پرش به محتوا

بحث:اولوالعزم: تفاوت میان نسخه‌ها

۹٬۳۸۳ بایت حذف‌شده ،  ‏۳ مهٔ ۲۰۲۱
جز
جایگزینی متن - 'بدست' به 'به‌دست'
بدون خلاصۀ ویرایش
جز (جایگزینی متن - 'بدست' به 'به‌دست')
 
(۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
 
==پیامبران اولوالعزم==
اولوا العزم: پیامبران صاحب شریعت و کتاب آسمانی
* در قرآن کریم، گروهى از پیامبران خدا به‌عنوان «اولوالعزم» معرفى شده اند <ref> سورۀ احقاف، آیۀ 35 </ref> و به حسب آنچه از روایات اهل بیت (علیهم الصلوة و السلام) به‌دست مى‌آید پیامبران اولوالعزم پنج نفر بوده‌اند به این ترتیب: حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسى، حضرت عیسى و حضرت محمد بن عبدالله (علیهم الصلاة و السلام) <ref> بحارالانوار، ج 11، ص 33 ـ 34 و معلم النوة، ص 113 </ref><ref> مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید </ref> [[امام رضا|حضرت رضا]] {{ع}} درباره پنج پیامبر بزرگ الهی، یعنی: [[نوح پیامبر|نوح]]، [[ابراهیم پیامبر|ابراهیم]]، [[موسی پیامبر|موسی]]، [[عیسی پیامبر|عیسی]] و [[پیامبر خاتم|محمد]]، چنین می‌فرمایند: {{عربی|اندازه=150%|"َ هُمْ أَفْضَلُ الْأَنْبِيَاءِ وَ الرُّسُلِ{{عم}}"}} <ref> [[عین اخبار الرضا (کتاب)|عیون اخبار الرضا]]، ج۲، ص۸۰. </ref>
کلمه «اولوا» به معنای صاحبان و دارندگان[۴۳] و «عزم» به معنای آهنگ و اراده کاری کردن[۴۴]، تصمیم گرفتن قطعی و به دور از شک و تردید بر انجام کاری[۴۵]، قاطعیت و جدیت داشتن[۴۶] و صبر و استواری داشتن در قصد انجام کار[۴۷] آمده است، بنابراین، اولوا العزم کسانی هستند که در تصمیم خویش قاطع و در اراده خود استوارند.
==ویژگی پیامبران اولوالعزم==
واژه ترکیبی اولواالعزم تنها یک بار در قرآن کریم و در آیه ۳۵ احقاف/۴۶ به کار رفته است. در این آیه خطاب به رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) آمده است: پس شکیبایی کن، همچنان‌که [پیامبران] اولوا العزم شکیبایی کرده‌اند ...:«فَاصبِر کما صَبَرَ اولوا العَزمِ مِنَ الرُّسُلِ ...» . در ذیل آیات دیگری سخن از اولوا العزم به میان آمده؛ مانند آیاتی که در آنها این مباحث مطرح شده است: صاحب شریعت بودن برخی پیامبران (۱۳ شوری/۴۲)، گرفتن  پیمان شدید خداوند از بعضی پیامبران (۷ احزاب/۳۳)، وجود برخی حقایق قرآنی در صحف ابراهیم و موسی(علیهما السلام) (۱۹ اعلی/۸۷)، نازل کردن خدا، تورات، انجیل و کتاب  (قرآن) را بر موسی* و عیسی* و رسول خاتم(صلی الله علیه وآله)و دادن شریعت به ایشان (۴۴ ـ ۴۸ مائده/۵) و آیات ۸۳ ـ ۸۶ و ۹۰ انعام/۶ که در آنها نام ۱۸ پیامبر را یادآور شده و آنان را هدایت یافتگان الهی دانسته است.
* ویژگى ایشان علاوه بر صبر و استقامت ممتاز که در قرآن کریم نیز به آن، اشاره شده، این بوده که هر کدام از ایشان کتاب و شریعت مستقلى داشته‌اند و پیامبران معاصر یا متأخر، از شریعت آنان تبعیّت مى‌کرده‌اند تا هنگامى که یکى دیگر از پیامبران اولوالعزم، مبعوث به رسالت مى‌شد و کتاب و شریعت جدیدى مى‌آورد. <ref> مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید </ref>
مراد از اولوا العزم برترین پیامبران الهی یعنی نوح*، ابراهیم، موسی، عیسی و رسول خاتم(علیهم السلام)اند؛ آنان که سرور دیگر پیامبران و دارای نقش محوری هستند[۴۸] و  از احاطه تام به همه مظاهر برخوردارند، زیرا از دیدگاه عرفانی پیامبران به اذن خدا مربی موجودات و مظاهرند و همه آنها در دعوت و هدایت و تصرف در خلق و سایر لوازم نبوت مشترک بوده، امتیاز مرتبه ایشان از یکدیگر به واسطه احاطه و عدم احاطه بر همه  مظاهر است و آنان که از احاطه به همه مظاهر برخوردارند اولوا‌العزم نامیده می‌شوند.[۴۹] عزم پیامبران مذکور استواری آنها در عمل به پیمان شدیدی است که خداوند در عهد* نخست از آنان گرفته و از آن با نام «میثاق غلیظ» یاد کرده است: «و اِذ اَخَذنا مِنَ النَّبیینَ مِیثـقَهُم ومِنک ومِن نُوح واِبرهیمَ وموسی و عیسَی ابنِ مَریمَ واَخَذنا مِنهُم میثـقـًا غَلیظـا» . (احزاب/۳۳،۷) این پیامبران دارای دو ویژگی‌اند: یکی آوردن شریعت جدید: «شَرَعَ لَکم مِنَ الدّینِ ما وصّی بِهِ نوحـًا والَّذی اَوحَینا اِلَیک و ما وصَّینا بِهِ اِبرهیمَ و‌موسی و عیسی اَن اَقیموا الدّینَ ولا تَتَفَرَّقوا ... » (شوری/۴۲،۱۳) و دیگری آوردن کتاب آسمانی مشتمل بر احکام و قوانین الهی که برخی آیات به این مطلب اشاره دارد؛ مانند آیه ۱۹ اعلی/۸۷۷ که از کتاب حضرت ابراهیم* و موسی(علیهما السلام)با نام «صُحُف» یاد می‌کند: «صُحُفِ اِبرهیمَ و موسی» و آیات ۴۴ ـ ۴۸ مائده/۵ که به ذکر کتابهای آسمانی تورات موسی و انجیل عیسی و کتاب (قرآن) رسول گرامی اسلام پرداخته است: «اِنّا اَنزَلنَا التَّورةَ ... * و قَفَّینا عَلی ءاثـرِهِم بِعیسَی ابنِ مَریمَ مُصَدِّقـًا لِما بَینَ یدَیهِ مِنَ التَّورةِ و ءاتَینـهُ الاِنجیلَ ... * و اَنزَلنا اِلَیک الکتـبَ بِالحَقِّ مُصَدِّقـًا لِما بَینَ یدَیهِ مِنَ الکتـبِ و مُهَیمِنـًا عَلَیه‌...» . در آیات یاد شده اگرچه به کتاب حضرت‌نوح(علیه السلام)اشاره‌ای نشده، لیکن چون طبق آیه ۲۱۳ بقره/۲: «و اَنزَلَ مَعَهُمُ الکتـبَ ...» شریعت با کتاب همراه است و بر اساس آیه ۱۳ شوری/۴۲ حضرت نوح نیز صاحب شریعت* بوده است از انضمام این دو آیه  به دست می‌آید که برای وی نیز کتاب آسمانی بوده است[۵۰چنان که در روایتی نیز به این مطلب تصریح شده است.[۵۱]
==اجتماع دو پیامبر در یک زمان==
گرچه اولوا‌العزم بودن ۵ پیامبر بزرگ یاد شده با شواهد قرآنی و روایات فراوان در حد استفاضه تأیید می‌شود[۵۲]؛ ولی با این حال آرای فراوان دیگری در تبیین اولوا‌العزم و تعیین مصادیق آن وجود دارد. تا جایی که در این زمینه برخی به ۵[۵۳] و‌برخی دیگر به ۶[۵۴] و بعضی به ۱۳[۵۵] قول اشاره‌کرده‌اند.
* [[اجتماع دو پیامبر]] در زمان واحد، ممکن است چنانکه حضرت لوط، معاصر حضرت ابراهیم (علیهما السلام) بود و حضرت هارون با حضرت موسى (علیهما السلام) به پیامبرى رسید و حضرت یحیى در زمان حضرت عیسى (علیهما السلام) مى‌زیست. <ref> مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش عقاید </ref>
اختلاف در کلمه «مِنْ» در ترکیب «مِنَ الرُسُلِ» (احقاف/۴۶،۳۵) موجب شده تا برخی با بیانیه گرفتن آن، همه پیامبران الهی را اولوا‌العزم بدانند، در حالی که بیشتر مفسران «مِنْ» را ظاهر در تبعیض[۵۶]و بیانیه بودن آن را خلاف تحقیق می‌دانند.[۵۷] آنان تنها برخی از پیامبران را اولوا‌العزم دانسته، برای اثبات نظر خویش به آیاتی استشهاد کرده‌اند؛ از جمله آیه ۱۱۵ طه/۲۰ که خداوند درباره حضرت آدم فرمود: ما در او عزمی نیافتیم: «ولَقَد عَهِدنا اِلی ءادَمَ مِن قَبلُ فَنَسِی ولَم نَجِد لَهُ‌عَزمـا‌» و نیز آیه ۴۸ قلم/۶۸ که در آن رسول خویش را به صبر و شکیبایی فرمان داده و او را از شتاب در درخواست کیفر قوم خود نهی کرده است: «و لا تَکن کصاحِبِ الحوت» . اینان ملاکهایی  برای اولوا‌العزم بودن ارائه داده و مصادیقی برای پیامبران اولوا‌العزم ذکر کرده‌اند؛ برخی، ملاک آن را حزم، ثبات، جدیت، صبر و تحمل در برابر آزار و اذیت قوم و دشمنان معرفی کرده و آنها را شامل ۹ یا ۶ پیامبر (نوح، ابراهیم، اسحاق، یعقوب، یوسف و ایوب(علیهم السلام))[۵۸] دانسته‌اند؛ اما چون عزم اعتقاد قلبی و حزم ظهور فعل است و عزم و صبر نیز گرچه با یکدیگر متلازم‌اند ولی به یک معنا نیستند، این نظر مورد اشکال قرار گرفته[۵۹]، افزون بر آن پیامبرانی که دارای ملاک یاد شده هستند بیش از تعداد مذکورند.[۶۰] بعضی جهاد با کافران را معیار اولوا‌العزم بودن شماری از پیامبران دانسته و از نوح، هود، صالح، موسی، داوود و سلیمان به عنوان مصادیق اولوا‌العزم یاد کرده‌اند.[۶۱] این  نظر را نیز نمی‌توان پذیرفت، زیرا همه این پیامبران به نبرد با دشمن نپرداخته و دارای این معیار نبوده‌اند، افزون بر آن نمی‌توان گفت پیامبران دیگر با دشمن به جهاد برنخاسته‌اند.[۶۲] از  حسن‌بن فضل نقل می‌شود که او ملاک اولوا‌العزم بودن را هدایت یافتن از سوی خداوند دانسته: «اُولـئِک الَّذینَ هَدَی اللّه» (انعام/۶‌،۹۰) و ۱۸ پیامبر یاد شده در آیات ۸۳ ـ ۸۶ انعام/۶ را مصادیق اولوا‌العزم شمرده است.[۶۳] قول وی با  دو اشکال مواجه است: نخست اینکه هدایت یافتگان از سوی خداوند منحصر در اینها نیستند و آیه ۸۷ همین سوره بعضی از پدران، فرزندان و برادران ایشان را نیز هدایت یافته معرفی کرده است و دیگر اینکه در میان پیامبران هجده‌گانه نام حضرت یونس(علیه  السلام)نیز به چشم می‌خورد، در حالی که خداوند رسول خاتم را از پیروی او نهی کرده است. (قلم/۶۸‌،۴۸)[۶۴] از جابربن عبدالله انصاری نقل شده که او شمار انبیای اولوا‌العزم را ۳۱۳ تن دانسته است.[۶۵] شایان ذکر است که در این زمینه اقوال دیگری نیز وجود دارد که همچون آرای یاد شده اساساً فاقد دلیل یا بدون دلیل موجه و مقبول است. در مجموع شاید بتوان گفت که همه اقوال در بیان اولوا‌العزم به مفهوم لغوی آن توجه کرده و از این دیدگاه مصادیقی برای آن ذکر کرده‌اند.
 
[۴۳]. لسان العرب، ج‌۱، ص‌۱۸۷، «الل».
[۴۴]. لسان‌العرب، ج‌۹، ص‌۱۹۳؛ القاموس المحیط، ج‌۲، ص‌۱۴۹۷، «عزم».
[۴۵]. مقاییس اللغه، ج‌۴، ص‌۳۰۸؛ التحقیق، ج‌۸‌، ص‌۱۲۰؛ اقرب‌الموارد، ج‌۳، ص‌۵۴۱‌، «عزم».
[۴۶]. مقاییس اللغه، ج‌۴، ص‌۳۰۸؛ اقرب الموارد، ج‌۳، ص‌۵۴۱‌؛ قاموس المحیط، ج‌۲، ص‌۱۴۹۷، «عزم».
[۴۷]. التحقیق، ج‌۸‌، ص‌۱۲۱؛ اقرب الموارد، ج‌۳، ص‌۵۴۲‌، «عزم».
[۴۸]. نورالثقلین، ج‌۵‌، ص‌۲۳.
[۴۹]. شرح فصوص‌الحکم، ص‌۱۴۶.
[۵۰]. المیزان، ج‌۲، ص‌۱۲۸، ۱۴۱‌ـ‌۱۴۲.
[۵۱]. بحارالانوار، ج‌۱۱، ص‌۳۴.
[۵۲]. المیزان، ج‌۱۸، ص‌۲۲۱.
[۵۳]. مجمع‌البیان، ج‌۹، ص‌۱۴۳.
[۵۴]. تفسیر ماوردی، ج‌۵‌، ص‌۲۸۸.
[۵۵]. تفسیر قرطبی، ج‌۸‌، ص‌۱۴۵ - ۱۴۶.
[۵۶]. مجمع البیان، ج‌۹، ص‌۱۴۳؛ روح المعانی، مج‌۱۴، ج‌۲۶، ص‌۵۳‌.
[۵۷]. اضواء البیان، ج‌۷، ص‌۲۶۶.
[۵۸]. الکشاف، ج‌۴، ص‌۳۱۳؛ تفسیر قرطبی، ج‌۸‌، ص‌۱۴۵.
[۵۹]. مبهمات القرآن، ج‌۲، ص‌۵۰۷‌؛ منشور جاوید، ج‌۱۰، ص‌۲۴۹.
[۶۰]. نفحات القرآن، ج‌۷، ص‌۳۷۶.
[۶۱]. تفسیر قرطبی، ج‌۸‌، ص‌۱۴۵.
۲۲۴٬۹۹۹

ویرایش