پرش به محتوا

حاکم جائر در معارف و سیره علوی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۲: خط ۱۲:
[[والی]] را نزدیکانی است و [[خویشاوندان]] که [[خوی]] [[برتری]] جستن دارند و گردن‌فرازی کردن و در معاملت [[انصاف]] را کم‌تر به کار بستن. ریشه [[ستم]] اینان را با بریدن اسباب آن برآر و به هیچ یک از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را به [[بخشش]] وامگذار، و مبادا در تو [[طمع]] کنند با بستن پیمانی که مجاور آنان را زیان رساند در بهره‌ای که از آب دارند، یا کاری که باید با هم به انجام رسانند [[رنج]] آن را بر عهده دیگران نهند، پس بر آنان تنها گوارا افتد و [[عیب]] آن در [[دنیا]] و [[آخرت]] بر تو ماند<ref>نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، نامه ۵۳، ص۳۳۸.</ref>.
[[والی]] را نزدیکانی است و [[خویشاوندان]] که [[خوی]] [[برتری]] جستن دارند و گردن‌فرازی کردن و در معاملت [[انصاف]] را کم‌تر به کار بستن. ریشه [[ستم]] اینان را با بریدن اسباب آن برآر و به هیچ یک از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را به [[بخشش]] وامگذار، و مبادا در تو [[طمع]] کنند با بستن پیمانی که مجاور آنان را زیان رساند در بهره‌ای که از آب دارند، یا کاری که باید با هم به انجام رسانند [[رنج]] آن را بر عهده دیگران نهند، پس بر آنان تنها گوارا افتد و [[عیب]] آن در [[دنیا]] و [[آخرت]] بر تو ماند<ref>نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، نامه ۵۳، ص۳۳۸.</ref>.


[[حضرت]] یکی از موانع برقراری [[عدالت اقتصادی]] را هواهای گوناگون حاکمان بر می‌شمرد و آنان را به [[پرهیز]] از خواست نفسانی سفارش می‌کند تا مبادا از مسیر عدالت خارج شوند. [[امام]] در نامه‌ای به [[أسود بن قطیبه]] می‌نویسد:
[[حضرت]] یکی از موانع برقراری [[عدالت اقتصادی]] را هواهای گوناگون حاکمان بر می‌شمرد و آنان را به [[پرهیز]] از خواست نفسانی سفارش می‌کند تا مبادا از مسیر عدالت خارج شوند. [[امام]] در نامه‌ای به [[اسود بن قطبه]] می‌نویسد:
اما بعد، چون والی را هواها گونه‌گون شود، او را از بسیاری عدالت بازدارد؛ پس باید کار مردم در آن‌چه [[حق]] است نزد تو یکسان باشد که ستم را با [[عدل]] عوض ندهند؛ پس خود را از آن‌چه مانند آن را نمی‌پسندی دور ساز، و نفس خود را در کاری که [[خدا]] بر تو [[واجب]] فرمود در باز؛ حالی که [[پاداش]] آن را امیدداری و از کیفرش ترسان... و از جمله حق‌ها که بر تو است، این است که نفس خود را بپایی و به اندازه توانت در کار [[رعیت]] [[کوشش]] نمایی که آن‌چه از این کار به دست می‌آری، بهتر است از آن‌چه بذل می‌داری، والسلام<ref>نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، نامه ۵۹، ص۳۴۴ و ۳۴۵.</ref>.
اما بعد، چون والی را هواها گونه‌گون شود، او را از بسیاری عدالت بازدارد؛ پس باید کار مردم در آن‌چه [[حق]] است نزد تو یکسان باشد که ستم را با [[عدل]] عوض ندهند؛ پس خود را از آن‌چه مانند آن را نمی‌پسندی دور ساز، و نفس خود را در کاری که [[خدا]] بر تو [[واجب]] فرمود در باز؛ حالی که [[پاداش]] آن را امیدداری و از کیفرش ترسان... و از جمله حق‌ها که بر تو است، این است که نفس خود را بپایی و به اندازه توانت در کار [[رعیت]] [[کوشش]] نمایی که آن‌چه از این کار به دست می‌آری، بهتر است از آن‌چه بذل می‌داری، والسلام<ref>نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، نامه ۵۹، ص۳۴۴ و ۳۴۵.</ref>.


۲۲۷٬۳۸۰

ویرایش