پرش به محتوا

اقتصاد سیاسی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۴ اوت ۲۰۲۲
جز
جز (جایگزینی متن - 'سلسله' به 'سلسله')
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[اقتصاد سیاسی در حدیث]] - [[اقتصاد سیاسی در فقه اسلامی]] - [[اقتصاد سیاسی در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[اقتصاد سیاسی در حدیث]] - [[اقتصاد سیاسی در فقه اسلامی]] - [[اقتصاد سیاسی در فقه سیاسی]]| پرسش مرتبط  = }}


==روش استحصال [[اقتصاد اسلامی]]==
== روش استحصال [[اقتصاد اسلامی]] ==
بی‌گمان این مسأله که برای به دست آوردن اقتصاد اسلامی از چه روشی و از کدام منبع باید استفاده کرد، حائز اهمیت بسیار است. آیا با وجود [[اخلاص]] [[اسلامی]] در زمینه مسائل مختلف [[اقتصاد]] می‌توان آنها را نادیده گرفته و به روش استقراء یا تجربه بسنده نمود؟ چنان که یک پژوهش‌گر در اقتصاد اسلامی می‌تواند مدعی آن باشد که استقراء و تجربه به معنی منطبق با عرف، ممکن است در [[احکام]] {{عربی|ما لا نص فیه}} [[اقتصادی]] مفید و حتی کاربردی اجتناب ناپذیر داشته باشد و همچنین اقتصاددانان پیرو [[مذاهب فقهی]] [[اهل سنت]] می‌توانند به [[قیاس]] در مسائل اقتصادی مانند سایر مسائل [[فقهی]] عمل نمایند و از طریق قیاس، ناشناخته‌های اقتصاد اسلامی را بازشناسی کند.
بی‌گمان این مسأله که برای به دست آوردن اقتصاد اسلامی از چه روشی و از کدام منبع باید استفاده کرد، حائز اهمیت بسیار است. آیا با وجود [[اخلاص]] [[اسلامی]] در زمینه مسائل مختلف [[اقتصاد]] می‌توان آنها را نادیده گرفته و به روش استقراء یا تجربه بسنده نمود؟ چنان که یک پژوهش‌گر در اقتصاد اسلامی می‌تواند مدعی آن باشد که استقراء و تجربه به معنی منطبق با عرف، ممکن است در [[احکام]] {{عربی|ما لا نص فیه}} [[اقتصادی]] مفید و حتی کاربردی اجتناب ناپذیر داشته باشد و همچنین اقتصاددانان پیرو [[مذاهب فقهی]] [[اهل سنت]] می‌توانند به [[قیاس]] در مسائل اقتصادی مانند سایر مسائل [[فقهی]] عمل نمایند و از طریق قیاس، ناشناخته‌های اقتصاد اسلامی را بازشناسی کند.


افزون بر این اقتصاددانان [[مسلمانی]] که روش‌هایی چون قیاس، استقراء، و تجربه را در احکام [[منصوص]] اقتصادی [[اسلام]] پذیرا نیستند ممکن است در [[فروع]]، جزئیات و مصادیق به این روش‌ها روی آورند و به این دلیل که با [[حفظ]] اصول بر اساس [[اصول اسلامی]]، استفاده از این روش‌ها برای [[تطبیق]] دادن اصول بر مصادیق متعارف و به دست آمده از روش‌های نامبرده خدشه‌ای بر تقید بر [[نصوص]] در اقتصاد اسلامی وارد نمی‌آورد. چنان که در {{عربی|ما لا نص فیه}} عرفی کردن مسائل اقتصاد اسلامی از دیدگاه همه مذاهب فقهی امری پذیرفته شده است.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی]] و [[ابراهیم موسی‌زاده|موسی‌زاده]]، [[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|بایسته‌های فقه سیاسی]]، ص ۲۹۲.</ref>
افزون بر این اقتصاددانان [[مسلمانی]] که روش‌هایی چون قیاس، استقراء، و تجربه را در احکام [[منصوص]] اقتصادی [[اسلام]] پذیرا نیستند ممکن است در [[فروع]]، جزئیات و مصادیق به این روش‌ها روی آورند و به این دلیل که با [[حفظ]] اصول بر اساس [[اصول اسلامی]]، استفاده از این روش‌ها برای [[تطبیق]] دادن اصول بر مصادیق متعارف و به دست آمده از روش‌های نامبرده خدشه‌ای بر تقید بر [[نصوص]] در اقتصاد اسلامی وارد نمی‌آورد. چنان که در {{عربی|ما لا نص فیه}} عرفی کردن مسائل اقتصاد اسلامی از دیدگاه همه مذاهب فقهی امری پذیرفته شده است.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی]] و [[ابراهیم موسی‌زاده|موسی‌زاده]]، [[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|بایسته‌های فقه سیاسی]]، ص ۲۹۲.</ref>


==جنبه‌های مختلف هنجاری در اقتصاد اسلامی==
== جنبه‌های مختلف هنجاری در اقتصاد اسلامی ==
هر مسأله در اقتصاد اسلام وقتی در بستر [[اجتماعی]] و فردی خاص به [[اجرا]] در می‌آید، معنی و ماهیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. مبانی اقتصاد اسلام در شرایط فردی و بستر [[زندگی شخصی]] کاملاً متغایر می‌باشد. به عنوان مثال [[اسراف]] را در نظر بگیریم. در [[زندگی فردی]] دارای مفهوم و معنایی است که موجب می‌شود یک [[هنجار]] فردی به صورت استفاده مازاد نیاز، عمل منفی و ناعادلانه تلقی شود، در حالی که همان عمل فردی در شرایط اجتماعی که [[جامعه]] به [[تولید]] حداکثر (فرضاً برای مقابله با [[بیکاری]]) نیاز دارد ممکن است [[اسراف]] و [[هنجار]] منفی و ناعادلانه تلقی نشود.
هر مسأله در اقتصاد اسلام وقتی در بستر [[اجتماعی]] و فردی خاص به [[اجرا]] در می‌آید، معنی و ماهیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. مبانی اقتصاد اسلام در شرایط فردی و بستر [[زندگی شخصی]] کاملاً متغایر می‌باشد. به عنوان مثال [[اسراف]] را در نظر بگیریم. در [[زندگی فردی]] دارای مفهوم و معنایی است که موجب می‌شود یک [[هنجار]] فردی به صورت استفاده مازاد نیاز، عمل منفی و ناعادلانه تلقی شود، در حالی که همان عمل فردی در شرایط اجتماعی که [[جامعه]] به [[تولید]] حداکثر (فرضاً برای مقابله با [[بیکاری]]) نیاز دارد ممکن است [[اسراف]] و [[هنجار]] منفی و ناعادلانه تلقی نشود.


خارج کردن به موقع محصولات صنعتی از قلمرو [[مصرف]] برای جایگزین نمودن محصولات جدید می‌تواند در توسعه [[تولید]] و [[اشتغال]] اثر مثبتی داشته باشد. بی‌گمان تورم ناشی از شرایط نحوه سامان [[اقتصادی]] است که در بسیاری از [[هنجارها]] و مسائل ارزشی [[اقتصاد اسلامی]] اثرگذار می‌باشد و ممکن است مسائلی چون [[رفاه]]، [[نفقه]]، اجرت عادلانه و [[تجدید]] نظر در [[قراردادها]] را تحت تأثیر قرار داده و [[حکم]] این مسائل را در شرایط تورم و بدون تورم متفاوت سازد. حتی برخی از تحلیل‌گران را در اقتصاد اسلامی تلاش کرده‌اند [[صحت]] و حلّیت [[ربا]] را در شرایط تورم توجیه نمایند.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی]] و [[ابراهیم موسی‌زاده|موسی‌زاده]]، [[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|بایسته‌های فقه سیاسی]]، ص ۲۹۲.</ref>
خارج کردن به موقع محصولات صنعتی از قلمرو [[مصرف]] برای جایگزین نمودن محصولات جدید می‌تواند در توسعه [[تولید]] و [[اشتغال]] اثر مثبتی داشته باشد. بی‌گمان تورم ناشی از شرایط نحوه سامان [[اقتصادی]] است که در بسیاری از [[هنجارها]] و مسائل ارزشی [[اقتصاد اسلامی]] اثرگذار می‌باشد و ممکن است مسائلی چون [[رفاه]]، [[نفقه]]، اجرت عادلانه و [[تجدید]] نظر در [[قراردادها]] را تحت تأثیر قرار داده و [[حکم]] این مسائل را در شرایط تورم و بدون تورم متفاوت سازد. حتی برخی از تحلیل‌گران را در اقتصاد اسلامی تلاش کرده‌اند [[صحت]] و حلّیت [[ربا]] را در شرایط تورم توجیه نمایند.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی]] و [[ابراهیم موسی‌زاده|موسی‌زاده]]، [[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|بایسته‌های فقه سیاسی]]، ص ۲۹۲.</ref>


==قلمرو اقتصاد سیاسی [[اسلام]]==
== قلمرو اقتصاد سیاسی [[اسلام]] ==
شاید بتوان حوزه چهارم روش‌شناسی اقتصاد سیاسی اسلام یعنی [[تعیین]] قلمرو [[اقتصاد]] در رابطه با [[علوم]] و مسائل دیگر [[اجتماعی]] مانند [[جامعه‌شناسی]]، [[روان‌شناسی]]، [[علوم سیاسی]]، [[حقوق]] و [[فرهنگ]] را مهم‌ترین مسأله در ارزیابی اقتصاد اسلامی تلقی نمود. هر چند در [[فقه اسلامی]] که اقتصاد اسلامی بخشی از آن به شمار می‌رود، علوم نامبرده جنبه ابزاری داشته و برای تشخیص عرف که یکی از منابع اقتصاد اسلامی است به‌کار می‌آیند. لکن به هر حال جای بحث همچنان وجود دارد که تا چه [[میزان]] این علوم در یکدیگر مؤثر و با هم مرتبط می‌باشند. فرضاً در تعیین نفقه و یا [[مالیات]]، لحاظ شرایط [[جامعه]] و ملاک‌های جامعه‌شناسی و مسائل روان‌شناسی فردی و اجتماعی و اصولاً [[فرهنگ جامعه]] تا چه حد موثر می‌باشد؟ و عقربه [[عدالت]] در چنین نوساناتی ارزیابی نتایج متفاوتی را نشان می‌دهد و یا عدالت اصلی فارغ از این متغیرها و ثابت‌ها می‌باشد؟
شاید بتوان حوزه چهارم روش‌شناسی اقتصاد سیاسی اسلام یعنی [[تعیین]] قلمرو [[اقتصاد]] در رابطه با [[علوم]] و مسائل دیگر [[اجتماعی]] مانند [[جامعه‌شناسی]]، [[روان‌شناسی]]، [[علوم سیاسی]]، [[حقوق]] و [[فرهنگ]] را مهم‌ترین مسأله در ارزیابی اقتصاد اسلامی تلقی نمود. هر چند در [[فقه اسلامی]] که اقتصاد اسلامی بخشی از آن به شمار می‌رود، علوم نامبرده جنبه ابزاری داشته و برای تشخیص عرف که یکی از منابع اقتصاد اسلامی است به‌کار می‌آیند. لکن به هر حال جای بحث همچنان وجود دارد که تا چه [[میزان]] این علوم در یکدیگر مؤثر و با هم مرتبط می‌باشند. فرضاً در تعیین نفقه و یا [[مالیات]]، لحاظ شرایط [[جامعه]] و ملاک‌های جامعه‌شناسی و مسائل روان‌شناسی فردی و اجتماعی و اصولاً [[فرهنگ جامعه]] تا چه حد موثر می‌باشد؟ و عقربه [[عدالت]] در چنین نوساناتی ارزیابی نتایج متفاوتی را نشان می‌دهد و یا عدالت اصلی فارغ از این متغیرها و ثابت‌ها می‌باشد؟


خط ۱۸: خط ۱۸:
به علاوه بررسی این نوع روش‌شناسی به ویژه در اقتصاد سیاسی [[اسلام]] که به درآمدها و هزینه‌های [[دولت]] و مسائل کلان [[اقتصادی]] [[جامعه]] مربوط می‌شود بیش از سایر مسائل [[اقتصاد اسلامی]] حائز اهمیت می‌باشد.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی]] و [[ابراهیم موسی‌زاده|موسی‌زاده]]، [[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|بایسته‌های فقه سیاسی]]، ص ۲۹۳.</ref>
به علاوه بررسی این نوع روش‌شناسی به ویژه در اقتصاد سیاسی [[اسلام]] که به درآمدها و هزینه‌های [[دولت]] و مسائل کلان [[اقتصادی]] [[جامعه]] مربوط می‌شود بیش از سایر مسائل [[اقتصاد اسلامی]] حائز اهمیت می‌باشد.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی]] و [[ابراهیم موسی‌زاده|موسی‌زاده]]، [[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|بایسته‌های فقه سیاسی]]، ص ۲۹۳.</ref>


==روش‌شناسی دیگر در اقتصاد سیاسی اسلام==
== روش‌شناسی دیگر در اقتصاد سیاسی اسلام ==
همان‌طور که ملاحظه شد محورهای چهارگانه روش‌شناسی [[اقتصاد]] در مورد اقتصاد اسلامی نیز صادق و قابل بررسی است. لکن اقتصاد اسلامی به لحاظ دیگری نیز دارای ویژگی است که بدان [[جهت]] نوع دیگری از روش‌شناسی را می‌طلبد. می‌دانیم اقتصاد اسلامی از متون و [[دلایل]] [[فقهی]] از طریق [[اجتهاد]] یعنی با به‌کارگیری [[قواعد]] خاص به دست می‌آید. [[روش اجتهاد]] به طور سنتی به رغم [[اختلاف]] نظرهایی که در ماهیت و نحوه کاربرد آن وجود دارد امری شناخته شده است و در یک [[کلام]] روش‌شناسی اقتصاد اسلامی در تبیین اجتهاد خلاصه می‌شود. لکن عناصر متفاوتی که در [[فهم]] [[نصوص]] و دیگر [[ادله]] فقهی مانند عرف، مؤثر می‌باشند نباید در روش‌شناسی اقتصاد اسلامی از نظر دور نگاه داشته شود. عواملی مانند: [[زمان]] و مکان در ارزیابی و فهم نصوص تأثیر فراوانی دارند. این که [[نص]] مورد استناد در چه زمانی و در کدام مکان و با چه شرایطی بیان شده چه به لحاظ اعتبار نص و چه به لحاظ مفهوم و دلالت نص اثرگذار است و از این‌رو است که گاه بررسی زمان و مکان صدور نص، ما را به بی‌اعتباری نص یعنی “حمل بر تقیه” وا می‌دارد و گاه قراینی را به وجود می‌آورد که فهم نص را دگرگون می‌سازد و به جای معانی [[حقیقی]]، به نص، معانی مجازی [[تحمیل]] می‌کند.
همان‌طور که ملاحظه شد محورهای چهارگانه روش‌شناسی [[اقتصاد]] در مورد اقتصاد اسلامی نیز صادق و قابل بررسی است. لکن اقتصاد اسلامی به لحاظ دیگری نیز دارای ویژگی است که بدان [[جهت]] نوع دیگری از روش‌شناسی را می‌طلبد. می‌دانیم اقتصاد اسلامی از متون و [[دلایل]] [[فقهی]] از طریق [[اجتهاد]] یعنی با به‌کارگیری [[قواعد]] خاص به دست می‌آید. [[روش اجتهاد]] به طور سنتی به رغم [[اختلاف]] نظرهایی که در ماهیت و نحوه کاربرد آن وجود دارد امری شناخته شده است و در یک [[کلام]] روش‌شناسی اقتصاد اسلامی در تبیین اجتهاد خلاصه می‌شود. لکن عناصر متفاوتی که در [[فهم]] [[نصوص]] و دیگر [[ادله]] فقهی مانند عرف، مؤثر می‌باشند نباید در روش‌شناسی اقتصاد اسلامی از نظر دور نگاه داشته شود. عواملی مانند: [[زمان]] و مکان در ارزیابی و فهم نصوص تأثیر فراوانی دارند. این که [[نص]] مورد استناد در چه زمانی و در کدام مکان و با چه شرایطی بیان شده چه به لحاظ اعتبار نص و چه به لحاظ مفهوم و دلالت نص اثرگذار است و از این‌رو است که گاه بررسی زمان و مکان صدور نص، ما را به بی‌اعتباری نص یعنی “حمل بر تقیه” وا می‌دارد و گاه قراینی را به وجود می‌آورد که فهم نص را دگرگون می‌سازد و به جای معانی [[حقیقی]]، به نص، معانی مجازی [[تحمیل]] می‌کند.


خط ۲۹: خط ۲۹:
بی‌گمان در روش‌شناسی اقتصاد سیاسی، شرایط حال نیز مد نظر قرار می‌گیرد و بستر اجرای [[حکم]] جایز، دارای اهمیت بسیار می‌باشد لکن به این لحاظ باید گفت که در خصوص شرایط [[اجرا]]، روش‌شناسی اقتصاد به همان بعد چهارم باز می‌گردد و ویژگی آن به بررسی زمان و مکان گذشته یعنی مقطع صدور نص منحصر می‌شود.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی]] و [[ابراهیم موسی‌زاده|موسی‌زاده]]، [[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|بایسته‌های فقه سیاسی]]، ص ۲۹۴.</ref>
بی‌گمان در روش‌شناسی اقتصاد سیاسی، شرایط حال نیز مد نظر قرار می‌گیرد و بستر اجرای [[حکم]] جایز، دارای اهمیت بسیار می‌باشد لکن به این لحاظ باید گفت که در خصوص شرایط [[اجرا]]، روش‌شناسی اقتصاد به همان بعد چهارم باز می‌گردد و ویژگی آن به بررسی زمان و مکان گذشته یعنی مقطع صدور نص منحصر می‌شود.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی]] و [[ابراهیم موسی‌زاده|موسی‌زاده]]، [[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|بایسته‌های فقه سیاسی]]، ص ۲۹۴.</ref>


==کاربرد [[عقلانیت]] در [[اقتصاد اسلامی]]==
== کاربرد [[عقلانیت]] در [[اقتصاد اسلامی]] ==
عقلانیت در اقتصاد نئوکلاسیک، نقشی مؤثر ایفا می‌کند و معمولاً چنین [[تفسیر]] می‌شود که فرد یا گروهی از [[مردم]] هرگز در عرصه‌های اقتصاد [[فرصت]] [[آشکار کردن]] نفع شخصی یا گروهی خود را از دست نمی‌دهند و سعی می‌کنند همواره [[خواسته‌ها]] و مطالبات خود را به حداکثر برسانند و موازنه سود و هزینه را به نفع جانب [[سودمندی]] ترجیح دهند. این دیدگاه مبتنی بر رویکرد لیبرالیستی در [[اقتصاد]] نوین است که [[مکتب]] اطریشی آن را چنین توجیه می‌کند که لذت‌طلبی و [[سودجویی]] پدیده‌ای است که از علایق درونی [[انسان]] نشأت می‌گیرد و این علاقه بر همه [[روابط]] و هنجارهای [[اقتصادی]] اثر می‌گذارد<ref>ر.ک: مجله مفید، دانشگاه مفید، سال نهم، ش۳۵، سال ۱۳۸۲، ص۱۳۱.</ref>.
عقلانیت در اقتصاد نئوکلاسیک، نقشی مؤثر ایفا می‌کند و معمولاً چنین [[تفسیر]] می‌شود که فرد یا گروهی از [[مردم]] هرگز در عرصه‌های اقتصاد [[فرصت]] [[آشکار کردن]] نفع شخصی یا گروهی خود را از دست نمی‌دهند و سعی می‌کنند همواره [[خواسته‌ها]] و مطالبات خود را به حداکثر برسانند و موازنه سود و هزینه را به نفع جانب [[سودمندی]] ترجیح دهند. این دیدگاه مبتنی بر رویکرد لیبرالیستی در [[اقتصاد]] نوین است که [[مکتب]] اطریشی آن را چنین توجیه می‌کند که لذت‌طلبی و [[سودجویی]] پدیده‌ای است که از علایق درونی [[انسان]] نشأت می‌گیرد و این علاقه بر همه [[روابط]] و هنجارهای [[اقتصادی]] اثر می‌گذارد<ref>ر. ک: مجله مفید، دانشگاه مفید، سال نهم، ش۳۵، سال ۱۳۸۲، ص۱۳۱.</ref>.


با توجه به این نکته، ممکن است سؤال شود آیا در اقتصاد سیاسی [[اسلام]] نیز [[عقلانیت]] به عنوان یک روش قابل طرح است؟ تعبدگرایان که [[اقتصاد اسلامی]] را در چارچوب [[نصوص]] منحصر می‌دانند به این سؤال پاسخ منفی می‌دهند لکن برای اقتصاددانان [[مسلمان]] که بر [[اجتهاد]] صحیح در [[فهم]] اقتصاد اسلامی تأکید می‌ورزند پاسخ این سؤال ممکن است کاملاً مثبت باشد. به‌کار‌گیری عقلانیت به عنوان یک روش در [[شناخت]] اقتصاد سیاسی [[اسلامی]] در ابعاد مختلف زیر، قابل مطالعه است:
با توجه به این نکته، ممکن است سؤال شود آیا در اقتصاد سیاسی [[اسلام]] نیز [[عقلانیت]] به عنوان یک روش قابل طرح است؟ تعبدگرایان که [[اقتصاد اسلامی]] را در چارچوب [[نصوص]] منحصر می‌دانند به این سؤال پاسخ منفی می‌دهند لکن برای اقتصاددانان [[مسلمان]] که بر [[اجتهاد]] صحیح در [[فهم]] اقتصاد اسلامی تأکید می‌ورزند پاسخ این سؤال ممکن است کاملاً مثبت باشد. به‌کار‌گیری عقلانیت به عنوان یک روش در [[شناخت]] اقتصاد سیاسی [[اسلامی]] در ابعاد مختلف زیر، قابل مطالعه است:
#اصولاً [[احکام اسلام]] مبتنی بر [[مصالح]] و [[مفاسد]] و دارای توجیه [[عقلانی]] برای [[اثبات]] عادلانه بودن می‌باشد و این قاعده در حدود همه مسائل اسلامی و نیز در خصوص اقتصاد سیاسی اسلام [[حاکم]] می‌باشد. هیچ نقطه نظر اسلامی در تمام عرصه‌های اقتصاد یافت نمی‌شود که توجیه عقلانی نداشته باشد. تنها ایرادی که در این زمینه در میان دیدگاه‌های اسلامی دیده می‌شود رویکرد [[اشاعره]] است که در [[حقیقت]] خود [[تفسیر]] جداگانه از [[عدالت]] و عقلانیت در [[علم]] [[احکام]] محسوب می‌شود.
# اصولاً [[احکام اسلام]] مبتنی بر [[مصالح]] و [[مفاسد]] و دارای توجیه [[عقلانی]] برای [[اثبات]] عادلانه بودن می‌باشد و این قاعده در حدود همه مسائل اسلامی و نیز در خصوص اقتصاد سیاسی اسلام [[حاکم]] می‌باشد. هیچ نقطه نظر اسلامی در تمام عرصه‌های اقتصاد یافت نمی‌شود که توجیه عقلانی نداشته باشد. تنها ایرادی که در این زمینه در میان دیدگاه‌های اسلامی دیده می‌شود رویکرد [[اشاعره]] است که در [[حقیقت]] خود [[تفسیر]] جداگانه از [[عدالت]] و عقلانیت در [[علم]] [[احکام]] محسوب می‌شود.
#یکی از منابع و مأخذ [[فقه]] اقتصادی، [[عقل]] است که در جریان یک اجتهاد می‌تواند اثرگذار باشد و عقلانیت در این نقش اختصاص به {{عربی|مالا نص فیه}} ندارد بلکه در خصوص فهم موضوعات اقتصادی که به عرف محول شده نیز اثرگذار بوده و در [[تفریع]] و استفاده از راهکارهای اجرایی [[اصول استنباط]] شده از نصوص نیز کاملاً مؤثر و عهده‌دار نقش اول می‌باشد. باید توجه داشت عمل بر طبق ضوابط و [[موازین اسلامی]] هر چند که باید بر اساس [[نصوص]] و به طور [[تعبد]] انجام گیرد لکن در [[انتخاب]] راهکارها و مصادیق آن اصول، هر فرد یا گروه و یا [[دولت]]، [[حق]] انتخاب [[عقلانی]] دارد که در این حوزه تنها [[عقلانیت]] به مفهوم فردی یا [[اجتماعی]] است که [[حاکم]] “علی الاطلاق” می‌باشد<ref>این نوع عقلانیت در فقه، در قالب عرف که نشانگر عقل جمعی است مطرح می‌شود؛ عرف از نوع عمل - عملی و برخاسته از وحدت نظری و عملی جامعه در مسائل عرفی است.</ref>.
# یکی از منابع و مأخذ [[فقه]] اقتصادی، [[عقل]] است که در جریان یک اجتهاد می‌تواند اثرگذار باشد و عقلانیت در این نقش اختصاص به {{عربی|مالا نص فیه}} ندارد بلکه در خصوص فهم موضوعات اقتصادی که به عرف محول شده نیز اثرگذار بوده و در [[تفریع]] و استفاده از راهکارهای اجرایی [[اصول استنباط]] شده از نصوص نیز کاملاً مؤثر و عهده‌دار نقش اول می‌باشد. باید توجه داشت عمل بر طبق ضوابط و [[موازین اسلامی]] هر چند که باید بر اساس [[نصوص]] و به طور [[تعبد]] انجام گیرد لکن در [[انتخاب]] راهکارها و مصادیق آن اصول، هر فرد یا گروه و یا [[دولت]]، [[حق]] انتخاب [[عقلانی]] دارد که در این حوزه تنها [[عقلانیت]] به مفهوم فردی یا [[اجتماعی]] است که [[حاکم]] “علی الاطلاق” می‌باشد<ref>این نوع عقلانیت در فقه، در قالب عرف که نشانگر عقل جمعی است مطرح می‌شود؛ عرف از نوع عمل - عملی و برخاسته از وحدت نظری و عملی جامعه در مسائل عرفی است.</ref>.
#در ابعاد قبلی روش‌شناسی [[اقتصاد اسلامی]] در خصوص کاربرد تجربه و نیز تأثیر [[زمان]] و مکان توضیح داده شد که عقلانیت از چنین طرقی می‌تواند در [[فهم]] اقتصاد اسلامی مفید واقع شود و استفاده از تجربه یکی از شیوه‌های عقلانیت مورد [[تأیید]] در نصوص [[قرآنی]] و [[روایات اسلامی]] به‌ویژه در [[نهج البلاغه]] [[امام علی]]{{ع}} می‌باشد.
# در ابعاد قبلی روش‌شناسی [[اقتصاد اسلامی]] در خصوص کاربرد تجربه و نیز تأثیر [[زمان]] و مکان توضیح داده شد که عقلانیت از چنین طرقی می‌تواند در [[فهم]] اقتصاد اسلامی مفید واقع شود و استفاده از تجربه یکی از شیوه‌های عقلانیت مورد [[تأیید]] در نصوص [[قرآنی]] و [[روایات اسلامی]] به‌ویژه در [[نهج البلاغه]] [[امام علی]] {{ع}} می‌باشد.


به هر حال [[اقتصاد]] [[غرب]] و اقتصاد [[اسلام]] در بهره‌گیری از عقلانیت همسو هستند، لکن این بدان معنی نیست که هر دو [[نظام]] از عقلانیت [[تفسیر]] واحدی داشته باشند. عقلانیت به عنوان یک عنصر مؤثر در اقتصاد سیاسی اسلام دارای مفهوم و قلمرو وسیع‌تر از عقلانیت غرب می‌باشد. فرض کنیم در یک کارگاه [[اقتصادی]] کارفرما، به کارگرانی که به [[ورزش]]، [[سلامتی]]، و یا به مسائل [[اخلاقی]] و [[معنوی]] اهمیت بیشتری می‌دهند و ضمن انجام هر چه بهتر [[وظایف]] کاری خود به این [[امور مادی]] و معنوی نیز می‌رسند [[پاداش]] بیشتری می‌دهد. عقلانیت در اقتصاد نئوکلاسیک، هنگامی این عمل را قابل قبول می‌شمارد که دارای توجیه اقتصادی باشد؛ یعنی ورزیدگی، سلامتی و [[معنویت]] در این [[کارگران]]، موجب سوددهی بیشتر برای کارگاه باشد. در حالی که عقلانیت در مفهوم [[اسلامی]] می‌تواند به این مسائل به چشم اضافه‌کار سودمند بنگرد.
به هر حال [[اقتصاد]] [[غرب]] و اقتصاد [[اسلام]] در بهره‌گیری از عقلانیت همسو هستند، لکن این بدان معنی نیست که هر دو [[نظام]] از عقلانیت [[تفسیر]] واحدی داشته باشند. عقلانیت به عنوان یک عنصر مؤثر در اقتصاد سیاسی اسلام دارای مفهوم و قلمرو وسیع‌تر از عقلانیت غرب می‌باشد. فرض کنیم در یک کارگاه [[اقتصادی]] کارفرما، به کارگرانی که به [[ورزش]]، [[سلامتی]]، و یا به مسائل [[اخلاقی]] و [[معنوی]] اهمیت بیشتری می‌دهند و ضمن انجام هر چه بهتر [[وظایف]] کاری خود به این [[امور مادی]] و معنوی نیز می‌رسند [[پاداش]] بیشتری می‌دهد. عقلانیت در اقتصاد نئوکلاسیک، هنگامی این عمل را قابل قبول می‌شمارد که دارای توجیه اقتصادی باشد؛ یعنی ورزیدگی، سلامتی و [[معنویت]] در این [[کارگران]]، موجب سوددهی بیشتر برای کارگاه باشد. در حالی که عقلانیت در مفهوم [[اسلامی]] می‌تواند به این مسائل به چشم اضافه‌کار سودمند بنگرد.
خط ۴۳: خط ۴۳:
بی‌گمان در اقتصاد سیاسی [[اسلام]]، [[تأمین رفاه عمومی]] از اهداف اصلی [[دولت]] محسوب می‌شود و این خود یک اصل [[عقلانی]] در [[اندیشه]] اسلام به شمار می‌آید لکن توجه به این نکته مهم است که [[رفاه]] مطلوب در اسلام رفاهی است که انسان را بر انجام [[وظایف]] او [[قادر]] سازد. در اینجا نیز عقلانیت [[غرب]] با عقلانیت به معنی [[دارالاسلام]] از یکدیگر جدا می‌شوند. به این ترتیب می‌توان برای مقوله‌های دیگر اقتصادی چون، [[سرمایه]]، انباشت سرمایه، حداکثر و حداقل کار، بهره‌کشی، [[ارزش]] کار و اجرت و نظایر آنها در پرتو دونوع عقلانیت مادی و عقلانیت جامع تفسیرهای متفاوت قایل شد.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی]] و [[ابراهیم موسی‌زاده|موسی‌زاده]]، [[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|بایسته‌های فقه سیاسی]]، ص ۲۹۵.</ref>
بی‌گمان در اقتصاد سیاسی [[اسلام]]، [[تأمین رفاه عمومی]] از اهداف اصلی [[دولت]] محسوب می‌شود و این خود یک اصل [[عقلانی]] در [[اندیشه]] اسلام به شمار می‌آید لکن توجه به این نکته مهم است که [[رفاه]] مطلوب در اسلام رفاهی است که انسان را بر انجام [[وظایف]] او [[قادر]] سازد. در اینجا نیز عقلانیت [[غرب]] با عقلانیت به معنی [[دارالاسلام]] از یکدیگر جدا می‌شوند. به این ترتیب می‌توان برای مقوله‌های دیگر اقتصادی چون، [[سرمایه]]، انباشت سرمایه، حداکثر و حداقل کار، بهره‌کشی، [[ارزش]] کار و اجرت و نظایر آنها در پرتو دونوع عقلانیت مادی و عقلانیت جامع تفسیرهای متفاوت قایل شد.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی]] و [[ابراهیم موسی‌زاده|موسی‌زاده]]، [[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|بایسته‌های فقه سیاسی]]، ص ۲۹۵.</ref>


==روش مناسب اقتصاد سیاسی اسلام==
== روش مناسب اقتصاد سیاسی اسلام ==
شاخص عمده اقتصادی [[سیاسی]] اسلام، مسأله‌سازی در موضوعات مهمی مانند: توفیر و توزیع عادلانه [[درآمدهای عمومی]]، توسعه [[ثروت]] از طریق توسعه [[اشتغال]]، تعدیل [[قدرت]] در آمد دولت و نحوه بهره‌برداری از منابع [[ثروت‌های عمومی]] و نظایر آن می‌باشد که با مفهوم [[اقتصاد]] دولتی کاملاً متمایز می‌باشد. تنها [[ایدئولوژی]] و [[معرفت‌شناسی]] نیست که اقتصاد سیاسی اسلام را متمایز می‌سازد بلکه نکته مهم در روش‌شناسی این نوع اقتصاد توجه به “جریان [[رشد]] انسان” است و نگاه به او به عنوان حقیقتی است در حال رشد و ماندگار که از پلی چون اقتصاد هم عبور می‌کند.
شاخص عمده اقتصادی [[سیاسی]] اسلام، مسأله‌سازی در موضوعات مهمی مانند: توفیر و توزیع عادلانه [[درآمدهای عمومی]]، توسعه [[ثروت]] از طریق توسعه [[اشتغال]]، تعدیل [[قدرت]] در آمد دولت و نحوه بهره‌برداری از منابع [[ثروت‌های عمومی]] و نظایر آن می‌باشد که با مفهوم [[اقتصاد]] دولتی کاملاً متمایز می‌باشد. تنها [[ایدئولوژی]] و [[معرفت‌شناسی]] نیست که اقتصاد سیاسی اسلام را متمایز می‌سازد بلکه نکته مهم در روش‌شناسی این نوع اقتصاد توجه به “جریان [[رشد]] انسان” است و نگاه به او به عنوان حقیقتی است در حال رشد و ماندگار که از پلی چون اقتصاد هم عبور می‌کند.


خط ۵۸: خط ۵۸:
به هر حال در روش‌شناسی اقتصاد سیاسی [[اسلام]] نباید از [[نظام سیاسی]] و [[اندیشه سیاسی اسلام]] [[غفلت]] ورزید، [[اقتصاد]] و [[سیاست]] به عنوان دو [[نظام]] وابسته به یکدیگر در اسلام مطرح هستند نه [[نظام سیاسی اسلام]] بدون اقتصاد مطلوب [[شریعت]] نتیجه مثبت می‌دهد و نه اقتصاد سیاسی اسلام در [[خلع]] [[حکومت]] و یا در بستر [[حکومت فاسد]] به لحاظ اسلامی نتیجه مطلوبی به بار می‌آورد. محور اصلی هر دو نظام یعنی نظام اقتصاد سیاسی اسلام و نظام سیاسی اسلام، [[دولت]] [[امامت]] است که به هر دو نظام مذکور معنی می‌دهد. اقتصاد سیاسی اسلام کلاً به امامت وابسته است و [[فلسفه امامت]]، خط‌مشی ما را در تنظیم اقتصاد سیاسی و نیز [[سیاست اقتصادی]] [[تعیین]] و شفاف می‌کند.
به هر حال در روش‌شناسی اقتصاد سیاسی [[اسلام]] نباید از [[نظام سیاسی]] و [[اندیشه سیاسی اسلام]] [[غفلت]] ورزید، [[اقتصاد]] و [[سیاست]] به عنوان دو [[نظام]] وابسته به یکدیگر در اسلام مطرح هستند نه [[نظام سیاسی اسلام]] بدون اقتصاد مطلوب [[شریعت]] نتیجه مثبت می‌دهد و نه اقتصاد سیاسی اسلام در [[خلع]] [[حکومت]] و یا در بستر [[حکومت فاسد]] به لحاظ اسلامی نتیجه مطلوبی به بار می‌آورد. محور اصلی هر دو نظام یعنی نظام اقتصاد سیاسی اسلام و نظام سیاسی اسلام، [[دولت]] [[امامت]] است که به هر دو نظام مذکور معنی می‌دهد. اقتصاد سیاسی اسلام کلاً به امامت وابسته است و [[فلسفه امامت]]، خط‌مشی ما را در تنظیم اقتصاد سیاسی و نیز [[سیاست اقتصادی]] [[تعیین]] و شفاف می‌کند.


تأثیر امامت در روش‌شناسی اقتصاد سیاسی اسلام به معنی آن نیست که اقتصاد سیاسی در [[جامعه اسلامی]] توسط [[امام]] دیکته می‌شود بدون آنکه ضابطه و اصول قانون‌مندی وجود داشته باشد. بلکه نقش امامت در این راستا بدان معنی است که هر چند اقتصاد سیاسی اسلام بر ضوابط و اصول قانون‌مندی [[استوار]] و نظام یافته است لکن در [[برنامه‌ریزی]] و تعیین سیاست‌های کلی و [[استراتژی]] اقتصاد سیاسی، دیدگاه‌های امام{{ع}} که از یک سو به اصول تغییرناپذیر شریعت و از سوی دیگر به [[مقتضیات زمان]] و شرایط مختلف [[اجتماعی]] توجه دارد در روش دولت، حرف اول را می‌زند مشروط بر آن‌که همه صفات و خصایص امامت از قبیل: [[فقاهت]]، [[عدالت]]، [[مدیریت]]، [[آگاهی]] و آشنایی به همه جوانب اجتماعی را دارا باشد.
تأثیر امامت در روش‌شناسی اقتصاد سیاسی اسلام به معنی آن نیست که اقتصاد سیاسی در [[جامعه اسلامی]] توسط [[امام]] دیکته می‌شود بدون آنکه ضابطه و اصول قانون‌مندی وجود داشته باشد. بلکه نقش امامت در این راستا بدان معنی است که هر چند اقتصاد سیاسی اسلام بر ضوابط و اصول قانون‌مندی [[استوار]] و نظام یافته است لکن در [[برنامه‌ریزی]] و تعیین سیاست‌های کلی و [[استراتژی]] اقتصاد سیاسی، دیدگاه‌های امام {{ع}} که از یک سو به اصول تغییرناپذیر شریعت و از سوی دیگر به [[مقتضیات زمان]] و شرایط مختلف [[اجتماعی]] توجه دارد در روش دولت، حرف اول را می‌زند مشروط بر آن‌که همه صفات و خصایص امامت از قبیل: [[فقاهت]]، [[عدالت]]، [[مدیریت]]، [[آگاهی]] و آشنایی به همه جوانب اجتماعی را دارا باشد.


در روش‌شناسی امامت در اقتصاد سیاسی اسلام همواره یک دوگانگی در پیش رو قرار دارد و در این روش سعی می‌شود که این دوگانگی با فقاهت و فرهیختگی حل و فصل گردد. اصول قانون‌مند [[نظام]] یافته [[اسلام]] از یک سو و شرایط موجود که احیاناً هنجارهای [[مخالف]] [[شریعت]] را می‌طلبد از سوی دیگر دو محور تضاد و دوگانگی در روش‌شناسی [[امامت]] را تشکیل می‌دهند. [[امام]] شخصیتی است ممتاز، که [[فقاهت]] و فرهیختگی را یک‌جا داراست و باید از میان این پاردایم‌ها [[راه]] حلی برای [[جامعه اسلامی]] پیدا کند و با خط مشی‌هایی که هم اصول شریعت و هم رعایت شرایط گوناگون [[اجتماعی]] را در بر دارد روش اقتصاد سیاسی جامعه اسلامی را تبیین نماید.
در روش‌شناسی امامت در اقتصاد سیاسی اسلام همواره یک دوگانگی در پیش رو قرار دارد و در این روش سعی می‌شود که این دوگانگی با فقاهت و فرهیختگی حل و فصل گردد. اصول قانون‌مند [[نظام]] یافته [[اسلام]] از یک سو و شرایط موجود که احیاناً هنجارهای [[مخالف]] [[شریعت]] را می‌طلبد از سوی دیگر دو محور تضاد و دوگانگی در روش‌شناسی [[امامت]] را تشکیل می‌دهند. [[امام]] شخصیتی است ممتاز، که [[فقاهت]] و فرهیختگی را یک‌جا داراست و باید از میان این پاردایم‌ها [[راه]] حلی برای [[جامعه اسلامی]] پیدا کند و با خط مشی‌هایی که هم اصول شریعت و هم رعایت شرایط گوناگون [[اجتماعی]] را در بر دارد روش اقتصاد سیاسی جامعه اسلامی را تبیین نماید.
خط ۶۵: خط ۶۵:
در حوزه بحث [[اقتصاد اسلامی]]، امامت جامعه اسلامی به معنی یک اقتصاددان [[اسلامی]] تفسیر نمی‌شود که صرفاً به خاطر فقاهت و [[اجتهاد]] مطلقی که دارد از دیگران متمایز می‌باشد بلکه باید به او به عنوان یک مهندس حرفه‌ای نگریست که در کنار [[دانش لازم]] برای طراحی مهندسی، تجربه و [[آگاهی]] از موقعیت و همه مسائل مربوط به پروژه را داراست و [[قدرت]] منطبق نمودن [[قواعد]] [[علمی]] مهندسی با شرایط پروژه را نیز آزموده است.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی]] و [[ابراهیم موسی‌زاده|موسی‌زاده]]، [[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|بایسته‌های فقه سیاسی]]، ص ۲۹۷.</ref>
در حوزه بحث [[اقتصاد اسلامی]]، امامت جامعه اسلامی به معنی یک اقتصاددان [[اسلامی]] تفسیر نمی‌شود که صرفاً به خاطر فقاهت و [[اجتهاد]] مطلقی که دارد از دیگران متمایز می‌باشد بلکه باید به او به عنوان یک مهندس حرفه‌ای نگریست که در کنار [[دانش لازم]] برای طراحی مهندسی، تجربه و [[آگاهی]] از موقعیت و همه مسائل مربوط به پروژه را داراست و [[قدرت]] منطبق نمودن [[قواعد]] [[علمی]] مهندسی با شرایط پروژه را نیز آزموده است.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی]] و [[ابراهیم موسی‌زاده|موسی‌زاده]]، [[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|بایسته‌های فقه سیاسی]]، ص ۲۹۷.</ref>


==مشکل روش‌شناسی اقتصاد سیاسی اسلام==
== مشکل روش‌شناسی اقتصاد سیاسی اسلام ==
اختلاف‌نظرهای [[فقهی]]، معضل عمده در روش‌شناسی اقتصاد سیاسی اسلام در همه [[کشورهای اسلامی]] است. [[اختلاف]] [[مذاهب فقهی]] به رسمیت شناخته شده در این کشورها از یک سو و اختلاف نظرات فقهای یک [[مذهب]] از سوی دیگر، اقتصاد سیاسی اسلام را در بن بستی قرار داده است که تنها با قبول [[کثرت‌گرایی]] و معتبر شمردن همه دیدگاه‌های مستند [[فقهی]] قابل حل می‌باشد.
اختلاف‌نظرهای [[فقهی]]، معضل عمده در روش‌شناسی اقتصاد سیاسی اسلام در همه [[کشورهای اسلامی]] است. [[اختلاف]] [[مذاهب فقهی]] به رسمیت شناخته شده در این کشورها از یک سو و اختلاف نظرات فقهای یک [[مذهب]] از سوی دیگر، اقتصاد سیاسی اسلام را در بن بستی قرار داده است که تنها با قبول [[کثرت‌گرایی]] و معتبر شمردن همه دیدگاه‌های مستند [[فقهی]] قابل حل می‌باشد.
اکثر [[کشورهای اسلامی]] در متن [[قانون اساسی]] خود، [[شریعت]] را به عنوان منبع اصلی و یا تنها منبع اصلی و یا تنها منبع [[قانون‌گذاری]] ذکر نموده‌اند، اما دقیقاً مشخص نیست که دیدگاه مبتنی بر [[منابع اسلامی]] در کدام [[مذهب]] معتبر است و کدام [[فتوا]] از میان [[مجتهدان]] و فقهای مذهب واحد، ملاک عمل در تشخیص [[اسلامی]] بودن منبع محسوب می‌شود؟
اکثر [[کشورهای اسلامی]] در متن [[قانون اساسی]] خود، [[شریعت]] را به عنوان منبع اصلی و یا تنها منبع اصلی و یا تنها منبع [[قانون‌گذاری]] ذکر نموده‌اند، اما دقیقاً مشخص نیست که دیدگاه مبتنی بر [[منابع اسلامی]] در کدام [[مذهب]] معتبر است و کدام [[فتوا]] از میان [[مجتهدان]] و فقهای مذهب واحد، ملاک عمل در تشخیص [[اسلامی]] بودن منبع محسوب می‌شود؟
خط ۷۴: خط ۷۴:
نو کردن قالب‌ها و استفاده از راهکارهای نوین نباید ما را از [[امانت‌داری]] نسبت به متون معتبر و مبانی [[فقهی]] [[اقتصاد]] به [[بیراهه]] بکشاند و اقتباس بدون پالایش خود یکی از این بیراهه‌ها است که چشم‌انداز [[آینده]] را تیره و تار می‌سازد.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی]] و [[ابراهیم موسی‌زاده|موسی‌زاده]]، [[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|بایسته‌های فقه سیاسی]]، ص ۳۰۱.</ref>
نو کردن قالب‌ها و استفاده از راهکارهای نوین نباید ما را از [[امانت‌داری]] نسبت به متون معتبر و مبانی [[فقهی]] [[اقتصاد]] به [[بیراهه]] بکشاند و اقتباس بدون پالایش خود یکی از این بیراهه‌ها است که چشم‌انداز [[آینده]] را تیره و تار می‌سازد.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی]] و [[ابراهیم موسی‌زاده|موسی‌زاده]]، [[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|بایسته‌های فقه سیاسی]]، ص ۳۰۱.</ref>


==پرسش مستقیم==
== پرسش مستقیم ==
* [[قلمرو اقتصاد سیاسی اسلام چیست؟ (پرسش)]]
* [[قلمرو اقتصاد سیاسی اسلام چیست؟ (پرسش)]]
* [[روش‌شناسی اقتصاد سیاسی اسلام چیست؟ (پرسش)]]
* [[روش‌شناسی اقتصاد سیاسی اسلام چیست؟ (پرسش)]]
خط ۸۱: خط ۸۱:
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1100759.jpg |22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی]] و [[ابراهیم موسی‌زاده|موسی‌زاده]]، [[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|'''بایسته‌های فقه سیاسی''']]
# [[پرونده:1100759.jpg |22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی]] و [[ابراهیم موسی‌زاده|موسی‌زاده]]، [[بایسته‌های فقه سیاسی (کتاب)|'''بایسته‌های فقه سیاسی''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش