پرش به محتوا

وحی بیانی: تفاوت میان نسخه‌ها

۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۸ اوت ۲۰۱۸
خط ۴۴: خط ۴۴:
#سیوطی ذیل آیه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ}}﴾}}<ref>اعراف، آیه ۴۰</ref> می‌گوید: ابن مسعود این آیه شریفه را این گونه قرا ئت نموده است:{{عربی|اندازه=155%|حتی یلج الجمل الاصفر فی سم الخیاط}}<ref>طبری، محمدبن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفۀ ج۸ ص ۱۳۱</ref> بیشک منظور وی این بوده که مقصود از جمل در این آیه شتر است نه ریسمان ضخیم کشتی که لنگرش را با آن طناب می‌بندند؛ مخصوصاً اینکه طناب با سوراخ سوزن، مناسبت بیشتری دارد تا شتر! سیوطی می‌گوید: ابن مسعود آیه را با اضافه کلمه اصفر قرائت نموده است.  
#سیوطی ذیل آیه {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِيَاطِ}}﴾}}<ref>اعراف، آیه ۴۰</ref> می‌گوید: ابن مسعود این آیه شریفه را این گونه قرا ئت نموده است:{{عربی|اندازه=155%|حتی یلج الجمل الاصفر فی سم الخیاط}}<ref>طبری، محمدبن جریر، جامع البیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفۀ ج۸ ص ۱۳۱</ref> بیشک منظور وی این بوده که مقصود از جمل در این آیه شتر است نه ریسمان ضخیم کشتی که لنگرش را با آن طناب می‌بندند؛ مخصوصاً اینکه طناب با سوراخ سوزن، مناسبت بیشتری دارد تا شتر! سیوطی می‌گوید: ابن مسعود آیه را با اضافه کلمه اصفر قرائت نموده است.  


این نمونه‌های اندکی از روایات بی شماری بود که در کتاب‌های شیعه و سنی نقل شده‌اند و دلالت می‌کنند که برخی از آیات شریفه به گونه‌ای دیگر و با کلماتی متفاوت و گاهی با اضافه کلمه یا جمله‌ای در صدر اسلام و در زبان صحابه و تابعین قرائت شده است و گاهی سوگند یاد کرده‌اند که این آیات آن گونه نازل شده است. حال ما نه می‌توانیم این روایات را انکار کرده، همگی را مورد مناقشه قرار دهیم و نه آنکه مضمون ظاهری آنها را بپذیریم؛ زیرا مستلزم قول به تحریف است که از هر جهت قابل نقد می‌باشد. بنابراین بهترین پاسخ همان است که ادعا کنیم این روایات مطلب صحیحی را بیان می‌کنند و آن اینکه قرآن کریم در وحی قرآنی همان گونه است که اکنون نزد مسلمانان وجود دارد و در قالب وحی بیانی و شرح و تفسیری که از صحابه و [[ائمه اطهار]] {{عم}} نقل شده و آن نیز مستند به وحی الهی است، تفسیر و بیان قرآن کریم مطابق با مضمون و محتوای این روایات است و دیگر هیچ اشکالی باقی نمی‌ماند.<ref>صدرالدین شیرازی، الاسفار الاربعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی ج۸ ص۳۸</ref> مضافاً بر آنکه روایات [[اهل بیت]] {{عم}} هرگز به معنای پذیرفتن رسالت ایشان نیست؛ زیرا نسبت [[قرآن کریم]] به این روایات، نسبت اجمال و تفصیل است و محدث بودن اهل بیت به معنای وحی قرآنی یا [[نبوت]] نیست؛ بلکه آنان فرموده‌اند: {{عربی|اندازه=155%|ما اجبتک فیه من شیء فهو عن رسول االله (ص) لنا من شیء}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب الکافی، تصحیح علی اکبر غفاری ج۱ ص۷۷</ref> و لذا آنان هرگز تشریع جدید نداشته، تنها شارح و مفسر وحی قرآنی هستند برخی از احکامی که خداوند بر پیامبر نازل کرده، مقید به شرایط و قیودی است که در عهد نبوی فراهم شد و لذا آنها را بیان نموده‌اند؛ هم چنان که ممکن است برخی از این احکام در عصر ظهور [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} به فعلیت برسند و آنگاه بیان شوند. بنابراین اگر کسی روایات تفسیری یا فقهی [[ائمه]]{{عم}} را وحی بداند، هیچ مشکلی پدید نمی‌آید؛ اما باید توجه داشت که اینها از سنخ وحی بیانی هستند و ربطی به وحی قرآنی ندارد. پس ظاهر این روایات قابل پذیرش می‌باشد و صحیح است که ادعا شود مضمون آن احادیث وحی بوده و آنگونه نازل شده است و در عین حال، خللی در اعتقاد به مصونیت قرآن وارد نگردد البته ما ادعا نمی‌کنیم که با نظریه وحی بیانی تمامی اشکالات برطرف می‌شود؛ اما به هرحال بخش فراوانی از اشکالات وهابیان و سلفیه به کتب حدیثی و تفسیر روایی شیعه که آن را دست مایه انتساب تکفیر به مسلمانان قرار داده‌اند، پاسخ داده می‌شود؛ بدون آنکه این روایات را انکار کنیم یا توجیهات ناروا و دور از طبع و ذوق سلیم را بر آنها تحمیل کنیم<ref>[[احمد عابدی|عابدی، احمد]]، [[وحی قرآنی و وحی بیانی (مقاله)|وحی قرآنی و وحی بیانی]] صفحه ۵۰ تا ۶۰.</ref>
* این نمونه‌های اندکی از روایات بی شماری بود که در کتاب‌های شیعه و سنی نقل شده‌اند و دلالت می‌کنند که برخی از آیات شریفه به گونه‌ای دیگر و با کلماتی متفاوت و گاهی با اضافه کلمه یا جمله‌ای در صدر اسلام و در زبان صحابه و تابعین قرائت شده است و گاهی سوگند یاد کرده‌اند که این آیات آن گونه نازل شده است. حال ما نه می‌توانیم این روایات را انکار کرده، همگی را مورد مناقشه قرار دهیم و نه آنکه مضمون ظاهری آنها را بپذیریم؛ زیرا مستلزم قول به تحریف است که از هر جهت قابل نقد می‌باشد. بنابراین بهترین پاسخ همان است که ادعا کنیم این روایات مطلب صحیحی را بیان می‌کنند و آن اینکه قرآن کریم در وحی قرآنی همان گونه است که اکنون نزد مسلمانان وجود دارد و در قالب وحی بیانی و شرح و تفسیری که از صحابه و [[ائمه اطهار]] {{عم}} نقل شده و آن نیز مستند به وحی الهی است، تفسیر و بیان قرآن کریم مطابق با مضمون و محتوای این روایات است و دیگر هیچ اشکالی باقی نمی‌ماند.<ref>صدرالدین شیرازی، الاسفار الاربعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی ج۸ ص۳۸</ref> مضافاً بر آنکه روایات [[اهل بیت]] {{عم}} هرگز به معنای پذیرفتن رسالت ایشان نیست؛ زیرا نسبت [[قرآن کریم]] به این روایات، نسبت اجمال و تفصیل است و محدث بودن اهل بیت به معنای وحی قرآنی یا [[نبوت]] نیست؛ بلکه آنان فرموده‌اند: {{عربی|اندازه=155%|ما اجبتک فیه من شیء فهو عن رسول االله (ص) لنا من شیء}}<ref>کلینی، محمد بن یعقوب الکافی، تصحیح علی اکبر غفاری ج۱ ص۷۷</ref> و لذا آنان هرگز تشریع جدید نداشته، تنها شارح و مفسر وحی قرآنی هستند برخی از احکامی که خداوند بر پیامبر نازل کرده، مقید به شرایط و قیودی است که در عهد نبوی فراهم شد و لذا آنها را بیان نموده‌اند؛ هم چنان که ممکن است برخی از این احکام در عصر ظهور [[امام مهدی|امام زمان]] {{ع}} به فعلیت برسند و آنگاه بیان شوند. بنابراین اگر کسی روایات تفسیری یا فقهی [[ائمه]]{{عم}} را وحی بداند، هیچ مشکلی پدید نمی‌آید؛ اما باید توجه داشت که اینها از سنخ وحی بیانی هستند و ربطی به وحی قرآنی ندارد. پس ظاهر این روایات قابل پذیرش می‌باشد و صحیح است که ادعا شود مضمون آن احادیث وحی بوده و آنگونه نازل شده است و در عین حال، خللی در اعتقاد به مصونیت قرآن وارد نگردد البته ما ادعا نمی‌کنیم که با نظریه وحی بیانی تمامی اشکالات برطرف می‌شود؛ اما به هرحال بخش فراوانی از اشکالات وهابیان و سلفیه به کتب حدیثی و تفسیر روایی شیعه که آن را دست مایه انتساب تکفیر به مسلمانان قرار داده‌اند، پاسخ داده می‌شود؛ بدون آنکه این روایات را انکار کنیم یا توجیهات ناروا و دور از طبع و ذوق سلیم را بر آنها تحمیل کنیم<ref>[[احمد عابدی|عابدی، احمد]]، [[وحی قرآنی و وحی بیانی (مقاله)|وحی قرآنی و وحی بیانی]] صفحه ۵۰ تا ۶۰.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۲۲۴٬۹۸۹

ویرایش