←حقیقت وحی
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
• هيچ پيامبرى نبود جز اينكه از سوى خداوند بر ايشان وحى ارسال مىشد و اصل نبوّت و رسالت با وحى آغاز مىگشت. وحى در قرآن يك نوع تكلم و سخن گفتن خداى تعالى با انسان شمرده شده است. «وَمَا كَانَ لِبشر أَنْ يُكَلِّمَهُ آللّه إلّا وَحْيَا أو مِن وَرَاء حِجَاب أو يُرسِل رَسولاً فَيوحِي بِإذنِه مَا يَشَاء؛ خداوند با هيچ بشرى سخن نمىگويد مگر به وحى يا از پشت پرده يا رسولى مىفرستد و به اذن او هر چه را بخواهد وحى مىكند.» <ref> سوره شوری، آیۀ 51 </ref>. در آيۀ مذکور، وحى سخن گفتنى شمرده شده است، در برابر سخن گفتن از پس پرده و ارسال رسل. | • هيچ پيامبرى نبود جز اينكه از سوى خداوند بر ايشان وحى ارسال مىشد و اصل نبوّت و رسالت با وحى آغاز مىگشت. وحى در قرآن يك نوع تكلم و سخن گفتن خداى تعالى با انسان شمرده شده است. «وَمَا كَانَ لِبشر أَنْ يُكَلِّمَهُ آللّه إلّا وَحْيَا أو مِن وَرَاء حِجَاب أو يُرسِل رَسولاً فَيوحِي بِإذنِه مَا يَشَاء؛ خداوند با هيچ بشرى سخن نمىگويد مگر به وحى يا از پشت پرده يا رسولى مىفرستد و به اذن او هر چه را بخواهد وحى مىكند.» <ref> سوره شوری، آیۀ 51 </ref>. در آيۀ مذکور، وحى سخن گفتنى شمرده شده است، در برابر سخن گفتن از پس پرده و ارسال رسل. | ||
• در برخى روايات آمده، وقتى وحى مستقيم و بىواسطه جبرئيل بود، حضرتش به حالت غشوه و بيهوشى مىافتاد: «إِذَا كَانَ الْوَحْيُ مِنَ اللَّهِ إِلَيْهِ لَيْسَ بَيْنَهُمَا جَبْرَئِيلُ أَصَابَهُ ذَلِکَ لَثَقُلَ الْوَحْيُ مِنَ اللَّهِ وَ إِذَا كَانَ بَيْنَهُمَا جَبْرَئِيلُ لَمْ يُصِبْهُ ذَلِك؛ آنگاه كه وحى به او از ناحيه خدا بود كه بين او و خدا جبرئيل واسطه نبود به خاطر سنگينى وحى از خدا اين امر به او مىرسيد و آنگاه كه جبرئيل واسطه مىشد اين امر به او نمىرسيد.» <ref> امالی طوسی، ص 663 </ref>. یعنی حالت غش در صورتى پديد مىآمد كه خداوند متعال بى هيچ واسطه و حجابى با پيامبرش سخن مىگفت. و آنگاه كه جبرئيل پيك وحى بود و يا از پس پرده صورت مىگرفت؛ چنين حالتى براى پيامبر رخ نمىداد. لذا وحی حقیقتی است در راستای دو مورد دیگر نه اینکه جدای از آنها باشد. | • در برخى روايات آمده، وقتى وحى مستقيم و بىواسطه جبرئيل بود، حضرتش به حالت غشوه و بيهوشى مىافتاد: «إِذَا كَانَ الْوَحْيُ مِنَ اللَّهِ إِلَيْهِ لَيْسَ بَيْنَهُمَا جَبْرَئِيلُ أَصَابَهُ ذَلِکَ لَثَقُلَ الْوَحْيُ مِنَ اللَّهِ وَ إِذَا كَانَ بَيْنَهُمَا جَبْرَئِيلُ لَمْ يُصِبْهُ ذَلِك؛ آنگاه كه وحى به او از ناحيه خدا بود كه بين او و خدا جبرئيل واسطه نبود به خاطر سنگينى وحى از خدا اين امر به او مىرسيد و آنگاه كه جبرئيل واسطه مىشد اين امر به او نمىرسيد.» <ref> امالی طوسی، ص 663 </ref>. یعنی حالت غش در صورتى پديد مىآمد كه خداوند متعال بى هيچ واسطه و حجابى با پيامبرش سخن مىگفت. و آنگاه كه جبرئيل پيك وحى بود و يا از پس پرده صورت مىگرفت؛ چنين حالتى براى پيامبر رخ نمىداد. لذا وحی حقیقتی است در راستای دو مورد دیگر نه اینکه جدای از آنها باشد. <ref> محمد بیابانی اسکویی </ref>. | ||
==اقسام وحی== | ==اقسام وحی== | ||