جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\[\[(.*)\]\](.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(206\,242\,\s299\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(...) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
*خطیب [[شیعه]] مرحوم شیخ [[عبدالزهرا کعبی]] میگوید: "یک روز بعد از ظهر، وارد صحن [[امام حسین]] {{ع}} شدم. شخصی در مقابل یکی از حجرههای صحن شریف، کتابهای مذهبی میفروخت و من با وی سابقه آشنایی داشتم. چون مرا دید گفت: کتابی دارم که شاید برای شما نافع باشد و در آن اشعاری وجود دارد که زیبنده شماست و قیمت آن، این است که یک بار آن را برایم بخوانی. شیخ [[عبد الزهراء]] میگوید: آن اشعار، گمشده من بود و مدتها در جستوجوی آن بودم. آن را گرفتم و در هنگامی که به خواندن آن مشغول بودم، ناگهان دیدم سیدی از بزرگان عرب در برابرم ایستاده و به اشعار گوش میدهد و گریه میکند. چون به این بیت رسیدم: "ا یقتل ظمانا حسین بکربلا و فی کل عضو من انامله بحر؟" گریه آن بزرگوار شدید شد و رو به ضریح [[امام حسین]] {{ع}} نموده و این بیت را تکرار کرد و هم چون زن جوان مرده میگریست. همینکه اشعار را به پایان رساندم، دیگر آن بزرگوار را ندیدم. به یقین دانستم که او حضرت حجت و امام منتظر {{ع}} است<ref>شیفتگان [[حضرت مهدی]] {{ع}}، ج ۳، ص ۱۷۲.</ref>. "ابن عرندس حلی" از فقها و علما و محدثین و شعرای مشهور شیعه در قرن نهم هجری بود که قصاید وی در مدح و منقبت و سوگ [[ائمه]] طاهرین {{عم}} بهویژه [[امام حسین]] {{ع}} معروف است<ref>معارف و معاریف، ج ۱، ص ۲۸۴.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۵۶۴.</ref>. | *خطیب [[شیعه]] مرحوم شیخ [[عبدالزهرا کعبی]] میگوید: "یک روز بعد از ظهر، وارد صحن [[امام حسین]] {{ع}} شدم. شخصی در مقابل یکی از حجرههای صحن شریف، کتابهای مذهبی میفروخت و من با وی سابقه آشنایی داشتم. چون مرا دید گفت: کتابی دارم که شاید برای شما نافع باشد و در آن اشعاری وجود دارد که زیبنده شماست و قیمت آن، این است که یک بار آن را برایم بخوانی. شیخ [[عبد الزهراء]] میگوید: آن اشعار، گمشده من بود و مدتها در جستوجوی آن بودم. آن را گرفتم و در هنگامی که به خواندن آن مشغول بودم، ناگهان دیدم سیدی از بزرگان عرب در برابرم ایستاده و به اشعار گوش میدهد و گریه میکند. چون به این بیت رسیدم: "ا یقتل ظمانا حسین بکربلا و فی کل عضو من انامله بحر؟" گریه آن بزرگوار شدید شد و رو به ضریح [[امام حسین]] {{ع}} نموده و این بیت را تکرار کرد و هم چون زن جوان مرده میگریست. همینکه اشعار را به پایان رساندم، دیگر آن بزرگوار را ندیدم. به یقین دانستم که او حضرت حجت و امام منتظر {{ع}} است<ref>شیفتگان [[حضرت مهدی]] {{ع}}، ج ۳، ص ۱۷۲.</ref>. "ابن عرندس حلی" از فقها و علما و محدثین و شعرای مشهور شیعه در قرن نهم هجری بود که قصاید وی در مدح و منقبت و سوگ [[ائمه]] طاهرین {{عم}} بهویژه [[امام حسین]] {{ع}} معروف است<ref>معارف و معاریف، ج ۱، ص ۲۸۴.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۵۶۴.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||