جویریة بن مسهر عبدی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از جویریة بن مشهر)
جویریة بن مسهر عبدی
تصویر قدیمی از مسجد کوفه
نام کاملجویریة بن مسهر عبدی
جنسیتمرد
از قبیلهبنی‌عبدالقیس
پدرمسهر عبدی
محل زندگیکوفه
از اصحابامام علی(ع)
مشخصات حدیثی
راوی ازامام علی(ع)

آشنایی اجمالی

جویریة بن مسهر عبدی[۱] که وی را ابن بشر بن مسهر کوفی نیز خوانده‌اند[۲]، از خواص اصحاب امام علی(ع) به شمار می‌آید[۳]. او در کتاب‌های رجالی از طبقه دوم راویان محسوب شده است[۴]. جویریة بن مسهر تنها از آن حضرت روایت کرده است[۵] و دارای شاگردان و راویانی نیز بوده که مشهورترین ایشان أم المقدام الثقفیه، جابر بن الحر[۶] و حسن بن محبوب[۷] می‌باشند.

علما و رجال‌نویسان بر وثاقت و جلالت قدر جویریة بن مسهر تأکید کرده‌اند. بزرگانی چون شیخ حر عاملی و علامه مجلسی بر ممدوح بودن او تأکید کرده‌اند[۸]. وحید بهبهانی نوشته است: شهرت حدیث او در موضوع بازگشت خورشید برای امام علی(ع) و مقبولیت آن نزد علما، بر اعتماد به ایشان دلالت دارد[۹]. همچنین بنابر حدیثی از امام علی(ع) نقل شده که فرمود: وی از افراد مورد اطمینان من است[۱۰]. شیخ مفید نیز او را از سابقان مقربان اصحاب آن بزرگوار به شمار آورده است[۱۱]. علامه مامقانی نیز با استناد به محبت فراوان امیرمؤمنان(ع) به جویریه، بر وثاقت او تأکید دارد[۱۲]. با این حال، برخی علما در روایات او تفکیک قائل شده و بر این باورند که سند روایات مدح ضعیف است؛ چنان‌که آیت‌الله خویی وثاقت جویریه را نپذیرفته است[۱۳]، هرچند این روایات از سوی بزرگانی چون سید بن طاووس و شیخ مفید نقل شده است. طبق روایتی که از تأویل الآیات الظاهرة نقل می‌شود، گویا جویریة بن مسهر در سرزمین بابل همراه امام علی(ع) بوده و آن حضرت با اسم اعظم الهی برای بازگشت خورشید و ادای نماز عصر او دعا فرموده‌اند[۱۴]. افزون بر این، بر اساس نقل شیخ مفید، امام علی(ع) چگونگی شهادت او را پیش‌بینی کرده بود[۱۵].[۱۶]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. ر.ک: أ. منابع شیعی: رجال البرقی، ص۵؛ رجال الکشی (إختیار معرفة الرجال)، ص۱۰۶، ح۱۶۹؛ رجال الطوسی، ص۵۹، ش۴۹۹؛ خلاصة الأقوال (رجال العلامة الحلی)، ص۱۹۳؛ منهج المقال، ج۳، ص۲۷۲، ش۱۱۶۸؛ نقد الرجال، ج۱، ص۳۷۶، ش۱۰۷۷؛ مجمع الرجال، ج۲، ص۶۵؛ جامع الرواه، ج۱، ص۱۶۹، ش۱۳۶۰؛ الوجیزة فی الرجال، ص۴۹، ش۴۱۵؛ منتهی المقال، ج۲، ص۳۰۰، ش۶۲۹؛ تنقیح المقال، ج۱۶، ص۳۲۵، ش۴۲۷۲؛ أعیان الشیعه، ج۴، ص۲۹۹؛ معجم رجال الحدیث، ج۵، ص۱۵۱، ش۲۴۲۰؛ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۲، ص۲۴۸، ش۲۹۷۰؛ قاموس الرجال، ج۲، ص۷۵۸، ش۱۶۱۸؛ قبیلة بنو عبدالقیس، ج۳، ص۵۹.
    ب. منابع سنّی: لسان المیزان، ج۲، ص۱۴۴، ش۶۳۴.
  2. لسان المیزان، ج۲، ص۱۴۴، ش۶۳۴.
  3. الغارات، ج۲، ص۸۴۳: و قد کان معاویة لعنةالله یسب علیا و یتتبع أصحابه مثل میثم التمار و عمرو ابن الحمق و جویریة بن مسهر و قیس بن سعد و رشید الهجری و یقنت بسبه فی الصلاة و یسب ابن عباس و قیس بن سعد و الحسن و الحسین(ع) و لم ینکر ذلک علیه أحد.
  4. الموسوعة الرجالیه، طبقات رجال الکافی، ص۹۳؛ طبقات رجال الفقیه، ص۲۰۶.
  5. ر.ک: بصائر الدرجات، ج۱، ص۲۱۷، (ح ۱) و ص۲۱۹، (ح۴)؛ الکافی، ج۸، ص۲۴۱، ح۳۳۱؛ من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۲۰۳، ح۶۱۱؛ الإرشاد، ج۱، ص۳۳۲ و....
  6. من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۴۳۹؛ الإرشاد، ج۱، ص۳۳۲.
  7. لسان المیزان، ج۲، ص۱۴۴، ش۶۳۴: روی عن علی و عنه الحسن بن محبوب و.... یادآوری می‌شود حسن بن محبوب در سال ۲۲۴ هجری قمری وفات، و ۷۵ سال عمر کرده است، در نتیجه روایتش از جویریة بن مسهر مرسل خواهد بود.
  8. الرجال (الحر العاملی)، ص۸۱، ش۳۰۹.
  9. فی هشام بن محمد السائب أن له کتابا فی مقتل رشید و میثم و جویریة، و فیه إیماء إلی مشکوریته و جلالته و اشتهار حدیثه فی رد الشمس علی أمیر المؤمنین(ع) و کونها متلقاة بالقبول یومی إلی الإعتماد علیه منهج المقال، ج۳، ص۲۷۲، ش۳۸۹.
  10. «مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ فِی کِتَابِ الرَّسَائِلِ: عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ بِإِسْنَادِهِ قَالَ: کَتَبَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(ع)... فَدَعَا کَاتِبَهُ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ أَبِی رَافِعٍ فَقَالَ لَهُ أَدْخِلْ عَلَیَّ عَشَرَةً مِنْ ثِقَاتِی. فَقَالَ: سَمِّهِمْ لِی یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ. فَقَالَ: أَدْخِلْ أَصْبَغَ بْنَ نُبَاتَةَ، وَ أَبَا الطُّفَیْلِ عَامِرَ بْنَ وَائِلَةَ الْکِنَانِیَّ، وَ رَزِینَ بْنَ حُبَیْشٍ الْأَسَدِیَّ، وَ جُوَیْرِیَةَ بْنَ مُسْهِرٍ الْعَبْدِیَّ...» کشف المحجّه، ص۲۳۵ – ۲۳۶.
  11. الإختصاص، ص۶-۷.
  12. تنقیح المقال، ج۱۶، ص۳۳۳.
  13. معجم رجال الحدیث، ج۵، ص۱۵۱، ش۲۴۲۰: و سند کلتا الروایتین ضعیف؛ معجم رجال الحدیث، ج۴، ص۱۳۳: لکن الروایة من جهة إرسالها غیر قابلة للإعتماد علیها.
  14. تفسیر کنز الدقائق، ج۱۳، ص۴۲۵ - ۴۲۶ به گزارش از تأویل الآیات الظاهرة، ص۶۹۵ – ۶۹۶.
  15. الإرشاد، ج۱، ص۳۲۳: «وَ مِنْ ذَلِکَ مَا رَوَاهُ الْعُلَمَاءُ أَنَّ جُوَیْرِیَةَ بْنَ مُسْهِرٍ وَقَفَ عَلَی بَابِ الْقَصْرِ فَقَالَ أَیْنَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ فَقِیلَ لَهُ نَائِمٌ فَنَادَی أَیُّهَا النَّائِمُ اسْتَیْقِظْ فَوَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَتُضْرَبَنَّ ضَرْبَةً عَلَی رَأْسِکَ تُخْضَبُ مِنْهَا لِحْیَتُکَ کَمَا أَخْبَرْتَنَا بِذَلِکَ مِنْ قَبْلُ فَسَمِعَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(ع) فَنَادَی أَقْبِلْ یَا جُوَیْرِیَةُ حَتَّی أُحَدِّثَکَ بِحَدِیثِکَ فَأَقْبَلَ فَقَالَ وَ أَنْتَ وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ لَتُعْتَلَنَّ إِلَی الْعُتُلِّ الزَّنِیمِ وَ لَیَقْطَعَنَّ یَدَکَ وَ رِجْلَکَ ثُمَّ لَیَصْلِبَنَّکَ تَحْتَ جِذْعِ کَافِرٍفَمَضَی عَلَی ذَلِکَ الدَّهْرُ حَتَّی وُلِّیَ زِیَادٌ فِی أَیَّامِ مُعَاوِیَةَ فَقَطَعَ یَدَهُ وَ رِجْلَهُ ثُمَّ صَلَبَهُ إِلَی جِذْعِ ابْنِ مُکَعْبَرٍ وَ کَانَ جِذْعاً طَوِیلًا فَکَانَ تَحْتَهُ».
  16. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، رجال تفسیری ج۵، ص۶۵۲-۶۶۰.