پرش به محتوا

آزادی عقیده در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[آزادی عقیده]] در دو حوزه قابل بحث است؛ اول [[عقیده]] به عنوان [[ایمان]]، دوم عقیده به معنای هرگونه [[اعتقاد]]، [[بینش]] و اندیشه‌های مختلف. در درون [[دین]] تفاوت و تمایز آزادی عقیده و [[تفکر]] از همین نقطه نشأت می‌گیرد،؛ چراکه آزادی عقیده بیشتر جهت [[دینی]] و [[ایمانی]] را برمی‌تابد و [[آزادی]] تفکر شامل حوزه‌های مختلف اعم از [[اعتقادی]]، [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] است. [[شهید مطهری]] آزادی عقیده و [[آزادی فکر]] را از هم جدا می‌کند. به [[باور]] این [[اندیشمند]]، آزادی تفکر ناشی از همان [[استعداد]] [[انسانی]] [[بشر]] است که می‌تواند در مسایل بیاندیشد. این استعداد بشری حتماً باید [[آزاد]] باشد<ref>مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص۷.</ref>،؛ چراکه موجب [[رشد]] و [[سعادت انسان]] خواهد بود و اما عقیده به معنای اول یعنی ایمان و اعتقاد با توجه به اینکه منشأ بسیاری از [[عقاید]] یک سلسله [[عادت‌ها]]، [[تقلیدها]] و [[تعصب‌ها]] است نه تنها راه‌گشا نیست، بلکه بر عکس نوعی انعقاد [[اندیشه]] به حساب می‌آید<ref>مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص۸.</ref>. [[اسلام]] آزادی عقیده به این معنا را رد می‌کند معنی [[آیه]] {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> این است که در هیچ وضعیتی نباید برای [[تحمیل]] عقیده از فشار و [[جبر]] استفاده کرد. همان‌گونه که [[امام خمینی]] معتقدند اسلام [[مکتب]] تحمیل نیست، اسلام آزادی را به تمام ابعادش [[ترویج]] می‌کند<ref>صحیفه امام، ج۱، ص۱۵۶.</ref>. باید از روش‌های بهتر و درست‌تری استفاده نمود نه اینکه آزادی هر نوع عقیده‌ای درست است. یکی آزاد باشد [[بت‌پرستی]] کند، دیگری شیطان‌پرست باشد و یکی... ؛ چراکه آزادی عقیده موجب حالتی در [[انسان]] می‌شود که اندیشه انسان [[اسیر]]، بسته و غیر فعال می‌شود و این‌گونه آزادی نه تنها مفید نیست، بلکه پیامدهای زیانباری خواهد داشت. البته توجه شود که با اظهار عقیده [[اشتباه]] گرفته نشود،؛ چراکه آن آزاد است. امام خمینی معتقدند هر کسی آزاد است که اظهار عقیده کند<ref>صحیفه امام، ج۳، ص۳۷۱.</ref>. [[قرآن کریم]] بعد از بیان [[بت‌شکنی حضرت ابراهیم]]{{ع}} و توجه دادن [[اتهام]] به سوی [[بت]] بزرگی که تبر روی دوش آن انداخته بود می‌فرماید: {{متن قرآن|فَرَجَعُوا إِلَى أَنْفُسِهِمْ}}<ref>«به خود آمدند» سوره انبیاء، آیه ۶۴.</ref> بعد از این [[مناظره]] [[مردم]] به خود آمدند. از منظر [[قرآن کریم]] خود [[واقعی]] [[انسان]] [[عقل]] و [[اندیشه]] [[ناب]]، [[خالص]] و منطقی و صحیح است<ref>مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص۹.</ref>. [[امام خمینی]] در خصوص [[آزادی فکر]] این گونه قائل‌اند که انسان در فکرش [[آزاد]] است و بدون اینکه متمایل به یک طرف باشد [[فکر]] می‌کند؛ در مسایل [[علمی]] هم همین‌گونه است، مسایل علمی را اگر چنانچه انسان آزادانه فکر کند یک طور برداشت می‌کند؛ اگر چنانچه ذهنش سیاه و انگل باشد نسبت به قضیه کذایی همان‌گونه فکر می‌کند که ذهنش همان [[صبغه]] را دارد؛ یک [[جور]] دیگر برداشت می‌کند. ایشان [[معتقد]] بود امروزه برداشت‌های علمی آزاد نیست<ref>صحیفه امام، ج۱۱، ص۱۸۰.</ref>. در این رهنمود به دو جنبه اشاره می‌شود [[آزاداندیشی]] در مسایل [[سیاسی]] و آزاداندیشی در مسائل علمی، نقطه مقابل آن [[تعصب]] و تصلب [[فکری]] و طفیلی‌گری است که آفت زاست؛ چراکه [[گرایش]] به جناح و گروه مورد علاقه، خود باعث می‌شود که انسان [[افکار]] خود را منطبق با اندیشه آن گروه خلاصه نماید و این مقابل آزاد اندیشی است. همچنین است در مسایل علمی که به صورت بسته می‌اندیشند بدون [[نقادی]] و نکته سنجی و [[اجتهاد]] علمی نظر می‌دهند؛ این [[اسارت]] فکر است نه آزاداندیشی.<ref>[[علی حسن‌زاده|حسن‌زاده، علی]]، [[آزادی اسلامی - حسن‌زاده (مقاله)| مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۸۰۴.</ref>
[[آزادی عقیده]] در دو حوزه قابل بحث است؛ اول [[عقیده]] به عنوان [[ایمان]]، دوم عقیده به معنای هرگونه [[اعتقاد]]، [[بینش]] و اندیشه‌های مختلف. در درون [[دین]] تفاوت و تمایز آزادی عقیده و [[تفکر]] از همین نقطه نشأت می‌گیرد،؛ چراکه آزادی عقیده بیشتر جهت [[دینی]] و [[ایمانی]] را برمی‌تابد و [[آزادی]] تفکر شامل حوزه‌های مختلف اعم از [[اعتقادی]]، [[اجتماعی]] و [[سیاسی]] است. [[شهید مطهری]] آزادی عقیده و [[آزادی فکر]] را از هم جدا می‌کند. به [[باور]] این [[اندیشمند]]، آزادی تفکر ناشی از همان [[استعداد]] [[انسانی]] [[بشر]] است که می‌تواند در مسایل بیاندیشد. این استعداد بشری حتماً باید [[آزاد]] باشد<ref>مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص۷.</ref>،؛ چراکه موجب [[رشد]] و [[سعادت انسان]] خواهد بود و اما عقیده به معنای اول یعنی ایمان و اعتقاد با توجه به اینکه منشأ بسیاری از [[عقاید]] یک سلسله [[عادت‌ها]]، [[تقلیدها]] و [[تعصب‌ها]] است نه تنها راه‌گشا نیست، بلکه بر عکس نوعی انعقاد [[اندیشه]] به حساب می‌آید<ref>مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص۸.</ref>. [[اسلام]] آزادی عقیده به این معنا را رد می‌کند معنی [[آیه]] {{متن قرآن|لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ}}<ref>«در (کار) دین هیچ اکراهی نیست» سوره بقره، آیه ۲۵۶.</ref> این است که در هیچ وضعیتی نباید برای [[تحمیل]] عقیده از فشار و [[جبر]] استفاده کرد. همان‌گونه که [[امام خمینی]] معتقدند اسلام [[مکتب]] تحمیل نیست، اسلام آزادی را به تمام ابعادش [[ترویج]] می‌کند<ref>صحیفه امام، ج۱، ص۱۵۶.</ref>. باید از روش‌های بهتر و درست‌تری استفاده نمود نه اینکه آزادی هر نوع عقیده‌ای درست است. یکی آزاد باشد [[بت‌پرستی]] کند، دیگری شیطان‌پرست باشد و یکی... ؛ چراکه آزادی عقیده موجب حالتی در [[انسان]] می‌شود که اندیشه انسان [[اسیر]]، بسته و غیر فعال می‌شود و این‌گونه آزادی نه تنها مفید نیست، بلکه پیامدهای زیانباری خواهد داشت. البته توجه شود که با اظهار عقیده [[اشتباه]] گرفته نشود،؛ چراکه آن آزاد است. امام خمینی معتقدند هر کسی آزاد است که اظهار عقیده کند<ref>صحیفه امام، ج۳، ص۳۷۱.</ref>. [[قرآن کریم]] بعد از بیان [[بت‌شکنی حضرت ابراهیم]] {{ع}} و توجه دادن [[اتهام]] به سوی [[بت]] بزرگی که تبر روی دوش آن انداخته بود می‌فرماید: {{متن قرآن|فَرَجَعُوا إِلَى أَنْفُسِهِمْ}}<ref>«به خود آمدند» سوره انبیاء، آیه ۶۴.</ref> بعد از این [[مناظره]] [[مردم]] به خود آمدند. از منظر [[قرآن کریم]] خود [[واقعی]] [[انسان]] [[عقل]] و [[اندیشه]] [[ناب]]، [[خالص]] و منطقی و صحیح است<ref>مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، ص۹.</ref>. [[امام خمینی]] در خصوص [[آزادی فکر]] این گونه قائل‌اند که انسان در فکرش [[آزاد]] است و بدون اینکه متمایل به یک طرف باشد [[فکر]] می‌کند؛ در مسایل [[علمی]] هم همین‌گونه است، مسایل علمی را اگر چنانچه انسان آزادانه فکر کند یک طور برداشت می‌کند؛ اگر چنانچه ذهنش سیاه و انگل باشد نسبت به قضیه کذایی همان‌گونه فکر می‌کند که ذهنش همان [[صبغه]] را دارد؛ یک [[جور]] دیگر برداشت می‌کند. ایشان [[معتقد]] بود امروزه برداشت‌های علمی آزاد نیست<ref>صحیفه امام، ج۱۱، ص۱۸۰.</ref>. در این رهنمود به دو جنبه اشاره می‌شود [[آزاداندیشی]] در مسایل [[سیاسی]] و آزاداندیشی در مسائل علمی، نقطه مقابل آن [[تعصب]] و تصلب [[فکری]] و طفیلی‌گری است که آفت زاست؛ چراکه [[گرایش]] به جناح و گروه مورد علاقه، خود باعث می‌شود که انسان [[افکار]] خود را منطبق با اندیشه آن گروه خلاصه نماید و این مقابل آزاد اندیشی است. همچنین است در مسایل علمی که به صورت بسته می‌اندیشند بدون [[نقادی]] و نکته سنجی و [[اجتهاد]] علمی نظر می‌دهند؛ این [[اسارت]] فکر است نه آزاداندیشی.<ref>[[علی حسن‌زاده|حسن‌زاده، علی]]، [[آزادی اسلامی - حسن‌زاده (مقاله)| مقاله «آزادی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۸۰۴.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش