آیه در قرآن: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| (۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط| موضوع مرتبط = آیه| عنوان مدخل = آیه| مداخل مرتبط = [[آیه در قرآن]] - [[آیه در علوم قرآنی]] - [[آیه در کلام اسلامی]] - [[آیه در فقه اسلامی]] - [[آیه در معارف دعا و زیارات]] - [[آیه در معارف و سیره سجادی]] - [[آیه در معارف و سیره رضوی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
| موضوع مرتبط = آیه | |||
| عنوان مدخل = | |||
| مداخل مرتبط = [[آیه در قرآن]] - [[آیه در علوم قرآنی]] - [[آیه در کلام اسلامی]] - [[آیه در فقه اسلامی]] - [[آیه در معارف دعا و زیارات]] - [[آیه در معارف و سیره سجادی]] - [[آیه در معارف و سیره رضوی]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
== چیستی [[آیه]] == | == چیستی [[آیه]] == | ||
اصل این واژه "أوَیَة" است و نسبت آن "أوَویّ" است. برخی نیز چون [[سیبویه]] اصل آن را "أیَیَة" بر وزن "فَعَلَة" میدانند، اما عده ای میگوید اصل و صورت کامل آن آیِیة بر وزن فاعِلة است که حرف دوم یا آخر آن به [[تخفیف]] حذف شده است. برخی هم گفتهاند اصل آن "آیة" بوده که یاء ساکن آن به الف بدل گشته و نسبت آن هم: اَییُّ، أئیُّ و آویُّ است. جمع آن را نیز أیّ، آیایُ و [[آیات]] گفتهاند. علاوه بر اینها، شکل "آیاء" نیز یک بار در [[شعر]] آمده که عدهای آن را جمع الجمیع پنداشته و به شاذ بودن آن اشاره کردهاند<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۰-۶۲؛ [[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | اصل این واژه "أوَیَة" است و نسبت آن "أوَویّ" است. برخی نیز چون [[سیبویه]] اصل آن را "أیَیَة" بر وزن "فَعَلَة" میدانند، اما عده ای میگوید اصل و صورت کامل آن آیِیة بر وزن فاعِلة است که حرف دوم یا آخر آن به [[تخفیف]] حذف شده است. برخی هم گفتهاند اصل آن "آیة" بوده که یاء ساکن آن به الف بدل گشته و نسبت آن هم: اَییُّ، أئیُّ و آویُّ است. جمع آن را نیز أیّ، آیایُ و [[آیات]] گفتهاند. علاوه بر اینها، شکل "آیاء" نیز یک بار در [[شعر]] آمده که عدهای آن را جمع الجمیع پنداشته و به شاذ بودن آن اشاره کردهاند<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۰-۶۲؛ [[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 408.</ref>. | ||
لغویان برای [[آیه]] چند معنا گفتهاند: گروه؛ شگفتی؛ نشانه<ref>البرهان فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۳۶۳.</ref>؛ چیزی که برای رسیدن به [[هدف]] و مقصودی مورد توجّه و وسیله قرار گیرد<ref>التحقیق، ج ۱، ص ۱۷۲، «آیه».</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | لغویان برای [[آیه]] چند معنا گفتهاند: گروه؛ شگفتی؛ نشانه<ref>البرهان فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۳۶۳.</ref>؛ چیزی که برای رسیدن به [[هدف]] و مقصودی مورد توجّه و وسیله قرار گیرد<ref>التحقیق، ج ۱، ص ۱۷۲، «آیه».</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 408.</ref> | ||
[[آیه]] در [[کتاب خدا]] عبارت است از گروهی حروف و کلمات که در کنار یکدیگر گرد آمدهاند و [[آیه قرآن]] را به آن سبب [[آیه]] گفتهاند، که علامتی است برای [[انقطاع]] سخنی از سخن دیگر. همچنین به معنی [[جماعت]] است، چنان که گفتهاند: {{عربی|خرج القوم بآياتهم يعني بجماعتهم}} و منظور این است که همگی خارج شدند و کسی را جا نگذاشتند. همچنین به معانی: [[عبرت]]، علامت و امر عجیب و شگفتآور: {{عربی|"فلانٌ آية في كذا"}} و نیز به معنی خود شخص:{{عربی|"آية الرجل"}} "خود آن مرد" به کار رفته است<ref>النهایه فی غریب الحدیث، ج۱، ص۸۷؛ روض الجنان، ج۱، ص۱۱؛ لسان العرب، ج۱۴، ص۶۲.</ref>. | [[آیه]] در [[کتاب خدا]] عبارت است از گروهی حروف و کلمات که در کنار یکدیگر گرد آمدهاند و [[آیه قرآن]] را به آن سبب [[آیه]] گفتهاند، که علامتی است برای [[انقطاع]] سخنی از سخن دیگر. همچنین به معنی [[جماعت]] است، چنان که گفتهاند: {{عربی|خرج القوم بآياتهم يعني بجماعتهم}} و منظور این است که همگی خارج شدند و کسی را جا نگذاشتند. همچنین به معانی: [[عبرت]]، علامت و امر عجیب و شگفتآور: {{عربی|"فلانٌ آية في كذا"}} و نیز به معنی خود شخص:{{عربی|"آية الرجل"}} "خود آن مرد" به کار رفته است<ref>النهایه فی غریب الحدیث، ج۱، ص۸۷؛ روض الجنان، ج۱، ص۱۱؛ لسان العرب، ج۱۴، ص۶۲.</ref>. | ||
| خط ۳۲: | خط ۲۷: | ||
# شگفتی؛ | # شگفتی؛ | ||
# نشانه<ref>البرهان فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۳۶۳.</ref>؛ | # نشانه<ref>البرهان فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۳۶۳.</ref>؛ | ||
# چیزی که برای رسیدن به [[هدف]] و مقصودی مورد توجّه و وسیله قرار گیرد<ref>التحقیق، ج ۱، ص ۱۷۲، «آیه».</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص.</ref>. | # چیزی که برای رسیدن به [[هدف]] و مقصودی مورد توجّه و وسیله قرار گیرد<ref>التحقیق، ج ۱، ص ۱۷۲، «آیه».</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 408.</ref>. | ||
== [[آیه]] در [[قرآن]] == | == [[آیه]] در [[قرآن]] == | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۳: | ||
از نظر مفسّران و لغویان، "[[آیه]]" در [[قرآن]] در یکی از معانی ذیل به کار رفته است: | از نظر مفسّران و لغویان، "[[آیه]]" در [[قرآن]] در یکی از معانی ذیل به کار رفته است: | ||
#'''نشانه که ریشه همه معانی دیگر است:''' {{متن قرآن|وَكَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ}}<ref>«و بسا نشانهای است در آسمانها و زمین که بر آن میگذرند و آنان از آن رو گردانند»؛ سوره یوسف، آیه ۱۰۵.</ref>. | # '''نشانه که ریشه همه معانی دیگر است:''' {{متن قرآن|وَكَأَيِّنْ مِنْ آيَةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَمُرُّونَ عَلَيْهَا وَهُمْ عَنْهَا مُعْرِضُونَ}}<ref>«و بسا نشانهای است در آسمانها و زمین که بر آن میگذرند و آنان از آن رو گردانند»؛ سوره یوسف، آیه ۱۰۵.</ref>. | ||
#'''[[دلیل]] و [[برهان]]:''' {{متن قرآن|...ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ...}}<ref>«...زیرا نشانههای خداوند را انکار میکردند و پیامبران را ناحقّ میکشتند..»؛ سوره بقره، آیه ۶۱.</ref>. | # '''[[دلیل]] و [[برهان]]:''' {{متن قرآن|...ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ...}}<ref>«...زیرا نشانههای خداوند را انکار میکردند و پیامبران را ناحقّ میکشتند..»؛ سوره بقره، آیه ۶۱.</ref>. | ||
#'''[[معجزه]]:''' {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَةٍ مَا تَبِعُوا قِبْلَتَكَ...}}<ref>«و اگر برای اهل کتاب هر نشانهای بیاوری از قبله تو پیروی نخواهند کرد..»؛ سوره بقره، آیه ۱۴۵.</ref>. | # '''[[معجزه]]:''' {{متن قرآن|وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَةٍ مَا تَبِعُوا قِبْلَتَكَ...}}<ref>«و اگر برای اهل کتاب هر نشانهای بیاوری از قبله تو پیروی نخواهند کرد..»؛ سوره بقره، آیه ۱۴۵.</ref>. | ||
#'''درس و [[عبرت]]:''' {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ فِي يُوسُفَ وَإِخْوَتِهِ آيَاتٌ لِلسَّائِلِينَ}}<ref>«به راستی در (داستان) یوسف و برادران وی برای پرسشگران نشانههاست»؛ سوره یوسف، آیه ۷.</ref>. | # '''درس و [[عبرت]]:''' {{متن قرآن|لَقَدْ كَانَ فِي يُوسُفَ وَإِخْوَتِهِ آيَاتٌ لِلسَّائِلِينَ}}<ref>«به راستی در (داستان) یوسف و برادران وی برای پرسشگران نشانههاست»؛ سوره یوسف، آیه ۷.</ref>. | ||
#'''بنا و عمارت:''' {{متن قرآن|أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ}}<ref>«آیا بر هر بلندی بنایی از سر بازی (و بیهوده) میسازید؟»؛ سوره شعراء، آیه ۱۲۸.</ref>. | # '''بنا و عمارت:''' {{متن قرآن|أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ}}<ref>«آیا بر هر بلندی بنایی از سر بازی (و بیهوده) میسازید؟»؛ سوره شعراء، آیه ۱۲۸.</ref>. | ||
#'''[[قدرت]] و [[سلطه]]:''' {{متن قرآن|...فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا...}}<ref>«...که با نشانههای ما دستشان به شما نرسد..»؛ سوره قصص، آیه ۳۵.</ref>. | # '''[[قدرت]] و [[سلطه]]:''' {{متن قرآن|...فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا...}}<ref>«...که با نشانههای ما دستشان به شما نرسد..»؛ سوره قصص، آیه ۳۵.</ref>. | ||
#'''[[آیه]] [[قرآن]]:''' {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ...}}<ref>«اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه)اند، که بنیاد این کتاباند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه)اند..». سوره آل عمران، آیه ۷.</ref>. | # '''[[آیه]] [[قرآن]]:''' {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ...}}<ref>«اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه)اند، که بنیاد این کتاباند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه)اند..». سوره آل عمران، آیه ۷.</ref>. | ||
به هر کدام از [[آیات قرآن]] به تناسب معانی لغوی، [[آیه]] گفته میشود. در تعریف [[آیه]] [[قرآن]] گفتهاند: قطعهای از [[قرآن]] است که در سورهای واقع شده و شروع و پایان دارد و از چند جمله یا کلمه گرچه برخی در تقدیر باشند تشکیل شده<ref>الاتقان، ج ۱، ص ۱۴۵.</ref>. | به هر کدام از [[آیات قرآن]] به تناسب معانی لغوی، [[آیه]] گفته میشود. در تعریف [[آیه]] [[قرآن]] گفتهاند: قطعهای از [[قرآن]] است که در سورهای واقع شده و شروع و پایان دارد و از چند جمله یا کلمه گرچه برخی در تقدیر باشند تشکیل شده<ref>الاتقان، ج ۱، ص ۱۴۵.</ref>. | ||
[[علامه طباطبایی]] میگوید: [[آیه]]، قطعهای از [[قرآن]] است که جدا از قبل و بعدش قابل [[تلاوت]] باشد <ref>المیزان، ج ۱۳، ص ۲۳۱.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | [[علامه طباطبایی]] میگوید: [[آیه]]، قطعهای از [[قرآن]] است که جدا از قبل و بعدش قابل [[تلاوت]] باشد <ref>المیزان، ج ۱۳، ص ۲۳۱.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 409؛ [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۰-۶۲.</ref> | ||
== تعداد آیات قرآن == | == تعداد آیات قرآن == | ||
در شمار [[آیات قرآن]] [[اختلاف]] است. یکی از عوامل این [[اختلاف]] آن است که [[پیامبر]]{{صل}} هنگام [[تلاوت]]، در انتهای هر [[آیه]] [[وقف]] میکرد و روشن میشد که آن جا پایان [[آیه]] است؛ سپس برای تکمیل و ارتباط سخن، آن را به [[آیه]] بعد وصل میکرد و شنونده گاهی میپنداشت که در آن جا فاصله و وقفی نیست و دو [[آیه]] را یکی میشمرد؛ بنابراین، [[اختلاف روایات]] در موارد وصل و [[وقف]]، سبب [[اختلاف]] در شمار [[آیات]] شد و در پی آن، مکتبهای گوناگونی در این باره پدید آمد که عبارتند از [[مکتب]] کوفی: ۶۲۳۶ [[آیه]]؛ مدنی: (دو عدد دارد) ۶۰۰۰ و ۶۲۱۴ [[آیه]]؛ بصری: ۶۲۰۴ [[آیه]]، و شامی: ۶۲۲۵ [[آیه]]<ref>نور علم، ش ۴۳ و ۴۴، ص ۸، «آیه».</ref>. | در شمار [[آیات قرآن]] [[اختلاف]] است. یکی از عوامل این [[اختلاف]] آن است که [[پیامبر]] {{صل}} هنگام [[تلاوت]]، در انتهای هر [[آیه]] [[وقف]] میکرد و روشن میشد که آن جا پایان [[آیه]] است؛ سپس برای تکمیل و ارتباط سخن، آن را به [[آیه]] بعد وصل میکرد و شنونده گاهی میپنداشت که در آن جا فاصله و وقفی نیست و دو [[آیه]] را یکی میشمرد؛ بنابراین، [[اختلاف روایات]] در موارد وصل و [[وقف]]، سبب [[اختلاف]] در شمار [[آیات]] شد و در پی آن، مکتبهای گوناگونی در این باره پدید آمد که عبارتند از [[مکتب]] کوفی: ۶۲۳۶ [[آیه]]؛ مدنی: (دو عدد دارد) ۶۰۰۰ و ۶۲۱۴ [[آیه]]؛ بصری: ۶۲۰۴ [[آیه]]، و شامی: ۶۲۲۵ [[آیه]]<ref>نور علم، ش ۴۳ و ۴۴، ص ۸، «آیه».</ref>. | ||
عدد کوفی چون به [[علی]]{{ع}} منسوب است، نزد [[دانشمندان]] [[علوم قرآن]] و [[تفسیر]] به واقعیّت نزدیکتر و از اعتبار ویژهای برخوردار است. عدد [[آیات]] در [[مصحف]] [[شریف]] براساس [[مکتب]] کوفی است. [[سیوطی]] از [[ابوعمرو دانی]] [[نقل]] میکند که عدد شش هزار در [[آیات قرآن]] اجماعی است و از آن کمتر نگفتهاند؛ امّا در بیشتر از آن، دویست و چهار، چهارده، نوزده، بیست و چهار، و سی و شش [[آیه]] نیز گفتهاند. | عدد کوفی چون به [[علی]] {{ع}} منسوب است، نزد [[دانشمندان]] [[علوم قرآن]] و [[تفسیر]] به واقعیّت نزدیکتر و از اعتبار ویژهای برخوردار است. عدد [[آیات]] در [[مصحف]] [[شریف]] براساس [[مکتب]] کوفی است. [[سیوطی]] از [[ابوعمرو دانی]] [[نقل]] میکند که عدد شش هزار در [[آیات قرآن]] اجماعی است و از آن کمتر نگفتهاند؛ امّا در بیشتر از آن، دویست و چهار، چهارده، نوزده، بیست و چهار، و سی و شش [[آیه]] نیز گفتهاند. | ||
[[ابن ضریس]] از طریق [[عثمان بن عطا]] از پدرش از [[ابن عباس]] [[نقل]] میکند که تمام [[آیات قرآن]] ۶۶۶۰ [[آیه]] است<ref>الاتقان، ج ۱، ص ۱۴۶.</ref>. | [[ابن ضریس]] از طریق [[عثمان بن عطا]] از پدرش از [[ابن عباس]] [[نقل]] میکند که تمام [[آیات قرآن]] ۶۶۶۰ [[آیه]] است<ref>الاتقان، ج ۱، ص ۱۴۶.</ref>. | ||
| خط ۶۰: | خط ۵۵: | ||
# چهل سورهاند و در تعداد آیاتشان هیچ اختلافی نیست. | # چهل سورهاند و در تعداد آیاتشان هیچ اختلافی نیست. | ||
# چهار سورهاند که در اجمالشان اختلافی نیست؛ یعنی همه اهل عدد در تعداد [[آیات]] آنها [[وحدت]] نظر دارند؛ امّا در تفصیل آنها [[اختلاف]] است؛ به طور مثال، [[اهل کوفه]] {{متن قرآن|طسم}}<ref>«طا، سین، میم» سوره قصص، آیه ۱.</ref> را یک [[آیه]] و دیگران به جای آن {{متن قرآن|أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ...}}<ref>«گروهی را دید که (گوسفندان خود را) آب میدادند..»؛ سوره قصص، آیه ۲۳.</ref> را یک [[آیه]] شمردهاند. | # چهار سورهاند که در اجمالشان اختلافی نیست؛ یعنی همه اهل عدد در تعداد [[آیات]] آنها [[وحدت]] نظر دارند؛ امّا در تفصیل آنها [[اختلاف]] است؛ به طور مثال، [[اهل کوفه]] {{متن قرآن|طسم}}<ref>«طا، سین، میم» سوره قصص، آیه ۱.</ref> را یک [[آیه]] و دیگران به جای آن {{متن قرآن|أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ...}}<ref>«گروهی را دید که (گوسفندان خود را) آب میدادند..»؛ سوره قصص، آیه ۲۳.</ref> را یک [[آیه]] شمردهاند. | ||
# هم در اجمال و هم در تفصیلشان [[اختلاف]] است که هفتاد سورهاند؛ مانند [[فاتحة الکتاب]] که تعداد آیاتش را شش، هفت، هشت و نُه گفتهاند و از طرفی گروهی {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}<ref>«به نام خداوند بخشنده بخشاینده» سوره فاتحه، آیه ۱.</ref> و عدّهای دیگر {{متن قرآن|أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ}}<ref>«راه آنان که به نعمت پروردهای» سوره فاتحه، آیه ۷.</ref> را یک [[آیه]] میدانند<ref>الاتقان، ج ۱، ص ۱۴۸.</ref>. به نظر [[علامه طباطبایی]]، عددهایی که گفتهاند، [[نصّ]] [[متواتر]] یا [[خبر واحد]] معتبری که بتوان بر آن تکیه کرد، ندارد؛ بنابراین، [[اعتقاد]] به هیچ کدام لازم نیست؛ بلکه میتوان هر کدام را با تحقیق پذیرفت یا رد کرد<ref>المیزان، ج ۱۳، ص ۲۳۲.</ref><ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۰-۶۲؛ [[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | # هم در اجمال و هم در تفصیلشان [[اختلاف]] است که هفتاد سورهاند؛ مانند [[فاتحة الکتاب]] که تعداد آیاتش را شش، هفت، هشت و نُه گفتهاند و از طرفی گروهی {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}<ref>«به نام خداوند بخشنده بخشاینده» سوره فاتحه، آیه ۱.</ref> و عدّهای دیگر {{متن قرآن|أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ}}<ref>«راه آنان که به نعمت پروردهای» سوره فاتحه، آیه ۷.</ref> را یک [[آیه]] میدانند<ref>الاتقان، ج ۱، ص ۱۴۸.</ref>. به نظر [[علامه طباطبایی]]، عددهایی که گفتهاند، [[نصّ]] [[متواتر]] یا [[خبر واحد]] معتبری که بتوان بر آن تکیه کرد، ندارد؛ بنابراین، [[اعتقاد]] به هیچ کدام لازم نیست؛ بلکه میتوان هر کدام را با تحقیق پذیرفت یا رد کرد<ref>المیزان، ج ۱۳، ص ۲۳۲.</ref><ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۰-۶۲؛ [[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 414.</ref>. | ||
شایان توجه است که این [[اختلاف]] در شماره [[آیات قرآن]] نباید در [[ذهن]] [[پژوهشگران]] این شائبه را تقویت نماید که در [[قرآن کریم]] [[تحریف]] رخ داده است! بلکه این [[اختلافها]] ناشی از تفاوت در تقسیمبندی همین حجم موجود (بدون کم و کاست) به تعداد مختلف و شمارههای متفاوت است<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۰-۶۲.</ref>. | شایان توجه است که این [[اختلاف]] در شماره [[آیات قرآن]] نباید در [[ذهن]] [[پژوهشگران]] این شائبه را تقویت نماید که در [[قرآن کریم]] [[تحریف]] رخ داده است! بلکه این [[اختلافها]] ناشی از تفاوت در تقسیمبندی همین حجم موجود (بدون کم و کاست) به تعداد مختلف و شمارههای متفاوت است<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۰-۶۲.</ref>. | ||
| خط ۶۸: | خط ۶۳: | ||
بلندترین [[آیه قرآن]] "آیه دَین" است {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسندهای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسندهای نباید از نوشتن به گونهای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانهتر و برای گواهگیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیکتر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود میگردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد میکنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش میدهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> که ۲۲۸ کلمه و ۵۴۰ حرف است. | بلندترین [[آیه قرآن]] "آیه دَین" است {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلَّا تَرْتَابُوا إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ}}<ref>«ای مؤمنان! چون وامی تا سرآمدی معیّن میان شما برقرار شد، آن را به نوشته آورید و باید نویسندهای میان شما دادگرانه بنویسد و هیچ نویسندهای نباید از نوشتن به گونهای که خداوند بدو آموخته است سر، باز زند پس باید بنویسد و آنکه وامدار است باید املا کند و از خداوند، پروردگار خویش، پروا بدارد و چیزی از آن کم ننهد و امّا اگر وامدار، کم خرد یا ناتوان باشد یا نتواند املا کند باید سرپرست او دادگرانه املا کند و دو تن از مردانتان را نیز گواه بگیرید و اگر دو مرد نباشند یک مرد و دو زن از گواهان مورد پسند خود (گواه بگیرید) تا اگر یکی از آن دو زن از یاد برد دیگری به یاد او آورد و چون گواهان (برای گواهی) فرا خوانده شوند نباید سر، باز زنند و تن نزنید از اینکه آن (وام) را چه خرد و چه کلان به سر رسید آن بنویسید، این نزد خداوند دادگرانهتر و برای گواهگیری، استوارتر و به اینکه دچار تردید نگردید، نزدیکتر است؛ مگر داد و ستدی نقد باشد که (دست به دست) میان خود میگردانید پس گناهی بر شما نیست که آن را ننویسید و چون داد و ستد میکنید گواه بگیرید؛ و نویسنده و گواه نباید زیان بینند و اگر چنین کنید (نشان) نافرمانی شماست و از خداوند پروا کنید؛ و خداوند به شما آموزش میدهد؛ و خداوند به هر چیزی داناست» سوره بقره، آیه ۲۸۲.</ref> که ۲۲۸ کلمه و ۵۴۰ حرف است. | ||
کوتاهترین [[آیه]] را میتوان: {{متن قرآن|الرَّحْمَنِ}}<ref>«خداوند بخشنده» سوره الرحمن، آیه ۱.</ref> یا {{متن قرآن|مُدْهَامَّتَانِ}}<ref>«دو سبز سیر» سوره الرحمن، آیه ۶۴.</ref> شمرد و نیز آیاتی چون: {{متن قرآن|وَالْعَصْرِ}}<ref>«سوگند به روزگار،» سوره عصر، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|وَالْفَجْرِ}}<ref>«سوگند به سپیدهدم» سوره فجر، آیه ۱.</ref> یا برخی [[حروف مقطعه]] ابتدای [[سورهها]] که به عنوان آیهای مستقل و دارای شماره هستند مانند: {{متن قرآن|يس}}<ref> سوره يس، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|حم}}<ref> سوره دخان، آیه ۱.</ref> در ۷ [[سوره]]، {{متن قرآن|طه}}<ref> سوره طه، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|الم}}<ref> سوره بقره، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|طسم}}<ref>«طا، سین، میم» سوره شعراء، آیه ۱.</ref> و... <ref>البرهان فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۵۱.</ref><ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۰-۶۲؛ [[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | کوتاهترین [[آیه]] را میتوان: {{متن قرآن|الرَّحْمَنِ}}<ref>«خداوند بخشنده» سوره الرحمن، آیه ۱.</ref> یا {{متن قرآن|مُدْهَامَّتَانِ}}<ref>«دو سبز سیر» سوره الرحمن، آیه ۶۴.</ref> شمرد و نیز آیاتی چون: {{متن قرآن|وَالْعَصْرِ}}<ref>«سوگند به روزگار،» سوره عصر، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|وَالْفَجْرِ}}<ref>«سوگند به سپیدهدم» سوره فجر، آیه ۱.</ref> یا برخی [[حروف مقطعه]] ابتدای [[سورهها]] که به عنوان آیهای مستقل و دارای شماره هستند مانند: {{متن قرآن|يس}}<ref> سوره يس، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|حم}}<ref> سوره دخان، آیه ۱.</ref> در ۷ [[سوره]]، {{متن قرآن|طه}}<ref> سوره طه، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|الم}}<ref> سوره بقره، آیه ۱.</ref>، {{متن قرآن|طسم}}<ref>«طا، سین، میم» سوره شعراء، آیه ۱.</ref> و... <ref>البرهان فی علوم القرآن، ج۱، ص۲۵۱.</ref><ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۰-۶۲؛ [[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، 416.</ref> | ||
=== اولین و آخرین [[آیات]] نازل شده === | === اولین و آخرین [[آیات]] نازل شده === | ||
درباره نخستین [[آیه]] نازل شده بر [[پیامبر]]{{صل}} سه قول است: | درباره نخستین [[آیه]] نازل شده بر [[پیامبر]] {{صل}} سه قول است: | ||
# [[آیات]] یکم تا پنجم [[سوره]] علق؛ | # [[آیات]] یکم تا پنجم [[سوره]] علق؛ | ||
# [[آیات]] [[سوره]] مدّثّر (به [[نقل]] از [[جابر]])؛ | # [[آیات]] [[سوره]] مدّثّر (به [[نقل]] از [[جابر]])؛ | ||
# [[آیات]] [[سوره]] [[فاتحة الکتاب]]<ref>البرهان فی علوم القرآن، ج ۱، ص۲۹۳-۳۰۰.</ref>. | # [[آیات]] [[سوره]] [[فاتحة الکتاب]]<ref>البرهان فی علوم القرآن، ج ۱، ص۲۹۳-۳۰۰.</ref>. | ||
در جمع میان سه نظر میتوان گفت: پنج [[آیه]] اوّل [[سوره]] علق، نخستین آیاتی است که مقارن [[بعثت]] نازل شده و مورد اتّفاق است؛ سپس چند [[آیه]] از ابتدای [[سوره]] مدّثّر (پس از دوره سه ساله [[فترت]] [[وحی]]) نازل شد؛ ولی [[سوره]] فاتحه الکتاب نخستین [[سوره]] کامل بود نه نخستین [[آیات]] که نازل شد؛ یعنی چند [[آیه]] از [[سوره]] علق و مدّثّر در آغاز، عنوان [[سوره]] نداشتند و با [[نزول]] بقیّه آیههای [[سوره]]، این عنوان را یافتند <ref>تاریخ قرآن، ص ۴۴.</ref><ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۰-۶۲؛ [[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | در جمع میان سه نظر میتوان گفت: پنج [[آیه]] اوّل [[سوره]] علق، نخستین آیاتی است که مقارن [[بعثت]] نازل شده و مورد اتّفاق است؛ سپس چند [[آیه]] از ابتدای [[سوره]] مدّثّر (پس از دوره سه ساله [[فترت]] [[وحی]]) نازل شد؛ ولی [[سوره]] فاتحه الکتاب نخستین [[سوره]] کامل بود نه نخستین [[آیات]] که نازل شد؛ یعنی چند [[آیه]] از [[سوره]] علق و مدّثّر در آغاز، عنوان [[سوره]] نداشتند و با [[نزول]] بقیّه آیههای [[سوره]]، این عنوان را یافتند <ref>تاریخ قرآن، ص ۴۴.</ref><ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۰-۶۲؛ [[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، 409-410.</ref> | ||
[[اختلاف]] آرا در مورد واپسین [[آیه]] بیشتر است: | [[اختلاف]] آرا در مورد واپسین [[آیه]] بیشتر است: | ||
| خط ۸۳: | خط ۷۸: | ||
#{{متن قرآن|يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلَالَةِ...}}<ref>«از تو نظر میخواهند بگو: خداوند برای شما درباره کلاله نظر میدهد..». سوره نساء، آیه ۱۷۶.</ref>(به [[نقل]] [[صحیح بخاری]] از [[براء بن عازب]])؛ | #{{متن قرآن|يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلَالَةِ...}}<ref>«از تو نظر میخواهند بگو: خداوند برای شما درباره کلاله نظر میدهد..». سوره نساء، آیه ۱۷۶.</ref>(به [[نقل]] [[صحیح بخاری]] از [[براء بن عازب]])؛ | ||
#{{متن قرآن|لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ...}}<ref>«بیگمان پیامبری از (میان) خودتان نزد شما آمده است..»؛ سوره توبه، آیه ۱۲۸.</ref>([[روایت]] دیگری از [[ابن عباس]])؛ | #{{متن قرآن|لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ...}}<ref>«بیگمان پیامبری از (میان) خودتان نزد شما آمده است..»؛ سوره توبه، آیه ۱۲۸.</ref>([[روایت]] دیگری از [[ابن عباس]])؛ | ||
# [[آیه]] [[ربا]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و اگر مؤمنید آنچه از ربا که باز مانده است رها کنید» سوره بقره، آیه ۲۷۸.</ref>(به [[روایت]] دیگری از [[بخاری]])<ref>البرهان فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۲۹۷.</ref>. [[ابوبکر باقلانی]] بر آن است که هیچ یک از این اقوال را نمیتوان به [[رسول خدا]]{{صل}} نسبت داد؛ زیرا هر کدام از [[راویان]]، این [[آیات]] را از روی [[اجتهاد]] یا [[گمان]]، واپسین [[آیه]] میدانند<ref>نکت الانتصار، ص ۸۹.</ref>؛ | # [[آیه]] [[ربا]]: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند پروا کنید و اگر مؤمنید آنچه از ربا که باز مانده است رها کنید» سوره بقره، آیه ۲۷۸.</ref>(به [[روایت]] دیگری از [[بخاری]])<ref>البرهان فی علوم القرآن، ج ۱، ص ۲۹۷.</ref>. [[ابوبکر باقلانی]] بر آن است که هیچ یک از این اقوال را نمیتوان به [[رسول خدا]] {{صل}} نسبت داد؛ زیرا هر کدام از [[راویان]]، این [[آیات]] را از روی [[اجتهاد]] یا [[گمان]]، واپسین [[آیه]] میدانند<ref>نکت الانتصار، ص ۸۹.</ref>؛ | ||
# [[آیه]] {{متن قرآن|وَاتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ}}<ref>«و از روزی پروا کنید که در آن به سوی خداوند بازگردانده میشوید» سوره بقره، آیه ۲۸۱.</ref> [[رأی]] مشهور مفسّران این است که [[حضرت رسول]] پس از [[نزول]] آن، بیش از ۲۱ روز در حیات نبود. این قول را [[سیوطی]] از طرق گوناگون از [[ابن عبّاس]] [[روایت]] کرده<ref>الدّر المنثور، ج ۲، ص ۱۱۶.</ref>؛ | # [[آیه]] {{متن قرآن|وَاتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ}}<ref>«و از روزی پروا کنید که در آن به سوی خداوند بازگردانده میشوید» سوره بقره، آیه ۲۸۱.</ref> [[رأی]] مشهور مفسّران این است که [[حضرت رسول]] پس از [[نزول]] آن، بیش از ۲۱ روز در حیات نبود. این قول را [[سیوطی]] از طرق گوناگون از [[ابن عبّاس]] [[روایت]] کرده<ref>الدّر المنثور، ج ۲، ص ۱۱۶.</ref>؛ | ||
# [[آیه اکمال]]: {{متن قرآن|...الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ...}}<ref>«...امروز دینتان را کامل کردم..». سوره مائده، آیه ۳.</ref> که در بازگشت [[پیامبر]]{{صل}} از حَجّة [[الوداع]] در [[غدیر خم|غدیر خُم]] نازل شد؛ زیرا [[سوره]] [[مائده]]، احکامی را در بر دارد که پایان [[جنگها]] و نیز کمال و استقرار [[اسلام]] را میرساند؛ به ویژه که این [[آیه]] از پایان کار [[رسالت]] خبر میدهد؛ بنابراین مناسب است که واپسین [[آیه]]، از واپسین [[سوره]] ([[مائده]]) باشد<ref>تاریخ قرآن، ص ۴۶.</ref><ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۰-۶۲؛ [[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | # [[آیه اکمال]]: {{متن قرآن|...الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ...}}<ref>«...امروز دینتان را کامل کردم..». سوره مائده، آیه ۳.</ref> که در بازگشت [[پیامبر]] {{صل}} از حَجّة [[الوداع]] در [[غدیر خم|غدیر خُم]] نازل شد؛ زیرا [[سوره]] [[مائده]]، احکامی را در بر دارد که پایان [[جنگها]] و نیز کمال و استقرار [[اسلام]] را میرساند؛ به ویژه که این [[آیه]] از پایان کار [[رسالت]] خبر میدهد؛ بنابراین مناسب است که واپسین [[آیه]]، از واپسین [[سوره]] ([[مائده]]) باشد<ref>تاریخ قرآن، ص ۴۶.</ref><ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۰-۶۲؛ [[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 409-410.</ref> | ||
قویترین گفتهها در این باره که همگی منقول از [[ابن عباس]] هستند، آخرین [[آیه]] را: {{متن قرآن|وَاتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ}}<ref>«و از روزی پروا کنید که در آن به سوی خداوند بازگردانده میشوید آنگاه به هر کس پاداش آنچه انجام داده است تمام خواهند داد و به آنان ستم نخواهد رفت» سوره بقره، آیه ۲۸۱.</ref> گزارش میکنند<ref>ترجمه الاتقان، ج۱، ص۱۰۶.</ref><ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه - سرمدی (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۰-۶۲.</ref>. | |||
=== [[آیات]] صاحب عنوان === | === [[آیات]] صاحب عنوان === | ||
تعداد بسیاری از [[آیات قرآن]] در سورههای مختلف از نامهای ویژهای برخوردار شدهاند که درباره خواندن، [[حفظ]] کردن، [[نوشتن]] و همراه خود داشتن برخی از آنها [[احادیث]] و سخنانی در میان [[مردم]] رایج است که البته برخی مستند و برخی غیر مستند هستند؛ بعضی از این [[آیات]] که نامی ویژه دارند عبارتاند از: | تعداد بسیاری از [[آیات قرآن]] در سورههای مختلف از نامهای ویژهای برخوردار شدهاند که درباره خواندن، [[حفظ]] کردن، [[نوشتن]] و همراه خود داشتن برخی از آنها [[احادیث]] و سخنانی در میان [[مردم]] رایج است که البته برخی مستند و برخی غیر مستند هستند؛ بعضی از این [[آیات]] که نامی ویژه دارند عبارتاند از: | ||
| خط ۱۱۴: | خط ۱۱۰: | ||
# محکمترین [[آیه]]: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان میدهد و از کارهای زشت و ناپسند و افزونجویی، باز میدارد؛ به شما اندرز میدهد باشد که شما پند گیرید» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref>. | # محکمترین [[آیه]]: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَإِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن و ادای (حقّ) خویشاوند، فرمان میدهد و از کارهای زشت و ناپسند و افزونجویی، باز میدارد؛ به شما اندرز میدهد باشد که شما پند گیرید» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref>. | ||
# [[جامعترین]] یا [[هراس]] انگیزترین آیه: {{متن قرآن|فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ}}<ref>«پس هر کس همسنگ ذرهای نیکی ورزد، آن را خواهد دید و هر کس همسنگ ذرهای بدی کند، آن را خواهد دید» سوره زلزال، آیه ۷-۸.</ref>. | # [[جامعترین]] یا [[هراس]] انگیزترین آیه: {{متن قرآن|فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ}}<ref>«پس هر کس همسنگ ذرهای نیکی ورزد، آن را خواهد دید و هر کس همسنگ ذرهای بدی کند، آن را خواهد دید» سوره زلزال، آیه ۷-۸.</ref>. | ||
# [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: عظیمترین [[آیه]]، [[آیة الکرسی]]{{متن قرآن|اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ}}<ref> «خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست که او را چرت و خواب فرا نمیگیرد، همه آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست، کیست که جز به اذن وی نزد او شفاعت آورد؛ به آشکار و پنهان آنان داناست و آنان بر چیزی از دانش وی جز آنچه او بخواهد چیرگی ندارند؛ اریکه او گستره آسمانها و زمین است و نگاهداشت آنها بر وی دشوار نیست و او فرازمند سترگ است» سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref> است. | # [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: عظیمترین [[آیه]]، [[آیة الکرسی]]{{متن قرآن|اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ}}<ref> «خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست که او را چرت و خواب فرا نمیگیرد، همه آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست، کیست که جز به اذن وی نزد او شفاعت آورد؛ به آشکار و پنهان آنان داناست و آنان بر چیزی از دانش وی جز آنچه او بخواهد چیرگی ندارند؛ اریکه او گستره آسمانها و زمین است و نگاهداشت آنها بر وی دشوار نیست و او فرازمند سترگ است» سوره بقره، آیه ۲۵۵.</ref> است. | ||
# از [[امام علی]]{{ع}} نقل شده که شما [[اهل عراق]] میگویید: [[امیدوار]] کنندهترین آیه، {{متن قرآن|قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ...}}<ref>«بگو: ای بندگان من که با خویش گزافکاری کردهاید»... سوره زمر، آیه ۵۳.</ref> است؛ امّا ما [[اهل بیت]] میگوییم: این آیه است: {{متن قرآن|وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى}}<ref>«و زودا که پروردگارت به تو (اختیار میانجیگری) ببخشد و تو خرسند گردی» سوره ضحی، آیه ۵.</ref><ref>الاتقان، ج ۲، ص ۳۵۳.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | # از [[امام علی]] {{ع}} نقل شده که شما [[اهل عراق]] میگویید: [[امیدوار]] کنندهترین آیه، {{متن قرآن|قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ...}}<ref>«بگو: ای بندگان من که با خویش گزافکاری کردهاید»... سوره زمر، آیه ۵۳.</ref> است؛ امّا ما [[اهل بیت]] میگوییم: این آیه است: {{متن قرآن|وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى}}<ref>«و زودا که پروردگارت به تو (اختیار میانجیگری) ببخشد و تو خرسند گردی» سوره ضحی، آیه ۵.</ref><ref>الاتقان، ج ۲، ص ۳۵۳.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، 408.</ref> | ||
=== [[آیات مکی و مدنی]] و کیفیت [[شناخت]] آنها === | === [[آیات مکی و مدنی]] و کیفیت [[شناخت]] آنها === | ||
| خط ۱۲۳: | خط ۱۱۹: | ||
# دانستن آن قسمت از [[قرآن]] که در [[مکه]] نازل شده و قاعدتاً باید مکی باشد. | # دانستن آن قسمت از [[قرآن]] که در [[مکه]] نازل شده و قاعدتاً باید مکی باشد. | ||
# آن بخش از [[قرآن]] که در [[مدینه]] نازل گشته و قاعدتاً [[مدنی]] است. | # آن بخش از [[قرآن]] که در [[مدینه]] نازل گشته و قاعدتاً [[مدنی]] است. | ||
# آیاتی که در [[مکه]]، ولی درباره [[اهل | # آیاتی که در [[مکه]]، ولی درباره [[اهل مدینه]] نازل شده است. | ||
# آیاتی که در [[مدینه]]، ولی درباره [[اهل مکه]] نازل شده است. | # آیاتی که در [[مدینه]]، ولی درباره [[اهل مکه]] نازل شده است. | ||
# آیاتی که شبیه [[نزول]] مکی است در [[آیات]] [[مدنی]]. | # آیاتی که شبیه [[نزول]] مکی است در [[آیات]] [[مدنی]]. | ||
| خط ۱۳۵: | خط ۱۳۱: | ||
[[اندیشمندان]] [[علوم قرآنی]] برای [[شناخت]] [[آیات]] و سور [[مکی و مدنی]] از یکدیگر چند ملاک را ذکر کردهاند که عبارتاند از: | [[اندیشمندان]] [[علوم قرآنی]] برای [[شناخت]] [[آیات]] و سور [[مکی و مدنی]] از یکدیگر چند ملاک را ذکر کردهاند که عبارتاند از: | ||
# آیاتی که پیش از [[هجرت]] نازل شده مکی و آیاتی که پس از [[هجرت]] نازل گردیده [[مدنی]] نامیده میشود، چه در [[شهر | # آیاتی که پیش از [[هجرت]] نازل شده مکی و آیاتی که پس از [[هجرت]] نازل گردیده [[مدنی]] نامیده میشود، چه در [[شهر مکه]] نازل شده باشد و چه در [[مدینه]]. | ||
# آنچه در [[مکه]] نازل شده و آنچه در راه [[مدینه]] به هنگام [[هجرت]] فرود آمده، مکی شمرده میشود، اما آیاتی که در سفرها بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نازل گردیده ـ پس از | # آنچه در [[مکه]] نازل شده و آنچه در راه [[مدینه]] به هنگام [[هجرت]] فرود آمده، مکی شمرده میشود، اما آیاتی که در سفرها بر [[پیامبر اکرم]] {{صل}} نازل گردیده ـ پس از آنکه به [[مدینه]] [[هجرت]] فرمود ـ [[مدنی]] است. | ||
# آیاتی که در [[مکه]] نازل شده ـ گرچه بعد از [[هجرت]] باشد- مکی است و آیاتی که در [[مدینه]] نازل گشته [[مدنی]] است. | # آیاتی که در [[مکه]] نازل شده ـ گرچه بعد از [[هجرت]] باشد- مکی است و آیاتی که در [[مدینه]] نازل گشته [[مدنی]] است. | ||
# آیاتی را مکی میگویند که خطاب به [[اهل مکه]] باشد و آیاتی را [[مدنی]] نامند که خطاب به [[اهل | # آیاتی را مکی میگویند که خطاب به [[اهل مکه]] باشد و آیاتی را [[مدنی]] نامند که خطاب به [[اهل مدینه]] باشد<ref>ترجمه الاتقان، ج۱، ص۴۷.</ref>. | ||
* علاوه بر اینها خصوصیات دیگری نیز برای تشخیص [[آیات]] مکی از [[آیات]] [[مدنی]] برشمردهاند: | * علاوه بر اینها خصوصیات دیگری نیز برای تشخیص [[آیات]] مکی از [[آیات]] [[مدنی]] برشمردهاند: | ||
# هر آیهای که حاوی عبارت {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ}} بود مکی و هر آیهای که شامل عبارت {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا}} بود [[مدنی]] است. | # هر آیهای که حاوی عبارت {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ}} بود مکی و هر آیهای که شامل عبارت {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا}} بود [[مدنی]] است. | ||
| خط ۱۵۲: | خط ۱۴۸: | ||
مفسّران در مقصود از [[محکم و متشابه]] آرای متفاوتی دارند. [[رشید رضا]] برای آن ده قول ذکر کرده است <ref>المنار، ج ۳، ص۱۶۳-۱۶۵.</ref>. | مفسّران در مقصود از [[محکم و متشابه]] آرای متفاوتی دارند. [[رشید رضا]] برای آن ده قول ذکر کرده است <ref>المنار، ج ۳، ص۱۶۳-۱۶۵.</ref>. | ||
[[علامه طباطبایی]] میگوید: میتوان نزدیک بیست قول در آن یافت. [[محکمات]]، نزد مفسّران، آیاتی است که معنای آنها روشن است و با معنای غیر مراد اشتباه نمیشود. به این دسته [[آیات]] باید [[ایمان]] داشت و به آنها عمل کرد. [[متشابهات]]، آیاتی هستند که ظاهرشان مقصود نیست و مراد واقعی آنها را که تأویلشان است، جز [[خدا]] کسی نمیداند. به اینگونه [[آیات]] نیز باید [[ایمان]] داشت؛ ولی از [[پیروی]] و عمل به آنها باید خودداری کرد؛ البتّه به نظر [[دانشمندان شیعه]]، [[تأویل آیات]] [[متشابه]] را [[پیامبر]]{{صل}} و [[امامان]]{{عم}} نیز میدانند<ref>المیزان، ج۳، ص۳۲-۴۳.</ref>. | [[علامه طباطبایی]] میگوید: میتوان نزدیک بیست قول در آن یافت. [[محکمات]]، نزد مفسّران، آیاتی است که معنای آنها روشن است و با معنای غیر مراد اشتباه نمیشود. به این دسته [[آیات]] باید [[ایمان]] داشت و به آنها عمل کرد. [[متشابهات]]، آیاتی هستند که ظاهرشان مقصود نیست و مراد واقعی آنها را که تأویلشان است، جز [[خدا]] کسی نمیداند. به اینگونه [[آیات]] نیز باید [[ایمان]] داشت؛ ولی از [[پیروی]] و عمل به آنها باید خودداری کرد؛ البتّه به نظر [[دانشمندان شیعه]]، [[تأویل آیات]] [[متشابه]] را [[پیامبر]] {{صل}} و [[امامان]] {{عم}} نیز میدانند<ref>المیزان، ج۳، ص۳۲-۴۳.</ref>. | ||
به نظر [[علامه طباطبایی]]، لازمه آشکار جمله {{متن قرآن|هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ}} این است که [[آیات]] [[متشابه]] از جهت مدلول و مراد، به [[محکمات]] برمیگردند، و از [[روایات]] به دست میآید که [[متشابه]] در رساندن مدلول خود [[استقلال]] ندارد و به واسطه ردّ آن به [[محکمات]] روشن میشود؛ بنابراین در [[قرآن]]، آیهای که هیچگونه دسترس به مقصود واقعیاش نباشد، وجود ندارد<ref>قرآن در اسلام، ص ۳۷.</ref>. | به نظر [[علامه طباطبایی]]، لازمه آشکار جمله {{متن قرآن|هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ}} این است که [[آیات]] [[متشابه]] از جهت مدلول و مراد، به [[محکمات]] برمیگردند، و از [[روایات]] به دست میآید که [[متشابه]] در رساندن مدلول خود [[استقلال]] ندارد و به واسطه ردّ آن به [[محکمات]] روشن میشود؛ بنابراین در [[قرآن]]، آیهای که هیچگونه دسترس به مقصود واقعیاش نباشد، وجود ندارد<ref>قرآن در اسلام، ص ۳۷.</ref>. | ||
بیشترین [[آیات]] [[متشابه]]، در خصوص صفات و [[افعال]] [[خدا]] است: مانند: {{متن قرآن|اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ...}}<ref>«خداوند، نور آسمانها و زمین است..»؛ سوره نور، آیه ۳۵.</ref>. تشابه در کلمه [[نور]] است که [[خداوند]] با آن | بیشترین [[آیات]] [[متشابه]]، در خصوص صفات و [[افعال]] [[خدا]] است: مانند: {{متن قرآن|اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ...}}<ref>«خداوند، نور آسمانها و زمین است..»؛ سوره نور، آیه ۳۵.</ref>. تشابه در کلمه [[نور]] است که [[خداوند]] با آن وصف شده. {{متن قرآن|...يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ...}}<ref>«دست خداوند بالای دستهای آنان است» سوره فتح، آیه ۱۰.</ref>. در این [[آیه]]، تشابه در یَد (دست) است که به [[خدا]] نسبت داده شده است. | ||
با ارجاع این [[آیات]] به [[محکمات]]، آنها نیز از صفت محکم برخوردار میشوند؛ محکماتِ آنها مانند: {{متن قرآن|لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ}}<ref>«چیزی مانند او نیست» سوره شوری، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref>«پاکا و فرا برترا که اوست از آنچه (آنان) وصف میکنند» سوره انعام، آیه ۱۰۰.</ref>، {{متن قرآن|لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ}}<ref>«چشمها او را در نمییابند» سوره انعام، آیه ۱۰۳.</ref>. عدد [[آیات]] [[متشابه]] از دویست [[تجاوز]] نمیکند<ref>التمهید، ج ۳، ص ۱۴.</ref>. | با ارجاع این [[آیات]] به [[محکمات]]، آنها نیز از صفت محکم برخوردار میشوند؛ محکماتِ آنها مانند: {{متن قرآن|لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ}}<ref>«چیزی مانند او نیست» سوره شوری، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref>«پاکا و فرا برترا که اوست از آنچه (آنان) وصف میکنند» سوره انعام، آیه ۱۰۰.</ref>، {{متن قرآن|لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ}}<ref>«چشمها او را در نمییابند» سوره انعام، آیه ۱۰۳.</ref>. عدد [[آیات]] [[متشابه]] از دویست [[تجاوز]] نمیکند<ref>التمهید، ج ۳، ص ۱۴.</ref>. | ||
| خط ۱۶۳: | خط ۱۵۹: | ||
جواز و وقوع [[نسخ]] و عدم آن در [[آیات قرآن]] و [[شناخت]] [[ناسخ و منسوخ]]، از آغاز مورد توجّه و تحقیق قرآنپژوهان بوده و از مهمترین مبادی [[فهم قرآن]] و [[احکام]] [[تشریعی]] آن شناخته شده است. برای [[آیات قرآن]]، سه قسم [[نسخ]] برشمردهاند: | جواز و وقوع [[نسخ]] و عدم آن در [[آیات قرآن]] و [[شناخت]] [[ناسخ و منسوخ]]، از آغاز مورد توجّه و تحقیق قرآنپژوهان بوده و از مهمترین مبادی [[فهم قرآن]] و [[احکام]] [[تشریعی]] آن شناخته شده است. برای [[آیات قرآن]]، سه قسم [[نسخ]] برشمردهاند: | ||
#'''[[نسخ]] [[حکم]] و [[تلاوت]]:''' یعنی آیهای پس از [[نزول]] و بیان یک یا چند [[حکم]]، همراه با [[حکم]] آن، به کلّی محو شود. این نوع [[نسخ]] را گروهی از [[اهل حدیث]] و جمعی از [[محدّثان]] غیر محقّق پذیرفتهاند؛ امّا از دیدگاه بیشتر قرآنپژوهان مردود است؛ زیرا لازمه قبول چنین نسخی، پذیرفتن [[تحریف قرآن]] است. | # '''[[نسخ]] [[حکم]] و [[تلاوت]]:''' یعنی آیهای پس از [[نزول]] و بیان یک یا چند [[حکم]]، همراه با [[حکم]] آن، به کلّی محو شود. این نوع [[نسخ]] را گروهی از [[اهل حدیث]] و جمعی از [[محدّثان]] غیر محقّق پذیرفتهاند؛ امّا از دیدگاه بیشتر قرآنپژوهان مردود است؛ زیرا لازمه قبول چنین نسخی، پذیرفتن [[تحریف قرآن]] است. | ||
#'''[[نسخ]] [[تلاوت]] و بقای [[حکم]]:''' یعنی آیهای محو شود؛ ولی حکمی که بیان کرده باقی بماند و به آن عمل شود. بیشتر مفسّران و [[دانشمندان]] اهل [[سنّت]] اینگونه [[نسخ]] را پذیرفتهاند؛ امّا [[شیعه]] به دو [[دلیل]] آن را مردود میداند: | # '''[[نسخ]] [[تلاوت]] و بقای [[حکم]]:''' یعنی آیهای محو شود؛ ولی حکمی که بیان کرده باقی بماند و به آن عمل شود. بیشتر مفسّران و [[دانشمندان]] اهل [[سنّت]] اینگونه [[نسخ]] را پذیرفتهاند؛ امّا [[شیعه]] به دو [[دلیل]] آن را مردود میداند: | ||
## مستند اینگونه [[نسخ]]، خبرهای واحد است؛ در حالی که [[نسخ قرآن]] باید با [[قرآن]] یا با استناد به [[سنّت]] و خبرِ قطعی و [[متواتر]] ثابت شود. | ## مستند اینگونه [[نسخ]]، خبرهای واحد است؛ در حالی که [[نسخ قرآن]] باید با [[قرآن]] یا با استناد به [[سنّت]] و خبرِ قطعی و [[متواتر]] ثابت شود. | ||
## این نیز مانند نوع اوّل موجب پذیرش [[تحریف قرآن]] است. | ## این نیز مانند نوع اوّل موجب پذیرش [[تحریف قرآن]] است. | ||
#'''[[نسخ]] [[حکم]] و بقای [[تلاوت]]:''' یعنی شکل [[آیه]] با همان [[بلاغت]] و [[اعجاز]] باقی باشد و [[تلاوت]] شود؛ امّا [[حکم]] آن با جای گزینی آیهای دیگر از جانب [[خداوند]] [[نسخ]] گردد. این همان [[نسخ]] [[معروف]] و مورد اتّفاق قرآنپژوهانی است که جواز و وقوع [[نسخ]] را پذیرفتهاند<ref>التمهید، ج ۲، ص ۲۸۵.</ref>. | # '''[[نسخ]] [[حکم]] و بقای [[تلاوت]]:''' یعنی شکل [[آیه]] با همان [[بلاغت]] و [[اعجاز]] باقی باشد و [[تلاوت]] شود؛ امّا [[حکم]] آن با جای گزینی آیهای دیگر از جانب [[خداوند]] [[نسخ]] گردد. این همان [[نسخ]] [[معروف]] و مورد اتّفاق قرآنپژوهانی است که جواز و وقوع [[نسخ]] را پذیرفتهاند<ref>التمهید، ج ۲، ص ۲۸۵.</ref>. | ||
[[سیوطی]] [[آیات]] را از جهت [[نزول]]، اینگونه تقسیم میکند: [[آیات]] مکّی و مدنی، سفری و حضری، تابستانی و زمستانی، فراشی و نومی، زمینی و آسمانی، لیلی و نهاری<ref>الاتقان، ج ۱، ص ۱۰.</ref>. و نیز از جهت محتوا و ویژگیهای دیگر نیز آنها را به ۳۴ دسته تقسیم کردهاند؛ مانند: [[آیات]] الاحکام، [[آیات]] [[استدراج]]، [[آیات]] ناسخ، [[آیات]] منسوخ<ref>[[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | [[سیوطی]] [[آیات]] را از جهت [[نزول]]، اینگونه تقسیم میکند: [[آیات]] مکّی و مدنی، سفری و حضری، تابستانی و زمستانی، فراشی و نومی، زمینی و آسمانی، لیلی و نهاری<ref>الاتقان، ج ۱، ص ۱۰.</ref>. و نیز از جهت محتوا و ویژگیهای دیگر نیز آنها را به ۳۴ دسته تقسیم کردهاند؛ مانند: [[آیات]] الاحکام، [[آیات]] [[استدراج]]، [[آیات]] ناسخ، [[آیات]] منسوخ<ref>[[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 411.</ref>. | ||
== ترتیب [[آیات]] == | == ترتیب [[آیات]] == | ||
درباره [[نظم]] و ترتیب [[آیات]] میان [[قرآن]]پژوهان دو دیدگاه وجود دارد: بیشتر محقّقان [[اهل سنت]] و [[شیعه]] برآنند که جایگاه [[آیات]] در سورهها با هدایتِ [[رسول]]{{صل}} به وسیله [[جبرئیل]] و [[دستور]] [[حضرت]] به [[اصحاب]] معیّن میشد؛ بنابراین، ترتیب موجود توقیفی است؛ یعنی تغییر آن جایز نیست. اینان میگویند:[[صحابه]] [[حافظ]] [[قرآن]] که تا آخر [[عمر]] [[پیامبر]]{{صل}} و پس از او نیز میزیستند، [[قرآن]] را با همان ترتیب زمان [[حضرت]] [[روایت]] میکردند. | درباره [[نظم]] و ترتیب [[آیات]] میان [[قرآن]]پژوهان دو دیدگاه وجود دارد: بیشتر محقّقان [[اهل سنت]] و [[شیعه]] برآنند که جایگاه [[آیات]] در سورهها با هدایتِ [[رسول]] {{صل}} به وسیله [[جبرئیل]] و [[دستور]] [[حضرت]] به [[اصحاب]] معیّن میشد؛ بنابراین، ترتیب موجود توقیفی است؛ یعنی تغییر آن جایز نیست. اینان میگویند:[[صحابه]] [[حافظ]] [[قرآن]] که تا آخر [[عمر]] [[پیامبر]] {{صل}} و پس از او نیز میزیستند، [[قرآن]] را با همان ترتیب زمان [[حضرت]] [[روایت]] میکردند. | ||
[[زید بن ثابت]] خود یکی از حافظان و [[راویان]] [[قرآن]] بود و به [[دستور]] [[ابوبکر]] [[مأمور]] تدوین [[قرآن]] به شکل [[مصحف]] شد. او [[آیات]] را براساس مرسوم زمان [[رسول خدا]]{{صل}} مرتّب و مدوّن کرد و هیچگونه اختلافی میان [[مسلمانان]] در ترتیب [[آیات]] پدید نیامد<ref>التحریر والتنویر، ج ۱، ص ۷۹.</ref>. روایاتی که در این باره وارد شده، دلیلی دیگر بر این مدّعا است. [[عثمان بن ابیعاص]] میگوید: ما نزد [[پیامبر]]{{صل}} بودیم. دیدیم دیدگان خود را بالا برد و در نقطهای متمرکز کرد و فرمود: [[جبرئیل]] هماکنون بر من فرود آمد و گفت: [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن فرمان میدهد» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref> را در این جای [[سوره]] نحل قرار دهم<ref>الاتقان، ج ۱، ص ۱۳۳.</ref>؛ افزون بر این، اگر ترتیب موجود تغییر یابد، از [[اعجاز بیانی قرآن]] کاسته میشود و این، [[دلیل]] بر ترتیب [[آیات]] بر اساس [[وحی]] [[خدا]] و امر [[پیامبر]]{{صل}} بوده است<ref>التحریر والتنویر، ج ۱، ص ۷۹.</ref>. | [[زید بن ثابت]] خود یکی از حافظان و [[راویان]] [[قرآن]] بود و به [[دستور]] [[ابوبکر]] [[مأمور]] تدوین [[قرآن]] به شکل [[مصحف]] شد. او [[آیات]] را براساس مرسوم زمان [[رسول خدا]] {{صل}} مرتّب و مدوّن کرد و هیچگونه اختلافی میان [[مسلمانان]] در ترتیب [[آیات]] پدید نیامد<ref>التحریر والتنویر، ج ۱، ص ۷۹.</ref>. روایاتی که در این باره وارد شده، دلیلی دیگر بر این مدّعا است. [[عثمان بن ابیعاص]] میگوید: ما نزد [[پیامبر]] {{صل}} بودیم. دیدیم دیدگان خود را بالا برد و در نقطهای متمرکز کرد و فرمود: [[جبرئیل]] هماکنون بر من فرود آمد و گفت: [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ}}<ref>«به راستی خداوند به دادگری و نیکی کردن فرمان میدهد» سوره نحل، آیه ۹۰.</ref> را در این جای [[سوره]] نحل قرار دهم<ref>الاتقان، ج ۱، ص ۱۳۳.</ref>؛ افزون بر این، اگر ترتیب موجود تغییر یابد، از [[اعجاز بیانی قرآن]] کاسته میشود و این، [[دلیل]] بر ترتیب [[آیات]] بر اساس [[وحی]] [[خدا]] و امر [[پیامبر]] {{صل}} بوده است<ref>التحریر والتنویر، ج ۱، ص ۷۹.</ref>. | ||
[[سیوطی]] نظریّه توقیفی بودن را اجماعی میداند و آن را از زرکشی و [[ابوجعفر]] بن [[زبیر]] [[نقل]] میکند <ref>الاتقان، ج ۱، ص ۱۳۲.</ref>. | [[سیوطی]] نظریّه توقیفی بودن را اجماعی میداند و آن را از زرکشی و [[ابوجعفر]] بن [[زبیر]] [[نقل]] میکند <ref>الاتقان، ج ۱، ص ۱۳۲.</ref>. | ||
عدّهای دیگر معتقدند که ممکن است [[آیات قرآن]] در زمان [[پیامبر]] مرتّب شده باشد؛ امّا پس از وی، ذوق، سلیقه و [[اجتهاد]] [[اصحاب]] در [[نظم]] و ترتیب موجود نقش داشته است. به نظر [[علامه طباطبایی]]، [[روایات]] جمع اوّل [[قرآن]] (زمان [[ابوبکر]]) مؤید این است که [[اجتهاد]] [[اصحاب]] در ترتیب [[آیات]] دخالت داشته، و [[روایت]] [[عثمان بن ابیعاص]]، فقط ترتیب بعضی از [[آیات]] نه تمام آنها را به دست [[پیامبر]]{{صل}} ثابت میکند و اگر بپذیریم که همه [[آیات]] به [[دستور]] [[حضرت]] مرتب شده، بدان معنا نیست که آن چه را [[اصحاب]] منظّم و مرتّب کردهاند، همان ترتیب زمان [[رسول خدا]]{{صل}} است و فقط این مطلب را میرساند که آنان تعمّدی بر تغییر موارد روشن و مسلّم نداشتهاند؛ امّا در جایی که آشکار نبود و نمیدانستند، اطمینانی به حفظ ترتیب آن [[حضرت]] نیست؛ هم چنین طبق [[روایات]]، او [[آیات]] مکّی را در سورههای مکّی و [[آیات]] مدنی را در سورههای مدنی قرار میداد؛ امّا آن چه هماکنون دیده میشود، وجود [[آیات]] مکّی در سورههای مدنی و بالعکس است و اجماعی که بر [[وحدت]] ترتیب فعلی با ترتیب زمان [[پیامبر]] ادّعا شده، [[اجماع]] منقول است و نمیتوان بر آن تکیه کرد<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۱۲۷-۱۲۹.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | عدّهای دیگر معتقدند که ممکن است [[آیات قرآن]] در زمان [[پیامبر]] مرتّب شده باشد؛ امّا پس از وی، ذوق، سلیقه و [[اجتهاد]] [[اصحاب]] در [[نظم]] و ترتیب موجود نقش داشته است. به نظر [[علامه طباطبایی]]، [[روایات]] جمع اوّل [[قرآن]] (زمان [[ابوبکر]]) مؤید این است که [[اجتهاد]] [[اصحاب]] در ترتیب [[آیات]] دخالت داشته، و [[روایت]] [[عثمان بن ابیعاص]]، فقط ترتیب بعضی از [[آیات]] نه تمام آنها را به دست [[پیامبر]] {{صل}} ثابت میکند و اگر بپذیریم که همه [[آیات]] به [[دستور]] [[حضرت]] مرتب شده، بدان معنا نیست که آن چه را [[اصحاب]] منظّم و مرتّب کردهاند، همان ترتیب زمان [[رسول خدا]] {{صل}} است و فقط این مطلب را میرساند که آنان تعمّدی بر تغییر موارد روشن و مسلّم نداشتهاند؛ امّا در جایی که آشکار نبود و نمیدانستند، اطمینانی به حفظ ترتیب آن [[حضرت]] نیست؛ هم چنین طبق [[روایات]]، او [[آیات]] مکّی را در سورههای مکّی و [[آیات]] مدنی را در سورههای مدنی قرار میداد؛ امّا آن چه هماکنون دیده میشود، وجود [[آیات]] مکّی در سورههای مدنی و بالعکس است و اجماعی که بر [[وحدت]] ترتیب فعلی با ترتیب زمان [[پیامبر]] ادّعا شده، [[اجماع]] منقول است و نمیتوان بر آن تکیه کرد<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۱۲۷-۱۲۹.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 413.</ref> | ||
== تناسب [[آیات]] == | == تناسب [[آیات]] == | ||
| خط ۱۸۹: | خط ۱۸۵: | ||
[[فخر رازی]] میگوید: [[خداوند]] [[آیات]] را با [[بهترین]] روش مرتّب کرده؛ برای مثال، گاهی احکامی را بیان و در طیّ آن آیاتی را با آهنگ [[تشویق]] و تهدید فرود آورده؛ سپس آیاتی را که [[عظمت]] و بزرگی [[خدا]] را بیان میکند، به آن افزوده است؛ زیرا پذیرش [[تکلیف]] به [[اعمال]] سخت، در ابتدا از جانب [[انسان]] مشکل است، مگر آن که با [[تشویق]] و تهدید همراه شود و این دو در قلبها تأثیر نمیکند، مگر اینکه [[انسان]] به کمال و [[عظمت]] صادرکننده [[تکلیف]] [[ایمان]] داشته باشد<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۱، ص ۶۱.</ref>. | [[فخر رازی]] میگوید: [[خداوند]] [[آیات]] را با [[بهترین]] روش مرتّب کرده؛ برای مثال، گاهی احکامی را بیان و در طیّ آن آیاتی را با آهنگ [[تشویق]] و تهدید فرود آورده؛ سپس آیاتی را که [[عظمت]] و بزرگی [[خدا]] را بیان میکند، به آن افزوده است؛ زیرا پذیرش [[تکلیف]] به [[اعمال]] سخت، در ابتدا از جانب [[انسان]] مشکل است، مگر آن که با [[تشویق]] و تهدید همراه شود و این دو در قلبها تأثیر نمیکند، مگر اینکه [[انسان]] به کمال و [[عظمت]] صادرکننده [[تکلیف]] [[ایمان]] داشته باشد<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۱، ص ۶۱.</ref>. | ||
شاید بتوان گفت: در میان مفسّران، بیش از همه [[طبرسی]] در [[مجمع البیان]] به ارتباط و تناسب میان [[آیات]] و سورهها توجّه کرده. او در ذیل عنوان "النّظم" به شرح پیوند [[معنوی]] [[آیات]] پرداخته است. مفسّران دیگری که به این امر توجّه کردهاند، [[زمخشری]] در الکشّاف، [[فخر رازی]] در التفسیر الکبیر، [[آلوسی]] در [[روح]] المعانی، [[محمد رشید رضا]] در [[تفسیر]] المنار و [[شیخ]] [[محمود شلتوت]] در [[تفسیر]] | شاید بتوان گفت: در میان مفسّران، بیش از همه [[طبرسی]] در [[مجمع البیان]] به ارتباط و تناسب میان [[آیات]] و سورهها توجّه کرده. او در ذیل عنوان "النّظم" به شرح پیوند [[معنوی]] [[آیات]] پرداخته است. مفسّران دیگری که به این امر توجّه کردهاند، [[زمخشری]] در الکشّاف، [[فخر رازی]] در التفسیر الکبیر، [[آلوسی]] در [[روح]] المعانی، [[محمد رشید رضا]] در [[تفسیر]] المنار و [[شیخ]] [[محمود شلتوت]] در [[تفسیر القرآن]] الکریم هستند. | ||
برخی دیگر از مفسّران، با آن که [[معتقد]] به وجود تناسب میان آیاتند، میگویند: نباید برای [[کشف]] مناسبت، خود را به زحمت انداخت؛ زیرا [[قرآن]] کتابی فنّی و درسی نیست تا دارای فصول و [[نظام]] تألیفی خاصّی باشد؛ بلکه در طول ۲۳ سال به تدریج نازل شده؛ پس ممکن است در بسیاری موارد میان آیاتش پیوند خاصّی نباشد. | برخی دیگر از مفسّران، با آن که [[معتقد]] به وجود تناسب میان آیاتند، میگویند: نباید برای [[کشف]] مناسبت، خود را به زحمت انداخت؛ زیرا [[قرآن]] کتابی فنّی و درسی نیست تا دارای فصول و [[نظام]] تألیفی خاصّی باشد؛ بلکه در طول ۲۳ سال به تدریج نازل شده؛ پس ممکن است در بسیاری موارد میان آیاتش پیوند خاصّی نباشد. | ||
[[شیخ]] [[عزالدّین]] میگوید: [[شناخت]] مناسبت [[آیات]] خوب است؛ امّا این مناسبت باید براساس ارتباط میان اجزایی باشد که اوّل و آخرش به هم ربط دارد؛ بنابراین نباید ربطهای نادرستی را به [[کلام]] [[خدا]] نسبت داد <ref>الاتقان، ج ۲، ص ۲۳۴.</ref>. به گفته [[علامه طباطبایی]]، چه بسا ممکن است چند [[آیه]] به صورت جملهای معترضه که بیان گر مطلب دیگری باشد، میان دو [[آیه]] هم سیاق فاصله شوند؛ بنابراین نیازی به تکلّف و زحمت برای یافتن ارتباط و تناسب [[آیات]] نیست و دلیلی بر [[لزوم]] این تناسب وجود ندارد، مگر در سورههایی که یک جا نازل شده، یا آیاتی که ارتباطشان روشن است<ref>المیزان، ج ۴، ص ۳۵۹.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | [[شیخ]] [[عزالدّین]] میگوید: [[شناخت]] مناسبت [[آیات]] خوب است؛ امّا این مناسبت باید براساس ارتباط میان اجزایی باشد که اوّل و آخرش به هم ربط دارد؛ بنابراین نباید ربطهای نادرستی را به [[کلام]] [[خدا]] نسبت داد <ref>الاتقان، ج ۲، ص ۲۳۴.</ref>. به گفته [[علامه طباطبایی]]، چه بسا ممکن است چند [[آیه]] به صورت جملهای معترضه که بیان گر مطلب دیگری باشد، میان دو [[آیه]] هم سیاق فاصله شوند؛ بنابراین نیازی به تکلّف و زحمت برای یافتن ارتباط و تناسب [[آیات]] نیست و دلیلی بر [[لزوم]] این تناسب وجود ندارد، مگر در سورههایی که یک جا نازل شده، یا آیاتی که ارتباطشان روشن است<ref>المیزان، ج ۴، ص ۳۵۹.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 415.</ref> | ||
== ویژگی [[آیات قرآن]] == | == ویژگی [[آیات قرآن]] == | ||
روشنی و قابل [[فهم]] بودن، ویژگی برجسته [[آیات قرآن]] است. این [[حقیقت]] با واژه "بیّن"، {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ}}<ref>«و به سوی تو آیاتی روشن فرو فرستادهایم» سوره بقره، آیه ۹۹.</ref> و "تفصیل"{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}<ref> «و ما اینگونه آیات خود را روشن میداریم و (چنین میکنیم) باشد که آنان (به راه راست) باز گردند» سوره اعراف، آیه ۱۷۴.</ref> به معنای جدا کردن آنها از یکدیگر آنگونه که معنا و مدلول هریک در جای خود روشن شود<ref>المیزان، ج ۸، ص ۳۲۳.</ref> و "تصریف"{{متن قرآن|وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا مَا حَوْلَكُمْ مِنَ الْقُرَى وَصَرَّفْنَا الْآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}<ref> «و آنچه شهر پیرامونتان بود نابود کردهایم و آیات را گوناگون آوردهایم باشد که آنان بازگردند» سوره احقاف، آیه ۲۷.</ref> به معنای بازگویی بیان شده است. [[آیات قرآن]] به روشنگر نیز | روشنی و قابل [[فهم]] بودن، ویژگی برجسته [[آیات قرآن]] است. این [[حقیقت]] با واژه "بیّن"، {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ}}<ref>«و به سوی تو آیاتی روشن فرو فرستادهایم» سوره بقره، آیه ۹۹.</ref> و "تفصیل"{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}<ref> «و ما اینگونه آیات خود را روشن میداریم و (چنین میکنیم) باشد که آنان (به راه راست) باز گردند» سوره اعراف، آیه ۱۷۴.</ref> به معنای جدا کردن آنها از یکدیگر آنگونه که معنا و مدلول هریک در جای خود روشن شود<ref>المیزان، ج ۸، ص ۳۲۳.</ref> و "تصریف"{{متن قرآن|وَلَقَدْ أَهْلَكْنَا مَا حَوْلَكُمْ مِنَ الْقُرَى وَصَرَّفْنَا الْآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}<ref> «و آنچه شهر پیرامونتان بود نابود کردهایم و آیات را گوناگون آوردهایم باشد که آنان بازگردند» سوره احقاف، آیه ۲۷.</ref> به معنای بازگویی بیان شده است. [[آیات قرآن]] به روشنگر نیز وصف شده: {{متن قرآن|وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُبَيِّنَاتٍ}}<ref>«و به راستی به سوی شما آیاتی روشنگر فرو فرستادهایم» سوره نور، آیه ۳۴.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 416.</ref> | ||
== نقش و آثار [[آیات قرآن]] == | == نقش و آثار [[آیات قرآن]] == | ||
| خط ۲۰۲: | خط ۱۹۸: | ||
# [[بازگشت به سوی خدا]]، از جمله اهداف [[نزول آیات]] شمرده شده: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}<ref>«و ما اینگونه آیات خود را روشن میداریم» سوره اعراف، آیه ۱۷۴.</ref>. | # [[بازگشت به سوی خدا]]، از جمله اهداف [[نزول آیات]] شمرده شده: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ}}<ref>«و ما اینگونه آیات خود را روشن میداریم» سوره اعراف، آیه ۱۷۴.</ref>. | ||
# شناساندن راه و روش مجرمان برای آن که [[مؤمنان]] از آن دوری کنند از اهداف [[نزول]] [[آیات قرآن]] است: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ}}<ref>«و ما اینگونه آیات را روشن (بیان) میداریم (تا دریابند) و تا راه گنهکاران آشکار شود» سوره انعام، آیه ۵۵.</ref><ref>المیزان، ج ۷، ص ۱۰۶.</ref>. | # شناساندن راه و روش مجرمان برای آن که [[مؤمنان]] از آن دوری کنند از اهداف [[نزول]] [[آیات قرآن]] است: {{متن قرآن|وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ}}<ref>«و ما اینگونه آیات را روشن (بیان) میداریم (تا دریابند) و تا راه گنهکاران آشکار شود» سوره انعام، آیه ۵۵.</ref><ref>المیزان، ج ۷، ص ۱۰۶.</ref>. | ||
# [[تزکیه]] و [[تعلیم]]: از خواستههای [[ابراهیم]]{{ع}} برای ذرّیّه خود از [[خداوند]]، فرستادن [[پیامبری]] است که [[آیات]] را برای [[تعلیم و تزکیه]] بر آنان بخواند: {{متن قرآن|رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ}}<ref>«پروردگارا! و در میان آنان از خودشان پیامبری را که آیههایت را برای آنها میخواند و به آنان کتاب (آسمانی) و فرزانگی میآموزد و به آنها پاکیزگی میبخشد، برانگیز!» سوره بقره، آیه ۱۲۹.</ref>. | # [[تزکیه]] و [[تعلیم]]: از خواستههای [[ابراهیم]] {{ع}} برای ذرّیّه خود از [[خداوند]]، فرستادن [[پیامبری]] است که [[آیات]] را برای [[تعلیم و تزکیه]] بر آنان بخواند: {{متن قرآن|رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ}}<ref>«پروردگارا! و در میان آنان از خودشان پیامبری را که آیههایت را برای آنها میخواند و به آنان کتاب (آسمانی) و فرزانگی میآموزد و به آنها پاکیزگی میبخشد، برانگیز!» سوره بقره، آیه ۱۲۹.</ref>. | ||
# [[تفکّر]] و ژرف نگری از آثار دیگر [[آیات قرآن]] است: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>. | # [[تفکّر]] و ژرف نگری از آثار دیگر [[آیات قرآن]] است: {{متن قرآن|وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و بر تو قرآن را فرو فرستادیم تا برای مردم آنچه را که به سوی آنان فرو فرستادهاند روشن گردانی و باشد که بیندیشند» سوره نحل، آیه ۴۴.</ref>. | ||
| خط ۲۰۸: | خط ۲۰۴: | ||
# [[ایمان]]: در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد خداوند پیش آید دلهاشان بیمناک میشود و چون آیات او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان میافزاید و بر پروردگارشان توکّل میکنند» سوره انفال، آیه ۲.</ref> آمده است که هنگام [[تلاوت]] [[آیات قرآن]] بر [[مؤمنان]]، ایمانشان افزایش مییابد. | # [[ایمان]]: در [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد خداوند پیش آید دلهاشان بیمناک میشود و چون آیات او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان میافزاید و بر پروردگارشان توکّل میکنند» سوره انفال، آیه ۲.</ref> آمده است که هنگام [[تلاوت]] [[آیات قرآن]] بر [[مؤمنان]]، ایمانشان افزایش مییابد. | ||
# [[یقین]] داشتن به [[نزول آیات]] از سوی [[خداوند]]: {{متن قرآن|قَدْ بَيَّنَّا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ}}<ref>«ما نشانههای (خود) را برای گروهی که یقین دارند روشن گرداندهایم» سوره بقره، آیه ۱۱۸.</ref>. | # [[یقین]] داشتن به [[نزول آیات]] از سوی [[خداوند]]: {{متن قرآن|قَدْ بَيَّنَّا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ}}<ref>«ما نشانههای (خود) را برای گروهی که یقین دارند روشن گرداندهایم» سوره بقره، آیه ۱۱۸.</ref>. | ||
# تعقّل: [[خداوند]] صاحبان [[خرد]] و آنان را که تعقّل میکنند، کسانی میداند که از [[آیات قرآن]] اثر میپذیرند و متذکّر میشوند: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}}<ref>«اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم»اند، که بنیاد این کتاباند و برخی دیگر (آیات) «متشابه»اند؛ اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویلجویی، از آیات متشابه آن، پیروی میکنند در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمیداند و استواران در دانش، میگویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمیگیرد» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | # تعقّل: [[خداوند]] صاحبان [[خرد]] و آنان را که تعقّل میکنند، کسانی میداند که از [[آیات قرآن]] اثر میپذیرند و متذکّر میشوند: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ}}<ref>«اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم»اند، که بنیاد این کتاباند و برخی دیگر (آیات) «متشابه»اند؛ اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویلجویی، از آیات متشابه آن، پیروی میکنند در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمیداند و استواران در دانش، میگویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمیگیرد» سوره آل عمران، آیه ۷.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 417.</ref> | ||
== برخورد با [[آیات قرآن]] == | == برخورد با [[آیات قرآن]] == | ||
| خط ۲۲۳: | خط ۲۱۹: | ||
[[استهزا]]، گونهای دیگر از برخورد با [[آیات قرآن]] بود: {{متن قرآن|وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ}}<ref>«و چون از آیات ما چیزی دریابد آن را به ریشخند میگیرد؛ برای آنان عذابی خوارساز خواهد بود» سوره جاثیه، آیه ۹.</ref> یا آن که هنگام [[تلاوت]] [[آیات]] بر آنان، آن را افسانه پیشینیان میدانستند: {{متن قرآن|إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ}}<ref>«چون آیات ما را بر او بخوانند میگوید: افسانههای پیشینیان است» سوره قلم، آیه ۱۵؛ و نیز سوره انفال، آیه ۳۱.</ref>. | [[استهزا]]، گونهای دیگر از برخورد با [[آیات قرآن]] بود: {{متن قرآن|وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ}}<ref>«و چون از آیات ما چیزی دریابد آن را به ریشخند میگیرد؛ برای آنان عذابی خوارساز خواهد بود» سوره جاثیه، آیه ۹.</ref> یا آن که هنگام [[تلاوت]] [[آیات]] بر آنان، آن را افسانه پیشینیان میدانستند: {{متن قرآن|إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ}}<ref>«چون آیات ما را بر او بخوانند میگوید: افسانههای پیشینیان است» سوره قلم، آیه ۱۵؛ و نیز سوره انفال، آیه ۳۱.</ref>. | ||
[[سحر]] دانستن [[آیات قرآن]]، حربه دیگر [[کافران]] برای مقابله با آن بود: {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و چون بر آنان آیات روشن ما خوانده شود کافران درباره (آن سخنان) حقّ هنگامی که نزدشان آید میگویند: این جادویی آشکار است» سوره احقاف، آیه ۷.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | [[سحر]] دانستن [[آیات قرآن]]، حربه دیگر [[کافران]] برای مقابله با آن بود: {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَهُمْ هَذَا سِحْرٌ مُبِينٌ}}<ref>«و چون بر آنان آیات روشن ما خوانده شود کافران درباره (آن سخنان) حقّ هنگامی که نزدشان آید میگویند: این جادویی آشکار است» سوره احقاف، آیه ۷.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 417.</ref> | ||
== [[تلاوت]] [[آیات قرآن]] == | == [[تلاوت]] [[آیات قرآن]] == | ||
[[خداوند]] [[تلاوت]] [[آیات]] بر [[پیامبر]] را به خود نسبت داده: {{متن قرآن|ذَلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الْآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ}}<ref>«آن را که بر تو فرا میخوانیم از آیات و (قرآن) یادآور حکمتآموز است» سوره آل عمران، آیه ۵۸.</ref> | [[خداوند]] [[تلاوت]] [[آیات]] بر [[پیامبر]] را به خود نسبت داده: {{متن قرآن|ذَلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الْآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ}}<ref>«آن را که بر تو فرا میخوانیم از آیات و (قرآن) یادآور حکمتآموز است» سوره آل عمران، آیه ۵۸.</ref> | ||
و [[تلاوت]] [[آیات]] بر [[مؤمنان]] برای [[تعلیم و تزکیه]] آنان را [[هدف]] [[برانگیخته شدن]] [[پیامبر]]{{صل}} میداند: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ}}<ref>«اوست که در میان نانویسندگان (عرب)، پیامبری از خود آنان برانگیخت که بر ایشان آیاتش را میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی میآموزد» سوره جمعه، آیه ۲.</ref> | و [[تلاوت]] [[آیات]] بر [[مؤمنان]] برای [[تعلیم و تزکیه]] آنان را [[هدف]] [[برانگیخته شدن]] [[پیامبر]] {{صل}} میداند: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ}}<ref>«اوست که در میان نانویسندگان (عرب)، پیامبری از خود آنان برانگیخت که بر ایشان آیاتش را میخواند و آنها را پاکیزه میگرداند و به آنان کتاب (قرآن) و فرزانگی میآموزد» سوره جمعه، آیه ۲.</ref> | ||
و [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] به [[تلاوت]] [[آیات قرآن]] به اندازه میسور سفارش شدهاند<ref>{{متن قرآن|فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ}} «آنچه میسّر است از قرآن بخوانید!» سوره مزمل، آیه ۲۰.</ref>. | و [[پیامبر]] و [[مسلمانان]] به [[تلاوت]] [[آیات قرآن]] به اندازه میسور سفارش شدهاند<ref>{{متن قرآن|فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ}} «آنچه میسّر است از قرآن بخوانید!» سوره مزمل، آیه ۲۰.</ref>. | ||
| خط ۲۳۴: | خط ۲۳۰: | ||
[[قرآن]] برخورد [[معاندان]] و پذیرندگان [[حق]] را هنگام [[تلاوت]] [[آیات]] بر آنان، متفاوت بیان میکند. در چهره [[کافران]] (هنگام [[تلاوت]] [[آیات قرآن]] بر آنان) آثار [[انکار]] نمایان شده، به شدّت خشمگین میشوند؛ چنان که نزدیک است برخیزند و بر کسانی که [[آیات]] را بر ایشان [[تلاوت]] میکنند، حمله برند: {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِ الَّذِينَ كَفَرُوا الْمُنْكَرَ يَكَادُونَ يَسْطُونَ بِالَّذِينَ يَتْلُونَ عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا...}}<ref>«و چون آیات روشن ما را بر آنان بخوانند در چهرههای کافران، ناخوشایندی میبینی، نزدیک است به کسانی که آیات ما را بر آنان میخوانند تاخت آورند» سوره حج، آیه ۷۲.</ref>. | [[قرآن]] برخورد [[معاندان]] و پذیرندگان [[حق]] را هنگام [[تلاوت]] [[آیات]] بر آنان، متفاوت بیان میکند. در چهره [[کافران]] (هنگام [[تلاوت]] [[آیات قرآن]] بر آنان) آثار [[انکار]] نمایان شده، به شدّت خشمگین میشوند؛ چنان که نزدیک است برخیزند و بر کسانی که [[آیات]] را بر ایشان [[تلاوت]] میکنند، حمله برند: {{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِ الَّذِينَ كَفَرُوا الْمُنْكَرَ يَكَادُونَ يَسْطُونَ بِالَّذِينَ يَتْلُونَ عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا...}}<ref>«و چون آیات روشن ما را بر آنان بخوانند در چهرههای کافران، ناخوشایندی میبینی، نزدیک است به کسانی که آیات ما را بر آنان میخوانند تاخت آورند» سوره حج، آیه ۷۲.</ref>. | ||
دسته دیگر که [[حق]] پذیرند، با [[تلاوت]] [[آیات]] بر آنان، ایمانشان افزونتر میشود {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد خداوند پیش آید دلهاشان بیمناک میشود و چون آیات او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان میافزاید و بر پروردگارشان توکّل میکنند» سوره انفال، آیه ۲.</ref> و ازآن رو که [[حقیقت]] را یافتهاند، چشمانشان از [[شوق]] [[اشک]] میریزد: {{متن قرآن|وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ...}}<ref>«و هر گاه آنچه را بر پیامبر فرو فرستاده شده است بشنوند، با شناختی که از حق یافتهاند چشمانشان را میبینی که از اشک لبریز میشود...» سوره مائده، آیه ۸۳.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، | دسته دیگر که [[حق]] پذیرند، با [[تلاوت]] [[آیات]] بر آنان، ایمانشان افزونتر میشود {{متن قرآن|إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ}}<ref>«مؤمنان، تنها آن کسانند که چون یاد خداوند پیش آید دلهاشان بیمناک میشود و چون آیات او را بر آنان بخوانند بر ایمانشان میافزاید و بر پروردگارشان توکّل میکنند» سوره انفال، آیه ۲.</ref> و ازآن رو که [[حقیقت]] را یافتهاند، چشمانشان از [[شوق]] [[اشک]] میریزد: {{متن قرآن|وَإِذَا سَمِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ...}}<ref>«و هر گاه آنچه را بر پیامبر فرو فرستاده شده است بشنوند، با شناختی که از حق یافتهاند چشمانشان را میبینی که از اشک لبریز میشود...» سوره مائده، آیه ۸۳.</ref><ref>[[مرتضی اورعی|اورعی، مرتضی]]، [[آیه (مقاله)|مقاله «آیه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص 417.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||