شؤون خلافت الهی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\'\'\'\[\[(.*)\]\]\'\'\'(.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(206\,242\,\s299\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\sn...)
خط ۸: خط ۸:


==مقدمه==
==مقدمه==
*[[خلافت الهی]] گوهری [[عظیم]] و [[کوثر]] گران‌بهایی است که [[خدای سبحان]] در بین آفریده‌های خود تنها بر قامت [[انسان]] [[استوار]] ساخته و دارای [[جایگاه]] و شؤون بلندی است که در ذیل به پاره‌ای از آنها، پرداخته می‌شود:
* [[خلافت الهی]] گوهری [[عظیم]] و [[کوثر]] گران‌بهایی است که [[خدای سبحان]] در بین آفریده‌های خود تنها بر قامت [[انسان]] [[استوار]] ساخته و دارای [[جایگاه]] و شؤون بلندی است که در ذیل به پاره‌ای از آنها، پرداخته می‌شود:


== نخست: [[کامل‌ترین جلوه الهی]]==
== نخست: [[کامل‌ترین جلوه الهی]]==
خط ۲۳: خط ۲۳:


== سوم: [[معلمی فرشتگان]]==
== سوم: [[معلمی فرشتگان]]==
*[[خلیفه خدا]] درس [[توحید]]، [[بندگی]] و [[عبودیت]] را به [[فرشتگان]] [[تعلیم]] می‌دهد چنان‌چه [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: اولین چیزی که [[خداوند]] [[خلق]] کرد [[ارواح]] ما بود و ما را به [[توحید]] و [[حمد]] خودش گویا کرد، سپس [[فرشتگان]] را [[خلق]] کرد و هنگامی که [[فرشتگان]] [[ارواح]] ما را به صورت [[نور]] واحدی [[مشاهده]] کردند ما را بزرگ شمردند پس ما [[تسبیح]] کردیم تا [[ملائکه]] بدانند ما مخلوق هستیم و [[خداوند]] از صفات ما [[پاک]] و منزه است، پس [[ملائکه]] هم [[تسبیح]] گفتند و [[خدا]] را از صفات ما [[پاک]] و منزه دانستند، پس هنگامی که فرشته‌ها [[عظمت]] [[شأن]] ما را [[مشاهده]] کردند {{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} گفتیم تا [[ملائکه]] بدانند ما بنده‌ایم و خدایی نیستیم که [[پرستش]] ما همراه [[خدا]] یا جدای از [[خدا]] [[واجب]] باشد، پس آنها هم {{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} گفتند، پس هنگامی که بزرگی [[جایگاه]] ما را [[مشاهده]] کردند {{متن حدیث|اللَّهُ أَكْبَرُ}} گفتیم تا [[ملائکه]] بدانند [[خداوند]] بزرگ‌تر از آن است که بتوان به [[عظمت]] [[جایگاه]] او پی برد مگر به‌وسیله خودش و هنگامی که [[عزت]] و قوتی را که [[خداوند]] به ما بخشیده [[مشاهده]] کردند {{متن حدیث|لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ}}، گفتیم تا [[ملائکه]] بدانند هیچ حول و قوه‌ای برای ما به غیر از [[خداوند]] نیست و هنگامی که [[نعمت خداوند]] را بر ما که همان [[وجوب اطاعت]] است [[مشاهده]] کردند {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ}} گفتیم تا [[ملائکه]]، [[حق]] [[خدا]] را بر ما که همان [[حمد]] بر [[نعمت]] است بدانند پس آنها هم {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ}} گفتند، پس [[ملائکه]] به وسیله ما به [[توحید]]، [[تسبیح]]، [[تحمید]]، [[تهلیل]] و [[تمجید]] [[خداوند]] [[هدایت]] شدند<ref>محمد بن علی بن بابویه، کمال‌الدین و تمام‌النعمه، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، ج۱، ص۶.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۳۵-۱۳۶.</ref>
* [[خلیفه خدا]] درس [[توحید]]، [[بندگی]] و [[عبودیت]] را به [[فرشتگان]] [[تعلیم]] می‌دهد چنان‌چه [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: اولین چیزی که [[خداوند]] [[خلق]] کرد [[ارواح]] ما بود و ما را به [[توحید]] و [[حمد]] خودش گویا کرد، سپس [[فرشتگان]] را [[خلق]] کرد و هنگامی که [[فرشتگان]] [[ارواح]] ما را به صورت [[نور]] واحدی [[مشاهده]] کردند ما را بزرگ شمردند پس ما [[تسبیح]] کردیم تا [[ملائکه]] بدانند ما مخلوق هستیم و [[خداوند]] از صفات ما [[پاک]] و منزه است، پس [[ملائکه]] هم [[تسبیح]] گفتند و [[خدا]] را از صفات ما [[پاک]] و منزه دانستند، پس هنگامی که فرشته‌ها [[عظمت]] [[شأن]] ما را [[مشاهده]] کردند {{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} گفتیم تا [[ملائکه]] بدانند ما بنده‌ایم و خدایی نیستیم که [[پرستش]] ما همراه [[خدا]] یا جدای از [[خدا]] [[واجب]] باشد، پس آنها هم {{متن حدیث|لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ}} گفتند، پس هنگامی که بزرگی [[جایگاه]] ما را [[مشاهده]] کردند {{متن حدیث|اللَّهُ أَكْبَرُ}} گفتیم تا [[ملائکه]] بدانند [[خداوند]] بزرگ‌تر از آن است که بتوان به [[عظمت]] [[جایگاه]] او پی برد مگر به‌وسیله خودش و هنگامی که [[عزت]] و قوتی را که [[خداوند]] به ما بخشیده [[مشاهده]] کردند {{متن حدیث|لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ}}، گفتیم تا [[ملائکه]] بدانند هیچ حول و قوه‌ای برای ما به غیر از [[خداوند]] نیست و هنگامی که [[نعمت خداوند]] را بر ما که همان [[وجوب اطاعت]] است [[مشاهده]] کردند {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ}} گفتیم تا [[ملائکه]]، [[حق]] [[خدا]] را بر ما که همان [[حمد]] بر [[نعمت]] است بدانند پس آنها هم {{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ}} گفتند، پس [[ملائکه]] به وسیله ما به [[توحید]]، [[تسبیح]]، [[تحمید]]، [[تهلیل]] و [[تمجید]] [[خداوند]] [[هدایت]] شدند<ref>محمد بن علی بن بابویه، کمال‌الدین و تمام‌النعمه، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، ج۱، ص۶.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۳۵-۱۳۶.</ref>


==چهارم: [[خداگونه بودن خلیفه الهی]]==
==چهارم: [[خداگونه بودن خلیفه الهی]]==
خط ۲۹: خط ۲۹:


== پنجم: [[افضلیت خلیفه الهی]]==
== پنجم: [[افضلیت خلیفه الهی]]==
*[[انسان]] به لحاظ رتبه وجودی و در پرتو [[خلافت الهی]]، [[برترین موجود]] عالم امکان است؛ [[قرآن کریم]] در [[آیات]] متعددی، برخی از زوایای وجودی [[انسان]] را به عنوان موجود [[برتر]] به نمایش گذاشته است که ذیلاً اشاره می‌شود:
* [[انسان]] به لحاظ رتبه وجودی و در پرتو [[خلافت الهی]]، [[برترین موجود]] عالم امکان است؛ [[قرآن کریم]] در [[آیات]] متعددی، برخی از زوایای وجودی [[انسان]] را به عنوان موجود [[برتر]] به نمایش گذاشته است که ذیلاً اشاره می‌شود:
===[[برترین آفریده خدا]]===
===[[برترین آفریده خدا]]===
*[[خداوند]] در [[سوره مؤمنون]] [[آیه]] چهاردهم با اشاره به مراحل شکل‌گیری [[خلقت انسان]] که از نطفه آغاز شده سپس از مرحله علقه و مضغه و عظام، گذر کرده و در نهایت می‌فرماید: {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ}}<ref>«سپس آن را آفرینشی دیگر دادیم؛ پس بزرگوار است خداوند که نیکوترین آفریدگاران است» سوره مؤمنون، آیه ۱۴.</ref>. تقریر [[استدلال]] بدین نحو است که [[خداوند]] پس از دمیدن [[روح]] به کالبد جسمانی [[بشر]] برای خودش {{متن قرآن|أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ}} خطاب می‌کند، [[بدیهی]] است که احسن [[خالق]] بودن ملازم با احسن مخلوقین بودن [[انسان]] نیز هست. فلذا چنین تعبیری در [[آفرینش]] هیچ یک از مخلوقات و حتی [[فرشتگان]] به کار نرفته است، بنابراین اشرفیت [[انسان]] بر همه مخلوقات حتی [[فرشتگان]] نیز [[اثبات]] می‌شود<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۳۷.</ref>
* [[خداوند]] در [[سوره مؤمنون]] [[آیه]] چهاردهم با اشاره به مراحل شکل‌گیری [[خلقت انسان]] که از نطفه آغاز شده سپس از مرحله علقه و مضغه و عظام، گذر کرده و در نهایت می‌فرماید: {{متن قرآن|ثُمَّ أَنْشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ}}<ref>«سپس آن را آفرینشی دیگر دادیم؛ پس بزرگوار است خداوند که نیکوترین آفریدگاران است» سوره مؤمنون، آیه ۱۴.</ref>. تقریر [[استدلال]] بدین نحو است که [[خداوند]] پس از دمیدن [[روح]] به کالبد جسمانی [[بشر]] برای خودش {{متن قرآن|أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ}} خطاب می‌کند، [[بدیهی]] است که احسن [[خالق]] بودن ملازم با احسن مخلوقین بودن [[انسان]] نیز هست. فلذا چنین تعبیری در [[آفرینش]] هیچ یک از مخلوقات و حتی [[فرشتگان]] به کار نرفته است، بنابراین اشرفیت [[انسان]] بر همه مخلوقات حتی [[فرشتگان]] نیز [[اثبات]] می‌شود<ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۳۷.</ref>


===[[سجده فرشتگان بر خلیفه الهی]]===
===[[سجده فرشتگان بر خلیفه الهی]]===
*[[سجده فرشتگان]] در مقابل [[آدم]] به [[دستور الهی]]، در [[آیات]] گوناگون [[قرآن کریم]] به صراحت مطرح شده است، در [[سوره حجر]] می‌فرماید: {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>. در این [[آیه]] [[خداوند]] "[[روح]]" را به "یاء" [[متکلم]]، (خودش)، نسبت داده است و این اضافه، اضافه تشریفیه است یعنی بیانگر [[شرافت]] و [[کرامت]] اوست<ref>محمدحسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، مترجم: سید محمدباقر موسوی همدانی، ج۱۲، ص۱۵۵.</ref>. در جای دیگر آمده است: {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد» سوره بقره، آیه ۳۴.</ref> روشن است که مسجود [[افضل]] از ساجد است. در این طائفه از [[آیات]]، هرچند خطاب [[سجده]] بر [[آدم]]{{ع}} مطرح است، لکن [[سجده]] بر [[آدم]] به سبب برخورداری از [[مقام خلافت الهی]] است و در [[حقیقت]] [[حکم]] [[سجده]] شامل همه افراد [[بشر]] می‌شود، لذا [[سجده]] [[ملائکه]] بر خصوص [[آدم]]، از این باب بوده که [[آدم]] [[قائم مقام]] از همه جنس [[بشر]] بوده است<ref>محمدحسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، مترجم: سید محمدباقر موسوی همدانی، ج۱، ص۲۰۳.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۳۷-۱۳۸.</ref>
* [[سجده فرشتگان]] در مقابل [[آدم]] به [[دستور الهی]]، در [[آیات]] گوناگون [[قرآن کریم]] به صراحت مطرح شده است، در [[سوره حجر]] می‌فرماید: {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref>. در این [[آیه]] [[خداوند]] "[[روح]]" را به "یاء" [[متکلم]]، (خودش)، نسبت داده است و این اضافه، اضافه تشریفیه است یعنی بیانگر [[شرافت]] و [[کرامت]] اوست<ref>محمدحسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، مترجم: سید محمدباقر موسوی همدانی، ج۱۲، ص۱۵۵.</ref>. در جای دیگر آمده است: {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}}<ref>«و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد» سوره بقره، آیه ۳۴.</ref> روشن است که مسجود [[افضل]] از ساجد است. در این طائفه از [[آیات]]، هرچند خطاب [[سجده]] بر [[آدم]]{{ع}} مطرح است، لکن [[سجده]] بر [[آدم]] به سبب برخورداری از [[مقام خلافت الهی]] است و در [[حقیقت]] [[حکم]] [[سجده]] شامل همه افراد [[بشر]] می‌شود، لذا [[سجده]] [[ملائکه]] بر خصوص [[آدم]]، از این باب بوده که [[آدم]] [[قائم مقام]] از همه جنس [[بشر]] بوده است<ref>محمدحسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، مترجم: سید محمدباقر موسوی همدانی، ج۱، ص۲۰۳.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۳۷-۱۳۸.</ref>
==ششم: [[حامل امانت الهی]]==
==ششم: [[حامل امانت الهی]]==
*یکی دیگر از امتیازات برجسته‌ای که [[قرآن]] برای [[انسان]] مطرح می‌کند آن است که [[انسان]] دارای قابلیت‌ها و استعدادهای ویژه‌ای برای قبول و حمل [[امانت الهی]] بوده و و آن را پذیرفته است، چنان‌که [[خداوند]] در این رابطه می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}}<ref>«ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بی‌گمان او ستمکاره‌ای نادان است» سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref>، مراد از [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] در [[آیه]]، [[اهل]] [[آسمان‌ها]] و [[زمین]]، یعنی [[فرشتگان]] و قدسیان است<ref>محمد حسین حسینی همدانی، انوار درخشان، ج۱۲، ص۱۷۷.</ref>. [[حکیم]] [[ملاصدرا]] مراد از [[امانت]] را [[نور الهی]] دانسته که مختص [[انسان]] بوده و مصحح [[خلافت الهی]] او در بین مخلوقات شده است<ref>محمد بن ابراهیم صدرالمتالهین شیرازی، اسرار الآیات، ج۲، ص۳۱۳.</ref>.
*یکی دیگر از امتیازات برجسته‌ای که [[قرآن]] برای [[انسان]] مطرح می‌کند آن است که [[انسان]] دارای قابلیت‌ها و استعدادهای ویژه‌ای برای قبول و حمل [[امانت الهی]] بوده و و آن را پذیرفته است، چنان‌که [[خداوند]] در این رابطه می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا}}<ref>«ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، از برداشتن آن سر برتافتند و از آن هراسیدند و آدمی آن را برداشت؛ بی‌گمان او ستمکاره‌ای نادان است» سوره احزاب، آیه ۷۲.</ref>، مراد از [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] در [[آیه]]، [[اهل]] [[آسمان‌ها]] و [[زمین]]، یعنی [[فرشتگان]] و قدسیان است<ref>محمد حسین حسینی همدانی، انوار درخشان، ج۱۲، ص۱۷۷.</ref>. [[حکیم]] [[ملاصدرا]] مراد از [[امانت]] را [[نور الهی]] دانسته که مختص [[انسان]] بوده و مصحح [[خلافت الهی]] او در بین مخلوقات شده است<ref>محمد بن ابراهیم صدرالمتالهین شیرازی، اسرار الآیات، ج۲، ص۳۱۳.</ref>.
خط ۴۰: خط ۴۰:


==هفتم: برخورداری از [[مقام کرامت]]==
==هفتم: برخورداری از [[مقام کرامت]]==
*[[خداوند]] در [[قرآن]] به صراحت و با تأکید فراوان مسئله [[کرامت]] [[بنی‌آدم]] را مطرح کرده و از [[برتری]] [[انسان]] بر اغلب مخلوقات خویش خبر داده است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا}}<ref>«و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشته‌ایم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب) سوار کرده‌ایم و به آنان از چیزهای پاکیزه روزی داده‌ایم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریده‌ایم، نیک برتری بخشیده‌ایم» سوره اسراء، آیه ۷۰.</ref>؛ مقصود از [[تکریم]] اختصاص دادن چیزی به [[عنایت]] و [[شرافت]] دادن به خصوصیتی است که در دیگران نباشد و با همین خصوصیت است که معنای "[[تکریم]]"، با "تفضیل" فرق می‌کند، چون [[تکریم]] معنایی است نفسی و در [[تکریم]] کاری به غیر نیست، بلکه تنها شخص مورد [[تکریم]] مد نظر است که دارای [[شرافت]] و کرامتی بشود، به خلاف تفضیل که منظور از آن این است که شخص مورد تفضیل، از دیگران [[برتری]] یابد، در حالی که او با دیگران در اصل آن عطیه شرکت دارد<ref>محمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۱۵۶.</ref>.
* [[خداوند]] در [[قرآن]] به صراحت و با تأکید فراوان مسئله [[کرامت]] [[بنی‌آدم]] را مطرح کرده و از [[برتری]] [[انسان]] بر اغلب مخلوقات خویش خبر داده است: {{متن قرآن|وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِيلًا}}<ref>«و به راستی ما فرزندان آدم را ارجمند داشته‌ایم و آنان را در خشکی و دریا (بر مرکب) سوار کرده‌ایم و به آنان از چیزهای پاکیزه روزی داده‌ایم و آنان را بر بسیاری از آنچه آفریده‌ایم، نیک برتری بخشیده‌ایم» سوره اسراء، آیه ۷۰.</ref>؛ مقصود از [[تکریم]] اختصاص دادن چیزی به [[عنایت]] و [[شرافت]] دادن به خصوصیتی است که در دیگران نباشد و با همین خصوصیت است که معنای "[[تکریم]]"، با "تفضیل" فرق می‌کند، چون [[تکریم]] معنایی است نفسی و در [[تکریم]] کاری به غیر نیست، بلکه تنها شخص مورد [[تکریم]] مد نظر است که دارای [[شرافت]] و کرامتی بشود، به خلاف تفضیل که منظور از آن این است که شخص مورد تفضیل، از دیگران [[برتری]] یابد، در حالی که او با دیگران در اصل آن عطیه شرکت دارد<ref>محمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسیر المیزان، ج۱۳، ص۱۵۶.</ref>.
*منشأ [[کرامت انسان]] به [[خلافت الهی]] او برمی‌گردد؛ چه اینکه [[سجده فرشتگان]] به [[آدم]] نیز به همین [[کرامت]] او برمی‌گردد<ref>اسماعیل حقی بروسوی، تفسیر روح البیان، ج۵، ص۱۸۴.</ref>؛ و برخی ذات [[انسان]] را [[کریم]] دانسته‌اند چرا که [[خداوند]] ذات او را به صورت خویش [[آفریده]] است و کرامتی بالاتر از این وجود ندارد<ref>سلطان محمد گنابادی، تفسیر بیان السعاده فی مقامات العباده، ج۲، ص۴۴۸.</ref>؛ و البته [[خلافت الهی]] [[انسان]] نیز بدان معناست که در گوهر وجود او اسما و [[صفات الهی]] جلوه‌نمایی می‌کند و با توجه به این [[حقیقت]] پیرامون [[انسان]]، ملاحظاتی که برخی در [[آیه]] [[کرامت]] داشته‌اند برطرف می‌شود و آن اینکه، از [[آیه]] یاد شده [[برتری]] مطلق [[انسان]] استفاده نمی‌شود بلکه همانگونه که از ذیل [[آیه]] به‌دست می‌آید [[انسان]] بر اکثر مخلوقات [[برتری]] دارد؛ و لازمه‌اش این است که در بین مخلوقات عده‌ای (مثل [[فرشتگان]])، هستند که بر [[انسان]] [[برتری]] دارند<ref>تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۶۶۳.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۳۹-۱۴۰.</ref>
*منشأ [[کرامت انسان]] به [[خلافت الهی]] او برمی‌گردد؛ چه اینکه [[سجده فرشتگان]] به [[آدم]] نیز به همین [[کرامت]] او برمی‌گردد<ref>اسماعیل حقی بروسوی، تفسیر روح البیان، ج۵، ص۱۸۴.</ref>؛ و برخی ذات [[انسان]] را [[کریم]] دانسته‌اند چرا که [[خداوند]] ذات او را به صورت خویش [[آفریده]] است و کرامتی بالاتر از این وجود ندارد<ref>سلطان محمد گنابادی، تفسیر بیان السعاده فی مقامات العباده، ج۲، ص۴۴۸.</ref>؛ و البته [[خلافت الهی]] [[انسان]] نیز بدان معناست که در گوهر وجود او اسما و [[صفات الهی]] جلوه‌نمایی می‌کند و با توجه به این [[حقیقت]] پیرامون [[انسان]]، ملاحظاتی که برخی در [[آیه]] [[کرامت]] داشته‌اند برطرف می‌شود و آن اینکه، از [[آیه]] یاد شده [[برتری]] مطلق [[انسان]] استفاده نمی‌شود بلکه همانگونه که از ذیل [[آیه]] به‌دست می‌آید [[انسان]] بر اکثر مخلوقات [[برتری]] دارد؛ و لازمه‌اش این است که در بین مخلوقات عده‌ای (مثل [[فرشتگان]])، هستند که بر [[انسان]] [[برتری]] دارند<ref>تفسیر مجمع البیان، ج۶، ص۶۶۳.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۳۹-۱۴۰.</ref>


خط ۴۶: خط ۴۶:
*یکی از ویژگی‌های برجسته [[خلیفه]] الهی برخورداری از [[مقام]] "[[ولایت مطلقه]] کلیه" است. مقصود از "[[ولایت مطلقه]]"، همان [[مقام]] "[[ولایت تکوینی]]" و "وساطت در [[فیض]]" است که در اثر [[قرب]] به [[حق]] حاصل می‌شود و برای [[معصومین]] به نحو تام و کامل حاصل است چرا که آن حضرات: [[اسماءالله]]، [[وجه‌الله]]، [[یدالله]] و جنب‌الله بوده به طوری که [[شناخت]] ایشان، همان [[شناخت]] [[خدای متعال]] است؛ [[شاگردان]] و [[تربیت]] یافتگان [[مکتب]] آنان نیز به [[قدر]] سعه وجودی و استعداد خود می‌توانند از این کمال برخوردار باشند<ref>عبدالله جوادی آملی، شمیم ولایت، ص۱۰۶.</ref>.
*یکی از ویژگی‌های برجسته [[خلیفه]] الهی برخورداری از [[مقام]] "[[ولایت مطلقه]] کلیه" است. مقصود از "[[ولایت مطلقه]]"، همان [[مقام]] "[[ولایت تکوینی]]" و "وساطت در [[فیض]]" است که در اثر [[قرب]] به [[حق]] حاصل می‌شود و برای [[معصومین]] به نحو تام و کامل حاصل است چرا که آن حضرات: [[اسماءالله]]، [[وجه‌الله]]، [[یدالله]] و جنب‌الله بوده به طوری که [[شناخت]] ایشان، همان [[شناخت]] [[خدای متعال]] است؛ [[شاگردان]] و [[تربیت]] یافتگان [[مکتب]] آنان نیز به [[قدر]] سعه وجودی و استعداد خود می‌توانند از این کمال برخوردار باشند<ref>عبدالله جوادی آملی، شمیم ولایت، ص۱۰۶.</ref>.
*به عبارتی، "ولی" از [[اسماء الله]] تعالی است و [[اسماء الله]] باقی و دائم‌اند، لذا [[انسان کامل]] که [[مظهر]] اتم و اکمل این اسم [[شریف]] است [[صاحب ولایت]] کلیه بوده و می‌تواند به [[اذن]] [[تکوینی]] - نه قولی - [[خداوند متعال]] در ماده کائنات [[تصرف]] کند و قوای زمینی و آسمانی را تحت [[تسخیر]] خویش درآورد، [[حکم]] او در صورت و هیولای [[عالم طبیعت]] نافذ و مجری است و هیولای عنصری برحسب [[اراده]] او می‌تواند صورتی را [[خلع]] نموده و به صورت جدید متلبس گردد؛ مانند [[عصای حضرت موسی]]{{ع}} که صورت [[جمادی]] را برحسب اراده‌اش [[خلع]] نموده و صورت حیوانیه بر آن پوشانید و به شکل اژدها برآمد، {{متن قرآن|فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُبِينٌ}}<ref>«آنگاه او چوبه‌دستش را فرو افکند ناگهان (دیدند که) اژدهایی است آشکار» سوره اعراف، آیه ۱۰۷.</ref>؛ و همه [[معجزات]] و [[کرامات]] و خوارق عادات از این قبیل‌اند که به [[اراده انسان]] کامل که از جانب [[خداوند]] [[مأذون]] است صورت گرفته‌اند<ref>حسن حسن‌زاده آملی، هزار و یک کلمه، ج۱، ص۱۶۹. </ref>؛ چنان‌چه در [[قرآن کریم]] موارد فراوانی از این قبیل [[معجزات]] و [[کرامات]] [[نقل]] شده است، در مورد [[حضرت عیسی]]{{ع}} آمده است: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده می‌ساختی و در آن می‌دمیدی و به اذن من پرنده می‌شد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا می‌دادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمی‌خیزاندی و هنگامی که بنی اسرائیل را از (آزار) تو باز داشتم آنگاه که برای آنان برهان‌ها (ی روشن) آوردی و کافران از ایشان گفتند: این (کارها) جز جادویی آشکار نیست» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>.
*به عبارتی، "ولی" از [[اسماء الله]] تعالی است و [[اسماء الله]] باقی و دائم‌اند، لذا [[انسان کامل]] که [[مظهر]] اتم و اکمل این اسم [[شریف]] است [[صاحب ولایت]] کلیه بوده و می‌تواند به [[اذن]] [[تکوینی]] - نه قولی - [[خداوند متعال]] در ماده کائنات [[تصرف]] کند و قوای زمینی و آسمانی را تحت [[تسخیر]] خویش درآورد، [[حکم]] او در صورت و هیولای [[عالم طبیعت]] نافذ و مجری است و هیولای عنصری برحسب [[اراده]] او می‌تواند صورتی را [[خلع]] نموده و به صورت جدید متلبس گردد؛ مانند [[عصای حضرت موسی]]{{ع}} که صورت [[جمادی]] را برحسب اراده‌اش [[خلع]] نموده و صورت حیوانیه بر آن پوشانید و به شکل اژدها برآمد، {{متن قرآن|فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُبِينٌ}}<ref>«آنگاه او چوبه‌دستش را فرو افکند ناگهان (دیدند که) اژدهایی است آشکار» سوره اعراف، آیه ۱۰۷.</ref>؛ و همه [[معجزات]] و [[کرامات]] و خوارق عادات از این قبیل‌اند که به [[اراده انسان]] کامل که از جانب [[خداوند]] [[مأذون]] است صورت گرفته‌اند<ref>حسن حسن‌زاده آملی، هزار و یک کلمه، ج۱، ص۱۶۹. </ref>؛ چنان‌چه در [[قرآن کریم]] موارد فراوانی از این قبیل [[معجزات]] و [[کرامات]] [[نقل]] شده است، در مورد [[حضرت عیسی]]{{ع}} آمده است: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«یاد کن که خداوند فرمود: ای عیسی پسر مریم! نعمت مرا بر خود و بر مادرت به یاد آور هنگامی که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم که در گهواره و در میانسالی با مردم سخن می‌گفتی و هنگامی که به تو کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم و هنگامی که با اذن من از گل، همگون پرنده می‌ساختی و در آن می‌دمیدی و به اذن من پرنده می‌شد و نابینای مادرزاد و پیس را با اذن من شفا می‌دادی و هنگامی که با اذن من مرده را (از گور) برمی‌خیزاندی و هنگامی که بنی اسرائیل را از (آزار) تو باز داشتم آنگاه که برای آنان برهان‌ها (ی روشن) آوردی و کافران از ایشان گفتند: این (کارها) جز جادویی آشکار نیست» سوره مائده، آیه ۱۱۰.</ref>.
*وجه دیگری که برای توجیه برخورداری [[انسان کامل]] از [[مقام]] [[ولایت تکوینی]] ارائه شده است این که: [[انسان کامل]] [[خلیفه خدا]] است و [[خلیفه]] باید به صفات مستخلف عنه و در [[حکم]] او باشد. پس وجود [[انسان کامل]] ظرف همه حقائق و [[خزائن]] أسماء [[الله]] است؛ و این أسماء [[الله]] اعیان حقائق نوریه عالم هستی‌اند نه اسمای لفظی، لاجرم صاحب این [[مقام]] دارای [[ولایت تکوینی]] است که کلیدهای [[غیب]] ۔ یعنی همان حقائق [[نوریه ]]- در دست اوست و می‌تواند با [[اذن]] و [[مشیت الهی]] در کائنات [[تصرف]] کند، بلکه در عالم خارج از [[بدن]] خود دست به انشاء و ایجاد بزند و به مرتبه‌ای برسد که موجودات خارجی به منزله أعضای وی و خود او به مثابت [[جان]] آنها گردد <ref>حسن حسن‌زاده آملی، هزار و یک کلمه، ج۱، ص۱۶۹.</ref>؛ چنان‌چه در روایتی آمده است: مردی به [[حضور امام]] [[رضا]]{{ع}} رسید و کتاب یا کاغذی که در آن، از [[امام صادق]]{{ع}} [[حدیثی]] نوشته شده بود، به عرض رساند؛ مضمون آن [[حدیث]] این بود که [[دنیا]] برای صاحب [[مقام ولایت الهی]]، همانند دانه گردویی متمثل شده که هم از لحاظ اطلاع به همه [[شئون]] و هم از لحاظ [[اقتدار]] بر همه جهات آن، در اختیارش می‌باشد. [[حضرت امام رضا]]{{ع}} فرمود: "[[سوگند]] به [[خداوند]] این مطلب، [[حق]] است؛ این [[حدیث]] را از کاغذ به پوست منتقل کن که از دوام بیشتری برخوردار گردد"<ref>عبدالله جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج۵، ص۲۰۳.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۴۰-۱۴۳.</ref>
*وجه دیگری که برای توجیه برخورداری [[انسان کامل]] از [[مقام]] [[ولایت تکوینی]] ارائه شده است این که: [[انسان کامل]] [[خلیفه خدا]] است و [[خلیفه]] باید به صفات مستخلف عنه و در [[حکم]] او باشد. پس وجود [[انسان کامل]] ظرف همه حقائق و [[خزائن]] أسماء [[الله]] است؛ و این أسماء [[الله]] اعیان حقائق نوریه عالم هستی‌اند نه اسمای لفظی، لاجرم صاحب این [[مقام]] دارای [[ولایت تکوینی]] است که کلیدهای [[غیب]] ۔ یعنی همان حقائق [[نوریه]]- در دست اوست و می‌تواند با [[اذن]] و [[مشیت الهی]] در کائنات [[تصرف]] کند، بلکه در عالم خارج از [[بدن]] خود دست به انشاء و ایجاد بزند و به مرتبه‌ای برسد که موجودات خارجی به منزله أعضای وی و خود او به مثابت [[جان]] آنها گردد <ref>حسن حسن‌زاده آملی، هزار و یک کلمه، ج۱، ص۱۶۹.</ref>؛ چنان‌چه در روایتی آمده است: مردی به [[حضور امام]] [[رضا]]{{ع}} رسید و کتاب یا کاغذی که در آن، از [[امام صادق]]{{ع}} [[حدیثی]] نوشته شده بود، به عرض رساند؛ مضمون آن [[حدیث]] این بود که [[دنیا]] برای صاحب [[مقام ولایت الهی]]، همانند دانه گردویی متمثل شده که هم از لحاظ اطلاع به همه [[شئون]] و هم از لحاظ [[اقتدار]] بر همه جهات آن، در اختیارش می‌باشد. [[حضرت امام رضا]]{{ع}} فرمود: "[[سوگند]] به [[خداوند]] این مطلب، [[حق]] است؛ این [[حدیث]] را از کاغذ به پوست منتقل کن که از دوام بیشتری برخوردار گردد"<ref>عبدالله جوادی آملی، سرچشمه اندیشه، ج۵، ص۲۰۳.</ref><ref>[[فاطمه زیوری کبیرنیا|زیوری کبیرنیا، فاطمه]]، [[بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان (کتاب)|بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان]]، ص:۱۴۰-۱۴۳.</ref>


== نهم: برخورداری از [[مقام امامت]]==
== نهم: برخورداری از [[مقام امامت]]==
خط ۶۲: خط ۶۲:


[[رده:خلافت الهی]]
[[رده:خلافت الهی]]
[[رده:مدخل]]
[[رده:شؤون خلافت الهی]]
[[رده:شؤون خلافت الهی]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش