جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ایدئولوژی در قرآن]] - [[ایدئولوژی در حدیث]] - [[ایدئولوژی در نهج البلاغه]] - [[ایدئولوژی در معارف دعا و زیارات]] - [[ایدئولوژی در کلام اسلامی]] - [[ایدئولوژی در عرفان اسلامی]]| پرسش مرتبط = ایدئولوژی (پرسش)}} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[ایدئولوژی در قرآن]] - [[ایدئولوژی در حدیث]] - [[ایدئولوژی در نهج البلاغه]] - [[ایدئولوژی در معارف دعا و زیارات]] - [[ایدئولوژی در کلام اسلامی]] - [[ایدئولوژی در عرفان اسلامی]]| پرسش مرتبط = ایدئولوژی (پرسش)}} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
*ایدئولوژی از دو کلمه "ایده" به معنای [[فکر]] و نظر و "لوژی" به معنای شناختن ترکیب یافته است<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ۱/ ۹۲.</ref>. و در اصطلاح عبارت است از دستهای از آرای کلی و هماهنگ درباره رفتارهای [[انسان]]. بنابر این تعریف، [[نظام]] کلی [[احکام عملی]]- که در اصطلاح مذهبی "[[فروع دین]]" نام دارد- ایدئولوژی خوانده میشود<ref>آموزش عقاید، ۲۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 145.</ref>. | * ایدئولوژی از دو کلمه "ایده" به معنای [[فکر]] و نظر و "لوژی" به معنای شناختن ترکیب یافته است<ref>فرهنگ علوم سیاسی، ۱/ ۹۲.</ref>. و در اصطلاح عبارت است از دستهای از آرای کلی و هماهنگ درباره رفتارهای [[انسان]]. بنابر این تعریف، [[نظام]] کلی [[احکام عملی]]- که در اصطلاح مذهبی "[[فروع دین]]" نام دارد- ایدئولوژی خوانده میشود<ref>آموزش عقاید، ۲۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 145.</ref>. | ||
*ایدئولوژی بر [[جهانبینی]] [[استوار]] است. [[جهانبینی]] عبارت از نظر درباره [[جهان]] است آن چنان که هست؛ اما ایدئولوژی نظر درباره [[انسان]] است آن چنان که باید باشد<ref>تکامل اجتماعی انسان، ۱۱۵.</ref>. [[انسان]] برای [[نیل]] به [[سعادت]] [[نیازمند]] برنامهای جامع، هماهنگ و منسجم است. [[عقل]] [[بشر]] این نیاز را برنمیآورد هر چند شرط لازم آن است<ref>اصول کافی، ۱/ ۶۸، ۴۸ و ۴۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 145.</ref>. | * ایدئولوژی بر [[جهانبینی]] [[استوار]] است. [[جهانبینی]] عبارت از نظر درباره [[جهان]] است آن چنان که هست؛ اما ایدئولوژی نظر درباره [[انسان]] است آن چنان که باید باشد<ref>تکامل اجتماعی انسان، ۱۱۵.</ref>. [[انسان]] برای [[نیل]] به [[سعادت]] [[نیازمند]] برنامهای جامع، هماهنگ و منسجم است. [[عقل]] [[بشر]] این نیاز را برنمیآورد هر چند شرط لازم آن است<ref>اصول کافی، ۱/ ۶۸، ۴۸ و ۴۹.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 145.</ref>. | ||
*آنچه [[انسان]] را [[یاری]] میدهد تا به [[کمال انسانی]] خویش دست یازد، بایدها و نبایدهایش را نشان دهد و [[مسئولیتها]] و تکلیفهای او را باز شناساند، ایدئولوژی جامع، جاودان و پایدار است. این ایدئولوژی، در [[آیین اسلام]]، همان [[شریعت]] است<ref>مجموعه آثار، ۲/ ۵۵ و ۵۶.</ref>. گاه [[آدمی]] به [[خطا]] میلغزد و به ایدئولوژیهای مادی میگراید؛ اما این ایدئولوژی به [[سعادت]] نمیانجامد. [[آفریدگار]] هستی همواره با [[ارسال رسل]] و انزال [[کتب آسمانی]]، ایدئولوژی [[توحیدی]] را به [[انسان]] رسانیده و او را راه نموده است<ref>النجاة، ۷۰۹.</ref>. بنابر [[آموزههای اسلامی]]، نمیتوان ایدئولوژی را به [[زور]] پذیرفت و [[امید]] بر بقا و دوام آن داشت. از این رو، [[ایمان]] و علاقه درونی در پذیرفتن ایدئولوژی نقشی بنیادی دارد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 146.</ref>. | * آنچه [[انسان]] را [[یاری]] میدهد تا به [[کمال انسانی]] خویش دست یازد، بایدها و نبایدهایش را نشان دهد و [[مسئولیتها]] و تکلیفهای او را باز شناساند، ایدئولوژی جامع، جاودان و پایدار است. این ایدئولوژی، در [[آیین اسلام]]، همان [[شریعت]] است<ref>مجموعه آثار، ۲/ ۵۵ و ۵۶.</ref>. گاه [[آدمی]] به [[خطا]] میلغزد و به ایدئولوژیهای مادی میگراید؛ اما این ایدئولوژی به [[سعادت]] نمیانجامد. [[آفریدگار]] هستی همواره با [[ارسال رسل]] و انزال [[کتب آسمانی]]، ایدئولوژی [[توحیدی]] را به [[انسان]] رسانیده و او را راه نموده است<ref>النجاة، ۷۰۹.</ref>. بنابر [[آموزههای اسلامی]]، نمیتوان ایدئولوژی را به [[زور]] پذیرفت و [[امید]] بر بقا و دوام آن داشت. از این رو، [[ایمان]] و علاقه درونی در پذیرفتن ایدئولوژی نقشی بنیادی دارد<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 146.</ref>. | ||
*ایدئولوژی [[اسلام]] از گذر بیان عقلمدارانه و هدفمند [[معارف اسلامی]]، که بر [[فطرت انسانی]] استوارند<ref>{{متن قرآن| فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ}}؛ سوره روم، آیه ۳۰.</ref>، در [[جان]] [[آدمی]] نهال [[ایمان]] را مینشاند و او را در سیر به سوی [[تکامل]] [[یاری]] میبخشد. این ویژگی موجب میشود که اصول و ارکان ایدئولوژی [[اسلامی]]- بر خلاف ایدئولوژیهای مادی- پایدار و ماندگار مانَد<ref>نهج البلاغه، خ ۱۹۸.</ref>. بدین سان، ایدئولوژی [[اسلامی]] به معنای برنامه [[اسلام]] برای رسیدن [[انسان]] به [[زندگی]] [[سعادتمند]] [[دنیوی]] و [[اخروی]] است<ref>همان، خ ۱/ ۵۰- ۴۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 146.</ref>. | * ایدئولوژی [[اسلام]] از گذر بیان عقلمدارانه و هدفمند [[معارف اسلامی]]، که بر [[فطرت انسانی]] استوارند<ref>{{متن قرآن| فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ}}؛ سوره روم، آیه ۳۰.</ref>، در [[جان]] [[آدمی]] نهال [[ایمان]] را مینشاند و او را در سیر به سوی [[تکامل]] [[یاری]] میبخشد. این ویژگی موجب میشود که اصول و ارکان ایدئولوژی [[اسلامی]]- بر خلاف ایدئولوژیهای مادی- پایدار و ماندگار مانَد<ref>نهج البلاغه، خ ۱۹۸.</ref>. بدین سان، ایدئولوژی [[اسلامی]] به معنای برنامه [[اسلام]] برای رسیدن [[انسان]] به [[زندگی]] [[سعادتمند]] [[دنیوی]] و [[اخروی]] است<ref>همان، خ ۱/ ۵۰- ۴۶.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص 146.</ref>. | ||
==ایدئولوژی در فرهنگ مطهر== | == ایدئولوژی در فرهنگ مطهر == | ||
هر ایدئولوژی بر اساس یک [[جهانبینی]] است و خود جهانبینی نظر درباره [[جهان]] است آنچنان که هست، ولی ایدئولوژی نظر درباره [[انسان]] است آنچنان که باید باشد و باید بشود<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۱۱۵.</ref>. ایدئولوژی طرحی است که باید مشتمل بر [[ایمانی]] نباشد و لذا میتواند [[مقدّس]] باشد اما اگر خود ایدئولوژی مشتمل بر ایمانی نباشد و صرفاً یک [[نظام فکری]] باشد و خود بخواهد موضوع [[ایمان]] یعنی [[عشق]] و [[دلبستگی]] قرار بگیرد، این دیگر به هیچ وجه پایه منطقی ندارد. یعنی امری است که با [[زور]] تلقین و [[القاء]] میشود. بدان عمل کرد ولی پایه منطقی حسابی ندارد<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۱۱۴.</ref>. | هر ایدئولوژی بر اساس یک [[جهانبینی]] است و خود جهانبینی نظر درباره [[جهان]] است آنچنان که هست، ولی ایدئولوژی نظر درباره [[انسان]] است آنچنان که باید باشد و باید بشود<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۱۱۵.</ref>. ایدئولوژی طرحی است که باید مشتمل بر [[ایمانی]] نباشد و لذا میتواند [[مقدّس]] باشد اما اگر خود ایدئولوژی مشتمل بر ایمانی نباشد و صرفاً یک [[نظام فکری]] باشد و خود بخواهد موضوع [[ایمان]] یعنی [[عشق]] و [[دلبستگی]] قرار بگیرد، این دیگر به هیچ وجه پایه منطقی ندارد. یعنی امری است که با [[زور]] تلقین و [[القاء]] میشود. بدان عمل کرد ولی پایه منطقی حسابی ندارد<ref>تکامل اجتماعی انسان، ص۱۱۴.</ref>. | ||
ایدئولوژی یعنی مکتبی که بایدها و نبایدها را مشخص میکند، مکتبی که [[انسان]] را به یک هدفی [[دعوت]] میکند و برای رسیدن به آن [[هدف]] و راهی ارائه میدهد. ایدئولوژی میگوید: چگونه باید بود، چگونه باید زیست، چگونه باید شد، چگونه باید ساخت (از ماده [[سازندگی]])، یعنی خود را چگونه باید بسازیم، طبق چه الگویی باید بسازیم، [[جامعه]] خودمان را چگونه باید بسازیم. ایدئولوژی به این امور پاسخ میدهد، میگوید: این چنین باش، این چنین [[زندگی]] کن، این چنین بشو، این چنین خود را بساز، این چنین جامعه خود را بساز<ref>شناخت، ص۱۴.</ref>. ایدئولوژی - و به اصطلاح [[قرآن]] [[شریعت]] - بوده است<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۵۵.</ref>. | ایدئولوژی یعنی مکتبی که بایدها و نبایدها را مشخص میکند، مکتبی که [[انسان]] را به یک هدفی [[دعوت]] میکند و برای رسیدن به آن [[هدف]] و راهی ارائه میدهد. ایدئولوژی میگوید: چگونه باید بود، چگونه باید زیست، چگونه باید شد، چگونه باید ساخت (از ماده [[سازندگی]])، یعنی خود را چگونه باید بسازیم، طبق چه الگویی باید بسازیم، [[جامعه]] خودمان را چگونه باید بسازیم. ایدئولوژی به این امور پاسخ میدهد، میگوید: این چنین باش، این چنین [[زندگی]] کن، این چنین بشو، این چنین خود را بساز، این چنین جامعه خود را بساز<ref>شناخت، ص۱۴.</ref>. ایدئولوژی - و به اصطلاح [[قرآن]] [[شریعت]] - بوده است<ref>مجموعه آثار، ج۲، ص۵۵.</ref>. | ||