پرش به محتوا

جرایم جنگی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۷ بایت حذف‌شده ،  ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲
جز
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[جرایم جنگی در حدیث]] - [[جرایم جنگی در فقه اسلامی]] - [[جرایم جنگی در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[جرایم جنگی در حدیث]] - [[جرایم جنگی در فقه اسلامی]] - [[جرایم جنگی در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط  = }}


==مقدمه==
==مقدمه==
#[[فرار از جنگ]] ([[زحف]])<ref>ر.ک: جواهر الکلام، ج۲۱، ص۶۱؛ المغنی، ج۱۰، ص۵۴۴.</ref>: پشت به [[جبهه]] [[دشمن]] نمودن جز در مواردی که تاکتیک‌های [[جنگی]] ایجاب می‌کند [[حرام]] و [[جرم]] در حال [[جهاد]] محسوب می‌گردد.
# [[فرار از جنگ]] ([[زحف]])<ref>ر.ک: جواهر الکلام، ج۲۱، ص۶۱؛ المغنی، ج۱۰، ص۵۴۴.</ref>: پشت به [[جبهه]] [[دشمن]] نمودن جز در مواردی که تاکتیک‌های [[جنگی]] ایجاب می‌کند [[حرام]] و [[جرم]] در حال [[جهاد]] محسوب می‌گردد.
#[[آتش]] کشیدن ([[رمی]] النار)<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۶۶؛ المبسوط سرخسی، ج۱۰، ص۶۴.</ref>: پرتاب آتش می‌تواند شامل سلاح‌های اتمی و لیزری و نظایر آن باشد.
# [[آتش]] کشیدن ([[رمی]] النار)<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۶۶؛ المبسوط سرخسی، ج۱۰، ص۶۴.</ref>: پرتاب آتش می‌تواند شامل سلاح‌های اتمی و لیزری و نظایر آن باشد.
#به آب بستن ([[تسلیط]] المیاه)<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۶۶.</ref>: زیر آب بردن [[سرزمین]] دشمن و یا شکستن سدها و ایجاد سیل‌های ویرانگر می‌تواند از مصادیق تسلیط المیاه محسوب شود.
#به آب بستن ([[تسلیط]] المیاه)<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۶۶.</ref>: زیر آب بردن [[سرزمین]] دشمن و یا شکستن سدها و ایجاد سیل‌های ویرانگر می‌تواند از مصادیق تسلیط المیاه محسوب شود.
#قطع اشجار و [[تخریب]] مزارع [[کشاورزی]]<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۶۶؛ المغنی، ج۱۰، ص۴۹۷ و ۵۰۱؛ ج۶، ص۲۳۳.</ref>: آسیب رساندن به موجودات نباتی صرف‌نظر از جنبه‌های [[اقتصادی]] و [[اسراف]] اصولاً از نظر [[محیط زیست]] و [[حفظ]] [[حیات]] حائز اهمیت می‌باشد.
#قطع اشجار و [[تخریب]] مزارع [[کشاورزی]]<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۶۶؛ المغنی، ج۱۰، ص۴۹۷ و ۵۰۱؛ ج۶، ص۲۳۳.</ref>: آسیب رساندن به موجودات نباتی صرف‌نظر از جنبه‌های [[اقتصادی]] و [[اسراف]] اصولاً از نظر [[محیط زیست]] و [[حفظ]] [[حیات]] حائز اهمیت می‌باشد.
خط ۱۰: خط ۹:
#کشتن [[زنان]]، اطفال، افراد مذهبی و غیرنظامی<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۶۸؛ المغنی، ج۱۰، ص۵۳۰ و ۵۳۵.</ref>: یکی از دیدگاه‌های انسانی جهاد، ممنوع نمودن [[کشتار]] غیرنظامیان بالاخص زنان، [[کودکان]]، [[بیماران]]، افراد فلج و [[کهن‌سالان]] است که موجب [[مسؤولیت]] [[کیفری]] می‌باشد.
#کشتن [[زنان]]، اطفال، افراد مذهبی و غیرنظامی<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۶۸؛ المغنی، ج۱۰، ص۵۳۰ و ۵۳۵.</ref>: یکی از دیدگاه‌های انسانی جهاد، ممنوع نمودن [[کشتار]] غیرنظامیان بالاخص زنان، [[کودکان]]، [[بیماران]]، افراد فلج و [[کهن‌سالان]] است که موجب [[مسؤولیت]] [[کیفری]] می‌باشد.
#مثله کردن<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۷۷؛ المغنی، ج۱۰، ص۵۵۵.</ref>: مثله کردن اجساد کشته شده‌های دشمن به هر نحو که باشد جنایتی است که با ماهیت [[جنگ]] و اهداف جهاد [[متعارض]] می‌باشد، انجام چنین عملی خود، [[جنایت]] و [[اقدام]] بر علیه [[کرامت انسانی]] محسوب می‌گردد.
#مثله کردن<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۷۷؛ المغنی، ج۱۰، ص۵۵۵.</ref>: مثله کردن اجساد کشته شده‌های دشمن به هر نحو که باشد جنایتی است که با ماهیت [[جنگ]] و اهداف جهاد [[متعارض]] می‌باشد، انجام چنین عملی خود، [[جنایت]] و [[اقدام]] بر علیه [[کرامت انسانی]] محسوب می‌گردد.
#[[غدر]]<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۷۸؛ {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ}} «هیچ پیامبری را نسزد که خیانت ورزد» سوره آل عمران، آیه ۱۶۱.</ref>: غدر، هر چند به معنی [[فریب]] است لکن به‌کارگیری تاکتیک‌های جنگی فریب دهنده و یا عملیات محرمانه بدون [[آگاهی]] دشمن را هرچند که فریب دهنده باشد شامل نمی‌گردد. منظور از عنوان غدر، هر نوع عملیات ناجوانمردانه‌ای است که نوعی [[اطمینان]] دهی به [[دشمن]] که با [[جلب اعتماد]] وی همراه باشد. به عنوان مثال، می‌توان کشتن [[دشمنی]] که [[امان]] گرفته را مصداق [[غدر]] دانست و یا در [[پیکار]] تن به تن که در گذشته متداول بوده هرگاه فردی از صفوف دشمن خارج و [[اعلان]] [[آمادگی]] برای [[مبارزه]] تن به تن می‌کرد اگر توسط تیراندازان [[سپاه اسلام]] به [[قتل]] می‌رسید غدر محسوب می‌شد. این عمل با توجه به عرف متداول که آن را نوعی امان محسوب می‌کنند “غدر” به شمار آمده و دارای [[کیفر]] می‌باشد<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۸۹.</ref>.
# [[غدر]]<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۷۸؛ {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ}} «هیچ پیامبری را نسزد که خیانت ورزد» سوره آل عمران، آیه ۱۶۱.</ref>: غدر، هر چند به معنی [[فریب]] است لکن به‌کارگیری تاکتیک‌های جنگی فریب دهنده و یا عملیات محرمانه بدون [[آگاهی]] دشمن را هرچند که فریب دهنده باشد شامل نمی‌گردد. منظور از عنوان غدر، هر نوع عملیات ناجوانمردانه‌ای است که نوعی [[اطمینان]] دهی به [[دشمن]] که با [[جلب اعتماد]] وی همراه باشد. به عنوان مثال، می‌توان کشتن [[دشمنی]] که [[امان]] گرفته را مصداق [[غدر]] دانست و یا در [[پیکار]] تن به تن که در گذشته متداول بوده هرگاه فردی از صفوف دشمن خارج و [[اعلان]] [[آمادگی]] برای [[مبارزه]] تن به تن می‌کرد اگر توسط تیراندازان [[سپاه اسلام]] به [[قتل]] می‌رسید غدر محسوب می‌شد. این عمل با توجه به عرف متداول که آن را نوعی امان محسوب می‌کنند “غدر” به شمار آمده و دارای [[کیفر]] می‌باشد<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۸۹.</ref>.
#[[غلول]]<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۸۱.</ref>: غلول به معنی دستبرد به [[غنایم جنگی]] و یا دستبرد به [[اموال]] دشمن، عملی غیر [[انسانی]] و نوعی [[سرقت]] مسلحانه محسوب می‌گردد.
# [[غلول]]<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۸۱.</ref>: غلول به معنی دستبرد به [[غنایم جنگی]] و یا دستبرد به [[اموال]] دشمن، عملی غیر [[انسانی]] و نوعی [[سرقت]] مسلحانه محسوب می‌گردد.
#[[شبیخون]] (اغاره)<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۸۲؛ المبسوط سرخسی، ج۱۰، ص۳۱؛ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۶.</ref>: اصل غافل‌گیری از اصول [[جنگ]] است، اما شبیخون و نظایر آن نوعی غافل‌گیری ناجوانمردانه است که با [[روح]] [[جهاد]] و اهداف آن سازگار نمی‌باشد.
# [[شبیخون]] (اغاره)<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۸۲؛ المبسوط سرخسی، ج۱۰، ص۳۱؛ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۶.</ref>: اصل غافل‌گیری از اصول [[جنگ]] است، اما شبیخون و نظایر آن نوعی غافل‌گیری ناجوانمردانه است که با [[روح]] [[جهاد]] و اهداف آن سازگار نمی‌باشد.
#آسیب رساندن به چهارپایان (عقرالدایه)<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۸۲؛ المغنی، ج۱۰، ص۵۰۱.</ref>: [[عقر]] دایه که در متون [[روایی]] و [[فقهی]] آمده به معنی قطع چهار دست و پای اسب یا شترانی است که در جنگ مورد استفاده قرار می‌گیرند و ممنوعیت آن را به ملاک [[احترام]] به [[حیات]] حیوان مفید می‌توان به ممنوعیت آسیب رسانی به حیوانات توسعه داد. در برخی از متون روایی تأکید شده است که هرگاه اسبان از راهروی باز ایستادند به‌جای “عقر”، آنها را [[ذبح]] نمایید تا زجرکش نشوند<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۸۳؛ کافی، ج۵، ص۴۹.</ref>.
#آسیب رساندن به چهارپایان (عقرالدایه)<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۸۲؛ المغنی، ج۱۰، ص۵۰۱.</ref>: [[عقر]] دایه که در متون [[روایی]] و [[فقهی]] آمده به معنی قطع چهار دست و پای اسب یا شترانی است که در جنگ مورد استفاده قرار می‌گیرند و ممنوعیت آن را به ملاک [[احترام]] به [[حیات]] حیوان مفید می‌توان به ممنوعیت آسیب رسانی به حیوانات توسعه داد. در برخی از متون روایی تأکید شده است که هرگاه اسبان از راهروی باز ایستادند به‌جای “عقر”، آنها را [[ذبح]] نمایید تا زجرکش نشوند<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۸۳؛ کافی، ج۵، ص۴۹.</ref>.
#جنگ تن به تن (مبارزه)<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۸۵.</ref>: این عمل هنگامی [[جرم]] محسوب می‌شود که بدون اجازه از [[فرماندهی]] جهاد انجام گیرد در وصایای [[علی]]{{ع}} این عبارت دیده می‌شود: {{متن حدیث|لَا تَدْعُوَنَّ إِلَى مُبَارَزَةٍ، وَ إِنْ دُعِيتَ إِلَيْهَا فَأَجِبْ فَإِنَ‏ الدَّاعِيَ‏ إِلَيْهَا بَاغٍ‏ وَ الْبَاغِيَ مَصْرُوعٌ}}<ref>نهج البلاغه، قصارالحکم، ۲۳۳.</ref>. کسی را به جنگ تن به تن نطلب و اگر‌طلبیده شدی [[اجابت]] کن، زیرا آن کس که شروع به درخواست [[جنگ]] تن به تن می‌کند [[متجاوز]] است و سزای متجاوز درافتادن است. برخی از [[فقها]] [[تحریم]] [[مبارزه]] را تعبدی دانسته و به استناد [[روایات]]، آن را از مصادیق [[تجاوز]] شمرده‌اند<ref>ر.ک: جواهر الکلام، ج۲۱، ص۸۶.</ref> و برخی دیگر دلیل تحریم را نوعی عمل انفرادی و اخلال در [[نظام]] [[دفاعی]] و [[مدیریت]] نظامی تلقی نموده‌اند و به این دلیل مبارزه را [[ممنوع]] شمرده‌اند که [[امام]] و [[فرمانده سپاه]] [[اسلام]] باید مشخص کند چه کسی [[شایستگی]] مبارزه را دارد و چه کسی این صلاحیت را ندارد و چه بسا عمل انفرادی در مبارزه‌طلبیدن موجب زیان‌های جبران‌ناپذیر گردد و [[روحیه]] [[سپاهیان]] اسلام را [[تضعیف]] نماید<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۸۶.</ref>. در [[غزوه بدر]]، [[علی]]{{ع}}، [[حمزه]] و [[عبیده]] برای مبارزه از [[پیامبر]]{{صل}} اجازه گرفتند<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۸۶.</ref>.
#جنگ تن به تن (مبارزه)<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۸۵.</ref>: این عمل هنگامی [[جرم]] محسوب می‌شود که بدون اجازه از [[فرماندهی]] جهاد انجام گیرد در وصایای [[علی]]{{ع}} این عبارت دیده می‌شود: {{متن حدیث|لَا تَدْعُوَنَّ إِلَى مُبَارَزَةٍ، وَ إِنْ دُعِيتَ إِلَيْهَا فَأَجِبْ فَإِنَ‏ الدَّاعِيَ‏ إِلَيْهَا بَاغٍ‏ وَ الْبَاغِيَ مَصْرُوعٌ}}<ref>نهج البلاغه، قصارالحکم، ۲۳۳.</ref>. کسی را به جنگ تن به تن نطلب و اگر‌طلبیده شدی [[اجابت]] کن، زیرا آن کس که شروع به درخواست [[جنگ]] تن به تن می‌کند [[متجاوز]] است و سزای متجاوز درافتادن است. برخی از [[فقها]] [[تحریم]] [[مبارزه]] را تعبدی دانسته و به استناد [[روایات]]، آن را از مصادیق [[تجاوز]] شمرده‌اند<ref>ر.ک: جواهر الکلام، ج۲۱، ص۸۶.</ref> و برخی دیگر دلیل تحریم را نوعی عمل انفرادی و اخلال در [[نظام]] [[دفاعی]] و [[مدیریت]] نظامی تلقی نموده‌اند و به این دلیل مبارزه را [[ممنوع]] شمرده‌اند که [[امام]] و [[فرمانده سپاه]] [[اسلام]] باید مشخص کند چه کسی [[شایستگی]] مبارزه را دارد و چه کسی این صلاحیت را ندارد و چه بسا عمل انفرادی در مبارزه‌طلبیدن موجب زیان‌های جبران‌ناپذیر گردد و [[روحیه]] [[سپاهیان]] اسلام را [[تضعیف]] نماید<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۸۶.</ref>. در [[غزوه بدر]]، [[علی]]{{ع}}، [[حمزه]] و [[عبیده]] برای مبارزه از [[پیامبر]]{{صل}} اجازه گرفتند<ref>جواهر الکلام، ج۲۱، ص۸۶.</ref>.
خط ۲۰: خط ۱۹:
#کشتن اسرای جنگی: اسرای جنگی حتی اگر مجروح شوند و عاجز از [[راه رفتن]] باشند نباید کشته شوند<ref>جواهر الکلام، ج۱۱، ص۱۲۶ و ۱۲۸؛ المسبوط سرخسی، ج۱۰، ص۶۴.</ref>.
#کشتن اسرای جنگی: اسرای جنگی حتی اگر مجروح شوند و عاجز از [[راه رفتن]] باشند نباید کشته شوند<ref>جواهر الکلام، ج۱۱، ص۱۲۶ و ۱۲۸؛ المسبوط سرخسی، ج۱۰، ص۶۴.</ref>.
#تعرض به نوامیس دشمن<ref>ر.ک: المسبوط سرخسی، ج۱۰، ص۷۴.</ref>: “سبی [[زنان]] دشمن” به‌ویژه در شرایطی که در رزم دشمن [[مشارکت]] داشته باشند، [[حکم]] جداگانه‌ای است که در باب [[استرقاق]] از آن سخن گفته می‌شود، اما ارتکاب [[اعمال]] خلاف [[جوانمردی]] و آنچه که مشابه اعمال وحشی‌گری و [[خوی]] حیوانی است هرگز [[شایسته]] جنگ شرافتمندانه نیست<ref>گرچه نهی صریحی در خصوص این مورد یافت نمی‌شود لکن از مفهوم مخالف آیه: {{متن قرآن|وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ}} [«و به آنهایی که مشرکان به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانند دشنام ندهید تا آنان (نیز) از سر دشمنی به نادانی خداوند را دشنام ندهند» سوره انعام، آیه ۱۰۸] می‌توان حکم تحریم این مورد را نیز استفاده نمود.</ref>.
#تعرض به نوامیس دشمن<ref>ر.ک: المسبوط سرخسی، ج۱۰، ص۷۴.</ref>: “سبی [[زنان]] دشمن” به‌ویژه در شرایطی که در رزم دشمن [[مشارکت]] داشته باشند، [[حکم]] جداگانه‌ای است که در باب [[استرقاق]] از آن سخن گفته می‌شود، اما ارتکاب [[اعمال]] خلاف [[جوانمردی]] و آنچه که مشابه اعمال وحشی‌گری و [[خوی]] حیوانی است هرگز [[شایسته]] جنگ شرافتمندانه نیست<ref>گرچه نهی صریحی در خصوص این مورد یافت نمی‌شود لکن از مفهوم مخالف آیه: {{متن قرآن|وَلَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ}} [«و به آنهایی که مشرکان به جای خداوند (به پرستش) می‌خوانند دشنام ندهید تا آنان (نیز) از سر دشمنی به نادانی خداوند را دشنام ندهند» سوره انعام، آیه ۱۰۸] می‌توان حکم تحریم این مورد را نیز استفاده نمود.</ref>.
#[[عدم اطاعت]] از [[فرماندهان]] جهاد: [[تخلف]] از مقررات عمومی [[اسلام]] ([[احکام اولیه]] و ثانویه جهاد) در مراحل مختلف جهاد و همچنین تخلف از [[قوانین]] [[امام]]{{ع}} و [[دولت]] [[مشروع]] [[اسلامی]] به مقتضای [[آیه]]: {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>جرم محسوب می‌شود.
# [[عدم اطاعت]] از [[فرماندهان]] جهاد: [[تخلف]] از مقررات عمومی [[اسلام]] ([[احکام اولیه]] و ثانویه جهاد) در مراحل مختلف جهاد و همچنین تخلف از [[قوانین]] [[امام]]{{ع}} و [[دولت]] [[مشروع]] [[اسلامی]] به مقتضای [[آیه]]: {{متن قرآن|أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ}}<ref>«از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>جرم محسوب می‌شود.
#[[شکنجه]] نمودن اسرای جنگی: شکنجه نمودن [[اسرا]] برای کسب [[اسرار]] نظامی دشمن، متداول‌ترین رویه جنگی است که در [[کنوانسیون]] ژنو [[مورخ]] ۱۹۴۹ منع گردیده است. در متون [[روایی]] موردی دیده می‌شود که [[مسلمانان]]، یکی از افراد اطلاعاتی [[قریش]] را دستگیر نمودند و وی را برای کسب اطلاع از محل [[ابوسفیان]] شکنجه نمودند در آن هنگام [[پیامبر]]{{صل}} در حال [[نماز]] بود پس از [[فراغت]] از نماز فرمودند: “این مرد هرگاه که راست می‌گوید وی را می‌زنید و هنگامی که [[دروغ]] می‌گوید او را رها می‌سازید”<ref>سنن ابی داود، ج۳، ص۷۸؛ سنن بیهقی، ج۹، ص۱۱۸. گفتار پیامبر{{صل}} در واقع نکوهش عمل مسلمانان در مورد شکنجه نیروی اطلاعاتی دشمن بود؛ زیرا طبق نقل: وی هنگامی که می‌گفت نمی‌دانم او را می‌زدند و هر گاه که می‌گفت می‌گویم: او را رها می‌کردند؛ در حالی که او واقعاً از محل ابوسفیان اطلاع نداشت.</ref>. از سوی دیگر تأکید بسیاری که در مورد رعایت حال [[اسیران]] و [[احسان]] به آنان و [[مدارا]] و تأمین وسائل رفاهی آنان در [[روایات]] فراوان دیده می‌شود خود دلیل روشنی بر محکوم بودن [[شکنجه]] و [[آزار]] اسیران [[جنگی]] می‌باشد.
# [[شکنجه]] نمودن اسرای جنگی: شکنجه نمودن [[اسرا]] برای کسب [[اسرار]] نظامی دشمن، متداول‌ترین رویه جنگی است که در [[کنوانسیون]] ژنو [[مورخ]] ۱۹۴۹ منع گردیده است. در متون [[روایی]] موردی دیده می‌شود که [[مسلمانان]]، یکی از افراد اطلاعاتی [[قریش]] را دستگیر نمودند و وی را برای کسب اطلاع از محل [[ابوسفیان]] شکنجه نمودند در آن هنگام [[پیامبر]]{{صل}} در حال [[نماز]] بود پس از [[فراغت]] از نماز فرمودند: “این مرد هرگاه که راست می‌گوید وی را می‌زنید و هنگامی که [[دروغ]] می‌گوید او را رها می‌سازید”<ref>سنن ابی داود، ج۳، ص۷۸؛ سنن بیهقی، ج۹، ص۱۱۸. گفتار پیامبر{{صل}} در واقع نکوهش عمل مسلمانان در مورد شکنجه نیروی اطلاعاتی دشمن بود؛ زیرا طبق نقل: وی هنگامی که می‌گفت نمی‌دانم او را می‌زدند و هر گاه که می‌گفت می‌گویم: او را رها می‌کردند؛ در حالی که او واقعاً از محل ابوسفیان اطلاع نداشت.</ref>. از سوی دیگر تأکید بسیاری که در مورد رعایت حال [[اسیران]] و [[احسان]] به آنان و [[مدارا]] و تأمین وسائل رفاهی آنان در [[روایات]] فراوان دیده می‌شود خود دلیل روشنی بر محکوم بودن [[شکنجه]] و [[آزار]] اسیران [[جنگی]] می‌باشد.
#کشتن مجروحان جنگی<ref>ر.ک: جواهر الکلام، ج۱۱، ص۱۲۸.</ref>: مجروح جنگی حتی اگر عاجز از [[راه رفتن]] باشد و برای [[مسلمانان]] امکان [[راه]] بردن وی نباشد نباید کشته شود و بسیاری از [[فقهای شیعه]] مانند [[علامه حلی]]، [[ابن ادریس]] و شهیدین رها نمودن وی را [[واجب]] دانسته‌اند<ref>جواهر الکلام، ج۱۱، ص۱۲۸.</ref>.
#کشتن مجروحان جنگی<ref>ر.ک: جواهر الکلام، ج۱۱، ص۱۲۸.</ref>: مجروح جنگی حتی اگر عاجز از [[راه رفتن]] باشد و برای [[مسلمانان]] امکان [[راه]] بردن وی نباشد نباید کشته شود و بسیاری از [[فقهای شیعه]] مانند [[علامه حلی]]، [[ابن ادریس]] و شهیدین رها نمودن وی را [[واجب]] دانسته‌اند<ref>جواهر الکلام، ج۱۱، ص۱۲۸.</ref>.
#کشتن [[دشمن]] به طور [[صبر]]<ref>جواهر الکلام، ج۱۱، ص۱۳۲.</ref>: [[قتل]] با صبر، آن است که به هنگام کشتن دشمن دست و پای او را ببندند و برخی قتل با صبر را؛ به معنی رها کردن دشمن [[تفسیر]] نموده‌اند تا به تدریج از [[تشنگی]]، [[گرسنگی]] و [[بیماری]] بمیرد<ref>جواهر الکلام، ج۱۱، ص۱۳۲.</ref><ref>برای مطالعه بیشتر ر.ک: فقه سیاسی، ج۶، ص۴۰-۳۷۲.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی]] و [[ابراهیم موسی‌زاده|موسی‌زاده]]، [[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|بایسته‌های فقه سیاسی]]، ص ۲۵۶.</ref>
#کشتن [[دشمن]] به طور [[صبر]]<ref>جواهر الکلام، ج۱۱، ص۱۳۲.</ref>: [[قتل]] با صبر، آن است که به هنگام کشتن دشمن دست و پای او را ببندند و برخی قتل با صبر را؛ به معنی رها کردن دشمن [[تفسیر]] نموده‌اند تا به تدریج از [[تشنگی]]، [[گرسنگی]] و [[بیماری]] بمیرد<ref>جواهر الکلام، ج۱۱، ص۱۳۲.</ref><ref>برای مطالعه بیشتر ر.ک: فقه سیاسی، ج۶، ص۴۰-۳۷۲.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی]] و [[ابراهیم موسی‌زاده|موسی‌زاده]]، [[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|بایسته‌های فقه سیاسی]]، ص ۲۵۶.</ref>


==پرسش مستقیم==
==پرسش مستقیم==
*[[جرایم جنگی در فقه اسلامی چگونه ترسیم شده است؟ (پرسش)]]
* [[جرایم جنگی در فقه اسلامی چگونه ترسیم شده است؟ (پرسش)]]
{{پایان مدخل وابسته}}
{{پایان مدخل وابسته}}


خط ۳۸: خط ۳۷:


[[رده:جرایم جنگی]]
[[رده:جرایم جنگی]]
[[رده:مدخل]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش