تسبیح در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = تسبیح
| موضوع مرتبط = تسبیح
| عنوان مدخل  = [[تسبیح]]
| عنوان مدخل  = تسبیح
| مداخل مرتبط = [[تسبیح در قرآن]] - [[تسبیح در حدیث]] - [[تسبیح در کلام اسلامی]] - [[تسبیح در فلسفه اسلامی]] - [[تسبیح در عرفان اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[تسبیح در قرآن]] - [[تسبیح در معارف دعا و زیارات]] - [[تسبیح در معارف و سیره سجادی]] - [[تسبیح در فرهنگ و معارف انقلاب اسلامی]]
| پرسش مرتبط  = تسبیح (پرسش)
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


'''تسبیح''' یا سبحان الله به معنای [[تنزیه]] [[خداوند]] از هرگونه [[شرک]] و عجز و [[نقص]] و اوصاف جسمی است. این واژه در [[آیات]] متعدد [[قرآن کریم]] و [[روایات]] استفاده شده است و آثار فراوانی همچون [[نجات]] از [[گرفتاری]] را به دنبال دارد. [[تسبیح خداوند]] دارای چنان اهمیتی است که از [[اهداف بعثت]] شمرده شده است. [[بهترین]] [[زمان]] گفتن آن، هنگام طلوع و [[غروب]] [[خورشید]] است.
'''تسبیح''' یا سبحان الله به معنای [[تنزیه]] [[خداوند]] از هرگونه [[شرک]] و عجز و نقص و اوصاف جسمی است. این واژه در [[آیات]] متعدد [[قرآن کریم]] و [[روایات]] استفاده شده است و آثار فراوانی همچون [[نجات]] از گرفتاری را به دنبال دارد. [[تسبیح خداوند]] دارای چنان اهمیتی است که از [[اهداف بعثت]] شمرده شده است. [[بهترین]] [[زمان]] گفتن آن، هنگام طلوع و غروب [[خورشید]] است.


== معناشناسی تسبیح ==
== معناشناسی ==
[[تسبیح]] از ریشه ـ ب ـ ح" و سبْح در لغت به معنای گذر سریع در آب و هواست و برای مرور ستارگان در فلک: {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ}}<ref> و اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید (که) هر یک در چرخه‌ای شناورند؛ سوره انبیاء، آیه:۳۳.</ref> و نیز دویدن اسب: {{متن قرآن|وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا}}<ref> و به فرشتگانی که شناورند و با شتاب فرود می‌آیند؛ سوره نازعات، آیه:۳.</ref> و سرعت گرفتن در انجام کاری: {{متن قرآن|إِنَّ لَكَ فِي النَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلا }}<ref> تو را در روز، کوششی دراز دامن است؛ سوره مزمل، آیه:۷.</ref> به استعاره گرفته شده است<ref>مفردات، ص‌۳۹۲؛ التحقیق، ج‌۵، ص‌۲۰، «سبح».</ref>.  
[[تسبیح]] از ریشه «س ـ ب ـ ح» و سبْح در لغت به معنای گذر سریع در آب و هواست و برای مرور ستارگان در فلک: {{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ}}<ref> و اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید (که) هر یک در چرخه‌ای شناورند؛ سوره انبیاء، آیه:۳۳.</ref> و نیز دویدن اسب: {{متن قرآن|وَالسَّابِحَاتِ سَبْحًا}}<ref> و به فرشتگانی که شناورند و با شتاب فرود می‌آیند؛ سوره نازعات، آیه:۳.</ref> و سرعت گرفتن در انجام کاری: {{متن قرآن|إِنَّ لَكَ فِي النَّهَارِ سَبْحًا طَوِيلا }}<ref> تو را در روز، کوششی دراز دامن است؛ سوره مزمل، آیه:۷.</ref> به استعاره گرفته شده است<ref>مفردات، ص‌۳۹۲؛ التحقیق، ج‌۵، ص‌۲۰، «سبح».</ref>.  


تسبیح در اصل مرور سریع در عبادت به دور از سستی" در بندگی [[خداوند متعال]] است، اعم از اینکه عبادت، قول یا فعل یا نیت "اعتقاد" باشد<ref>مفردات، ص‌۳۹۲، «سبح».</ref> و به معنای تنزیه خداوند از هرگونه شرک و عجز و عیب و نقص و اوصاف جسمی است<ref>التحقیق، ج‌۵، ص‌۱۹ ـ ۲۲، «سبح».</ref>. کلمه تسبیح را برای همه [[عبادات]] به کار می‌برند چه قول باشد و چه انجام کاری، و یا حتی اگر در محدوده [[نیت]] باشد<ref>المفردات فی غریب القرآن.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰؛ فرهنگ قرآن، ج۸؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۵۴؛ [[آزاده عباسی|عباسی، آزاده]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «تسبیح»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۴۵-۱۴۸.</ref>.
تسبیح در اصل مرور سریع در عبادت به دور از سستی" در بندگی [[خداوند متعال]] است، اعم از اینکه عبادت، قول یا فعل یا نیت "اعتقاد" باشد<ref>مفردات، ص‌۳۹۲، «سبح».</ref> و به معنای تنزیه خداوند از هرگونه شرک و عجز و عیب و نقص و اوصاف جسمی است<ref>التحقیق، ج‌۵، ص‌۱۹ ـ ۲۲، «سبح».</ref>. کلمه تسبیح را برای همه [[عبادات]] به کار می‌برند چه قول باشد و چه انجام کاری، و یا حتی اگر در محدوده [[نیت]] باشد<ref>المفردات فی غریب القرآن.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰؛ فرهنگ قرآن، ج۸؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]]، ص۵۴؛ [[آزاده عباسی|عباسی، آزاده]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «تسبیح»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص ۱۴۵-۱۴۸.</ref>


== تسبیح در قرآن ==
== تسبیح در قرآن ==
خط ۲۱: خط ۲۱:


و {{متن قرآن|اللَّهِ}} در {{متن قرآن|قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> بگو: این راه من است که با بینش به سوی خداوند فرا می‌خوانم، من و (نیز) هر کس که پیرو من است؛ و پاکاکه خداوند است و من از مشرکان نیستم؛ سوره یوسف، آیه:۱۰۸.</ref>؛
و {{متن قرآن|اللَّهِ}} در {{متن قرآن|قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ}}<ref> بگو: این راه من است که با بینش به سوی خداوند فرا می‌خوانم، من و (نیز) هر کس که پیرو من است؛ و پاکاکه خداوند است و من از مشرکان نیستم؛ سوره یوسف، آیه:۱۰۸.</ref>؛
و {{متن قرآن|كَ}} در {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref> و چون موسی به وعده‌گاه ما آمد و پروردگارش با وی سخن سر کرد، گفت: پروردگارا! خویش را به من بنمای تا در تو بنگرم، فرمود: مرا هرگز نخواهی دید اما در این کوه بنگر! اگر بر جای خود استوار ماند مرا نیز خواهی دید و همین که پروردگارش بر آن کوه تجلّی کرد آن را با خاک یکسان ساخت و موسی بیهوش افتاد و چون به خویش آمد، گفت: پاکا که تویی! به پیشگاهت توبه آوردم و من نخستین مؤمنم؛ سوره اعراف، آیه:۱۴۳.</ref>؛
و {{متن قرآن|كَ}} در {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref> و چون موسی به وعده‌گاه ما آمد و پروردگارش با وی سخن سر کرد، گفت: پروردگارا! خویش را به من بنمای تا در تو بنگرم، فرمود: مرا هرگز نخواهی دید اما در این کوه بنگر! اگر بر جای خود استوار ماند مرا نیز خواهی دید و همین که پروردگارش بر آن کوه تجلّی کرد آن را با خاک یکسان ساخت و موسی بیهوش افتاد و چون به خویش آمد، گفت: پاکا که تویی! به پیشگاهت توبه آوردم و من نخستین مؤمنم؛ سوره اعراف، آیه:۱۴۳.</ref>؛


و {{متن قرآن|ه}} در {{متن قرآن|وَقَالُواْ اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَل لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ}}<ref> و گفتند خداوند فرزندی گزیده است؛ پاکا که اوست، بلکه هر چه در آسمان و زمین است از اوست؛ همه فرمانبردار اویند؛ سوره بقره، آیه:۱۱۶.</ref>.<ref>النهایه، ج۲، ص۳۳۱؛ لسان‌العرب، ج۶، ص۱۴۴، «سبح»؛ اسماء و صفات الهی، ج‌۱، ص‌۶۴۷.</ref> به کار رفته است.  
و {{متن قرآن|ه}} در {{متن قرآن|وَقَالُواْ اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَل لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ كُلٌّ لَّهُ قَانِتُونَ}}<ref> و گفتند خداوند فرزندی گزیده است؛ پاکا که اوست، بلکه هر چه در آسمان و زمین است از اوست؛ همه فرمانبردار اویند؛ سوره بقره، آیه:۱۱۶.</ref>.<ref>النهایه، ج۲، ص۳۳۱؛ لسان‌العرب، ج۶، ص۱۴۴، «سبح»؛ اسماء و صفات الهی، ج‌۱، ص‌۶۴۷.</ref> به کار رفته است.  


و در مواردی مانند [[تنزیه]] [[خدا]] از آنچه او را بدان [[وصف]] می‌کنند: {{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref> اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی می‌بودند، هر دو تباه می‌شدند پس پاکا که خداوند است- پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان)- از آنچه وصف می‌کنند؛ سوره انبیاء، آیه:۲۲.</ref> یا درباره او می‌گویند: {{متن قرآن|سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا}}<ref> پاکا و فرا برترا به برتری بزرگ که اوست از آنچه (آنان) می‌گویند؛ سوره اسراء، آیه:۴۳.</ref> و تنزیه از [[شرک]] [[مشرکان]] {{متن قرآن|وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref> و پروردگارت هر چه خواهد می‌آفریند و می‌گزیند؛ آنان را گزینشی نیست، پاکا خداوند و فرابرترا (که اوست) از آنچه (برای او) شریک می‌آورند؛ سوره قصص، آیه:۶۸.</ref><ref>المیزان، ج‌۱۶، ص‌۶۹.</ref> و از [[فرزند داشتن]] {{متن قرآن|قَالُواْ اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَذَا أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ}}<ref> گفتند: خداوند فرزندی برگزیده است، پاکاکه اوست، او بی‌نیاز است؛ آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، از آن اوست شما را در این (گفته) برهانی نیست؛ آیا چیزی که نمی‌دانید درباره خداوند می‌گویید؟؛ سوره یونس، آیه:۶۸.</ref> به کار رفته است.
و در مواردی مانند [[تنزیه]] [[خدا]] از آنچه او را بدان وصف می‌کنند: {{متن قرآن|لَوْ كَانَ فِيهِمَا آلِهَةٌ إِلاَّ اللَّهُ لَفَسَدَتَا فَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ}}<ref> اگر در آن دو (- آسمان و زمین) جز خداوند خدایانی می‌بودند، هر دو تباه می‌شدند پس پاکا که خداوند است- پروردگار اورنگ (فرمانفرمایی جهان)- از آنچه وصف می‌کنند؛ سوره انبیاء، آیه:۲۲.</ref> یا درباره او می‌گویند: {{متن قرآن|سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيرًا}}<ref> پاکا و فرا برترا به برتری بزرگ که اوست از آنچه (آنان) می‌گویند؛ سوره اسراء، آیه:۴۳.</ref> و تنزیه از [[شرک]] [[مشرکان]] {{متن قرآن|وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ}}<ref> و پروردگارت هر چه خواهد می‌آفریند و می‌گزیند؛ آنان را گزینشی نیست، پاکا خداوند و فرابرترا (که اوست) از آنچه (برای او) شریک می‌آورند؛ سوره قصص، آیه:۶۸.</ref><ref>المیزان، ج‌۱۶، ص‌۶۹.</ref> و از [[فرزند داشتن]] {{متن قرآن|قَالُواْ اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَات وَمَا فِي الأَرْضِ إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَذَا أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ}}<ref> گفتند: خداوند فرزندی برگزیده است، پاکاکه اوست، او بی‌نیاز است؛ آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، از آن اوست شما را در این (گفته) برهانی نیست؛ آیا چیزی که نمی‌دانید درباره خداوند می‌گویید؟؛ سوره یونس، آیه:۶۸.</ref> به کار رفته است.


{{عربی|"سُبُّوحٌ‏ قُدُّوس‏"}} نیز از اسمای [[خداوند]] است و وزن "فُعوّل" جز در مورد این دو در [[کلام عرب]] وجود ندارد<ref>مفردات، ص‌۳۹۳، «سبح».</ref>
{{عربی|"سُبُّوحٌ‏ قُدُّوس‏"}} نیز از اسمای [[خداوند]] است و وزن "فُعوّل" جز در مورد این دو در [[کلام عرب]] وجود ندارد<ref>مفردات، ص‌۳۹۳، «سبح».</ref>
خط ۳۱: خط ۳۲:
همچنین در آیاتی ذکر [[خداوند]]: {{متن قرآن|وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلاَ تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ}}<ref> و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بی‌بانگ بلند در گفتار، سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!؛ سوره اعراف، آیه: ۲۰۵.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا }}<ref> ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید؛ سوره احزاب، آیه:۴۱.</ref>؛ {{متن قرآن|اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ}}<ref> آنچه از این کتاب بر تو وحی شده است بخوان و نماز را بپا دار که نماز از کار زشت و کار ناپسند باز می‌دارد و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگ‌تر است و خداوند می‌داند که چه انجام می‌دهید؛ سوره عنکبوت، آیه:۴۵.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج‌۴، ص‌۷۹۲؛ ج‌۸، ص‌۴۴۷، ۵۶۸؛ زادالمسیر، ج‌۶، ص‌۲۰۴.</ref> و [[کلمه طیبه]]: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء}}<ref> آیا درنیافته‌ای که خداوند چگونه به کلمه‌ای پاک مثل می‌زند که همگون درختی پاک است، ریشه‌اش پابرجاست و شاخه‌اش سر بر آسمان دارد؛ سوره ابراهیم، آیه:۲۴.</ref><ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۵۱.</ref> و باقیات صالحات: {{متن قرآن|الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلا}}<ref> دارایی و پسران زیور زندگی دنیایند و کارهای ماندگار شایسته در نزد پروردگارت در پاداش و امید (به آینده) بهتر است؛ سوره کهف، آیه:۴۶.</ref>؛ {{متن قرآن|وَيَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدًى وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ مَّرَدًّا }}<ref> و خداوند بر راهیابی رهیافتگان می‌افزاید و نزد پروردگارت کارهای ماندگار شایسته پاداشی بهتر و فرجامی خوش‌تر دارند؛ سوره مریم، آیه:۷۶.</ref><ref>تفسیر قمی، ج‌۲، ص‌۵۱؛ التبیان، ج‌۷، ص‌۱۴۶.</ref> و صلوة: {{متن قرآن|وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى}}<ref> و خانواده‌ات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن، ما از تو روزی نمی‌خواهیم که خود، تو را روزی می‌دهیم و سرانجام (نیک) برای پرهیزگاری است؛ سوره طه، آیه: ۱۳۲.</ref>.<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۱، ص‌۱۶۹.</ref> به [[تسبیح]] [[تفسیر]] شده است.
همچنین در آیاتی ذکر [[خداوند]]: {{متن قرآن|وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ وَلاَ تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ}}<ref> و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بی‌بانگ بلند در گفتار، سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!؛ سوره اعراف، آیه: ۲۰۵.</ref>؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا }}<ref> ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید؛ سوره احزاب، آیه:۴۱.</ref>؛ {{متن قرآن|اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ}}<ref> آنچه از این کتاب بر تو وحی شده است بخوان و نماز را بپا دار که نماز از کار زشت و کار ناپسند باز می‌دارد و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگ‌تر است و خداوند می‌داند که چه انجام می‌دهید؛ سوره عنکبوت، آیه:۴۵.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج‌۴، ص‌۷۹۲؛ ج‌۸، ص‌۴۴۷، ۵۶۸؛ زادالمسیر، ج‌۶، ص‌۲۰۴.</ref> و [[کلمه طیبه]]: {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء}}<ref> آیا درنیافته‌ای که خداوند چگونه به کلمه‌ای پاک مثل می‌زند که همگون درختی پاک است، ریشه‌اش پابرجاست و شاخه‌اش سر بر آسمان دارد؛ سوره ابراهیم، آیه:۲۴.</ref><ref>المیزان، ج‌۱۲، ص‌۵۱.</ref> و باقیات صالحات: {{متن قرآن|الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ أَمَلا}}<ref> دارایی و پسران زیور زندگی دنیایند و کارهای ماندگار شایسته در نزد پروردگارت در پاداش و امید (به آینده) بهتر است؛ سوره کهف، آیه:۴۶.</ref>؛ {{متن قرآن|وَيَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدًى وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ مَّرَدًّا }}<ref> و خداوند بر راهیابی رهیافتگان می‌افزاید و نزد پروردگارت کارهای ماندگار شایسته پاداشی بهتر و فرجامی خوش‌تر دارند؛ سوره مریم، آیه:۷۶.</ref><ref>تفسیر قمی، ج‌۲، ص‌۵۱؛ التبیان، ج‌۷، ص‌۱۴۶.</ref> و صلوة: {{متن قرآن|وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَى}}<ref> و خانواده‌ات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن، ما از تو روزی نمی‌خواهیم که خود، تو را روزی می‌دهیم و سرانجام (نیک) برای پرهیزگاری است؛ سوره طه، آیه: ۱۳۲.</ref>.<ref>تفسیر قرطبی، ج‌۱، ص‌۱۶۹.</ref> به [[تسبیح]] [[تفسیر]] شده است.


شش سوره از [[قرآن کریم]]: [[سوره جمعه]]؛ تغابن؛ صفّ؛ [[حدید]]؛ [[حشر]] و اعلی با {{متن قرآن|يُسَبِّحُ}} یا {{متن قرآن|سَبَّحَ}} آغاز می‌شود که آنها را "مُسَبَحّات سِتّ" یعنی ۶ [[سوره]] آغاز شده با [[تسبیح]] می‌گویند<ref>عون‌المعبود، ج۴، ص۱۹۳؛ السنن‌الکبری، ج‌۶، ص‌۱۷۹؛ تفسیر موضوعی، ج‌۹، ص‌۶۴.</ref> و [[رسول‌ خدا]] {{صل}} هر [[شب]] آنها را [[تلاوت]] می‌کردند<ref>بحارالانوار، ج‌۸۹، ص‌۳۱۲.</ref>. برخی [[سوره اسراء]] را نیز که با [[تسبیح]] شروع و در بسیاری از بخش‌های آن [[تسبیح]] [[حق ذکر]] شده<ref>المیزان، ج‌۱۳، ص‌۵؛ شرح اصول کافی، ج‌۱۱، ص‌۵۸.</ref>، از سور مسبحّات دانسته‌اند<ref>البیان فی عدّ آی القرآن، ص‌۱۳۳؛ تحفة الاحوذی، ج‌۸، ص‌۱۹۲.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>
شش سوره از [[قرآن کریم]]: [[سوره جمعه]]؛ [[سوره تغابن]]؛ [[سوره صف]]؛ [[سوره حدید]]؛ [[سوره حشر]] و [[سوره اعلی]] با {{متن قرآن|يُسَبِّحُ}} یا {{متن قرآن|سَبَّحَ}} آغاز می‌شود که آنها را "مُسَبَحّات سِتّ" یعنی ۶ [[سوره]] آغاز شده با [[تسبیح]] می‌گویند<ref>عون‌المعبود، ج۴، ص۱۹۳؛ السنن‌الکبری، ج‌۶، ص‌۱۷۹؛ تفسیر موضوعی، ج‌۹، ص‌۶۴.</ref> و [[رسول‌ خدا]] {{صل}} هر [[شب]] آنها را [[تلاوت]] می‌کردند<ref>بحارالانوار، ج‌۸۹، ص‌۳۱۲.</ref>. برخی [[سوره اسراء]] را نیز که با [[تسبیح]] شروع و در بسیاری از بخش‌های آن [[تسبیح]] [[حق ذکر]] شده<ref>المیزان، ج‌۱۳، ص‌۵؛ شرح اصول کافی، ج‌۱۱، ص‌۵۸.</ref>، از سور مسبحّات دانسته‌اند<ref>البیان فی عدّ آی القرآن، ص‌۱۳۳؛ تحفة الاحوذی، ج‌۸، ص‌۱۹۲.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>


== تسبیح عملی و لفظی ==
== تسبیح عملی و لفظی ==
خط ۴۱: خط ۴۲:
در نظری دیگر [[تسبیح]] منزه دانستن [[خدا]] از نقایص امکانی و [[تقدیس]] منزه دانستن وی از [[نقص]] یا کمال نسبی محدود دانسته شده و بر این اساس [[تقدیس]] از [[تسبیح]] اخص است<ref>الکشاف، ج‌۱، ص‌۱۲۵؛ شرح فصوص الحکم، ص‌۳۶۸، ۵۴۱.</ref>.  
در نظری دیگر [[تسبیح]] منزه دانستن [[خدا]] از نقایص امکانی و [[تقدیس]] منزه دانستن وی از [[نقص]] یا کمال نسبی محدود دانسته شده و بر این اساس [[تقدیس]] از [[تسبیح]] اخص است<ref>الکشاف، ج‌۱، ص‌۱۲۵؛ شرح فصوص الحکم، ص‌۳۶۸، ۵۴۱.</ref>.  


برخی [[تسبیح]] را منزه دانستن [[خدا]] در مرتبه جمع و [[تقدیس]] را منزه دانستن وی در مرتبه جمع و تفصیل<ref>المصطلحات الکلامیه، ص‌۷۸.</ref> و بعضی [[تسبیح]] را [[تنزیه]] ذات و [[تقدیس]] را [[تنزیه]] [[صفات]]<ref>ممد الهمم، ص‌۲۶.</ref> یا [[تسبیح]] را [[تنزیه]] [[حق]] به اعتبار [[مقام]] واحدیت و [[تقدیس]] را [[تنزیه]] وی به اعتبار [[مقام]] احدیت دانسته‌اند<ref>بیان السعاده، ج‌۱، ص‌۷۴.</ref>. برخی دیگر [[تسبیح]] را منزه دانستن [[خداوند]] از [[تشبیه]] و [[تقدیس]] را منزه دانستن او از [[تشبیه]] و [[تنزیه]] معرفی کرده‌اند<ref>شرح فصوص الحکم، ص‌۳۶۸، ۵۴۱.</ref>.  
برخی [[تسبیح]] را منزه دانستن [[خدا]] در مرتبه جمع و [[تقدیس]] را منزه دانستن وی در مرتبه جمع و تفصیل<ref>المصطلحات الکلامیه، ص‌۷۸.</ref> و بعضی [[تسبیح]] را [[تنزیه]] ذات و تقدیس را تنزیه صفات<ref>ممد الهمم، ص‌۲۶.</ref> یا تسبیح را تنزیه [[حق]] به اعتبار مقام واحدیت و تقدیس را تنزیه وی به اعتبار مقام احدیت دانسته‌اند<ref>بیان السعاده، ج‌۱، ص‌۷۴.</ref>. برخی دیگر تسبیح را منزه دانستن [[خداوند]] از تشبیه و تقدیس را منزه دانستن او از تشبیه و تنزیه معرفی کرده‌اند<ref>شرح فصوص الحکم، ص‌۳۶۸، ۵۴۱.</ref>.  


تفاوت‌های دیگری نیز بین آن دو ذکر شده است؛ مانند اینکه [[تسبیح]] [[نفی]] امور ناسازگار با خدایی و [[تقدیس]] [[اثبات]] اوصاف مناسب خداست<ref>المصطلحات الکلامیه، ص‌۷۸.</ref> یا اینکه [[تقدیس]] ویژه [[خداوند سبحان]] نیست و درباره [[انسان‌ها]] و حتی غیر [[انسان‌ها]]: {{متن قرآن|يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلاَ تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِينَ}}<ref> ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید؛ سوره مائده، آیه:۲۱.</ref> نیز به کار می‌رود؛ ولی [[تسبیح]] به [[خداوند]] اختصاص دارد<ref>الفروق اللغویه، ص‌۱۲۵.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>
تفاوت‌های دیگری نیز بین آن دو ذکر شده است؛ مانند اینکه [[تسبیح]] [[نفی]] امور ناسازگار با خدایی و [[تقدیس]] [[اثبات]] اوصاف مناسب خداست<ref>المصطلحات الکلامیه، ص‌۷۸.</ref> یا اینکه [[تقدیس]] ویژه [[خداوند سبحان]] نیست و درباره [[انسان‌ها]] و حتی غیر [[انسان‌ها]]: {{متن قرآن|يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلاَ تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِينَ}}<ref> ای قوم من! به سرزمین مقدّسی که خداوند برای شما مقرّر فرموده است وارد شوید و واپس مگرایید که زیانکار گردید؛ سوره مائده، آیه:۲۱.</ref> نیز به کار می‌رود؛ ولی [[تسبیح]] به [[خداوند]] اختصاص دارد<ref>الفروق اللغویه، ص‌۱۲۵.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>
خط ۶۴: خط ۶۵:
# '''[[فرمان]] به [[تسبیح]] همراه با [[حمد]] [[پروردگار]]:''' {{متن قرآن|فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ}}<ref> پس پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای و از سجده‌گزاران باش؛ سوره حجر، آیه:۹۸.</ref> در برخی [[آیات]] نیز بعد از آن به [[استغفار]] [[امر]] شده: {{متن قرآن|فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا}}<ref> آنگاه، با سپاس، پروردگارت را به پاکی بستای و از وی آمرزش خواه که او بی‌گمان بسیار توبه‌پذیر است؛ سوره نصر، آیه:۳.</ref> و آن اشاره‌ای است به تقدیم اشتغال به [[خالق]] با تسبیح و [[تحمید]] وی، بر مشغول شدن به خویش با استغفار که حالتی آمیخته از توجه به خالق و [[خلق]] است<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۳۲، ص‌۱۵۸.</ref> و با آن دو قوام امر [[دین کامل]] می‌شود که عبارت است از جمع بین [[طاعت]] و دوری جستن از [[معصیت]]<ref>الکشاف، ج‌۴، ص‌۸۱۱.</ref>. بنابراین تقدیم تسبیح و حمد بر استغفار فرود آمدن از ملاحظه جلال خالق به سوی مخلوق است<ref>تفسیر لاهیجی، ج‌۴، ص‌۸۸۲.</ref>.
# '''[[فرمان]] به [[تسبیح]] همراه با [[حمد]] [[پروردگار]]:''' {{متن قرآن|فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ}}<ref> پس پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای و از سجده‌گزاران باش؛ سوره حجر، آیه:۹۸.</ref> در برخی [[آیات]] نیز بعد از آن به [[استغفار]] [[امر]] شده: {{متن قرآن|فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كَانَ تَوَّابًا}}<ref> آنگاه، با سپاس، پروردگارت را به پاکی بستای و از وی آمرزش خواه که او بی‌گمان بسیار توبه‌پذیر است؛ سوره نصر، آیه:۳.</ref> و آن اشاره‌ای است به تقدیم اشتغال به [[خالق]] با تسبیح و [[تحمید]] وی، بر مشغول شدن به خویش با استغفار که حالتی آمیخته از توجه به خالق و [[خلق]] است<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۳۲، ص‌۱۵۸.</ref> و با آن دو قوام امر [[دین کامل]] می‌شود که عبارت است از جمع بین [[طاعت]] و دوری جستن از [[معصیت]]<ref>الکشاف، ج‌۴، ص‌۸۱۱.</ref>. بنابراین تقدیم تسبیح و حمد بر استغفار فرود آمدن از ملاحظه جلال خالق به سوی مخلوق است<ref>تفسیر لاهیجی، ج‌۴، ص‌۸۸۲.</ref>.
# '''[[دستور]] به تسبیح با حمد پروردگار در دو طرف [[روز]]:''' {{متن قرآن|فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ}}<ref> بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روز و پگاهان با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!؛ سوره غافر، آیه: ۵۵.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج‌۸، ص‌۸۲۱؛ المیزان، ج‌۱۷، ص‌۳۴۱.</ref> به‌گفته برخی [[مفسّران]] در این دو [[زمان]] [[تدبیر]] و تنزّه پروردگار مشهودتر<ref>پرتوی از قرآن، ج‌۳، ص‌۱۲۶.</ref> و نیز هنگام [[نشاط]] [[نفس]] و شدت [[شوق]] آن به اصل خویش است، برخلاف [[دل]] شب و وسط روز که هنگام خستگی نفس و [[سستی]] قوا است<ref>بیان السعاده، ج‌۱، ص‌۲۶۱.</ref>.
# '''[[دستور]] به تسبیح با حمد پروردگار در دو طرف [[روز]]:''' {{متن قرآن|فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ}}<ref> بنابراین شکیب کن که وعده خداوند راستین است و از گناه خویش آمرزش بخواه و در پایان روز و پگاهان با سپاس پروردگارت را به پاکی بستای!؛ سوره غافر، آیه: ۵۵.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج‌۸، ص‌۸۲۱؛ المیزان، ج‌۱۷، ص‌۳۴۱.</ref> به‌گفته برخی [[مفسّران]] در این دو [[زمان]] [[تدبیر]] و تنزّه پروردگار مشهودتر<ref>پرتوی از قرآن، ج‌۳، ص‌۱۲۶.</ref> و نیز هنگام [[نشاط]] [[نفس]] و شدت [[شوق]] آن به اصل خویش است، برخلاف [[دل]] شب و وسط روز که هنگام خستگی نفس و [[سستی]] قوا است<ref>بیان السعاده، ج‌۱، ص‌۲۶۱.</ref>.
# '''امر به تسبیح در دل شبهای دیجور و [[خلوت]]<ref>الموسوعة الذهبیه، ج‌۹، ص‌۳۲۳.</ref>:''' {{متن قرآن|وَمِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَيْلا طَوِيلا}}<ref> و پاسی از شب را برای او سجده بگزار و او را در بلندای شب به پاکی بستای؛ سوره انسان، آیه:۲۶.</ref>.
# '''امر به تسبیح در دل شبهای دیجور و خلوت<ref>الموسوعة الذهبیه، ج‌۹، ص‌۳۲۳.</ref>:''' {{متن قرآن|وَمِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَيْلا طَوِيلا}}<ref> و پاسی از شب را برای او سجده بگزار و او را در بلندای شب به پاکی بستای؛ سوره انسان، آیه:۲۶.</ref>.
# '''ابتدای روز و انتهای شب:''' {{متن قرآن|وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ النُّجُومِ}}<ref> چون برمی‌خیزی پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاسی از شباهنگام و هنگام رفتن ستارگان او را به پاکی بستای!؛ سوره طور، آیه: ۴۸ - ۴۹.</ref>.<ref>مجمع‌البیان، ج‌۹، ص‌۴۹؛ المیزان، ج‌۱۹، ص‌۲۴.</ref>
# '''ابتدای روز و انتهای شب:''' {{متن قرآن|وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ النُّجُومِ}}<ref> چون برمی‌خیزی پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای! و پاسی از شباهنگام و هنگام رفتن ستارگان او را به پاکی بستای!؛ سوره طور، آیه: ۴۸ - ۴۹.</ref>.<ref>مجمع‌البیان، ج‌۹، ص‌۴۹؛ المیزان، ج‌۱۹، ص‌۲۴.</ref>
# '''قبل از طلوع و [[غروب]] [[خورشید]]:''' {{متن قرآن|وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا}}<ref> پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای؛ سوره طه، آیه:۱۳۰.</ref>.<ref>التبیان، ج‌۷، ص‌۲۲۲؛ جوامع الجامع، ج‌۲، ص‌۴۷؛ المیزان، ج‌۱۴، ص‌۲۳۵.</ref>
# '''قبل از طلوع و غروب [[خورشید]]:''' {{متن قرآن|وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِهَا}}<ref> پیش از برآمدن آفتاب و پیش از فرو رفتن آن پروردگارت را با سپاس به پاکی بستای؛ سوره طه، آیه:۱۳۰.</ref>.<ref>التبیان، ج‌۷، ص‌۲۲۲؛ جوامع الجامع، ج‌۲، ص‌۴۷؛ المیزان، ج‌۱۴، ص‌۲۳۵.</ref>
# '''ساعت‌هایی از شب و اطراف [[روز]]:''' {{متن قرآن|وَمِنْ آنَاء اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى}}<ref>و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی؛ سوره طه، آیه:۱۳۰.</ref>.<ref>التبیان، ج‌۷، ص‌۲۲۲؛ جوامع الجامع، ج‌۲، ص‌۴۷؛ المیزان، ج‌۱۴، ص‌۲۳۵.</ref>
# '''ساعت‌هایی از شب و اطراف [[روز]]:''' {{متن قرآن|وَمِنْ آنَاء اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى}}<ref>و پاس‌هایی از شب و پیرامون‌های روز را نیز به ستایش پرداز باشد که خشنود گردی؛ سوره طه، آیه:۱۳۰.</ref>.<ref>التبیان، ج‌۷، ص‌۲۲۲؛ جوامع الجامع، ج‌۲، ص‌۴۷؛ المیزان، ج‌۱۴، ص‌۲۳۵.</ref>
# '''[[فرمان]] به [[تسبیح]] با [[اسم پروردگار]] بزرگ<ref>المیزان، ج‌۱۹، ص‌۱۳۶.</ref>:''' {{متن قرآن|فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ}}<ref>پس نام سترگ پروردگار خویش را به پاکی بستای!؛ سوره واقعه، آیه:۷۴.</ref>.
# '''[[فرمان]] به [[تسبیح]] با [[اسم پروردگار]] بزرگ<ref>المیزان، ج‌۱۹، ص‌۱۳۶.</ref>:''' {{متن قرآن|فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ}}<ref>پس نام سترگ پروردگار خویش را به پاکی بستای!؛ سوره واقعه، آیه:۷۴.</ref>.
خط ۷۳: خط ۷۴:


=== [[تسبیح]] [[پیامبران]] ===
=== [[تسبیح]] [[پیامبران]] ===
# تسبیح [[حضرت موسی]] {{ع}} در جریان تجلی [[خداوند]] بر [[کوه]] طور در پی درخواست دیدن وی و با [[خاک]] یکسان شدن کوه و مدهوش افتادن [[موسی]] بر [[زمین]]، هنگامی که به خود آمد: {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref> و چون موسی به وعده‌گاه ما آمد و پروردگارش با وی سخن سر کرد، گفت: پروردگارا! خویش را به من بنمای تا در تو بنگرم، فرمود: مرا هرگز نخواهی دید اما در این کوه بنگر! اگر بر جای خود استوار ماند مرا نیز خواهی دید و همین که پروردگارش بر آن کوه تجلّی کرد آن را با خاک یکسان ساخت و موسی بیهوش افتاد و چون به خویش آمد، گفت: پاکا که تویی! به پیشگاهت توبه آوردم و من نخستین مؤمنم؛ سوره اعراف، آیه:۱۴۳.</ref> و نیز تعلیل درخواست [[وزارت]] [[هارون]] برای خویش به اینکه [[خدا]] را فراوان تسبیح گویند و بسیار به یاد او باشند: {{متن قرآن|فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعَى}}<ref> و آن را افکند؛ ناگهان، آن (چوبه‌دست) ماری شد که می‌شتافت؛ سوره طه، آیه:۲۰.</ref>، {{متن قرآن|وَاجْعَل لِّي وَزِيرًا مِّنْ أَهْلِي هَارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا}}<ref> و از خانواده‌ام دستیاری برایم بگمار. هارون برادرم راپشتم را به او استوار دار. و او را در کارم شریک ساز. تا تو را بسیار به پاکی بستاییم. و بسیار تو را به یاد آوریم؛ سوره طه، آیه: ۲۹ – ۳۴.</ref>.
# تسبیح [[حضرت موسی]] {{ع}} در جریان تجلی [[خداوند]] بر [[کوه طور]] در پی درخواست دیدن وی و با [[خاک]] یکسان شدن کوه و مدهوش افتادن [[موسی]] بر [[زمین]]، هنگامی که به خود آمد: {{متن قرآن|وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref> و چون موسی به وعده‌گاه ما آمد و پروردگارش با وی سخن سر کرد، گفت: پروردگارا! خویش را به من بنمای تا در تو بنگرم، فرمود: مرا هرگز نخواهی دید اما در این کوه بنگر! اگر بر جای خود استوار ماند مرا نیز خواهی دید و همین که پروردگارش بر آن کوه تجلّی کرد آن را با خاک یکسان ساخت و موسی بیهوش افتاد و چون به خویش آمد، گفت: پاکا که تویی! به پیشگاهت توبه آوردم و من نخستین مؤمنم؛ سوره اعراف، آیه:۱۴۳.</ref> و نیز تعلیل درخواست [[وزارت]] [[هارون]] برای خویش به اینکه [[خدا]] را فراوان تسبیح گویند و بسیار به یاد او باشند: {{متن قرآن|فَأَلْقَاهَا فَإِذَا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعَى}}<ref> و آن را افکند؛ ناگهان، آن (چوبه‌دست) ماری شد که می‌شتافت؛ سوره طه، آیه:۲۰.</ref>، {{متن قرآن|وَاجْعَل لِّي وَزِيرًا مِّنْ أَهْلِي هَارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا}}<ref> و از خانواده‌ام دستیاری برایم بگمار. هارون برادرم راپشتم را به او استوار دار. و او را در کارم شریک ساز. تا تو را بسیار به پاکی بستاییم. و بسیار تو را به یاد آوریم؛ سوره طه، آیه: ۲۹ – ۳۴.</ref>.
# تسبیح [[حضرت عیسی]] {{ع}} در [[پاسخ]] [[پرسش]] خداوند از وی که آیا تو به [[مردم]] گفتی من و مادرم را به جای خدا بپرستید: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِن دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ}}<ref> و یاد کن که خداوند به عیسی پسر مریم فرمود: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بگزینید؟ گفت: پاکا که تویی، مرا نسزد که آنچه را حقّ من نیست بر زبان آورم، اگر آن را گفته باشم تو دانسته‌ای، تو آنچه در درون من است می‌دانی و من آنچه در ذات توست نمی‌دانم، بی‌گمان این تویی که بسیار داننده نهان‌هایی؛ سوره مائده، آیه:۱۱۶.</ref>.
# تسبیح [[حضرت عیسی]] {{ع}} در [[پاسخ]] [[پرسش]] خداوند از وی که آیا تو به [[مردم]] گفتی من و مادرم را به جای خدا بپرستید: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِن دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ}}<ref> و یاد کن که خداوند به عیسی پسر مریم فرمود: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بگزینید؟ گفت: پاکا که تویی، مرا نسزد که آنچه را حقّ من نیست بر زبان آورم، اگر آن را گفته باشم تو دانسته‌ای، تو آنچه در درون من است می‌دانی و من آنچه در ذات توست نمی‌دانم، بی‌گمان این تویی که بسیار داننده نهان‌هایی؛ سوره مائده، آیه:۱۱۶.</ref>.
# [[دستور]] [[تسبیح]] به [[زکریا]] در شبانگاه و بامدادان در جریان ولادت [[حضرت یحیی]] {{ع}}: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ}}<ref> گفت: پروردگارا! برای من نشانه‌ای بگذار! فرمود: تو را نشانه این باد که سه روز با مردم جز به اشارت سخن نگویی و پروردگارت را بسیار به یاد آور و در پایان روز و پگاهان به پاکی بستای؛ سوره آل عمران، آیه:۴۱.</ref>.
# [[دستور]] [[تسبیح]] به [[زکریا]] در شبانگاه و بامدادان در جریان ولادت [[حضرت یحیی]] {{ع}}: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّيَ آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلاَّ تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ إِلاَّ رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالإِبْكَارِ}}<ref> گفت: پروردگارا! برای من نشانه‌ای بگذار! فرمود: تو را نشانه این باد که سه روز با مردم جز به اشارت سخن نگویی و پروردگارت را بسیار به یاد آور و در پایان روز و پگاهان به پاکی بستای؛ سوره آل عمران، آیه:۴۱.</ref>.
# [[وصیت]] زکریا به [[قوم]] خویش مبنی بر تسبیح [[پروردگار]] در [[روز]] و شب یا در همه اوقات:{{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَن سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا}}<ref> آنگاه از محراب به سوی قوم خود بیرون شد و به آنان اشاره کرد که: پگاهان و در پایان روز (خداوند را) به پاکی بستأیید؛ سوره مریم، آیه:۱۱.</ref>.<ref>بیان السعاده، ج‌۳، ص‌۲.</ref>
# [[وصیت]] زکریا به [[قوم]] خویش مبنی بر تسبیح [[پروردگار]] در [[روز]] و شب یا در همه اوقات:{{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَن سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا}}<ref> آنگاه از محراب به سوی قوم خود بیرون شد و به آنان اشاره کرد که: پگاهان و در پایان روز (خداوند را) به پاکی بستأیید؛ سوره مریم، آیه:۱۱.</ref>.<ref>بیان السعاده، ج‌۳، ص‌۲.</ref>
# [[همراهی]] کوه‌ها و پرندگان با [[داود]] در تسبیح: {{متن قرآن|إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالإِشْرَاقِ وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَّهُ أَوَّابٌ}}<ref> ما کوه‌ها را رام گرداندیم که با وی در پایان روز و بامدادان نیایش می‌کردند. و (نیز) پرندگان را در حالی که (بر او) گرد آورده بودیم به سوی او باز می‌گشتند؛ سوره ص، آیه: ۱۸ـ ۱۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلا يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ}}<ref> و به راستی به داوود از نزد خود بخششی ارزانی داشتیم؛ ای کوه‌ها و پرندگان با وی همنوا شوید! و آهن را برای او نرم کردیم؛ سوره سبأ، آیه:۱۰.</ref>. از [[ابن‌ عباس]] [[نقل]] شده که {{متن قرآن|یَا جِبَالُ أَوِّبِی مَعَهُ}} یعنی [[تسبیح]] کنید با او هنگامی که تسبیح می‌کند<ref>جامع البیان، ج‌۲۲، ص‌۸۰.</ref>.
# [[همراهی]] کوه‌ها و پرندگان با [[داوود]] در تسبیح: {{متن قرآن|إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالإِشْرَاقِ وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَّهُ أَوَّابٌ}}<ref> ما کوه‌ها را رام گرداندیم که با وی در پایان روز و بامدادان نیایش می‌کردند. و (نیز) پرندگان را در حالی که (بر او) گرد آورده بودیم به سوی او باز می‌گشتند؛ سوره ص، آیه: ۱۸ـ ۱۹.</ref>؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلا يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ}}<ref> و به راستی به داوود از نزد خود بخششی ارزانی داشتیم؛ ای کوه‌ها و پرندگان با وی همنوا شوید! و آهن را برای او نرم کردیم؛ سوره سبأ، آیه:۱۰.</ref>. از [[ابن‌ عباس]] [[نقل]] شده که {{متن قرآن|یَا جِبَالُ أَوِّبِی مَعَهُ}} یعنی [[تسبیح]] کنید با او هنگامی که تسبیح می‌کند<ref>جامع البیان، ج‌۲۲، ص‌۸۰.</ref>.
# [[نجات]] [[حضرت یونس]] {{ع}} از تاریکی‌های دریا و شکم ماهی به [[برکت]] تسبیح: {{متن قرآن|فَلَوْلا أَنَّهُ كَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}<ref> و اگر او از نیایشگران نبود، بی‌گمان در شکم آن (ماهی)، تا روزی که (همگان) برانگیخته می‌گردند می‌ماند؛ سوره صافات، آیه:۱۴۳ - ۱۴۴.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>
# [[نجات]] [[حضرت یونس]] {{ع}} از تاریکی‌های دریا و شکم ماهی به [[برکت]] تسبیح: {{متن قرآن|فَلَوْلا أَنَّهُ كَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}<ref> و اگر او از نیایشگران نبود، بی‌گمان در شکم آن (ماهی)، تا روزی که (همگان) برانگیخته می‌گردند می‌ماند؛ سوره صافات، آیه:۱۴۳ - ۱۴۴.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>


خط ۱۰۱: خط ۱۰۲:
# مجموعه [[نظام هستی]] و [[اسرار]] شگفت‌انگیز نهفته در هر یک از موجودات با زبان بی‌زبانی البته با [[صراحت]] از [[قدرت]] و [[عظمت]] [[خالق]] خود و [[علم]] و [[حکمت]] بی‌انتهای او سخن می‌گویند، آن‌گونه که یک تابلو نفیس نقاشی یا یک قطعه [[شعر]] [[زیبا]] و نغز با زبان حال از یک سو صفات برجسته [[ابداع]] کننده خود را بیان می‌دارد "حمد" و از سوی دیگر [[عیب]] و [[نقص]] را از او [[نفی]] می‌کند "تسبیح"؛ مانند اینکه در آیه ۴۱ [[سوره نور]] در کنار [[یادآوری]] تسبیح همه موجودات، بر تسبیح پرندگان بال گشوده در فضای تکیه شده از این‌روست که این پرندگان سنگین برخلاف [[قانون]] [[جاذبه]] بر فراز [[آسمان‌ها]] به ویژه هنگامی که بال‌های خود را صاف نگه داشته و بر امواج هوا سوارند، بی‌آنکه فشاری به خود بیاورند با سرعت زیاد به هر سو که بخواهند می‌گردند و پیش می‌روند<ref>نمونه، ج‌۱۴، ص‌۴۹۷ ـ ۴۹۹.</ref>.
# مجموعه [[نظام هستی]] و [[اسرار]] شگفت‌انگیز نهفته در هر یک از موجودات با زبان بی‌زبانی البته با [[صراحت]] از [[قدرت]] و [[عظمت]] [[خالق]] خود و [[علم]] و [[حکمت]] بی‌انتهای او سخن می‌گویند، آن‌گونه که یک تابلو نفیس نقاشی یا یک قطعه [[شعر]] [[زیبا]] و نغز با زبان حال از یک سو صفات برجسته [[ابداع]] کننده خود را بیان می‌دارد "حمد" و از سوی دیگر [[عیب]] و [[نقص]] را از او [[نفی]] می‌کند "تسبیح"؛ مانند اینکه در آیه ۴۱ [[سوره نور]] در کنار [[یادآوری]] تسبیح همه موجودات، بر تسبیح پرندگان بال گشوده در فضای تکیه شده از این‌روست که این پرندگان سنگین برخلاف [[قانون]] [[جاذبه]] بر فراز [[آسمان‌ها]] به ویژه هنگامی که بال‌های خود را صاف نگه داشته و بر امواج هوا سوارند، بی‌آنکه فشاری به خود بیاورند با سرعت زیاد به هر سو که بخواهند می‌گردند و پیش می‌روند<ref>نمونه، ج‌۱۴، ص‌۴۹۷ ـ ۴۹۹.</ref>.


تفسیر دوم در حدّ خود مطلبی صحیح است؛ ولی با توجه به ذیل آیه ۴۴ [[سوره اسراء]]: {{متن قرآن|وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ}} که به صراحت [[آگاهی]] از تسبیح موجودات را از [[انسان‌ها]] نفی می‌کند، نمی‌تواند مقصود از [[آیه]] باشد، زیرا [[تفسیر]] مذکور برای ما فهمیدنی است<ref>المیزان، ج‌۱۳، ص‌۱۱۱ ـ ۱۱۲.</ref>، افزون بر این به [[کار]] بردن کلماتی مانند [[ضمیر]] جمع عقلا "هُمْ" در آیه یاد شده<ref>شرح الاسماء، ص‌۴۱۰.</ref> یا واژه {{متن قرآن|مَنْ}} در آیه {{متن قرآن|يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ}}<ref> آیا در نیافته‌ای هر که در آسمان‌ها و زمین است خداوند را به پاکی می‌ستایند؟؛ سوره نور، آیه: ۴۱.</ref>.<ref>نمونه، ج‌۱۴، ص‌۴۹۸.</ref>، تأییدی بر تفسیر نخست است که [[تسبیح]] موجودات آگاهانه و اختیاری است<ref>مفردات، ص‌۳۹۳، «سبح».</ref>: {{متن قرآن|كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ}}<ref> هر یک نماز و نیایش خود را دانسته است؛ سوره نور، آیه:۴۱.</ref> چنان که [[شعور]] و [[ادراک]] همه موجودات، در جای خود [[مبرهن]] و نیز مؤید به [[کشف]] و [[شهود عرفانی]] است<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج‌۶، ص‌۱۴۸.</ref>، از همین رو برخی [[عارفان]] [[نفس]] ناطقه را مخصوص [[انسان]] ندانسته، آن را برای دیگر حیوانات و جمادات [[ثابت]] دانسته‌اند<ref>شرح فصوص الحکم، ص‌۷۹ ـ ۸۰.</ref>.
تفسیر دوم در حدّ خود مطلبی صحیح است؛ ولی با توجه به ذیل آیه ۴۴ [[سوره اسراء]]: {{متن قرآن|وَلَكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ}} که به صراحت [[آگاهی]] از تسبیح موجودات را از [[انسان‌ها]] نفی می‌کند، نمی‌تواند مقصود از [[آیه]] باشد، زیرا [[تفسیر]] مذکور برای ما فهمیدنی است<ref>المیزان، ج‌۱۳، ص‌۱۱۱ ـ ۱۱۲.</ref>، افزون بر این به [[کار]] بردن کلماتی مانند ضمیر جمع عقلا "هُمْ" در آیه یاد شده<ref>شرح الاسماء، ص‌۴۱۰.</ref> یا واژه {{متن قرآن|مَنْ}} در آیه {{متن قرآن|يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ}}<ref> آیا در نیافته‌ای هر که در آسمان‌ها و زمین است خداوند را به پاکی می‌ستایند؟؛ سوره نور، آیه: ۴۱.</ref>.<ref>نمونه، ج‌۱۴، ص‌۴۹۸.</ref>، تأییدی بر تفسیر نخست است که [[تسبیح]] موجودات آگاهانه و اختیاری است<ref>مفردات، ص‌۳۹۳، «سبح».</ref>: {{متن قرآن|كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ}}<ref> هر یک نماز و نیایش خود را دانسته است؛ سوره نور، آیه:۴۱.</ref> چنان که [[شعور]] و [[ادراک]] همه موجودات، در جای خود [[مبرهن]] و نیز مؤید به [[کشف]] و [[شهود عرفانی]] است<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج‌۶، ص‌۱۴۸.</ref>، از همین رو برخی [[عارفان]] [[نفس]] ناطقه را مخصوص [[انسان]] ندانسته، آن را برای دیگر حیوانات و جمادات [[ثابت]] دانسته‌اند<ref>شرح فصوص الحکم، ص‌۷۹ ـ ۸۰.</ref>.


بنابراین نباید مانند [[متکلمان]] [[حمد]] و تسبیح موجودات را بر این معنا حمل کرد که آنان با حدوث یا امکانشان بر وجود مؤثر [[دلالت]] می‌کنند، بلکه باید آن را بر [[حقیقت]] حمد و تسبیح و نطق به [[تنزیه]]<ref>المیزان، ج‌۱۹، ص‌۱۴۴.</ref> حمل کرد: {{متن قرآن|قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنطَقَ كُلَّ شَيْءٍ}}<ref>خداوند ما را به سخن آورد همان که هر چیز را به سخن می‌آورد؛ سوره فصلت، آیه:۲۱.</ref>؛ با این توضیح که وجود اشیاء همان‌گونه که وجود آنهاست، ـ به مثابه ـ کلمات و خطاباتی هستند که از سوی [[خداوند]] به ماهیات آنها تعلق یافته و افزون بر اینکه سبب [[ظهور]] و بروز آنها می‌گردند به شرح و کشف [[جمال]] و جلال [[الهی]] نیز می‌پردازند<ref>شرح منظومه، ج‌۳، ص‌۶۴۴ ـ ۶۴۵؛ شرح فصوص الحکم، ص‌۵۰۷ ـ ۵۱۰.</ref>، چنان‌که [[فرشتگان مقرب]] با تجرد از ماده، نزدیکی به [[پروردگار]]، [[قهر]] و [[غلبه]] بر مادون و تأثیر در غیر و فعلیت کمالاتشان و [[ملائکه]] سماوی و ارضی با بساطت ذات و [[افعال]] خاص و کمالاتشان [[تسبیح]] کننده خداوندند<ref>الفروق اللغویه، ص‌۱۲۵.</ref> و اینها برخی از مراتب [[حقیقت]] تسبیح است<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج‌۷، ص‌۱۴۸ ـ ۱۴۹.</ref>؛ اما [[عدم آگاهی]] ما از تسبیح موجودات به جهت غوطه‌ور شدن در تاریکی‌ها و فرو رفتن در [[عالم]] ماده و اجسام است<ref>شرح الاسماء، ص‌۴۱۰.</ref> و گرنه شخصیتی چون [[پیامبر]] {{صل}} که در [[آیه]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ}}<ref> آیا در نیافته‌ای هر که در آسمان‌ها و زمین است و پرندگان گشاده‌بال، خداوند را به پاکی می‌ستایند؟ هر یک نماز و نیایش خود را دانسته است و خداوند به آنچه انجام می‌دهند داناست؛ سوره نور، آیه:۴۱.</ref> به صیغه خطاب مفرد مخاطب است تسبیح و [[حمد]] همه موجودات را [[مشاهده]] "[[شهود]]" می‌فرماید<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج‌۶، ص‌۱۴۷.</ref>، از این رو آن [[حضرت]] هرگاه صدای رعد را می‌شنید، می‌گفت: {{متن قرآن|وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ}}<ref> و تندر به سپاس او، او را پاک می‌خواند؛ سوره رعد، آیه: ۱۳.</ref><ref>جامع البیان، ج‌۱۳، ص‌۱۳۴ ـ ۱۶۳.</ref>، چنان‌که سنگریزه نیز در دست [[مبارک]] وی تسبیح می‌گفت و حتی دیگران به [[برکت]] [[حضور]] وی آن را می‌شنیدند<ref>کشف الاسرار، ج‌۵، ص‌۵۶۰.</ref>.
بنابراین نباید مانند [[متکلمان]] [[حمد]] و تسبیح موجودات را بر این معنا حمل کرد که آنان با حدوث یا امکانشان بر وجود مؤثر [[دلالت]] می‌کنند، بلکه باید آن را بر [[حقیقت]] حمد و تسبیح و نطق به [[تنزیه]]<ref>المیزان، ج‌۱۹، ص‌۱۴۴.</ref> حمل کرد: {{متن قرآن|قَالُوا أَنطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنطَقَ كُلَّ شَيْءٍ}}<ref>خداوند ما را به سخن آورد همان که هر چیز را به سخن می‌آورد؛ سوره فصلت، آیه:۲۱.</ref>؛ با این توضیح که وجود اشیاء همان‌گونه که وجود آنهاست، ـ به مثابه ـ کلمات و خطاباتی هستند که از سوی [[خداوند]] به ماهیات آنها تعلق یافته و افزون بر اینکه سبب [[ظهور]] و بروز آنها می‌گردند به شرح و کشف [[جمال]] و جلال [[الهی]] نیز می‌پردازند<ref>شرح منظومه، ج‌۳، ص‌۶۴۴ ـ ۶۴۵؛ شرح فصوص الحکم، ص‌۵۰۷ ـ ۵۱۰.</ref>، چنان‌که [[فرشتگان مقرب]] با تجرد از ماده، نزدیکی به [[پروردگار]]، [[قهر]] و [[غلبه]] بر مادون و تأثیر در غیر و فعلیت کمالاتشان و [[ملائکه]] سماوی و ارضی با بساطت ذات و [[افعال]] خاص و کمالاتشان [[تسبیح]] کننده خداوندند<ref>الفروق اللغویه، ص‌۱۲۵.</ref> و اینها برخی از مراتب [[حقیقت]] تسبیح است<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج‌۷، ص‌۱۴۸ ـ ۱۴۹.</ref>؛ اما [[عدم آگاهی]] ما از تسبیح موجودات به جهت غوطه‌ور شدن در تاریکی‌ها و فرو رفتن در [[عالم]] ماده و اجسام است<ref>شرح الاسماء، ص‌۴۱۰.</ref> و گرنه شخصیتی چون [[پیامبر]] {{صل}} که در [[آیه]] {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ}}<ref> آیا در نیافته‌ای هر که در آسمان‌ها و زمین است و پرندگان گشاده‌بال، خداوند را به پاکی می‌ستایند؟ هر یک نماز و نیایش خود را دانسته است و خداوند به آنچه انجام می‌دهند داناست؛ سوره نور، آیه:۴۱.</ref> به صیغه خطاب مفرد مخاطب است تسبیح و [[حمد]] همه موجودات را [[مشاهده]] "[[شهود]]" می‌فرماید<ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج‌۶، ص‌۱۴۷.</ref>، از این رو آن [[حضرت]] هرگاه صدای رعد را می‌شنید، می‌گفت: {{متن قرآن|وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ}}<ref> و تندر به سپاس او، او را پاک می‌خواند؛ سوره رعد، آیه: ۱۳.</ref><ref>جامع البیان، ج‌۱۳، ص‌۱۳۴ ـ ۱۶۳.</ref>، چنان‌که سنگریزه نیز در دست [[مبارک]] وی تسبیح می‌گفت و حتی دیگران به [[برکت]] [[حضور]] وی آن را می‌شنیدند<ref>کشف الاسرار، ج‌۵، ص‌۵۶۰.</ref>.
خط ۱۱۰: خط ۱۱۱:


== [[تسبیح]] اسم [[پروردگار]] ==
== [[تسبیح]] اسم [[پروردگار]] ==
در [[آیه]] {{متن قرآن|سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأَعْلَى}}<ref> نام برتر پروردگارت را به پاکی بستای!؛ سوره اعلی، آیه:۱.</ref>. به تسبیح اسم پروردگار [[امر]] شده است برخی گفته‌اند: مراد از اسم [[حق]]، اسم لفظی [[خداوند]] است و مقصود از امر به تسبیح آن این است که با [[ذکر]] او چیزی که منزه از اوست ذکر نشود؛ مانند: ذکر آلهه و شرکا و شفعا و نسبت دادن [[ربوبیت]] به آنها و نیز مانند ذکر بعضی از افعالی که لایق [[ساحت]] قدسی وی نیستند؛ نظیر عجز و [[جهل]] و [[ظلم]] و [[غفلت]]<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۲۶۴.</ref>. برخی هم احتمال داده‌اند مراد از اسم در آیه یاد شده معلول اول باشد که فرشته‌ای [[مقدس]] و [[روحانی]] است، زیرا [[حقیقت]] اسم حق از جنس اصوات نیست و مقصود از امر به تسبیحِ آن هم این [[باور]] است که فعل ربانی و [[اسم الهی]]، موجودی روحانی و منزه از اجسام و جسمانیات و مجرد از حیز و مکانیات است و مؤید این معنا آیه ۷۸ [[سوره الرحمن]] است که در آن اسم پروردگار به {{متن قرآن|ذِي الْجَلالِ وَالإِكْرَامِ}} [[وصف]] شده است، زیرا وصف مذکور [[دلیل]] [[عاقل]] بودن اسم است: {{متن قرآن|تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَالإِكْرَامِ}}<ref> خجسته باد نام پروردگارت آن (خداوند) بشکوه و کرامند؛ سوره نور، آیه:۴۱.</ref><ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج‌۷، ص‌۳۶۴ و ۳۶۵.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>
در [[آیه]] {{متن قرآن|سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأَعْلَى}}<ref> نام برتر پروردگارت را به پاکی بستای!؛ سوره اعلی، آیه:۱.</ref>. به تسبیح اسم پروردگار [[امر]] شده است برخی گفته‌اند: مراد از اسم [[حق]]، اسم لفظی [[خداوند]] است و مقصود از امر به تسبیح آن این است که با [[ذکر]] او چیزی که منزه از اوست ذکر نشود؛ مانند: ذکر آلهه و شرکا و شفعا و نسبت دادن [[ربوبیت]] به آنها و نیز مانند ذکر بعضی از افعالی که لایق [[ساحت]] قدسی وی نیستند؛ نظیر عجز و [[جهل]] و [[ظلم]] و [[غفلت]]<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۲۶۴.</ref>. برخی هم احتمال داده‌اند مراد از اسم در آیه یاد شده معلول اول باشد که فرشته‌ای [[مقدس]] و [[روحانی]] است، زیرا [[حقیقت]] اسم حق از جنس اصوات نیست و مقصود از امر به تسبیحِ آن هم این [[باور]] است که فعل ربانی و [[اسم الهی]]، موجودی روحانی و منزه از اجسام و جسمانیات و مجرد از حیز و مکانیات است و مؤید این معنا آیه ۷۸ [[سوره الرحمن]] است که در آن اسم پروردگار به {{متن قرآن|ذِي الْجَلالِ وَالإِكْرَامِ}} وصف شده است، زیرا وصف مذکور [[دلیل]] [[عاقل]] بودن اسم است: {{متن قرآن|تَبَارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَالإِكْرَامِ}}<ref> خجسته باد نام پروردگارت آن (خداوند) بشکوه و کرامند؛ سوره نور، آیه:۴۱.</ref><ref>تفسیر صدرالمتألهین، ج‌۷، ص‌۳۶۴ و ۳۶۵.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[تسبیح (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۷، ص۵۱۱- ۵۲۰.</ref>


== آثار [[تسبیح]] ==
== آثار [[تسبیح]] ==
خط ۱۶۰: خط ۱۶۱:
# تلاش و [[کوشش]] کردن است که مضارع آن در [[قرآن]] به صورت {{متن قرآن|تُسَبِّحُونَ}} و اسم فاعل آن به صورت {{متن قرآن|سَّابِحَاتِ}} آمده است، مشتقات [[تسبیح]] به صورت‌های: {{متن قرآن|سَبَّحَ}}، {{متن قرآن|سَبَّحُوا}} (ماضی)؛ {{متن قرآن|يُسَبِّحُ}}، {{متن قرآن|يُسَبِّحُونَ}}، {{متن قرآن|يُسَبِّحْنَ}}، {{متن قرآن|تُسَبِّحُ}}، {{متن قرآن|تُسَبِّحُونَ}}، {{متن قرآن| تُسَبِّحوا}}،{{متن قرآن|نُسَبِّحُ}}، {{متن قرآن|نُسَبِّحَ}}(مضارع)؛ {{متن قرآن|سَبِّحْ}}، {{متن قرآن|سَبِّحُوا}} (امر)، {{متن قرآن|مُسَبِّحُونَ}}، {{متن قرآن|مُسَبِّحِينَ}}(اسم فاعل) ذکر شده است.
# تلاش و [[کوشش]] کردن است که مضارع آن در [[قرآن]] به صورت {{متن قرآن|تُسَبِّحُونَ}} و اسم فاعل آن به صورت {{متن قرآن|سَّابِحَاتِ}} آمده است، مشتقات [[تسبیح]] به صورت‌های: {{متن قرآن|سَبَّحَ}}، {{متن قرآن|سَبَّحُوا}} (ماضی)؛ {{متن قرآن|يُسَبِّحُ}}، {{متن قرآن|يُسَبِّحُونَ}}، {{متن قرآن|يُسَبِّحْنَ}}، {{متن قرآن|تُسَبِّحُ}}، {{متن قرآن|تُسَبِّحُونَ}}، {{متن قرآن| تُسَبِّحوا}}،{{متن قرآن|نُسَبِّحُ}}، {{متن قرآن|نُسَبِّحَ}}(مضارع)؛ {{متن قرآن|سَبِّحْ}}، {{متن قرآن|سَبِّحُوا}} (امر)، {{متن قرآن|مُسَبِّحُونَ}}، {{متن قرآن|مُسَبِّحِينَ}}(اسم فاعل) ذکر شده است.


سبحان نیز مصدر یا اسم مصدر تسبیح است و همیشه به صورت [[منصوب]] به کار می‌رود و از جهت ترکیب نحوی مفعول مطلق برای فعل مقدر است و همیشه به کلمه «[[الله]]» و «[[ربّ]]» و یا [[ضمیر]] و موصولی که منظور از آن، [[خداوند]] است اضافه می‌شود و معنای آن [[تنزیه]] [[خدا]] است. البته در مواردی هم، برای ابراز [[تعجب]] نیز به کار می‌رود.
سبحان نیز مصدر یا اسم مصدر تسبیح است و همیشه به صورت [[منصوب]] به کار می‌رود و از جهت ترکیب نحوی مفعول مطلق برای فعل مقدر است و همیشه به کلمه «[[الله]]» و «[[ربّ]]» و یا ضمیر و موصولی که منظور از آن، [[خداوند]] است اضافه می‌شود و معنای آن [[تنزیه]] [[خدا]] است. البته در مواردی هم، برای ابراز [[تعجب]] نیز به کار می‌رود.


[[راغب اصفهانی]] گوید: «سَبْحَ» حرکت سریع و تند در آب و هوا است و به طور استعاره به حرکت کرات آسمانی اطلاق می‌شود مانند: {{متن قرآن|كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ}}<ref>«و اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید (که) هر یک در چرخه‌ای شناورند» سوره انبیاء، آیه ۳۳.</ref>. در واقع [[تسبیح خداوند]] به معنی سرعت و [[شتاب]] و شناور شدن در [[عبادت]] اوست و تسبیح شامل گفتار و عمل و [[نیت]] می‌شود<ref>مفردات، ص۳۹۲.</ref>.
[[راغب اصفهانی]] گوید: «سَبْحَ» حرکت سریع و تند در آب و هوا است و به طور استعاره به حرکت کرات آسمانی اطلاق می‌شود مانند: {{متن قرآن|كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ}}<ref>«و اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید (که) هر یک در چرخه‌ای شناورند» سوره انبیاء، آیه ۳۳.</ref>. در واقع [[تسبیح خداوند]] به معنی سرعت و [[شتاب]] و شناور شدن در [[عبادت]] اوست و تسبیح شامل گفتار و عمل و [[نیت]] می‌شود<ref>مفردات، ص۳۹۲.</ref>.
خط ۱۷۷: خط ۱۷۸:
# '''[[عیسی]]''': {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ}}<ref>«و یاد کن که خداوند به عیسی پسر مریم فرمود: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بگزینید؟ گفت: پاکا که تویی، مرا نسزد که آنچه را حقّ من نیست بر زبان آورم، اگر آن را گفته باشم تو دانسته‌ای، تو آنچه در درون من است می‌دانی و من آنچه در ذات توست نمی‌دانم، بی‌گمان این تویی که بسیار داننده نهان‌هایی» سوره مائده، آیه ۱۱۶.</ref>.
# '''[[عیسی]]''': {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ}}<ref>«و یاد کن که خداوند به عیسی پسر مریم فرمود: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدا به جای خداوند بگزینید؟ گفت: پاکا که تویی، مرا نسزد که آنچه را حقّ من نیست بر زبان آورم، اگر آن را گفته باشم تو دانسته‌ای، تو آنچه در درون من است می‌دانی و من آنچه در ذات توست نمی‌دانم، بی‌گمان این تویی که بسیار داننده نهان‌هایی» سوره مائده، آیه ۱۱۶.</ref>.
# '''[[زکریا]]''': {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزًا وَاذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ}}<ref>«گفت: پروردگارا! برای من نشانه‌ای بگذار! فرمود: تو را نشانه این باد که سه روز با مردم جز به اشارت سخن نگویی و پروردگارت را بسیار به یاد آور و در پایان روز و پگاهان به پاکی بستای» سوره آل عمران، آیه ۴۱.</ref>.
# '''[[زکریا]]''': {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزًا وَاذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ}}<ref>«گفت: پروردگارا! برای من نشانه‌ای بگذار! فرمود: تو را نشانه این باد که سه روز با مردم جز به اشارت سخن نگویی و پروردگارت را بسیار به یاد آور و در پایان روز و پگاهان به پاکی بستای» سوره آل عمران، آیه ۴۱.</ref>.
# '''کوه‌ها و پرندگان همراه با [[داود]]''': {{متن قرآن|إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْرَاقِ}}<ref>«ما کوه‌ها را رام گرداندیم که با وی در پایان روز و بامدادان نیایش می‌کردند» سوره ص، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ}}<ref>«و (نیز) پرندگان را در حالی که (بر او) گرد آورده بودیم به سوی او باز می‌گشتند» سوره ص، آیه ۱۹.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ}}<ref>«و به راستی به داوود از نزد خود بخششی ارزانی داشتیم؛ ای کوه‌ها و پرندگان با وی همنوا شوید! و آهن را برای او نرم کردیم» سوره سبأ، آیه ۱۰.</ref>.
# '''کوه‌ها و پرندگان همراه با [[داوود]]''': {{متن قرآن|إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبَالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِشْرَاقِ}}<ref>«ما کوه‌ها را رام گرداندیم که با وی در پایان روز و بامدادان نیایش می‌کردند» سوره ص، آیه ۱۸.</ref>، {{متن قرآن|وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ}}<ref>«و (نیز) پرندگان را در حالی که (بر او) گرد آورده بودیم به سوی او باز می‌گشتند» سوره ص، آیه ۱۹.</ref>، {{متن قرآن|وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ}}<ref>«و به راستی به داوود از نزد خود بخششی ارزانی داشتیم؛ ای کوه‌ها و پرندگان با وی همنوا شوید! و آهن را برای او نرم کردیم» سوره سبأ، آیه ۱۰.</ref>.
# '''[[یونس]]''': {{متن قرآن|فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ}}<ref>«و اگر او از نیایشگران نبود،» سوره صافات، آیه ۱۴۳.</ref>، {{متن قرآن|لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}<ref>«بی‌گمان در شکم آن (ماهی)، تا روزی که (همگان) برانگیخته می‌گردند می‌ماند» سوره صافات، آیه ۱۴۴.</ref>.
# '''[[یونس]]''': {{متن قرآن|فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ}}<ref>«و اگر او از نیایشگران نبود،» سوره صافات، آیه ۱۴۳.</ref>، {{متن قرآن|لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ}}<ref>«بی‌گمان در شکم آن (ماهی)، تا روزی که (همگان) برانگیخته می‌گردند می‌ماند» سوره صافات، آیه ۱۴۴.</ref>.


خط ۱۹۰: خط ۱۹۱:
برای اهمیت [[تسبیح]] و نقش مؤثر آن همین بس که [[قرآن کریم]] می‌فرماید اگر تسبیح [[یونس]] در شکم ماهی نبود برای همیشه او در آنجا ماندگار می‌شد: {{متن قرآن|فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ }}<ref>«و اگر او از نیایشگران نبود بی‌گمان در شکم آن (ماهی)، تا روزی که (همگان) برانگیخته می‌گردند می‌ماند» سوره صافات، آیه ۱۴۳-۱۴۴.</ref>
برای اهمیت [[تسبیح]] و نقش مؤثر آن همین بس که [[قرآن کریم]] می‌فرماید اگر تسبیح [[یونس]] در شکم ماهی نبود برای همیشه او در آنجا ماندگار می‌شد: {{متن قرآن|فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ }}<ref>«و اگر او از نیایشگران نبود بی‌گمان در شکم آن (ماهی)، تا روزی که (همگان) برانگیخته می‌گردند می‌ماند» سوره صافات، آیه ۱۴۳-۱۴۴.</ref>


بنابراین [[تسبیح خداوند]] [[یکتا]]، [[وظیفه]] همه [[مؤمنان]] است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید و او را پگاه و دیرگاه عصر به پاکی بستأیید» سوره احزاب، آیه ۴۱-۴۲.</ref> و در [[وصف]] [[بهشتیان]] آمده است که {{متن قرآن|دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَامٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«دعای آنان در آن (بهشت) سبحانک اللّهم «پاکا که تویی بار پروردگارا» ست و درودشان، «سلام» و پایان دعاشان، الحمد للّه ربّ العالمین «سپاس خداوند پروردگار جهانیان را»؛ سوره یونس، آیه ۱۰.</ref>.
بنابراین [[تسبیح خداوند]] [[یکتا]]، [[وظیفه]] همه [[مؤمنان]] است: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا}}<ref>«ای مؤمنان! خداوند را بسیار یاد کنید و او را پگاه و دیرگاه عصر به پاکی بستأیید» سوره احزاب، آیه ۴۱-۴۲.</ref> و در وصف [[بهشتیان]] آمده است که {{متن قرآن|دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَامٌ وَآخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ}}<ref>«دعای آنان در آن (بهشت) سبحانک اللّهم «پاکا که تویی بار پروردگارا» ست و درودشان، «سلام» و پایان دعاشان، الحمد للّه ربّ العالمین «سپاس خداوند پروردگار جهانیان را»؛ سوره یونس، آیه ۱۰.</ref>.


بعضی تسبیح موجودات را زبان حال دانسته و گفته‌اند همان گونه که یک تابلو [[زیبا]] و یا یک قطعه [[شعر]] پرجاذبه و گویا با زبان حال، [[زیبایی]] و گویایی خود را فریاد می‌زند، [[تسبیح]] موجودات بی‌جان هم از همین قبیل است؛ ولی ظاهر [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ}}<ref>«آسمان‌های هفتگانه و زمین و آنچه در آنهاست او را به پاکی می‌ستایند و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی می‌ستاید اما شما ستایش آنان را در نمی‌یابید؛ بی‌گمان او بردباری آمرزنده است» سوره اسراء، آیه ۴۴.</ref> دلالت بر تسبیح [[واقعی]] دارد که بیانگر نوعی [[درک]] و [[شعور]] آنان است.<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[تزکیه - کوشا (مقاله)|مقدمه «تزکیه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref>
بعضی تسبیح موجودات را زبان حال دانسته و گفته‌اند همان گونه که یک تابلو [[زیبا]] و یا یک قطعه [[شعر]] پرجاذبه و گویا با زبان حال، [[زیبایی]] و گویایی خود را فریاد می‌زند، [[تسبیح]] موجودات بی‌جان هم از همین قبیل است؛ ولی ظاهر [[آیه]] {{متن قرآن|وَلَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ}}<ref>«آسمان‌های هفتگانه و زمین و آنچه در آنهاست او را به پاکی می‌ستایند و هیچ چیز نیست مگر اینکه او را به پاکی می‌ستاید اما شما ستایش آنان را در نمی‌یابید؛ بی‌گمان او بردباری آمرزنده است» سوره اسراء، آیه ۴۴.</ref> دلالت بر تسبیح [[واقعی]] دارد که بیانگر نوعی [[درک]] و [[شعور]] آنان است.<ref>[[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[تسبیح - کوشا (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص 437 - 438.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۰۲: خط ۲۰۳:
# [[پرونده:1100662.jpg|22px]] [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|'''فرهنگ مطهر''']]
# [[پرونده:1100662.jpg|22px]] [[محمد علی زکریایی|زکریایی، محمد علی]]، [[فرهنگ مطهر (کتاب)|'''فرهنگ مطهر''']]
# [[پرونده:1100609.jpg|22px]] [[آزاده عباسی|عباسی، آزاده]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|'''مقاله «تسبیح»، دانشنامه صحیفه سجادیه''']]
# [[پرونده:1100609.jpg|22px]] [[آزاده عباسی|عباسی، آزاده]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|'''مقاله «تسبیح»، دانشنامه صحیفه سجادیه''']]
# [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[تزکیه - کوشا (مقاله)|مقدمه «تزکیه»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]
# [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[تسبیح - کوشا (مقاله)|مقاله «تسبیح»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۲۹٬۷۵۴

ویرایش