آیه شعوبیه: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۷: | خط ۷: | ||
در [[سبب نزول]] این [[آیه]] چند گونه گزارش وجود دارد: | در [[سبب نزول]] این [[آیه]] چند گونه گزارش وجود دارد: | ||
# از [[ابن عباس]] [[روایت]] شده است هنگامی که [[بلال حبشی]] در [[روز فتح مکه]] به امر [[رسول خدا]]{{صل}} بر بام [[کعبه]] بالا رفت تا [[اذان]] گوید، [[عتاب]] بن أسید زبان به [[اعتراض]] گشوده گفت: [[سپاس]] [[خدا]] را که پدرم از [[دنیا]] رفت تا این [[روز]] را نبیند؛ دیگری گفت: آیا [[محمد]]، مؤذّنی جز این کلاغ سیاه نیافت؟ [[سهیل بن عمرو]] گفت: اگر خدا بخواهد چیزی را [[تغییر]] دهد، آن کار را میکند؛ [[ابوسفیان]] گفت: من میترسم سخنی بگویم و [[پروردگار]] [[آسمان]] آن را خبر دهد. به هرحال، هر یک از آنان، به لحاظ [[خوی]] [[خودبزرگبینی]] که داشتند [[عیب]] دیگری میجستند، تا این که آیه فرود آمد و ایشان را از [[تفاخر]] به [[حسب و نسب]] و [[اموال]] برحذر داشت. | # از [[ابن عباس]] [[روایت]] شده است هنگامی که [[بلال حبشی]] در [[روز فتح مکه]] به امر [[رسول خدا]] {{صل}} بر بام [[کعبه]] بالا رفت تا [[اذان]] گوید، [[عتاب]] بن أسید زبان به [[اعتراض]] گشوده گفت: [[سپاس]] [[خدا]] را که پدرم از [[دنیا]] رفت تا این [[روز]] را نبیند؛ دیگری گفت: آیا [[محمد]]، مؤذّنی جز این کلاغ سیاه نیافت؟ [[سهیل بن عمرو]] گفت: اگر خدا بخواهد چیزی را [[تغییر]] دهد، آن کار را میکند؛ [[ابوسفیان]] گفت: من میترسم سخنی بگویم و [[پروردگار]] [[آسمان]] آن را خبر دهد. به هرحال، هر یک از آنان، به لحاظ [[خوی]] [[خودبزرگبینی]] که داشتند [[عیب]] دیگری میجستند، تا این که آیه فرود آمد و ایشان را از [[تفاخر]] به [[حسب و نسب]] و [[اموال]] برحذر داشت. | ||
# نقل است که [[پیامبر خدا]]{{صل}} به بزرگان [[بنیبیاضه]] فرمود تا زنی از آن [[قبیله]] را به [[ازدواج]] [[أبوهند]] - که از موالی بود - در آوردند، ایشان با حالت اعتراض گفتند: ای پیامبر خدا، آیا [[دختران]] ما را به ازدواج [[غلامان]] ما در میآوری؟ و [[خداوند]] این آیه را فرستاد<ref>الدر المنثور، ج۶، ص۹۸؛ مجمع البیان، ج۹، ص۱۳۶؛ کشف الاسرار، ج۹، ص۲۶۴.</ref>. | # نقل است که [[پیامبر خدا]] {{صل}} به بزرگان [[بنیبیاضه]] فرمود تا زنی از آن [[قبیله]] را به [[ازدواج]] [[أبوهند]] - که از موالی بود - در آوردند، ایشان با حالت اعتراض گفتند: ای پیامبر خدا، آیا [[دختران]] ما را به ازدواج [[غلامان]] ما در میآوری؟ و [[خداوند]] این آیه را فرستاد<ref>الدر المنثور، ج۶، ص۹۸؛ مجمع البیان، ج۹، ص۱۳۶؛ کشف الاسرار، ج۹، ص۲۶۴.</ref>. | ||
[[علامه طباطبایی]] میگوید: آیه در صدد آن است که بگوید: ما شما را از یک [[پدر]] و یک [[مادر]] آفریدیم که همگی شما در آن دو [[شریک]] هستید، بدون آنکه میان سفید و سیاه و [[عرب]] و غیرعرب تفاوتی باشد و به این دلیل شما را از [[ملتها]] و قبیلههای گوناگون قرار دادیم که یکدیگر را [[شناسایی]] کنید و به این وسیله امور [[اجتماع]] شما سر و سامان یابد و [[ارتباطات]] و معاملاتتان برقرار گردد نه آنکه برخی بر برخی دیگر [[کرامت]] داشته باشند و آقایی کنند<ref>المیزان، ج۱۸، ص۳۵۴.</ref>. | [[علامه طباطبایی]] میگوید: آیه در صدد آن است که بگوید: ما شما را از یک [[پدر]] و یک [[مادر]] آفریدیم که همگی شما در آن دو [[شریک]] هستید، بدون آنکه میان سفید و سیاه و [[عرب]] و غیرعرب تفاوتی باشد و به این دلیل شما را از [[ملتها]] و قبیلههای گوناگون قرار دادیم که یکدیگر را [[شناسایی]] کنید و به این وسیله امور [[اجتماع]] شما سر و سامان یابد و [[ارتباطات]] و معاملاتتان برقرار گردد نه آنکه برخی بر برخی دیگر [[کرامت]] داشته باشند و آقایی کنند<ref>المیزان، ج۱۸، ص۳۵۴.</ref>. | ||
گزارش کردهاند که [[پیامبر خدا]]{{صل}} در [[روز فتح مکه]] پس از [[طواف]]، [[خدا]] را [[حمد]] و ثنا کرده و فرمود: [[سپاس]] خدایی را که [[خودخواهی]] و [[تکبر]] [[جاهلیت]] را از شما برداشت؛ ای [[مردم]]، به [[راستی]] که [[مردمان]] دو گروهاند: [[مؤمن]] [[پرهیزکار]]، گرامی در نزد خدا و [[بدکار]] [[بدبخت]]، [[پست]] در نزد خدا، سپس این [[آیه]] را [[تلاوت]] فرمود<ref>الکشاف، ج۲، ص۳۹۹.</ref>. | گزارش کردهاند که [[پیامبر خدا]] {{صل}} در [[روز فتح مکه]] پس از [[طواف]]، [[خدا]] را [[حمد]] و ثنا کرده و فرمود: [[سپاس]] خدایی را که [[خودخواهی]] و [[تکبر]] [[جاهلیت]] را از شما برداشت؛ ای [[مردم]]، به [[راستی]] که [[مردمان]] دو گروهاند: [[مؤمن]] [[پرهیزکار]]، گرامی در نزد خدا و [[بدکار]] [[بدبخت]]، [[پست]] در نزد خدا، سپس این [[آیه]] را [[تلاوت]] فرمود<ref>الکشاف، ج۲، ص۳۹۹.</ref>. | ||
مخاطب در این آیه به دلیل آشکار و رسای {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ}}، کل [[جامعه بشری]] است. این آیه در [[حقیقت]] مهمترین اصلی را که ضامن [[نظم]] و [[استحکام]] [[جوامع انسانی]] است بیان میکند و [[میزان]] [[واقعی]] [[ارزشهای انسانی]] را در برابر ارزشهای کاذب و [[دروغین]] مشخص میسازد. منظور از [[آفرینش]] از یک مرد و [[زن]] نیز، همان بازگشت [[نسب]] [[انسانها]] به [[آدم]] و [[حوا]] است، بنابراین چون همه از ریشه واحلی هستند معنا ندارد که از نظر نسب و [[قبیله]] و جنسیت بر یکدیگر [[افتخار]] کنند با یکدیگر را مورد [[تحقیر]] و [[اهانت]] قرار دهند و اگر [[خداوند]] برای هر قبیله و یا طایفهای ویژگیهایی [[آفریده]]، تنها برای [[حفظ نظم]] [[زندگی اجتماعی]] مردم است، چرا که این تفاوتها سبب شناسایی یکدیگر است و بدون شناسایی افراد، نظم در [[جامعه انسانی]] حکمفرما نمیشود، زیرا اگر همه انسانها یکسان و شبیه یکدیگر بودند، [[هرج و مرج]] عظیمی سراسر جامعه انسانی را فرا میگرفت. به هر حال، [[قرآن کریم]] بعد از آنکه بزرگترین مایه [[مباهات]] و [[تفاخر]] [[عصر جاهلی]] - یعنی [[نسب]] و [[قبیله]] - را از اعتبار میاندازد در ادامه [[آیه]] میگوید: برای [[تقرب به خدا]] و نزدیکی به [[ساحت]] [[مقدس]] او، هیچ امتیازی جز [[تقوا]] ملاک نبوده و مؤثر نیست.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه شعوبیه (مقاله)|مقاله «آیه شعوبیه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]</ref> | مخاطب در این آیه به دلیل آشکار و رسای {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ}}، کل [[جامعه بشری]] است. این آیه در [[حقیقت]] مهمترین اصلی را که ضامن [[نظم]] و [[استحکام]] [[جوامع انسانی]] است بیان میکند و [[میزان]] [[واقعی]] [[ارزشهای انسانی]] را در برابر ارزشهای کاذب و [[دروغین]] مشخص میسازد. منظور از [[آفرینش]] از یک مرد و [[زن]] نیز، همان بازگشت [[نسب]] [[انسانها]] به [[آدم]] و [[حوا]] است، بنابراین چون همه از ریشه واحلی هستند معنا ندارد که از نظر نسب و [[قبیله]] و جنسیت بر یکدیگر [[افتخار]] کنند با یکدیگر را مورد [[تحقیر]] و [[اهانت]] قرار دهند و اگر [[خداوند]] برای هر قبیله و یا طایفهای ویژگیهایی [[آفریده]]، تنها برای [[حفظ نظم]] [[زندگی اجتماعی]] مردم است، چرا که این تفاوتها سبب شناسایی یکدیگر است و بدون شناسایی افراد، نظم در [[جامعه انسانی]] حکمفرما نمیشود، زیرا اگر همه انسانها یکسان و شبیه یکدیگر بودند، [[هرج و مرج]] عظیمی سراسر جامعه انسانی را فرا میگرفت. به هر حال، [[قرآن کریم]] بعد از آنکه بزرگترین مایه [[مباهات]] و [[تفاخر]] [[عصر جاهلی]] - یعنی [[نسب]] و [[قبیله]] - را از اعتبار میاندازد در ادامه [[آیه]] میگوید: برای [[تقرب به خدا]] و نزدیکی به [[ساحت]] [[مقدس]] او، هیچ امتیازی جز [[تقوا]] ملاک نبوده و مؤثر نیست.<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه شعوبیه (مقاله)|مقاله «آیه شعوبیه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]</ref> | ||