پرش به محتوا

زمینه‌سازی غیبت در سیره معصوم: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۱: خط ۱۱:
در این بخش دو شیوه نظری و عملی [[پیشوایان معصوم]] در [[آماده‌سازی]] ذهنیت [[شیعیان]] برای ورود به عصر غیبت مورد بررسی قرار می‌گیرد. بُعد نظری، همان روایاتی است که [[ائمه معصوم]]{{عم}} درباره [[غیبت]] [[فرزندی]] از [[نسل فاطمه]]{{س}} خبر داده‌اند<ref>دوازدهمین پیشوای معصوم حضرت حجة بن الحسن المهدی، امام زمان{{ع}} در نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری در شهر سامرا دیده به جهان گشود. او همنام پیامبر اسلام (محمد{{صل}}) و هم‌کنیه آن حضرت (ابوالقاسم) است، پدرش، پیشوای یازدهم، حضرت امام حسن عسکری{{ع}} و مادرش نرجس خاتون است که به نام آن ریحانه و سوسن نیز از او یاد شده است. میزان فضلیت و معنویت نرجس خاتون تا حد والاست که حکیمه خواهر امام هادی{{ع}} که خود از بانوان عالیقدر خاندان امامت بود، او را سرآمد و سرور خاندان خویش و خود را خدمتگزار او معرفی کرد (ر.ک: فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ۱۴۰۶ ه.ق، ص۲۸۳). حضرت مهدی{{ع}} دو دوره غیبت داشت: غیبت صغری و غیبت کبری. غیبت صغری از سال ۲۶۰ هجری تا سال ۳۲۹ هجری که چهارمین نایب خاص امام زمان{{ع}} درگذشت، ادامه یافت. در دوران غیبت صغری، ارتباط شیعیان با امام به کلی قطع نبود و آنان از طریق نواب خاص آن حضرت با ایشان ارتباط داشتند. شیعیان می‌توانستند به وسیله این نائبان خاص مسائل و مشکلات خویش را به عرض امام برسانند و توسط آنان پاسخ دریافت کنند و حتی گاه به دیدار امام نیز نائل شوند. بنابراین در دوران غیبت صغری امام به طور کامل از انظار غایب نبود، اما پس از پایان غیبت صغری ارتباط در همین حد نیز قطع شد و با شروع غیبت کبری مسلمانان موظف شدند در امور خود به نایبان عام آن حضرت یعنی فقهای واجد شرایط و متخصصان احکام اسلام رجوع کنند. هر دو غیبت امام دوازدهم، سال‌ها پیش از تولد آن حضرت توسط ائمه پیشین بیان شده و از همان زمان توسط راویان و محدثان حفظ، نقل و در کتب حدیث ضبط شده است (ر.ک: سلیمان قندوزی، ینابیع المودة، ج۳، باب ۷۱، ص۸۲؛ نعمانی، الغیبة، ص۱۷۰ و ۱۷۳).</ref> و بُعد عملی، [[سیره سیاسی پیشوایان معصوم]] در اتخاذ راه‌کارهایی چون در پیش گرفتن [[سیاست]] [[صبر]] و [[انتظار]]، کاهش [[ارتباط مستقیم]] با [[مردم]]، تأسیس [[سازمان وکالت]]، [[توقیع]] و [[نامه‌نگاری]] و موارد دیگر است که در این بخش مورد بررسی قرار خواهد گرفت. از نکات بسیار مهم در مسئله [[غیبت]]، توجه به چگونگی پیدایش این پدیده، واکنش [[جامعه]] در برابر آن و شیوه [[آماده‌سازی جامعه اسلامی برای ورود به عصر غیبت]] از سوی [[پیشوایان معصوم]] است. نکته مهم آن است که مسئله غیبت و [[قطع]] ارتباط مستقیم مردم با [[امام]] [[معصوم]]، در [[ادیان]] و [[پیامبران پیشین]] امری بی‌سابقه نبوده است<ref>از نکات بسیار مهم درباره مسئله غیبت، توجه به پیشینه این امر در ادیان و انبیای گذشته است. در طول تاریخ و در میان انبیای گذشته موارد متعددی پیش می‌آمد که پیشوای مردم برای مدتی از میان آنان پنهان می‌شد. ذکر و بررسی مفصل این موارد در این مجال نمی‌گنجد، اما به اختصار می‌توان با استفاده از متون دینی دو نوع غیبت در انبیای سلف را بیان کرد: نخست غیبتی که در زمان حضور و حیات پیامبر و فرستاده الهی واقع می‌شد و او بنابه دلایلی، مدتی را از میان قوم خویش کناره می‌گرفته و از انظار عمومی پنهان می‌شده است. در این مدت پیروان آن پیامبر منتظر می‌ماندند تا دوباره همان شخص به میان قوم خود بازگردد. دومین نوع غیبت، به غیبتی اطلاق می‌شود که حد فاصل رحلت یا عروج یک نبی تا آمدن نبی بعدی را شامل می‌شود. در این مدت پیروان آن پیامبر منتظر می‌ماندند تا پیامبری که از پیش ظهورش خبر داده شده بود، ظهور کند. در طول این مدت، پیروان پیامبر پیشین معمولاً گرفتار انواع بلایا و مصائبی می‌شده‌اند و با تحمل محنت‌ها و سختی ایام در انتظار ظهور منجی موعود به سر می‌بردند. در همین زمینه امام صادق{{ع}} فرموده‌اند: چون وفات نوح فرا رسید، پیروانش را فراخواند و به آنان فرمود: بدانید که پس از من غیبتی خواهد بود که در آن طاغوت‌ها ظاهر خواهند شد و خدای متعال به واسطه قائمی از فرزندان من فرج شما را می‌رساند. اسم او هود است.خوش‌سیما، با طمأنینه و با وقار، در شمایل و اخلاق شبیه من است و خداوند هنگام ظهور او دشمنان شما را با طوفان هلاک خواهد ساخت و آنها پیوسته چشم به راه هود و منتظر ظهور او بودند تا آنکه مدت طولانی و دل بیشترشان سخت شد. در آن هنگام خداوند فرستاده خود هود را ظاهر ساخت و به گرفتاری آنان پایان داد... سپس بعد از آن غیبت واقع شد تا آنکه صالح ظاهر شد. (ابی‌جعفر محمد بن علی بن بابویه قمی، کمال‌الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۷۰-۲۷۱). همین دو نوع غیبت پیش‌گفته در دین اسلام نیز مشاهده می‌شود. در تاریخ اسلام مشاهده می‌کنیم که پیشوایان معصوم به قطع یا کاهش ارتباط خویش با مردم روی آوردند تا ضمن یادآوری مسئله غیبت در انبیای سلف، ذهنیت مسلمانان را برای پذیرش آن آماده سازند: ابتدای رسالت پیامبر اسلام{{صل}} به نوعی با غیبت و پنهان‌کاری همراه بود. آن حضرت پس از رسیدن به مقام رسالت، به مدت سه سال مخفیانه به فعالیت تبلیغی پرداخت و در طول این مدت، امر خویش را برای عموم اظهار نکرد. در ابتدا فقط علی{{ع}} و خدیجه همراه او بودند تا آنکه خداوند فرمان داد رسالتش را در میان مردم آشکار سازد. در سه سال دعوت پنهانی رسول خدا{{صل}} مردم آن حضرت را می‌دیدند، اما جایگاه واقعی او را نمی‌شناختند و نمی‌دانستند که او همان پیامبر و فرستاده خداست. پس از آشکار شدن امر رسالت نیز این موضوع به طور کامل از میان نرفت. چرا که آن حضرت گاهی مجبور می‌شد برای حفظ جان و امر رسالت در غار حرا، شعب ابی‌طالب و امثال آن مخفی شود. همین مسائل در دوران امامان معصوم{{عم}} نیز مشاهده می‌شود. حضور پیشوایان معصوم در دوران اختناق و استبداد حاکمان اموی و عباسی به گونه‌ای بود که گاهی چندان تفاوتی با غیبت آنان از جامعه نداشت. بسیاری از آن بزرگواران مدت زمانی را در زندان، تبعید و حصر سپری کردند. در ملاقات تا مدت‌ها کسی از احوال آنان اطلاع نداشت و اگر هم برخی شیعیان امکان ملاقات با پیوشای خود را می‌یافتند، با تحمل سختی‌های فراوان همراه بود. با نزدیک شدن به عصر غیبت سختی این ملاقات‌ها و استتار پیشوایان معصوم از مردم بیشتر می‌شد. چنان‌که امام هادی و امام حسن عسکری{{ع}} به طور شبانه روز زیر نظارت دستگاه جور قرار داشتند و از ملاقات شیعیان با آنان جلوگیری می‌کردند.</ref>. با این حال باید توجه داشت که [[غیبت]] ناگهانی [[پیشوای معصوم]] از [[جامعه]]، بدون ایجاد ذهنیت و [[آمادگی]] لازم در میان [[مردم]]، آنان را دچار مشکل ساخته و به [[سرگردانی]] و [[تحیر]] دچار می‌سازد. از این‌رو ضروری بود [[پیشوایان معصوم]] نیز در [[آماده‌سازی]] [[شیعیان]] برای ورود به [[عصر غیبت]] و [[قطع]] [[ارتباط مستقیم]] خویش با ایشان تمهیدات لازم را فراهم آورند. یعنی با وجود [[تواتر]] و فراوانی [[احادیث مهدویت]]، لازم بود پیشوایان معصوم افزون بر بیان [[احادیث]] در [[سیره عملی]]، خود نیز به گونه‌ای [[رفتار]] کنند تا [[شیعیان]] با این امر مهم مأنوس‌تر شوند. مطالعه و بررسی متون [[اسلامی]]، اهتمام [[پیشوایان معصوم]] را در [[آماده‌سازی]] اذهان عمومی - چه با بیان [[احادیث]] [[غیبت]] و چه برنامه‌های عملی‌شان - به ما نشان می‌دهد. ایجاد چنین ذهنیتی به طور نسبی از [[عصر حضور پیامبر]] اکرم{{صل}} آغاز و در دوره هر کدام از [[امامان شیعه]]{{عم}} به طور پیوسته، تداوم داشت که با نزدیک‌تر شدن به [[عصر غیبت]]، تشدید این روند را به وضوح می‌توان [[مشاهده]] کرد. بی‌گمان این آماده‌سازی از یک‌سو به [[کاهش ارتباط مستقیم معصوم با مردم]] و مرتبط ساختن آنان با عاملان و [[نایبان]] ایشان [[نیازمند]] بود تا در عصر غیبت [[معصوم]]، [[مسلمانان]] در [[انجام تکالیف دینی]] خویش دچار [[تحیر]] نشده و از سوی دیگر، نوعی آگاهی‌بخشی به آنان و تنویر [[افکار]] عمومی را در پی داشت که به منظور معرفی [[حاکمان جور]] و قراردادن در مسیر حرکت به سوی [[تأسیس دولت]] [[حق]] صورت گرفت تا مسلمانان در عصر غیبت [[وظیفه شرعی]] خویش را در برخورد با جائران بشناسند و زمینه بازگشت [[پیشوای معصوم]] به میان خویش و [[تشکیل حکومت]] حق را فراهم آورند<ref>برای مطالعه بیشتر در این رابطه (ر.ک: مقاله نگارنده با عنوان: سیره سیاسی معصومان{{عم}} در آماده‌سازی جامعه برای عصر غیبت، فصلنامه مشرق موعود، ص۱۲۰-۱۳۳).</ref>»<ref>[[محمد ملک‌زاده|ملک‌زاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۱۴۸.</ref>
در این بخش دو شیوه نظری و عملی [[پیشوایان معصوم]] در [[آماده‌سازی]] ذهنیت [[شیعیان]] برای ورود به عصر غیبت مورد بررسی قرار می‌گیرد. بُعد نظری، همان روایاتی است که [[ائمه معصوم]]{{عم}} درباره [[غیبت]] [[فرزندی]] از [[نسل فاطمه]]{{س}} خبر داده‌اند<ref>دوازدهمین پیشوای معصوم حضرت حجة بن الحسن المهدی، امام زمان{{ع}} در نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری در شهر سامرا دیده به جهان گشود. او همنام پیامبر اسلام (محمد{{صل}}) و هم‌کنیه آن حضرت (ابوالقاسم) است، پدرش، پیشوای یازدهم، حضرت امام حسن عسکری{{ع}} و مادرش نرجس خاتون است که به نام آن ریحانه و سوسن نیز از او یاد شده است. میزان فضلیت و معنویت نرجس خاتون تا حد والاست که حکیمه خواهر امام هادی{{ع}} که خود از بانوان عالیقدر خاندان امامت بود، او را سرآمد و سرور خاندان خویش و خود را خدمتگزار او معرفی کرد (ر.ک: فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ۱۴۰۶ ه.ق، ص۲۸۳). حضرت مهدی{{ع}} دو دوره غیبت داشت: غیبت صغری و غیبت کبری. غیبت صغری از سال ۲۶۰ هجری تا سال ۳۲۹ هجری که چهارمین نایب خاص امام زمان{{ع}} درگذشت، ادامه یافت. در دوران غیبت صغری، ارتباط شیعیان با امام به کلی قطع نبود و آنان از طریق نواب خاص آن حضرت با ایشان ارتباط داشتند. شیعیان می‌توانستند به وسیله این نائبان خاص مسائل و مشکلات خویش را به عرض امام برسانند و توسط آنان پاسخ دریافت کنند و حتی گاه به دیدار امام نیز نائل شوند. بنابراین در دوران غیبت صغری امام به طور کامل از انظار غایب نبود، اما پس از پایان غیبت صغری ارتباط در همین حد نیز قطع شد و با شروع غیبت کبری مسلمانان موظف شدند در امور خود به نایبان عام آن حضرت یعنی فقهای واجد شرایط و متخصصان احکام اسلام رجوع کنند. هر دو غیبت امام دوازدهم، سال‌ها پیش از تولد آن حضرت توسط ائمه پیشین بیان شده و از همان زمان توسط راویان و محدثان حفظ، نقل و در کتب حدیث ضبط شده است (ر.ک: سلیمان قندوزی، ینابیع المودة، ج۳، باب ۷۱، ص۸۲؛ نعمانی، الغیبة، ص۱۷۰ و ۱۷۳).</ref> و بُعد عملی، [[سیره سیاسی پیشوایان معصوم]] در اتخاذ راه‌کارهایی چون در پیش گرفتن [[سیاست]] [[صبر]] و [[انتظار]]، کاهش [[ارتباط مستقیم]] با [[مردم]]، تأسیس [[سازمان وکالت]]، [[توقیع]] و [[نامه‌نگاری]] و موارد دیگر است که در این بخش مورد بررسی قرار خواهد گرفت. از نکات بسیار مهم در مسئله [[غیبت]]، توجه به چگونگی پیدایش این پدیده، واکنش [[جامعه]] در برابر آن و شیوه [[آماده‌سازی جامعه اسلامی برای ورود به عصر غیبت]] از سوی [[پیشوایان معصوم]] است. نکته مهم آن است که مسئله غیبت و [[قطع]] ارتباط مستقیم مردم با [[امام]] [[معصوم]]، در [[ادیان]] و [[پیامبران پیشین]] امری بی‌سابقه نبوده است<ref>از نکات بسیار مهم درباره مسئله غیبت، توجه به پیشینه این امر در ادیان و انبیای گذشته است. در طول تاریخ و در میان انبیای گذشته موارد متعددی پیش می‌آمد که پیشوای مردم برای مدتی از میان آنان پنهان می‌شد. ذکر و بررسی مفصل این موارد در این مجال نمی‌گنجد، اما به اختصار می‌توان با استفاده از متون دینی دو نوع غیبت در انبیای سلف را بیان کرد: نخست غیبتی که در زمان حضور و حیات پیامبر و فرستاده الهی واقع می‌شد و او بنابه دلایلی، مدتی را از میان قوم خویش کناره می‌گرفته و از انظار عمومی پنهان می‌شده است. در این مدت پیروان آن پیامبر منتظر می‌ماندند تا دوباره همان شخص به میان قوم خود بازگردد. دومین نوع غیبت، به غیبتی اطلاق می‌شود که حد فاصل رحلت یا عروج یک نبی تا آمدن نبی بعدی را شامل می‌شود. در این مدت پیروان آن پیامبر منتظر می‌ماندند تا پیامبری که از پیش ظهورش خبر داده شده بود، ظهور کند. در طول این مدت، پیروان پیامبر پیشین معمولاً گرفتار انواع بلایا و مصائبی می‌شده‌اند و با تحمل محنت‌ها و سختی ایام در انتظار ظهور منجی موعود به سر می‌بردند. در همین زمینه امام صادق{{ع}} فرموده‌اند: چون وفات نوح فرا رسید، پیروانش را فراخواند و به آنان فرمود: بدانید که پس از من غیبتی خواهد بود که در آن طاغوت‌ها ظاهر خواهند شد و خدای متعال به واسطه قائمی از فرزندان من فرج شما را می‌رساند. اسم او هود است.خوش‌سیما، با طمأنینه و با وقار، در شمایل و اخلاق شبیه من است و خداوند هنگام ظهور او دشمنان شما را با طوفان هلاک خواهد ساخت و آنها پیوسته چشم به راه هود و منتظر ظهور او بودند تا آنکه مدت طولانی و دل بیشترشان سخت شد. در آن هنگام خداوند فرستاده خود هود را ظاهر ساخت و به گرفتاری آنان پایان داد... سپس بعد از آن غیبت واقع شد تا آنکه صالح ظاهر شد. (ابی‌جعفر محمد بن علی بن بابویه قمی، کمال‌الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۲۷۰-۲۷۱). همین دو نوع غیبت پیش‌گفته در دین اسلام نیز مشاهده می‌شود. در تاریخ اسلام مشاهده می‌کنیم که پیشوایان معصوم به قطع یا کاهش ارتباط خویش با مردم روی آوردند تا ضمن یادآوری مسئله غیبت در انبیای سلف، ذهنیت مسلمانان را برای پذیرش آن آماده سازند: ابتدای رسالت پیامبر اسلام{{صل}} به نوعی با غیبت و پنهان‌کاری همراه بود. آن حضرت پس از رسیدن به مقام رسالت، به مدت سه سال مخفیانه به فعالیت تبلیغی پرداخت و در طول این مدت، امر خویش را برای عموم اظهار نکرد. در ابتدا فقط علی{{ع}} و خدیجه همراه او بودند تا آنکه خداوند فرمان داد رسالتش را در میان مردم آشکار سازد. در سه سال دعوت پنهانی رسول خدا{{صل}} مردم آن حضرت را می‌دیدند، اما جایگاه واقعی او را نمی‌شناختند و نمی‌دانستند که او همان پیامبر و فرستاده خداست. پس از آشکار شدن امر رسالت نیز این موضوع به طور کامل از میان نرفت. چرا که آن حضرت گاهی مجبور می‌شد برای حفظ جان و امر رسالت در غار حرا، شعب ابی‌طالب و امثال آن مخفی شود. همین مسائل در دوران امامان معصوم{{عم}} نیز مشاهده می‌شود. حضور پیشوایان معصوم در دوران اختناق و استبداد حاکمان اموی و عباسی به گونه‌ای بود که گاهی چندان تفاوتی با غیبت آنان از جامعه نداشت. بسیاری از آن بزرگواران مدت زمانی را در زندان، تبعید و حصر سپری کردند. در ملاقات تا مدت‌ها کسی از احوال آنان اطلاع نداشت و اگر هم برخی شیعیان امکان ملاقات با پیوشای خود را می‌یافتند، با تحمل سختی‌های فراوان همراه بود. با نزدیک شدن به عصر غیبت سختی این ملاقات‌ها و استتار پیشوایان معصوم از مردم بیشتر می‌شد. چنان‌که امام هادی و امام حسن عسکری{{ع}} به طور شبانه روز زیر نظارت دستگاه جور قرار داشتند و از ملاقات شیعیان با آنان جلوگیری می‌کردند.</ref>. با این حال باید توجه داشت که [[غیبت]] ناگهانی [[پیشوای معصوم]] از [[جامعه]]، بدون ایجاد ذهنیت و [[آمادگی]] لازم در میان [[مردم]]، آنان را دچار مشکل ساخته و به [[سرگردانی]] و [[تحیر]] دچار می‌سازد. از این‌رو ضروری بود [[پیشوایان معصوم]] نیز در [[آماده‌سازی]] [[شیعیان]] برای ورود به [[عصر غیبت]] و [[قطع]] [[ارتباط مستقیم]] خویش با ایشان تمهیدات لازم را فراهم آورند. یعنی با وجود [[تواتر]] و فراوانی [[احادیث مهدویت]]، لازم بود پیشوایان معصوم افزون بر بیان [[احادیث]] در [[سیره عملی]]، خود نیز به گونه‌ای [[رفتار]] کنند تا [[شیعیان]] با این امر مهم مأنوس‌تر شوند. مطالعه و بررسی متون [[اسلامی]]، اهتمام [[پیشوایان معصوم]] را در [[آماده‌سازی]] اذهان عمومی - چه با بیان [[احادیث]] [[غیبت]] و چه برنامه‌های عملی‌شان - به ما نشان می‌دهد. ایجاد چنین ذهنیتی به طور نسبی از [[عصر حضور پیامبر]] اکرم{{صل}} آغاز و در دوره هر کدام از [[امامان شیعه]]{{عم}} به طور پیوسته، تداوم داشت که با نزدیک‌تر شدن به [[عصر غیبت]]، تشدید این روند را به وضوح می‌توان [[مشاهده]] کرد. بی‌گمان این آماده‌سازی از یک‌سو به [[کاهش ارتباط مستقیم معصوم با مردم]] و مرتبط ساختن آنان با عاملان و [[نایبان]] ایشان [[نیازمند]] بود تا در عصر غیبت [[معصوم]]، [[مسلمانان]] در [[انجام تکالیف دینی]] خویش دچار [[تحیر]] نشده و از سوی دیگر، نوعی آگاهی‌بخشی به آنان و تنویر [[افکار]] عمومی را در پی داشت که به منظور معرفی [[حاکمان جور]] و قراردادن در مسیر حرکت به سوی [[تأسیس دولت]] [[حق]] صورت گرفت تا مسلمانان در عصر غیبت [[وظیفه شرعی]] خویش را در برخورد با جائران بشناسند و زمینه بازگشت [[پیشوای معصوم]] به میان خویش و [[تشکیل حکومت]] حق را فراهم آورند<ref>برای مطالعه بیشتر در این رابطه (ر.ک: مقاله نگارنده با عنوان: سیره سیاسی معصومان{{عم}} در آماده‌سازی جامعه برای عصر غیبت، فصلنامه مشرق موعود، ص۱۲۰-۱۳۳).</ref>»<ref>[[محمد ملک‌زاده|ملک‌زاده، محمد]]، [[سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور (کتاب)|سیره سیاسی معصومان در عصر حاکمیت جور]]، ص ۱۴۸.</ref>


==پرسش مستقیم==
== پرسش مستقیم ==
{{پرسش‌های وابسته}}
* [[سیره اهل بیت در آماده‌سازی امت برای ورود به عصر غیبت چه بوده است؟ (پرسش)]]
* [[سیره اهل بیت در آماده‌سازی امت برای ورود به عصر غیبت چه بوده است؟ (پرسش)]]
* [[سیره سیاسی ائمه در آماده‌سازی جامعه اسلامی برای ورود به عصر غیبت چه بوده است؟ (پرسش)]]
{{پایان پرسش‌های وابسته}}


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۳٬۶۱۷

ویرایش