ابوحیون: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵
جز (جایگزینی متن - 'سلسله' به 'سلسله') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ابوحیون در تراجم و رجال]] - [[ابوحیون در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ابوحیون در تراجم و رجال]] - [[ابوحیون در تاریخ اسلامی]]| پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
[[غلام امام رضا]]{{ع}}<ref>علل الشرایع، ج۲، ص۵۷۸؛ عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۶۰؛ وسائل الشیعة، ج۲۰، ص۶۲.</ref> و از [[راویان]] و [[اصحاب]] آن [[حضرت]]. نام ابوحیون در متون [[حدیثی]] در سلسله [[سند]] دو [[روایت]] دیده میشود. بر اساس یکی از آنها که [[صالح بن راهویه]] از او، از [[امام رضا]]{{ع}} درباره [[دختران]] نقل میکند، آمده است: [[جبرئیل]] بر [[رسول خدا]]{{صل}} نازل شد و گفت: ای [[محمد]]، پروردگارت به تو [[سلام]] میرساند و میفرماید: دختران دوشیزه در میان [[زنان]] مانند میوه درخت هستند. هنگامی که میوه رسید، چارهای جز چیدن آن نیست. اگر میوه چیده نشود [[آفتاب]] آن را [[فاسد]] میکند و وزیدن بادها آن را از بین میبرد. دختران و دوشیزگان هر گاه به حد [[رشد]] رسیدند چاره آنها [[ازدواج]] است. در صورتی که از ازدواج خودداری کنند، گرفتار [[فساد]] خواهند شد. در این هنگام رسول خدا{{صل}} بالای [[منبر]] رفت و برای [[مردم]] [[خطبه]] خواند و [[امر خداوند]] را به آنان [[ابلاغ]] فرمود. مردم پرسیدند: دختران خود را به چه کسانی تزویج کنیم؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: به کسانی که همشأن آنها هستند. باز پرسیدند: چه کسانی همشأنشان هستند؟ پیامبر{{صل}} فرمود: [[مؤمنان]] با یکدیگر همشأن هستند. سپس در حالی که بالای منبر بود، ضباعه دختر عموی خود را به [[مقداد بن اسود]] تزویج کرد. سپس فرمود: ای مردم، ضباعه دختر عمویم را به [[عقد]] [[مقداد]] در آوردم تا امر ازدواج سادهتر شود<ref>بحار الأنوار، ج۱۶، ص۲۲۳؛ مسند الإمام الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۶۵.</ref>. روایت که تا حدی مفصل است، بسیار مورد توجه [[محدثان]] و [[فقیهان]] واقع شده است. | [[غلام امام رضا]]{{ع}}<ref>علل الشرایع، ج۲، ص۵۷۸؛ عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۶۰؛ وسائل الشیعة، ج۲۰، ص۶۲.</ref> و از [[راویان]] و [[اصحاب]] آن [[حضرت]]. نام ابوحیون در متون [[حدیثی]] در سلسله [[سند]] دو [[روایت]] دیده میشود. بر اساس یکی از آنها که [[صالح بن راهویه]] از او، از [[امام رضا]]{{ع}} درباره [[دختران]] نقل میکند، آمده است: [[جبرئیل]] بر [[رسول خدا]]{{صل}} نازل شد و گفت: ای [[محمد]]، پروردگارت به تو [[سلام]] میرساند و میفرماید: دختران دوشیزه در میان [[زنان]] مانند میوه درخت هستند. هنگامی که میوه رسید، چارهای جز چیدن آن نیست. اگر میوه چیده نشود [[آفتاب]] آن را [[فاسد]] میکند و وزیدن بادها آن را از بین میبرد. دختران و دوشیزگان هر گاه به حد [[رشد]] رسیدند چاره آنها [[ازدواج]] است. در صورتی که از ازدواج خودداری کنند، گرفتار [[فساد]] خواهند شد. در این هنگام رسول خدا{{صل}} بالای [[منبر]] رفت و برای [[مردم]] [[خطبه]] خواند و [[امر خداوند]] را به آنان [[ابلاغ]] فرمود. مردم پرسیدند: دختران خود را به چه کسانی تزویج کنیم؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: به کسانی که همشأن آنها هستند. باز پرسیدند: چه کسانی همشأنشان هستند؟ پیامبر{{صل}} فرمود: [[مؤمنان]] با یکدیگر همشأن هستند. سپس در حالی که بالای منبر بود، ضباعه دختر عموی خود را به [[مقداد بن اسود]] تزویج کرد. سپس فرمود: ای مردم، ضباعه دختر عمویم را به [[عقد]] [[مقداد]] در آوردم تا امر ازدواج سادهتر شود<ref>بحار الأنوار، ج۱۶، ص۲۲۳؛ مسند الإمام الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۶۵.</ref>. روایت که تا حدی مفصل است، بسیار مورد توجه [[محدثان]] و [[فقیهان]] واقع شده است. | ||
این روایت عیناً، به طریق پیشگفته به ابوجوید که فردی ناشناخته و بدون شناسه در [[منابع تاریخی]] است، نسبت داده شده و به همین اعتبار توسط برخی از متأخران، جزو راویان و [[اصحاب امام رضا]]{{ع}} به شمار آمده است<ref>بحار الأنوار، ج۱۶، ص۲۲۳؛ مسند الإمام الرضا{{ع}}، ج۲، ص۵۱۴.</ref>. به نظر میرسد اشتباهی در نسخهبرداری موجب چنین تعدد کنیهای شده است. نخستین بار [[مجلسی]] نام ابوجوید را در کتاب خود آورده، ولی داده وی مستند به کتاب [[علل الشرایع]] [[صدوق]] است<ref>بحار الأنوار، ج۱۶، ص۲۲۳.</ref>، در حالی که در آن کتاب این خبر از ابوحیون ذکر شده است<ref>علل الشرایع، ج۲، ص۵۷۸.</ref>، چنان که او خود در جای دیگر از همین منبع، از طریق ابوحیون به ذکر [[روایت]] میپردازد<ref>بحار الأنوار، ج۱۰۰، ص۳۷۱.</ref>، و اساساً نام ابوجوید در کتابهای صدوق نیامده است. لذا مجلسی به [[درستی]] در جای دیگر، از [[معانی الاخبار]] وی، به روایت ابوحیون، به [[نقل حدیث]] میپردازد<ref>بحار الأنوار، ج۲۲، ص۴۳۷.</ref>. با توجه به آنچه گذشت، با تأکید میتوان ادعا کرد که عنوان ابوجوید در روایت پیش گفته، خطایی در استنساخ است، در نتیجه، مدعای عطاردی مبنی بر اینکه برای وی عنوانی در کتب رجالی نیافته و او فردی مجهول و مهمل است<ref>مسند الإمام الرضا{{ع}}، ج۲، ص۵۱۴.</ref>، منتفی به انتفای موضوع میگردد. | این روایت عیناً، به طریق پیشگفته به ابوجوید که فردی ناشناخته و بدون شناسه در [[منابع تاریخی]] است، نسبت داده شده و به همین اعتبار توسط برخی از متأخران، جزو راویان و [[اصحاب امام رضا]]{{ع}} به شمار آمده است<ref>بحار الأنوار، ج۱۶، ص۲۲۳؛ مسند الإمام الرضا{{ع}}، ج۲، ص۵۱۴.</ref>. به نظر میرسد اشتباهی در نسخهبرداری موجب چنین تعدد کنیهای شده است. نخستین بار [[مجلسی]] نام ابوجوید را در کتاب خود آورده، ولی داده وی مستند به کتاب [[علل الشرایع]] [[صدوق]] است<ref>بحار الأنوار، ج۱۶، ص۲۲۳.</ref>، در حالی که در آن کتاب این خبر از ابوحیون ذکر شده است<ref>علل الشرایع، ج۲، ص۵۷۸.</ref>، چنان که او خود در جای دیگر از همین منبع، از طریق ابوحیون به ذکر [[روایت]] میپردازد<ref>بحار الأنوار، ج۱۰۰، ص۳۷۱.</ref>، و اساساً نام ابوجوید در کتابهای صدوق نیامده است. لذا مجلسی به [[درستی]] در جای دیگر، از [[معانی الاخبار]] وی، به روایت ابوحیون، به [[نقل حدیث]] میپردازد<ref>بحار الأنوار، ج۲۲، ص۴۳۷.</ref>. با توجه به آنچه گذشت، با تأکید میتوان ادعا کرد که عنوان ابوجوید در روایت پیش گفته، خطایی در استنساخ است، در نتیجه، مدعای عطاردی مبنی بر اینکه برای وی عنوانی در کتب رجالی نیافته و او فردی مجهول و مهمل است<ref>مسند الإمام الرضا{{ع}}، ج۲، ص۵۱۴.</ref>، منتفی به انتفای موضوع میگردد. | ||
علاوه بر این، [[حدیث]] دیگری به نقل [[علی بن ابراهیم]] از پدرش از ابوحیون از [[امام رضا]]{{ع}} وجود دارد که در آن [[امام]] فرمود: هر کس [[متشابهات]] [[قرآن]] را به [[محکمات]] آن ارجاع دهد، به [[راه راست]] [[هدایت]] شده است. سپس فرمود: در [[اخبار]] ما نیز همانند قرآن [[محکم و متشابه]] وجود دارد. لذا متشابهات آن را به محکمات آن ارجاع دهید و تنها به دنبال متشابهات آن نروید که [[گمراه]] میشوید<ref>عیون أخبارالرضا{{ع}}، ج۱، ص۲۶۱؛ وسائل الشیعة، ج۲۷، ص۱۱۵.</ref>. بیش از این مطلبی از ابوحیون دیده نمیشود. | علاوه بر این، [[حدیث]] دیگری به نقل [[علی بن ابراهیم]] از پدرش از ابوحیون از [[امام رضا]]{{ع}} وجود دارد که در آن [[امام]] فرمود: هر کس [[متشابهات]] [[قرآن]] را به [[محکمات]] آن ارجاع دهد، به [[راه راست]] [[هدایت]] شده است. سپس فرمود: در [[اخبار]] ما نیز همانند قرآن [[محکم و متشابه]] وجود دارد. لذا متشابهات آن را به محکمات آن ارجاع دهید و تنها به دنبال متشابهات آن نروید که [[گمراه]] میشوید<ref>عیون أخبارالرضا{{ع}}، ج۱، ص۲۶۱؛ وسائل الشیعة، ج۲۷، ص۱۱۵.</ref>. بیش از این مطلبی از ابوحیون دیده نمیشود. | ||