پرش به محتوا

هویت دینی در روان‌شناسی اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\'\'\'\[\[(.*)\]\]\'\'\'(.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(206\,242\,\s299\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\sn...)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = هویت دینی
| موضوع مرتبط = هویت دینی
خط ۲۲: خط ۲۱:
* [[دین مقدس اسلام]] براساس [[جهان‌بینی توحیدی]] خویش، همه [[انسان‌ها]] را داری [[هویّت]] واحد می‌داند که توسط [[خالق]] واحد و از [[پدر]] و [[مادر]] واحد [[آفریده]] شده‌اند و هیچ کسی بر دیگری جز به [[تقوا]] و [[خدا]] ترسی، تشخّص و [[برتری]] ندارد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>. از دیدگاه [[اسلام]]، جوهره و ماهیت اصلی [[انسان]]، [[الهی]] است و [[روح]] خدایی در کالبد جسمانی او دمیده شده و [[فرشتگان]] به امر [[خدا]] بر او [[سجده]] کرده‌اند: {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم  و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref> و بر اساس آن، [[انسان]] دارای هویتی است که مبدأ و [[مرجع]] [[الهی]] دارد و همان‌طور که آغاز حیاتش از [[خداوند]] است، فرجام آن نیز به سوی [[خداوند]] خواهد بود: {{متن قرآن|خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«آسمان‌ها و زمین را به حقّ آفرید و شما را چهره‌نگاری کرد  و چهره‌هایتان را نیکو نگاشت و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست» سوره تغابن، آیه ۳.</ref>. لذا [[جایگاه]] و نقش [[انسان]] در [[زمین]] نیز [[مقام]] [[جانشینی]] [[خداوند]] است: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن می‌گماری که در آن تباهی می‌کند و خون‌ها می‌ریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی می‌ستاییم  و تو را پاک می‌شمریم ؛ فرمود: من چیزی می‌دانم که شما نمی دانید» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>. البته، [[خداوند]] برای ایفای این نقش سترگ [[انسان]]، برای [[جامعه انسانی]] [[رهبران]] [[معصوم]] و [[وارسته]] [[برگزیده]] است، تا [[انسان]] در سایۀ سیاست‌های [[الهی]] و [[تدابیر]] [[توحیدی]] آنان، از [[نزاع]] و جنگ‌های ویران‌گر در [[امان]] بماند و با [[دانش]] [[ناب]] آنان [[تربیت]] شود و به [[رشد]] و کمال و [[عاقبت]] [[نیکو]] برسد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند  فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>.
* [[دین مقدس اسلام]] براساس [[جهان‌بینی توحیدی]] خویش، همه [[انسان‌ها]] را داری [[هویّت]] واحد می‌داند که توسط [[خالق]] واحد و از [[پدر]] و [[مادر]] واحد [[آفریده]] شده‌اند و هیچ کسی بر دیگری جز به [[تقوا]] و [[خدا]] ترسی، تشخّص و [[برتری]] ندارد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}}<ref>«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروه‌ها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را باز شناسید، بی‌گمان گرامی‌ترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>. از دیدگاه [[اسلام]]، جوهره و ماهیت اصلی [[انسان]]، [[الهی]] است و [[روح]] خدایی در کالبد جسمانی او دمیده شده و [[فرشتگان]] به امر [[خدا]] بر او [[سجده]] کرده‌اند: {{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}<ref>«پس هنگامی که او را باندام برآوردم  و در او از روان خویش دمیدم، برای او به فروتنی در افتید!» سوره حجر، آیه ۲۹.</ref> و بر اساس آن، [[انسان]] دارای هویتی است که مبدأ و [[مرجع]] [[الهی]] دارد و همان‌طور که آغاز حیاتش از [[خداوند]] است، فرجام آن نیز به سوی [[خداوند]] خواهد بود: {{متن قرآن|خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«آسمان‌ها و زمین را به حقّ آفرید و شما را چهره‌نگاری کرد  و چهره‌هایتان را نیکو نگاشت و بازگشت (هر چیز) به سوی اوست» سوره تغابن، آیه ۳.</ref>. لذا [[جایگاه]] و نقش [[انسان]] در [[زمین]] نیز [[مقام]] [[جانشینی]] [[خداوند]] است: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگارت به فرشتگان فرمود: می‌خواهم جانشینی در زمین بگمارم، گفتند: آیا کسی را در آن می‌گماری که در آن تباهی می‌کند و خون‌ها می‌ریزد در حالی که ما تو را با سپاس، به پاکی می‌ستاییم  و تو را پاک می‌شمریم ؛ فرمود: من چیزی می‌دانم که شما نمی دانید» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>. البته، [[خداوند]] برای ایفای این نقش سترگ [[انسان]]، برای [[جامعه انسانی]] [[رهبران]] [[معصوم]] و [[وارسته]] [[برگزیده]] است، تا [[انسان]] در سایۀ سیاست‌های [[الهی]] و [[تدابیر]] [[توحیدی]] آنان، از [[نزاع]] و جنگ‌های ویران‌گر در [[امان]] بماند و با [[دانش]] [[ناب]] آنان [[تربیت]] شود و به [[رشد]] و کمال و [[عاقبت]] [[نیکو]] برسد: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند  فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>.
==[[هویت اجتماعی]] از منظر [[منابع اسلامی]]==
==[[هویت اجتماعی]] از منظر [[منابع اسلامی]]==
*در [[منابع اسلامی]]،  نخستین منبعی که تعریف روشنی از [[هویت اجتماعی]] ارائه کرده، [[کتاب]] [[نهج‌البلاغه]] است که در آن [[برگزیده]] [[سخنان امیرالمؤمنین]] [[علی ]]{{ع}} گرد آمده است. در [[نهج‌البلاغه]] چنین آمده است: «هان ای [[مردم]]! آنچه [[مردم]] را گرد هم می‌آورد، [[خرسندی]] و [[نارضایتی]] است. ناقۀ [[ثمود]] را یک نفر (نه بیشتر) پی نمود، ولی [[خداوند]]، همه را [[کیفر]] کرد؛ زیرا همه آنان از کار او [[خرسند]] و [[راضی]] بودند، لذا [[خداوند]] فرمود: {{متن قرآن|فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ}}.<ref>{{متن حدیث|أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا یَجْمَعُ النَّاسَ الرِّضَا وَ السُّخْطُ، وَ إِنَّمَا عَقَرَ نَاقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ وَاحِدٌ، فَعَمَّهُمُ اللَّهُ بِالْعَذَابِ، لَمَّا عَمُّوهُ بِالرِّضَا، فَقَالَ سُبْحَانَهُ ﴿فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِینَ﴾}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۲۰۱.</ref> جملۀ دیگری نیز وجود دارد که در توضیح و تعریف [[هویت]]، سودمند است: «آنکه از [[رفتار]] قومی [[خرسند]] است همانند کسی است که در جمع آنان بوده و هر که به جمع [[تبهکاران]] بپیوندد دو [[گناه]] دارد: [[گناه]] [[رفتار]](عمل) ناشایست و [[گناه]] [[خرسندی]] از آن»<ref>{{متن حدیث|الرَّاضِی بِفِعْلِ قَوْمٍ کَالدَّاخِلِ فِیهِ مَعَهُمْ وَ عَلَی کُلِّ دَاخِلٍ فِی بَاطِلٍ إِثْمَانِ إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ وَ إِثْمُ الرِّضَی بِهِ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۱۴۶.</ref>.
*در [[منابع اسلامی]]،  نخستین منبعی که تعریف روشنی از [[هویت اجتماعی]] ارائه کرده، [[کتاب]] [[نهج‌البلاغه]] است که در آن [[برگزیده]] [[سخنان امیرالمؤمنین]] [[علی]]{{ع}} گرد آمده است. در [[نهج‌البلاغه]] چنین آمده است: «هان ای [[مردم]]! آنچه [[مردم]] را گرد هم می‌آورد، [[خرسندی]] و [[نارضایتی]] است. ناقۀ [[ثمود]] را یک نفر (نه بیشتر) پی نمود، ولی [[خداوند]]، همه را [[کیفر]] کرد؛ زیرا همه آنان از کار او [[خرسند]] و [[راضی]] بودند، لذا [[خداوند]] فرمود: {{متن قرآن|فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ}}.<ref>{{متن حدیث|أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا یَجْمَعُ النَّاسَ الرِّضَا وَ السُّخْطُ، وَ إِنَّمَا عَقَرَ نَاقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ وَاحِدٌ، فَعَمَّهُمُ اللَّهُ بِالْعَذَابِ، لَمَّا عَمُّوهُ بِالرِّضَا، فَقَالَ سُبْحَانَهُ ﴿فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِینَ﴾}}؛ نهج البلاغه، خطبه ۲۰۱.</ref> جملۀ دیگری نیز وجود دارد که در توضیح و تعریف [[هویت]]، سودمند است: «آنکه از [[رفتار]] قومی [[خرسند]] است همانند کسی است که در جمع آنان بوده و هر که به جمع [[تبهکاران]] بپیوندد دو [[گناه]] دارد: [[گناه]] [[رفتار]](عمل) ناشایست و [[گناه]] [[خرسندی]] از آن»<ref>{{متن حدیث|الرَّاضِی بِفِعْلِ قَوْمٍ کَالدَّاخِلِ فِیهِ مَعَهُمْ وَ عَلَی کُلِّ دَاخِلٍ فِی بَاطِلٍ إِثْمَانِ إِثْمُ الْعَمَلِ بِهِ وَ إِثْمُ الرِّضَی بِهِ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۱۴۶.</ref>.
*در این متن و متون [[اسلامی]] دیگر، [[رضایتمندی]] از یک [[رفتار اجتماعی]] به معنای [[پیوستن]] به جمع عاملانِ آن [[رفتار]]، تلقی شده است. متون مورد اشاره، این مفهوم را مورد تأکید قرار می‌دهد که [[هویت]] هر [[جامعه]] با [[رضایتمندی]] و [[نارضایتی]] یا رد و قبول رفتارها و موضع‌ گیری‌ها شکل می‌گیرد که می‌توان از آن به [[نظام ارزشی]] تعبیر نمود، البته نه آن [[نظام ارزشی]] که تنها در عالَم [[ذهن]] مورد قبول است، بلکه آن [[نظام ارزشی]] که عملاً مجموعه رفتارهای افراد [[جامعه]] را جهت می‌بخشد و آنها را به موضع‌گیری‌های مشترک وادار می‌کند.
*در این متن و متون [[اسلامی]] دیگر، [[رضایتمندی]] از یک [[رفتار اجتماعی]] به معنای [[پیوستن]] به جمع عاملانِ آن [[رفتار]]، تلقی شده است. متون مورد اشاره، این مفهوم را مورد تأکید قرار می‌دهد که [[هویت]] هر [[جامعه]] با [[رضایتمندی]] و [[نارضایتی]] یا رد و قبول رفتارها و موضع‌ گیری‌ها شکل می‌گیرد که می‌توان از آن به [[نظام ارزشی]] تعبیر نمود، البته نه آن [[نظام ارزشی]] که تنها در عالَم [[ذهن]] مورد قبول است، بلکه آن [[نظام ارزشی]] که عملاً مجموعه رفتارهای افراد [[جامعه]] را جهت می‌بخشد و آنها را به موضع‌گیری‌های مشترک وادار می‌کند.
*بنابراین فردی که در رد و قبول امور از معیارهای جامعه‌ای [[تبعیت]] کند بخشی از آن [[جامعه]] خواهد بود و از آنجا که این [[فرد]] از نظر [[هویت اجتماعی]] با آن [[جامعه]] یکسان و [[متحد]] است، تفاوتی نمی‌کند از نظر زمانی یا مکانی با آن [[جامعه]] چقدر فاصله داشته باشد<ref>ر.ک: اراکی، محسن، نگاهی به رسالت و امامت، ص ۷۲-۷۵.</ref>. بدین ترتیب، مفاهیمی نظیر [[امام نور]] و [[امام نار]] ([[آتش]])، شکل می‌‌گیرد که [[هویت]] هر [[جامعه]] ای با [[امامت]] آن سنجیده می‌‌شود. در نتیجه، اگر [[جامعه]] ای از [[امام حق]]، [[تبعیت]] کند، دارای [[هویت اجتماعی]] سالم است و در صورت [[پیروی از امام]] ناحق و [[شیطانی]]، [[هویت اجتماعی]] آن [[جامعه]]، شکل [[ناهنجار]] به خود می‌‌گیرد.  
*بنابراین فردی که در رد و قبول امور از معیارهای جامعه‌ای [[تبعیت]] کند بخشی از آن [[جامعه]] خواهد بود و از آنجا که این [[فرد]] از نظر [[هویت اجتماعی]] با آن [[جامعه]] یکسان و [[متحد]] است، تفاوتی نمی‌کند از نظر زمانی یا مکانی با آن [[جامعه]] چقدر فاصله داشته باشد<ref>ر.ک: اراکی، محسن، نگاهی به رسالت و امامت، ص ۷۲-۷۵.</ref>. بدین ترتیب، مفاهیمی نظیر [[امام نور]] و [[امام نار]] ([[آتش]])، شکل می‌‌گیرد که [[هویت]] هر [[جامعه]] ای با [[امامت]] آن سنجیده می‌‌شود. در نتیجه، اگر [[جامعه]] ای از [[امام حق]]، [[تبعیت]] کند، دارای [[هویت اجتماعی]] سالم است و در صورت [[پیروی از امام]] ناحق و [[شیطانی]]، [[هویت اجتماعی]] آن [[جامعه]]، شکل [[ناهنجار]] به خود می‌‌گیرد.  
خط ۴۶: خط ۴۵:


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل‌ وابسته}}
{{مدخل وابسته}}
* [[هویت]]
* [[هویت]]
* [[هویت اجتماعی]]
* [[هویت اجتماعی]]
خط ۵۴: خط ۵۳:
== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
[[رده:مدخل]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش