پرش به محتوا

جزء بن معاویة بن حصین: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
 
خط ۲: خط ۲:
| موضوع مرتبط = اصحاب پیامبر
| موضوع مرتبط = اصحاب پیامبر
| عنوان مدخل  = جزء بن معاویة بن حصین
| عنوان مدخل  = جزء بن معاویة بن حصین
| مداخل مرتبط =
| مداخل مرتبط =  
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}
== آشنایی اجمالی ==
== آشنایی اجمالی ==
وی از تیره [[سعد بن زید]]، [[مناة بن تمیم]]، تمیمی و عموی [[احنف بن قیس]] است. [[ابن عبدالبر]]، [[صحابی]] بودن وی را صحیح نمی‌داند، ولی [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۸۶.</ref> به استناد آنکه [[کارگزاران]] [[عمر]] صحابی بوده‌اند، وی را صحابی دانسته است. [[صعصعة بن معاویه]] [[برادر]] جزء، [[صحابه رسول خدا]]{{صل}}<ref>مزی، تهذیب الکمال، ج۱۳، ص۱۷۱؛ ر.ک: ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۴۰۳.</ref> و [[یار]] و ملازم [[ابوذر]] بود<ref>ابن معین، ج۲، ص۲۲۴.</ref>.
وی از تیره [[سعد بن زید]]، [[مناة بن تمیم]]، تمیمی و عموی [[احنف بن قیس]] است. [[ابن عبدالبر]]، [[صحابی]] بودن وی را صحیح نمی‌داند، ولی [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۸۶.</ref> به استناد آنکه [[کارگزاران]] [[عمر]] صحابی بوده‌اند، وی را صحابی دانسته است. [[صعصعة بن معاویه]] [[برادر]] جزء، [[صحابه رسول خدا]] {{صل}}<ref>مزی، تهذیب الکمال، ج۱۳، ص۱۷۱؛ ر. ک: ابن اثیر، اسد الغابه، ج۲، ص۴۰۳.</ref> و [[یار]] و ملازم [[ابوذر]] بود<ref>ابن معین، ج۲، ص۲۲۴.</ref>.


جَزء [[کارگزار]] عمر در [[اهواز]] بود<ref>ترمذی، سنن ترمذی، ج۳، ص۷۳.</ref>. او در پی هزیمتِ هُرمُزان در [[نبرد]] سوق الاهواز، به دستور [[حرقوص بن زهیر]]، هرمزان را به سوی رامهرمز تعقیب کرد و به دورق، از دهکده‌های شغر رفت و آن را به آسانی گرفت و آنچه را رخ داده بود، برای عمر و [[عتبة بن غزوان]] گزارش کرد و افزود فراریان پذیرفته‌اند با دادن [[جزیه]] در [[ذمه]] و [[پناه]] [[مسلمانان]] باشند. عمر به جزء و حرقوص نامه‌ای نوشت که از مکان‌های فتح شده تا رسیدن دستور بعدی نگهداری کنند. جزء با اجازه عمر، به [[عمران]] قلمرو خود پرداخت، جوی‌ها حفر کرد و زمین‌های موات را آباد نمود. هرمزان پس از دست دادن اهواز و آمدن به رامهرمز، از جَزء و حرقوص تقاضای [[صلح]] کرد، که به دستور عمر میان آنان صلح برقرار شد و در [[رویارویی]] کُردان [[فارسی]] با هرمزان، از وی [[دفاع]] می‌کردند<ref>طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۱۷۵.</ref>. جزء در نزدیکی [[عسکر]] مکرم از نواحی [[خوزستان]] نهری حفر کرد که به نام وی نهر جزء نامیده می‌شد<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۳۲.</ref>. او در شمار کارگزارانی است که عمر [[اموال]] آنان را [[مصادره]] کرده است<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۸۶ از بلاذری؛ شریف قرشی، ج۱، ص۲۹۳.</ref>. عمر یک سال پیش از مرگش (در سال ۲۲) نامه‌ای به [[ابوموسی اشعری]]، [[امیر]] [[بصره]] و او هم به جزء بن معاویه نوشت تا مردان و [[زنان]] ساحر را بکشند، از [[نکاح]] [[مجوس]] با [[محارم]] جلوگیری و از زمزمه (کلماتی با صدای آهسته هنگام [[غذا خوردن]]) آنان ممانعت کنند. به گفته [[بجالة بن عبد]]، کاتب جزء، وی طعامی فراوان آماده کرد و [[مجوسیان]] را [[دعوت]] نمود و خود آشکارا [[شمشیر]] بر دامن نهاد. وی سه ساحر را کُشت، میان محرم‌های مجوسیان جدایی انداخت و آنان را از زمزمه بازداشت<ref>شافعی، محمد بن ادریس، کتاب الأم، ج۱، ص۱۹۰ و ۱۹۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۹۳؛ بخاری، صحیح بخاری، صحیح، ج۴، ص۶۲؛ ابن ابی شیبه، المصنف، ج۷، ص۵۸۴؛ صنعانی، عبدالرزاق بن همام، المصنف، ج۱۰، ص۱۸۰ و ۱۸۱. توضیح بیشتر در خصوص این نامه را بنگرید: ابن حجر، الاصابه، فتح، ج۶، ص۱۸۵؛ عظیم آبادی، محمد شمس الحق، عون المعبود، ج۸، ص۳۰۵؛ همچنین استناد فقیهان را به روایت بجاله در قتل ساحر بنگرید: نووی، محی الدین بن شرف، المجموع فی شرح المهذب، ج۱۹، ص۲۴۶.</ref>. او همچنین [[کارگزار]] [[زیاد بن سمیه]] نیز بوده است.<ref>[[حسین حسینیان مقدم|حسینیان مقدم، حسین]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «جزء بن معاویة بن حصین»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۳۹۱.</ref>
جَزء [[کارگزار]] عمر در [[اهواز]] بود<ref>ترمذی، سنن ترمذی، ج۳، ص۷۳.</ref>. او در پی هزیمتِ هُرمُزان در [[نبرد]] سوق الاهواز، به دستور [[حرقوص بن زهیر]]، هرمزان را به سوی رامهرمز تعقیب کرد و به دورق، از دهکده‌های شغر رفت و آن را به آسانی گرفت و آنچه را رخ داده بود، برای عمر و [[عتبة بن غزوان]] گزارش کرد و افزود فراریان پذیرفته‌اند با دادن [[جزیه]] در [[ذمه]] و [[پناه]] [[مسلمانان]] باشند. عمر به جزء و حرقوص نامه‌ای نوشت که از مکان‌های فتح شده تا رسیدن دستور بعدی نگهداری کنند. جزء با اجازه عمر، به [[عمران]] قلمرو خود پرداخت، جوی‌ها حفر کرد و زمین‌های موات را آباد نمود. هرمزان پس از دست دادن اهواز و آمدن به رامهرمز، از جَزء و حرقوص تقاضای [[صلح]] کرد، که به دستور عمر میان آنان صلح برقرار شد و در [[رویارویی]] کُردان [[فارسی]] با هرمزان، از وی [[دفاع]] می‌کردند<ref>طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۱۷۵.</ref>. جزء در نزدیکی [[عسکر]] مکرم از نواحی [[خوزستان]] نهری حفر کرد که به نام وی نهر جزء نامیده می‌شد<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۳۲.</ref>. او در شمار کارگزارانی است که عمر [[اموال]] آنان را [[مصادره]] کرده است<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۱، ص۵۸۶ از بلاذری؛ شریف قرشی، ج۱، ص۲۹۳.</ref>. عمر یک سال پیش از مرگش (در سال ۲۲) نامه‌ای به [[ابوموسی اشعری]]، [[امیر]] [[بصره]] و او هم به جزء بن معاویه نوشت تا مردان و [[زنان]] ساحر را بکشند، از [[نکاح]] [[مجوس]] با [[محارم]] جلوگیری و از زمزمه (کلماتی با صدای آهسته هنگام [[غذا خوردن]]) آنان ممانعت کنند. به گفته [[بجالة بن عبد]]، کاتب جزء، وی طعامی فراوان آماده کرد و [[مجوسیان]] را [[دعوت]] نمود و خود آشکارا [[شمشیر]] بر دامن نهاد. وی سه ساحر را کُشت، میان محرم‌های مجوسیان جدایی انداخت و آنان را از زمزمه بازداشت<ref>شافعی، محمد بن ادریس، کتاب الأم، ج۱، ص۱۹۰ و ۱۹۱؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۹۳؛ بخاری، صحیح بخاری، صحیح، ج۴، ص۶۲؛ ابن ابی شیبه، المصنف، ج۷، ص۵۸۴؛ صنعانی، عبدالرزاق بن همام، المصنف، ج۱۰، ص۱۸۰ و ۱۸۱. توضیح بیشتر در خصوص این نامه را بنگرید: ابن حجر، الاصابه، فتح، ج۶، ص۱۸۵؛ عظیم آبادی، محمد شمس الحق، عون المعبود، ج۸، ص۳۰۵؛ همچنین استناد فقیهان را به روایت بجاله در قتل ساحر بنگرید: نووی، محی الدین بن شرف، المجموع فی شرح المهذب، ج۱۹، ص۲۴۶.</ref>. او همچنین [[کارگزار]] [[زیاد بن سمیه]] نیز بوده است.<ref>[[حسین حسینیان مقدم|حسینیان مقدم، حسین]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «جزء بن معاویة بن حصین»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص ۳۹۱.</ref>
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش