جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
*اهل حدیث و شخص [[احمد بن حنبل]]، از اولین و بلکه بنیانگذار برخی از فرقههای [[اهل سنت]] است به خصوص برخی [[عقاید]] این [[فرقه]] بعدها سنگ بنای مسلک [[کلامی]] [[فرقه]] [[اشعری]] قرار گرفت<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۱.</ref>. | * اهل حدیث و شخص [[احمد بن حنبل]]، از اولین و بلکه بنیانگذار برخی از فرقههای [[اهل سنت]] است به خصوص برخی [[عقاید]] این [[فرقه]] بعدها سنگ بنای مسلک [[کلامی]] [[فرقه]] [[اشعری]] قرار گرفت<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۱.</ref>. | ||
==پیدایش== | == پیدایش == | ||
*جریان "اهل حدیث" در آغاز به عنوان یک جریان [[فقهی]] در مقابل [[اهل رأی]] و [[قیاس]] و بیشتر میان فقهای [[مدینه]] بهخصوص [[ابوحنیفه]] بود. شخص [[احمد بن حنبل]] نیز در واقع [[محدث]] بود و به [[ظواهر]] [[قرآن]] و [[احادیث]] [[تمسک]] میکرد. با توجه به ویژگیهای [[تاریخی]] اهل حدیث، آنها با القابی مانند [[حشویه]]، مشبهه، مالکیه و شافعیه یاد شدهاند<ref>ابوحاتم رازی، الزینه، ج۳، ص۴۳.</ref>. | * جریان "اهل حدیث" در آغاز به عنوان یک جریان [[فقهی]] در مقابل [[اهل رأی]] و [[قیاس]] و بیشتر میان فقهای [[مدینه]] بهخصوص [[ابوحنیفه]] بود. شخص [[احمد بن حنبل]] نیز در واقع [[محدث]] بود و به [[ظواهر]] [[قرآن]] و [[احادیث]] [[تمسک]] میکرد. با توجه به ویژگیهای [[تاریخی]] اهل حدیث، آنها با القابی مانند [[حشویه]]، مشبهه، مالکیه و شافعیه یاد شدهاند<ref>ابوحاتم رازی، الزینه، ج۳، ص۴۳.</ref>. | ||
*آنها را [[اصحاب]] [[حدیث]] و اثر هم گفتهاند؛ زیرا [[رأی]] و [[قیاس]] را به کار نمیگرفتند و میگفتند باید از آنچه از [[پیامبر]]، [[صحابه]] و [[تابعین]] در [[حلال و حرام]] به ما رسیده است، [[پیروی]] کنیم و سزاوار نیست [[قیاس]] کنیم<ref>ابوحاتم رازی، الزینه، ج۳، ص۴۳.</ref>. | * آنها را [[اصحاب]] [[حدیث]] و اثر هم گفتهاند؛ زیرا [[رأی]] و [[قیاس]] را به کار نمیگرفتند و میگفتند باید از آنچه از [[پیامبر]]، [[صحابه]] و [[تابعین]] در [[حلال و حرام]] به ما رسیده است، [[پیروی]] کنیم و سزاوار نیست [[قیاس]] کنیم<ref>ابوحاتم رازی، الزینه، ج۳، ص۴۳.</ref>. | ||
*از [[قرن سوم]] به بعد درباره آنها واژه [[سلف]] وارد شد که تا قرن هفتم به همان معنای لغوی آن به کار میرفت و بیشتر بر علمای قرن دوم و سوم اطلاق میشد<ref>انجمن علمی ادیان و مذاهب، آشنایی با فرق تسنن، ص۹۲.</ref>، تا اینکه در قرن هفتم ابنتیمیه آن را به معنای اخذ [[عقاید]] از [[نصوص]] و عدم [[برتری]] [[عقل]] بر [[نص]] تعریف کرد<ref>ابنتیمیه، الفتاوی الکبری، ج۲، ص۴۱.</ref>. در قرن دوازدهم نیز [[محمد بن عبدالوهاب]] دوباره [[تفکر]] [[احمد بن حنبل]] و ابنتیمیه را عملاً [[احیا]] و اجرایی نمود و [[وهابیت]] خود را [[سلفی]] نامیدند<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۱-۲۸۲.</ref>. | * از [[قرن سوم]] به بعد درباره آنها واژه [[سلف]] وارد شد که تا قرن هفتم به همان معنای لغوی آن به کار میرفت و بیشتر بر علمای قرن دوم و سوم اطلاق میشد<ref>انجمن علمی ادیان و مذاهب، آشنایی با فرق تسنن، ص۹۲.</ref>، تا اینکه در قرن هفتم ابنتیمیه آن را به معنای اخذ [[عقاید]] از [[نصوص]] و عدم [[برتری]] [[عقل]] بر [[نص]] تعریف کرد<ref>ابنتیمیه، الفتاوی الکبری، ج۲، ص۴۱.</ref>. در قرن دوازدهم نیز [[محمد بن عبدالوهاب]] دوباره [[تفکر]] [[احمد بن حنبل]] و ابنتیمیه را عملاً [[احیا]] و اجرایی نمود و [[وهابیت]] خود را [[سلفی]] نامیدند<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۱-۲۸۲.</ref>. | ||
==روش [[فهم]] [[دین]]== | == روش [[فهم]] [[دین]] == | ||
*اهل حدیث در [[کشف]] [[احکام]] در درجه اول به [[قرآن]] [[رجوع]] میکردند؛ اگر [[حکم]] مسئله را در [[قرآن]] نمییافتند، به [[حدیث]] [[پیغمبر]] مراجعه میکردند؛ اگر [[احادیث]] مختلف بود، به ترجیح [[احادیث]] از نظر [[راویان]] [[سند]] میپرداختند. اگر [[حکم]] مسئله را در [[حدیث]] نمییافتند یا ترجیحی در میان [[احادیث]] مختلف به دست نمیآوردند، به اقوال و فتاوای [[صحابه]] [[رجوع]] میکردند و اگر از این راه هم طرفی نمیبستند، کوشش میکردند بهنحوی از اشاراتی که در [[نصوص]] هست، استفاده کنند. | * اهل حدیث در [[کشف]] [[احکام]] در درجه اول به [[قرآن]] [[رجوع]] میکردند؛ اگر [[حکم]] مسئله را در [[قرآن]] نمییافتند، به [[حدیث]] [[پیغمبر]] مراجعه میکردند؛ اگر [[احادیث]] مختلف بود، به ترجیح [[احادیث]] از نظر [[راویان]] [[سند]] میپرداختند. اگر [[حکم]] مسئله را در [[حدیث]] نمییافتند یا ترجیحی در میان [[احادیث]] مختلف به دست نمیآوردند، به اقوال و فتاوای [[صحابه]] [[رجوع]] میکردند و اگر از این راه هم طرفی نمیبستند، کوشش میکردند بهنحوی از اشاراتی که در [[نصوص]] هست، استفاده کنند. | ||
*آنها [[معتقد]] بودند [[اعتماد]] به [[رأی]] و [[قیاس]]، [[انسان]] را در [[کشف]] [[احکام شرعی]] دچار [[انحراف]] و اشتباه میکند و روش اهل [[قیاس]] را نوعی [[افراط]] در [[رجوع]] به [[عقل]] و کوتاهی در اخذ به [[حدیث]] و به عبارت دیگر نوعی [[سطحینگری]] در [[کشف]] [[مصالح]] واقعی تلقی میکردند. اهل حدیث بر آن بودند که بنای کار [[شرع]] بر جمع متفرقات و تفریق مجتمعات است که از سطح [[عقول]] عادی به دور است. | * آنها [[معتقد]] بودند [[اعتماد]] به [[رأی]] و [[قیاس]]، [[انسان]] را در [[کشف]] [[احکام شرعی]] دچار [[انحراف]] و اشتباه میکند و روش اهل [[قیاس]] را نوعی [[افراط]] در [[رجوع]] به [[عقل]] و کوتاهی در اخذ به [[حدیث]] و به عبارت دیگر نوعی [[سطحینگری]] در [[کشف]] [[مصالح]] واقعی تلقی میکردند. اهل حدیث بر آن بودند که بنای کار [[شرع]] بر جمع متفرقات و تفریق مجتمعات است که از سطح [[عقول]] عادی به دور است. | ||
*آنها در مسائل مربوط به [[اصول دین]]، مانند مسائل [[فروع دین]]، اهل [[تسلیم]] و [[تعبد]] بوده و مخالف هر نوع [[تفکر]]، تعمق، [[استدلال]] و [[منطق]] بودند. اهل حدیث معتقدند لزومی ندارد درباره اینکه مثلاً [[عدل]] چیست و به چه [[دلیل]] منطقی [[خداوند]] [[عادل]] است، بیندیشیم؛ بلکه اندیشیدن در این امور [[بدعت]] و [[حرام]] است. ازاینرو [[حنابله]] به طور کلی با [[کلام]] اعم از [[کلام]] معتزلی یا [[اشعری]]، چه رسد به [[شیعی]]، و به طریق اولی با [[منطق]] و [[فلسفه]] مخالفند. | * آنها در مسائل مربوط به [[اصول دین]]، مانند مسائل [[فروع دین]]، اهل [[تسلیم]] و [[تعبد]] بوده و مخالف هر نوع [[تفکر]]، تعمق، [[استدلال]] و [[منطق]] بودند. اهل حدیث معتقدند لزومی ندارد درباره اینکه مثلاً [[عدل]] چیست و به چه [[دلیل]] منطقی [[خداوند]] [[عادل]] است، بیندیشیم؛ بلکه اندیشیدن در این امور [[بدعت]] و [[حرام]] است. ازاینرو [[حنابله]] به طور کلی با [[کلام]] اعم از [[کلام]] معتزلی یا [[اشعری]]، چه رسد به [[شیعی]]، و به طریق اولی با [[منطق]] و [[فلسفه]] مخالفند. | ||
* [[مالک بن انس]] و [[احمد بن حنبل]]، از [[ائمه]] اهل حدیث، هرگونه بحث و کاوش را در مسائل [[اعتقادی]] غیر جایز میشمرند. [[جلالالدین سیوطی]]، یکی از [[دانشمندان]] اهل حدیث نیز کتابی به نام [[صون المنطق و الکلام عن المنطق و الکلام]] نگاشته است. [[ابن تیمیه حنبلی]] نیز به [[حرمت]] [[کلام]] و [[منطق]] [[فتوا]] داده است<ref>مطهری، عدل الهی، ص۳۳ - ۳۱ و ۵۰ - ۴۹؛ همو، آشنایی با علوم اسلامی، ج۲، ص۲۶.</ref>؛ حتی [[احمد بن حنبل]] به عدم مجالست با اهل [[کلام]] [[فتوا]] میداد<ref>جواد الرومی، بین محنة الدین و الدنیا، ص۲۹۶.</ref> و تمام فرقههای [[اسلامی]] مانند [[شیعه]]، [[معتزله]]، [[مرجئه]] و [[خوارج]] را [[بدعتگذار]] میدانست و بر آن بود که [[نماز]] پشت سر آنها جایز نیست<ref>ابوحبیب، السیرة و المذهب، ص۳۰۴.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۲.</ref>. | * [[مالک بن انس]] و [[احمد بن حنبل]]، از [[ائمه]] اهل حدیث، هرگونه بحث و کاوش را در مسائل [[اعتقادی]] غیر جایز میشمرند. [[جلالالدین سیوطی]]، یکی از [[دانشمندان]] اهل حدیث نیز کتابی به نام [[صون المنطق و الکلام عن المنطق و الکلام]] نگاشته است. [[ابن تیمیه حنبلی]] نیز به [[حرمت]] [[کلام]] و [[منطق]] [[فتوا]] داده است<ref>مطهری، عدل الهی، ص۳۳ - ۳۱ و ۵۰ - ۴۹؛ همو، آشنایی با علوم اسلامی، ج۲، ص۲۶.</ref>؛ حتی [[احمد بن حنبل]] به عدم مجالست با اهل [[کلام]] [[فتوا]] میداد<ref>جواد الرومی، بین محنة الدین و الدنیا، ص۲۹۶.</ref> و تمام فرقههای [[اسلامی]] مانند [[شیعه]]، [[معتزله]]، [[مرجئه]] و [[خوارج]] را [[بدعتگذار]] میدانست و بر آن بود که [[نماز]] پشت سر آنها جایز نیست<ref>ابوحبیب، السیرة و المذهب، ص۳۰۴.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۲.</ref>. | ||
==[[اصول اعتقادی]]== | == [[اصول اعتقادی]] == | ||
*برخی از دیدگاههای [[اعتقادی]] [[احمد بن حنبل]]<ref>طرح اصول شده اعتقادی احمد بن حنبل از این جهت اهمیت دارد که بعدها به عنوان اصول اهل سنت و جماعت پذیرفته شد.</ref> و اهل حدیث به این بیان است<ref>سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ج۱، ص۱۶۶ - ۱۶۰؛ جمعی از نویسندگان، دانشنامه کلام اسلامی، مدخل اهل حدیث؛ ابوحبیب، السیرة و المذهب، ص۳۰۴ به بعد.</ref>: | * برخی از دیدگاههای [[اعتقادی]] [[احمد بن حنبل]]<ref>طرح اصول شده اعتقادی احمد بن حنبل از این جهت اهمیت دارد که بعدها به عنوان اصول اهل سنت و جماعت پذیرفته شد.</ref> و اهل حدیث به این بیان است<ref>سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ج۱، ص۱۶۶ - ۱۶۰؛ جمعی از نویسندگان، دانشنامه کلام اسلامی، مدخل اهل حدیث؛ ابوحبیب، السیرة و المذهب، ص۳۰۴ به بعد.</ref>: | ||
# [[ایمان]]، قول و عمل و [[نیت]] است و قابل ازدیاد و نقصان میباشد. | # [[ایمان]]، قول و عمل و [[نیت]] است و قابل ازدیاد و نقصان میباشد. | ||
#همه [[افعال]] خوب و بد [[انسان]] از سر [[قضا و قدر الهی]] است. از [[قضا و قدر الهی]] گریزی نیست. | # همه [[افعال]] خوب و بد [[انسان]] از سر [[قضا و قدر الهی]] است. از [[قضا و قدر الهی]] گریزی نیست. | ||
# [[قرآن]] مخلوق نیست و قدیم است و هرکس غیر از این [[اعتقاد]] داشته باشد، [[کافر]] است. | # [[قرآن]] مخلوق نیست و قدیم است و هرکس غیر از این [[اعتقاد]] داشته باشد، [[کافر]] است. | ||
#خروج بر [[سلطان]] [[جامعه اسلامی]] جایز نیست، حتی اگر [[جائر]] باشد | # خروج بر [[سلطان]] [[جامعه اسلامی]] جایز نیست، حتی اگر [[جائر]] باشد | ||
# [[خلافت]] و [[امامت]] تا [[قیامت]] از آن [[قریش]] است. | # [[خلافت]] و [[امامت]] تا [[قیامت]] از آن [[قریش]] است. | ||
# [[التزام]] به ظاهر صفات خبری بدون [[تأویل]] و کیف و [[تشبیه]]؛ ازاینرو [[مؤمنین]] در [[قیامت]] [[خدا]] را با چشم سر میبینند؛ همانگونه که [[انسان]] ماه شب چهارده را میبیند و [[بندگان]] با [[خدا]] در [[قبر]] و [[قیامت]] سخن میگویند. | # [[التزام]] به ظاهر صفات خبری بدون [[تأویل]] و کیف و [[تشبیه]]؛ ازاینرو [[مؤمنین]] در [[قیامت]] [[خدا]] را با چشم سر میبینند؛ همانگونه که [[انسان]] ماه شب چهارده را میبیند و [[بندگان]] با [[خدا]] در [[قبر]] و [[قیامت]] سخن میگویند. | ||