیز بنیان [[شناخت]] و لذا توجه دهنده انسان به سوی [[کمال مطلق]] میداند<ref>صحیفه امام، ج۱۹، ص۲۲۵؛ ج۱۲، ص۵۰۵.</ref> و آن را بهعنوان عامل جمیع [[معارف]] معرفی میکند و [[معتقد]] است [[فطرت]] اختصاص به [[توحید]] ندارد، بلکه جمیع معارف حقه از اموری است که [[حق]] - تعالی شأنه - [[بندگان]] را بر آن مفطور فرموده است<ref>شرح چهل حدیث، ص۱۵۴.</ref><ref>[[علی همتبناری|همتبناری، علی]]، [[نظام تربیتی اسلام - همت بناری (مقاله)| مقاله «نظام تربیتی اسلام»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۳۷۵.</ref> | ||
===مبانی [[هستیشناختی]]=== | ===مبانی [[هستیشناختی]]=== | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
جلوه [[خدا]] بودن جهان هستی: [[نظام هستی]] جلوه [[صفات کمالیه]] و جمالیه [[خداوند]] است، همه عالم [[اسماءالله]] و [[نشانه]] [[ذات مقدس]] [[حق تعالی]] هستند<ref>تفسیر سوره حمد، ص۹۸.</ref>. تمام عالم هستی جلوه حق تعالی است و همه چیزهایی که در عالم واقع میشود از همان جلوه است و چون همه امور، همه چیزها از اوست و به او بر میگردد، هیچ موجودی از خودش چیزی ندارد<ref>تفسیر سوره حمد، ص۱۰۴.</ref>. | جلوه [[خدا]] بودن جهان هستی: [[نظام هستی]] جلوه [[صفات کمالیه]] و جمالیه [[خداوند]] است، همه عالم [[اسماءالله]] و [[نشانه]] [[ذات مقدس]] [[حق تعالی]] هستند<ref>تفسیر سوره حمد، ص۹۸.</ref>. تمام عالم هستی جلوه حق تعالی است و همه چیزهایی که در عالم واقع میشود از همان جلوه است و چون همه امور، همه چیزها از اوست و به او بر میگردد، هیچ موجودی از خودش چیزی ندارد<ref>تفسیر سوره حمد، ص۱۰۴.</ref>. | ||
تشکیل هستی از بُعد طبیعی و فراطبیعی: هستی از دو بُعد [[غیب و شهود]]، [[طبیعت]] و ماورای طبیعت و عالم [[ملک]] و [[عالم ملکوت]] تشکیل شده است<ref>صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۲۲.</ref>. عالم ملک دنیا و عالم ملکوت [[عالم غیب]] است که [[ملکات]] صالحه و فاسده [[انسان]] در آن ظاهر میشود<ref>صحیفه امام، ج۵، ص۳۶۷.</ref>. دنیا و عالم محسوس جزء بسیار ناچیزی از جهان هستی است و نسبت به عالم ماوراء طبیعی قدر محسوسی ندارد<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۸۴.</ref>. | تشکیل هستی از بُعد طبیعی و فراطبیعی: هستی از دو بُعد [[غیب و شهود]]، [[طبیعت]] و ماورای طبیعت و عالم [[ملک]] و [[عالم ملکوت]] تشکیل شده است<ref>صحیفه امام، ج۲۱، ص۲۲۲.</ref>. عالم ملک دنیا و عالم ملکوت [[عالم غیب]] است که [[ملکات]] صالحه و فاسده [[انسان]] در آن ظاهر میشود<ref>صحیفه امام، ج۵، ص۳۶۷.</ref>. دنیا و عالم محسوس جزء بسیار ناچیزی از جهان هستی است و نسبت به عالم ماوراء طبیعی قدر محسوسی ندارد<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۸۴.</ref>. | ||
همراه بودن [[زندگی دنیا]] با [[مشقت]] و [[سختی]]: در [[دنیا]] [[راحتی]] مطلق وجود ندارد و نعمتهای آن همراه رنجهای [[طاقت]] فرسا و لذتهایش محفوف به دردها است<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۸۶.</ref>. دنیا، دار [[تزاحم]] است و هر نعمتی انواع [[رنج]] و [[زحمت]] و نقمت و [[ابتلا]] دارد<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۲۴۵.</ref> | همراه بودن [[زندگی دنیا]] با [[مشقت]] و [[سختی]]: در [[دنیا]] [[راحتی]] مطلق وجود ندارد و نعمتهای آن همراه رنجهای [[طاقت]] فرسا و لذتهایش محفوف به دردها است<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۱۸۶.</ref>. دنیا، دار [[تزاحم]] است و هر نعمتی انواع [[رنج]] و [[زحمت]] و نقمت و [[ابتلا]] دارد<ref>امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص۲۴۵.</ref><ref>[[علی همتبناری|همتبناری، علی]]، [[نظام تربیتی اسلام - همت بناری (مقاله)| مقاله «نظام تربیتی اسلام»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۳۷۷.</ref> | ||
===مبانی [[انسانشناختی]]=== | ===مبانی [[انسانشناختی]]=== | ||
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
برخورداری انسان از [[مقام]] [[ملک]] و [[ملکوت]]: [[نفس انسانی]] دارای دو مقام ملک و ملکوت است که یکی نشئه ظاهری و دیگری نشئه [[باطنی]] است. [[جنود]] نفس در نشئه باطنی بیشتر از نشئه ظاهری است و آنچه در نشئه ظاهری [[ظهور]] یافته، تنزل یافته نشئه باطنی است<ref>شرح چهل حدیث، ص۱۲.</ref>. | برخورداری انسان از [[مقام]] [[ملک]] و [[ملکوت]]: [[نفس انسانی]] دارای دو مقام ملک و ملکوت است که یکی نشئه ظاهری و دیگری نشئه [[باطنی]] است. [[جنود]] نفس در نشئه باطنی بیشتر از نشئه ظاهری است و آنچه در نشئه ظاهری [[ظهور]] یافته، تنزل یافته نشئه باطنی است<ref>شرح چهل حدیث، ص۱۲.</ref>. | ||
بالقوه بودن [[نفس انسان]] نسبت به جمیع [[معارف]] و [[ملکات]] [[حسنه]] و [[سیئه]]: نفس انسانی در هنگام تعلق به [[بدن]] نسبت به همه معارف و [[علوم]] و ملکات حسنه و سیئه و بلکه تمام ادراکیات و فعلیات بالقوه است و کم کم رو به فعلیت میگذارد. ابتدا [[ادراکات حسی]] و ظاهری و سپس [[ادراکات عقلی]] در او به وجود میآید؛ اما نسبت به [[ملکات]] همچنان بالقوه است و چنانچه [[انسان]] تحت تأثیر عوامل مثبت قرار نگیرد به دلیل اینکه انگیزههای داخلی چون [[غضب]] و [[شهوت]] او را به [[بدی]] [[دعوت]] میکند؛ ملکات خبیثه بر او [[غالب]] شده و متمایل به [[زشتی]] و [[ناهنجاری]] میگردد<ref>شرح چهل حدیث، ص۲۳۷.</ref>. | بالقوه بودن [[نفس انسان]] نسبت به جمیع [[معارف]] و [[ملکات]] [[حسنه]] و [[سیئه]]: نفس انسانی در هنگام تعلق به [[بدن]] نسبت به همه معارف و [[علوم]] و ملکات حسنه و سیئه و بلکه تمام ادراکیات و فعلیات بالقوه است و کم کم رو به فعلیت میگذارد. ابتدا [[ادراکات حسی]] و ظاهری و سپس [[ادراکات عقلی]] در او به وجود میآید؛ اما نسبت به [[ملکات]] همچنان بالقوه است و چنانچه [[انسان]] تحت تأثیر عوامل مثبت قرار نگیرد به دلیل اینکه انگیزههای داخلی چون [[غضب]] و [[شهوت]] او را به [[بدی]] [[دعوت]] میکند؛ ملکات خبیثه بر او [[غالب]] شده و متمایل به [[زشتی]] و [[ناهنجاری]] میگردد<ref>شرح چهل حدیث، ص۲۳۷.</ref>. | ||
تغییرپذیر بودن [[خلق]] در انسان: تا زمانی که انسان در عالم حرکت و [[تغییر]] است جمیع ملکات و [[اخلاق]] نفسانیه در وی قابل تغییر است و انسان میتواند همه اخلاق خود را به مقابلات آن مبدل کند<ref>شرح چهل حدیث، ص۵۱۰.</ref> | تغییرپذیر بودن [[خلق]] در انسان: تا زمانی که انسان در عالم حرکت و [[تغییر]] است جمیع ملکات و [[اخلاق]] نفسانیه در وی قابل تغییر است و انسان میتواند همه اخلاق خود را به مقابلات آن مبدل کند<ref>شرح چهل حدیث، ص۵۱۰.</ref><ref>[[علی همتبناری|همتبناری، علی]]، [[نظام تربیتی اسلام - همت بناری (مقاله)| مقاله «نظام تربیتی اسلام»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۳۷۹.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
#[[پرونده:1100618.jpg|22px]] [[علی همتبناری|همتبناری، علی]]، [[نظام تربیتی اسلام - همت بناری (مقاله)| مقاله «نظام تربیتی اسلام»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|'''منظومه فکری امام خمینی''']] | # [[پرونده:1100618.jpg|22px]] [[علی همتبناری|همتبناری، علی]]، [[نظام تربیتی اسلام - همت بناری (مقاله)| مقاله «نظام تربیتی اسلام»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|'''منظومه فکری امام خمینی''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||