بحث:مقام تسلیم: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
دقت در پس زمینهها | دقت در پس زمینهها | ||
در عربی، ترکیب «لَهُ تُسَلِّمُونَ» و «بِأَمرِهِ تَعمَلُون» با عبارات «تُسَلِّمُونَ لَهُ» و «تَعمَلُون بِأَمرِهِ» متفاوت است. قرار گرفتن «لَهُ» و «بِأَمرِهِ» در ابتدا، نشاندهنده انحصار است؛ یعنی فقط تسلیم او هستید و فقط به امر او عمل میکنید. | در عربی، ترکیب «لَهُ تُسَلِّمُونَ» و «بِأَمرِهِ تَعمَلُون» با عبارات «تُسَلِّمُونَ لَهُ» و «تَعمَلُون بِأَمرِهِ» متفاوت است. قرار گرفتن «لَهُ» و «بِأَمرِهِ» در ابتدا، نشاندهنده انحصار است؛ یعنی فقط تسلیم او هستید و فقط به امر او عمل میکنید. | ||
پسزمینههایی که افراد را به مسلمانی کشانده، متنوع است. اهل بيت | پسزمینههایی که افراد را به مسلمانی کشانده، متنوع است. اهل بيت {{عم}} فقط برای او تسلیم هستند «وَلَهُ تُسَلِّمُونَ». تمام وجود امیرالمؤمنین، امام حسن و حضرت حسین {{عم}} تسليم خداست. امام حسین {{ع}} برای بشر کاری نکردند. اگر امام حسین {{ع}} بخواهند برای بشر کاری کنند، اصلاً نقض غرض است. قرار است انسان به امام نگاه کند. اگر قرار باشد امام به انسان نگاه کند که دور باطل است. پیشوایان الهی چشمشان به دست بندگان خدا نیست؛ آنها تسلیم خدا هستند، اما بالاخره کسی باید سرمشق و الگو باشد و این آن جایی است که «لَهُ تُسَلِّمُونَ». | ||
بسیاری از افراد میخواهند کار خوبی انجام دهند، ولی کارشان خوب نیست. در روز عاشورا همه کسانی که در برابر سیدالشهدا | بسیاری از افراد میخواهند کار خوبی انجام دهند، ولی کارشان خوب نیست. در روز عاشورا همه کسانی که در برابر سیدالشهدا {{ع}} صف بستند، مسلمان بودند. نماز میخواندند و روزه میگرفتند. روز عاشورا را روز پیروزی خود میدانستند و به شکرانه آن پیروزی روزه گرفتند و روزهداری آنها در روز عاشورا در واقع روزهی شکر بود. آنها هم مسلمان بودند ولی «لَهُ تُسَلِّمُونَ» را نفهمیدند. | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
مثلاً هر کسی دوست دارد مشهور شود یا در شغلش موفق باشد، اما کسی که از خدا غافل است و به قضای الهی راضی نیست، به فرد دیگری که مشهور و موفق است حسادت میکند؛ یعنی یک نوع نارضایتی همیشه زجرش میدهد. چنین کسی توحیدش ضعیف است. | مثلاً هر کسی دوست دارد مشهور شود یا در شغلش موفق باشد، اما کسی که از خدا غافل است و به قضای الهی راضی نیست، به فرد دیگری که مشهور و موفق است حسادت میکند؛ یعنی یک نوع نارضایتی همیشه زجرش میدهد. چنین کسی توحیدش ضعیف است. | ||
تمام مسائل ریشه در توحید دارد. اگر کسی بخل میورزد، یعنی عالم را عالم خدا نمیداند. این ضعف در توحید است. اگر رضایتمندی به خدا بیشتر باشد، نشانه علم به خدا و توحید است. | تمام مسائل ریشه در توحید دارد. اگر کسی بخل میورزد، یعنی عالم را عالم خدا نمیداند. این ضعف در توحید است. اگر رضایتمندی به خدا بیشتر باشد، نشانه علم به خدا و توحید است. | ||
«إِنَّ أَعْلَمَ النَّاسِ بِاللَّهِ أَرْضَاهُمْ بِقَضَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» | «إِنَّ أَعْلَمَ النَّاسِ بِاللَّهِ أَرْضَاهُمْ بِقَضَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»<ref>اصول کافی، ج ۲، ص ۶۰</ref> | ||
عالمترین مردم به خدا، کسی است که نسبت به قضای الهی از همه راضیتر است. | عالمترین مردم به خدا، کسی است که نسبت به قضای الهی از همه راضیتر است. | ||
کسی که با رضای الهی و تسلیم اوامر الهی زندگی میکند، همزیستی بسیار خوبی با عالم دارد. عالم با او بیگانه نیست، بلکه عالم را از آن خدای خود میداند. خدا را دوستدار خود میداند و میداند که خدا کاری بیهوده انجام نمیدهد و راه رشد انسان را در عالم قرار داده است. | کسی که با رضای الهی و تسلیم اوامر الهی زندگی میکند، همزیستی بسیار خوبی با عالم دارد. عالم با او بیگانه نیست، بلکه عالم را از آن خدای خود میداند. خدا را دوستدار خود میداند و میداند که خدا کاری بیهوده انجام نمیدهد و راه رشد انسان را در عالم قرار داده است. | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
بگو: این راه من است، من و پیروانم، با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت میکنیم. | بگو: این راه من است، من و پیروانم، با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت میکنیم. | ||
همین وظیفه را ائمه {{عم}} داشتهاند. در تفسیر آیه «وَمَنِ اتَّبَعَنِي» آمده است: سلام بن مستنیر گفت: امام ابوجعفر {{ع}} فرمود: | همین وظیفه را ائمه {{عم}} داشتهاند. در تفسیر آیه «وَمَنِ اتَّبَعَنِي» آمده است: سلام بن مستنیر گفت: امام ابوجعفر {{ع}} فرمود: | ||
ذلک رسول الله صلّی علیه و آله و أمیر المؤمنین و الأوصیاء علیهم السلام من بعدهما؛ | ذلک رسول الله صلّی علیه و آله و أمیر المؤمنین و الأوصیاء علیهم السلام من بعدهما؛ <ref>الکافی: 1 / 425، حدیث 66، مناقب آل ابی طالب: 3 / 486، بحار الأنوار: 24 / 21، حدیث 42.</ref> | ||
منظور رسول خدا {{صل}} ، امیر مؤمنان علی {{ع}} و جانشینان آن بزرگواران هستند. | منظور رسول خدا {{صل}} ، امیر مؤمنان علی {{ع}} و جانشینان آن بزرگواران هستند. | ||
این دعوت رأس همه دعوتها و بهترین دعوتها است، خدای متعال میفرماید: | این دعوت رأس همه دعوتها و بهترین دعوتها است، خدای متعال میفرماید: | ||
| خط ۵۲: | خط ۵۲: | ||
چه کسی خوش گفتارتر است از آن که به سوی خدا دعوت میکند و عمل صالح انجام میدهد و میگوید: من از مسلمانانم؟! | چه کسی خوش گفتارتر است از آن که به سوی خدا دعوت میکند و عمل صالح انجام میدهد و میگوید: من از مسلمانانم؟! | ||
به راستی چه کسی بهتر از ائمه اطهار {{عم}} بعد از رسول خدا {{صل}} مردم را بهتر به سوی خدا دعوت کرده؟ و چه کسی چون ائمه {{عم}} عمل صالح داشته است؟ | به راستی چه کسی بهتر از ائمه اطهار {{عم}} بعد از رسول خدا {{صل}} مردم را بهتر به سوی خدا دعوت کرده؟ و چه کسی چون ائمه {{عم}} عمل صالح داشته است؟ | ||
آری، آن بزرگواران سادة المسلمین هستند و از این رو در تفسیر آمده که مقصود از این آیه، امیرالمؤمنین {{ع}} است. | آری، آن بزرگواران سادة المسلمین هستند و از این رو در تفسیر آمده که مقصود از این آیه، امیرالمؤمنین {{ع}} است. <ref>.ک: تفسیر العیاشی: 1 / 212، ضمن حدیث 179.</ref> | ||
و اگر مراد از «وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ» مقام تسلیم باشد که فرمود: | و اگر مراد از «وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ» مقام تسلیم باشد که فرمود: | ||
الإسلام هو التسلیم؛ | الإسلام هو التسلیم؛ | ||
| خط ۶۱: | خط ۶۱: | ||
وقتی انسان تسلیم خداوند متعال باشد، در مقابل باری تعالی صفر؛ یعنی محو و خداوند متعال خواهد بود. در این صورت اراده، گفتار و کردار او الاهی خواهد بود و چنین فردی هرگز از تنهایی وحشت و دل تنگی نکرده و روی گردانی مردم از او، اثری نخواهد داشت. | وقتی انسان تسلیم خداوند متعال باشد، در مقابل باری تعالی صفر؛ یعنی محو و خداوند متعال خواهد بود. در این صورت اراده، گفتار و کردار او الاهی خواهد بود و چنین فردی هرگز از تنهایی وحشت و دل تنگی نکرده و روی گردانی مردم از او، اثری نخواهد داشت. | ||
در روایتی آمده است که امام سجّاد {{ع}} فرمود: | در روایتی آمده است که امام سجّاد {{ع}} فرمود: | ||
جهلوا –والله- أمر الله و أمر أولیائه معه، إنّ المراتب الرفیعة لا تنال إلّا بالتسلیم لله جلّ ثناؤه، و ترک الاقتراح علیه، و الرضا بما یدبّرهم به....؛ | جهلوا –والله- أمر الله و أمر أولیائه معه، إنّ المراتب الرفیعة لا تنال إلّا بالتسلیم لله جلّ ثناؤه، و ترک الاقتراح علیه، و الرضا بما یدبّرهم به....؛ <ref>الأمالی، شیخ صدوق: 539، بحار الأنوار: 46 / 22.</ref> | ||
به خدا سوگند، اینان از کار خدا و دوستان او غافلند، به مقامهای بلند نمیتوان رسید مگر با تسلیم در مقابل خدای متعال و ترک اظهار نظر و رضا به آن چه او صلاح میداند.... . | به خدا سوگند، اینان از کار خدا و دوستان او غافلند، به مقامهای بلند نمیتوان رسید مگر با تسلیم در مقابل خدای متعال و ترک اظهار نظر و رضا به آن چه او صلاح میداند.... . | ||
آری، مقام تسلیم از مقام رضا نیز بالاتر است، از این رو ائمه {{عم}} چیزی از خود ندارند؛ بلکه به فرمان خدا عمل میکنند، به سوی او ارشاد و به گفتار او حکم مینمایند. | آری، مقام تسلیم از مقام رضا نیز بالاتر است، از این رو ائمه {{عم}} چیزی از خود ندارند؛ بلکه به فرمان خدا عمل میکنند، به سوی او ارشاد و به گفتار او حکم مینمایند. | ||