بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۲: | خط ۱۲: | ||
}} | }} | ||
'''امر چیست؟''' یکی از پرسشهای مرتبط به | '''امر چیست؟''' یکی از پرسشهای مرتبط به بحث '''[[مقام معصوم (پرسش)|مقام معصوم]]''' است که میتوان با عبارتهای متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤالهای مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی '''[[مقام معصوم]]''' مراجعه شود. | ||
==عبارتهای دیگری از این پرسش== | ==عبارتهای دیگری از این پرسش== | ||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
==پاسخ نخست== | ==پاسخ نخست== | ||
[[پرونده:334567.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[محمد حسین فاریاب]]]] | [[پرونده:334567.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[محمد حسین فاریاب]]]] | ||
::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[محمد حسین فاریاب]]''' در کتاب ''«[[بررسی انطباق شئون امامت در کلام (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام]]»'' در اینباره گفته است: | ::::::حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[محمد حسین فاریاب]]''' در کتاب ''«[[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]]»'' در اینباره گفته است: | ||
::::::«'''معنای لغوی "شأن":''' ارباب لغت برای واژه "شأن" معانی متعددی بیان کردهاند. فراهیدی آن را بهمعنای "خَطب" (به سکون طاء)میداند<ref>خلیلبناحمد فراهیدی، العین، ج6، ص۲۸۷؛ نیز ر.ک: محمدبنيعقوب فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۴، ص۲۳۸.</ref> که این واژه خود بهمعنای سبب امر<ref>خلیلبناحمد فراهيدی، العین، ج۴، ص۲۲۲؛ صاحببنعباد، المحيط فی اللغة، ج۴، ص۲۹۳؛ اسماعيلبنحماد جوهری، الصحاح، ج۱، ص۱۲۱.</ref>، امر<ref>صاحببنعباد، الصحاح، ج۴، ص۲۹۳؛ احمدبنفارسبنزکریا، معجم مقاییس اللغة، ج۲، ص۱۹۸.</ref> و یا امر عظيم<ref>حسینبنمحمد راغب اصفهانی، المفردات، ص۲۸۶؛ احمدبنمحمد فیومی، المصباح المنير، ج۲، ص۱۷۳.</ref> آمده است. برخی لغويون با عطف خطب و امر به یکدیگر، آنها را به عنوان معنای شأن ذکر کردهاند.<ref>احمدبنمحمد فیومی، المصباح المنير، ج۴، ص۲۳۸؛ مبارکبنمحمدبناثیر جزری، النهاية فی غريب الحديث، ج۲، ص۴۳۷.</ref> در این میان ابنمنظور خطب را بهمعنای شأن و امر (اعم از امر کوچک و بزرگ) دانسته؛<ref>محمدبنمکرمبنمنظور، لسان العرب، ج۱، ص۱۶۰.</ref> چنانکه شأن را نیز بهمعنای خطب و امر میداند.<ref>همان، ج۱۳، ص۲۳۰.</ref> | ::::::«'''معنای لغوی "شأن":''' ارباب لغت برای واژه "شأن" معانی متعددی بیان کردهاند. فراهیدی آن را بهمعنای "خَطب" (به سکون طاء)میداند<ref>خلیلبناحمد فراهیدی، العین، ج6، ص۲۸۷؛ نیز ر.ک: محمدبنيعقوب فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۴، ص۲۳۸.</ref> که این واژه خود بهمعنای سبب امر<ref>خلیلبناحمد فراهيدی، العین، ج۴، ص۲۲۲؛ صاحببنعباد، المحيط فی اللغة، ج۴، ص۲۹۳؛ اسماعيلبنحماد جوهری، الصحاح، ج۱، ص۱۲۱.</ref>، امر<ref>صاحببنعباد، الصحاح، ج۴، ص۲۹۳؛ احمدبنفارسبنزکریا، معجم مقاییس اللغة، ج۲، ص۱۹۸.</ref> و یا امر عظيم<ref>حسینبنمحمد راغب اصفهانی، المفردات، ص۲۸۶؛ احمدبنمحمد فیومی، المصباح المنير، ج۲، ص۱۷۳.</ref> آمده است. برخی لغويون با عطف خطب و امر به یکدیگر، آنها را به عنوان معنای شأن ذکر کردهاند.<ref>احمدبنمحمد فیومی، المصباح المنير، ج۴، ص۲۳۸؛ مبارکبنمحمدبناثیر جزری، النهاية فی غريب الحديث، ج۲، ص۴۳۷.</ref> در این میان ابنمنظور خطب را بهمعنای شأن و امر (اعم از امر کوچک و بزرگ) دانسته؛<ref>محمدبنمکرمبنمنظور، لسان العرب، ج۱، ص۱۶۰.</ref> چنانکه شأن را نیز بهمعنای خطب و امر میداند.<ref>همان، ج۱۳، ص۲۳۰.</ref> | ||
::::::جوهری معنای امر و حال را برای واژه شأن بیان کرده و در این راستا از مثال {{عربی|اندازه=155%|لأشْأنَنَّ شَأْنَهُمْ، أی لأفسِدَنّ أمرهم}} استفاده میکند.<ref>اسماعيلبنحماد جوهری، الصحاح، ج۵، ص۲۱۴۲.</ref> راغب اصفهانی نیز شأن را بهمعنای امر و حال عظیم دانسته است<ref>حسینبنمحمد راغب اصفهانی، المفردات، ص۴۷۰.</ref> و برخی دیگر از لغتپژوهان، معنای طلب را نیز برای شأن ذکر کردهاند.<ref>نشوانبنسعيد حمیری، شمس العلوم، ج۶، ص۳۶۱۳.</ref> در این راستا برخی ارباب لغت، فعل شَأنَ، يشأن را برای این ماده ذکر کرده و آن را بهمعنای قصد و طلب دانستهاند.<ref>اسماعیلبنحماد جوهری، الصحاح، ج۵، ص۲۱۴۲.</ref> ابنفارس نیز تمام معانی واژه شأن و مشتقات آن را بهمعنای خواست و طلب برگردانده است؛ چنانکه جمله "شَأنْت شأنَه"، بهمعنای "قصدت قصده" بر همین معنا استوار است. همچنین گفتار عرب، آنگاه که میگوید: "ما هذا من شأنی" نیز بهمعنای این است که این چیزی نیست که من در پی آن باشم.<ref>احمدبنفارسبنزکریا، معجم مقاييس اللغة، ج۳، ص۲۳۸.</ref> | ::::::جوهری معنای امر و حال را برای واژه شأن بیان کرده و در این راستا از مثال {{عربی|اندازه=155%|لأشْأنَنَّ شَأْنَهُمْ، أی لأفسِدَنّ أمرهم}} استفاده میکند.<ref>اسماعيلبنحماد جوهری، الصحاح، ج۵، ص۲۱۴۲.</ref> راغب اصفهانی نیز شأن را بهمعنای امر و حال عظیم دانسته است<ref>حسینبنمحمد راغب اصفهانی، المفردات، ص۴۷۰.</ref> و برخی دیگر از لغتپژوهان، معنای طلب را نیز برای شأن ذکر کردهاند.<ref>نشوانبنسعيد حمیری، شمس العلوم، ج۶، ص۳۶۱۳.</ref> در این راستا برخی ارباب لغت، فعل شَأنَ، يشأن را برای این ماده ذکر کرده و آن را بهمعنای قصد و طلب دانستهاند.<ref>اسماعیلبنحماد جوهری، الصحاح، ج۵، ص۲۱۴۲.</ref> ابنفارس نیز تمام معانی واژه شأن و مشتقات آن را بهمعنای خواست و طلب برگردانده است؛ چنانکه جمله "شَأنْت شأنَه"، بهمعنای "قصدت قصده" بر همین معنا استوار است. همچنین گفتار عرب، آنگاه که میگوید: "ما هذا من شأنی" نیز بهمعنای این است که این چیزی نیست که من در پی آن باشم.<ref>احمدبنفارسبنزکریا، معجم مقاييس اللغة، ج۳، ص۲۳۸.</ref> | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
::::::'''ششم:''' برخی موارد، اگرچه در متون لغوی عربی بهعنوان معنای شأن از آنها یاد نشده است، در عرف فارسیزبانان به معانی اصلی بسیار نزدیک است؛ چنانکه این مدعا درباره دو معنای جایگاه و وظیفه حکمفرماست؛ | ::::::'''ششم:''' برخی موارد، اگرچه در متون لغوی عربی بهعنوان معنای شأن از آنها یاد نشده است، در عرف فارسیزبانان به معانی اصلی بسیار نزدیک است؛ چنانکه این مدعا درباره دو معنای جایگاه و وظیفه حکمفرماست؛ | ||
::::::'''هفتم:''' بهطور کلی کاربردهای عرفی واژه شأن در موارد متعدد بهگونهای است که قابلیت ترجمه به دو معنا را دارد؛ از اینرو تعیین یکی از آن دو نیازمند قرینه است. | ::::::'''هفتم:''' بهطور کلی کاربردهای عرفی واژه شأن در موارد متعدد بهگونهای است که قابلیت ترجمه به دو معنا را دارد؛ از اینرو تعیین یکی از آن دو نیازمند قرینه است. | ||
::::::در پایان این بحث، باید خاطرنشان کرد که نگارنده در این نوشتار بهدنبال بیان جایگاهها و وظایفی است که در قرآن، سنت و آثار متکلمان امامیه از شیخ مفید تا فاضل مقداد مطرح شده؛ هرچند ممکن است در سه منبع یادشده از واژگانی همچون شأن، وظیفه یا جایگاه استفاده نشده باشد»<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام]].</ref> | ::::::در پایان این بحث، باید خاطرنشان کرد که نگارنده در این نوشتار بهدنبال بیان جایگاهها و وظایفی است که در قرآن، سنت و آثار متکلمان امامیه از شیخ مفید تا فاضل مقداد مطرح شده؛ هرچند ممکن است در سه منبع یادشده از واژگانی همچون شأن، وظیفه یا جایگاه استفاده نشده باشد»<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]].</ref> | ||