پرش به محتوا

اسماء بن خارجه فزاری در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
خط ۶: خط ۶:
}}
}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
نسبش چنین است: [[اسماء بن خارجة بن عیینة بن حصن بن حذیفة بن بدر بن عمر بن حویة بن لوذان بن ثعلبة بن عدی بن فزاره]]، قبیله‌ای از [[قیس بن عیلان]] [[یمن]]<ref>ابن حبیب، ص۱۵۴؛ سمعانی، ج۴، ص۳۸۰؛ سیوطی، ص۱۹۷.</ref> و نه [[مضر]] که [[ذهبی]]<ref>سیر، ج۳، ص۵۳۷.</ref> پنداشته است. «ابوحسان»، «ابومحمد» و «ابوهند»، کنیه‌هایی است که برای [[اسماء]] گفته‌اند <ref>ابن عبدالبر، ج۲، ص۵؛ ابن اثیر، ج۲، ص۱۰۷؛ ذهبی، سیر اعلام، ج۳، ص۵۳۵؛ ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۳۳۹.</ref>. پدربزرگ اسماء، عیینه، از رؤسای بنو فزاره، بارها با [[یهود]] [[خیبر]] بر [[ضد]] [[رسول خدا]]{{صل}} [[متحد]] شد، چند بار [[عهدشکنی]] کرد و سرانجام پس از [[فتح خیبر]] [[تسلیم]] شد و در حنین جزء {{متن قرآن|مُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}} بود. [[پدر]] او در وفدی [[خدمت]] [[پیامبر]] آمد و [[اسلام]] آورد، ولی پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} فزاری‌ها از دادن [[زکات]] به [[ابوبکر]] [[امتناع]] کردند.
نسبش چنین است: [[اسماء بن خارجة بن عیینة بن حصن بن حذیفة بن بدر بن عمر بن حویة بن لوذان بن ثعلبة بن عدی بن فزاره]]، قبیله‌ای از [[قیس بن عیلان]] [[یمن]]<ref>ابن حبیب، ص۱۵۴؛ سمعانی، ج۴، ص۳۸۰؛ سیوطی، ص۱۹۷.</ref> و نه [[مضر]] که [[ذهبی]]<ref>سیر، ج۳، ص۵۳۷.</ref> پنداشته است. «ابوحسان»، «ابومحمد» و «ابوهند»، کنیه‌هایی است که برای [[اسماء]] گفته‌اند <ref>ابن عبدالبر، ج۲، ص۵؛ ابن اثیر، ج۲، ص۱۰۷؛ ذهبی، سیر اعلام، ج۳، ص۵۳۵؛ ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۳۳۹.</ref>. پدربزرگ اسماء، عیینه، از رؤسای بنو فزاره، بارها با [[یهود]] [[خیبر]] بر [[ضد]] [[رسول خدا]] {{صل}} [[متحد]] شد، چند بار [[عهدشکنی]] کرد و سرانجام پس از [[فتح خیبر]] [[تسلیم]] شد و در حنین جزء {{متن قرآن|مُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}} بود. [[پدر]] او در وفدی [[خدمت]] [[پیامبر]] آمد و [[اسلام]] آورد، ولی پس از [[رحلت رسول خدا]] {{صل}} فزاری‌ها از دادن [[زکات]] به [[ابوبکر]] [[امتناع]] کردند.


[[ابن عبد البر]] و [[ابن اثیر]] نام او را در شمار [[صحابه]] نیاورده‌اند، ولی [[ذهبی]]<ref>سیر اعلام، ج۳، ص۵۳۷.</ref> مدت بسیار کمی را برای [[صحابی]] بودن اسماء قائل شده است {{عربی"له صحبة يسيره"}}. با این حال وی در تجرید اسماء الصحابه نام او را اضافه نکرده است.  
[[ابن عبد البر]] و [[ابن اثیر]] نام او را در شمار [[صحابه]] نیاورده‌اند، ولی [[ذهبی]]<ref>سیر اعلام، ج۳، ص۵۳۷.</ref> مدت بسیار کمی را برای [[صحابی]] بودن اسماء قائل شده است {{عربی"له صحبة يسيره"}}. با این حال وی در تجرید اسماء الصحابه نام او را اضافه نکرده است.  


[[ابن حجر]]<ref>الاصابه، ج۱، ص۳۳۹.</ref> براساس قاعده‌ای که [[ابن عبدالبر]] ذیل ابو‌العریان <ref>ر.ک: ابن عبد البر، ج۴، ص۲۷۶.</ref> بیان کرده، صحابی بودن اسماء را بعید ندانسته است. ابن عبدالبر گوید: به دلیل اینکه بزرگان [[تابعین]] از ابوالعریان [[نقل حدیث]] کرده‌اند، بعید نیست وی صحابی باشد. افزون بر این، ابن حجر<ref>الاصابه، ج۱، ص۳۳۹.</ref> صحابی بودن پدر و عموی اسماء را از جمله شرط‌های ابن عبدالبر برای [[اثبات]] صحابی بودن افراد ذکر کرده است. اما هیچ یک از این مطالب، برای صحابی بودن اسماء کافی نیست و نظر نهایی ابن حجر<ref> الاصابه، ج۱، ص۳۷۰.</ref> این است که وی صحابی نیست؛ به ویژه که بزرگان تابعین از اسماء [[روایت]] نکرده‌اند.
[[ابن حجر]]<ref>الاصابه، ج۱، ص۳۳۹.</ref> براساس قاعده‌ای که [[ابن عبدالبر]] ذیل ابو‌العریان <ref>ر. ک: ابن عبد البر، ج۴، ص۲۷۶.</ref> بیان کرده، صحابی بودن اسماء را بعید ندانسته است. ابن عبدالبر گوید: به دلیل اینکه بزرگان [[تابعین]] از ابوالعریان [[نقل حدیث]] کرده‌اند، بعید نیست وی صحابی باشد. افزون بر این، ابن حجر<ref>الاصابه، ج۱، ص۳۳۹.</ref> صحابی بودن پدر و عموی اسماء را از جمله شرط‌های ابن عبدالبر برای [[اثبات]] صحابی بودن افراد ذکر کرده است. اما هیچ یک از این مطالب، برای صحابی بودن اسماء کافی نیست و نظر نهایی ابن حجر<ref> الاصابه، ج۱، ص۳۷۰.</ref> این است که وی صحابی نیست؛ به ویژه که بزرگان تابعین از اسماء [[روایت]] نکرده‌اند.


[[ابن حبان]]<ref>مشاهیر، ص۱۲۳.</ref> او را از تابعین [[مدینه]] شمرده است و در کتاب [[الثقات (کتاب)|الثقات]]<ref>الثقات، ج۴، ص۹۵.</ref> تنها بیان می‌کند که وی از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} [[روایت]] کرده است.
[[ابن حبان]]<ref>مشاهیر، ص۱۲۳.</ref> او را از تابعین [[مدینه]] شمرده است و در کتاب [[الثقات (کتاب)|الثقات]]<ref>الثقات، ج۴، ص۹۵.</ref> تنها بیان می‌کند که وی از [[اصحاب رسول خدا]] {{صل}} [[روایت]] کرده است.


[[ابن حجر]]<ref>الاصابه، ج۱، ص۳۳۹.</ref> از این مطلب که [[اسماء]] در هشتاد سالگی در سال شصت (قطعاً [[اشتباه]] است) یا ۶۵ درگذشته است، [[سال]] [[تولد]] او را [[پیش از بعثت]] بیان می‌کند؛ هرچند از برخی [[اخبار]] برمی‌آید که وی تا سال ۶۵ و ۶۶ زنده بوده است. اما آنچه ابن حجر بیان کرده، دقیق درباره [[اسماء بن حارثه]] [[ابوهند اسلمی]] گفته شده است. و منابع، گاه اخبار این دو را با هم خلط کرده‌اند و بعید نیست ابن حجر نیز دچار این اشتباه شده باشد؛ چنان که برخی، [[اسماء بن خارجه]] را با [[اسماء بن حکم فزاری]] خلط کرده و [[بخاری]] پس از اشاره به این مطلب، آنان را از یکدیگر تمایز داده است<ref>ابن حجر، تهذیب، ج۱، ص۲۳۵.</ref>. از جمله موارد این توهم این است که مشهور تراجم‌نگاران، اسماء را از [[اشراف کوفه]] و [[رئیس]] و بزرگ تیره بنوفزاره دانسته‌اند. اما [[ابن حبان]]<ref>مشاهیر، ص۱۲۳.</ref> او را از اشراف و [[سادات]] مدینه نام برده است.
[[ابن حجر]]<ref>الاصابه، ج۱، ص۳۳۹.</ref> از این مطلب که [[اسماء]] در هشتاد سالگی در سال شصت (قطعاً [[اشتباه]] است) یا ۶۵ درگذشته است، [[سال]] [[تولد]] او را [[پیش از بعثت]] بیان می‌کند؛ هرچند از برخی [[اخبار]] برمی‌آید که وی تا سال ۶۵ و ۶۶ زنده بوده است. اما آنچه ابن حجر بیان کرده، دقیق درباره [[اسماء بن حارثه]] [[ابوهند اسلمی]] گفته شده است. و منابع، گاه اخبار این دو را با هم خلط کرده‌اند و بعید نیست ابن حجر نیز دچار این اشتباه شده باشد؛ چنان که برخی، [[اسماء بن خارجه]] را با [[اسماء بن حکم فزاری]] خلط کرده و [[بخاری]] پس از اشاره به این مطلب، آنان را از یکدیگر تمایز داده است<ref>ابن حجر، تهذیب، ج۱، ص۲۳۵.</ref>. از جمله موارد این توهم این است که مشهور تراجم‌نگاران، اسماء را از [[اشراف کوفه]] و [[رئیس]] و بزرگ تیره بنوفزاره دانسته‌اند. اما [[ابن حبان]]<ref>مشاهیر، ص۱۲۳.</ref> او را از اشراف و [[سادات]] مدینه نام برده است.
خط ۱۹: خط ۱۹:
[[دینوری]]<ref>دینوری، ص۳۰۳-۳۰۴.</ref> از او به {{عربی|"شيخ اهل الكوفة وسيدهم"}} نام برده است. او خود نیز خطاب به [[عبدالله بن مسعود]] می‌‌گفت: من فرزند اشیاخ الکرام هستم<ref> بخاری، ج۲، ص۵۵.</ref>. وی به [[بخشش]] شهره بود، به طوری که برای دیه سگی که ضامن شده و یکی از [[غلامان]] او آن را کشته بود، چهل یا چهار هزار [[درهم]] به صاحبش داد<ref>ابن حبیب، ص۱۵۴.</ref>، وی مردی شارب‌الخمر بود و یک بار در حال مستی، [[مادر]] خود را زد و چون به حالت عادی بازگشت و رفتارش را به وی گفتند، در شعری خود را ملامت کرد<ref>ابن عساکر، ج۹، ص۵۹.</ref>.
[[دینوری]]<ref>دینوری، ص۳۰۳-۳۰۴.</ref> از او به {{عربی|"شيخ اهل الكوفة وسيدهم"}} نام برده است. او خود نیز خطاب به [[عبدالله بن مسعود]] می‌‌گفت: من فرزند اشیاخ الکرام هستم<ref> بخاری، ج۲، ص۵۵.</ref>. وی به [[بخشش]] شهره بود، به طوری که برای دیه سگی که ضامن شده و یکی از [[غلامان]] او آن را کشته بود، چهل یا چهار هزار [[درهم]] به صاحبش داد<ref>ابن حبیب، ص۱۵۴.</ref>، وی مردی شارب‌الخمر بود و یک بار در حال مستی، [[مادر]] خود را زد و چون به حالت عادی بازگشت و رفتارش را به وی گفتند، در شعری خود را ملامت کرد<ref>ابن عساکر، ج۹، ص۵۹.</ref>.


از زندگانی [[سیاسی]] او تا [[زمان]] [[خلافت]] [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} اطلاعی در دست نیست، [[سید علی خان]]<ref>ص۲۷۰</ref> به نقل از [[وقعة صفین]] منقری از او نام برده که وی از نیروهای [[عمار]] در [[صفین]] بوده است و [[اسماء]] ماجرای مردی را [[روایت]] کرده که درباره [[جنگ]] با [[معاویه]] دچار [[شک و تردید]] شده بود و نزد [[امام علی]]{{ع}} رفت و آن [[حضرت]] او را نزد عمار فرستاد. این خبر [[اشتباه]] است و منقری<ref>منقری، ص۳۲۱.</ref> از [[اسماء بن حکم فزاری]] نام برده و روایت کرده است.
از زندگانی [[سیاسی]] او تا [[زمان]] [[خلافت]] [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} اطلاعی در دست نیست، [[سید علی خان]]<ref>ص۲۷۰</ref> به نقل از [[وقعة صفین]] منقری از او نام برده که وی از نیروهای [[عمار]] در [[صفین]] بوده است و [[اسماء]] ماجرای مردی را [[روایت]] کرده که درباره [[جنگ]] با [[معاویه]] دچار [[شک و تردید]] شده بود و نزد [[امام علی]] {{ع}} رفت و آن [[حضرت]] او را نزد عمار فرستاد. این خبر [[اشتباه]] است و منقری<ref>منقری، ص۳۲۱.</ref> از [[اسماء بن حکم فزاری]] نام برده و روایت کرده است.


اسماء مورد [[احترام]] [[بنی امیه]]، به ویژه [[عبدالملک بن مروان]]، [[بشر بن مروان]] و [[حجاج بن یوسف]] بود<ref>خطیب بغدادی، ج۱۲، ص۲۱۰؛ ابن عساکر، ج۹، ص۵۳ و ۵۹؛ ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۳۳۹.</ref> و نزد عبدالملک به [[شام]] می‌رفت<ref>ابن عساکر، ج۹، ص۵۳.</ref>. از نظر [[خانوادگی]] نیز با آنان نسبت داشت. [[هند]] دختر اسماء، [[همسر]] [[عبیدالله بن زیاد]]<ref>بلاذری، ج۵، ص۴۰۸؛ دینوری، ص۲۹۵؛ ابن عساکر، ج۷۰، ص۱۶۵.</ref> و [[بشر بن مروان]] و [[حجاج بن یوسف]] بود<ref>دینوری، ص۲۹۵؛ ابن حبیب، ص۴۴۳؛ ابن عساکر، ج۳۷، ص۴۴۴.</ref>. او بر [[ضد]] [[حجر بن عدی]] [[شهادت]] داد<ref>طبری، ج۴، ص۲۰۱.</ref> و [[ابن زیاد]] او و پسرش [[حسان]] را به همراه [[محمد بن اشعث کندی]] برای [[دستگیری]] [[هانی بن عروه]] فرستاد که به کشته شدن هانی بن عروه انجامید<ref>طبری، ج۴، ص۲۷۴-۲۶۹؛ مفید، ج۲، ص۴۷.</ref>. هرچند اسماء به [[بدرفتاری]] ابن زیاد با هانی [[اعتراض]] کرد، اما [[فرزدق]] یا [[عبدالله بن زبیر اسدی]]<ref>مفید، ج۲، ص۶۵-۶۶.</ref> در شعری ضمن ملامت او، وی را [[مسئول]] کشته شدن هانی بن عروه دانسته‌اند.
اسماء مورد [[احترام]] [[بنی امیه]]، به ویژه [[عبدالملک بن مروان]]، [[بشر بن مروان]] و [[حجاج بن یوسف]] بود<ref>خطیب بغدادی، ج۱۲، ص۲۱۰؛ ابن عساکر، ج۹، ص۵۳ و ۵۹؛ ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۳۳۹.</ref> و نزد عبدالملک به [[شام]] می‌رفت<ref>ابن عساکر، ج۹، ص۵۳.</ref>. از نظر [[خانوادگی]] نیز با آنان نسبت داشت. [[هند]] دختر اسماء، [[همسر]] [[عبیدالله بن زیاد]]<ref>بلاذری، ج۵، ص۴۰۸؛ دینوری، ص۲۹۵؛ ابن عساکر، ج۷۰، ص۱۶۵.</ref> و [[بشر بن مروان]] و [[حجاج بن یوسف]] بود<ref>دینوری، ص۲۹۵؛ ابن حبیب، ص۴۴۳؛ ابن عساکر، ج۳۷، ص۴۴۴.</ref>. او بر [[ضد]] [[حجر بن عدی]] [[شهادت]] داد<ref>طبری، ج۴، ص۲۰۱.</ref> و [[ابن زیاد]] او و پسرش [[حسان]] را به همراه [[محمد بن اشعث کندی]] برای [[دستگیری]] [[هانی بن عروه]] فرستاد که به کشته شدن هانی بن عروه انجامید<ref>طبری، ج۴، ص۲۷۴-۲۶۹؛ مفید، ج۲، ص۴۷.</ref>. هرچند اسماء به [[بدرفتاری]] ابن زیاد با هانی [[اعتراض]] کرد، اما [[فرزدق]] یا [[عبدالله بن زبیر اسدی]]<ref>مفید، ج۲، ص۶۵-۶۶.</ref> در شعری ضمن ملامت او، وی را [[مسئول]] کشته شدن هانی بن عروه دانسته‌اند.


وی همچنین تلاش زیادی برای [[سرکوب]] و [[قتل]] [[مسلم بن عقیل]] کرد و در [[کربلا]] در [[سپاه عمر بن سعد]] حاضر شد<ref>ابو نصر بخاری، ص۵؛ ابن عنبه، ص۱۰۰؛ مفید، ج۲، ص۲۵.</ref>. [[حسن بن حسن]]{{ع}} ملقب به [[حسن مثنی]]، از اسرای کربلا بود که خواهر‌زاده [[اسماء بن خارجه]] به شمار می‌رفت. اسماء او را [[امان]] داد و پس از مداوا به [[مدینه]] فرستاد<ref> مفید، ج۲، ص۲۵؛ ابونصر بخاری، ص۵؛ ابن عنبه، ص۱۰۰.</ref>.
وی همچنین تلاش زیادی برای [[سرکوب]] و [[قتل]] [[مسلم بن عقیل]] کرد و در [[کربلا]] در [[سپاه عمر بن سعد]] حاضر شد<ref>ابو نصر بخاری، ص۵؛ ابن عنبه، ص۱۰۰؛ مفید، ج۲، ص۲۵.</ref>. [[حسن بن حسن]] {{ع}} ملقب به [[حسن مثنی]]، از اسرای کربلا بود که خواهر‌زاده [[اسماء بن خارجه]] به شمار می‌رفت. اسماء او را [[امان]] داد و پس از مداوا به [[مدینه]] فرستاد<ref> مفید، ج۲، ص۲۵؛ ابونصر بخاری، ص۵؛ ابن عنبه، ص۱۰۰.</ref>.


مختار در پی [[انتقام]] از [[قاتلان شهدای کربلا]]، در [[سخنرانی]] سجع‌گونه خود قسم یاد کرد که [[جسد]] أسماء بن خارجه را خواهد سوزاند<ref>ابن حجر، ج۱، ص۳۳۹؛ مجلسی، ج۴۵، ص۳۷۷.</ref>، اما بنا بر گزارش‌های صحیح، وی در آن [[زمان]] زنده بود و پس از شنیدن سخنان مختار، از [[کوفه]] به ذروه که نام آبی از [[بنی اسد]] است<ref>یاقوت حموی، ج۳، ص۵ گوید نام صحرایی است.</ref> فرار کرد و مختار [[خانه]] او را ویران نمود. وی در آن ناحیه بود تا مختار کشته شد ([[سال ۶۷]]) و به کوفه بازگشت<ref>دینوری، ص۳۰۳-۳۰۴.</ref>. اما همو<ref>همو، ص۲۹۶.</ref> نقل می‌کند که پس از کشته شدن [[ابن زیاد]]، [[ابراهیم بن مالک اشتر]]، [[هند]] دختر [[اسماء]] را نزد پدرش در [[بصره]] فرستاد. در سال ۷۲ که [[بشر بن مروان]] از سوی [[عبدالملک بن مروان]] [[حاکم کوفه]] شد و [[ازارقه]] به کوفه [[حمله]] بردند، [[بشر]] با اسماء و دیگر [[اشراف کوفه]] [[مشورت]] کرد<ref>ابن قتیبه، ج۲، ص۱۰۹.</ref>.
مختار در پی [[انتقام]] از [[قاتلان شهدای کربلا]]، در [[سخنرانی]] سجع‌گونه خود قسم یاد کرد که [[جسد]] أسماء بن خارجه را خواهد سوزاند<ref>ابن حجر، ج۱، ص۳۳۹؛ مجلسی، ج۴۵، ص۳۷۷.</ref>، اما بنا بر گزارش‌های صحیح، وی در آن [[زمان]] زنده بود و پس از شنیدن سخنان مختار، از [[کوفه]] به ذروه که نام آبی از [[بنی اسد]] است<ref>یاقوت حموی، ج۳، ص۵ گوید نام صحرایی است.</ref> فرار کرد و مختار [[خانه]] او را ویران نمود. وی در آن ناحیه بود تا مختار کشته شد ([[سال ۶۷]]) و به کوفه بازگشت<ref>دینوری، ص۳۰۳-۳۰۴.</ref>. اما همو<ref>همو، ص۲۹۶.</ref> نقل می‌کند که پس از کشته شدن [[ابن زیاد]]، [[ابراهیم بن مالک اشتر]]، [[هند]] دختر [[اسماء]] را نزد پدرش در [[بصره]] فرستاد. در سال ۷۲ که [[بشر بن مروان]] از سوی [[عبدالملک بن مروان]] [[حاکم کوفه]] شد و [[ازارقه]] به کوفه [[حمله]] بردند، [[بشر]] با اسماء و دیگر [[اشراف کوفه]] [[مشورت]] کرد<ref>ابن قتیبه، ج۲، ص۱۰۹.</ref>.
خط ۳۱: خط ۳۱:
[[زمان مرگ]] اسماء را در سال ۶۵ یا ۶۶ و در هشتاد یا نود سالگی گفته‌اند<ref>خلیفه بن خیاط، ص۲۰۲؛ ابن عساکر، ج۹، ص۶۲؛ ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۳۳۹.</ref>. أاما از آنچه گذشت دانسته شد که وی تا زمان حجاج زنده بوده است و احتمال دارد این موضوع با [[اسماء بن حارثه]] [[اشتباه]] شده باشد. حتی [[شیخ طوسی]]<ref>طوسی، ص۱۲۹.</ref> اشعاری را که اسماء هنگام [[بیعت]] با [[عمر بن عبدالعزیز]] خوانده، آورده است، اما این مطلب اشتباه است و اشعار از [[عتبة بن شماس]] است<ref>زبیدی، ج۷، ص۴۳.</ref>.
[[زمان مرگ]] اسماء را در سال ۶۵ یا ۶۶ و در هشتاد یا نود سالگی گفته‌اند<ref>خلیفه بن خیاط، ص۲۰۲؛ ابن عساکر، ج۹، ص۶۲؛ ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۳۳۹.</ref>. أاما از آنچه گذشت دانسته شد که وی تا زمان حجاج زنده بوده است و احتمال دارد این موضوع با [[اسماء بن حارثه]] [[اشتباه]] شده باشد. حتی [[شیخ طوسی]]<ref>طوسی، ص۱۲۹.</ref> اشعاری را که اسماء هنگام [[بیعت]] با [[عمر بن عبدالعزیز]] خوانده، آورده است، اما این مطلب اشتباه است و اشعار از [[عتبة بن شماس]] است<ref>زبیدی، ج۷، ص۴۳.</ref>.


[[اسماء]] از [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} و [[عبدالله بن مسعود]] [[روایت]] کرده است<ref>ابن ابی حاتم، ج۳، ص۳۵۲؛ ابن عساکر، ج۹، ص۵۱.</ref>. از جمله اینکه گوید: از عبدالله بن مسعود شنیدم که گفت: آنکه در [[دنیا]] (منافقانه) دو زبان داشته باشد، در [[روز قیامت]] دو زبان آتشین برای او خواهد بود<ref>ابن ابی شیبه، ج۶، ص۱۰۷؛ طبرانی، ج۹، ص۲۳۸؛ ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۳۳۹.</ref>.
[[اسماء]] از [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} و [[عبدالله بن مسعود]] [[روایت]] کرده است<ref>ابن ابی حاتم، ج۳، ص۳۵۲؛ ابن عساکر، ج۹، ص۵۱.</ref>. از جمله اینکه گوید: از عبدالله بن مسعود شنیدم که گفت: آنکه در [[دنیا]] (منافقانه) دو زبان داشته باشد، در [[روز قیامت]] دو زبان آتشین برای او خواهد بود<ref>ابن ابی شیبه، ج۶، ص۱۰۷؛ طبرانی، ج۹، ص۲۳۸؛ ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۳۳۹.</ref>.


[[خاندان]] [[اسماء بن خارجه]]، اعم از [[فرزندان]] و عموزادگان و [[موالیان]] آنان، از اشراف، بزرگان، [[محدثان]] و [[فقیهان]] بوده‌اند. [[مالک بن اسماء]] از سوی [[حجاج]] [[حاکم]] خوارزم و [[اصفهان]] بود<ref>زرکلی، ج۵، ص۲۵۷.</ref>. [[ابواسحاق فزاری]] و [[مروان بن معاویه]] نیز از [[نوادگان]] اسماء و از محدثان و فقیهان بزرگ [[اهل سنت]] بودند <ref>ر.ک: ذهبی، تذکره، ج۱، ص۲۹۵؛ همو، سپر، ج۸، ص۵۳۹.</ref>. همچنین [[ابوعبدالله]] [[جعفر بن محمد بن مالک بن عیسی بن سابور]]، از [[موالی]] اسماء بن خارجه بوده و از [[محمد بن همام]] و [[ابوغالب زراری]] روایت کرده و کتاب [[اخبار الائمة و موالیدهم (کتاب)|اخبار الائمة و موالیدهم]] را نوشته است<ref>نجاشی، ص۱۲۲.</ref><ref>[[محمد رضا هدایت‌پناه|هدایت‌پناه، محمد رضا]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «اسماء بن خارجة بن حصن فزاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص:۶۰-۶۱.</ref>
[[خاندان]] [[اسماء بن خارجه]]، اعم از [[فرزندان]] و عموزادگان و [[موالیان]] آنان، از اشراف، بزرگان، [[محدثان]] و [[فقیهان]] بوده‌اند. [[مالک بن اسماء]] از سوی [[حجاج]] [[حاکم]] خوارزم و [[اصفهان]] بود<ref>زرکلی، ج۵، ص۲۵۷.</ref>. [[ابواسحاق فزاری]] و [[مروان بن معاویه]] نیز از [[نوادگان]] اسماء و از محدثان و فقیهان بزرگ [[اهل سنت]] بودند <ref>ر. ک: ذهبی، تذکره، ج۱، ص۲۹۵؛ همو، سپر، ج۸، ص۵۳۹.</ref>. همچنین [[ابوعبدالله]] [[جعفر بن محمد بن مالک بن عیسی بن سابور]]، از [[موالی]] اسماء بن خارجه بوده و از [[محمد بن همام]] و [[ابوغالب زراری]] روایت کرده و کتاب [[اخبار الائمة و موالیدهم (کتاب)|اخبار الائمة و موالیدهم]] را نوشته است<ref>نجاشی، ص۱۲۲.</ref><ref>[[محمد رضا هدایت‌پناه|هدایت‌پناه، محمد رضا]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «اسماء بن خارجة بن حصن فزاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص:۶۰-۶۱.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش