جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
واژه [[اخلاص]]، مصدر باب [[افعال]] از ریشه [[خلوص]] و خلاص بهمعنای [[پاک]] شدن و سالم گشتن از آمیختگی است.<ref>لسان العرب، ج۳، ص۱۷۳، "خلص"؛ ترتیبالعین، ج۱، ص۲۳۷، "خلص".</ref> [[خالص]]، کالایی را گویند که با چیزی ممزوج و مخلوط نباشد و معنایی نزدیک به "صافی" دارد با این تفاوت که صافی به جنسی نیز که از همان ابتدا با چیزی آمیخته نبوده اطلاق میشود؛ ولی خالص، جنسی است که پس از امتزاج با چیز دیگر، خواه [[پستتر]] باشد یا نه، پاک، و ناخالصی آن زدوده شود.<ref> مفردات، ص۲۹۲؛ مجمعالبحرین، ج۴، ص۱۶۹؛ مقاییس اللغه، ج۲، ص۲۰۸، "خلص".</ref> لغویان برای خلوص، معانی دیگری نیز بر شمردهاند؛ مانند رسیدن، [[نجات]] یافتن، [[کنارهگیری]] کردن از دیگران و ویژه خود گردانیدن که در هر یک از این معانی، به نوعی معنای اصلی این ریشه یا لوازم آن وجود دارد.<ref> تاجالعروس، ج۷، ص۵۶۲؛ لسانالعرب، ج۳، ص۱۷۳ـ۱۷۴، "خلص".</ref> "اخلاص" بهمعنای خالص کردن، پاک گردانیدن و [[برگزیدن]] است <ref>لسانالعرب، ج۳، ص۱۷۳ـ۱۷۴؛ مجمعالبحرین، ج۴، ص۱۶۸ـ۱۶۹، "خلص".</ref>و مقصود از آن در [[فرهنگ اسلامی]]، پاک کردن [[نیّت]] از غیر [[خدا]] و انجام دادن عمل برای خدااست.<ref>مصطلحات التصوف، ص۲۶؛ لغتنامه، ج۱، ص۱۲۹۴، "اخلاص".</ref> اخلاص در دانشهای گوناگون [[اسلامی]] مانند [[فقه]]، [[اخلاق]] و [[عرفان]] بررسی، و در فقه، شرط صحّت [[واجبات]] و [[مستحبات]] تعبّدی دانسته شده است. آن دسته از [[تکالیف]] که قصد [[تقرّب به خداوند]]، شرط صحّت آنها است، تعبّدی نامیده میشود در برابر توصّلی که صحّت آن به قصد [[تقرّب]] مشروط نیست؛ ازاینرو هر چیزی که موجب از بین رفتن اخلاص در اینگونه اعمالشود، جایز نبوده، عمل را [[باطل]] میکند؛ مانند اجرت گرفتن بر انجام آنها <ref>الفقه علی المذاهب الاربعه، ج۲، ص۲۰۹ـ۲۱۰.</ref> یا [[ریا]] کردن در آنها یا در بخشی از آنها؛<ref>جواهر الکلام، ج۹، ص۱۵۵ـ۱۵۷؛ تحریرالوسیله، ج۱، ص۱۴۲.</ref> البتّه اجرت گرفتن بر کارهایی که همراه و مقارن با [[عبادت]] انجام میشود، مانند اجرت بر [[نیابت]]، عمل را باطل نمیکند.<ref>کتاب الطهاره، ج۲، ص۴۲۲.</ref> به نظر بسیاری از [[فقیهان]]، اگر اصل عملِ [[عبادی]]، برای [[خدا]] باشد، قصد بعضی از بهرههای [[دنیایی]] بهصورت تبعی، با [[حقیقت]] [[اخلاص]] منافات نداشته، باعث [[باطل]] شدن عمل نمیشود؛ مانند اینکه کسی از [[روزه]] گرفتن، قصد [[سلامت]] و [[بهداشت]] نیز داشته باشد یا در [[وضو]] گرفتن، خنک شدن را نیز قصد کند یا از [[خواندن نماز]] [[شب]]، قصد بهدست آوردن روزی بیشتر نیز داشته باشد.<ref>القواعدوالفوائد، ج۱، ص۷۹ـ۸۰؛ المبسوط، ج۱، ص۱۹؛ المعتبر، ج۱، ص۱۴.</ref> همچنین اگر [[عمل]] عبادی را خالصانه انجام دهد، ولی از اینکه در برابر دیدگان [[مردم]] باشد، [[خشنود]] شود یا هنگام انجام دادن عمل، خطوراتی از ذهنش عبور کند، باعث از بین رفتن اخلاص و باطل شدن عمل نمیشود.<ref>العروةالوثقی، ج۱، ص۶۱۷ـ۶۱۸؛ التحریروالتنویر، ج۲۳، ص۳۱۹ـ۳۲۰؛ وسائلالشیعه، ج۱، ص۷۵.</ref> و نیز [[پرستش]] [[خداوند]] برای [[خوف]] از [[عقوبت الهی]] یا به [[انگیزه]] [[امید]] به [[ثواب]] و [[نعمت]] [[پروردگار]]، اخلاص در عمل را از بین نمیبرد؛ البتّه در [[اعمال]] توصّلی نیز اخلاص، شرط [[پاداش]] [[آخرتی]] است و اگر [[انسان]]، اعمال [[مباح]] را هم با اخلاص انجام دهد، به خداوند نزدیک شده،<ref>النیّة و الاخلاص، ص۱۰۴.</ref> [[استحقاق]] دریافت ثواب و [[فیض الهی]] را خواهد یافت. یکی از تفاوتهای [[فقه]] و [[حقوق]] نیز این است که در فقه بحث اخلاص مطرح میشود؛ ولی در [[علم حقوق]]، جایگاهی برای اخلاص وجود ندارد؛ زیرا [[هدف]] در حقوق آن است که [[حق]] به صاحب آن داده شود و صاحب حق به حق خویش برسد و [[الهی]] بودن یا نبودن انگیزه مورد نظر نیست؛ ولی در فقه الهی، وجود انگیزه و تعالی [[انسانها]] و [[تقرّب]] آنان به خداوند نیز مورد نظر است. این مطلب، بطلان دیدگاه کسانی را روشن میسازد که برای فقه فقط نقش مدیریّتی قائل بوده و آن را با علم حقوق همسان پنداشتهاند.<ref>قصّه ارباب معرفت، ص۳۷ـ۵۴.</ref> در [[اخلاق]]، به [[نیّت]] اهمیّت ویژهای داده شده و از آن بهصورت رکن و پایه [[رفتار]] و [[روح]] عمل یادشده است؛ بهگونهای که نبودن [[نیّت]] درست باعث بیارزش شدن عمل میشود <ref>اخلاق در قرآن، ج۱، ص۲۶۶ـ۲۶۹.</ref> [[اخلاص]] بر تارک همه [[فضیلتها]] قرار داشته، ملاک [[پذیرش]] و [[درستی]] رفتارها است و [[رهایی]] از چنگال [[شیطان]] فقط با اخلاص امکان دارد.<ref>جامعالسعادات، ج۲، ص۴۰۵ـ۴۰۶.</ref> در نگاهی [[فلسفی]]، تأثیر مخلصانه بودن عمل بر [[تکامل نفس]] و [[سعادت ابدی]] [[انسان]]، تأثیری طبیعی و [[تکوینی]] است، نه قرار دادی.<ref>اخلاق در قرآن، ج۱، ص۷۵.</ref> عمل بدون نیّت [[خالص]]، کالبد بیجان است و این [[انگیزه]] است که بین [[رفتار]] بیرونی و [[جان]] و روح فاعل، پیوند برقرار میکند. | واژه [[اخلاص]]، مصدر باب [[افعال]] از ریشه [[خلوص]] و خلاص بهمعنای [[پاک]] شدن و سالم گشتن از آمیختگی است.<ref>لسان العرب، ج۳، ص۱۷۳، "خلص"؛ ترتیبالعین، ج۱، ص۲۳۷، "خلص".</ref> [[خالص]]، کالایی را گویند که با چیزی ممزوج و مخلوط نباشد و معنایی نزدیک به "صافی" دارد با این تفاوت که صافی به جنسی نیز که از همان ابتدا با چیزی آمیخته نبوده اطلاق میشود؛ ولی خالص، جنسی است که پس از امتزاج با چیز دیگر، خواه [[پستتر]] باشد یا نه، پاک، و ناخالصی آن زدوده شود.<ref> مفردات، ص۲۹۲؛ مجمعالبحرین، ج۴، ص۱۶۹؛ مقاییس اللغه، ج۲، ص۲۰۸، "خلص".</ref> لغویان برای خلوص، معانی دیگری نیز بر شمردهاند؛ مانند رسیدن، [[نجات]] یافتن، [[کنارهگیری]] کردن از دیگران و ویژه خود گردانیدن که در هر یک از این معانی، به نوعی معنای اصلی این ریشه یا لوازم آن وجود دارد.<ref> تاجالعروس، ج۷، ص۵۶۲؛ لسانالعرب، ج۳، ص۱۷۳ـ۱۷۴، "خلص".</ref> "اخلاص" بهمعنای خالص کردن، پاک گردانیدن و [[برگزیدن]] است <ref>لسانالعرب، ج۳، ص۱۷۳ـ۱۷۴؛ مجمعالبحرین، ج۴، ص۱۶۸ـ۱۶۹، "خلص".</ref>و مقصود از آن در [[فرهنگ اسلامی]]، پاک کردن [[نیّت]] از غیر [[خدا]] و انجام دادن عمل برای خدااست.<ref>مصطلحات التصوف، ص۲۶؛ لغتنامه، ج۱، ص۱۲۹۴، "اخلاص".</ref> اخلاص در دانشهای گوناگون [[اسلامی]] مانند [[فقه]]، [[اخلاق]] و [[عرفان]] بررسی، و در فقه، شرط صحّت [[واجبات]] و [[مستحبات]] تعبّدی دانسته شده است. آن دسته از [[تکالیف]] که قصد [[تقرّب به خداوند]]، شرط صحّت آنها است، تعبّدی نامیده میشود در برابر توصّلی که صحّت آن به قصد [[تقرّب]] مشروط نیست؛ ازاینرو هر چیزی که موجب از بین رفتن اخلاص در اینگونه اعمالشود، جایز نبوده، عمل را [[باطل]] میکند؛ مانند اجرت گرفتن بر انجام آنها <ref>الفقه علی المذاهب الاربعه، ج۲، ص۲۰۹ـ۲۱۰.</ref> یا [[ریا]] کردن در آنها یا در بخشی از آنها؛<ref>جواهر الکلام، ج۹، ص۱۵۵ـ۱۵۷؛ تحریرالوسیله، ج۱، ص۱۴۲.</ref> البتّه اجرت گرفتن بر کارهایی که همراه و مقارن با [[عبادت]] انجام میشود، مانند اجرت بر [[نیابت]]، عمل را باطل نمیکند.<ref>کتاب الطهاره، ج۲، ص۴۲۲.</ref> به نظر بسیاری از [[فقیهان]]، اگر اصل عملِ [[عبادی]]، برای [[خدا]] باشد، قصد بعضی از بهرههای [[دنیایی]] بهصورت تبعی، با [[حقیقت]] [[اخلاص]] منافات نداشته، باعث [[باطل]] شدن عمل نمیشود؛ مانند اینکه کسی از [[روزه]] گرفتن، قصد [[سلامت]] و [[بهداشت]] نیز داشته باشد یا در [[وضو]] گرفتن، خنک شدن را نیز قصد کند یا از [[خواندن نماز]] [[شب]]، قصد بهدست آوردن روزی بیشتر نیز داشته باشد.<ref>القواعدوالفوائد، ج۱، ص۷۹ـ۸۰؛ المبسوط، ج۱، ص۱۹؛ المعتبر، ج۱، ص۱۴.</ref> همچنین اگر [[عمل]] عبادی را خالصانه انجام دهد، ولی از اینکه در برابر دیدگان [[مردم]] باشد، [[خشنود]] شود یا هنگام انجام دادن عمل، خطوراتی از ذهنش عبور کند، باعث از بین رفتن اخلاص و باطل شدن عمل نمیشود.<ref>العروةالوثقی، ج۱، ص۶۱۷ـ۶۱۸؛ التحریروالتنویر، ج۲۳، ص۳۱۹ـ۳۲۰؛ وسائلالشیعه، ج۱، ص۷۵.</ref> و نیز [[پرستش]] [[خداوند]] برای [[خوف]] از [[عقوبت الهی]] یا به [[انگیزه]] [[امید]] به [[ثواب]] و [[نعمت]] [[پروردگار]]، اخلاص در عمل را از بین نمیبرد؛ البتّه در [[اعمال]] توصّلی نیز اخلاص، شرط [[پاداش]] [[آخرتی]] است و اگر [[انسان]]، اعمال [[مباح]] را هم با اخلاص انجام دهد، به خداوند نزدیک شده،<ref>النیّة و الاخلاص، ص۱۰۴.</ref> [[استحقاق]] دریافت ثواب و [[فیض الهی]] را خواهد یافت. یکی از تفاوتهای [[فقه]] و [[حقوق]] نیز این است که در فقه بحث اخلاص مطرح میشود؛ ولی در [[علم حقوق]]، جایگاهی برای اخلاص وجود ندارد؛ زیرا [[هدف]] در حقوق آن است که [[حق]] به صاحب آن داده شود و صاحب حق به حق خویش برسد و [[الهی]] بودن یا نبودن انگیزه مورد نظر نیست؛ ولی در فقه الهی، وجود انگیزه و تعالی [[انسانها]] و [[تقرّب]] آنان به خداوند نیز مورد نظر است. این مطلب، بطلان دیدگاه کسانی را روشن میسازد که برای فقه فقط نقش مدیریّتی قائل بوده و آن را با علم حقوق همسان پنداشتهاند.<ref>قصّه ارباب معرفت، ص۳۷ـ۵۴.</ref> در [[اخلاق]]، به [[نیّت]] اهمیّت ویژهای داده شده و از آن بهصورت رکن و پایه [[رفتار]] و [[روح]] عمل یادشده است؛ بهگونهای که نبودن [[نیّت]] درست باعث بیارزش شدن عمل میشود <ref>اخلاق در قرآن، ج۱، ص۲۶۶ـ۲۶۹.</ref> [[اخلاص]] بر تارک همه [[فضیلتها]] قرار داشته، ملاک [[پذیرش]] و [[درستی]] رفتارها است و [[رهایی]] از چنگال [[شیطان]] فقط با اخلاص امکان دارد.<ref>جامعالسعادات، ج۲، ص۴۰۵ـ۴۰۶.</ref> در نگاهی [[فلسفی]]، تأثیر مخلصانه بودن عمل بر [[تکامل نفس]] و [[سعادت ابدی]] [[انسان]]، تأثیری طبیعی و [[تکوینی]] است، نه قرار دادی.<ref>اخلاق در قرآن، ج۱، ص۷۵.</ref> عمل بدون نیّت [[خالص]]، کالبد بیجان است و این [[انگیزه]] است که بین [[رفتار]] بیرونی و [[جان]] و روح فاعل، پیوند برقرار میکند. | ||
در [[عرفان]]، اخلاص به [[پیراستگی]] عمل از هرگونه آمیختگی تعریف شده <ref> شرح منازلالسائرین، ص۶۸؛ مدارجالسالکین، ج۲، ص۹۶.</ref> و یکی از منازل [[سلوک]] ([[منزل]] بیست و چهارم) دانسته شده است.<ref>شرح منازلالسائرین، ص۱۲ـ۱۴.</ref> برخی گفتهاند: اگر [[دین]] را که مجموعه [[معارف الهی]] و مسائل [[اخلاقی]] و [[احکام عملی]] است، تحلیل کنیم فقط به یک چیز منتهی میشود و آن اخلاص است؛ یعنی که انسان، ذات و صفات و افعالش را بر این اساس قرار دهد که همگی آنها برای [[خداوند]] واحد قهّار است.<ref>المیزان، ج۳، ص۱۶۲.</ref> در [[نهجالبلاغه]] از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} [[نقل]] شده است که کمال اخلاص، [[نفی]] صفات از [[حقتعالی]] است.<ref>نهجالبلاغه، خ ۱، ص۱۴.</ref> شارحان نهجالبلاغه، مقصود از این جمله را نفی صفات زاید بر [[ذات الهی]] که بهگونهای، باعث محدود ساختن خداوند میشود، دانستهاند؛<ref>شرح نهجالبلاغه، ابنابیالحدید، ج۱، ص۶۴؛ ترجمه و تفسیر نهجالبلاغه، ج۲، ص۵۶ـ۵۸؛ شرح نهجالبلاغه، ابنمیثم، ج۱، ص۹۱.</ref> بنابراین اخلاص در نقل مذکور، معنایی غیر از معنای اخلاص مورد بحث در این مقاله دارد.<ref>[[مصطفی جعفرپیشه فرد|جعفرپیشه فرد، مصطفی]]، [[اخلاص - جعفرپیشه فرد (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref> | در [[عرفان]]، اخلاص به [[پیراستگی]] عمل از هرگونه آمیختگی تعریف شده <ref> شرح منازلالسائرین، ص۶۸؛ مدارجالسالکین، ج۲، ص۹۶.</ref> و یکی از منازل [[سلوک]] ([[منزل]] بیست و چهارم) دانسته شده است.<ref>شرح منازلالسائرین، ص۱۲ـ۱۴.</ref> برخی گفتهاند: اگر [[دین]] را که مجموعه [[معارف الهی]] و مسائل [[اخلاقی]] و [[احکام عملی]] است، تحلیل کنیم فقط به یک چیز منتهی میشود و آن اخلاص است؛ یعنی که انسان، ذات و صفات و افعالش را بر این اساس قرار دهد که همگی آنها برای [[خداوند]] واحد قهّار است.<ref>المیزان، ج۳، ص۱۶۲.</ref> در [[نهجالبلاغه]] از [[امیرمؤمنان]] {{ع}} [[نقل]] شده است که کمال اخلاص، [[نفی]] صفات از [[حقتعالی]] است.<ref>نهجالبلاغه، خ ۱، ص۱۴.</ref> شارحان نهجالبلاغه، مقصود از این جمله را نفی صفات زاید بر [[ذات الهی]] که بهگونهای، باعث محدود ساختن خداوند میشود، دانستهاند؛<ref>شرح نهجالبلاغه، ابنابیالحدید، ج۱، ص۶۴؛ ترجمه و تفسیر نهجالبلاغه، ج۲، ص۵۶ـ۵۸؛ شرح نهجالبلاغه، ابنمیثم، ج۱، ص۹۱.</ref> بنابراین اخلاص در نقل مذکور، معنایی غیر از معنای اخلاص مورد بحث در این مقاله دارد.<ref>[[مصطفی جعفرپیشه فرد|جعفرپیشه فرد، مصطفی]]، [[اخلاص - جعفرپیشه فرد (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref> | ||
== [[اخلاق]] در [[قرآن]] == | == [[اخلاق]] در [[قرآن]] == | ||
واژه اخلاص در قرآن بهکار نرفته؛ ولی در [[آیات]] بسیاری بهصورتهای گوناگون به موضوع آن پرداخته شده است. این آیات در تقسیمبندی جامعی، سه دستهاند: | واژه اخلاص در قرآن بهکار نرفته؛ ولی در [[آیات]] بسیاری بهصورتهای گوناگون به موضوع آن پرداخته شده است. این آیات در تقسیمبندی جامعی، سه دستهاند: | ||
۱. آیاتی که با استفاده از مشتقّات [[خلوص]]، موضوع اخلاص را با صراحت مطرح میکنند. مشتقّات خلوص ۳۱ بار در قرآن آمده که بیشتر آنها به موضوع [[اخلاص]] مربوط است. از این موارد، ۲۲ مورد از باب [[افعال]] و ۱۲ [[آیه]] مربوط به "مخلِصین" (کسانیکه [[دین]] خود را برای [[خدا]] [[خالص]] کردهاند) است؛ مانند {{متن قرآن|قُلْ أَتُحَاجُّونَنَا فِي اللَّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ}}<ref>«بگو: آیا درباره خداوند با ما چون و چرا میکنید با آنکه او پروردگار ما و پروردگار شماست و کردارهای ما از آن ما و کردارهای شما از آن شماست و ما برای او یکرنگیم» سوره بقره، آیه ۱۳۹.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}}<ref>«بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است و در هر نمازگاهی روی خود را (به سوی او) راست گردانید و او را در حالی که دین را برای وی ناب میسازید بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز میگردید» سوره اعراف، آیه ۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ}}<ref>«بنابراین خداوند را در حالی که دین (خود) را برای او ناب میدارید بخوانید هر چند کافران ناپسند دارند» سوره غافر، آیه ۱۴.</ref> و ۱۰ آیه مربوط به [[مخلَصین]]، همچون {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا}}<ref>«و در این کتاب از موسی یاد کن که ناب و فرستادهای پیامبر بود» سوره مریم، آیه ۵۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>؛ {{متن قرآن|إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۴۰.</ref>. گویا مقصود از مخلَصین در عرف [[قرآن]]، کسانی باشند که از ابتدای [[آفرینش]]، بر [[استقامت]] در [[فطرت]] و اعتدالِ [[خلقت]] [[آفریده]] شدهاند و [[ادراکات]] درست، نفسهای [[طاهر]] و قلبهای [[سلیم]] دارند و بهسبب [[پاکی]] و صفای فطرت و [[سلامت روان]]، از همان ابتدا دارای ویژگی اخلاصند و آنچه دیگران با [[جهاد]] و [[مبارزه]] با نفس بهدست میآورند، آنان همان، بلکه بالاتر از آن را از ابتدا دارا بودهاند؛<ref>المیزان، ج۱۱، ص۱۶۲.</ref> البتّه برخی، مخلَصین و مخلِصین را به یک معنا دانسته و تفاوتی میان آن دو قائل نشدهاند.<ref> جامعالبیان، مج۷، ج۱۲، ص۲۵۰.</ref>مخلَصین [[پیامبران]] و [[امامان]]{{ع}} هستند {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم» سوره انعام، آیه ۸۷.</ref>؛ {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ}}<ref>«آیا درنیافتهای که هر کس در آسمانها و هر کس در زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم به خداوند سجده میبرند؟ و بر بسیاری (با خودداری از سجده) عذاب سزاوار گشته است؛ و کسی را که خداوند خوار دارد هیچ کس گرامی نخواهد داشت؛ بیگمان خداوند آنچه بخواهد انجام میدهد» سوره حج، آیه ۱۸.</ref><ref> المیزان، ج۱۱، ص۱۶۲.</ref> برخی معتقدند به جز پیامبران و امامان{{ع}} برخی از [[انسانها]] نیز میتوانند با [[سیر و سلوک]]، جهاد و مبارزه با نفس به [[مقام مخلَصین]] نائل شوند؛<ref>رساله سیر و سلوک، ص۱۰۵ـ۱۲۴.</ref> به همین [[دلیل]]، در این مقاله از مخلَصین نیز بحث میشود؛ | ۱. آیاتی که با استفاده از مشتقّات [[خلوص]]، موضوع اخلاص را با صراحت مطرح میکنند. مشتقّات خلوص ۳۱ بار در قرآن آمده که بیشتر آنها به موضوع [[اخلاص]] مربوط است. از این موارد، ۲۲ مورد از باب [[افعال]] و ۱۲ [[آیه]] مربوط به "مخلِصین" (کسانیکه [[دین]] خود را برای [[خدا]] [[خالص]] کردهاند) است؛ مانند {{متن قرآن|قُلْ أَتُحَاجُّونَنَا فِي اللَّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ}}<ref>«بگو: آیا درباره خداوند با ما چون و چرا میکنید با آنکه او پروردگار ما و پروردگار شماست و کردارهای ما از آن ما و کردارهای شما از آن شماست و ما برای او یکرنگیم» سوره بقره، آیه ۱۳۹.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}}<ref>«بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است و در هر نمازگاهی روی خود را (به سوی او) راست گردانید و او را در حالی که دین را برای وی ناب میسازید بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز میگردید» سوره اعراف، آیه ۲۹.</ref>؛ {{متن قرآن|فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ}}<ref>«بنابراین خداوند را در حالی که دین (خود) را برای او ناب میدارید بخوانید هر چند کافران ناپسند دارند» سوره غافر، آیه ۱۴.</ref> و ۱۰ آیه مربوط به [[مخلَصین]]، همچون {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا}}<ref>«و در این کتاب از موسی یاد کن که ناب و فرستادهای پیامبر بود» سوره مریم، آیه ۵۱.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>؛ {{متن قرآن|إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۴۰.</ref>. گویا مقصود از مخلَصین در عرف [[قرآن]]، کسانی باشند که از ابتدای [[آفرینش]]، بر [[استقامت]] در [[فطرت]] و اعتدالِ [[خلقت]] [[آفریده]] شدهاند و [[ادراکات]] درست، نفسهای [[طاهر]] و قلبهای [[سلیم]] دارند و بهسبب [[پاکی]] و صفای فطرت و [[سلامت روان]]، از همان ابتدا دارای ویژگی اخلاصند و آنچه دیگران با [[جهاد]] و [[مبارزه]] با نفس بهدست میآورند، آنان همان، بلکه بالاتر از آن را از ابتدا دارا بودهاند؛<ref>المیزان، ج۱۱، ص۱۶۲.</ref> البتّه برخی، مخلَصین و مخلِصین را به یک معنا دانسته و تفاوتی میان آن دو قائل نشدهاند.<ref> جامعالبیان، مج۷، ج۱۲، ص۲۵۰.</ref>مخلَصین [[پیامبران]] و [[امامان]] {{ع}} هستند {{متن قرآن|وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ}}<ref>«و (نیز) برخی از پدران و فرزندزادگان و برادران ایشان را؛ و آنان را برگزیدیم و به راهی راست رهنمون شدیم» سوره انعام، آیه ۸۷.</ref>؛ {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ}}<ref>«آیا درنیافتهای که هر کس در آسمانها و هر کس در زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوهها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم به خداوند سجده میبرند؟ و بر بسیاری (با خودداری از سجده) عذاب سزاوار گشته است؛ و کسی را که خداوند خوار دارد هیچ کس گرامی نخواهد داشت؛ بیگمان خداوند آنچه بخواهد انجام میدهد» سوره حج، آیه ۱۸.</ref><ref> المیزان، ج۱۱، ص۱۶۲.</ref> برخی معتقدند به جز پیامبران و امامان {{ع}} برخی از [[انسانها]] نیز میتوانند با [[سیر و سلوک]]، جهاد و مبارزه با نفس به [[مقام مخلَصین]] نائل شوند؛<ref>رساله سیر و سلوک، ص۱۰۵ـ۱۲۴.</ref> به همین [[دلیل]]، در این مقاله از مخلَصین نیز بحث میشود؛ | ||
۲. آیاتی که با واژهها و تعبیرات مترادف و متلازم با اخلاص به موضوع اخلاص میپردازند؛ مانند انحصار [[عبادت]] در [[خداوند]] {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ}}<ref>«تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم» سوره فاتحه، آیه ۵.</ref>؛ {{متن قرآن|مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«شما به جای او جز نامهایی را نمیپرستید که خود و پدرانتان آنها را نامیدهاید و خداوند بر آنها هیچ حجّتی نفرستاده است، داوری جز از آن خداوند نیست، فرمان داده است که جز وی را نپرستید؛ این، دین پا برجاست اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره یوسف، آیه ۴۰.</ref>، انجام [[طاعات]] و [[عبادات]] برای خدا (للّه) {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع میپردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانوادهاش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«بگو: بیگمان نمازم و نیایشم و زندگیم و مرگم از آن خداوند پروردگار جهانیان است» سوره انعام، آیه ۱۶۲.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ}}<ref>«بگو: تنها شما را به (سخن) یگانهای اندرز میدهم و آن اینکه: دو تن دو تن و تک تک برای خداوند قیام کنید سپس بیندیشید، در همنشین شما دیوانگی نیست؛ او برای شما جز بیمدهندهای پیش از (رسیدن) عذابی سخت نیست» سوره سبأ، آیه ۴۶.</ref>، روی نهادن بهسوی خدا و [[دل]] بریدن از غیر او {{متن قرآن|بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آری، آن کسان که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهند در حالی که نکوکار باشند، بیگمان پاداش آنان نزد پروردگارشان است. و بیمی نخواهند داشت و اندوهگین نمیشوند» سوره بقره، آیه ۱۱۲.</ref>؛ {{متن قرآن|فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«پس اگر با تو، به چون و چرا برخاستند بگو: من روی تسلیم به خداوند آوردهام و (نیز) هر کس از من پیروی کرده است (چنین است) و به اهل کتاب و درس ناخواندگان (مشرک) بگو: آیا اسلام میآورید؟ آنگاه اگر اسلام آوردند که رهیاب شدهاند و اگر رو گرداندند، بیگمان بر تو جز پیامرسانی نیست و خداوند به (حال) بندگان بیناست» سوره آل عمران، آیه ۲۰.</ref>، انجام دادن کار برای وجه [[اللّه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}}<ref>«(با خود میگویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا}}<ref>«و با آنان که پروردگار خویش را سپیدهدمان و در پایان روز به شوق لقای وی میخوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود که زیور زندگی این جهان را بجویی و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کردهایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.</ref>، انجام دادن کار برای [[طلب]] [[رضایت الهی]] {{متن قرآن|وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِيتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«و داستان (بخشش) کسانی که داراییهای خود را در جست و جوی خشنودی خداوند و برای استواری (نیّت خالصانه) خودشان میبخشند، همچون باغساری بر پشتهوارهای است که بارانی تند- و اگر نه بارانی تند، بارانی نرمریز- بدان برسد و میوههایش را دوچندان کند و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره بقره، آیه ۲۶۵.</ref>؛ {{متن قرآن|فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ}}<ref>«پس با نعمت و بخششی از خداوند بازگشتند؛ (هیچ) بدی به آنان نرسید و در پی خشنودی خداوند بودند و خداوند دارای بخششی سترگ است» سوره آل عمران، آیه ۱۷۴.</ref>، انجام دادن عمل در راهخدا {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته میشوند مرده نخوانید که زندهاند امّا شما درنمییابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.</ref>، {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«داستان (بخشش) آنان که داراییهای خود را در راه خداوند میبخشند چون دانهای است که هفت خوشه بر آورده باشد، در هر خوشه صد دانه و خداوند برای هر که بخواهد (آن را) چند برابر میگرداند و خداوند نعمتگستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۶۱.</ref>، عدم درخواست [[اجر]] از سوی [[پیامبران]] {{متن قرآن|وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و من از شما برای این (پیامبری) پاداشی نمیخواهم، پاداش من جز با پروردگار جهانیان نیست» سوره شعراء، آیه ۱۰۹.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و من از شما برای این (پیامبری) پاداشی نمیخواهم، پاداش من جز با پروردگار جهانیان نیست» سوره شعراء، آیه ۱۰۹.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و من از شما برای این (پیامبری) پاداشی نمیخواهم، پاداش من جز با پروردگار جهانیان نیست» سوره شعراء، آیه ۱۰۹.</ref>،{{متن قرآن|وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و من از شما برای این (پیامبری) پاداشی نمیخواهم، پاداش من جز با پروردگار جهانیان نیست» سوره شعراء، آیه ۱۰۹.</ref>، [[حنیف]] و حقگرا بودن {{متن قرآن|مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی ولی درستآیینی فرمانبردار بود و از مشرکان نبود» سوره آل عمران، آیه ۶۷.</ref>، [[صداقت]] در [[توبه]] (نصوح) {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يَوْمَ لَا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«ای مؤمنان! به سوی خداوند توبهای راستین کنید، امید است که پروردگار شما از گناهانتان چشم پوشد و شما را در بوستانهایی درآورد که از بن آنها جویبارها روان است؛ در روزی که خداوند پیامبر و مؤمنان همراه او را خوار نمیگذارد، فروغ آنان پیشاپیش و در سوی راستشان» سوره تحریم، آیه ۸.</ref>، وداشتن [[قلب سلیم]] {{متن قرآن|إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref>«جز آن کس که دلی بیآلایش نزد خداوند آورد» سوره شعراء، آیه ۸۹.</ref>. | ۲. آیاتی که با واژهها و تعبیرات مترادف و متلازم با اخلاص به موضوع اخلاص میپردازند؛ مانند انحصار [[عبادت]] در [[خداوند]] {{متن قرآن|إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ}}<ref>«تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم» سوره فاتحه، آیه ۵.</ref>؛ {{متن قرآن|مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«شما به جای او جز نامهایی را نمیپرستید که خود و پدرانتان آنها را نامیدهاید و خداوند بر آنها هیچ حجّتی نفرستاده است، داوری جز از آن خداوند نیست، فرمان داده است که جز وی را نپرستید؛ این، دین پا برجاست اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره یوسف، آیه ۴۰.</ref>، انجام [[طاعات]] و [[عبادات]] برای خدا (للّه) {{متن قرآن|وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلَا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ}}<ref>«و حجّ و عمره را برای خداوند تمام (و کامل) بجا آورید، پس اگر بازداشته شدید؛ از قربانی آنچه دست دهد (قربانی کنید)، و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد، و اگر کسی از شما بیمار بود یا در سر آسیبی داشت (و ناچار از تراشیدن سر شد) بر (عهده) او (جایگزینی) است از روزه گرفتن یا صدقه دادن یا قربانی کردن و چون ایمن شدید آنکه از عمره به حجّ تمتّع میپردازد آنچه از قربانی دست دهد (قربانی کند)، و هر کس (که قربانی) نیافت روزه سه روز از ایّام حج و هفت روز هنگامی که (از حج) بازگشتید (بر عهده اوست)؛ این ده روز کامل است؛ این (حکم تمتّع) برای کسی است که خانوادهاش ساکن مکّه نباشند و از خداوند پروا کنید و بدانید که خداوند سخت کیفر است» سوره بقره، آیه ۱۹۶.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«بگو: بیگمان نمازم و نیایشم و زندگیم و مرگم از آن خداوند پروردگار جهانیان است» سوره انعام، آیه ۱۶۲.</ref>؛ {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ}}<ref>«بگو: تنها شما را به (سخن) یگانهای اندرز میدهم و آن اینکه: دو تن دو تن و تک تک برای خداوند قیام کنید سپس بیندیشید، در همنشین شما دیوانگی نیست؛ او برای شما جز بیمدهندهای پیش از (رسیدن) عذابی سخت نیست» سوره سبأ، آیه ۴۶.</ref>، روی نهادن بهسوی خدا و [[دل]] بریدن از غیر او {{متن قرآن|بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آری، آن کسان که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهند در حالی که نکوکار باشند، بیگمان پاداش آنان نزد پروردگارشان است. و بیمی نخواهند داشت و اندوهگین نمیشوند» سوره بقره، آیه ۱۱۲.</ref>؛ {{متن قرآن|فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«پس اگر با تو، به چون و چرا برخاستند بگو: من روی تسلیم به خداوند آوردهام و (نیز) هر کس از من پیروی کرده است (چنین است) و به اهل کتاب و درس ناخواندگان (مشرک) بگو: آیا اسلام میآورید؟ آنگاه اگر اسلام آوردند که رهیاب شدهاند و اگر رو گرداندند، بیگمان بر تو جز پیامرسانی نیست و خداوند به (حال) بندگان بیناست» سوره آل عمران، آیه ۲۰.</ref>، انجام دادن کار برای وجه [[اللّه]] {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}}<ref>«(با خود میگویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک میدهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا}}<ref>«و با آنان که پروردگار خویش را سپیدهدمان و در پایان روز به شوق لقای وی میخوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود که زیور زندگی این جهان را بجویی و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کردهایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.</ref>، انجام دادن کار برای [[طلب]] [[رضایت الهی]] {{متن قرآن|وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِيتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«و داستان (بخشش) کسانی که داراییهای خود را در جست و جوی خشنودی خداوند و برای استواری (نیّت خالصانه) خودشان میبخشند، همچون باغساری بر پشتهوارهای است که بارانی تند- و اگر نه بارانی تند، بارانی نرمریز- بدان برسد و میوههایش را دوچندان کند و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره بقره، آیه ۲۶۵.</ref>؛ {{متن قرآن|فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ}}<ref>«پس با نعمت و بخششی از خداوند بازگشتند؛ (هیچ) بدی به آنان نرسید و در پی خشنودی خداوند بودند و خداوند دارای بخششی سترگ است» سوره آل عمران، آیه ۱۷۴.</ref>، انجام دادن عمل در راهخدا {{متن قرآن|وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«و کسانی را که در راه خداوند کشته میشوند مرده نخوانید که زندهاند امّا شما درنمییابید» سوره بقره، آیه ۱۵۴.</ref>، {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«داستان (بخشش) آنان که داراییهای خود را در راه خداوند میبخشند چون دانهای است که هفت خوشه بر آورده باشد، در هر خوشه صد دانه و خداوند برای هر که بخواهد (آن را) چند برابر میگرداند و خداوند نعمتگستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۶۱.</ref>، عدم درخواست [[اجر]] از سوی [[پیامبران]] {{متن قرآن|وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و من از شما برای این (پیامبری) پاداشی نمیخواهم، پاداش من جز با پروردگار جهانیان نیست» سوره شعراء، آیه ۱۰۹.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و من از شما برای این (پیامبری) پاداشی نمیخواهم، پاداش من جز با پروردگار جهانیان نیست» سوره شعراء، آیه ۱۰۹.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و من از شما برای این (پیامبری) پاداشی نمیخواهم، پاداش من جز با پروردگار جهانیان نیست» سوره شعراء، آیه ۱۰۹.</ref>،{{متن قرآن|وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«و من از شما برای این (پیامبری) پاداشی نمیخواهم، پاداش من جز با پروردگار جهانیان نیست» سوره شعراء، آیه ۱۰۹.</ref>، [[حنیف]] و حقگرا بودن {{متن قرآن|مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref>«ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی ولی درستآیینی فرمانبردار بود و از مشرکان نبود» سوره آل عمران، آیه ۶۷.</ref>، [[صداقت]] در [[توبه]] (نصوح) {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا عَسَى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يَوْمَ لَا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ يَسْعَى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«ای مؤمنان! به سوی خداوند توبهای راستین کنید، امید است که پروردگار شما از گناهانتان چشم پوشد و شما را در بوستانهایی درآورد که از بن آنها جویبارها روان است؛ در روزی که خداوند پیامبر و مؤمنان همراه او را خوار نمیگذارد، فروغ آنان پیشاپیش و در سوی راستشان» سوره تحریم، آیه ۸.</ref>، وداشتن [[قلب سلیم]] {{متن قرآن|إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ}}<ref>«جز آن کس که دلی بیآلایش نزد خداوند آورد» سوره شعراء، آیه ۸۹.</ref>. | ||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
برخی {{متن قرآن|وَجْهِ اللَّهِ}} را به [[رضوان]] و مرضات [[خدا]] [[تفسیر]] کردهاند. بنابراین نظر، ذکر "وجه"، بر اختصاص انجام دادن فعل برای خداوند تأکید میکند.<ref> مجمعالبیان، ج۲، ص۶۶۴.</ref> [[مفسّران]]، معانی دیگری را نیز برای وجه ذکر کردهاند؛ ازجمله ذات، ذات [[شریف]] و [[مقدّس]]، جهت منسوب به خدا که از آن سوی، به او توجّه میشود و [[مقام]] و منزلتی که خداوند برای خویش بین [[مردم]] [[ثابت]] کرده است.<ref>المیزان، ج۱۶، ص۹۱ـ۹۴.</ref> انجام دادن عمل برای طلب وجه الهی، در [[آیات]] دیگری با تعبیر طلب [[رضوان الهی]]: {{متن قرآن|وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِيتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«و داستان (بخشش) کسانی که داراییهای خود را در جست و جوی خشنودی خداوند و برای استواری (نیّت خالصانه) خودشان میبخشند، همچون باغساری بر پشتهوارهای است که بارانی تند- و اگر نه بارانی تند، بارانی نرمریز- بدان برسد و میوههایش را دوچندان کند و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره بقره، آیه ۲۶۵.</ref>؛ {{متن قرآن|فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ}}<ref>«پس با نعمت و بخششی از خداوند بازگشتند؛ (هیچ) بدی به آنان نرسید و در پی خشنودی خداوند بودند و خداوند دارای بخششی سترگ است» سوره آل عمران، آیه ۱۷۴.</ref> و تعبیر [[خالص]] کردن [[دین]] برای خدا بیان شده است. | برخی {{متن قرآن|وَجْهِ اللَّهِ}} را به [[رضوان]] و مرضات [[خدا]] [[تفسیر]] کردهاند. بنابراین نظر، ذکر "وجه"، بر اختصاص انجام دادن فعل برای خداوند تأکید میکند.<ref> مجمعالبیان، ج۲، ص۶۶۴.</ref> [[مفسّران]]، معانی دیگری را نیز برای وجه ذکر کردهاند؛ ازجمله ذات، ذات [[شریف]] و [[مقدّس]]، جهت منسوب به خدا که از آن سوی، به او توجّه میشود و [[مقام]] و منزلتی که خداوند برای خویش بین [[مردم]] [[ثابت]] کرده است.<ref>المیزان، ج۱۶، ص۹۱ـ۹۴.</ref> انجام دادن عمل برای طلب وجه الهی، در [[آیات]] دیگری با تعبیر طلب [[رضوان الهی]]: {{متن قرآن|وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِيتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}}<ref>«و داستان (بخشش) کسانی که داراییهای خود را در جست و جوی خشنودی خداوند و برای استواری (نیّت خالصانه) خودشان میبخشند، همچون باغساری بر پشتهوارهای است که بارانی تند- و اگر نه بارانی تند، بارانی نرمریز- بدان برسد و میوههایش را دوچندان کند و خداوند به آنچه انجام میدهید بیناست» سوره بقره، آیه ۲۶۵.</ref>؛ {{متن قرآن|فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ}}<ref>«پس با نعمت و بخششی از خداوند بازگشتند؛ (هیچ) بدی به آنان نرسید و در پی خشنودی خداوند بودند و خداوند دارای بخششی سترگ است» سوره آل عمران، آیه ۱۷۴.</ref> و تعبیر [[خالص]] کردن [[دین]] برای خدا بیان شده است. | ||
خالص کردن دین برای خدا، حالتی است که برای برخی از [[انسانها]] با [[اختیار]] خودشان پدیدمیآید و آنچه پیراسته میشود، دین [[دعا]]،<ref> مجمعالبیان، ج۴، ص۴۵۸.</ref> عبادت و [[اطاعت]]،<ref>جامعالبیان، مج۱۲، ج۲۴، ص۲۲۷ و مج۱۱، ج۲۱، ص۱۷؛ الکشاف، ج۲، ص۹۹؛ المیزان، ج۱۷، ص۲۳۳.</ref> [[سنّت]] و [[روش زندگی]])<ref>المیزان، ج۱۷، ص۲۳۳ و ج۱۰، ص۱۸۹ـ۱۹۰.</ref> است. {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَاعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«مگر آنان که توبه کنند و به راه آیند و به خداوند توسّل جویند و دینشان را برای خداوند، ناب گردانند؛ که اینان با مؤمنان (همراه) اند و زودا که خداوند به مؤمنان پاداشی سترگ بخشد» سوره نساء، آیه ۱۴۶.</ref>، {{متن قرآن|فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ}}<ref>«بنابراین خداوند را در حالی که دین (خود) را برای او ناب میدارید بخوانید هر چند کافران ناپسند دارند» سوره غافر، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ}}<ref>«و فرمانی نیافته بودند جز این که خدا را در حالی که دین خویش را برای او ناب داشتهاند، با درستی آیین، بپرستند و نماز بر پا دارند و زکات بپردازند و این است آیین پایدار (و استوار)» سوره بینه، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ}}<ref>«ما این کتاب را به حقّ به سوی تو فرو فرستادهایم، از این روی خداوند را در حالی که دین (خود) را برای او ناب میداری بپرست. ترجمه قرآن ۴۹۸» سوره زمر، آیه ۲.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ}}<ref>«بگو: من فرمان یافتهام که خداوند را در حالی که دین (خویش) را برای او ناب میدارم بپرستم» سوره زمر، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَهُ دِينِي}}<ref>«بگو: خداوند را در حالی که دینم را برای او ناب میدارم، میپرستم» سوره زمر، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ أَتُحَاجُّونَنَا فِي اللَّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ}}<ref>«بگو: آیا درباره خداوند با ما چون و چرا میکنید با آنکه او پروردگار ما و پروردگار شماست و کردارهای ما از آن ما و کردارهای شما از آن شماست و ما برای او یکرنگیم» سوره بقره، آیه ۱۳۹.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}}<ref>«بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است و در هر نمازگاهی روی خود را (به سوی او) راست گردانید و او را در حالی که دین را برای وی ناب میسازید بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز میگردید» سوره اعراف، آیه ۲۹.</ref> البتّه همه انسانها حتّی [[کافران]]،<ref>نضرةالنعیم، ج۲، ص۱۲۷.</ref> در وضعیّتی که از همه چیز [[ناامید]] شوند، به مقتضای [[فطرت]] [[الهی]] خویش بیاختیار [[خدا]] را از روی [[اخلاص]] میخوانند. آیاتی از [[قرآن]] به این مطلب اشاره میکند که وقتی [[انسانها]] در کشتی، گرفتار [[طوفان]] شده و [[بیم]] هلاک داشته باشند، خدا را از روی اخلاص میخوانند: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«اوست که شما را در خشکی و دریا میگرداند تا چون در کشتیها باشید و آنها سرنشینان خود را با بادی سازگار پیش برند و (سرنشینان) بدان شادمان شوند (ناگهان) بادی تند بر آن کشتیها وزد و موج از هر جا به ایشان رسد و دریابند که از هر سو گرفتار شدهاند، خداوند را با پرستش خالصانه بخوانند که اگر ما را از این غرقاب برهانی از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره یونس، آیه ۲۲.</ref> نیز {{متن قرآن|فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ}}<ref>«و چون در کشتی سوار میشوند خداوند را میخوانند در حالی که دین (خویش) را برای او ناب میگردانند و چون آنان را رهاند (و) به خشکی (رساند) ناگاه شرک میورزند» سوره عنکبوت، آیه ۶۵.</ref> و {{متن قرآن|وَإِذَا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ}}<ref>«و چون موجی سایهبانآسا آنان را فراگیرد خداوند را در حالی که دین (خود) را برای وی ناب داشتهاند میخوانند امّا همین که آنان را رهانید و به خشکی رسانید آنگاه (تنها) برخی از ایشان میانهرو هستند و نشانههای ما را جز هر فریبکار ناسپاس انکار نمیکند» سوره لقمان، آیه ۳۲.</ref> براساس [[آیات]] دیگری، [[حقیقت]] اخلاص آن است که [[انسان]] فقط خدا را [[عبادت]] کند: {{متن قرآن|مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«شما به جای او جز نامهایی را نمیپرستید که خود و پدرانتان آنها را نامیدهاید و خداوند بر آنها هیچ حجّتی نفرستاده است، داوری جز از آن خداوند نیست، فرمان داده است که جز وی را نپرستید؛ این، دین پا برجاست اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره یوسف، آیه ۴۰.</ref><ref>جامعالبیان، مج۷، ج۱۲، ص۲۸۸.</ref> و روی بهسوی خدا کند و از غیر او [[دل]] ببُرد <ref> مجمعالبیان، ج۱، ص۳۵۶ و ۳۵۸؛ جامعالبیان، مج۱، ج۱، ص۶۹۰ـ۶۹۱.</ref> و به [[حقیقت ایمان]] و [[عبودیّت]] برسد: {{متن قرآن|بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آری، آن کسان که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهند در حالی که نکوکار باشند، بیگمان پاداش آنان نزد پروردگارشان است. و بیمی نخواهند داشت و اندوهگین نمیشوند» سوره بقره، آیه ۱۱۲.</ref><ref>المیزان، ج۱، ص۲۵۸.</ref> و اعمالش مانند [[هجرت]]، [[جهاد]] و [[انفاق]] را در [[راه خدا]] انجام دهد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«بیگمان کسانی که ایمان آوردند و در راه خداوند هجرت و جهاد کردند، به بخشایش خداوند امید دارند و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۲۱۸.</ref>، {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«داستان (بخشش) آنان که داراییهای خود را در راه خداوند میبخشند چون دانهای است که هفت خوشه بر آورده باشد، در هر خوشه صد دانه و خداوند برای هر که بخواهد (آن را) چند برابر میگرداند و خداوند نعمتگستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۶۱.</ref> در آیاتی نیز حقیقت اخلاص، با [[نفی]] هرگونه [[شرک]] و [[ریا]] تبیین شده است؛ چنانکه در آیه {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا}}<ref>«بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی میشود که خدای شما خدایی یگانه است؛ پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد» سوره کهف، آیه ۱۱۰.</ref> میفرماید: هرکس به لقای پروردگارش [[امید]] دارد، باید [[عمل]] [[نیکو]] بهجا آورده، در عبادت پروردگارش شریکی قرار ندهد. [[عمل صالح]] در این [[آیه]]، به عمل [[خالص]] [[تفسیر]] شده است <ref>مجمعالبیان، ج۶، ص۷۷۰؛ کشفالاسرار، ج۵، ص۷۵۱.</ref> و کسانی که در نمازشان ریا میکنند در [[سوره ماعون]]، مذمّت و [[تهدید]] شدهاند: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَن صَلاتِهِمْ سَاهُونَ الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ}}<ref>«پس وای بر (آن) نمازگزاران، آنان که از نماز خویش غافلند کسانی که ریا میورزند» سوره ماعون، آیه ۴-۶.</ref>. رسولاکرم{{صل}} فرموده است: اخلاص آن است که بگویی [[پروردگار]] من خدا است؛ سپس استواربمانی؛ چنانکه به تو [[فرمان]] داده شده است؛ یعنی [[هواپرستی]] را از خود بزدایی و جز او را [[پرستش]] نکنی: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}}<ref>«فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود میآیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده میدادند مژده باد!» سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره احقاف، آیه ۱۳.</ref><ref>المحجةالبیضاء، ج۸، ص۱۲۹ـ۱۳۳؛ جامعالسعادات، ج۲، ص۴۰۲ـ۴۰۳.</ref><ref>[[مصطفی جعفرپیشه فرد|جعفرپیشه فرد، مصطفی]]، [[اخلاص - جعفرپیشه فرد (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref> | خالص کردن دین برای خدا، حالتی است که برای برخی از [[انسانها]] با [[اختیار]] خودشان پدیدمیآید و آنچه پیراسته میشود، دین [[دعا]]،<ref> مجمعالبیان، ج۴، ص۴۵۸.</ref> عبادت و [[اطاعت]]،<ref>جامعالبیان، مج۱۲، ج۲۴، ص۲۲۷ و مج۱۱، ج۲۱، ص۱۷؛ الکشاف، ج۲، ص۹۹؛ المیزان، ج۱۷، ص۲۳۳.</ref> [[سنّت]] و [[روش زندگی]])<ref>المیزان، ج۱۷، ص۲۳۳ و ج۱۰، ص۱۸۹ـ۱۹۰.</ref> است. {{متن قرآن|إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَاعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«مگر آنان که توبه کنند و به راه آیند و به خداوند توسّل جویند و دینشان را برای خداوند، ناب گردانند؛ که اینان با مؤمنان (همراه) اند و زودا که خداوند به مؤمنان پاداشی سترگ بخشد» سوره نساء، آیه ۱۴۶.</ref>، {{متن قرآن|فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ}}<ref>«بنابراین خداوند را در حالی که دین (خود) را برای او ناب میدارید بخوانید هر چند کافران ناپسند دارند» سوره غافر، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَلِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ}}<ref>«و فرمانی نیافته بودند جز این که خدا را در حالی که دین خویش را برای او ناب داشتهاند، با درستی آیین، بپرستند و نماز بر پا دارند و زکات بپردازند و این است آیین پایدار (و استوار)» سوره بینه، آیه ۵.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ}}<ref>«ما این کتاب را به حقّ به سوی تو فرو فرستادهایم، از این روی خداوند را در حالی که دین (خود) را برای او ناب میداری بپرست. ترجمه قرآن ۴۹۸» سوره زمر، آیه ۲.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ}}<ref>«بگو: من فرمان یافتهام که خداوند را در حالی که دین (خویش) را برای او ناب میدارم بپرستم» سوره زمر، آیه ۱۱.</ref>، {{متن قرآن|قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَهُ دِينِي}}<ref>«بگو: خداوند را در حالی که دینم را برای او ناب میدارم، میپرستم» سوره زمر، آیه ۱۴.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ أَتُحَاجُّونَنَا فِي اللَّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ}}<ref>«بگو: آیا درباره خداوند با ما چون و چرا میکنید با آنکه او پروردگار ما و پروردگار شماست و کردارهای ما از آن ما و کردارهای شما از آن شماست و ما برای او یکرنگیم» سوره بقره، آیه ۱۳۹.</ref>، {{متن قرآن|قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَأَقِيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ}}<ref>«بگو: پروردگارم به دادگری فرمان داده است و در هر نمازگاهی روی خود را (به سوی او) راست گردانید و او را در حالی که دین را برای وی ناب میسازید بخوانید؛ چنان که شما را در آغاز آفرید (به سوی او) باز میگردید» سوره اعراف، آیه ۲۹.</ref> البتّه همه انسانها حتّی [[کافران]]،<ref>نضرةالنعیم، ج۲، ص۱۲۷.</ref> در وضعیّتی که از همه چیز [[ناامید]] شوند، به مقتضای [[فطرت]] [[الهی]] خویش بیاختیار [[خدا]] را از روی [[اخلاص]] میخوانند. آیاتی از [[قرآن]] به این مطلب اشاره میکند که وقتی [[انسانها]] در کشتی، گرفتار [[طوفان]] شده و [[بیم]] هلاک داشته باشند، خدا را از روی اخلاص میخوانند: {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«اوست که شما را در خشکی و دریا میگرداند تا چون در کشتیها باشید و آنها سرنشینان خود را با بادی سازگار پیش برند و (سرنشینان) بدان شادمان شوند (ناگهان) بادی تند بر آن کشتیها وزد و موج از هر جا به ایشان رسد و دریابند که از هر سو گرفتار شدهاند، خداوند را با پرستش خالصانه بخوانند که اگر ما را از این غرقاب برهانی از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره یونس، آیه ۲۲.</ref> نیز {{متن قرآن|فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ}}<ref>«و چون در کشتی سوار میشوند خداوند را میخوانند در حالی که دین (خویش) را برای او ناب میگردانند و چون آنان را رهاند (و) به خشکی (رساند) ناگاه شرک میورزند» سوره عنکبوت، آیه ۶۵.</ref> و {{متن قرآن|وَإِذَا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ كَفُورٍ}}<ref>«و چون موجی سایهبانآسا آنان را فراگیرد خداوند را در حالی که دین (خود) را برای وی ناب داشتهاند میخوانند امّا همین که آنان را رهانید و به خشکی رسانید آنگاه (تنها) برخی از ایشان میانهرو هستند و نشانههای ما را جز هر فریبکار ناسپاس انکار نمیکند» سوره لقمان، آیه ۳۲.</ref> براساس [[آیات]] دیگری، [[حقیقت]] اخلاص آن است که [[انسان]] فقط خدا را [[عبادت]] کند: {{متن قرآن|مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«شما به جای او جز نامهایی را نمیپرستید که خود و پدرانتان آنها را نامیدهاید و خداوند بر آنها هیچ حجّتی نفرستاده است، داوری جز از آن خداوند نیست، فرمان داده است که جز وی را نپرستید؛ این، دین پا برجاست اما بیشتر مردم نمیدانند» سوره یوسف، آیه ۴۰.</ref><ref>جامعالبیان، مج۷، ج۱۲، ص۲۸۸.</ref> و روی بهسوی خدا کند و از غیر او [[دل]] ببُرد <ref> مجمعالبیان، ج۱، ص۳۵۶ و ۳۵۸؛ جامعالبیان، مج۱، ج۱، ص۶۹۰ـ۶۹۱.</ref> و به [[حقیقت ایمان]] و [[عبودیّت]] برسد: {{متن قرآن|بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آری، آن کسان که روی (دل) خویش به (سوی) خداوند نهند در حالی که نکوکار باشند، بیگمان پاداش آنان نزد پروردگارشان است. و بیمی نخواهند داشت و اندوهگین نمیشوند» سوره بقره، آیه ۱۱۲.</ref><ref>المیزان، ج۱، ص۲۵۸.</ref> و اعمالش مانند [[هجرت]]، [[جهاد]] و [[انفاق]] را در [[راه خدا]] انجام دهد: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«بیگمان کسانی که ایمان آوردند و در راه خداوند هجرت و جهاد کردند، به بخشایش خداوند امید دارند و خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره بقره، آیه ۲۱۸.</ref>، {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«داستان (بخشش) آنان که داراییهای خود را در راه خداوند میبخشند چون دانهای است که هفت خوشه بر آورده باشد، در هر خوشه صد دانه و خداوند برای هر که بخواهد (آن را) چند برابر میگرداند و خداوند نعمتگستری داناست» سوره بقره، آیه ۲۶۱.</ref> در آیاتی نیز حقیقت اخلاص، با [[نفی]] هرگونه [[شرک]] و [[ریا]] تبیین شده است؛ چنانکه در آیه {{متن قرآن|قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا}}<ref>«بگو: جز این نیست که من هم بشری چون شمایم (جز اینکه) به من وحی میشود که خدای شما خدایی یگانه است؛ پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد باید کاری شایسته کند و در پرستش پروردگارش هیچ کس را شریک نسازد» سوره کهف، آیه ۱۱۰.</ref> میفرماید: هرکس به لقای پروردگارش [[امید]] دارد، باید [[عمل]] [[نیکو]] بهجا آورده، در عبادت پروردگارش شریکی قرار ندهد. [[عمل صالح]] در این [[آیه]]، به عمل [[خالص]] [[تفسیر]] شده است <ref>مجمعالبیان، ج۶، ص۷۷۰؛ کشفالاسرار، ج۵، ص۷۵۱.</ref> و کسانی که در نمازشان ریا میکنند در [[سوره ماعون]]، مذمّت و [[تهدید]] شدهاند: {{متن قرآن|فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَن صَلاتِهِمْ سَاهُونَ الَّذِينَ هُمْ يُرَاؤُونَ}}<ref>«پس وای بر (آن) نمازگزاران، آنان که از نماز خویش غافلند کسانی که ریا میورزند» سوره ماعون، آیه ۴-۶.</ref>. رسولاکرم {{صل}} فرموده است: اخلاص آن است که بگویی [[پروردگار]] من خدا است؛ سپس استواربمانی؛ چنانکه به تو [[فرمان]] داده شده است؛ یعنی [[هواپرستی]] را از خود بزدایی و جز او را [[پرستش]] نکنی: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ}}<ref>«فرشتگان بر آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند، فرود میآیند که نهراسید و اندوهناک نباشید و شما را به بهشتی که وعده میدادند مژده باد!» سوره فصلت، آیه ۳۰.</ref>؛ {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ}}<ref>«آنان که گفتند: پروردگار ما خداوند است سپس پایداری کردند نه بیمی خواهند داشت و نه اندوهگین میگردند» سوره احقاف، آیه ۱۳.</ref><ref>المحجةالبیضاء، ج۸، ص۱۲۹ـ۱۳۳؛ جامعالسعادات، ج۲، ص۴۰۲ـ۴۰۳.</ref><ref>[[مصطفی جعفرپیشه فرد|جعفرپیشه فرد، مصطفی]]، [[اخلاص - جعفرپیشه فرد (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref> | ||
== مراتب [[اخلاص]] == | == مراتب [[اخلاص]] == | ||
| خط ۴۳: | خط ۴۳: | ||
== مخلصین و ویژگیهای آنان == | == مخلصین و ویژگیهای آنان == | ||
[[مخلَصین]] کسانی هستند که [[خداوند تعالی]]، آنان را برای خود خالص کرده است: {{متن قرآن|إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«مگر بندگان ناب خداوند،» سوره صافات، آیه ۴۰.</ref>، {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا}}<ref>«و در این کتاب از موسی یاد کن که ناب و فرستادهای پیامبر بود» سوره مریم، آیه ۵۱.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۴۰.</ref>، {{متن قرآن|إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۴۰.</ref> در شماری از [[آیات]]، از انسانهایی با عنوان مخلَصین به صیغه مفعول یادشده؛ یعنی انسانهایی که [[خداوند]] آنها را [[پاک]] و خالص کرده است: {{متن قرآن|إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ}}<ref>«و ما آنان را به ویژگییی که یادکرد رستخیز است، ویژه ساختیم» سوره ص، آیه ۴۶.</ref>. درباره [[هدف]] از [[برگزیدن]] مخلَصین باید گفت: لازم است خداوند همواره در میان [[انسانها]]، افرادی را برانگیزاند که [[اخلاص]] کامل داشته و دارای [[نفوس]] پاک، [[قلوب]] [[طاهر]] و [[فطرت]] مستقیم [[توحیدی]] باشند تا [[توحید]] در [[جامعه بشری]] را [[حفظ]] کنند.<ref>المیزان، ج۱۱، ص۱۷۳ـ۱۷۴.</ref> مخلَصین از دیدگاه [[قرآن]] دارای ویژگیهای گوناگونی هستند: | [[مخلَصین]] کسانی هستند که [[خداوند تعالی]]، آنان را برای خود خالص کرده است: {{متن قرآن|إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«مگر بندگان ناب خداوند،» سوره صافات، آیه ۴۰.</ref>، {{متن قرآن|وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا}}<ref>«و در این کتاب از موسی یاد کن که ناب و فرستادهای پیامبر بود» سوره مریم، آیه ۵۱.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>، {{متن قرآن|إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۴۰.</ref>، {{متن قرآن|إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۴۰.</ref> در شماری از [[آیات]]، از انسانهایی با عنوان مخلَصین به صیغه مفعول یادشده؛ یعنی انسانهایی که [[خداوند]] آنها را [[پاک]] و خالص کرده است: {{متن قرآن|إِنَّا أَخْلَصْنَاهُمْ بِخَالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ}}<ref>«و ما آنان را به ویژگییی که یادکرد رستخیز است، ویژه ساختیم» سوره ص، آیه ۴۶.</ref>. درباره [[هدف]] از [[برگزیدن]] مخلَصین باید گفت: لازم است خداوند همواره در میان [[انسانها]]، افرادی را برانگیزاند که [[اخلاص]] کامل داشته و دارای [[نفوس]] پاک، [[قلوب]] [[طاهر]] و [[فطرت]] مستقیم [[توحیدی]] باشند تا [[توحید]] در [[جامعه بشری]] را [[حفظ]] کنند.<ref>المیزان، ج۱۱، ص۱۷۳ـ۱۷۴.</ref> مخلَصین از دیدگاه [[قرآن]] دارای ویژگیهای گوناگونی هستند: | ||
#'''[[نجات]] از نابودی [[دنیایی]] و [[عذاب]] [[آخرتی]]:''' خداوند، [[مشرکان]] و [[گمراهان]] امّتهای پیشین را نابود کرده و مخلَصین را رهاینده است: {{متن قرآن|فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِينَ إِلاَّ عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«او را دروغگو دانستند، ما هم او و کسانی را که با او بودند در کشتی رهایی بخشیدیم و آنان را جانشین (پیشینیان) گرداندیم و آنهایی را که آیات ما را دروغ شمردند غرق کردیم پس بنگر که سرانجام بیمدادهشدگان چگونه بود مگر بندگان ناب خداوند» سوره یونس، آیه ۷۳-۷۴.</ref> چنانکه در [[آخرت]] نیز آنگاه که [[تکذیبکنندگان]] برای حضور در عذاب برانگیخته میشوند، مخلَصین را احضار نمیکند: {{متن قرآن|فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ إِلاَّ عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«پس او را دروغگو انگاشتند از این رو آنان را (در دوزخ) حاضر میگردانند مگر بندگان ناب خداوند» سوره صافات، آیه ۱۲۷ -۱۲۸.</ref><ref>المیزان، ج۱۷، ص۱۵۸.</ref> | # '''[[نجات]] از نابودی [[دنیایی]] و [[عذاب]] [[آخرتی]]:''' خداوند، [[مشرکان]] و [[گمراهان]] امّتهای پیشین را نابود کرده و مخلَصین را رهاینده است: {{متن قرآن|فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِينَ إِلاَّ عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«او را دروغگو دانستند، ما هم او و کسانی را که با او بودند در کشتی رهایی بخشیدیم و آنان را جانشین (پیشینیان) گرداندیم و آنهایی را که آیات ما را دروغ شمردند غرق کردیم پس بنگر که سرانجام بیمدادهشدگان چگونه بود مگر بندگان ناب خداوند» سوره یونس، آیه ۷۳-۷۴.</ref> چنانکه در [[آخرت]] نیز آنگاه که [[تکذیبکنندگان]] برای حضور در عذاب برانگیخته میشوند، مخلَصین را احضار نمیکند: {{متن قرآن|فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ إِلاَّ عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«پس او را دروغگو انگاشتند از این رو آنان را (در دوزخ) حاضر میگردانند مگر بندگان ناب خداوند» سوره صافات، آیه ۱۲۷ -۱۲۸.</ref><ref>المیزان، ج۱۷، ص۱۵۸.</ref> | ||
#'''[[عصمت]]:''' ازجمله [[شؤون]] [[مخلَصین]] آن است که نوعی [[علم]] و [[یقین]] دارند، غیر از [[علوم]] متعارفی که نزد انسانهای معمول است، و [[خداوند]] بهوسیله آن علم، هرگونه [[بدی]] و [[زشتی]] را از آنان دور میکند؛ ازاینرو ایشان مرتکب هیچ معصیتی نشده، حتّی قصد هیچ گناهی نیز نمیکنند و این همان [[عصمت الهی]] است؛ چنانکه خداوند، [[یوسف]]{{ع}} را از [[آلوده]] شدن به [[گناه]] و قصد آن حفظ کرد: {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref><ref> المیزان، ج۱۱، ص۱۶۲ـ۱۶۳.</ref> | # '''[[عصمت]]:''' ازجمله [[شؤون]] [[مخلَصین]] آن است که نوعی [[علم]] و [[یقین]] دارند، غیر از [[علوم]] متعارفی که نزد انسانهای معمول است، و [[خداوند]] بهوسیله آن علم، هرگونه [[بدی]] و [[زشتی]] را از آنان دور میکند؛ ازاینرو ایشان مرتکب هیچ معصیتی نشده، حتّی قصد هیچ گناهی نیز نمیکنند و این همان [[عصمت الهی]] است؛ چنانکه خداوند، [[یوسف]] {{ع}} را از [[آلوده]] شدن به [[گناه]] و قصد آن حفظ کرد: {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref><ref> المیزان، ج۱۱، ص۱۶۲ـ۱۶۳.</ref> | ||
#'''[[ایمنی]] از اغوای [[ابلیس]]:''' ابلیس، [[باطل]] یا [[گناهان]] را برای [[انسانها]] [[زینت]] میدهد تا آنها را [[گمراه]] سازد؛ ولی از آنجا که [[قلوب]] مخلَصین بهطور کامل برای [[خدا]] [[خالص]] شده و جز او کسی در آن راه ندارد، ابلیس نمیتواند آنها را گمراه کند: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدیها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۳۹-۴۰.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«گفت: به ارجمندی تو سوگند که همگی آنان را گمراه خواهم کرد بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره ص، آیه ۸۲-۸۳.</ref><ref>المیزان، ج۱۲، ص۱۶۴ـ۱۶۵.</ref> | # '''[[ایمنی]] از اغوای [[ابلیس]]:''' ابلیس، [[باطل]] یا [[گناهان]] را برای [[انسانها]] [[زینت]] میدهد تا آنها را [[گمراه]] سازد؛ ولی از آنجا که [[قلوب]] مخلَصین بهطور کامل برای [[خدا]] [[خالص]] شده و جز او کسی در آن راه ندارد، ابلیس نمیتواند آنها را گمراه کند: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدیها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۳۹-۴۰.</ref>، {{متن قرآن|قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«گفت: به ارجمندی تو سوگند که همگی آنان را گمراه خواهم کرد بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره ص، آیه ۸۲-۸۳.</ref><ref>المیزان، ج۱۲، ص۱۶۴ـ۱۶۵.</ref> | ||
#'''[[ستایش]] [[شایسته]]:''' خداوند از هر آنچه [[کافران]] یا مطلق انسانها او را بدان [[وصف]] میکنند، منزّه است و فقط [[بندگان]] [[مخلَص]] [[الهی]] میتوانند او را آنگونه که شایسته است، وصف کنند: {{متن قرآن|سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref>«پاکا که خداوند است از آنچه وصف میکنند» سوره مؤمنون، آیه ۹۱.</ref>، {{متن قرآن|إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«مگر بندگان ناب خداوند» سوره صافات، آیه ۴۰.</ref><ref> المیزان، ج۱۷، ص۱۷۳ـ۱۷۴.</ref> | # '''[[ستایش]] [[شایسته]]:''' خداوند از هر آنچه [[کافران]] یا مطلق انسانها او را بدان [[وصف]] میکنند، منزّه است و فقط [[بندگان]] [[مخلَص]] [[الهی]] میتوانند او را آنگونه که شایسته است، وصف کنند: {{متن قرآن|سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref>«پاکا که خداوند است از آنچه وصف میکنند» سوره مؤمنون، آیه ۹۱.</ref>، {{متن قرآن|إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«مگر بندگان ناب خداوند» سوره صافات، آیه ۴۰.</ref><ref> المیزان، ج۱۷، ص۱۷۳ـ۱۷۴.</ref> | ||
#'''برخورداری از [[رزق]] معلوم:''' گرچه جزای انسانها در [[آخرت]]، نفس عمل آنان است، مخلَصین از این قاعده مستثنایند و برای آنها، بالاتر از جزای عملشان، رزقی معلوم است. مقصود از رزق معلوم، رزقی خاص و جدا از رزق دیگران و بالاتر از آنها است: {{متن قرآن|وَمَا تُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ إِلاَّ عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَّعْلُومٌ}}<ref>«و جز (برای) آنچه کردهاید کیفر نمیبینید مگر بندگان ناب خداوند، که آنان را روزی شناختهای است» سوره صافات، آیه ۳۹-۴۱.</ref><ref>المیزان، ص۱۳۵ـ۱۳۶.</ref><ref>[[مصطفی جعفرپیشه فرد|جعفرپیشه فرد، مصطفی]]، [[اخلاص - جعفرپیشه فرد (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref> | # '''برخورداری از [[رزق]] معلوم:''' گرچه جزای انسانها در [[آخرت]]، نفس عمل آنان است، مخلَصین از این قاعده مستثنایند و برای آنها، بالاتر از جزای عملشان، رزقی معلوم است. مقصود از رزق معلوم، رزقی خاص و جدا از رزق دیگران و بالاتر از آنها است: {{متن قرآن|وَمَا تُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ إِلاَّ عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ أُوْلَئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَّعْلُومٌ}}<ref>«و جز (برای) آنچه کردهاید کیفر نمیبینید مگر بندگان ناب خداوند، که آنان را روزی شناختهای است» سوره صافات، آیه ۳۹-۴۱.</ref><ref>المیزان، ص۱۳۵ـ۱۳۶.</ref><ref>[[مصطفی جعفرپیشه فرد|جعفرپیشه فرد، مصطفی]]، [[اخلاص - جعفرپیشه فرد (مقاله)|مقاله «اخلاص»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۲.</ref> | ||
== اخلاص در دانشنامه معاصر قرآن کریم == | == اخلاص در دانشنامه معاصر قرآن کریم == | ||
| خط ۶۵: | خط ۶۵: | ||
[[مخلص]] چهار بار، مخلصون یک بار، مخلصین هفت بار در [[قرآن مجید]] آمده و همه درباره [[اخلاص]] دیناند. در [[آیات]] متعدد [[قرآن]] کلمه [[مخلَصین]] ([[خالصان]]) آمده است، مخلَصین به صیغه اسم مفعول که هشت بار در قرآن تکرار شده به معنی آن است که [[خدا]] او را برای خود [[خالص]] کرده است و غیر خدا را در آن [[نصیبی]] نیست و مخلَصین کسانی هستند که [[امدادهای الهی]] و [[عنایات]] ربانی آخرین ناخالصیهای وجودشان را از بین میبرد و به [[لطف خداوند]] از هر نظر خالص میشوند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>. | [[مخلص]] چهار بار، مخلصون یک بار، مخلصین هفت بار در [[قرآن مجید]] آمده و همه درباره [[اخلاص]] دیناند. در [[آیات]] متعدد [[قرآن]] کلمه [[مخلَصین]] ([[خالصان]]) آمده است، مخلَصین به صیغه اسم مفعول که هشت بار در قرآن تکرار شده به معنی آن است که [[خدا]] او را برای خود [[خالص]] کرده است و غیر خدا را در آن [[نصیبی]] نیست و مخلَصین کسانی هستند که [[امدادهای الهی]] و [[عنایات]] ربانی آخرین ناخالصیهای وجودشان را از بین میبرد و به [[لطف خداوند]] از هر نظر خالص میشوند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ كَذَلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«و بیگمان آن زن آهنگ وی کرد و وی نیز اگر برهان پروردگار خویش را نمیدید آهنگ او میکرد بدین گونه (بر آن بودیم) تا از او زشتی و پلیدکاری را بگردانیم که او از بندگان ناب ما بود» سوره یوسف، آیه ۲۴.</ref>. | ||
مخلصین ابتدا بر [[پیامبران]] [[تطبیق]] میشود که خدا آنها را [[برگزیده]] و [[انتخاب]] کرده و مخصوص خدایند، [[شیطان]] و [[هوای نفس]] را در آنها راهی نیست چنان که درباره آنها فرموده: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ}}<ref>«خداوند، آدم، نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد» سوره آل عمران، آیه ۳۳.</ref>، {{متن قرآن|قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَى آللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref>«بگو: سپاس خداوند را و درود بر آن بندگان وی که برگزیده است؛ آیا خداوند بهتر است یا آنچه (برای او) شریک میآورند؟» سوره نمل، آیه ۵۹.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّهُمْ عِنْدَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيَارِ}}<ref>«و آنان نزد ما از گزیدگان نیکان بودند» سوره ص، آیه ۴۷.</ref>. گذشته از [[پیامبران]] و [[ائمه]]{{عم}} ممکن است پاکانی در اثر [[ایمان قوی]] و [[اعمال نیک]] همواره [[رضای خدا]] را [[هدف]] خویش قرار دهند و [[خدا]] نیز آنها را مخصوص خود قرار دهد و از [[بندگان]] [[خالص]] کرده باشد و غیر خدا را در آنها [[نصیبی]] نباشد. در [[قرآن]] تعبیرات بسیار [[ارزشمند]] و مهمی در رابطه با مخلصین شده است. | مخلصین ابتدا بر [[پیامبران]] [[تطبیق]] میشود که خدا آنها را [[برگزیده]] و [[انتخاب]] کرده و مخصوص خدایند، [[شیطان]] و [[هوای نفس]] را در آنها راهی نیست چنان که درباره آنها فرموده: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ}}<ref>«خداوند، آدم، نوح و خاندان ابراهیم و خاندان عمران را بر جهانیان برتری داد» سوره آل عمران، آیه ۳۳.</ref>، {{متن قرآن|قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَى آللَّهُ خَيْرٌ أَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref>«بگو: سپاس خداوند را و درود بر آن بندگان وی که برگزیده است؛ آیا خداوند بهتر است یا آنچه (برای او) شریک میآورند؟» سوره نمل، آیه ۵۹.</ref>، {{متن قرآن|وَإِنَّهُمْ عِنْدَنَا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيَارِ}}<ref>«و آنان نزد ما از گزیدگان نیکان بودند» سوره ص، آیه ۴۷.</ref>. گذشته از [[پیامبران]] و [[ائمه]] {{عم}} ممکن است پاکانی در اثر [[ایمان قوی]] و [[اعمال نیک]] همواره [[رضای خدا]] را [[هدف]] خویش قرار دهند و [[خدا]] نیز آنها را مخصوص خود قرار دهد و از [[بندگان]] [[خالص]] کرده باشد و غیر خدا را در آنها [[نصیبی]] نباشد. در [[قرآن]] تعبیرات بسیار [[ارزشمند]] و مهمی در رابطه با مخلصین شده است. | ||
در [[آیه]] {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref>«گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدیها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد» سوره حجر، آیه ۳۹.</ref>، {{متن قرآن|إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۴۰.</ref> [[شیطان]] میفرماید: من همه [[انسانها]] را [[گمراه]] خواهم ساخت مگر بندگان مخلصت را. این تعبیر نشان میدهد که موقعیت بندگان [[مخلَص]] آن چنان تثبیت شده است که حتی شیطان هم [[طمع]] خود را از آنها [[بریده]] است در [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و جز (برای) آنچه کردهاید کیفر نمیبینید» سوره صافات، آیه ۳۹.</ref>، {{متن قرآن|إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«مگر بندگان ناب خداوند،» سوره صافات، آیه ۴۰.</ref> نیز، [[وعده]] [[پاداش]] فوق العادهای که جز خدا از آن [[آگاه]] نیست به [[مخلَصین]] داده شده است. همچنین در این [[سوره]] فقط توصیف مخلَصین را [[شایسته]] [[ذات خداوند]] شمرده است که نشان از عمق [[معرفت]] آنان به [[خداوند]] دارد: {{متن قرآن|سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«پاکا که خداوند است از آنچه وصف میکنند مگر بندگان ناب خداوند» سوره صافات، آیه ۱۵۹-۱۶۰.</ref>. | در [[آیه]] {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ}}<ref>«گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدیها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد» سوره حجر، آیه ۳۹.</ref>، {{متن قرآن|إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«بجز از میان آنان بندگان نابت را» سوره حجر، آیه ۴۰.</ref> [[شیطان]] میفرماید: من همه [[انسانها]] را [[گمراه]] خواهم ساخت مگر بندگان مخلصت را. این تعبیر نشان میدهد که موقعیت بندگان [[مخلَص]] آن چنان تثبیت شده است که حتی شیطان هم [[طمع]] خود را از آنها [[بریده]] است در [[آیه]] {{متن قرآن|وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و جز (برای) آنچه کردهاید کیفر نمیبینید» سوره صافات، آیه ۳۹.</ref>، {{متن قرآن|إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«مگر بندگان ناب خداوند،» سوره صافات، آیه ۴۰.</ref> نیز، [[وعده]] [[پاداش]] فوق العادهای که جز خدا از آن [[آگاه]] نیست به [[مخلَصین]] داده شده است. همچنین در این [[سوره]] فقط توصیف مخلَصین را [[شایسته]] [[ذات خداوند]] شمرده است که نشان از عمق [[معرفت]] آنان به [[خداوند]] دارد: {{متن قرآن|سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ}}<ref>«پاکا که خداوند است از آنچه وصف میکنند مگر بندگان ناب خداوند» سوره صافات، آیه ۱۵۹-۱۶۰.</ref>. | ||