←کشته شدن ابراهیم بن محمد بن علی امام
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
[[بنیالعباس]] ([[عباسیان]]) گروهی از [[پیروان]] خود را به [[خراسان]] فرستادند و [[مردم]] را به طور پنهانی به [[حمایت]] از خود [[دعوت]] کردند؛ به تدریج مردم خراسان از [[مروانیان]] رویگردان شده و در راستای حمایت و [[پیروی]] از عباسیان [[تشکل]] پیدا کرده و [[ابومسلم خراسانی]] [[رهبری]] آنان را عهدهدار شده و مردم گرد او جمع شدند، و این امر باعث شد تا به تدریج نیرومند شوند، و این [[قدرت]] یافتن آنان به حدّی بود که [[نصر بن سیار]] [[حاکم خراسان]] دیگر توان [[مقاومت]] را از دست داد، از این رو مخفیانه خراسان را ترک کرد.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضتهای پس از عاشورا (کتاب)|نهضتهای پس از عاشورا]]، ص ۳۱۸.</ref> | [[بنیالعباس]] ([[عباسیان]]) گروهی از [[پیروان]] خود را به [[خراسان]] فرستادند و [[مردم]] را به طور پنهانی به [[حمایت]] از خود [[دعوت]] کردند؛ به تدریج مردم خراسان از [[مروانیان]] رویگردان شده و در راستای حمایت و [[پیروی]] از عباسیان [[تشکل]] پیدا کرده و [[ابومسلم خراسانی]] [[رهبری]] آنان را عهدهدار شده و مردم گرد او جمع شدند، و این امر باعث شد تا به تدریج نیرومند شوند، و این [[قدرت]] یافتن آنان به حدّی بود که [[نصر بن سیار]] [[حاکم خراسان]] دیگر توان [[مقاومت]] را از دست داد، از این رو مخفیانه خراسان را ترک کرد.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضتهای پس از عاشورا (کتاب)|نهضتهای پس از عاشورا]]، ص ۳۱۸.</ref> | ||
==کشته شدن | ==کشته شدن ابراهیم بن محمد بن علی امام== | ||
ولادتش در سال ۸۲هجری و مادرش کنیزی از بربر به نام سلمی بود<ref>کامل ابن اثیر، ج۵، ص۴۲۲.</ref>. | ولادتش در سال ۸۲هجری و مادرش کنیزی از بربر به نام سلمی بود<ref>کامل ابن اثیر، ج۵، ص۴۲۲.</ref>. | ||
او در آغاز به عنوان بزرگ و [[رهبر]] و [[امام]]<ref>پدرش محمد بن علی به او وصیّت کرد، و بعد از پدرش «امام» نامیده شد و دعوت او در خراسان منتشر گردید و ابومسلم را به عنوان والی بر دعوت کنندگان خود قرار داد، و ابو مسلم مردم را دعوت به اطاعت امام مینمود بدون اینکه تصریح به اسم او نماید. تا اینکه امر او ظاهر گردید، و مروان بر این امر مطلع شد پس ابراهیم را دستگیر کرد و او را کشت. و گفته شده است که ابومسلم پارچهای سیاه رنگ کرد و آن را بر نیزهای بست و مردم حدیث پرچمهای سیاه از طرف خراسان را میشنیدند، پس به طرف او رفتند و بردگان او را متابعت نمودند. ابومسلم گفت: هرکس مرا پیروی کند. آزاد است. پس با آنان خروج کرد و عامل آن سرزمین را کشتند، سپس تعداد آنان زیاد شد، و هنگامی که ابراهیم کشته شد گفت: امر بعد از من برای فرزند حارثیّه (یعنی سفّاح) باشد. (سیر اعلام النبلاء، ج۶، ص۱۷۶)</ref> عباسیان مطرح شده بود. و درباره کشتن او گفتهها متفاوت است: بعضی گفتهاند که [[مروان]] او را در «حران» [[زندانی]] نمود و در آنجا او و تعداد دیگری از [[زندانیان]] را کشتند؛ | او در آغاز به عنوان بزرگ و [[رهبر]] و [[امام]]<ref>پدرش محمد بن علی به او وصیّت کرد، و بعد از پدرش «امام» نامیده شد و دعوت او در خراسان منتشر گردید و ابومسلم را به عنوان والی بر دعوت کنندگان خود قرار داد، و ابو مسلم مردم را دعوت به اطاعت امام مینمود بدون اینکه تصریح به اسم او نماید. تا اینکه امر او ظاهر گردید، و مروان بر این امر مطلع شد پس ابراهیم را دستگیر کرد و او را کشت. و گفته شده است که ابومسلم پارچهای سیاه رنگ کرد و آن را بر نیزهای بست و مردم حدیث پرچمهای سیاه از طرف خراسان را میشنیدند، پس به طرف او رفتند و بردگان او را متابعت نمودند. ابومسلم گفت: هرکس مرا پیروی کند. آزاد است. پس با آنان خروج کرد و عامل آن سرزمین را کشتند، سپس تعداد آنان زیاد شد، و هنگامی که ابراهیم کشته شد گفت: امر بعد از من برای فرزند حارثیّه (یعنی سفّاح) باشد. (سیر اعلام النبلاء، ج۶، ص۱۷۶)</ref> عباسیان مطرح شده بود. و درباره کشتن او گفتهها متفاوت است: بعضی گفتهاند که [[مروان]] او را در «حران» [[زندانی]] نمود و در آنجا او و تعداد دیگری از [[زندانیان]] را کشتند؛ | ||