زبان: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۷ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۵ اوت ۲۰۲۲
جز
 
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[زبان در قرآن]] - [[زبان در حدیث]] - [[زبان در کلام اسلامی]] - [[زبان در معارف دعا و زیارات]] - [[زبان در معارف و سیره سجادی]] - [[زبان در معارف و سیره نبوی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[زبان در قرآن]] - [[زبان در حدیث]] - [[زبان در کلام اسلامی]] - [[زبان در معارف دعا و زیارات]] - [[زبان در معارف و سیره سجادی]] - [[زبان در معارف و سیره نبوی]]| پرسش مرتبط  = }}


==مقدمه==
== مقدمه ==
*{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ}}<ref>«و هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا (پیامش را) برای آنان به روشنی بیان کند بنابراین خداوند هر که را بخواهد بیراه می‌دارد و هر که را بخواهد به راه می‌آورد و او پیروزمند فرزانه است» سوره ابراهیم، آیه ۴.</ref>
*{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ}}<ref>«و هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا (پیامش را) برای آنان به روشنی بیان کند بنابراین خداوند هر که را بخواهد بیراه می‌دارد و هر که را بخواهد به راه می‌آورد و او پیروزمند فرزانه است» سوره ابراهیم، آیه ۴.</ref>


خط ۱۰: خط ۱۰:
البته این کلمه در [[قرآن]] جدا از این [[آیه]] در معانی گوناگونی بکار رفته، که هرچند ارتباطی با این معنای اصطلاحی امروز ندارد، اما روشنگر معانی دیگر است، از جمله معانی آن عبارتند از:
البته این کلمه در [[قرآن]] جدا از این [[آیه]] در معانی گوناگونی بکار رفته، که هرچند ارتباطی با این معنای اصطلاحی امروز ندارد، اما روشنگر معانی دیگر است، از جمله معانی آن عبارتند از:


==زبان وسیله مبادله و آلت و ابزار بیان==
== زبان وسیله مبادله و آلت و ابزار بیان ==
گاه از زبان به عنوان یک اندام ماهیچه‌ای و ابزاری مادی یاد می‌شود. این که چگونه با زبان، تکلم صورت می‌گیرد و چگونه صدا و صوت تولید می‌شود و چگونه ارتباطی با مغز دارد و کار کرد آن از ابعاد مختلف چیست‌؟ [[آیه]] شریفه‌ای که به این معنا دلالت دارد، و [[یادآوری]] [[نعمت الهی]] می‌کند؛ عبارت است از: {{متن قرآن|أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ}}<ref>«آیا برای او دو چشم نیافریده‌ایم،» سوره بلد، آیه ۸.</ref>{{متن قرآن|وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ}}<ref>«و زبان و دو لب؟» سوره بلد، آیه ۹.</ref> آیا برای شما از دوچشم و زبانی و لبی نساختیم که بدان ببینید و سخن بگویید.
گاه از زبان به عنوان یک اندام ماهیچه‌ای و ابزاری مادی یاد می‌شود. این که چگونه با زبان، تکلم صورت می‌گیرد و چگونه صدا و صوت تولید می‌شود و چگونه ارتباطی با مغز دارد و کار کرد آن از ابعاد مختلف چیست‌؟ [[آیه]] شریفه‌ای که به این معنا دلالت دارد، و [[یادآوری]] [[نعمت الهی]] می‌کند؛ عبارت است از: {{متن قرآن|أَلَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ}}<ref>«آیا برای او دو چشم نیافریده‌ایم،» سوره بلد، آیه ۸.</ref>{{متن قرآن|وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ}}<ref>«و زبان و دو لب؟» سوره بلد، آیه ۹.</ref> آیا برای شما از دوچشم و زبانی و لبی نساختیم که بدان ببینید و سخن بگویید.


==لغت وسیله انتقال معانی==
== لغت وسیله انتقال معانی ==
مراد آن است که زبان [[پیامبر]] وسیله بیان [[پیام]] و مافی الضمیر باشد. [[آیات]] شریفه‌ای که بیانگر این معنا از «لسان» هستند، عبارتند از:
مراد آن است که زبان [[پیامبر]] وسیله بیان [[پیام]] و مافی الضمیر باشد. [[آیات]] شریفه‌ای که بیانگر این معنا از «لسان» هستند، عبارتند از:
#{{متن قرآن|وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُصَدِّقٌ لِسَانًا عَرَبِيًّا لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و پیش از آن، کتاب موسی پیشوا و رحمت بود و این کتابی است راست‌شمارنده (ی کتاب موسی) به زبان عربی، تا به ستمگران بیم دهد و نیکوکاران را نوید است» سوره احقاف، آیه ۱۲.</ref> این ([[قرآن]]) کتابی است به زبان [[عربی]] که [[تصدیق]] کننده ([[کتاب موسی]]) است.
#{{متن قرآن|وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً وَهَذَا كِتَابٌ مُصَدِّقٌ لِسَانًا عَرَبِيًّا لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرَى لِلْمُحْسِنِينَ}}<ref>«و پیش از آن، کتاب موسی پیشوا و رحمت بود و این کتابی است راست‌شمارنده (ی کتاب موسی) به زبان عربی، تا به ستمگران بیم دهد و نیکوکاران را نوید است» سوره احقاف، آیه ۱۲.</ref> این ([[قرآن]]) کتابی است به زبان [[عربی]] که [[تصدیق]] کننده ([[کتاب موسی]]) است.
خط ۲۷: خط ۲۷:
'''نکات''': در [[آیات]] اول (که چهار بار تکرار شده) و دوم، و چهارم سخن از آسان ساختن [[قرآن]] برای [[پیامبر]] با واژه «یسرنا» و «یسرناه» بعضا با کاف خطاب آمده، اما این [[پرسش]] مطرح است که چرا و به چه علت [[خداوند]] [[قرآن]] را آسان گرداند؟ آیا تنها به این علت که [[مردم]] بتوانند بخوانند؛ یا نکات دیگری در اهداف این شیوه از زبان مطرح است‌؟ به نظر می‌رسد که افزون بر اهداف ماندگاری کتاب در سایه امکان قرائت در [[سوره حجر]] با تضمین صیانت از آفات بیان شده، و همچنین امکان [[حفظ]]، آسان گرداندن برای فهمیدن و فهمیدن نیز وسیله‌ای جهت پندگرفتن: {{متن قرآن|لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«باری، جز این نیست که ما آن (قرآن) را به زبان تو آسان (بیان) کردیم تا بدان پرهیزگاران را نوید رسانی و گروهی ستیزه‌جو را بیم دهی» سوره مریم، آیه ۹۷.</ref> و وسیله‌ای برای [[انذار]]: {{متن قرآن|تُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا}}<ref>«باری، جز این نیست که ما آن (قرآن) را به زبان تو آسان (بیان) کردیم تا بدان پرهیزگاران را نوید رسانی و گروهی ستیزه‌جو را بیم دهی» سوره مریم، آیه ۹۷.</ref> می‌باشد. در [[آیه]] سوم نیز این [[قرآن]] به عنوان بیانی برای [[مردم]]، مطرح شده است و بیان بودن [[قرآن]] برای [[مردم]]، متوقف بر قابل فهمیدن آنها است، اما اینکه چه کسانی از [[قرآن]] بهره عملی می‌گیرند، این مربوط به کسانی است که [[پرهیزگار]] هستند. به عبارت دیگر، [[قرآن]] برای همه قابل [[فهم]] است، اما عده‌ای [[پند]] می‌گیرند و [[هدایت]] می‌شوند و عده‌ای [[پند]] نمی‌گیرند و [[هدایت]] نمی‌شوند. [[فهم]] عمومی است، اما تنها عده ای که [[آمادگی]] داشته باشند و موضع وجبهه منفی نداشته باشند، [[پند]] می‌گیرند.
'''نکات''': در [[آیات]] اول (که چهار بار تکرار شده) و دوم، و چهارم سخن از آسان ساختن [[قرآن]] برای [[پیامبر]] با واژه «یسرنا» و «یسرناه» بعضا با کاف خطاب آمده، اما این [[پرسش]] مطرح است که چرا و به چه علت [[خداوند]] [[قرآن]] را آسان گرداند؟ آیا تنها به این علت که [[مردم]] بتوانند بخوانند؛ یا نکات دیگری در اهداف این شیوه از زبان مطرح است‌؟ به نظر می‌رسد که افزون بر اهداف ماندگاری کتاب در سایه امکان قرائت در [[سوره حجر]] با تضمین صیانت از آفات بیان شده، و همچنین امکان [[حفظ]]، آسان گرداندن برای فهمیدن و فهمیدن نیز وسیله‌ای جهت پندگرفتن: {{متن قرآن|لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ}}<ref>«باری، جز این نیست که ما آن (قرآن) را به زبان تو آسان (بیان) کردیم تا بدان پرهیزگاران را نوید رسانی و گروهی ستیزه‌جو را بیم دهی» سوره مریم، آیه ۹۷.</ref> و وسیله‌ای برای [[انذار]]: {{متن قرآن|تُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا}}<ref>«باری، جز این نیست که ما آن (قرآن) را به زبان تو آسان (بیان) کردیم تا بدان پرهیزگاران را نوید رسانی و گروهی ستیزه‌جو را بیم دهی» سوره مریم، آیه ۹۷.</ref> می‌باشد. در [[آیه]] سوم نیز این [[قرآن]] به عنوان بیانی برای [[مردم]]، مطرح شده است و بیان بودن [[قرآن]] برای [[مردم]]، متوقف بر قابل فهمیدن آنها است، اما اینکه چه کسانی از [[قرآن]] بهره عملی می‌گیرند، این مربوط به کسانی است که [[پرهیزگار]] هستند. به عبارت دیگر، [[قرآن]] برای همه قابل [[فهم]] است، اما عده‌ای [[پند]] می‌گیرند و [[هدایت]] می‌شوند و عده‌ای [[پند]] نمی‌گیرند و [[هدایت]] نمی‌شوند. [[فهم]] عمومی است، اما تنها عده ای که [[آمادگی]] داشته باشند و موضع وجبهه منفی نداشته باشند، [[پند]] می‌گیرند.


==تکلم و رسایی در انتقال ما فی الضمیر==
== تکلم و رسایی در انتقال ما فی الضمیر ==
مراد از آن وصفی دیگر از زبان تنوع زبان و گوناگونی آنکه وسیله خاصی از گفتار باشد.
مراد از آن وصفی دیگر از زبان تنوع زبان و گوناگونی آنکه وسیله خاصی از گفتار باشد.
#{{متن قرآن|وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا}}<ref>«و برادرم هارون زبان‌آورتر از من است پس، او را با من بفرست تا به راستی من، گواهی دهد که می‌ترسم مرا دروغگو شمارند» سوره قصص، آیه ۳۴.</ref> و برادرم [[هارون]] از من زبان آورتر است. منظور از زبان آوری درآیه، طلاقت زبان و یا خوش زبانی است.
#{{متن قرآن|وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا}}<ref>«و برادرم هارون زبان‌آورتر از من است پس، او را با من بفرست تا به راستی من، گواهی دهد که می‌ترسم مرا دروغگو شمارند» سوره قصص، آیه ۳۴.</ref> و برادرم [[هارون]] از من زبان آورتر است. منظور از زبان آوری درآیه، طلاقت زبان و یا خوش زبانی است.
خط ۳۳: خط ۳۳:
نکته: «و در [[حقیقت]]، ما این ([[قرآن]]) را بر زبان تو آسان ساختیم تا [[پرهیزگاران]] را بدان نوید، و [[مردم]] ستیزه جو را بدان [[بیم]] دهی». به عنوان مثال وقتی که می‌گویند، فلان شخص لکنت زبان دارد، این معنا از زبان، مربوط به آلت و ابزار سهولت بیان می‌باشد و این معنا از بافت [[کلام]] استفاده می‌شود. به عنوان مثال وقتی گفته می‌شود:زبان فلان شخص سخت یا پیچیده است، یا از لکنتی و گنگی برخوردار است که متوجه حرفهایش نمی‌شویم، مربوط به این حوزه از معنای زبان است؛ یعنی وسیله و نوعی از زبان درونی که وسیله انتقال معنا می‌شود، برخوردار است، یا برخوردار نیست.
نکته: «و در [[حقیقت]]، ما این ([[قرآن]]) را بر زبان تو آسان ساختیم تا [[پرهیزگاران]] را بدان نوید، و [[مردم]] ستیزه جو را بدان [[بیم]] دهی». به عنوان مثال وقتی که می‌گویند، فلان شخص لکنت زبان دارد، این معنا از زبان، مربوط به آلت و ابزار سهولت بیان می‌باشد و این معنا از بافت [[کلام]] استفاده می‌شود. به عنوان مثال وقتی گفته می‌شود:زبان فلان شخص سخت یا پیچیده است، یا از لکنتی و گنگی برخوردار است که متوجه حرفهایش نمی‌شویم، مربوط به این حوزه از معنای زبان است؛ یعنی وسیله و نوعی از زبان درونی که وسیله انتقال معنا می‌شود، برخوردار است، یا برخوردار نیست.


==برای مبادله وسطح [[گفتگو]]==
== برای مبادله وسطح [[گفتگو]] ==
مراد از آن زبان وسیله سنجش سطحی از معنا و کیفیت [[القا]] بنابر یک فرض اصلی آن گونه که در برخی از [[روایات]] آمده که: {{متن حدیث|إنا معاشر الانبیاء امرنا أن نتکلم بقدر عقولهم}}، باشد.
مراد از آن زبان وسیله سنجش سطحی از معنا و کیفیت [[القا]] بنابر یک فرض اصلی آن گونه که در برخی از [[روایات]] آمده که: {{متن حدیث|إنا معاشر الانبیاء امرنا أن نتکلم بقدر عقولهم}}، باشد.
#{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ}}<ref>«و هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا (پیامش را) برای آنان به روشنی بیان کند بنابراین خداوند هر که را بخواهد بیراه می‌دارد و هر که را بخواهد به راه می‌آورد و او پیروزمند فرزانه است» سوره ابراهیم، آیه ۴.</ref> و ما هیچ [[پیامبری]] را جز به زبان قومش نفرستادیم تا (حقایق را) برای آنان بیان کند.)
#{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ}}<ref>«و هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا (پیامش را) برای آنان به روشنی بیان کند بنابراین خداوند هر که را بخواهد بیراه می‌دارد و هر که را بخواهد به راه می‌آورد و او پیروزمند فرزانه است» سوره ابراهیم، آیه ۴.</ref> و ما هیچ [[پیامبری]] را جز به زبان قومش نفرستادیم تا (حقایق را) برای آنان بیان کند.)
خط ۴۵: خط ۴۵:
اما اشکال این نظریه این است که اولا، [[قرآن]] تنها برای [[مردم]] آن عصر نازل شده که مقصود به افهام محدود به [[مردم]] عصر [[نزول]] باشد. وانگهی در همان زمان که [[قرآن]] خطاب به [[مردم]] می‌شده، خطاب به خود [[پیامبر]] و صحابه‌ای از دانایان هم می‌شده که در یک سطح نبوده‌اند. ثالثاً، این برخلاف دسته‌ای از [[آیات]] است که می‌گوید این کتاب را کسی نازل کرده که [[علم]] بر [[آسمانها]] و [[زمین]] دارد: {{متن قرآن|قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}}<ref>«بگو آن را کسی فرو فرستاده است که رازهای (نهفته) آسمان‌ها و زمین را می‌داند؛ بی‌گمان او آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره فرقان، آیه ۶.</ref> در نتیجه نمی‌تواند بر خلاف [[علم]] خود نازل کند و خلاف واقعی بگوید و یا اغراء به [[جهل]] کند و باطلی بیاورد. اما با این همه در [[امور غیبی]] بگونه‌ای سخن بگوید که هدفش تحریض و [[تشویق]] و [[انذار]] باشد و نه این که بخواهد با آن کلمات شدت و حدت [[عذاب]] را بیان کند، مثلا در آنجا که می‌گوید: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا}}<ref>«آنان را که به آیات ما کفر ورزیدند به زودی در آتشی (دردناک) می‌افکنیم؛ هرگاه که پوست تنشان بریان گردد بر آنان پوست‌هایی تازه جایگزین می‌گردانیم تا عذاب را بچشند؛ بی‌گمان خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۵۶.</ref>. این که بگوید: آنان را در آتشی [سوزان] درآوریم که هر چه پوستشان بریان گردد، پوست‌های دیگری بر جایش نهیم تا [[عذاب]] را بچشند، نه این که [[خدا]] از [[عذاب]] آنان [[لذت]] برد و یا چنین آنان را [[شکنجه]] کند، بلکه مانند مادری است که بفرزند خود می‌گوید اگر این کار را بکنی تو را ریز ریز می‌کنم، در این تعبیر نباید اهداف کارکردی زبان را که در زبان عرف هم متعارف است. مادری به [[فرزند]] خود برای ترسان می‌گوید: اگر این کار را بکنی تو را می‌کشم، واقعا قصد کشتن را دارد، بلکه با این بیان قصد ترساندن و جلوگیری و ابراز [[خشم]] خود را دارد.
اما اشکال این نظریه این است که اولا، [[قرآن]] تنها برای [[مردم]] آن عصر نازل شده که مقصود به افهام محدود به [[مردم]] عصر [[نزول]] باشد. وانگهی در همان زمان که [[قرآن]] خطاب به [[مردم]] می‌شده، خطاب به خود [[پیامبر]] و صحابه‌ای از دانایان هم می‌شده که در یک سطح نبوده‌اند. ثالثاً، این برخلاف دسته‌ای از [[آیات]] است که می‌گوید این کتاب را کسی نازل کرده که [[علم]] بر [[آسمانها]] و [[زمین]] دارد: {{متن قرآن|قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ}}<ref>«بگو آن را کسی فرو فرستاده است که رازهای (نهفته) آسمان‌ها و زمین را می‌داند؛ بی‌گمان او آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره فرقان، آیه ۶.</ref> در نتیجه نمی‌تواند بر خلاف [[علم]] خود نازل کند و خلاف واقعی بگوید و یا اغراء به [[جهل]] کند و باطلی بیاورد. اما با این همه در [[امور غیبی]] بگونه‌ای سخن بگوید که هدفش تحریض و [[تشویق]] و [[انذار]] باشد و نه این که بخواهد با آن کلمات شدت و حدت [[عذاب]] را بیان کند، مثلا در آنجا که می‌گوید: {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا}}<ref>«آنان را که به آیات ما کفر ورزیدند به زودی در آتشی (دردناک) می‌افکنیم؛ هرگاه که پوست تنشان بریان گردد بر آنان پوست‌هایی تازه جایگزین می‌گردانیم تا عذاب را بچشند؛ بی‌گمان خداوند پیروزمندی فرزانه است» سوره نساء، آیه ۵۶.</ref>. این که بگوید: آنان را در آتشی [سوزان] درآوریم که هر چه پوستشان بریان گردد، پوست‌های دیگری بر جایش نهیم تا [[عذاب]] را بچشند، نه این که [[خدا]] از [[عذاب]] آنان [[لذت]] برد و یا چنین آنان را [[شکنجه]] کند، بلکه مانند مادری است که بفرزند خود می‌گوید اگر این کار را بکنی تو را ریز ریز می‌کنم، در این تعبیر نباید اهداف کارکردی زبان را که در زبان عرف هم متعارف است. مادری به [[فرزند]] خود برای ترسان می‌گوید: اگر این کار را بکنی تو را می‌کشم، واقعا قصد کشتن را دارد، بلکه با این بیان قصد ترساندن و جلوگیری و ابراز [[خشم]] خود را دارد.


==[[پیامبر]] و زبان کاربردی [[وحی]]==
== [[پیامبر]] و زبان کاربردی [[وحی]] ==
#{{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ * بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ}}<ref>«که روح الامین آن را فرود آورده است * بر دلت، تا از بیم‌دهندگان باشی؛ * به زبان عربی روشن» سوره شعراء، آیه ۱۹۳-۱۹۵.</ref>
#{{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ * بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ}}<ref>«که روح الامین آن را فرود آورده است * بر دلت، تا از بیم‌دهندگان باشی؛ * به زبان عربی روشن» سوره شعراء، آیه ۱۹۳-۱۹۵.</ref>
#{{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّ}}<ref>«باری، جز این نیست که ما آن (قرآن) را به زبان تو آسان (بیان) کردیم تا بدان پرهیزگاران را نوید رسانی و گروهی ستیزه‌جو را بیم دهی» سوره مریم، آیه ۹۷.</ref>
#{{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّ}}<ref>«باری، جز این نیست که ما آن (قرآن) را به زبان تو آسان (بیان) کردیم تا بدان پرهیزگاران را نوید رسانی و گروهی ستیزه‌جو را بیم دهی» سوره مریم، آیه ۹۷.</ref>
خط ۵۵: خط ۵۵:
'''نکته''':زبان در رساندن [[پیام]] نقش اساسی دارد و لذا [[پیامبران]] هم باین نکته توجه داشته‌اند و [[خداوند]] در [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ}}<ref>«و هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا (پیامش را) برای آنان به روشنی بیان کند بنابراین خداوند هر که را بخواهد بیراه می‌دارد و هر که را بخواهد به راه می‌آورد و او پیروزمند فرزانه است» سوره ابراهیم، آیه ۴.</ref>: همه [[پیامبران]] باز زبان [[مردم]] خود [[مبعوث]] شدند و این [[قدر]] مسئله زبان مهم است که [[موسی]] طبق [[نقل]] [[قرآن]] از [[خداوند]] می‌خواهد برادرش [[هارون]] را که از نظر زبان فصیح‌تر است به کمک او بفرستد - {{متن قرآن|وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ}}<ref>«و برادرم هارون زبان‌آورتر از من است پس، او را با من بفرست تا به راستی من، گواهی دهد که می‌ترسم مرا دروغگو شمارند» سوره قصص، آیه ۳۴.</ref>
'''نکته''':زبان در رساندن [[پیام]] نقش اساسی دارد و لذا [[پیامبران]] هم باین نکته توجه داشته‌اند و [[خداوند]] در [[قرآن]] می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ}}<ref>«و هیچ پیامبری را جز به زبان قومش نفرستادیم تا (پیامش را) برای آنان به روشنی بیان کند بنابراین خداوند هر که را بخواهد بیراه می‌دارد و هر که را بخواهد به راه می‌آورد و او پیروزمند فرزانه است» سوره ابراهیم، آیه ۴.</ref>: همه [[پیامبران]] باز زبان [[مردم]] خود [[مبعوث]] شدند و این [[قدر]] مسئله زبان مهم است که [[موسی]] طبق [[نقل]] [[قرآن]] از [[خداوند]] می‌خواهد برادرش [[هارون]] را که از نظر زبان فصیح‌تر است به کمک او بفرستد - {{متن قرآن|وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخَافُ أَنْ يُكَذِّبُونِ}}<ref>«و برادرم هارون زبان‌آورتر از من است پس، او را با من بفرست تا به راستی من، گواهی دهد که می‌ترسم مرا دروغگو شمارند» سوره قصص، آیه ۳۴.</ref>


==[[قرآن]] زبان معیار==
== [[قرآن]] زبان معیار ==
منظور آن دسته از [[آیات قرآن]] است که این کتاب را براساس زبان معیار مخاطب و نه زبان ویژه و مخصوص گروهی خاص با تعیر [[عربی]] مبین و یا توقع [[تدبر]] و [[تعقل]] و نکات دیگر معرفی می‌کند. این [[ادله]] بر دو دسته می‌باشند. آنهایی که به صورت مستقیم [[قرآن]] را زبان معیار می‌داند و این کتاب [[عربی]] را مبین می‌داند، یعنی کتابی که از زبان معیار عمومی استفاده کرده است، نه از زبان معیار خاص. و آنهایی که به طور مستقیم اشاره به این نکته دارن: اما دسته اول، عبارتند از:
منظور آن دسته از [[آیات قرآن]] است که این کتاب را براساس زبان معیار مخاطب و نه زبان ویژه و مخصوص گروهی خاص با تعیر [[عربی]] مبین و یا توقع [[تدبر]] و [[تعقل]] و نکات دیگر معرفی می‌کند. این [[ادله]] بر دو دسته می‌باشند. آنهایی که به صورت مستقیم [[قرآن]] را زبان معیار می‌داند و این کتاب [[عربی]] را مبین می‌داند، یعنی کتابی که از زبان معیار عمومی استفاده کرده است، نه از زبان معیار خاص. و آنهایی که به طور مستقیم اشاره به این نکته دارن: اما دسته اول، عبارتند از:
#{{متن قرآن|وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ}}<ref>«و خوب می‌دانیم که آنان می‌گویند: جز این نیست که بشری به او آموزش می‌دهد؛ (چنین نیست، زیرا) زبان آن کس که (قرآن را) به او می‌بندند غیر عربی است و این (قرآن به) زبان عربی روشنی است» سوره نحل، آیه ۱۰۳.</ref>
#{{متن قرآن|وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ}}<ref>«و خوب می‌دانیم که آنان می‌گویند: جز این نیست که بشری به او آموزش می‌دهد؛ (چنین نیست، زیرا) زبان آن کس که (قرآن را) به او می‌بندند غیر عربی است و این (قرآن به) زبان عربی روشنی است» سوره نحل، آیه ۱۰۳.</ref>
خط ۶۹: خط ۶۹:
# [[نزول قرآن]] به زبان [[عربی]] موجب تسهیل و آسان شدن بیان [[معارف]] آن از جانب [[پیامبر]]: {{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا}}<ref>«باری، جز این نیست که ما آن (قرآن) را به زبان تو آسان (بیان) کردیم تا بدان پرهیزگاران را نوید رسانی و گروهی ستیزه‌جو را بیم دهی» سوره مریم، آیه ۹۷.</ref>.
# [[نزول قرآن]] به زبان [[عربی]] موجب تسهیل و آسان شدن بیان [[معارف]] آن از جانب [[پیامبر]]: {{متن قرآن|فَإِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْمًا لُدًّا}}<ref>«باری، جز این نیست که ما آن (قرآن) را به زبان تو آسان (بیان) کردیم تا بدان پرهیزگاران را نوید رسانی و گروهی ستیزه‌جو را بیم دهی» سوره مریم، آیه ۹۷.</ref>.
# [[نزول]] مفاهیم [[وحی]] - [[قرآن]] - در قالب زبان [[عربی]] بر [[قلب]] [[پیامبر]]: {{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ * بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ}}<ref>«که روح الامین آن را فرود آورده است * بر دلت، تا از بیم‌دهندگان باشی؛ * به زبان عربی روشن» سوره شعراء، آیه ۱۹۳-۱۹۵.</ref>
# [[نزول]] مفاهیم [[وحی]] - [[قرآن]] - در قالب زبان [[عربی]] بر [[قلب]] [[پیامبر]]: {{متن قرآن|نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ * عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ * بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ}}<ref>«که روح الامین آن را فرود آورده است * بر دلت، تا از بیم‌دهندگان باشی؛ * به زبان عربی روشن» سوره شعراء، آیه ۱۹۳-۱۹۵.</ref>
#رفع [[اتهام]] [[تعلیم]] مفاهیم [[قرآن]] از سوی غیر [[خداوند]] به [[پیامبر]] به [[دلیل]] [[عربی]] بودن [[زبان قرآن]] و عجمی بودن [[معلم]] مورد نظر [[مشرکان]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ}}<ref>«و خوب می‌دانیم که آنان می‌گویند: جز این نیست که بشری به او آموزش می‌دهد؛ (چنین نیست، زیرا) زبان آن کس که (قرآن را) به او می‌بندند غیر عربی است و این (قرآن به) زبان عربی روشنی است» سوره نحل، آیه ۱۰۳.</ref>.
# رفع [[اتهام]] [[تعلیم]] مفاهیم [[قرآن]] از سوی غیر [[خداوند]] به [[پیامبر]] به [[دلیل]] [[عربی]] بودن [[زبان قرآن]] و عجمی بودن [[معلم]] مورد نظر [[مشرکان]]: {{متن قرآن|وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ}}<ref>«و خوب می‌دانیم که آنان می‌گویند: جز این نیست که بشری به او آموزش می‌دهد؛ (چنین نیست، زیرا) زبان آن کس که (قرآن را) به او می‌بندند غیر عربی است و این (قرآن به) زبان عربی روشنی است» سوره نحل، آیه ۱۰۳.</ref>.
# [[دشنام]] به [[پیامبر]] از جانب [[یهود]]، از [[گناهان]] زبان آنها - واژه [راعنا] را برای [[دشنام]] به [[پیامبر]] به کار می‌بردند: {{متن قرآن|رٰاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ }}<ref>«برخی از یهودیان کلمات را از جایگاه (راستین) آن جابه‌جا می‌کنند و با پیچاندن زبانشان و از سر طعنه بر دین می‌گویند: «شنفتیم و نپذیرفتیم» و (یا): «بشنو و باور مکن» و (یا) «راعنا» و اگر می‌گفتند: «شنیدیم و فرمان بردیم» و «بشنو و ما را بنگر» برای آنان بهتر» سوره نساء، آیه ۴۶.</ref> می‌گویند: «شنیدیم و [[نافرمانی]] کردیم و بشنو [که کاش] [[ناشنوا]] گردی».. و [نیز از روی [[استهزا]] می‌گویند:] «راعنا» [که در [[عربی]] یعنی: به ما التفات کن، ولی در [[عبری]] یعنی: خبیث ما.  
# [[دشنام]] به [[پیامبر]] از جانب [[یهود]]، از [[گناهان]] زبان آنها - واژه [راعنا] را برای [[دشنام]] به [[پیامبر]] به کار می‌بردند: {{متن قرآن|رٰاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ }}<ref>«برخی از یهودیان کلمات را از جایگاه (راستین) آن جابه‌جا می‌کنند و با پیچاندن زبانشان و از سر طعنه بر دین می‌گویند: «شنفتیم و نپذیرفتیم» و (یا): «بشنو و باور مکن» و (یا) «راعنا» و اگر می‌گفتند: «شنیدیم و فرمان بردیم» و «بشنو و ما را بنگر» برای آنان بهتر» سوره نساء، آیه ۴۶.</ref> می‌گویند: «شنیدیم و [[نافرمانی]] کردیم و بشنو [که کاش] [[ناشنوا]] گردی».. و [نیز از روی [[استهزا]] می‌گویند:] «راعنا» [که در [[عربی]] یعنی: به ما التفات کن، ولی در [[عبری]] یعنی: خبیث ما.  


==تنوع زبانی==
== تنوع زبانی ==
منظور آن دسته از آیاتی است که با روش‌های مختلف در [[وحی]] برای بیان [[معارف]] استفاده شده که جنبه تعلیمی و [[تربیتی]] داردو از سویی بیان آنها در [[قرآن]] جنبه معرفت‌جویانه به اصطلاح زبان‌شناسی ندارد و [[هدف]] از آن کارکردی است<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۶۵۱-۶۵۹.</ref>.
منظور آن دسته از آیاتی است که با روش‌های مختلف در [[وحی]] برای بیان [[معارف]] استفاده شده که جنبه تعلیمی و [[تربیتی]] داردو از سویی بیان آنها در [[قرآن]] جنبه معرفت‌جویانه به اصطلاح زبان‌شناسی ندارد و [[هدف]] از آن کارکردی است<ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۶۵۱-۶۵۹.</ref>.


۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش