پرش به محتوا

تکلف: تفاوت میان نسخه‌ها

۶۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۴ اوت ۲۰۲۲
جز
خط ۲: خط ۲:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[تکلف در قرآن]] - [[تکلف در حدیث]] - [[تکلف در نهج البلاغه]] - [[تکلف در معارف دعا و زیارات]] - [[تکلف در اخلاق اسلامی]] - [[نکوهش تکلف در سیره پیامبر خاتم]]| پرسش مرتبط  = تکلف (پرسش)}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[تکلف در قرآن]] - [[تکلف در حدیث]] - [[تکلف در نهج البلاغه]] - [[تکلف در معارف دعا و زیارات]] - [[تکلف در اخلاق اسلامی]] - [[نکوهش تکلف در سیره پیامبر خاتم]]| پرسش مرتبط  = تکلف (پرسش)}}


==مقدمه==
== مقدمه ==
*تکلف، از ریشه فعلی "کلّف یکلّف"، در لغت به معنای انجام عملی است که همراه با [[مشقت]] باشد<ref>راغب اصفهانی، المفردات الفاظ القرآن، ص ۷۲۱.</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}}، خود از تکلف به دور بود و [[اصحاب]] و یارانش را نیز به شدت از آن [[نهی]] می‌فرمود<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۳۵، ص ۲۷۸ و المتقی الهندی، کنزالعمال، ج ۱۱، ص ۶۴۶.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۳۷.</ref>.
* تکلف، از ریشه فعلی "کلّف یکلّف"، در لغت به معنای انجام عملی است که همراه با [[مشقت]] باشد<ref>راغب اصفهانی، المفردات الفاظ القرآن، ص ۷۲۱.</ref>. [[رسول خدا]] {{صل}}، خود از تکلف به دور بود و [[اصحاب]] و یارانش را نیز به شدت از آن [[نهی]] می‌فرمود<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۳۵، ص ۲۷۸ و المتقی الهندی، کنزالعمال، ج ۱۱، ص ۶۴۶.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۳۷.</ref>.


==تکلف نورزیدن در [[کلام پیامبر اکرم]]{{صل}}==
== تکلف نورزیدن در [[کلام پیامبر اکرم]] {{صل}} ==
*در [[سیره]] [[نبی]] [[خدا]]{{صل}} جایی برای تکلف وجود نداشت و آن [[حضرت]]، بارها و بارها در مناسبت‌های گوناگون، به صراحت اعلام کرده بود: {{متن حدیث|إِنِّي‌ لَا أُحِبُ‌ الْمُتَكَلِّفِين‌}}<ref>کلینی، الکافی، ج ۶، ص۲۷۶؛ محمد بن محمد کوفی، الجعفریات، ص۱۹۳ و احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۱۵.</ref> و می‌فرمود: "ما گروه [[پیامبران]] و امانتداران و پرهیزگاران از تکلف دور هستیم" <ref>[[امام صادق]]{{ع}}: {{متن حدیث|نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأُمَنَاءِ وَ الْأَتْقِيَاءِ بِرَاءٌ مِنَ التَّكَلُّف‌}}؛ مصباح الشریعه، ص ۱۴۰ - ۱۴۱.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۳۷.</ref>.
* در [[سیره]] [[نبی]] [[خدا]] {{صل}} جایی برای تکلف وجود نداشت و آن [[حضرت]]، بارها و بارها در مناسبت‌های گوناگون، به صراحت اعلام کرده بود: {{متن حدیث|إِنِّي‌ لَا أُحِبُ‌ الْمُتَكَلِّفِين‌}}<ref>کلینی، الکافی، ج ۶، ص۲۷۶؛ محمد بن محمد کوفی، الجعفریات، ص۱۹۳ و احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۱۵.</ref> و می‌فرمود: "ما گروه [[پیامبران]] و امانتداران و پرهیزگاران از تکلف دور هستیم" <ref>[[امام صادق]] {{ع}}: {{متن حدیث|نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأُمَنَاءِ وَ الْأَتْقِيَاءِ بِرَاءٌ مِنَ التَّكَلُّف‌}}؛ مصباح الشریعه، ص ۱۴۰ - ۱۴۱.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۳۷.</ref>.
*ایشان نه تنها خود از تکلف به شدت پرهیز داشت، [[اصحاب]] و یارانش را نیز به بی‌تکلفی در امور، [[تشویق]] می‌کرد و می‌فرمود: "[[خداوند]] مرا مبلّغ و رساننده [مکر و [[نهی]]] برانگیخته و مرا مشکل آفرین نفرستاده است".<ref>مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۴، ص ۱۹۴ - ۱۹۵؛ ابن حجر، فتح الباری، ج ۸، ص ۴۰۱ و یحیی بن علی القریشی، غرر الفوائد المجموعه، ص۲۳۷.</ref> و نیز می‌فرمود: {{متن حدیث|أَنا و أُمتي‌ بُرَاءٌ من‌ التَّكَلُّف‌}}<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج ۹، ص ۳۰۷؛ ابن اثیر، النهایه، ج ۴، ص ۱۹۶ و الزبیدی، تاج العروس، ج ۱، ص ۱۸۹.</ref>. همچنین خطاب به [[اصحاب]] خویش می‌فرمود: "به درستی که امت‌های پیش از شما به [[دلیل]] تکلف هلاک شدند؛ پس مردی از شما خود را به [[رنج]] نیندازد که در [[دین خدا]] به آنچه نمی‌شناسد، سخن گوید"<ref>{{متن حدیث|انما هلک الذین قبلکم بالتکلف، فلا یتکلف رجل منکم ان یتکلم فی دین الله بما لا یعرف}}؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۲۰۸.</ref>؛ او پیوسته در دعاهایشان می‌فرمودند: "خدایا! به من رحم فرما تا در کارهای بیهوده، خود را به زحمت نیندازم"<ref>{{متن حدیث|وَ ارْحَمْنِي‌ مِنْ‌ تَكَلُّفِ‌ مَا لَا يَعْنِينِي‌}}؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۴، ص ۳۸۴؛ الکافی، ج ۲، ص ۵۷۷ و ابن فهد حلی، عدة الداعی، ص ۲۹۸.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۳۸.</ref>
* ایشان نه تنها خود از تکلف به شدت پرهیز داشت، [[اصحاب]] و یارانش را نیز به بی‌تکلفی در امور، [[تشویق]] می‌کرد و می‌فرمود: "[[خداوند]] مرا مبلّغ و رساننده [مکر و [[نهی]]] برانگیخته و مرا مشکل آفرین نفرستاده است".<ref>مسلم نیشابوری، صحیح، ج ۴، ص ۱۹۴ - ۱۹۵؛ ابن حجر، فتح الباری، ج ۸، ص ۴۰۱ و یحیی بن علی القریشی، غرر الفوائد المجموعه، ص۲۳۷.</ref> و نیز می‌فرمود: {{متن حدیث|أَنا و أُمتي‌ بُرَاءٌ من‌ التَّكَلُّف‌}}<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج ۹، ص ۳۰۷؛ ابن اثیر، النهایه، ج ۴، ص ۱۹۶ و الزبیدی، تاج العروس، ج ۱، ص ۱۸۹.</ref>. همچنین خطاب به [[اصحاب]] خویش می‌فرمود: "به درستی که امت‌های پیش از شما به [[دلیل]] تکلف هلاک شدند؛ پس مردی از شما خود را به [[رنج]] نیندازد که در [[دین خدا]] به آنچه نمی‌شناسد، سخن گوید"<ref>{{متن حدیث|انما هلک الذین قبلکم بالتکلف، فلا یتکلف رجل منکم ان یتکلم فی دین الله بما لا یعرف}}؛ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۲۰۸.</ref>؛ او پیوسته در دعاهایشان می‌فرمودند: "خدایا! به من رحم فرما تا در کارهای بیهوده، خود را به زحمت نیندازم"<ref>{{متن حدیث|وَ ارْحَمْنِي‌ مِنْ‌ تَكَلُّفِ‌ مَا لَا يَعْنِينِي‌}}؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۴، ص ۳۸۴؛ الکافی، ج ۲، ص ۵۷۷ و ابن فهد حلی، عدة الداعی، ص ۲۹۸.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۳۸.</ref>
==نشانه‌های [[انسان]] متکلف از دیدگاه [[پیامبر]]{{صل}}==
== نشانه‌های [[انسان]] متکلف از دیدگاه [[پیامبر]] {{صل}} ==
* [[حضرت رسول]]{{صل}} برای افراد متکلف، نشانه‌هایی را برشمرده است؛ مثلاً در روایتی فرموده‌اند: "متکلف، سه نشانه دارد: در حضور، [[تملق]]؛ در [[نهان]]، [[غیبت]] و در [[مصیبت]]، شماتت می‌کند"<ref>{{متن حدیث|لِلْمُتَكَلِّفِ‌ ثَلَاثُ‌ عَلَامَاتٍ‌ يَتَمَلَّقُ إِذَا حَضَرَ وَ يَغْتَابُ إِذَا غَابَ وَ يَشْمَتُ بِالْمُصِيبَة}}؛ محمد بن ادریس حلی، مستطرفات السرائر، ص ۶۱۸؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۶۱ و حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص ۴۳۸.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۳۸.</ref>.
* [[حضرت رسول]] {{صل}} برای افراد متکلف، نشانه‌هایی را برشمرده است؛ مثلاً در روایتی فرموده‌اند: "متکلف، سه نشانه دارد: در حضور، [[تملق]]؛ در [[نهان]]، [[غیبت]] و در [[مصیبت]]، شماتت می‌کند"<ref>{{متن حدیث|لِلْمُتَكَلِّفِ‌ ثَلَاثُ‌ عَلَامَاتٍ‌ يَتَمَلَّقُ إِذَا حَضَرَ وَ يَغْتَابُ إِذَا غَابَ وَ يَشْمَتُ بِالْمُصِيبَة}}؛ محمد بن ادریس حلی، مستطرفات السرائر، ص ۶۱۸؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۳۶۱ و حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص ۴۳۸.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۳۸.</ref>.


==[[پیامبر خدا]]{{صل}} الگوی سادگی و بی‌تکلفی ==
== [[پیامبر خدا]] {{صل}} الگوی سادگی و بی‌تکلفی ==
*بی‌تکلفی از ویژگی‌های بارز [[رسول اکرم]]{{صل}} و نتیجه مشی زاهدانه و به دور از هر گونه ظاهر سازی و عوام‌فریبی ایشان بود؛ ایشان چندان بی‌تکلف بود که سیره‌نویسان ایشان را فردی با هزینه سبک معرفی کرده، درباره‌اش نوشته‌اند: {{عربی| كَانَ‌ رَسُولُ‌ اللَّهِ‌{{صل}} خَفِيفُ‌ الْمَؤُونَة}}<ref>حسن بن ابی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۵۴.</ref> آن [[حضرت]] در تمام امور [[زندگی]]، از تکلف دور بود و این ویژگی در [[لباس]] و نشست و برخاست ایشان آشکار بود.‌ [[خوراک]] و پوشاک [[رسول خدا]]{{صل}} بسیار ساده و به دور از هرگونه تکلف بود و ایشان در [[خوراک]] و پوشاک بر غلامان و کنیزانش [[برتری]] نمی‌جست<ref>ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج ۱، ص ۱۴۶ - ۱۴۷؛ تقی الدین مقریزی، امتاع الأسماع، ج ۲، ص ۱۸۸ و ابن حزم، جوامع السیرة النبویه، ص۳۵.</ref>. آن [[حضرت]]، هر آن‌چه از [[غذا]] که حاضر بود، می‌خورد<ref>امتاع الأسماع، ج ۲، ص ۱۹۰؛ جوامع السیره، ص ۳۴ و نویری، نهایة الإرب، ج ۱۸، ص ۲۴۷.</ref> و از لباس‌ها آن‌چه که بدان دسترسی داشت، مانند روپوش، عبا، پیراهن، جبه و... در زمان [[نیاز]] می‌پوشید<ref>ملامحسن فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ج۴، ص ۱۴۰؛ غزالی، احیاء علوم الدین، ج ۳، ص ۳۳۱ و محمد حسین طباطبایی، سنن النبی، ص۱۲۰.</ref>؛ بسا که فقط روپوشی به [[نماز]] تن می‌کرد و دو طرف آن را میان دو شانه‌اش گره می‌زد و با همان [[لباس]] بر جنازه‌ها می‌خواند؛ گاه همان روپوش را به خود می‌پیچید و آن را از [[چپ و راست]] بر دوش می‌افکند و با آن در خانه [[نماز]] می‌خواند<ref>ابوسعید خرگوشی نیشابوری، شرف المصطفی، ج۳، ص۳۲۳؛ نهایة الإرب، ج ۱۸، ص ۲۸۸؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۳، ص۳۵۷؛ البخاری، صحیح، ج ۱، ص ۹۴؛ صحیح مسلم، ج ۲، ص ۶۲؛ المحجة البیضاء، ص۱۴۲ و احیاء علوم الدین، ص ۳۳۲.</ref>.‌ منزلش بسیار ساده بود و در این سادگی، مثال زدنی بود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۸۷؛ نورالدین علی سمهودی، وفاء الوفاء، ج ۲، ص ۵۳ و صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج۳، ص۳۴۸.</ref>. وسایل خانه‌اش نیز در سادگی همچون منزلش بود<ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۳۸-۵۳۹.</ref>.
* بی‌تکلفی از ویژگی‌های بارز [[رسول اکرم]] {{صل}} و نتیجه مشی زاهدانه و به دور از هر گونه ظاهر سازی و عوام‌فریبی ایشان بود؛ ایشان چندان بی‌تکلف بود که سیره‌نویسان ایشان را فردی با هزینه سبک معرفی کرده، درباره‌اش نوشته‌اند: {{عربی| كَانَ‌ رَسُولُ‌ اللَّهِ‌{{صل}} خَفِيفُ‌ الْمَؤُونَة}}<ref>حسن بن ابی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۵۴.</ref> آن [[حضرت]] در تمام امور [[زندگی]]، از تکلف دور بود و این ویژگی در [[لباس]] و نشست و برخاست ایشان آشکار بود. ‌ [[خوراک]] و پوشاک [[رسول خدا]] {{صل}} بسیار ساده و به دور از هرگونه تکلف بود و ایشان در [[خوراک]] و پوشاک بر غلامان و کنیزانش [[برتری]] نمی‌جست<ref>ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج ۱، ص ۱۴۶ - ۱۴۷؛ تقی الدین مقریزی، امتاع الأسماع، ج ۲، ص ۱۸۸ و ابن حزم، جوامع السیرة النبویه، ص۳۵.</ref>. آن [[حضرت]]، هر آن‌چه از [[غذا]] که حاضر بود، می‌خورد<ref>امتاع الأسماع، ج ۲، ص ۱۹۰؛ جوامع السیره، ص ۳۴ و نویری، نهایة الإرب، ج ۱۸، ص ۲۴۷.</ref> و از لباس‌ها آن‌چه که بدان دسترسی داشت، مانند روپوش، عبا، پیراهن، جبه و... در زمان [[نیاز]] می‌پوشید<ref>ملامحسن فیض کاشانی، المحجة البیضاء، ج۴، ص ۱۴۰؛ غزالی، احیاء علوم الدین، ج ۳، ص ۳۳۱ و محمد حسین طباطبایی، سنن النبی، ص۱۲۰.</ref>؛ بسا که فقط روپوشی به [[نماز]] تن می‌کرد و دو طرف آن را میان دو شانه‌اش گره می‌زد و با همان [[لباس]] بر جنازه‌ها می‌خواند؛ گاه همان روپوش را به خود می‌پیچید و آن را از [[چپ و راست]] بر دوش می‌افکند و با آن در خانه [[نماز]] می‌خواند<ref>ابوسعید خرگوشی نیشابوری، شرف المصطفی، ج۳، ص۳۲۳؛ نهایة الإرب، ج ۱۸، ص ۲۸۸؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۳، ص۳۵۷؛ البخاری، صحیح، ج ۱، ص ۹۴؛ صحیح مسلم، ج ۲، ص ۶۲؛ المحجة البیضاء، ص۱۴۲ و احیاء علوم الدین، ص ۳۳۲.</ref>. ‌ منزلش بسیار ساده بود و در این سادگی، مثال زدنی بود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۳۸۷؛ نورالدین علی سمهودی، وفاء الوفاء، ج ۲، ص ۵۳ و صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج۳، ص۳۴۸.</ref>. وسایل خانه‌اش نیز در سادگی همچون منزلش بود<ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۳۸-۵۳۹.</ref>.
* [[رسول خدا]]{{صل}} از حشمت‌های ظاهری نفرت داشت؛ به همین [[دلیل]]، اگر سواره بود، اجازه نمی‌داد کسی پیاده، همراه او حرکت کند<ref>شرف المصطفی، ج۴، ص۳۷۲ و مکارم الخلاق، ص۲۲.</ref>. اجازه دست‌بوسی و پابوسی به کسی نمی‌داد<ref>سید شرف الدین حسینی استرآبادی، تأویل الآیات، ص ۴۷۲ - ۴۷۳ و محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۷، ص ۱۳۹.</ref> و از اینکه پس از ورود به [[مجلسی]]، کسی جلوی پای ایشان برخیزد، سخت اکراه داشت<ref>ترمذی، سنن، ج ۴، ص ۱۸۳ - ۱۸۴؛ فتح الباری، ج ۱۱، ص ۴۵ و مکارم الاخلاق، ص ۱۶.</ref>. مجلسش بالا و پایین نداشت و هیچ تفاوتی میان او و اصحابش دیده نمی‌شد و همگی حلقه‌وار می‌نشستند<ref>مکارم، الاخلاق، ص ۲۲ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۳۶.</ref>؛ از این رو، [[اعراب]] غریبی که به حضور مبارکش می‌رسیدند، ایشان را در میان جمع نمی‌شناختند؛ و می‌پرسیدند: "کدام یک از شما [[رسول]] خدایید؟"<ref>النسائی، السنن الکبری، ج ۳، ص ۴۴۳؛ ابن الأشعث السجستانی، سنن ابی داوود، ج ۲، ص ۴۱۲ و مکارم الاخلاق، ص ۱۶.</ref> روی [[زمین]] می‌نشست و [[غذا]] می‌خورد<ref>شیخ طوسی، الامالی، ص ۳۹۳؛ ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۰۸ و احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۴۲.</ref> و موقع خوردن تکیه نمی‌داد<ref>الکافی،، ج ۶، ص۲۷۲؛ مسند احمد، ج ۵، ص ۱۶۵؛ محمد بن یزید القزوینی، سنن ابن‌ماجه، ج ۱، ص ۸۹ و فتح الباری، ج۹، ص۴۷۲.</ref> و از اینکه به [[سلاطین]]، شباهت پیدا کند، کراهت داشت<ref>الکافی، ج ۶، ص ۲۷۲ و المحاسن، ج۲، ص۴۵۸.</ref>. با [[فقرا]] هم‌نشین بود<ref>جوامع السیره، ص ۳۴؛ قاضی عیاض اندلسی، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۶۳ و المناقب، ج ۱، ص۱۴۶.</ref> و با [[مسکینان]] [[غذا]] می‌خورد<ref>الطبقات، الکبری، ج ۱، ص ۲۷۹؛ مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۱۲ و امالی طوسی، ص ۳۹۳.</ref> و با دست خود به آنان [[غذا]] می‌داد<ref>المناقب، ج۱، ص۱۴۶.</ref>. [[دعوت]] [[بندگان]] را می‌پذیرفت و هیچ دعوتی را کوچک نمی‌شمرد<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵ و الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۷۹.</ref>؛ بسا میزبانی که غذای سفره‌اش در نانی جوین و دنبه‌ای بودار خلاصه شده بود<ref>تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۱۲۱؛ ابوعیسی ترمذی، الشمائل المحمدیه، ص ۱۹۰.</ref>؛ اما با این حال، آن [[حضرت]] با آغوشی باز آن را می‌پذیرفت و می‌فرمود: "اگر پاچه گوسفندی را به من هدیه دهند، آن را می‌پذیرم و اگر مرا به خوردن استخوان شانه و سردستی [[دعوت]] کنند، خواهم پذیرفت"<ref>مسند احمد، ج۲، ص۵۱۲؛ سنن ترمذی، ج۲، ص۳۹۷؛ الکافی، ج۵، ص۱۴۲ و الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۷۹-۲۸۰.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۳۹-۵۴۰.</ref>.
* [[رسول خدا]] {{صل}} از حشمت‌های ظاهری نفرت داشت؛ به همین [[دلیل]]، اگر سواره بود، اجازه نمی‌داد کسی پیاده، همراه او حرکت کند<ref>شرف المصطفی، ج۴، ص۳۷۲ و مکارم الخلاق، ص۲۲.</ref>. اجازه دست‌بوسی و پابوسی به کسی نمی‌داد<ref>سید شرف الدین حسینی استرآبادی، تأویل الآیات، ص ۴۷۲ - ۴۷۳ و محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۷، ص ۱۳۹.</ref> و از اینکه پس از ورود به [[مجلسی]]، کسی جلوی پای ایشان برخیزد، سخت اکراه داشت<ref>ترمذی، سنن، ج ۴، ص ۱۸۳ - ۱۸۴؛ فتح الباری، ج ۱۱، ص ۴۵ و مکارم الاخلاق، ص ۱۶.</ref>. مجلسش بالا و پایین نداشت و هیچ تفاوتی میان او و اصحابش دیده نمی‌شد و همگی حلقه‌وار می‌نشستند<ref>مکارم، الاخلاق، ص ۲۲ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۳۶.</ref>؛ از این رو، [[اعراب]] غریبی که به حضور مبارکش می‌رسیدند، ایشان را در میان جمع نمی‌شناختند؛ و می‌پرسیدند: "کدام یک از شما [[رسول]] خدایید؟"<ref>النسائی، السنن الکبری، ج ۳، ص ۴۴۳؛ ابن الأشعث السجستانی، سنن ابی داوود، ج ۲، ص ۴۱۲ و مکارم الاخلاق، ص ۱۶.</ref> روی [[زمین]] می‌نشست و [[غذا]] می‌خورد<ref>شیخ طوسی، الامالی، ص ۳۹۳؛ ورام بن ابی فراس، مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۰۸ و احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۴۲.</ref> و موقع خوردن تکیه نمی‌داد<ref>الکافی،، ج ۶، ص۲۷۲؛ مسند احمد، ج ۵، ص ۱۶۵؛ محمد بن یزید القزوینی، سنن ابن‌ماجه، ج ۱، ص ۸۹ و فتح الباری، ج۹، ص۴۷۲.</ref> و از اینکه به [[سلاطین]]، شباهت پیدا کند، کراهت داشت<ref>الکافی، ج ۶، ص ۲۷۲ و المحاسن، ج۲، ص۴۵۸.</ref>. با [[فقرا]] هم‌نشین بود<ref>جوامع السیره، ص ۳۴؛ قاضی عیاض اندلسی، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۶۳ و المناقب، ج ۱، ص۱۴۶.</ref> و با [[مسکینان]] [[غذا]] می‌خورد<ref>الطبقات، الکبری، ج ۱، ص ۲۷۹؛ مجموعه ورام، ج ۱، ص ۲۱۲ و امالی طوسی، ص ۳۹۳.</ref> و با دست خود به آنان [[غذا]] می‌داد<ref>المناقب، ج۱، ص۱۴۶.</ref>. [[دعوت]] [[بندگان]] را می‌پذیرفت و هیچ دعوتی را کوچک نمی‌شمرد<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵ و الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۷۹.</ref>؛ بسا میزبانی که غذای سفره‌اش در نانی جوین و دنبه‌ای بودار خلاصه شده بود<ref>تاریخ مدینه دمشق، ج۴، ص۱۲۱؛ ابوعیسی ترمذی، الشمائل المحمدیه، ص ۱۹۰.</ref>؛ اما با این حال، آن [[حضرت]] با آغوشی باز آن را می‌پذیرفت و می‌فرمود: "اگر پاچه گوسفندی را به من هدیه دهند، آن را می‌پذیرم و اگر مرا به خوردن استخوان شانه و سردستی [[دعوت]] کنند، خواهم پذیرفت"<ref>مسند احمد، ج۲، ص۵۱۲؛ سنن ترمذی، ج۲، ص۳۹۷؛ الکافی، ج۵، ص۱۴۲ و الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۷۹-۲۸۰.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۳۹-۵۴۰.</ref>.
*هرگاه به [[مجلسی]] وارد می‌شد، در نزدیک‌ترین جا به محل ورود می‌نشست<ref>الکافی، ج ۲، ص ۶۶۲؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج ۱، ص۳۱۸؛ المناقب، ج۱، ص۱۴۶؛ تاریخ مدینه دمشق، ج۳، ص۳۵۰؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج۱، ص۲۹۰ و الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۳۱۱.</ref>؛ در [[سلام]] کردن از همه، حتی از [[کودکان]] [[سبقت]] می‌گرفت<ref>صحیح بخاری، ج ۷، ص ۱۳۱؛ ابن ابی شیبه کوفی، المصنّف، ج ۶، ص ۱۴۴ و علی بن الجعد، مسند ابن الجعد، ص ۲۶۰.</ref>؛ با ثروتمند و [[فقیر]] [[مصافحه]] می‌کرد و دست خود را نمی‌کشید تا طرف مقابل دست خود را بکشد<ref>ارشاد القلوب، ج۱، ص ۱۱۵ و وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۵۴.</ref>. از بیماران حتی در دورترین نقاط [[شهر]] عیادت می‌فرمود<ref>جوامع السیره، ص۳۴؛ الشفا بتعریف و حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۴۸ و المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶.</ref> و در تشییع جنازه‌ها حاضر می‌شد<ref>دلائل النبوه، ج ۱، ص ۳۳۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۱۵ و الطبقات الکبری، ص ۲۷۹.</ref>. بر الاغ سوار می‌شد و دیگری را نیز بر ترک خود سوار می‌کرد<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵ و الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۸۰.</ref>؛ بسیار پیش می‌آمد که بر الاغی بی‌پالان سوار می‌شد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۷۹.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۰-۵۴۱.</ref>.
* هرگاه به [[مجلسی]] وارد می‌شد، در نزدیک‌ترین جا به محل ورود می‌نشست<ref>الکافی، ج ۲، ص ۶۶۲؛ شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا {{ع}}، ج ۱، ص۳۱۸؛ المناقب، ج۱، ص۱۴۶؛ تاریخ مدینه دمشق، ج۳، ص۳۵۰؛ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج۱، ص۲۹۰ و الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۳۱۱.</ref>؛ در [[سلام]] کردن از همه، حتی از [[کودکان]] [[سبقت]] می‌گرفت<ref>صحیح بخاری، ج ۷، ص ۱۳۱؛ ابن ابی شیبه کوفی، المصنّف، ج ۶، ص ۱۴۴ و علی بن الجعد، مسند ابن الجعد، ص ۲۶۰.</ref>؛ با ثروتمند و [[فقیر]] [[مصافحه]] می‌کرد و دست خود را نمی‌کشید تا طرف مقابل دست خود را بکشد<ref>ارشاد القلوب، ج۱، ص ۱۱۵ و وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۵۴.</ref>. از بیماران حتی در دورترین نقاط [[شهر]] عیادت می‌فرمود<ref>جوامع السیره، ص۳۴؛ الشفا بتعریف و حقوق المصطفی، ج ۱، ص ۲۴۸ و المناقب، ج ۱، ص ۱۴۶.</ref> و در تشییع جنازه‌ها حاضر می‌شد<ref>دلائل النبوه، ج ۱، ص ۳۳۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۱۵ و الطبقات الکبری، ص ۲۷۹.</ref>. بر الاغ سوار می‌شد و دیگری را نیز بر ترک خود سوار می‌کرد<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵ و الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۸۰.</ref>؛ بسیار پیش می‌آمد که بر الاغی بی‌پالان سوار می‌شد<ref>الطبقات الکبری، ج ۱، ص ۲۷۹.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۰-۵۴۱.</ref>.
*در خانه به اهل خانه [[کمک]] می‌کرد و با دست خود وسیله [[تطهیر]] خود را در شب آماده می‌ساخت؛ گوسفندش را می‌دوشید و [[لباس]] و کفشش را وصله می‌زد؛ خانه را جارو می‌کرد و شترش عقال می‌بست و به شتر آبکش خود علف می‌داد؛ با خادمش [[غذا]] می‌خورد و با خدمتکار خانه، گندم و جو را آرد و آرد آن را خمیر می‌کرد؛ آذوقه منزل را از بازار حمل می‌کرد و به خانه می‌آورد و [[حیا]] مانع نبود که خود نیازمندی‌های خود را از بازار تهیه کند<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵ و وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۵۴.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۱.</ref>.
* در خانه به اهل خانه [[کمک]] می‌کرد و با دست خود وسیله [[تطهیر]] خود را در شب آماده می‌ساخت؛ گوسفندش را می‌دوشید و [[لباس]] و کفشش را وصله می‌زد؛ خانه را جارو می‌کرد و شترش عقال می‌بست و به شتر آبکش خود علف می‌داد؛ با خادمش [[غذا]] می‌خورد و با خدمتکار خانه، گندم و جو را آرد و آرد آن را خمیر می‌کرد؛ آذوقه منزل را از بازار حمل می‌کرد و به خانه می‌آورد و [[حیا]] مانع نبود که خود نیازمندی‌های خود را از بازار تهیه کند<ref>ارشاد القلوب، ج ۱، ص ۱۱۵ و وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۵۴.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۱.</ref>.


==تکلف نورزیدن در امور دینی‌==
== تکلف نورزیدن در امور دینی‌==
*از دیگر مواردی که بی‌تکلفی [[رسول خدا]]{{صل}} در آن نمودی آشکار داشت، تکلف نورزیدن ایشان در [[دین]] و مسائل مربوط به آن بود. آن [[حضرت]]، [[رفتار]] خارج از چهارچوب [[دین]] را نمی‌پذیرفت و در اجرای اموری که در [[شرع]] [[مقدس]]، حکمی برای آن صادر نشده بود، سخت نمی‌گرفت<ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۱.</ref>.
* از دیگر مواردی که بی‌تکلفی [[رسول خدا]] {{صل}} در آن نمودی آشکار داشت، تکلف نورزیدن ایشان در [[دین]] و مسائل مربوط به آن بود. آن [[حضرت]]، [[رفتار]] خارج از چهارچوب [[دین]] را نمی‌پذیرفت و در اجرای اموری که در [[شرع]] [[مقدس]]، حکمی برای آن صادر نشده بود، سخت نمی‌گرفت<ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۱.</ref>.
*آن [[حضرت]] حتی در راه [[تبلیغ]] [[آیین]] آسمانی خویش هم از سخت گرفتن بر غیر [[مسلمانان]] برای پیوستن به [[اسلام]] پرهیز داشت و زمانی که گروهی از [[مسلمانان]] به ایشان گفتند: "اگر کسانی را که بر آنان [[قدرت]] داری، به [[دین اسلام]] وادار کنی، قطعاً تعداد ما بیش از این خواهد شد و بر [[دشمنان]] خود [[برتری]] خواهیم یافت"، [[رسول خدا]]{{صل}} در پاسخ فرمود: "من، آن‌گونه نیستم که [[خدای عزوجل]] را [فردای [[قیامت]]] با پدید آوردن [[بدعت]] که به آن [[دستور]] داده نشده باشم، [[ملاقات]] کنم و من، اهل تکلف نیستم"<ref>{{متن حدیث|مَا كُنْتُ لِأَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِبِدْعَةٍ لَمْ‌ يُحْدِثْ‌ إِلَيَّ فِيهَا شَيْئاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِين‌}}؛ شیخ صدوق، التوحید، ص ۳۴۲؛ احمد بن علی الطبرسی، الاحتجاج، ج ۲، ص ۴۱۲ و عیون اخبار الرضا{{ع}}، ص ۱۳۵.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۱.</ref>.
* آن [[حضرت]] حتی در راه [[تبلیغ]] [[آیین]] آسمانی خویش هم از سخت گرفتن بر غیر [[مسلمانان]] برای پیوستن به [[اسلام]] پرهیز داشت و زمانی که گروهی از [[مسلمانان]] به ایشان گفتند: "اگر کسانی را که بر آنان [[قدرت]] داری، به [[دین اسلام]] وادار کنی، قطعاً تعداد ما بیش از این خواهد شد و بر [[دشمنان]] خود [[برتری]] خواهیم یافت"، [[رسول خدا]] {{صل}} در پاسخ فرمود: "من، آن‌گونه نیستم که [[خدای عزوجل]] را [فردای [[قیامت]]] با پدید آوردن [[بدعت]] که به آن [[دستور]] داده نشده باشم، [[ملاقات]] کنم و من، اهل تکلف نیستم"<ref>{{متن حدیث|مَا كُنْتُ لِأَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِبِدْعَةٍ لَمْ‌ يُحْدِثْ‌ إِلَيَّ فِيهَا شَيْئاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِين‌}}؛ شیخ صدوق، التوحید، ص ۳۴۲؛ احمد بن علی الطبرسی، الاحتجاج، ج ۲، ص ۴۱۲ و عیون اخبار الرضا {{ع}}، ص ۱۳۵.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۱.</ref>.
*تکلف نورزیدن در انجام عباداتی نظیر [[نماز]] از مصادیق دیگر بی‌تکلفی در [[سیره]] [[نبی]] [[خدا]] بود. [[روایت]] شده است که [[نماز]] آن [[حضرت]]، در عین کامل بودن، از [[نماز]] همه [[مردم]] سبک‌تر و خطبه‌اش از [[خطبه]] همه [[خطیبان]] کوتاه‌تر بود<ref>مکارم الاخلاق، ص ۲۳ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۳۷. در این باره در روایت مشابهی از جابر بن سمره چنین نقل شده است: «من با پیامبر اکرم{{صل}} نماز می‌گزاردم؛ هم نمازهایش میانه بود و هم سخنرانی‌اش». ر.ک: صحیح مسلم، ج ۳، ص ۱۱؛ سنن ترمذی، ج ۲، ص ۹: البیهقی، السنن الکبری، ج ۳، ص ۲۰۷ و مسند احمد، ج ۵، ص ۹۳.</ref>. ایشان به [[یاران]] خود نیز چنین توصیه می‌فرمود: "هرگاه یکی از شما با [[مردم]] به [[جماعت]] [[نماز]] گزارد، باید [[نماز]] را کوتاه بخواند؛ چرا که در میان [[نماز]] گزاران، [[ناتوان]]، [[بیمار]] و [[کهنسال]] [نیز] هست و هرگاه کسی از شما به تنهایی [[نماز]] می‌خواند، می‌تواند هر چه می‌خواهد، [[نماز]] را طولانی بگزارد"<ref>شافعی، کتاب الام، ج ۱، ص۱۸۷؛ مسند احمد، ج ۲، ص ۲۷۱؛ عبدالرزاق صنعانی، المصنّف، ص ۳۶۲ و ابن حبان، صحیح، ج۵، ص۵۷.</ref>. و می‌فرمود: "این [[دین]]، [[استوار]] است، پس در آن [[پسندیده]] [[رفتار]] کن و [[عبادت]] پروردگارت را برای خویشتن، سخت قرار مده؛ چون که [[زیاده‌روی]] کننده نه سفر را به پایان می‌رساند و نه مرکبی برای خود باقی می‌گذارد"<ref>الکافی، ج۲، ص۸۶؛ بیهقی، السنن الکبری، ج ۳، ص۱۷؛ ابن سلامه، مسند الشهاب، ج ۲، ص ۱۸۴؛ جلال‌الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج۱، ص۳۸۴ و کنزالعمال، ج۳، ص۳۶.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۲.</ref>.
* تکلف نورزیدن در انجام عباداتی نظیر [[نماز]] از مصادیق دیگر بی‌تکلفی در [[سیره]] [[نبی]] [[خدا]] بود. [[روایت]] شده است که [[نماز]] آن [[حضرت]]، در عین کامل بودن، از [[نماز]] همه [[مردم]] سبک‌تر و خطبه‌اش از [[خطبه]] همه [[خطیبان]] کوتاه‌تر بود<ref>مکارم الاخلاق، ص ۲۳ و بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۳۷. در این باره در روایت مشابهی از جابر بن سمره چنین نقل شده است: «من با پیامبر اکرم {{صل}} نماز می‌گزاردم؛ هم نمازهایش میانه بود و هم سخنرانی‌اش». ر. ک: صحیح مسلم، ج ۳، ص ۱۱؛ سنن ترمذی، ج ۲، ص ۹: البیهقی، السنن الکبری، ج ۳، ص ۲۰۷ و مسند احمد، ج ۵، ص ۹۳.</ref>. ایشان به [[یاران]] خود نیز چنین توصیه می‌فرمود: "هرگاه یکی از شما با [[مردم]] به [[جماعت]] [[نماز]] گزارد، باید [[نماز]] را کوتاه بخواند؛ چرا که در میان [[نماز]] گزاران، [[ناتوان]]، [[بیمار]] و [[کهنسال]] [نیز] هست و هرگاه کسی از شما به تنهایی [[نماز]] می‌خواند، می‌تواند هر چه می‌خواهد، [[نماز]] را طولانی بگزارد"<ref>شافعی، کتاب الام، ج ۱، ص۱۸۷؛ مسند احمد، ج ۲، ص ۲۷۱؛ عبدالرزاق صنعانی، المصنّف، ص ۳۶۲ و ابن حبان، صحیح، ج۵، ص۵۷.</ref>. و می‌فرمود: "این [[دین]]، [[استوار]] است، پس در آن [[پسندیده]] [[رفتار]] کن و [[عبادت]] پروردگارت را برای خویشتن، سخت قرار مده؛ چون که [[زیاده‌روی]] کننده نه سفر را به پایان می‌رساند و نه مرکبی برای خود باقی می‌گذارد"<ref>الکافی، ج۲، ص۸۶؛ بیهقی، السنن الکبری، ج ۳، ص۱۷؛ ابن سلامه، مسند الشهاب، ج ۲، ص ۱۸۴؛ جلال‌الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج۱، ص۳۸۴ و کنزالعمال، ج۳، ص۳۶.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۲.</ref>.
*در روایتی دیگر از [[امام صادق]]{{ع}} آمده است که [[رسول خدا]]{{صل}} خطاب به [[امیر المؤمنین]] [[علی]]{{ع}} فرمود: "ای [[علی]]{{ع}}، این [[دین]]، [[استوار]] است؛ پس در آن به [[مدارا]] [[رفتار]] کن و [[عبادت]] پروردگارت را برای خویشتن، [[ناپسند]] قرار نده؛ چون که شخص [[زیاده‌روی]] کننده نه مرکبی باقی گذاشته و نه سفر را به پایان رسانده است؛ پس همچون شخصی عمل کن که [[امیدوار]] است در [[پیری]] می‌میرد و چون کسی از [[خدا]] [[پروا]] کن که می‌ترسد فردا بمیرد"<ref>الکافی، ج ۲، ص ۸۷؛ بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۲۱۴ و وسائل الشیعة، ج ۱، ص ۱۱۰.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۲.</ref>.
* در روایتی دیگر از [[امام صادق]] {{ع}} آمده است که [[رسول خدا]] {{صل}} خطاب به [[امیر المؤمنین]] [[علی]] {{ع}} فرمود: "ای [[علی]] {{ع}}، این [[دین]]، [[استوار]] است؛ پس در آن به [[مدارا]] [[رفتار]] کن و [[عبادت]] پروردگارت را برای خویشتن، [[ناپسند]] قرار نده؛ چون که شخص [[زیاده‌روی]] کننده نه مرکبی باقی گذاشته و نه سفر را به پایان رسانده است؛ پس همچون شخصی عمل کن که [[امیدوار]] است در [[پیری]] می‌میرد و چون کسی از [[خدا]] [[پروا]] کن که می‌ترسد فردا بمیرد"<ref>الکافی، ج ۲، ص ۸۷؛ بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۲۱۴ و وسائل الشیعة، ج ۱، ص ۱۱۰.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۲.</ref>.


==نمونه‌هایی دیگر از نبود تکلف در [[سیره نبوی]]{{صل}} ‌==
== نمونه‌هایی دیگر از نبود تکلف در [[سیره نبوی]] {{صل}} ‌==
* [[نقل]] کرده‌اند، روزی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به نزد [[عایشه]] وارد شد؛ در حالی که زنی نزدش نشسته بود؛ پس فرمود: "او کیست؟" گفت: "فلانی است که از نمازش سخن می‌گوید"؛ فرمود: "از این سخنان دست بدارید! شما به همان اندازه که [[توان]] دارید، مکلّف هستید.[[سوگند]] به [[خداوند]]! تا زمانی که شما که ملول نشده‌اید، [[خداوند]] ثوابش را قطع نمی‌کند و [[بهترین]] [[دین]]، از نظر او آن است که شحص، همواره به آن پایبند باشد"<ref>صحیح بخاری، ج ۱، ص ۱۶ و العینی، عمدة القاری، ج۱، ص۲۵۵.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۲.</ref>.
* [[نقل]] کرده‌اند، روزی [[پیامبر اکرم]] {{صل}} به نزد [[عایشه]] وارد شد؛ در حالی که زنی نزدش نشسته بود؛ پس فرمود: "او کیست؟" گفت: "فلانی است که از نمازش سخن می‌گوید"؛ فرمود: "از این سخنان دست بدارید! شما به همان اندازه که [[توان]] دارید، مکلّف هستید. [[سوگند]] به [[خداوند]]! تا زمانی که شما که ملول نشده‌اید، [[خداوند]] ثوابش را قطع نمی‌کند و [[بهترین]] [[دین]]، از نظر او آن است که شحص، همواره به آن پایبند باشد"<ref>صحیح بخاری، ج ۱، ص ۱۶ و العینی، عمدة القاری، ج۱، ص۲۵۵.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۲.</ref>.
* [[راویان]] بسیاری هم از [[امام صادق]]{{ع}} و نیز [[ابوذر غفاری]] [[روایت]] کرده‌اند که در روزهای بسیار گرم سال، چون مؤذن برای گفتن [[اذان]] ظهر اجازه می‌خواست، [[رسول خدا]]{{صل}} می‌فرمود: بگذار هوا خنک شود!؛ بگذار هوا خنک شود!"<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۲۲۳؛ مسند احمد، ج۵، ص۱۷۶؛ صحیح بخاری، ج۱، ص۱۳۵؛ صحیح مسلم، ج۲، ص۱۰۸ و ابن خزیمه، صحیح، ج۱، ص۱۶۹-۱۷۰.</ref>؛ از [[ابن عباس]] نیز [[روایت]] شده است که روزی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[خطبه]] می‌خواند. پس دید که مردی [[ایستاده]] است؛ پرسید: "او کیست؟" [[مردم]] گفتند: "او [[ابو اسرائیل]] است که نذر کرده، زیر [[آفتاب]] بایستد، ننشیند، به زیر سایه نرود، سخن نگوید و [[روزه]] باشد"؛[[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: "به او بگویید که هم سخن بگوید، هم به سایه برود، هم بنشیند و به روزهاش پایان دهد"<ref>ابن ابی جمهور؛ عوالی اللآلی، ج ۳، ص ۴۴۸ – ۴۴۹؛ صحیح بخاری، ج۷، ص۲۳۴؛ سنن ابی داوود، ج ۲، ص ۱۰۱ ؛ صحیح ابن حبان، ج۱۰، ص۲۳۱-۲۳۲ و الطبرانی، المعجم الکبیر، ج ۱۱ ، ص ۲۵۴.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۳.</ref>.
* [[راویان]] بسیاری هم از [[امام صادق]] {{ع}} و نیز [[ابوذر غفاری]] [[روایت]] کرده‌اند که در روزهای بسیار گرم سال، چون مؤذن برای گفتن [[اذان]] ظهر اجازه می‌خواست، [[رسول خدا]] {{صل}} می‌فرمود: بگذار هوا خنک شود!؛ بگذار هوا خنک شود!"<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۲۲۳؛ مسند احمد، ج۵، ص۱۷۶؛ صحیح بخاری، ج۱، ص۱۳۵؛ صحیح مسلم، ج۲، ص۱۰۸ و ابن خزیمه، صحیح، ج۱، ص۱۶۹-۱۷۰.</ref>؛ از [[ابن عباس]] نیز [[روایت]] شده است که روزی [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[خطبه]] می‌خواند. پس دید که مردی [[ایستاده]] است؛ پرسید: "او کیست؟" [[مردم]] گفتند: "او [[ابو اسرائیل]] است که نذر کرده، زیر [[آفتاب]] بایستد، ننشیند، به زیر سایه نرود، سخن نگوید و [[روزه]] باشد"؛[[پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمود: "به او بگویید که هم سخن بگوید، هم به سایه برود، هم بنشیند و به روزهاش پایان دهد"<ref>ابن ابی جمهور؛ عوالی اللآلی، ج ۳، ص ۴۴۸ – ۴۴۹؛ صحیح بخاری، ج۷، ص۲۳۴؛ سنن ابی داوود، ج ۲، ص ۱۰۱؛ صحیح ابن حبان، ج۱۰، ص۲۳۱-۲۳۲ و الطبرانی، المعجم الکبیر، ج ۱۱، ص ۲۵۴.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۳.</ref>.
*همچنین از انس [[روایت]] شده است که روزی [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به [[مسجد]] وارد شد و دید ریسمانی بین دو ستون [[مسجد]] بسته شده است؛ پس فرمود: "این ریسمان چیست؟"‌ [[مردم]] گفتند: "این ریسمان، از آن [[زینب]] است چون [[ناتوان]] می‌شود، از آن می‌گیرد". آن گاه [[پیامبر اکرم]]{{صل}} فرمود: "آن را باز کنید؛ هر یک از شما باید تا زمانی [[نماز]] گزارد که با [[نشاط]] است؛ چون خسته شد، باید بخوابد"<ref>صحیح بخاری، ج ۲، ص ۴۸؛ فتح الباری، ج ۳، ص ۳۰ و عمدة القاری، ج ۷، ص ۲۰۸.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۳.</ref>.
* همچنین از انس [[روایت]] شده است که روزی [[پیامبر اکرم]] {{صل}} به [[مسجد]] وارد شد و دید ریسمانی بین دو ستون [[مسجد]] بسته شده است؛ پس فرمود: "این ریسمان چیست؟"‌ [[مردم]] گفتند: "این ریسمان، از آن [[زینب]] است چون [[ناتوان]] می‌شود، از آن می‌گیرد". آن گاه [[پیامبر اکرم]] {{صل}} فرمود: "آن را باز کنید؛ هر یک از شما باید تا زمانی [[نماز]] گزارد که با [[نشاط]] است؛ چون خسته شد، باید بخوابد"<ref>صحیح بخاری، ج ۲، ص ۴۸؛ فتح الباری، ج ۳، ص ۳۰ و عمدة القاری، ج ۷، ص ۲۰۸.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۳.</ref>.


==پرهیز از تکلف در امور قضایی‌==
== پرهیز از تکلف در امور قضایی‌==
* [[پیامبر]]{{صل}} در [[اجرای حدود الهی]] نیز اهل تکلف نبود بود؛ [[نقل]] ‌شده است، آن [[حضرت]] از تمام اموری که برای آنها در [[شرع]]، حدّی معین نشده بود، می‌گذشت<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۷۷.</ref>، و به [[قضاوت]] و داوران نیز توصیه می‌فرمود که تا وقتی می‌توانید [[گریز]] گاهی پیدا کنید، از جاری ساختن حدود بر [[بندگان خدا]] خودداری ورزید<ref>سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۸۵۰.؛ المبارکفوزی، تحفة الأحوذی، ج ۴، ص ۵۷۳؛ الجامع الصغیر، ج ۱، ص ۵۲ و کنز العمال، ج ۵، ص ۳۰۹.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۴.</ref>.
* [[پیامبر]] {{صل}} در [[اجرای حدود الهی]] نیز اهل تکلف نبود بود؛ [[نقل]] ‌شده است، آن [[حضرت]] از تمام اموری که برای آنها در [[شرع]]، حدّی معین نشده بود، می‌گذشت<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۷۷.</ref>، و به [[قضاوت]] و داوران نیز توصیه می‌فرمود که تا وقتی می‌توانید [[گریز]] گاهی پیدا کنید، از جاری ساختن حدود بر [[بندگان خدا]] خودداری ورزید<ref>سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۸۵۰. ؛ المبارکفوزی، تحفة الأحوذی، ج ۴، ص ۵۷۳؛ الجامع الصغیر، ج ۱، ص ۵۲ و کنز العمال، ج ۵، ص ۳۰۹.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۴.</ref>.
*از [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} [[نقل]] شده است که "روزی [[زن]] مسلمانانی [[خدمت]] [[رسول خدا]]{{صل}} آمد و گفت: "ای [[رسول خدا]]{{صل}}! فلانی شوهر من است و من خود را نثارش کرده، در [[امور دنیا]] و [[آخرت]] [[یاری]] اش کردم و او چیز ناپسندی از من ندیده است؛ اما من از او به [[خدا]] و به شما شکایت می‌برم"؛‌ آن [[حضرت]] فرمود: "از چه چیز او شکایت و گله داری؟" آن [[زن]] گفت: "امروز به من گفت: تو مانند مادرم بر من [[حرام]] هستی؛ من هم از منزلم خارج شدم؛ پس به کار من رسیدگی کن!" آن [[حضرت]] فرمود: "[[خداوند]] در این باره چیزی نازل نفرموده است تا با آن بین تو و شوهرت [[قضاوت]] کنم و من [هم] از اینکه از متکلفان باشم، اکراه دارم"؛ پس، آن [[زن]] گریست و دوباره به [[خدا]] و رسولش شکوه برد و برگشت. پس [[خداوند]] این [[آیه]] را نازل فرمود: {{متن قرآن|قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ}}<ref>«خداوند، سخن زنی را که با تو درباره همسرش چالش داشت و به خداوند شکوه می‌کرد شنیده است و خداوند گفت و گوی شما را می‌شنود که خداوند، شنوایی بیناست» سوره مجادله، آیه ۱.</ref>. پس [[رسول خدا]]{{صل}} آن [[زن]] و مرد را به حضور‌ طلبید و فرمود: "[[خداوند]] درباره تو و همسرت این [[آیه]] را نازل کرد". سپس [[آیه]] را برای آن دو خواند، سپس به آن مرد فرمود: "این [[زن]]، همسرت است و تو حرف ناپسندی را بر زبان راندی؛ به تحقیق، [[خداوند]] تو را بخشید، پس [[تعدی]] نکن..."<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ج ۲، ص ۳۵۳ – ۳۵۴؛ الکافی، ج ۲، ص ۱۵۲ و وسائل الشیعه، ج ۲۲، ص ۳۰۴ – ۳۰۵.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۴.</ref>.
* از [[امیرالمؤمنین علی]] {{ع}} [[نقل]] شده است که "روزی [[زن]] مسلمانانی [[خدمت]] [[رسول خدا]] {{صل}} آمد و گفت: "ای [[رسول خدا]] {{صل}}! فلانی شوهر من است و من خود را نثارش کرده، در [[امور دنیا]] و [[آخرت]] [[یاری]] اش کردم و او چیز ناپسندی از من ندیده است؛ اما من از او به [[خدا]] و به شما شکایت می‌برم"؛ ‌ آن [[حضرت]] فرمود: "از چه چیز او شکایت و گله داری؟" آن [[زن]] گفت: "امروز به من گفت: تو مانند مادرم بر من [[حرام]] هستی؛ من هم از منزلم خارج شدم؛ پس به کار من رسیدگی کن!" آن [[حضرت]] فرمود: "[[خداوند]] در این باره چیزی نازل نفرموده است تا با آن بین تو و شوهرت [[قضاوت]] کنم و من [هم] از اینکه از متکلفان باشم، اکراه دارم"؛ پس، آن [[زن]] گریست و دوباره به [[خدا]] و رسولش شکوه برد و برگشت. پس [[خداوند]] این [[آیه]] را نازل فرمود: {{متن قرآن|قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ}}<ref>«خداوند، سخن زنی را که با تو درباره همسرش چالش داشت و به خداوند شکوه می‌کرد شنیده است و خداوند گفت و گوی شما را می‌شنود که خداوند، شنوایی بیناست» سوره مجادله، آیه ۱.</ref>. پس [[رسول خدا]] {{صل}} آن [[زن]] و مرد را به حضور‌ طلبید و فرمود: "[[خداوند]] درباره تو و همسرت این [[آیه]] را نازل کرد". سپس [[آیه]] را برای آن دو خواند، سپس به آن مرد فرمود: "این [[زن]]، همسرت است و تو حرف ناپسندی را بر زبان راندی؛ به تحقیق، [[خداوند]] تو را بخشید، پس [[تعدی]] نکن..."<ref>علی بن ابراهیم قمی، تفسیر القمی، ج ۲، ص ۳۵۳ – ۳۵۴؛ الکافی، ج ۲، ص ۱۵۲ و وسائل الشیعه، ج ۲۲، ص ۳۰۴ – ۳۰۵.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۴.</ref>.


==پرهیز از تکلف در مهمانی‌ها‌==
== پرهیز از تکلف در مهمانی‌ها‌==
*تکلف نورزیدن میهمان و میزبان در مراسم مهمانی هم از دیگر اموری بود که [[رسول خدا]]{{صل}} بر آن تأکید داشت. در [[سیره]] آن بزرگوار، میزبان تا آنجا که به تکلف نیفتد، موظف است وسایل [[آسایش]] و راحتی میهمان را تأمین کند<ref>کنزالعمال، ج ۵، ص۲۴۸ و الجامع الصغیر، ج۲، ص۷۵۴.</ref>. بر میهمانان نیز [[شایسته]] است که تکلف نورزد و با رویی گشاده، [[پذیرایی]] هر چند مختصر میزبانش را بپذیرد. از [[پیامبر خدا]]{{صل}} [[نقل]] شده است که فرمود: "از [[بزرگواری]] مرد، آن است که آن‌چه برادرش در مهمانی نزد او می‌گذارد؛ بپذیرد و تکلف نورزد"<ref>الکافی، ج۵، ص۱۴۳؛ فضل الله راوندی، النوادر، ص ۱۱ و المحاسن، ج ۲، ص ۴۱۵.</ref>. همچنین از ایشان [[روایت]] شده است: "برای مرد میزبان همین [[گناه]] بس که غذایی را که پیش [[برادران]] خود می‌گذارد، کم شمارد و برای میهمانان نیز همین [[گناه]] بس که آن‌چه را برادرشان در برابرشان می‌گذارد، کم بشمارند"<ref>المحاسن، ج ۲، ص ۴۱۴ و وسائل الشیعه، ج ۲۴، ص ۲۷۷.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۴-۵۴۵.</ref>.
* تکلف نورزیدن میهمان و میزبان در مراسم مهمانی هم از دیگر اموری بود که [[رسول خدا]] {{صل}} بر آن تأکید داشت. در [[سیره]] آن بزرگوار، میزبان تا آنجا که به تکلف نیفتد، موظف است وسایل [[آسایش]] و راحتی میهمان را تأمین کند<ref>کنزالعمال، ج ۵، ص۲۴۸ و الجامع الصغیر، ج۲، ص۷۵۴.</ref>. بر میهمانان نیز [[شایسته]] است که تکلف نورزد و با رویی گشاده، [[پذیرایی]] هر چند مختصر میزبانش را بپذیرد. از [[پیامبر خدا]] {{صل}} [[نقل]] شده است که فرمود: "از [[بزرگواری]] مرد، آن است که آن‌چه برادرش در مهمانی نزد او می‌گذارد؛ بپذیرد و تکلف نورزد"<ref>الکافی، ج۵، ص۱۴۳؛ فضل الله راوندی، النوادر، ص ۱۱ و المحاسن، ج ۲، ص ۴۱۵.</ref>. همچنین از ایشان [[روایت]] شده است: "برای مرد میزبان همین [[گناه]] بس که غذایی را که پیش [[برادران]] خود می‌گذارد، کم شمارد و برای میهمانان نیز همین [[گناه]] بس که آن‌چه را برادرشان در برابرشان می‌گذارد، کم بشمارند"<ref>المحاسن، ج ۲، ص ۴۱۴ و وسائل الشیعه، ج ۲۴، ص ۲۷۷.</ref><ref> [[گلشاد حیدری|حیدری، گلشاد]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۵۴۴-۵۴۵.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش