جز
جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
جز (جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب') |
||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
استحسان در منابع اصولی: با شکلگیری [[مذاهب فقهی]]، [[اختلاف]] درباره استحسان که از مباحثات شافعی نشأت گرفته بود، [[استمرار]] یافت و دامنه آن به آثار اصولی کشیده شد، که موج تألیف آنها از سده ۴ قمری آغاز شد. با نگرشی تحلیلی باید گفت شافعی شیوهای فقهی با عنوان «استحسان» را مورد [[حمله]] قرار داده بود که آن را ترک یک [[دلیل شرعی]] ([[قیاس]]) بدون در دست داشتن دلیلی معتبر میانگاشت، اما استحسان به این معنا اگر پیش از [[شافعی]] وجود داشته است، به تحقیق پس از تدوین [[علم اصول]]، هرگز نمیتوانست از سوی فقیهی معتبر از هر [[مذهب]] [[فقهی]] [[تأیید]] شود. خوارزمی در گزارش خود درباره جایگاه استحسان نزد [[مذاهب]] سده ۴ قمری، آن را در زمره [[ادله]] مورد [[اختلاف]] آورده، و از مختصات [[فقه]] [[حنفی]] شمرده است؛ در حالی که او [[عدول]] از تعمیم یک [[حکم]] عام در مواردی خاص به رعایت عرف و [[گریز]] از [[عسر و حرج]] نزد [[مالکیان]] را [[استصلاح]]، و نه استحسان نامیده است. گویا در این عصر [[حنفیان]]، به عنوان تنها هواداران این شیوه، آن را با همین نام [[حمایت]] کرده و در برابر حملات [[شافعیان]] پاسخگو بودند، در حالی که این اختلاف ثمره عملی چندانی نداشت. | استحسان در منابع اصولی: با شکلگیری [[مذاهب فقهی]]، [[اختلاف]] درباره استحسان که از مباحثات شافعی نشأت گرفته بود، [[استمرار]] یافت و دامنه آن به آثار اصولی کشیده شد، که موج تألیف آنها از سده ۴ قمری آغاز شد. با نگرشی تحلیلی باید گفت شافعی شیوهای فقهی با عنوان «استحسان» را مورد [[حمله]] قرار داده بود که آن را ترک یک [[دلیل شرعی]] ([[قیاس]]) بدون در دست داشتن دلیلی معتبر میانگاشت، اما استحسان به این معنا اگر پیش از [[شافعی]] وجود داشته است، به تحقیق پس از تدوین [[علم اصول]]، هرگز نمیتوانست از سوی فقیهی معتبر از هر [[مذهب]] [[فقهی]] [[تأیید]] شود. خوارزمی در گزارش خود درباره جایگاه استحسان نزد [[مذاهب]] سده ۴ قمری، آن را در زمره [[ادله]] مورد [[اختلاف]] آورده، و از مختصات [[فقه]] [[حنفی]] شمرده است؛ در حالی که او [[عدول]] از تعمیم یک [[حکم]] عام در مواردی خاص به رعایت عرف و [[گریز]] از [[عسر و حرج]] نزد [[مالکیان]] را [[استصلاح]]، و نه استحسان نامیده است. گویا در این عصر [[حنفیان]]، به عنوان تنها هواداران این شیوه، آن را با همین نام [[حمایت]] کرده و در برابر حملات [[شافعیان]] پاسخگو بودند، در حالی که این اختلاف ثمره عملی چندانی نداشت. | ||
برخلاف اقلیتی از حنفیان چون [[ابو جعفر طحاوی]] که بنابر آنچه به او منسوب داشتهاند، راه [[انکار]] استحسان را در پیش گرفت، | برخلاف اقلیتی از حنفیان چون [[ابو جعفر طحاوی]] که بنابر آنچه به او منسوب داشتهاند، راه [[انکار]] استحسان را در پیش گرفت، غالب اصولیان حنفی با پافشاری بر [[مشروعیت]] استحسان، در تعاریفی که از استحسان موردنظر خود بهدست میدادند، شیوهای را مطرح میکردند که نمیتوانست از سوی اصولیان دیگر مذاهب [[اهل سنت]] مورد انکار قرار گیرد. [[ابوالحسن]] کرخی در تعریف استحسان، آن را عبارت از عدول [[مجتهد]] در یک مسئله از حکم کردن به مثل مواردِ نظیر (قیاس) به [[انگیزه]] وجود وجهی قویتر که عدول را اقتضا کند، دانسته است. در تعاریف دیگر گاه آن وجه اقتضا کننده عدول، بهطور روشنتری بازتاب یافته است: وجه مقتضی عدول گاه قیاسی دقیقتر یا قویتر از قیاس نخست دانسته شده است. به عنوان نتیجهگیری، باید یادآور شد که تعریف ارائه شده از سوی کرخی و تعریفات ثانوی هماهنگ با آن، در عمل با نتایج یک مطالعه تحلیلی درباره استحسانات موجود در فقه [[ابوحنیفه]] [[سازگاری]] دارد. | ||
بر پایه آنچه یاد شد، در آثار اصولی [[حنفیان]]، استحسان به اعتبار وجه [[عدول]] بر دو قسم است: استحسان القیاس و آن استحسانی است که در آن عدول از یک [[قیاس]] جلی و [[ضعیف]] الاثر به قیاس دیگری است که خفی، اما قویالاثر است؛ قسم دیگر استحسانی است که وجه عدول در آن [[عنایت]] به یک اثر، [[اجماع]] یا ضرورتی باشد که ترک قیاس را اقتضا دارد. | بر پایه آنچه یاد شد، در آثار اصولی [[حنفیان]]، استحسان به اعتبار وجه [[عدول]] بر دو قسم است: استحسان القیاس و آن استحسانی است که در آن عدول از یک [[قیاس]] جلی و [[ضعیف]] الاثر به قیاس دیگری است که خفی، اما قویالاثر است؛ قسم دیگر استحسانی است که وجه عدول در آن [[عنایت]] به یک اثر، [[اجماع]] یا ضرورتی باشد که ترک قیاس را اقتضا دارد. | ||