پرش به محتوا

مکتب کلامی بغداد: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۳: خط ۳:


==[[مکتب کلامی]] [[معتزله]]==
==[[مکتب کلامی]] [[معتزله]]==
به لحاظ [[تاریخی]]، [[بغداد]] پیش از آنکه پذیرای [[کلام امامیه]] باشد، میزبان [[کلام معتزله]] بوده است. [[کلام معتزله]] کار خود را با واصل بن عطا و [[عمرو بن عبید]] در [[قرن دوم]] [[هجری]] آغاز کرد.<ref>گفتنی است برخی نویسندگان، دوازده فرقه فرعی برای معتزله ذکر کرده‌اند (محمد بن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، تحقیق محمد بدران، ۵۶-۹۷). برخی دیگر از ایشان هم بیست فرقه ذکر کرده‌اند (عبدالقاهر بن طاهر بغدادی، الملل و النحل، ۸۲-۸۳).</ref> [[جایگاه]] نخستین معتزلیان [[شهر بصره]] بود.<ref>نامدارانی همچون ابوالهذیل علاف (۲۲۷ یا ۲۳۰ق)، ابراهیم نظّام (حدود ۲۳۱ق)، جاحظ (۲۵۵ق)، ابوعلى جبایی (۳۰۳ق)، ابوهاشم جبایی (۳۲۳ق) و قاضی عبدالجبار معتزلی (۴۱۵ق) همگی متعلق به معتزله بصره‌اند. برای آشنایی اجمالی با مکتب معتزله بصره ر.ک: رشید الخیون، معتزلة البصرة و بغداد، ص۶۳-۲۶۲.</ref> در آنجا [[عمرو بن عبید]] و [[ابراهیم]] نظّام از جمله معتزلیانی بودند که با [[هشام بن حکم]] مناظراتی انجام دادند.<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص۲۷۱-۲۷۴.</ref> این مناظرات نشان‌دهنده [[روابط]] [[علمی]] میان [[معتزله]] [[بصره]] و [[امامیه]] بود، تا آنجا که برخی، نظّام معتزلی را [[شاگرد]] [[هشام بن حکم]] و متأثر از دیدگاه‌های او دانسته‌اند.<ref>على سامی النشار، نشأة الفکر الفلسفی فی الاسلام، ج۱، ص۴۸۵. برای تفصیل بیشتر ر.ک: رسول جعفریان، مناسبات فرهنگی معتزله و شیعه، ص۴۴-۴۷.</ref> اوایل [[قرن سوم]] [[هجری]] بِشر بن معتمر (۲۱۰ق) در [[بغداد]] سکنا گزید و خود را به عنوان [[رئیس]] شاخه [[معتزله]] در [[بغداد]] معرفی کرد.<ref>عبدالجبار معتزلی، المنیة و الامل، ص۴۹؛ احمد بن یحیی بن مرتضی، طبقات المعتزلة، ص۵۲. برای آشنایی بیشتر با بشر بن معتمر و شاگردان او، ر.ک: احمد شوقی ابراهیم العمرجی، المعتزلة فی بغداد، ص۱۴۹-۱۶۱.</ref> این امر موجب تقسیم [[معتزله]] به [[بصره]] و [[بغداد]] شد که به لحاظ نظری و [[فکری]] در مواردی از معتزلیان [[بصره]] جدا و به [[شیعه]] نزدیک ساخت.<ref>در باب نقاط اشتراک و اختلاف معتزله بصره و بغداد، ر.ک: یعقوب جعفری، «دیدگاه‌های مختلف معتزله بصره و معتزله بغداد»، مجله کلام اسلامی، ش۱۳، قم، ۱۳۷۴، ص۴۰-۴۵. گفتنی است شیخ مفید نیز در رساله‌ای به نام المقنعة به بررسی مقدار وفاق معتزلیان بغداد با باورهای منقول از ائمه شیعه در باب امامت پرداخته است. نکته جالب توجه آنکه بشر بن معتمر کتاب‌هایی نیز در رد بزرگان معتزلی بغداد نوشته است؛ مانند الرد على النظّام، الرد على ابی الهذیل، الرد على ابی شمر، الرد على ضرار (ر.ک: محمد بن اسحاق بن ندیم بغدادی، الفهرست، تعلیق یوسف على طویل، ص۲۸۷).</ref> یکی از مهم‌ترین دیدگاه‌های معتزلیان [[بغداد]] در بحث [[امامت]]، [[برتر]] دانستن [[امام]] على{{ع}} نسبت به سایر [[خلفا]]<ref>رسول جعفریان، مناسبات فرهنگی معتزله و شیعه، ص۵۷.</ref> بود<ref>ابن ابی الحدید درباره اعتقاد اسکافی و سایر معتزله بغداد نسبت به افضلیت امام علی{{ع}} می‌نویسد: وَذکر شیخنا أبو جعفر الإسکافی رحمه الله تعالى وکان من المتحققین بموالاة على{{ع}} والمبالغین فی تفضیله وإن کان القول بالتفضیل عاما شائعاً فی البغدادیین من أصحابنا کافة إلا أن أبا جعفر أشدهم فی ذلک قولاً وأخلصهم فیه اعتقاداً... (عبدالحمید بن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، ج۴، ص۶۳).</ref> که شاید بتوان اوج آن را [[نگارش]] کتابی درباره [[اثبات]] تفضیل [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به وسیله [[ابوجعفر اسکافی]] (۲۴۰ق) دانست.<ref>اسکافی در ابتدای کتاب خود بیان می‌کند که دلیل روی‌گردانی مردم از امام على{{ع}}، کینه نسبت به ایشان و تعصبات جاهلی بوده است (ابوجعفر اسکافی، المعیار و الموازنه، ص۱۷).</ref> این نزدیکی تا آنجاست که [[ابن راوندی]] از [[معتزله بغداد]] با عنوان متشیعة المعتزله یاد می‌کند.<ref>ر.ک: ابوالحسین خیاط، الانتصار، ص۱۵۶.</ref> جالب آنکه [[پرچم‌دار]] این [[گرایش]] [[فکری]] یعنی [[بشر]] بن معتمر به [[جرم]] شیعه‌گری به [[دستور]] [[هارون عباسی]] به زندان افتاد.<ref>احمد بن یحیی بن مرتضی، طبقات المعتزلة، ص۵۳؛ عبدالجبار اسدآبادی معتزلی، المنیة و الامل، ص۴۹.</ref> پس از [[بشر]]، بزرگانی همچون [[جعفر]] بن [[حرب]]، [[جعفر]] بن مبشر، [[ابوالحسین خیاط]] و [[ابوبکر بن اخشید]] (۳۲۶ق) [[ظهور]] کردند. در ادامه [[ابوعبدالله]] واسطی، ابوالعلاء، [[ابوعبدالله]] حبشی و به ویژه [[علی]] بن [[عیسی]] [[رمانی ]](۳۸۴ق) نقش‌آفرین بودند.<ref>احمد پاکتچی، مدخل «بغداد»، در: دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۲، ص۳۲۱-۳۲۲. برای آشنایی اجمالی با مکتب معتزله بغداد، ر.ک: رشید الخیون، معتزلة البصرة و بغداد، ص۲۶۳-۳۵۰.</ref>
به لحاظ [[تاریخی]]، [[بغداد]] پیش از آنکه پذیرای [[کلام امامیه]] باشد، میزبان [[کلام معتزله]] بوده است. [[کلام معتزله]] کار خود را با واصل بن عطا و [[عمرو بن عبید]] در [[قرن دوم]] [[هجری]] آغاز کرد.<ref>گفتنی است برخی نویسندگان، دوازده فرقه فرعی برای معتزله ذکر کرده‌اند (محمد بن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، تحقیق محمد بدران، ۵۶-۹۷). برخی دیگر از ایشان هم بیست فرقه ذکر کرده‌اند (عبدالقاهر بن طاهر بغدادی، الملل و النحل، ۸۲-۸۳).</ref> [[جایگاه]] نخستین معتزلیان [[شهر بصره]] بود.<ref>نامدارانی همچون ابوالهذیل علاف (۲۲۷ یا ۲۳۰ق)، ابراهیم نظّام (حدود ۲۳۱ق)، جاحظ (۲۵۵ق)، ابوعلى جبایی (۳۰۳ق)، ابوهاشم جبایی (۳۲۳ق) و قاضی عبدالجبار معتزلی (۴۱۵ق) همگی متعلق به معتزله بصره‌اند. برای آشنایی اجمالی با مکتب معتزله بصره ر.ک: رشید الخیون، معتزلة البصرة و بغداد، ص۶۳-۲۶۲.</ref> در آنجا [[عمرو بن عبید]] و [[ابراهیم]] نظّام از جمله معتزلیانی بودند که با [[هشام بن حکم]] مناظراتی انجام دادند.<ref>محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، ص۲۷۱-۲۷۴.</ref> این مناظرات نشان‌دهنده [[روابط]] [[علمی]] میان [[معتزله]] [[بصره]] و [[امامیه]] بود، تا آنجا که برخی، نظّام معتزلی را [[شاگرد]] [[هشام بن حکم]] و متأثر از دیدگاه‌های او دانسته‌اند.<ref>على سامی النشار، نشأة الفکر الفلسفی فی الاسلام، ج۱، ص۴۸۵. برای تفصیل بیشتر ر.ک: رسول جعفریان، مناسبات فرهنگی معتزله و شیعه، ص۴۴-۴۷.</ref> اوایل [[قرن سوم]] [[هجری]] بِشر بن معتمر (۲۱۰ق) در [[بغداد]] سکنا گزید و خود را به عنوان [[رئیس]] شاخه [[معتزله]] در [[بغداد]] معرفی کرد.<ref>عبدالجبار معتزلی، المنیة و الامل، ص۴۹؛ احمد بن یحیی بن مرتضی، طبقات المعتزلة، ص۵۲. برای آشنایی بیشتر با بشر بن معتمر و شاگردان او، ر.ک: احمد شوقی ابراهیم العمرجی، المعتزلة فی بغداد، ص۱۴۹-۱۶۱.</ref> این امر موجب تقسیم [[معتزله]] به [[بصره]] و [[بغداد]] شد که به لحاظ نظری و [[فکری]] در مواردی از معتزلیان [[بصره]] جدا و به [[شیعه]] نزدیک ساخت.<ref>در باب نقاط اشتراک و اختلاف معتزله بصره و بغداد، ر.ک: یعقوب جعفری، «دیدگاه‌های مختلف معتزله بصره و معتزله بغداد»، مجله کلام اسلامی، ش۱۳، قم، ۱۳۷۴، ص۴۰-۴۵. گفتنی است شیخ مفید نیز در رساله‌ای به نام المقنعة به بررسی مقدار وفاق معتزلیان بغداد با باورهای منقول از ائمه شیعه در باب امامت پرداخته است. نکته جالب توجه آنکه بشر بن معتمر کتاب‌هایی نیز در رد بزرگان معتزلی بغداد نوشته است؛ مانند الرد على النظّام، الرد على ابی الهذیل، الرد على ابی شمر، الرد على ضرار (ر.ک: محمد بن اسحاق بن ندیم بغدادی، الفهرست، تعلیق یوسف على طویل، ص۲۸۷).</ref> یکی از مهم‌ترین دیدگاه‌های معتزلیان [[بغداد]] در بحث [[امامت]]، [[برتر]] دانستن [[امام]] على{{ع}} نسبت به سایر [[خلفا]]<ref>رسول جعفریان، مناسبات فرهنگی معتزله و شیعه، ص۵۷.</ref> بود<ref>ابن ابی الحدید درباره اعتقاد اسکافی و سایر معتزله بغداد نسبت به افضلیت امام علی{{ع}} می‌نویسد: وَذکر شیخنا أبو جعفر الإسکافی رحمه الله تعالى وکان من المتحققین بموالاة على{{ع}} والمبالغین فی تفضیله وإن کان القول بالتفضیل عاما شائعاً فی البغدادیین من أصحابنا کافة إلا أن أبا جعفر أشدهم فی ذلک قولاً وأخلصهم فیه اعتقاداً... (عبدالحمید بن ابی الحدید معتزلی، شرح نهج البلاغه، ج۴، ص۶۳).</ref> که شاید بتوان اوج آن را [[نگارش]] کتابی درباره [[اثبات]] تفضیل [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به وسیله [[ابوجعفر اسکافی]] (۲۴۰ق) دانست.<ref>اسکافی در ابتدای کتاب خود بیان می‌کند که دلیل روی‌گردانی مردم از امام على{{ع}}، کینه نسبت به ایشان و تعصبات جاهلی بوده است (ابوجعفر اسکافی، المعیار و الموازنه، ص۱۷).</ref> این نزدیکی تا آنجاست که [[ابن راوندی]] از [[معتزله بغداد]] با عنوان متشیعة المعتزله یاد می‌کند.<ref>ر.ک: ابوالحسین خیاط، الانتصار، ص۱۵۶.</ref> جالب آنکه [[پرچم‌دار]] این [[گرایش]] [[فکری]] یعنی [[بشر]] بن معتمر به [[جرم]] شیعه‌گری به [[دستور]] [[هارون عباسی]] به زندان افتاد.<ref>احمد بن یحیی بن مرتضی، طبقات المعتزلة، ص۵۳؛ عبدالجبار اسدآبادی معتزلی، المنیة و الامل، ص۴۹.</ref> پس از [[بشر]]، بزرگانی همچون [[جعفر]] بن [[حرب]]، [[جعفر]] بن مبشر، [[ابوالحسین خیاط]] و [[ابوبکر بن اخشید]] (۳۲۶ق) [[ظهور]] کردند. در ادامه [[ابوعبدالله]] واسطی، ابوالعلاء، [[ابوعبدالله]] حبشی و به ویژه [[علی]] بن [[عیسی]] [[رمانی]](۳۸۴ق) نقش‌آفرین بودند.<ref>احمد پاکتچی، مدخل «بغداد»، در: دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۲، ص۳۲۱-۳۲۲. برای آشنایی اجمالی با مکتب معتزله بغداد، ر.ک: رشید الخیون، معتزلة البصرة و بغداد، ص۲۶۳-۳۵۰.</ref>


==[[مکتب کلامی]] [[اشاعره]]==
==[[مکتب کلامی]] [[اشاعره]]==
خط ۱۳: خط ۱۳:
سرانجام [[بغداد]] در نیمه دوم [[قرن چهارم]] [[هجری]] [[شاهد]] حضور [[علمی]] بزرگ‌مردی از [[شیعیان]] یعنی [[شیخ مفید]] بود. [[نهضت]] [[کلامی]] [[شیخ مفید]] و [[شاگردان]] او تا قرن‌ها، دیگر مکاتب [[کلامی]] [[شیعه]] را تحت تأثیر قرار داد. [[جایگاه علمی]] او و [[سید مرتضی]] بسیار مهم بود، تا آنجا که از جاهای دور و نزدیک مسائل گوناگون [[علمی]] را در قالب [[نامه]] از ایشان می‌پرسیدند.<ref>این مدعا با نگاهی به آثار برجای‌مانده از ایشان، مانند المسائل السرویة، المسائل الصاغانیة، المسائل العکبریة و... روشن می‌شود.</ref> موقعیت [[علمی]] مدرسه [[بغداد]] موجب [[مهاجرت]] بزرگانی همچون [[ابوالصلاح حلبی]] و [[ابوالفتح کراجکی]] به [[بغداد]] شده بود.<ref>در فصل نخست این مدعا مستند شد.</ref>
سرانجام [[بغداد]] در نیمه دوم [[قرن چهارم]] [[هجری]] [[شاهد]] حضور [[علمی]] بزرگ‌مردی از [[شیعیان]] یعنی [[شیخ مفید]] بود. [[نهضت]] [[کلامی]] [[شیخ مفید]] و [[شاگردان]] او تا قرن‌ها، دیگر مکاتب [[کلامی]] [[شیعه]] را تحت تأثیر قرار داد. [[جایگاه علمی]] او و [[سید مرتضی]] بسیار مهم بود، تا آنجا که از جاهای دور و نزدیک مسائل گوناگون [[علمی]] را در قالب [[نامه]] از ایشان می‌پرسیدند.<ref>این مدعا با نگاهی به آثار برجای‌مانده از ایشان، مانند المسائل السرویة، المسائل الصاغانیة، المسائل العکبریة و... روشن می‌شود.</ref> موقعیت [[علمی]] مدرسه [[بغداد]] موجب [[مهاجرت]] بزرگانی همچون [[ابوالصلاح حلبی]] و [[ابوالفتح کراجکی]] به [[بغداد]] شده بود.<ref>در فصل نخست این مدعا مستند شد.</ref>
از آنچه [[گذشت]] روشن می‌شود که مکاتب [[کلامی]] [[معتزله]]، [[اشاعره]] و [[امامیه]] به همراه دیگر [[مکاتب فکری]]، حضوری فعال در [[بغداد]] داشتند که به طور طبیعی سبب رقابت‌های [[علمی]] تنگاتنگی شد<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] ص: ۴۳۸-۴۴۲.</ref>
از آنچه [[گذشت]] روشن می‌شود که مکاتب [[کلامی]] [[معتزله]]، [[اشاعره]] و [[امامیه]] به همراه دیگر [[مکاتب فکری]]، حضوری فعال در [[بغداد]] داشتند که به طور طبیعی سبب رقابت‌های [[علمی]] تنگاتنگی شد<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت (کتاب)|بررسی انطباق شئون امامت در کلام امامیه بر قرآن و سنت]] ص: ۴۳۸-۴۴۲.</ref>
== جستارهای وابسته ==


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش