|
|
| خط ۴۱: |
خط ۴۱: |
| * نکته دیگر اینکه در حوزه معرفتی و تفسیری [[نیاز به مرجع]] و [[امام]] [[معصوم]] همیشه لازم است و دیگران به دلیل فقدان [[عصمت]] [[محتمل الخطا]] هستند، [[امامان]] توانستند مبانی و اصول لازم [[دینشناسی]] را به مخاطبان [[القا]] و با [[تربیت]] [[مفسران]] و [[متکلمان]] برجسته؛ همچون: [[هشام بن الحکم|هشام]]، ضریب [[نیاز به امام]] در [[عصر غیبت]] را کاهش دهند. آنان مبانی و [[اصول دین]] را به صورت ناب تحویل [[جامعه]] داده و از ابتلای [[آموزههای دینی]] به آفت [[تحریف]] و [[بدعت]] جلوگیری کنند و یا حداقل چنین هدفی در میان پیروان خود تحقق یابد. | | * نکته دیگر اینکه در حوزه معرفتی و تفسیری [[نیاز به مرجع]] و [[امام]] [[معصوم]] همیشه لازم است و دیگران به دلیل فقدان [[عصمت]] [[محتمل الخطا]] هستند، [[امامان]] توانستند مبانی و اصول لازم [[دینشناسی]] را به مخاطبان [[القا]] و با [[تربیت]] [[مفسران]] و [[متکلمان]] برجسته؛ همچون: [[هشام بن الحکم|هشام]]، ضریب [[نیاز به امام]] در [[عصر غیبت]] را کاهش دهند. آنان مبانی و [[اصول دین]] را به صورت ناب تحویل [[جامعه]] داده و از ابتلای [[آموزههای دینی]] به آفت [[تحریف]] و [[بدعت]] جلوگیری کنند و یا حداقل چنین هدفی در میان پیروان خود تحقق یابد. |
| * پس عدم بلوغ کامل مردم در [[صدر اسلام]] و [[تکامل]] تدریجی آن در پرتو [[هدایت امام]] [[معصوم]]، یکی از [[دلایل ضرورت وجود امام]] بعد از [[خاتمیت نبوت]] میباشد<ref>ر.ک. [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص ۴۵-۴۶.</ref>. | | * پس عدم بلوغ کامل مردم در [[صدر اسلام]] و [[تکامل]] تدریجی آن در پرتو [[هدایت امام]] [[معصوم]]، یکی از [[دلایل ضرورت وجود امام]] بعد از [[خاتمیت نبوت]] میباشد<ref>ر.ک. [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص ۴۵-۴۶.</ref>. |
|
| |
| ==پنجم: [[تشکیل حکومت دینی]]==
| |
| {{اصلی|تشکیل حکومت دینی}}
| |
| * دینی که مدعی [[جاودانگی]] و [[جامعیت]] در عرصههای فردی و اجتماعی و سیاسی است، نمیتواند به مسئله [[حکومت]] توجّه نکند؛ چراکه [[اهرم قدرت]] و [[حکومت]] در تعیین مسیر [[هدایت جامعه]] و نیز [[تربیت]] [[دانشمندان]] و [[عالمان دین]] و تعیین سمت فکری آنان، نقش بسزایی دارد.
| |
| * براین اساس، به [[حکومت]] و شخص [[حاکم]] به عنوان متمّم و مکمل حیات خود و [[صیانت دین]] از آفت [[انحراف]] و [[تحریف]] نگاه ویژهای خواهد داشت. با مفروض گرفتن ضرورت توجّه دین به مسئله [[حکومت]] و [[حاکمیت]] بحث بعدی [[تعیین حاکم]] خواهد بود.
| |
| * از آنجا که در [[اسلام]] مسئله [[دین]] و [[حکومت]] ادغام شده است و داستان تز [[جدایی دین از سیاست]] ([[سکولاریسم]]) در آنجایی ندارد، لذا شخصیتی که دارای [[مرجعیت علمی]] و [[مرجعیت دینی|دینی]] و نیز دارای [[مقام ولایت معنوی]] است، چنین فردی نیز عهدهدار [[حکومت]] و [[حاکمیت دینی]] خواهد بود؛ چراکه با وجود [[مرجع دینی|مرجع مطلق دینی]] و [[مرجع علمی|علمی]] و [[مقام ولایت مطلقه]] به فرد دیگری نوبت نمیرسد؛ علاوه اینکه [[تقدیم مفضول بر فاضل|تقدیم مفضول]] و [[تقدیم مرجوح بر راجح|مرجوح بر فاضل]] لازم میآید، بلکه با تقسیم و تفکیک [[شئون]] و [[مسئولیت]] مثلاً سپردن امور سیاسی و اجتماعی و [[رهبری کشور]] به فرد دیگر، امکان این وجود دارد که به دلیل [[عدم عصمت]] چنین حاکمی وی قلمرو فعّالیّت [[مرجع علمی]] و دینی تعیین و تفکیک شده را تحدید یا سلب نموده و بهجای آن نماینده دلخواه خود را قرار دهد، در این صورت نقض غرض لازم میآید و [[آیین خاتم]] و [[جاودان]] به اهداف خود نائل نخواهد شد.
| |
| * نیمنگاهی به تاریخ [[صدر اسلام]] ادعای فوق را تأیید میکند، با وجود [[تعیین حضرت علی]] {{ع}} به عنوان [[جانشین پیامبر اسلام]] در تمام عرصهها اعم از [[مرجعیت علمی]] و [[مرجعیت دینی|دینی]]، [[ولایت عامه]] و [[حکومت]] به دلیل عدم تحقق آن در طول بیست و پنج سال [[حکومت]] [[سه خلیفه اول]]، عملاً [[حضرت علی]] {{ع}} از [[جامعه]] حذف و منزوی و حضرت به نوشتن [[تفسیر جامع قرآن]] و کار [[باغداری]] و [[کندن چاه]] مشغول شد. در این بیست و پنج سال [[انحرافها]] و [[کژیهای]] متعددی در [[اسلام]] ایجاد شد که محصول تز [[جدایی دین از سیاست|جدایی دین]] ([[جدایی امامت از سیاست|امامت]]) از [[سیاست]] و [[حکومت]] بود.
| |
| * پس یکی از فلسفههای ضرورت [[امامت]]، [[تشکیل حکومت دینی|تشکیل حکومت ناب دینی]] است؛ تا در پرتو آن، [[دین]] در عرصههای فردی و اجتماعی به رشد و بالندگی خود به صورت خالص ادامه دهد<ref>ر.ک. [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص ۴۷-۴۸.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==ششم: [[وساطت فیض الهی]]== | | ==ششم: [[وساطت فیض الهی]]== |