سوره تین در علوم قرآنی: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
[[سوره تین]] در ترتیب [[مصحف]] نود و پنجمین [[سوره]] [[قرآن کریم]] و بر حسب [[ترتیب نزول]] بیست و هشتمین <ref>التمهید، ج ۱، ص۱۳۶؛ التحریر و التنویر، ج ۳۰، ص۴۱۹.</ref> سورهای است که در [[مکه]] نازل شده است. [[نزول]] آن بعد از [[سوره بروج]] و قبل از [[سوره ایلاف]] بوده است. در دیگر [[روایات]] ترتیب نزول ردیفهای ۲۳، ۲۶، ۲۷ <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۶۱۲؛ الاتقان، ج ۱، ص۳۳ - ۳۵.</ref> و ۵۱ <ref>مفاتیح الاسرار، ج ۱، ص۱۲۹ - ۱۳۰؛ تاریخ قرآن، ص۶۸۰.</ref> را برای آن ذکر کردهاند. <ref>التمهید، ج ۱، ص۱۳۶؛ سیرة الرسول، ج ۱، ص۱۴۶.</ref> این سوره دارای ۸ [[آیه]] <ref> مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۷۴؛ التحریر والتنویر، ج ۳۰، ص۴۱۹؛ روح المعانی، ج ۳۰، ص۳۱۰.</ref> و ۳۴ کلمه <ref> المعجم الاحصائی، ج ۱، ص۳۰۵.</ref> است. | [[سوره تین]] در ترتیب [[مصحف]] نود و پنجمین [[سوره]] [[قرآن کریم]] و بر حسب [[ترتیب نزول]] بیست و هشتمین <ref>التمهید، ج ۱، ص۱۳۶؛ التحریر و التنویر، ج ۳۰، ص۴۱۹.</ref> سورهای است که در [[مکه]] نازل شده است. [[نزول]] آن بعد از [[سوره بروج]] و قبل از [[سوره ایلاف]] بوده است. در دیگر [[روایات]] ترتیب نزول ردیفهای ۲۳، ۲۶، ۲۷ <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۶۱۲؛ الاتقان، ج ۱، ص۳۳ - ۳۵.</ref> و ۵۱ <ref>مفاتیح الاسرار، ج ۱، ص۱۲۹ - ۱۳۰؛ تاریخ قرآن، ص۶۸۰.</ref> را برای آن ذکر کردهاند. <ref>التمهید، ج ۱، ص۱۳۶؛ سیرة الرسول، ج ۱، ص۱۴۶.</ref> این سوره دارای ۸ [[آیه]] <ref> مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۷۴؛ التحریر والتنویر، ج ۳۰، ص۴۱۹؛ روح المعانی، ج ۳۰، ص۳۱۰.</ref> و ۳۴ کلمه <ref> المعجم الاحصائی، ج ۱، ص۳۰۵.</ref> است. | ||
از [[قتاده]] و همچنین [[ابن عباس]] بنابر [[روایت]] معدل نقل شده که این [[سوره مدنی]] است؛<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۷۴؛ روح المعانی، ج ۳۰، ص۳۱۰؛ التحریرو التنویر، ج ۳۰، ص۴۱۹.</ref> ولی در روایات صحیح سوره تین مکّی دانسته شده و بیشتر [[مفسران]] نیز بر این عقیدهاند <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۴۴؛تفسیر قرطبی، ج ۲۰، ص۱۱۰؛ الاتقان، ج ۱، ص۳۳ - ۳۵.</ref> و آیه {{متن قرآن|وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}<ref>«و به این شهر امن و آرام (مکّه)» سوره تین، آیه ۳.</ref> را مؤید نظر خود دانستهاند. <ref>المیزان، ج ۲۰، ص۳۱۹.</ref> | از [[قتاده]] و همچنین [[ابن عباس]] بنابر [[روایت]] معدل نقل شده که این [[سوره مدنی]] است؛<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۷۴؛ روح المعانی، ج ۳۰، ص۳۱۰؛ التحریرو التنویر، ج ۳۰، ص۴۱۹.</ref> ولی در روایات صحیح سوره تین مکّی دانسته شده و بیشتر [[مفسران]] نیز بر این عقیدهاند <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۴۴؛تفسیر قرطبی، ج ۲۰، ص۱۱۰؛ الاتقان، ج ۱، ص۳۳ - ۳۵.</ref> و آیه {{متن قرآن|وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}<ref>«و به این شهر امن و آرام (مکّه)» سوره تین، آیه ۳.</ref> را مؤید نظر خود دانستهاند. <ref>المیزان، ج ۲۰، ص۳۱۹.</ref> | ||
از روایات ترتیب نزول میتوان استفاده کرد که سوره تین از نظر زمانی بین [[هجرت به حبشه]] و [[معراج]] [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده است. <ref> الموسوعة القرآنیه، ج ۱۲، ص۲۹.</ref> در بسیاری از کتب [[تفسیر]] و مصاحف کهن آن را سوره {{متن قرآن|وَالتِّينِ}} نامیدهاند؛<ref>معانی القرآن، ج ۵، ص۳۴۳؛ صحیح البخاری، ج ۶، ص۱۰۴.</ref> ولی بیشتر مفسران متأخر و معاصر نام این سوره را {{متن قرآن|التِّينِ}} به معنای انجیر و بدون واو ذکر کردهاند <ref>التحریر و التنویر، ج ۳۰، ص۳۷۰.</ref> که هر دو از آیه نخست سوره گرفته شدهاند<ref>الموسوعة القرآنیه، ج ۱۲، ص۲۹.</ref>.<ref>[[سید حبیب دشتی|دشتی، سید حبیب]]، [[سوره تین - دشتی (مقاله)| مقاله «سوره تین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref> | از روایات ترتیب نزول میتوان استفاده کرد که سوره تین از نظر زمانی بین [[هجرت به حبشه]] و [[معراج]] [[پیامبر]] {{صل}} نازل شده است. <ref> الموسوعة القرآنیه، ج ۱۲، ص۲۹.</ref> در بسیاری از کتب [[تفسیر]] و مصاحف کهن آن را سوره {{متن قرآن|وَالتِّينِ}} نامیدهاند؛<ref>معانی القرآن، ج ۵، ص۳۴۳؛ صحیح البخاری، ج ۶، ص۱۰۴.</ref> ولی بیشتر مفسران متأخر و معاصر نام این سوره را {{متن قرآن|التِّينِ}} به معنای انجیر و بدون واو ذکر کردهاند <ref>التحریر و التنویر، ج ۳۰، ص۳۷۰.</ref> که هر دو از آیه نخست سوره گرفته شدهاند<ref>الموسوعة القرآنیه، ج ۱۲، ص۲۹.</ref>.<ref>[[سید حبیب دشتی|دشتی، سید حبیب]]، [[سوره تین - دشتی (مقاله)| مقاله «سوره تین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref> | ||
==[[هدف]] سوره== | == [[هدف]] سوره == | ||
این سوره، بر [[معاد]] و [[اثبات]] [[روز جزا]] با توجه به [[آفرینش انسان]] در [[بهترین]] تقویم ([[نظام]] و صورت) و امکان [[تکامل]] یا [[انحطاط]] او و [[ضرورت]] وجود [[پاداش]] و [[کیفر]] برای او، تأکید میکند. <ref>المیزان، ج ۲۰، ص۳۱۸.</ref> البته اگر منظور از [[دین]] در [[آیه]] {{متن قرآن|فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ}}<ref>«پس، چه چیز تو را پس از آن، به دروغ انگاشتن (روز) پاداش و کیفر وا میدارد؟» سوره تین، آیه ۷.</ref> [[شریعت]] باشد و نه روز جزا، غرض [[سوره]] [[اثبات]] [[فطری بودن دین اسلام]] میتواند باشد و اینکه دین مقتضای [[خلقت]] و عامل [[تربیت]] [[انسان]] است و در [[لزوم]] آن نباید تردید کرد<ref>الموسوعة القرآنیه، ج ۱۲، ص۲۹.</ref>.<ref>[[سید حبیب دشتی|دشتی، سید حبیب]]، [[سوره تین - دشتی (مقاله)| مقاله «سوره تین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref> | این سوره، بر [[معاد]] و [[اثبات]] [[روز جزا]] با توجه به [[آفرینش انسان]] در [[بهترین]] تقویم ([[نظام]] و صورت) و امکان [[تکامل]] یا [[انحطاط]] او و [[ضرورت]] وجود [[پاداش]] و [[کیفر]] برای او، تأکید میکند. <ref>المیزان، ج ۲۰، ص۳۱۸.</ref> البته اگر منظور از [[دین]] در [[آیه]] {{متن قرآن|فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ}}<ref>«پس، چه چیز تو را پس از آن، به دروغ انگاشتن (روز) پاداش و کیفر وا میدارد؟» سوره تین، آیه ۷.</ref> [[شریعت]] باشد و نه روز جزا، غرض [[سوره]] [[اثبات]] [[فطری بودن دین اسلام]] میتواند باشد و اینکه دین مقتضای [[خلقت]] و عامل [[تربیت]] [[انسان]] است و در [[لزوم]] آن نباید تردید کرد<ref>الموسوعة القرآنیه، ج ۱۲، ص۲۹.</ref>.<ref>[[سید حبیب دشتی|دشتی، سید حبیب]]، [[سوره تین - دشتی (مقاله)| مقاله «سوره تین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref> | ||
==محتوای سوره== | == محتوای سوره == | ||
[[سوره تین]] با ۴ [[سوگند]] به {{متن قرآن|وَالتِّينِ}}، {{متن قرآن|وَالزَّيْتُونَ}}، {{متن قرآن|وَطُورِ سِينِينَ}} و {{متن قرآن|الْبَلَدِ الْأَمِينِ}} [[آفرینش]] زیبای انسان در بهترین صورت و قوام و [[استعداد]] را مطرح و بیان میکند که انسان با خارج شدن از این [[فطرت]] [[سلیم]] نخستین، به [[پستترین]] جایگاه که از جایگاه همه [[فرومایگان]] [[اهل]] [[عذاب]] [[پستتر]] است {{متن قرآن|أَسْفَلَ سَافِلِينَ}}<ref>«آنگاه او را به (پایه) فروترین فرومایگان بازگرداندیم» سوره تین، آیه ۵.</ref> [[سقوط]] میکند؛ ولی گروهی در سایه [[ایمان]] و [[عمل صالح]] مراحل تکامل را پیموده، به [[سعادت ابدی]] و پاداش بیپایان میرسند. | [[سوره تین]] با ۴ [[سوگند]] به {{متن قرآن|وَالتِّينِ}}، {{متن قرآن|وَالزَّيْتُونَ}}، {{متن قرآن|وَطُورِ سِينِينَ}} و {{متن قرآن|الْبَلَدِ الْأَمِينِ}} [[آفرینش]] زیبای انسان در بهترین صورت و قوام و [[استعداد]] را مطرح و بیان میکند که انسان با خارج شدن از این [[فطرت]] [[سلیم]] نخستین، به [[پستترین]] جایگاه که از جایگاه همه [[فرومایگان]] [[اهل]] [[عذاب]] [[پستتر]] است {{متن قرآن|أَسْفَلَ سَافِلِينَ}}<ref>«آنگاه او را به (پایه) فروترین فرومایگان بازگرداندیم» سوره تین، آیه ۵.</ref> [[سقوط]] میکند؛ ولی گروهی در سایه [[ایمان]] و [[عمل صالح]] مراحل تکامل را پیموده، به [[سعادت ابدی]] و پاداش بیپایان میرسند. | ||
| خط ۲۳: | خط ۲۳: | ||
# [[دوزخ]] و درکات پست آن. <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۷۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۳۲، ص۱۱.</ref> در پایان با ارائه یک [[برهان]] به [[اثبات معاد]] میپردازد و میفرماید: به [[حکم]] [[حکمت الهی]] که [[احکم الحاکمین]] است [[واجب]] است بین این دو گروه از [[انسانها]] فرق گذاشت و برای آنها پاداش و [[کیفری]] قرار داد و این همان [[معاد]] و [[قیامت]] است که [[تکذیب]] پذیر نیست. <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۷۷؛ المیزان، ج ۲۰، ص۳۱۹ - ۳۲۱.</ref> | # [[دوزخ]] و درکات پست آن. <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۷۶؛ التفسیر الکبیر، ج ۳۲، ص۱۱.</ref> در پایان با ارائه یک [[برهان]] به [[اثبات معاد]] میپردازد و میفرماید: به [[حکم]] [[حکمت الهی]] که [[احکم الحاکمین]] است [[واجب]] است بین این دو گروه از [[انسانها]] فرق گذاشت و برای آنها پاداش و [[کیفری]] قرار داد و این همان [[معاد]] و [[قیامت]] است که [[تکذیب]] پذیر نیست. <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۷۷؛ المیزان، ج ۲۰، ص۳۱۹ - ۳۲۱.</ref> | ||
آیه {{متن قرآن|فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ}}<ref>«پس، چه چیز تو را پس از آن، به دروغ انگاشتن (روز) پاداش و کیفر وا میدارد؟» سوره تین، آیه ۷.</ref> ممکن است خطاب به جنس [[انسان]] به شیوه التفات باشد. در این صورت معنای [[آیه]] چنین خواهد بود: ای انسان! بعد از این [[ادله]] آشکار چه چیز تو را [[تکذیب]] کننده [[روز جزا]] قرار داده است؟<ref> مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۷۶؛ المیزان، ج ۲۰، ص۳۲۰.</ref> یا چه چیز تو را به سبب [[انکار]] روز جزا، کاذب و [[دروغگو]] قرار داده است؟<ref>الکشاف، ج ۴، ص۷۷۴.</ref> اما بعضی گفتهاند: خطاب به [[پیامبر]]{{صل}} است، بنابراین [[آیه شریفه]] بدین معناست: ای پیامبر! بعد از این ادله چه کسی در باره [[دین اسلام]] یا وجود روز جزا به تو نسبت [[کذب]] و [[دروغگویی]] میدهد؟<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۷۷.</ref>.<ref>[[سید حبیب دشتی|دشتی، سید حبیب]]، [[سوره تین - دشتی (مقاله)| مقاله «سوره تین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref> | آیه {{متن قرآن|فَمَا يُكَذِّبُكَ بَعْدُ بِالدِّينِ}}<ref>«پس، چه چیز تو را پس از آن، به دروغ انگاشتن (روز) پاداش و کیفر وا میدارد؟» سوره تین، آیه ۷.</ref> ممکن است خطاب به جنس [[انسان]] به شیوه التفات باشد. در این صورت معنای [[آیه]] چنین خواهد بود: ای انسان! بعد از این [[ادله]] آشکار چه چیز تو را [[تکذیب]] کننده [[روز جزا]] قرار داده است؟<ref> مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۷۶؛ المیزان، ج ۲۰، ص۳۲۰.</ref> یا چه چیز تو را به سبب [[انکار]] روز جزا، کاذب و [[دروغگو]] قرار داده است؟<ref>الکشاف، ج ۴، ص۷۷۴.</ref> اما بعضی گفتهاند: خطاب به [[پیامبر]] {{صل}} است، بنابراین [[آیه شریفه]] بدین معناست: ای پیامبر! بعد از این ادله چه کسی در باره [[دین اسلام]] یا وجود روز جزا به تو نسبت [[کذب]] و [[دروغگویی]] میدهد؟<ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۷۷.</ref>.<ref>[[سید حبیب دشتی|دشتی، سید حبیب]]، [[سوره تین - دشتی (مقاله)| مقاله «سوره تین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref> | ||
==[[فضیلت]] [[تلاوت]] [[سوره]]== | == [[فضیلت]] [[تلاوت]] [[سوره]] == | ||
[[روایت]] شده است: زمانی که پیامبر{{صل}} به آیه پایانی [[سوره]]: {{متن قرآن|أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ}}<ref>«آیا خداوند داورترین داوران نیست؟» سوره تین، آیه ۸.</ref> میرسید میفرمود: {{متن حدیث| بَلَى وَ أَنَا عَلَى ذَلِكَ مِنَ اَلشَّاهِدِينَ }}. همین معنا در روایاتی از [[امام علی]] و [[امام رضا]]{{ع}} نیز نقل شده است. <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۷۷؛ کنز الدقائق، ج ۱۴، ص۳۴۳.</ref> | [[روایت]] شده است: زمانی که پیامبر {{صل}} به آیه پایانی [[سوره]]: {{متن قرآن|أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ}}<ref>«آیا خداوند داورترین داوران نیست؟» سوره تین، آیه ۸.</ref> میرسید میفرمود: {{متن حدیث| بَلَى وَ أَنَا عَلَى ذَلِكَ مِنَ اَلشَّاهِدِينَ }}. همین معنا در روایاتی از [[امام علی]] و [[امام رضا]] {{ع}} نیز نقل شده است. <ref>مجمع البیان، ج ۱۰، ص۷۷۷؛ کنز الدقائق، ج ۱۴، ص۳۴۳.</ref> | ||
در [[حدیثی]] از [[رسول خدا]]{{صل}} قرائت این سوره برابر با [[انفاق]] کوهی از طلا معرفی شده است. <ref>بصائر ذوی التمییز، ج ۱، ص۵۲۸.</ref> در حدیثی دیگر از [[امام صادق]]{{ع}} آمده است: هرکس در نمازهای [[واجب]] و [[نافله]] این سوره را بخواند إن شاء [[الله]] هرجایی از [[بهشت]] را بپسندد بدو خواهند داد<ref>ثواب الاعمال، ص۲۶۴.</ref>.<ref>[[سید حبیب دشتی|دشتی، سید حبیب]]، [[سوره تین - دشتی (مقاله)| مقاله «سوره تین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref> | در [[حدیثی]] از [[رسول خدا]] {{صل}} قرائت این سوره برابر با [[انفاق]] کوهی از طلا معرفی شده است. <ref>بصائر ذوی التمییز، ج ۱، ص۵۲۸.</ref> در حدیثی دیگر از [[امام صادق]] {{ع}} آمده است: هرکس در نمازهای [[واجب]] و [[نافله]] این سوره را بخواند إن شاء [[الله]] هرجایی از [[بهشت]] را بپسندد بدو خواهند داد<ref>ثواب الاعمال، ص۲۶۴.</ref>.<ref>[[سید حبیب دشتی|دشتی، سید حبیب]]، [[سوره تین - دشتی (مقاله)| مقاله «سوره تین»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۹.</ref> | ||
==سوره تین در دانشنامه معاصر قرآن کریم== | == سوره تین در دانشنامه معاصر قرآن کریم == | ||
نود و هفتمین [[سوره]] [[قرآن]] و بیست و هشتمین آن به [[ترتیب نزول]]، نازل شده در [[مکه]] با محتوای [[آفرینش انسان]] و مراتب وجودی او. | نود و هفتمین [[سوره]] [[قرآن]] و بیست و هشتمین آن به [[ترتیب نزول]]، نازل شده در [[مکه]] با محتوای [[آفرینش انسان]] و مراتب وجودی او. | ||
| خط ۳۸: | خط ۳۸: | ||
طبق اقوال [[مفسران]]، برای کلمه «تین» و کلمه «زیتون» که خداوند در این سوره به آنها سوگند یاد کرده است، چند معنا احتمال دارد: | طبق اقوال [[مفسران]]، برای کلمه «تین» و کلمه «زیتون» که خداوند در این سوره به آنها سوگند یاد کرده است، چند معنا احتمال دارد: | ||
#انجیر و زیتون خوراکی | # انجیر و زیتون خوراکی | ||
#مراد از تین [[مسجد دمشق]] است | # مراد از تین [[مسجد دمشق]] است | ||
#مراد از زیتون [[مسجد]] [[بیتالمقدس]] است | # مراد از زیتون [[مسجد]] [[بیتالمقدس]] است | ||
#مراد از آنها دو [[کوه]] است در [[شام]] و بیتالمقدس. | # مراد از آنها دو [[کوه]] است در [[شام]] و بیتالمقدس. | ||
#جمیع نعمتهای مادی | # جمیع نعمتهای مادی | ||
#از [[محمد بن کعب]] نقل شده که: {{متن قرآن|التِّينِ}}، مسجد [[اصحاب کهف]] و {{متن قرآن|الزَّيْتُونِ}} مسجد [[ایلیا]] است. | # از [[محمد بن کعب]] نقل شده که: {{متن قرآن|التِّينِ}}، مسجد [[اصحاب کهف]] و {{متن قرآن|الزَّيْتُونِ}} مسجد [[ایلیا]] است. | ||
#قوای [[باطنی]] انسان | # قوای [[باطنی]] انسان | ||
#{{متن قرآن|التِّينِ}} [[رسول الله]] و {{متن قرآن|الزَّيْتُونِ}} [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} و {{متن قرآن|طُورِ سِينِينَ}}<ref>«و به کوه سینا» سوره تین، آیه ۲.</ref> [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} و {{متن قرآن|هَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}<ref>«و به این شهر امن و آرام (مکّه)» سوره تین، آیه ۳.</ref> [[ائمه]]{{عم}} هستند<ref>تفسیر الجلالین، ص۸۱۳؛ مجمع البیان؛ تفسیر نمونه: کشف الاسرار؛ بیان السعاده.</ref>. | #{{متن قرآن|التِّينِ}} [[رسول الله]] و {{متن قرآن|الزَّيْتُونِ}} [[امیر مؤمنان علی]] {{ع}} و {{متن قرآن|طُورِ سِينِينَ}}<ref>«و به کوه سینا» سوره تین، آیه ۲.</ref> [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{عم}} و {{متن قرآن|هَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}<ref>«و به این شهر امن و آرام (مکّه)» سوره تین، آیه ۳.</ref> [[ائمه]] {{عم}} هستند<ref>تفسیر الجلالین، ص۸۱۳؛ مجمع البیان؛ تفسیر نمونه: کشف الاسرار؛ بیان السعاده.</ref>. | ||
از جمله احتمالاتی که درباره مفاد آیه گفته شده، این است که مراد از «انجیر» و «زیتون» - به قرینه دو [[آیه]] بعد - دو منطقه است که یکی مانند «[[کوفه]]» [[سرزمین]] انجیرخیز و دیگری مانند «[[بیتالمقدس]]» سرزمین زیتون بوده است. در این صورت سوگندهای چهارگانه این [[سوره]]، سرزمینهای [[نزول وحی]] را در برگرفته است؛ زیرا «[[نوح]]{{ع}}» در کوفه، ابراهیم و عیسی{{ع}} در [[بیت المقدس]]، موسی{{ع}} در [[طور سینا]] و [[پیامبر اسلام]]{{صل}} در [[مکه]] به نشر [[آیین]] خویش پرداختند<ref>تفسیر راهنما.</ref>. | از جمله احتمالاتی که درباره مفاد آیه گفته شده، این است که مراد از «انجیر» و «زیتون» - به قرینه دو [[آیه]] بعد - دو منطقه است که یکی مانند «[[کوفه]]» [[سرزمین]] انجیرخیز و دیگری مانند «[[بیتالمقدس]]» سرزمین زیتون بوده است. در این صورت سوگندهای چهارگانه این [[سوره]]، سرزمینهای [[نزول وحی]] را در برگرفته است؛ زیرا «[[نوح]] {{ع}}» در کوفه، ابراهیم و عیسی {{ع}} در [[بیت المقدس]]، موسی {{ع}} در [[طور سینا]] و [[پیامبر اسلام]] {{صل}} در [[مکه]] به نشر [[آیین]] خویش پرداختند<ref>تفسیر راهنما.</ref>. | ||
این سوره مسئله [[بعث]] و [[جزا]] را یادآور شده، مطلب را از راه [[خلقت انسان]] در [[بهترین]] تقویم و سپس [[اختلاف]] افراد [[انسان]] در بقا بر [[فطرت اولی]] و خارج شدن از آن و در نتیجه تنزل او تا مرحله [[اسفل]] سافلین را بیان نموده و در آخر خاطرنشان میکند که به [[حکم]] [[حکمت الهی]]، [[واجب]] است که بین دو [[طایفه]] در دادن جزا فرق گذاشت و [[پاداش]] هر دو نباید یکسان باشد. | این سوره مسئله [[بعث]] و [[جزا]] را یادآور شده، مطلب را از راه [[خلقت انسان]] در [[بهترین]] تقویم و سپس [[اختلاف]] افراد [[انسان]] در بقا بر [[فطرت اولی]] و خارج شدن از آن و در نتیجه تنزل او تا مرحله [[اسفل]] سافلین را بیان نموده و در آخر خاطرنشان میکند که به [[حکم]] [[حکمت الهی]]، [[واجب]] است که بین دو [[طایفه]] در دادن جزا فرق گذاشت و [[پاداش]] هر دو نباید یکسان باشد. | ||
| خط ۵۳: | خط ۵۳: | ||
این [[سوره مکی]] است (هرچند که میتواند [[مدنی]] هم باشد)، مؤید مکی بودنش [[سوگند]] به {{متن قرآن|وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}<ref>«و به این شهر امن و آرام (مکّه)» سوره تین، آیه ۳.</ref> است هر چند که این نیز [[صراحت]] چندانی ندارد در این که سوره در مکه نازل شده باشد چون احتمال دارد سوگند به [[شهر]] مکه بعد از [[هجرت]] آن [[حضرت]] و مراجعت دوباره آن حضرت به مکه، نازل شده باشد<ref>المیزان.</ref>. | این [[سوره مکی]] است (هرچند که میتواند [[مدنی]] هم باشد)، مؤید مکی بودنش [[سوگند]] به {{متن قرآن|وَهَذَا الْبَلَدِ الْأَمِينِ}}<ref>«و به این شهر امن و آرام (مکّه)» سوره تین، آیه ۳.</ref> است هر چند که این نیز [[صراحت]] چندانی ندارد در این که سوره در مکه نازل شده باشد چون احتمال دارد سوگند به [[شهر]] مکه بعد از [[هجرت]] آن [[حضرت]] و مراجعت دوباره آن حضرت به مکه، نازل شده باشد<ref>المیزان.</ref>. | ||
عرفا به خاطر آیه {{متن قرآن|لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ}}<ref>«که ما انسان را در نیکوترین ساختار آفریدهایم» سوره تین، آیه ۴.</ref> [[عنایت]] ویژهای به [[تأویل]] [[عرفانی]] این سوره کردهاند؛ مانند؛ خواجه [[عبدالله انصاری]] و [[میبدی]] که مینویسد: {{متن قرآن|وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ}}<ref>«سوگند به انجیر و زیتون» سوره تین، آیه ۱.</ref>. [[الله]] تعالی در ابتدای این سوره به چهار چیز از [[مخلوقات]] قسم یاد میکند که {{متن قرآن|لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ}} [[انسان]]، [[آدم]]{{ع}} است، آدم را به نیکوتر صورتی آفریدم و او را از جمله مخلوقات برگزیدم، رقم [[محبت]] بر او کشیدم و [[شایسته]] بساط خویش گردانیدم، عناصر [[حس]] و جواهر [[قدس]] و منابع انس در قالب وی پیدا کردم و آنگه [[مقربان]] [[حضرت]] را و باشندگان خطه [[فطرت]] را فرمود که: پیش تخت وی پیشانی بر [[خاک]] نهید و بندهوار [[سجده]] آرید که خواجه او است و شما چاکرانید، [[دوست]] او است و شما بندگانید. خاک بر سرکسی که عز [[پدر]] خود [[آدم]] نداند و [[شرف]] و [[جاه]] و [[منزلت]] وی نشناسد و در این قالب خاکی جز به اسمی و جسمی و رسمی راه [[نبرد]]. خبر ندارد که آدم خود عالمی دیگر است. عالم دو است: یکی عالم [[آفاق]]، دیگر عالم [[انفس]] و ذلک قوله: {{متن قرآن|سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ}}<ref>«به زودی نشانههای خویش را در گسترههای بیرون و پیکرههای درونشان نشان آنان خواهیم داد» سوره فصلت، آیه ۵۳.</ref>. عالم انفس آدم است و آدمیزاد، چنان که در عالم آفاق، [[زمین]] است و [[آسمان]] و [[آفتاب]] و ماه و [[ستارگان]] و [[نور]] و [[ظلمت]] و رعد و برق و غیر آن، در عالم انفس همچنان است<ref>کشف الاسرار.</ref>. | عرفا به خاطر آیه {{متن قرآن|لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ}}<ref>«که ما انسان را در نیکوترین ساختار آفریدهایم» سوره تین، آیه ۴.</ref> [[عنایت]] ویژهای به [[تأویل]] [[عرفانی]] این سوره کردهاند؛ مانند؛ خواجه [[عبدالله انصاری]] و [[میبدی]] که مینویسد: {{متن قرآن|وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ}}<ref>«سوگند به انجیر و زیتون» سوره تین، آیه ۱.</ref>. [[الله]] تعالی در ابتدای این سوره به چهار چیز از [[مخلوقات]] قسم یاد میکند که {{متن قرآن|لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ}} [[انسان]]، [[آدم]] {{ع}} است، آدم را به نیکوتر صورتی آفریدم و او را از جمله مخلوقات برگزیدم، رقم [[محبت]] بر او کشیدم و [[شایسته]] بساط خویش گردانیدم، عناصر [[حس]] و جواهر [[قدس]] و منابع انس در قالب وی پیدا کردم و آنگه [[مقربان]] [[حضرت]] را و باشندگان خطه [[فطرت]] را فرمود که: پیش تخت وی پیشانی بر [[خاک]] نهید و بندهوار [[سجده]] آرید که خواجه او است و شما چاکرانید، [[دوست]] او است و شما بندگانید. خاک بر سرکسی که عز [[پدر]] خود [[آدم]] نداند و [[شرف]] و [[جاه]] و [[منزلت]] وی نشناسد و در این قالب خاکی جز به اسمی و جسمی و رسمی راه [[نبرد]]. خبر ندارد که آدم خود عالمی دیگر است. عالم دو است: یکی عالم [[آفاق]]، دیگر عالم [[انفس]] و ذلک قوله: {{متن قرآن|سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ}}<ref>«به زودی نشانههای خویش را در گسترههای بیرون و پیکرههای درونشان نشان آنان خواهیم داد» سوره فصلت، آیه ۵۳.</ref>. عالم انفس آدم است و آدمیزاد، چنان که در عالم آفاق، [[زمین]] است و [[آسمان]] و [[آفتاب]] و ماه و [[ستارگان]] و [[نور]] و [[ظلمت]] و رعد و برق و غیر آن، در عالم انفس همچنان است<ref>کشف الاسرار.</ref>. | ||
از جهت ساختاری [[سوره تین]] به دو بخش تقسیم میشود: | از جهت ساختاری [[سوره تین]] به دو بخش تقسیم میشود: | ||
| خط ۶۳: | خط ۶۳: | ||
بخش اول ظرفیت [[عروج]] [[ملکوتی]] [[انسان]] را بیان کرده و در بخش دوم ظرفیت عروج و [[سقوط]] [[آدمی]] بیان شده است. | بخش اول ظرفیت [[عروج]] [[ملکوتی]] [[انسان]] را بیان کرده و در بخش دوم ظرفیت عروج و [[سقوط]] [[آدمی]] بیان شده است. | ||
==[[آیه]] نامدار== | == [[آیه]] نامدار == | ||
#{{متن قرآن|لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ}}<ref>«که ما انسان را در نیکوترین ساختار آفریدهایم،» سوره تین، آیه ۴.</ref>.<ref>[[سید سلمان صفوی|صفوی، سید سلمان]]، [[سوره تین (مقاله)|مقاله «سوره تین»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | #{{متن قرآن|لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ}}<ref>«که ما انسان را در نیکوترین ساختار آفریدهایم،» سوره تین، آیه ۴.</ref>.<ref>[[سید سلمان صفوی|صفوی، سید سلمان]]، [[سوره تین (مقاله)|مقاله «سوره تین»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]].</ref> | ||