پرش به محتوا

احسان در نهج البلاغه: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
نیکوکاری، به معنای [[نیکی]] کردن و نیکوکاری، مخالف اسائه است. از مهم‌ترین مصادیق نیکوکاری "[[رحمت]]" به معنای دل‌سوزی، [[مهربانی]] و گذشت است. [[قرآن کریم]] [[حضرت یوسف]]{{ع}} را "[[محسن]]" خوانده است<ref>{{متن قرآن| قَالُواْ يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ إِنَّ لَهُ أَبًا شَيْخًا كَبِيرًا فَخُذْ أَحَدَنَا مَكَانَهُ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ}}؛ سوره یوسف، آیه ۷۸</ref>، چون [[ضعیفان]] را [[یاری]]، [[مظلومان]] را یاوری و مریضان را عیادت و تیمار می‌کرد. [[نیکی]] کردن به هر کسی نسبت به شخصیت و نیازش متفاوت است. از این‌رو در [[روایات]]، [[هم‌نشینی]] و برخورد با [[اخلاق]] و [[ادب]] [[نیکو]] نسبت به والدین و برآوردن نیازهای آنان پیش از درخواست و هم‌چنین [[احسان]] به [[همسر]] با برآوردن نیازهای مادی ([[خوراک]]، پوشاک، مسکن) و گذشت از [[اشتباهات]] آنان و توسعه دادن در مجالس (جا دادن به تازه‌وارد)، قرض دادن به [[نیازمندان]] و [[یاری]] کردن [[ضعیفان]]، از مصادیق [[احسان]] شمرده شده‌اند.
نیکوکاری، به معنای [[نیکی]] کردن و نیکوکاری، مخالف اسائه است. از مهم‌ترین مصادیق نیکوکاری "[[رحمت]]" به معنای دل‌سوزی، [[مهربانی]] و گذشت است. [[قرآن کریم]] [[حضرت یوسف]]{{ع}} را "[[محسن]]" خوانده است<ref>{{متن قرآن| قَالُواْ يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ إِنَّ لَهُ أَبًا شَيْخًا كَبِيرًا فَخُذْ أَحَدَنَا مَكَانَهُ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ}}؛ سوره یوسف، آیه ۷۸</ref>، چون [[ضعیفان]] را [[یاری]]، [[مظلومان]] را یاوری و مریضان را عیادت و تیمار می‌کرد. [[نیکی]] کردن به هر کسی نسبت به شخصیت و نیازش متفاوت است. از این‌رو در [[روایات]]، [[هم‌نشینی]] و برخورد با [[اخلاق]] و [[ادب]] [[نیکو]] نسبت به والدین و برآوردن نیازهای آنان پیش از درخواست و هم‌چنین [[احسان]] به [[همسر]] با برآوردن نیازهای مادی ([[خوراک]]، پوشاک، مسکن) و گذشت از [[اشتباهات]] آنان و توسعه دادن در مجالس (جا دادن به تازه‌وارد)، قرض دادن به [[نیازمندان]] و [[یاری]] کردن [[ضعیفان]]، از مصادیق [[احسان]] شمرده شده‌اند.


احسان از جمله فضایلی است که در [[قرآن]] و [[روایات]] تأکید فراوانی بر آن شده است. "احسان" از ریشه "حُسن" به معنای [[زیبایی]] و [[نیکی]] است. در [[روایات]] دوگونه تعریف برای احسان ذکر شده است:
احسان از جمله فضایلی است که در [[قرآن]] و [[روایات]] تأکید فراوانی بر آن شده است. "احسان" از ریشه "حُسن" به معنای [[زیبایی]] و [[نیکی]] است. در [[روایات]] دوگونه تعریف برای احسان ذکر شده است:
#احسان به‌صورت عام که بنابر این تعریف، هر [[کار نیک]]، در هر شرایط و کیفیتی، احسان و [[نیکی]] شمرده می‌شود، از این رو [[امام علی]] {{ع}} هر معروفی را احسان می‌نامند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۸۸.</ref>.
# احسان به‌صورت عام که بنابر این تعریف، هر [[کار نیک]]، در هر شرایط و کیفیتی، احسان و [[نیکی]] شمرده می‌شود، از این رو [[امام علی]] {{ع}} هر معروفی را احسان می‌نامند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۸۸.</ref>.
#احسان در مفهوم خاص، یعنی مصداق [[کار نیک]]. [[امام علی]] {{ع}} در تعریف [[عدل]] و احسان با توجّه به [[تفسیر]] [[آیه]] ۹۰ [[سوره]] نحل "[[خدا]] به [[عدل]] و احسان [[فرمان]] می‌دهد"، فرمود: "[[عدل]]، همان [[انصاف]] و احسان، همان [[بخشش]] است"<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۳۱: {{متن حدیث|وَ قَالَ (علیه السلام): فِي قَوْلِهِ تَعَالَى "إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ"، الْعَدْلُ الْإِنْصَافُ، وَ الْإِحْسَانُ التَّفَضُّلُ}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص۸۸.</ref>.
# احسان در مفهوم خاص، یعنی مصداق [[کار نیک]]. [[امام علی]] {{ع}} در تعریف [[عدل]] و احسان با توجّه به [[تفسیر]] [[آیه]] ۹۰ [[سوره]] نحل "[[خدا]] به [[عدل]] و احسان [[فرمان]] می‌دهد"، فرمود: "[[عدل]]، همان [[انصاف]] و احسان، همان [[بخشش]] است"<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۳۱: {{متن حدیث|وَ قَالَ (علیه السلام): فِي قَوْلِهِ تَعَالَى "إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ"، الْعَدْلُ الْإِنْصَافُ، وَ الْإِحْسَانُ التَّفَضُّلُ}}</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص۸۸.</ref>.


==[[نیکوکاری]] در سخنان [[امیرالمؤمنین]] {{ع}}==
== [[نیکوکاری]] در سخنان [[امیرالمؤمنین]] {{ع}}==
[[امام علی]]{{ع}} نیکوکاری را نشانه کمالِ [[ایمان]]، اصلاح‌کننده [[انسان]]، رأس و برترینِ [[فضایل]] [[اخلاقی]]، ویژگی [[اخیار]]، [[برترین]] [[شرافت]]، رأس [[ایمان]]، زینت [[اسلام]]، شریف‌ترین [[همت]]، شاخصه [[جوان‌مردی]]، قوام‌بخش [[کرامت]] [[انسان]]، [[بهترین]] [[ذخیره]] و توشه برای [[معاد]]، سببِ [[محبت]]، سبب رسیدن به درجات بلند (دنیوی و اخروی)، طولانی شدن عمرها و [[آبادانی]] سرزمین‌ها و... معرفی می‌کند.
[[امام علی]]{{ع}} نیکوکاری را نشانه کمالِ [[ایمان]]، اصلاح‌کننده [[انسان]]، رأس و برترینِ [[فضایل]] [[اخلاقی]]، ویژگی [[اخیار]]، [[برترین]] [[شرافت]]، رأس [[ایمان]]، زینت [[اسلام]]، شریف‌ترین [[همت]]، شاخصه [[جوان‌مردی]]، قوام‌بخش [[کرامت]] [[انسان]]، [[بهترین]] [[ذخیره]] و توشه برای [[معاد]]، سببِ [[محبت]]، سبب رسیدن به درجات بلند (دنیوی و اخروی)، طولانی شدن عمرها و [[آبادانی]] سرزمین‌ها و... معرفی می‌کند.


خط ۳۲: خط ۳۲:
از این‌رو برای [[اصلاح]] و [[تربیت]]، می‌فرماید: با [[پاداش]] دادن به [[نیکوکار]]، [[بدکار]] را بیازار (تنبیه کن)<ref>{{متن حدیث|اُزْجُرِ الْمُسِيءَ بِثَوَابِ الْمُحْسِنِ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۱۷۷</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص۸۹.</ref>.
از این‌رو برای [[اصلاح]] و [[تربیت]]، می‌فرماید: با [[پاداش]] دادن به [[نیکوکار]]، [[بدکار]] را بیازار (تنبیه کن)<ref>{{متن حدیث|اُزْجُرِ الْمُسِيءَ بِثَوَابِ الْمُحْسِنِ}}؛ نهج البلاغه، حکمت ۱۷۷</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص۸۹.</ref>.


==اهمیّت احسان==
== اهمیّت احسان ==
در بعضی [[روایات]] به جهت اهمیّت احسان، از واژه‌های مانند: [[بهترین]]، [[کامل‌ترین]]، زیباترین و... استفاده شده است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
در بعضی [[روایات]] به جهت اهمیّت احسان، از واژه‌های مانند: [[بهترین]]، [[کامل‌ترین]]، زیباترین و... استفاده شده است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
# [[افزون‌ترین احسان]]: به‌جا آوردن [[صله رحم]]، اجر و ثوابی افزون‌تر و بیشتر از سایر نیکویی‌ها دارد. [[حضرت علی]] می‌فرماید: " افزون‌ترین نیکویی، پیوند کردن با [[خویشان]] است"<ref>غرر الحکم، ح ۹۲۹۱: {{متن حدیث|عليكم بصنايع الإحسان‏ و حسن البرّ بذوي الرّحم}}</ref>.
# [[افزون‌ترین احسان]]: به‌جا آوردن [[صله رحم]]، اجر و ثوابی افزون‌تر و بیشتر از سایر نیکویی‌ها دارد. [[حضرت علی]] می‌فرماید: " افزون‌ترین نیکویی، پیوند کردن با [[خویشان]] است"<ref>غرر الحکم، ح ۹۲۹۱: {{متن حدیث|عليكم بصنايع الإحسان‏ و حسن البرّ بذوي الرّحم}}</ref>.
خط ۳۹: خط ۳۹:
# [[برترین احسان]]: [[امام علی]] {{ع}} فرمود: [[برترین احسان]]، احسان به [[مؤمنان]] است<ref>غرر الحکم، ح ۸۹۰۰: {{متن حدیث|رَأْسُ الْإِحْسَانِ‏ الْإِحْسَانُ‏ إِلَى الْمُؤْمِنِينَ}}</ref>.<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 89.</ref>
# [[برترین احسان]]: [[امام علی]] {{ع}} فرمود: [[برترین احسان]]، احسان به [[مؤمنان]] است<ref>غرر الحکم، ح ۸۹۰۰: {{متن حدیث|رَأْسُ الْإِحْسَانِ‏ الْإِحْسَانُ‏ إِلَى الْمُؤْمِنِينَ}}</ref>.<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 89.</ref>


==فواید احسان==
== فواید احسان ==
در اهمیّت و فایده احسان نیز [[امام علی]] {{ع}} فواید بسیاری را برشمرده‌اند که به برخی از آنها اشاره می‌شود. [[امام]] {{ع}} احسان را اساس [[فضیلت]]<ref>غرر الحکم، ح ۸۷۳۹</ref>، غنیمت<ref>غرر الحکم، ح ۸۶۷۰</ref>، سرمایه<ref>غرر الحکم، ۸۷۵</ref>، تسخیر کردن قلب‌ها<ref>غرر الحکم، ح ۸۷۹۲</ref>، [[بخشش گناهان]] و موجب عزیز شدن در بین [[مردم]]<ref>غرر الحکم، ح ۸۸۰۱</ref> و... دانسته‌اند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 90.</ref>.
در اهمیّت و فایده احسان نیز [[امام علی]] {{ع}} فواید بسیاری را برشمرده‌اند که به برخی از آنها اشاره می‌شود. [[امام]] {{ع}} احسان را اساس [[فضیلت]]<ref>غرر الحکم، ح ۸۷۳۹</ref>، غنیمت<ref>غرر الحکم، ح ۸۶۷۰</ref>، سرمایه<ref>غرر الحکم، ۸۷۵</ref>، تسخیر کردن قلب‌ها<ref>غرر الحکم، ح ۸۷۹۲</ref>، [[بخشش گناهان]] و موجب عزیز شدن در بین [[مردم]]<ref>غرر الحکم، ح ۸۸۰۱</ref> و... دانسته‌اند<ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 90.</ref>.


==[[شناخت]] [[جایگاه]] احسان==
== [[شناخت]] [[جایگاه]] احسان ==
[[حضرت علی]] {{ع}} در [[خطبه]] ۱۴۲، [[جایگاه]] [[بخشش]] و [[احسان]] را نخست، [[بخشش]] به نااهلان و آسیب‌های آن و دیگری، [[بخشش]] در [[جایگاه]] [[حق]] و ثمرات آن دانسته و فرموده‌اند: "برای کسی که نابجا به ناکسان [[نیکی]] کند بهره‌ای جز [[ستایش]] فرومایگان، تعریف سرکشان ا اشرار و سخنان [[جاهلان]] بدگفتار ندارد و این‌ها نیز تا هنگامی که به آنها [[بخشش]] می‌کنند، ادامه دارد. دست سخاوتمندی ندارد آن کس که از [[بخشش]] در [[راه خدا]] [[بخل]] می‌ورزد. آن کس که [[خدا]] او را [[مالی]] بخشید، پس باید بر [[خویشاوندان]] خود [[بخشش]] داشته باشد و سفره مهمانی خوب بگستراند و [[اسیر]] آزاد کند و [[رنج‌دیده]] را بنوازد و مستمند را بهره‌مند کند و قرض وام‌دار را بپردازد و برای [[درک]] [[ثواب]] [[الهی]] در برابر پرداخت [[حقوق]] دیگران و مشکلاتی که در این راه به او می‌رسد، [[شکیبا]] باشد، زیرا به دست آوردن صفات یادشده موجب [[شرافت]] و بزرگی [[دنیا]] و [[درک]] [[فضایل]] سرای [[آخرت]] است<ref>{{متن حدیث|وَ لَيْسَ لِوَاضِعِ الْمَعْرُوفِ فِي غَيْرِ حَقِّهِ وَ عِنْدَ غَيْرِ أَهْلِهِ مِنَ الْحَظِّ فِيمَا أَتَى إِلَّا مَحْمَدَةُ اللِّئَامِ وَ ثَنَاءُ الْأَشْرَارِ وَ مَقَالَةُ الْجُهَّالَ، مَا دَامَ مُنْعِماً عَلَيْهِمْ مَا أَجْوَدَ يَدَهُ وَ هُوَ عَنْ ذَاتِ اللَّهِ بِخَيْلٌ. فَمَنْ آتَاهُ اللَّهُ مَالًا فَلْيَصِلْ بِهِ الْقَرَابَةَ وَ لْيُحْسِنْ مِنْهُ الضِّيَافَةَ وَ لْيَفُكَّ بِهِ الْأَسِيرَ وَ الْعَانِيَ وَ لْيُعْطِ مِنْهُ الْفَقِيرَ وَ الْغَارِمَ وَ لْيَصْبِرْ نَفْسَهُ عَلَى الْحُقُوقِ وَ النَّوَائِبِ ابْتِغَاءَ الثَّوَابِ، فَإِنَّ فَوْزاً بِهَذِهِ الْخِصَالِ شَرَفُ مَكَارِمِ الدُّنْيَا وَ دَرْكُ فَضَائِلِ الْآخِرَةِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ}}؛نهج البلاغه، خطبه ۱۴۲.</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۹۰.</ref>
[[حضرت علی]] {{ع}} در [[خطبه]] ۱۴۲، [[جایگاه]] [[بخشش]] و [[احسان]] را نخست، [[بخشش]] به نااهلان و آسیب‌های آن و دیگری، [[بخشش]] در [[جایگاه]] [[حق]] و ثمرات آن دانسته و فرموده‌اند: "برای کسی که نابجا به ناکسان [[نیکی]] کند بهره‌ای جز [[ستایش]] فرومایگان، تعریف سرکشان ا اشرار و سخنان [[جاهلان]] بدگفتار ندارد و این‌ها نیز تا هنگامی که به آنها [[بخشش]] می‌کنند، ادامه دارد. دست سخاوتمندی ندارد آن کس که از [[بخشش]] در [[راه خدا]] [[بخل]] می‌ورزد. آن کس که [[خدا]] او را [[مالی]] بخشید، پس باید بر [[خویشاوندان]] خود [[بخشش]] داشته باشد و سفره مهمانی خوب بگستراند و [[اسیر]] آزاد کند و [[رنج‌دیده]] را بنوازد و مستمند را بهره‌مند کند و قرض وام‌دار را بپردازد و برای [[درک]] [[ثواب]] [[الهی]] در برابر پرداخت [[حقوق]] دیگران و مشکلاتی که در این راه به او می‌رسد، [[شکیبا]] باشد، زیرا به دست آوردن صفات یادشده موجب [[شرافت]] و بزرگی [[دنیا]] و [[درک]] [[فضایل]] سرای [[آخرت]] است<ref>{{متن حدیث|وَ لَيْسَ لِوَاضِعِ الْمَعْرُوفِ فِي غَيْرِ حَقِّهِ وَ عِنْدَ غَيْرِ أَهْلِهِ مِنَ الْحَظِّ فِيمَا أَتَى إِلَّا مَحْمَدَةُ اللِّئَامِ وَ ثَنَاءُ الْأَشْرَارِ وَ مَقَالَةُ الْجُهَّالَ، مَا دَامَ مُنْعِماً عَلَيْهِمْ مَا أَجْوَدَ يَدَهُ وَ هُوَ عَنْ ذَاتِ اللَّهِ بِخَيْلٌ. فَمَنْ آتَاهُ اللَّهُ مَالًا فَلْيَصِلْ بِهِ الْقَرَابَةَ وَ لْيُحْسِنْ مِنْهُ الضِّيَافَةَ وَ لْيَفُكَّ بِهِ الْأَسِيرَ وَ الْعَانِيَ وَ لْيُعْطِ مِنْهُ الْفَقِيرَ وَ الْغَارِمَ وَ لْيَصْبِرْ نَفْسَهُ عَلَى الْحُقُوقِ وَ النَّوَائِبِ ابْتِغَاءَ الثَّوَابِ، فَإِنَّ فَوْزاً بِهَذِهِ الْخِصَالِ شَرَفُ مَكَارِمِ الدُّنْيَا وَ دَرْكُ فَضَائِلِ الْآخِرَةِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ}}؛نهج البلاغه، خطبه ۱۴۲.</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص ۹۰.</ref>


۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش