پرش به محتوا

شرایط ولی فقیه: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جز (جایگزینی متن - ']]↵↵{{پرسمان ولایت فقیه در عصر غیبت}}' به ']] == پرسش‌های وابسته == {{پرسمان ولایت فقیه در عصر غیبت}}')
خط ۸: خط ۸:
'''[[ولی فقیه]]''' و [[حاکم اسلامی]] برای اداره [[حکومت]] باید دارای '''شرایطی''' باشد که مهمترین آنها عبارت‌اند از:"[[بلوغ]]، [[عقل]]، [[ایمان]]، [[عدالت]]، مرد بودن، [[اجتهاد]] و آگاهی از [[اسلام]]، زنده بودن، حلال‌زاده بودن، اعلمیّت، [[تدبیر]] و [[مدیریت]]، تکیه به [[دنیا]] و [[مال]] و [[ثروت]] نداشتن و داشتن ورع".
'''[[ولی فقیه]]''' و [[حاکم اسلامی]] برای اداره [[حکومت]] باید دارای '''شرایطی''' باشد که مهمترین آنها عبارت‌اند از:"[[بلوغ]]، [[عقل]]، [[ایمان]]، [[عدالت]]، مرد بودن، [[اجتهاد]] و آگاهی از [[اسلام]]، زنده بودن، حلال‌زاده بودن، اعلمیّت، [[تدبیر]] و [[مدیریت]]، تکیه به [[دنیا]] و [[مال]] و [[ثروت]] نداشتن و داشتن ورع".


==مقدمه==
== مقدمه ==
"[[ولی فقیه]]" و "[[مرجع تقلید]]" هر دو دارای اوصاف و شرایطی هستند که در طول تاریخ [[اسلام]] مورد بحث [[فقهای اسلام بوده و مباحث مفصّلی در این‌باره در کتاب‌های [[فقهی]] ثبت و ضبط است.
"[[ولی فقیه]]" و "[[مرجع تقلید]]" هر دو دارای اوصاف و شرایطی هستند که در طول تاریخ [[اسلام]] مورد بحث [[فقهای اسلام بوده و مباحث مفصّلی در این‌باره در کتاب‌های [[فقهی]] ثبت و ضبط است.


خط ۱۹: خط ۱۹:
اولین شرط [[مرجع تقلید]] شدن و [[رهبری]]، رسیدن به سن بلوغ است؛ بنابراین بچه نمی‌تواند مرجع تقلید باشد، دلیل این مطلب نیز [[اجماع]] فقهای [[امت]] است؛ یعنی [[فقها]] به اتفاق آرا، بلوغ را شرط [[مرجعیت]] و رهبری می‌دانند، حتی صاحب کتاب بسیار [[ارزشمند]] "جواهر" آن را از جمله ضروریات می‌داند.
اولین شرط [[مرجع تقلید]] شدن و [[رهبری]]، رسیدن به سن بلوغ است؛ بنابراین بچه نمی‌تواند مرجع تقلید باشد، دلیل این مطلب نیز [[اجماع]] فقهای [[امت]] است؛ یعنی [[فقها]] به اتفاق آرا، بلوغ را شرط [[مرجعیت]] و رهبری می‌دانند، حتی صاحب کتاب بسیار [[ارزشمند]] "جواهر" آن را از جمله ضروریات می‌داند.


این مسأله، فقط در غیر [[معصوم]] شرط است، اما در مورد [[پیامبران]] و [[امامان معصوم]]{{عم}} شرط نیست؛ مانند: [[حضرت یحیی]] و نیز [[مهدی موعود]]{{ع}} که در دوران قبل از بلوغ رسمی (پانزده‌سالگی) به [[نبوّت]] و [[امامت]] رسیدند.
این مسأله، فقط در غیر [[معصوم]] شرط است، اما در مورد [[پیامبران]] و [[امامان معصوم]] {{عم}} شرط نیست؛ مانند: [[حضرت یحیی]] و نیز [[مهدی موعود]] {{ع}} که در دوران قبل از بلوغ رسمی (پانزده‌سالگی) به [[نبوّت]] و [[امامت]] رسیدند.


بنابراین، اگر کسی در [[دوران کودکی]] و قبل از بلوغ رسمی، از نظر [[علمی]] و [[فقهی]]، به [[درجه]] [[اجتهاد]] و [[استنباط]] برسد، نمی‌تواند مرجع تقلید و یا [[رهبر]] [[مسلمانان]] شود<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص۲۲۵.</ref>.
بنابراین، اگر کسی در [[دوران کودکی]] و قبل از بلوغ رسمی، از نظر [[علمی]] و [[فقهی]]، به [[درجه]] [[اجتهاد]] و [[استنباط]] برسد، نمی‌تواند مرجع تقلید و یا [[رهبر]] [[مسلمانان]] شود<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص۲۲۵.</ref>.
خط ۳۲: خط ۳۲:
منظور از [[ایمان]] این است که [[مرجع تقلید]] و [[رهبر]] [[مسلمانان]] باید [[مسلمان]] دوازده امامی باشد. [[تقلید]] از مسلمان غیر دوازده امامی صحیح نیست، و [[رهبری]] او نیز نافذ نیست.
منظور از [[ایمان]] این است که [[مرجع تقلید]] و [[رهبر]] [[مسلمانان]] باید [[مسلمان]] دوازده امامی باشد. [[تقلید]] از مسلمان غیر دوازده امامی صحیح نیست، و [[رهبری]] او نیز نافذ نیست.


دلیل این مطلب اولاً [[اجماع]] [[فقها]] و ثانیاً روایاتی است که از [[ائمه معصومین]]{{عم}} در این‌باره به ما رسیده است:
دلیل این مطلب اولاً [[اجماع]] [[فقها]] و ثانیاً روایاتی است که از [[ائمه معصومین]] {{عم}} در این‌باره به ما رسیده است:
# [[روایت]] مقبوله [[عمربن حنظله]] است که [[امام صادق]]{{ع}} می‌فرماید: "به قضاوت و حکومت آن شخصی از شما که حدیث ما را روایت می‌کند، تن دردهید"<ref>{{متن حدیث|... مَنْ‏ كَانَ‏ مِنْكُمْ‏ قَدْ رَوَى‏ حَدِيثَنَا}}</ref>.
# [[روایت]] مقبوله [[عمربن حنظله]] است که [[امام صادق]] {{ع}} می‌فرماید: "به قضاوت و حکومت آن شخصی از شما که حدیث ما را روایت می‌کند، تن دردهید"<ref>{{متن حدیث|... مَنْ‏ كَانَ‏ مِنْكُمْ‏ قَدْ رَوَى‏ حَدِيثَنَا}}</ref>.
# روایت دیگر [[حسنه]] ""ابو خدیجه]] است که باز [[امام]] می‌فرماید: "به آن مردی از شما که چیزی از قضایای ما را می‌داند رجوع کنید و او را به حکومت و مرجعیت و افتا بپذیرید"»<ref>{{متن حدیث|... وَ لَكِنِ انْظُرُوا إِلَى رَجُلٍ‏ مِنْكُمْ‏ يَعْلَمُ‏ شَيْئاً مِنْ‏ قَضَايَانَا}}؛ وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۴، باب ۱، حدیث ۵.</ref>.
# روایت دیگر [[حسنه]] ""ابو خدیجه]] است که باز [[امام]] می‌فرماید: "به آن مردی از شما که چیزی از قضایای ما را می‌داند رجوع کنید و او را به حکومت و مرجعیت و افتا بپذیرید"»<ref>{{متن حدیث|... وَ لَكِنِ انْظُرُوا إِلَى رَجُلٍ‏ مِنْكُمْ‏ يَعْلَمُ‏ شَيْئاً مِنْ‏ قَضَايَانَا}}؛ وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۴، باب ۱، حدیث ۵.</ref>.


خط ۴۷: خط ۴۷:
از مجموع دو تعریف فوق این مطلب به دست می‌آید که شخص عادل، کسی را گویند که ملتزم به [[واجبات الهی]] بوده و از [[معاصی]] بپرهیزد و از [[خدا]] بترسد و در [[خدمت]] و خط [[ظلمه]] و [[دشمنان اسلام]] نباشد<ref>وسائل الشیعه، ج۱۸، کتاب قضاء، ابواب صفات قاضی.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۲۸.</ref>
از مجموع دو تعریف فوق این مطلب به دست می‌آید که شخص عادل، کسی را گویند که ملتزم به [[واجبات الهی]] بوده و از [[معاصی]] بپرهیزد و از [[خدا]] بترسد و در [[خدمت]] و خط [[ظلمه]] و [[دشمنان اسلام]] نباشد<ref>وسائل الشیعه، ج۱۸، کتاب قضاء، ابواب صفات قاضی.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۲۸.</ref>


از [[پیامبر اسلام]]{{صل}} [[نقل]] شده است: {{متن حدیث|لاَ تَصْلُحُ اَلْإِمَامَةُ إِلاَّ لِرَجُلٍ فِيهِ ثَلاَثُ خِصَالٍ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اَللَّهِ وَ حِلْمٌ يَمْلِكُ بِهِ غَضَبَهُ وَ حُسْنُ اَلْوَلاَيَةِ عَلَى مَنْ يَلِي حَتَّى يَكُونَ لَهُمْ كَالْوَالِدِ اَلرَّحِيمِ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى حَتَّى يَكُونَ لِلرَّعِيَّةِ كَالْأَبِ اَلرَّحِيمِ}}؛<REF>الکافی، ج ۱، باب ما یجب من [[حق]] الامام، ح ۸، ص ۴۰۷.</REF> [[امامت]] (و [[رهبری]]) [[شایسته]] نیست جز برای کسی که سه [[خصلت]] در او باشد؛ ورعی که او از [[نافرمانی خدا]] باز دارد، حلمی که با داشتن آن بر [[خشم]] و [[غضب]] خویش غالب شود، و [[مدیریت]] خوب در قلمرو [[ولایت]] و [[سرپرستی]] خویش، تا جایی که [[مردم]] همچون [[پدری]] [[مهربان]] باشد. در [[حدیث]] دیگری، [[امام حسین]]{{ع}} این دو شرط را چنین بیان فرموده است: {{متن حدیث|مَا اَلْإِمَامُ إِلاَّ اَلْحَاكِمُ بِالْكِتَابِ اَلْقَائِمُ بِالْقِسْطِ اَلدَّائِنُ بِدِينِ اَلْحَقِّ اَلْحَابِسُ نَفْسَهُ عَلَى ذَاتِ اَللَّهِ وَ اَلسَّلاَمُ }}<REF>«تنها کسی می‌تواند [[امام]] و [[حاکم]] [[مسلمانان]] باشد که از روی [[قرآن]] [[حکم]] کند، مجری کامل [[عدالت]] باشد، [[متدین]] به [[دین حق]] بوده و جلو همه هواهای نفس خویش را گرفته باشد.» الارشاد فی معرفة حجج [[الله]] [[علی]] العباد، ج ۲، ص ۳۹.</REF>.<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۲۱۱-۲۲۰.</ref>
از [[پیامبر اسلام]] {{صل}} [[نقل]] شده است: {{متن حدیث|لاَ تَصْلُحُ اَلْإِمَامَةُ إِلاَّ لِرَجُلٍ فِيهِ ثَلاَثُ خِصَالٍ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اَللَّهِ وَ حِلْمٌ يَمْلِكُ بِهِ غَضَبَهُ وَ حُسْنُ اَلْوَلاَيَةِ عَلَى مَنْ يَلِي حَتَّى يَكُونَ لَهُمْ كَالْوَالِدِ اَلرَّحِيمِ وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى حَتَّى يَكُونَ لِلرَّعِيَّةِ كَالْأَبِ اَلرَّحِيمِ}}؛<REF>الکافی، ج ۱، باب ما یجب من [[حق]] الامام، ح ۸، ص ۴۰۷.</REF> [[امامت]] (و [[رهبری]]) [[شایسته]] نیست جز برای کسی که سه [[خصلت]] در او باشد؛ ورعی که او از [[نافرمانی خدا]] باز دارد، حلمی که با داشتن آن بر [[خشم]] و [[غضب]] خویش غالب شود، و [[مدیریت]] خوب در قلمرو [[ولایت]] و [[سرپرستی]] خویش، تا جایی که [[مردم]] همچون [[پدری]] [[مهربان]] باشد. در [[حدیث]] دیگری، [[امام حسین]] {{ع}} این دو شرط را چنین بیان فرموده است: {{متن حدیث|مَا اَلْإِمَامُ إِلاَّ اَلْحَاكِمُ بِالْكِتَابِ اَلْقَائِمُ بِالْقِسْطِ اَلدَّائِنُ بِدِينِ اَلْحَقِّ اَلْحَابِسُ نَفْسَهُ عَلَى ذَاتِ اَللَّهِ وَ اَلسَّلاَمُ }}<REF>«تنها کسی می‌تواند [[امام]] و [[حاکم]] [[مسلمانان]] باشد که از روی [[قرآن]] [[حکم]] کند، مجری کامل [[عدالت]] باشد، [[متدین]] به [[دین حق]] بوده و جلو همه هواهای نفس خویش را گرفته باشد.» الارشاد فی معرفة حجج [[الله]] [[علی]] العباد، ج ۲، ص ۳۹.</REF>.<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۲۱۱-۲۲۰.</ref>


=== مرد بودن ===
=== مرد بودن ===
خط ۵۹: خط ۵۹:
چون [[جامعۀ اسلامی]] باید براساس این [[قوانین]] اداره شود، [[حاکم]] [[جامعه]] باید از این محتوا [[آگاهی]] کافی داشته باشد؛ به همین [[دلیل]] باید در همه [[فروع]] [[اسلامی]] و [[احکام]] فردی و [[اجتماعی]]، صاحب‌نظر باشد؛ یعنی به وسیله [[علوم]] مختلف [[اسلامی]] [[توانایی]] استخراج [[احکام خدا]] را از منابع آنکه [[قرآن]] و [[سنت]] [[معصومان]] است داشته باشد. به چنین کسی [[مجتهد]] و [[فقیه]] می‌گویند<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۲۱۱-۲۲۰.</ref>.
چون [[جامعۀ اسلامی]] باید براساس این [[قوانین]] اداره شود، [[حاکم]] [[جامعه]] باید از این محتوا [[آگاهی]] کافی داشته باشد؛ به همین [[دلیل]] باید در همه [[فروع]] [[اسلامی]] و [[احکام]] فردی و [[اجتماعی]]، صاحب‌نظر باشد؛ یعنی به وسیله [[علوم]] مختلف [[اسلامی]] [[توانایی]] استخراج [[احکام خدا]] را از منابع آنکه [[قرآن]] و [[سنت]] [[معصومان]] است داشته باشد. به چنین کسی [[مجتهد]] و [[فقیه]] می‌گویند<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۲۱۱-۲۲۰.</ref>.


البته یکی از شرایط [[مرجع تقلید]] و رهبری، "مجتهد مطلق" بودن است. [[مجتهد]] متجزی (مجتهدی که در چند مورد محدود، دارای [[استنباط]] و [[فتوا]] می‌باشد) نمی‌تواند مرجع تقلید بشود؛ اما کسی ‌که در اکثر مسائل و [[احکام]] [[مبتلا]] به فقهی، دارای [[قدرت]] استنباط می‌باشد، می‌تواند مرجع تقلید شود، مشروط بر این که مجتهدی که از او [[اعلم]] باشد، در قید [[حیات]] و [[زندگی]] نباشد<ref>ر.ک: تفصیل الشریعه، ص۸۷.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۲۹.</ref>
البته یکی از شرایط [[مرجع تقلید]] و رهبری، "مجتهد مطلق" بودن است. [[مجتهد]] متجزی (مجتهدی که در چند مورد محدود، دارای [[استنباط]] و [[فتوا]] می‌باشد) نمی‌تواند مرجع تقلید بشود؛ اما کسی ‌که در اکثر مسائل و [[احکام]] [[مبتلا]] به فقهی، دارای [[قدرت]] استنباط می‌باشد، می‌تواند مرجع تقلید شود، مشروط بر این که مجتهدی که از او [[اعلم]] باشد، در قید [[حیات]] و [[زندگی]] نباشد<ref>ر. ک: تفصیل الشریعه، ص۸۷.</ref>.<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۲۹.</ref>


=== حیات ===
=== حیات ===
خط ۸۵: خط ۸۵:


=== [[تدبیر]] و [[مدیریت]] ===  
=== [[تدبیر]] و [[مدیریت]] ===  
به [[حکم عقل]] و [[منطق]] صحیح، [[حاکم]] [[جامعه اسلامی]] باید [[توانایی]] [[مدیریت]] و [[رهبری]] را دارا باشد و در [[روایات اسلامی]] نیز به این اصل [[عقلی]] تصریح شده است. [[امیر المؤمنین]] [[امام علی]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ أَحَقَّ اَلنَّاسِ بِهَذَا اَلْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَيْهِ وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اَللَّهِ فِيهِ}}<REF>«ای [[مردم]]! [[شایسته‌ترین]] افراد برای این‌کار [[امامت]] و [[حکومت]] کسی است که بر آن تواناتر و از [[حکم خدا]] دربارۀ آن آگاهتر است» نهج البلاغه، [[خطبه ۱۷۳]].</REF>.<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۲۱۱-۲۲۰.</ref>
به [[حکم عقل]] و [[منطق]] صحیح، [[حاکم]] [[جامعه اسلامی]] باید [[توانایی]] [[مدیریت]] و [[رهبری]] را دارا باشد و در [[روایات اسلامی]] نیز به این اصل [[عقلی]] تصریح شده است. [[امیر المؤمنین]] [[امام علی]] {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ أَحَقَّ اَلنَّاسِ بِهَذَا اَلْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَيْهِ وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اَللَّهِ فِيهِ}}<REF>«ای [[مردم]]! [[شایسته‌ترین]] افراد برای این‌کار [[امامت]] و [[حکومت]] کسی است که بر آن تواناتر و از [[حکم خدا]] دربارۀ آن آگاهتر است» نهج البلاغه، [[خطبه ۱۷۳]].</REF>.<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، جلد ۲ ص ۲۱۱-۲۲۰.</ref>


=== جاه طلب و حریص به [[دنیا]] نباشد ===
=== جاه طلب و حریص به [[دنیا]] نباشد ===
یکی دیگر از [[شرایط رهبری]] و [[مرجعیت]] این است که نسبت به دنیا حریص و درصدد طلب [[مال]] و [[ثروت]] و جاه دنیا و علاقه‌مند به آن نباشد و در جمع‌آوری و تحصیلش نکوشد<ref>تفصیل الشریعه فی شرح تحریر الوسیله، ج۱، ص۸.</ref>.
یکی دیگر از [[شرایط رهبری]] و [[مرجعیت]] این است که نسبت به دنیا حریص و درصدد طلب [[مال]] و [[ثروت]] و جاه دنیا و علاقه‌مند به آن نباشد و در جمع‌آوری و تحصیلش نکوشد<ref>تفصیل الشریعه فی شرح تحریر الوسیله، ج۱، ص۸.</ref>.


اگر کسی از نظر [[علمی]]، به [[درجه]] [[اجتهاد]] برسد و شرایط دیگر مرجعیت نیز در او جمع باشد، اما این شرط اخیر را نداشته و دنیازده و [[عاشق]] [[جاه و مقام]] باشد و در جمع‌آوری [[پول]] و ثروت بکوشد، به هیچ‌وجه نمی‌توان از چنین کسی [[تقلید]] کرد و این‌گونه اشخاص کم نیستند چنان که [[حدیث]] روایت‌ شده از [[ابومحمد العسکری]]{{ع}} نیز به این [[واقعیت]] تصریح دارد. [[امام]] ضمن حدیث مفصّلی که در آن از [[مردم]] [[یهود]] [[انتقاد]] کرده و آنان را به خاطر تقلید آگاهانه‌ای که از علمای [[منحرف]] خود می‌کنند مذمّت فرموده و بر توده‌های مردم [[مسلمان]] هشدار می‌دهد که از هر عالم و فقیهی، تقلید و [[تبعیت]] نکنند بلکه از فقیهی تقلید و پیروی نمایند که حریص به دنیا نباشد و عاشق [[اسلام]] باشد و در [[راه]] اعتلای کلمه [[توحید]] و [[دین اسلام]]، تلاش و [[کوشش]] نماید.
اگر کسی از نظر [[علمی]]، به [[درجه]] [[اجتهاد]] برسد و شرایط دیگر مرجعیت نیز در او جمع باشد، اما این شرط اخیر را نداشته و دنیازده و [[عاشق]] [[جاه و مقام]] باشد و در جمع‌آوری [[پول]] و ثروت بکوشد، به هیچ‌وجه نمی‌توان از چنین کسی [[تقلید]] کرد و این‌گونه اشخاص کم نیستند چنان که [[حدیث]] روایت‌ شده از [[ابومحمد العسکری]] {{ع}} نیز به این [[واقعیت]] تصریح دارد. [[امام]] ضمن حدیث مفصّلی که در آن از [[مردم]] [[یهود]] [[انتقاد]] کرده و آنان را به خاطر تقلید آگاهانه‌ای که از علمای [[منحرف]] خود می‌کنند مذمّت فرموده و بر توده‌های مردم [[مسلمان]] هشدار می‌دهد که از هر عالم و فقیهی، تقلید و [[تبعیت]] نکنند بلکه از فقیهی تقلید و پیروی نمایند که حریص به دنیا نباشد و عاشق [[اسلام]] باشد و در [[راه]] اعتلای کلمه [[توحید]] و [[دین اسلام]]، تلاش و [[کوشش]] نماید.


قسمتی از ترجمه [[متن حدیث]] [[حضرت امام حسن عسکری]]{{ع}} چنین است: "... توده‌های [[مسلمان]]، آن‌گاه که از علمای خود، فسقِ روشن و [[عصبیّت]] شدید و چنگ‌زدن به [[دنیا]] و [[حرام]] آن بیند و با این‌حال از آنان [[تقلید]] کنند، در زمره [[یهودیان]] قرار خواهند گرفت که [[خداوند]] آنان را [[مذمت]] نموده است؛ اما آن دسته از [[فقها]] که بر نفس خود مسلّط باشند و [[دین]] خود را [[حفظ]] نمایند و با [[هوا و هوس]] خود [[مخالفت]] کنند و [[مطیع]] امر مولای خود باشند، بر عموم [[مردم]] و [[عوام]] لازم است که از او تقلید کنند؛ چنین کسی بعضی از [[فقهای شیعه]] می‌تواند باشد نه همه آنها..."<ref>{{متن حدیث|... فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ اَلْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلاَهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِكَ لاَ يَكُونُ إِلاَّ بَعْضَ فُقَهَاءِ اَلشِّيعَةِ لاَ جَمِيعَهُمْ...}}؛ وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۹۴، ح۲۰.</ref>.
قسمتی از ترجمه [[متن حدیث]] [[حضرت امام حسن عسکری]] {{ع}} چنین است: "... توده‌های [[مسلمان]]، آن‌گاه که از علمای خود، فسقِ روشن و [[عصبیّت]] شدید و چنگ‌زدن به [[دنیا]] و [[حرام]] آن بیند و با این‌حال از آنان [[تقلید]] کنند، در زمره [[یهودیان]] قرار خواهند گرفت که [[خداوند]] آنان را [[مذمت]] نموده است؛ اما آن دسته از [[فقها]] که بر نفس خود مسلّط باشند و [[دین]] خود را [[حفظ]] نمایند و با [[هوا و هوس]] خود [[مخالفت]] کنند و [[مطیع]] امر مولای خود باشند، بر عموم [[مردم]] و [[عوام]] لازم است که از او تقلید کنند؛ چنین کسی بعضی از [[فقهای شیعه]] می‌تواند باشد نه همه آنها..."<ref>{{متن حدیث|... فَأَمَّا مَنْ كَانَ مِنَ اَلْفُقَهَاءِ صَائِناً لِنَفْسِهِ حَافِظاً لِدِينِهِ مُخَالِفاً عَلَى هَوَاهُ مُطِيعاً لِأَمْرِ مَوْلاَهُ فَلِلْعَوَامِّ أَنْ يُقَلِّدُوهُ وَ ذَلِكَ لاَ يَكُونُ إِلاَّ بَعْضَ فُقَهَاءِ اَلشِّيعَةِ لاَ جَمِيعَهُمْ...}}؛ وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۹۴، ح۲۰.</ref>.


این [[حدیث]]، روشن‌ترین، عمیق‌ترین و زیباترین [[حدیثی]] است که [[صفات]] [[مرجع تقلید]] و فقیهی را که می‌تواند [[رهبر]] و [[ولیّ]] [[امر]] [[جامعه اسلامی]] باشد ترسیم نموده است و به [[صراحت]]، [[دوست‌داران]] و [[عاشقان]] دنیا و [[بندگان]] هوا و هوس را از [[مقام]] [[مقدّس]] [[مرجعیت]] دور ساخته و به مردم اخطار داده است که اگر از چنین کسانی تقلید کنند در زمره یهودیان قرار خواهند گرفت.
این [[حدیث]]، روشن‌ترین، عمیق‌ترین و زیباترین [[حدیثی]] است که [[صفات]] [[مرجع تقلید]] و فقیهی را که می‌تواند [[رهبر]] و [[ولیّ]] [[امر]] [[جامعه اسلامی]] باشد ترسیم نموده است و به [[صراحت]]، [[دوست‌داران]] و [[عاشقان]] دنیا و [[بندگان]] هوا و هوس را از [[مقام]] [[مقدّس]] [[مرجعیت]] دور ساخته و به مردم اخطار داده است که اگر از چنین کسانی تقلید کنند در زمره یهودیان قرار خواهند گرفت.
خط ۱۰۰: خط ۱۰۰:
ممکن است در دنیا و یا [[ایران]] ضد آمریکایی زیاد باشد. اما هر ضدّ آمریکایی "فقیه [[زاهد]] و متّقی" نیست و این تنها، فقیه زاهد بود که تیرش به [[هدف]] خورد که رمز [[رهایی]] و [[نجات]] [[مستضعفان]] در آن بود و سرانجام [[اسیران]] و [[محرومان]] [[جهان]]، [[آزادی]] خود را در [[پیام]] مردی از [[شرق]] دیدند که از [[اسلام]] و [[قرآن]] [[الهام]] گرفته و تجسم "ولایت فقیه" بود<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۳۲.</ref>.
ممکن است در دنیا و یا [[ایران]] ضد آمریکایی زیاد باشد. اما هر ضدّ آمریکایی "فقیه [[زاهد]] و متّقی" نیست و این تنها، فقیه زاهد بود که تیرش به [[هدف]] خورد که رمز [[رهایی]] و [[نجات]] [[مستضعفان]] در آن بود و سرانجام [[اسیران]] و [[محرومان]] [[جهان]]، [[آزادی]] خود را در [[پیام]] مردی از [[شرق]] دیدند که از [[اسلام]] و [[قرآن]] [[الهام]] گرفته و تجسم "ولایت فقیه" بود<ref>[[ابوالفضل شکوری|شکوری، ابوالفضل]]، [[فقه سیاسی اسلام (کتاب)|فقه سیاسی اسلام]]، ص ۲۳۲.</ref>.


== پرسش مستقیم==
== پرسش مستقیم ==
* [[شرایط رهبری نظام اسلامی چیست؟ (پرسش)]]
* [[شرایط رهبری نظام اسلامی چیست؟ (پرسش)]]


۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش