وحی بیانی: تفاوت میان نسخهها
←دستاوردهای نظریه وحی بیانی
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
اکنون برخی از اشکالات و شبهاتی را که میتوان با این نظریه پاسخ داد، برمیشمریم: دکتر قفاری به تبعیت از اسلاف خود با تمسک و استناد به روا یات فوق، نه تنها شیعه را متهم به تحریف قرآن نموده است؛ بلکه چون خود از فرقه تکفیریهاست، شیعه را به کفر صریح متهم کرده است.<ref>ثعالبی، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر الثعالبی، با تحقیق علی محمد معوض، بیروت، دار احیاء التراث العربی ج۱ ص۲۹۵ و ۲۹۶</ref> در حالی که روایات فوق در مقام بیان وحی قرآنی و فزونی و کاستی آن نیستند؛ بلکه تنها وحی بیانی که به شرح و تفسیر آیات قرآن اختصاص دارد را متذکر شدهاند شبهه دیگری که با توجه به نظریه وحی بیانی قابل نقد و بررسی است، ادعای برخی از نویسندگان معاصر است که تصور نمودهاند روایات فقهی [[اهل بیت]] در دوران عصر حضور به معنای تداوم [[نبوت]] و پذیرفتن نوعی [[رسالت]] از جانب صاحب این روایت است؛ در حالیکه همانگونه که در تقسیمات [[وحی]] در ابتدای مقاله بیان شد، پذیرفتن وحی، مستلزم پذیرفتن رسالت صاحب آن وحی نیست و مادر [[حضرت موسی]] {{ع}} یا [[حضرت مریم]] {{ع}} با [[فرشته]] [[وحی]] در ارتباط بودهاند و کسی هم ادعای [[نبوت]] آنان را مطرح نکرده است؛ از سوی دیگر قبلاً از ابن اثیر نقل شد که حتی به نظر اهل سنت، [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} برخی از موارد وحی را تنها به [[اهل بیت]] {{عم}} خود منتقل نموده است تا ایشان جهت برخی مصالح، آن وحی را بیان کنند. صدرالمتألهین نیز مقصود از وحی را گاهی اوقات، وراثت عن الرسول میداند.<ref>[[احمد عابدی|عابدی، احمد]]، [[وحی قرآنی و وحی بیانی (مقاله)|وحی قرآنی و وحی بیانی]] صفحه ۵۰ تا ۶۰.</ref> | اکنون برخی از اشکالات و شبهاتی را که میتوان با این نظریه پاسخ داد، برمیشمریم: دکتر قفاری به تبعیت از اسلاف خود با تمسک و استناد به روا یات فوق، نه تنها شیعه را متهم به تحریف قرآن نموده است؛ بلکه چون خود از فرقه تکفیریهاست، شیعه را به کفر صریح متهم کرده است.<ref>ثعالبی، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر الثعالبی، با تحقیق علی محمد معوض، بیروت، دار احیاء التراث العربی ج۱ ص۲۹۵ و ۲۹۶</ref> در حالی که روایات فوق در مقام بیان وحی قرآنی و فزونی و کاستی آن نیستند؛ بلکه تنها وحی بیانی که به شرح و تفسیر آیات قرآن اختصاص دارد را متذکر شدهاند شبهه دیگری که با توجه به نظریه وحی بیانی قابل نقد و بررسی است، ادعای برخی از نویسندگان معاصر است که تصور نمودهاند روایات فقهی [[اهل بیت]] در دوران عصر حضور به معنای تداوم [[نبوت]] و پذیرفتن نوعی [[رسالت]] از جانب صاحب این روایت است؛ در حالیکه همانگونه که در تقسیمات [[وحی]] در ابتدای مقاله بیان شد، پذیرفتن وحی، مستلزم پذیرفتن رسالت صاحب آن وحی نیست و مادر [[حضرت موسی]] {{ع}} یا [[حضرت مریم]] {{ع}} با [[فرشته]] [[وحی]] در ارتباط بودهاند و کسی هم ادعای [[نبوت]] آنان را مطرح نکرده است؛ از سوی دیگر قبلاً از ابن اثیر نقل شد که حتی به نظر اهل سنت، [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} برخی از موارد وحی را تنها به [[اهل بیت]] {{عم}} خود منتقل نموده است تا ایشان جهت برخی مصالح، آن وحی را بیان کنند. صدرالمتألهین نیز مقصود از وحی را گاهی اوقات، وراثت عن الرسول میداند.<ref>[[احمد عابدی|عابدی، احمد]]، [[وحی قرآنی و وحی بیانی (مقاله)|وحی قرآنی و وحی بیانی]] صفحه ۵۰ تا ۶۰.</ref> | ||
== چند نمونه از موارد وحی بیانی== | |||
#در مقدمه تفسیر قمی ذیل آیه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ}}﴾}}<ref>سوره آل عمران،آیه ۱۱۰</ref> حدیثی از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است که آن حضرت فرمودند: "این آیه شریفه اینگونه نازل شده است: {{عربی|اندازه=155%|کنتم خیرَ أئمۀٍ اخرجت للناس}}<ref>قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، با تصحیح سید طیب موسوی جزائری، نجف اشرف، منشورات مکتبۀ الهدی ج۱ ص۱۰</ref> آنچه در این حدیث آمده است به معنای ادعای تحریف نیست و حتی مؤیدی نیز بر این نظریه نمیباشد؛ بلکه وحی بیانی را بیان کرده است. | #در مقدمه تفسیر قمی ذیل آیه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ}}﴾}}<ref>سوره آل عمران،آیه ۱۱۰</ref> حدیثی از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است که آن حضرت فرمودند: "این آیه شریفه اینگونه نازل شده است: {{عربی|اندازه=155%|کنتم خیرَ أئمۀٍ اخرجت للناس}}<ref>قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، با تصحیح سید طیب موسوی جزائری، نجف اشرف، منشورات مکتبۀ الهدی ج۱ ص۱۰</ref> آنچه در این حدیث آمده است به معنای ادعای تحریف نیست و حتی مؤیدی نیز بر این نظریه نمیباشد؛ بلکه وحی بیانی را بیان کرده است. | ||
#ایشان همچنین در ذیل آیه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ}}﴾}}<ref>شعراء آیه ۲۲۷</ref> از [[امام صادق]] نقل کرده است که آیه شریفه این گونه نازل شد {{عربی|اندازه=155%|و سیعلم الَذین ظلموا آلَ محمد حقَّهم أی منقلبٍ ینقلبون}} و این گونه روایات در تفسیر پیشگفته به صدها روایت میرسد. حال برای آنکه تصور نشود این اشکال مربوط به روایات و کتب تفسیری شیعه است، چند نمونه نیز از تفاسیر روایی اهل سنت نقل میکنیم تا معلوم شود این اشکال، مشترک الورود است و اینکه برخی آن را دستاویزی برای نقد افکار و آرای شیعی قرار دادهاند بی وجه مینماید و نیز روشن شود که نظریه وحی بیانی اینگونه مشکلات را از تفاسیر اهل سنت نیز برطرف میکند. | #ایشان همچنین در ذیل آیه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ}}﴾}}<ref>شعراء آیه ۲۲۷</ref> از [[امام صادق]] نقل کرده است که آیه شریفه این گونه نازل شد {{عربی|اندازه=155%|و سیعلم الَذین ظلموا آلَ محمد حقَّهم أی منقلبٍ ینقلبون}} و این گونه روایات در تفسیر پیشگفته به صدها روایت میرسد. حال برای آنکه تصور نشود این اشکال مربوط به روایات و کتب تفسیری شیعه است، چند نمونه نیز از تفاسیر روایی اهل سنت نقل میکنیم تا معلوم شود این اشکال، مشترک الورود است و اینکه برخی آن را دستاویزی برای نقد افکار و آرای شیعی قرار دادهاند بی وجه مینماید و نیز روشن شود که نظریه وحی بیانی اینگونه مشکلات را از تفاسیر اهل سنت نیز برطرف میکند. | ||