جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۵: | خط ۵: | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
'''فدک''' روستایی آباد و حاصلخیز در ۱۳۰ کیلومتری [[مدینه]] بود که در سال ۷ هجری بدون خونریزی به دست [[پیامبر]]{{صل}} [[فتح]] شد و براساس [[آیات قرآن]] به عنوان، "فیئ" و ملک شخصی پیامبر{{صل}} بود و حضرت به [[دستور خداوند]] آن را به [[حضرت زهرا]]{{س}} بخشید. اما بعد از ایشان [[خلیفه اول]] براساس اهداف [[سیاسی]] آن را [[غصب]] کرد و در برابر استدلالات و [[بینه]] حضرت حاضر به پس دادن آن نشد. [[غصب فدک]] نمادی از [[مظلومیت اهل بیت]]{{ع}} است. | '''فدک''' روستایی آباد و حاصلخیز در ۱۳۰ کیلومتری [[مدینه]] بود که در سال ۷ هجری بدون خونریزی به دست [[پیامبر]] {{صل}} [[فتح]] شد و براساس [[آیات قرآن]] به عنوان، "فیئ" و ملک شخصی پیامبر {{صل}} بود و حضرت به [[دستور خداوند]] آن را به [[حضرت زهرا]] {{س}} بخشید. اما بعد از ایشان [[خلیفه اول]] براساس اهداف [[سیاسی]] آن را [[غصب]] کرد و در برابر استدلالات و [[بینه]] حضرت حاضر به پس دادن آن نشد. [[غصب فدک]] نمادی از [[مظلومیت اهل بیت]] {{ع}} است. | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
[[فدک]]، از دهکدههای آباد [[مدینه]] در نزدیکی [[خیبر]] بود که در [[سال ۷ هجری]] بدون [[خونریزی]] به دست [[پیامبر]]{{صل}} [[فتح]] شد. اهالی فدک با پیامبر{{صل}} [[مصالحه]] کردند به این گونه که نیمی از باغهای خود را به آن [[حضرت]] واگذاشتند و نیم دیگر را برای خود نگاه داشتند و زراعتِ سهم پیامبر{{صل}} را نیز برعهده گرفتند و در برابر، حقی از آن برداشتند<ref>الأمالی، ۴۰؛ شرح نهجالبلاغة، ۱۶/ ۲۱۰؛ تاریخ المدینة، ۱/ ۱۹۳.</ref>. بنابر [[حکم]] صریح [[قرآن]] سرزمینهایی که بدون [[درگیری نظامی]] به فتح [[مسلمانان]] درآیند، [[ملک]] شخصی پیامبر{{صل}} میشوند و پیامبر{{صل}} میتواند هرگونه [[مصلحت]] بداند، درباره آنها [[تصمیم]] بگیرد<ref>{{متن قرآن| وَمَا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَن يَشَاء وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}؛ سوره حشر، آیه ۶.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۵۶.</ref> | [[فدک]]، از دهکدههای آباد [[مدینه]] در نزدیکی [[خیبر]] بود که در [[سال ۷ هجری]] بدون [[خونریزی]] به دست [[پیامبر]] {{صل}} [[فتح]] شد. اهالی فدک با پیامبر {{صل}} [[مصالحه]] کردند به این گونه که نیمی از باغهای خود را به آن [[حضرت]] واگذاشتند و نیم دیگر را برای خود نگاه داشتند و زراعتِ سهم پیامبر {{صل}} را نیز برعهده گرفتند و در برابر، حقی از آن برداشتند<ref>الأمالی، ۴۰؛ شرح نهجالبلاغة، ۱۶/ ۲۱۰؛ تاریخ المدینة، ۱/ ۱۹۳.</ref>. بنابر [[حکم]] صریح [[قرآن]] سرزمینهایی که بدون [[درگیری نظامی]] به فتح [[مسلمانان]] درآیند، [[ملک]] شخصی پیامبر {{صل}} میشوند و پیامبر {{صل}} میتواند هرگونه [[مصلحت]] بداند، درباره آنها [[تصمیم]] بگیرد<ref>{{متن قرآن| وَمَا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَلا رِكَابٍ وَلَكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَن يَشَاء وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}؛ سوره حشر، آیه ۶.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۵۶.</ref> | ||
فدک نیز از این [[سرزمینها]] بود. پیامبر{{صل}} آن را به [[فرمان خدا]] در [[زمان]] [[حیات]] خویش به دخترش [[فاطمه]]{{س}} بخشید و [[بنی هاشم]] تا پیامبر{{صل}} زنده بود، از محصول فدک بهره میبردند<ref>مسند ابی یعلا، ۲/ ۳۳۴؛ تفسیر مجمع البیان، ۳/ ۴۱۱؛ ینابیع المودة، ۱/ ۱۳۸.</ref>. بنابر [[روایات]]، پیامبر{{صل}} پس از فتح فدک، دخترش را فرا خواند و براساس آیه {{متن قرآن| وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ}}<ref>«و حقّ خویشاوند را به او برسان» سوره اسراء، آیه ۲۶.</ref> آن را به فاطمه{{س}} بخشید. در همان مجلس علی{{ع}} را خواست و سندی نیز تنظیم کرد که [[امیرمؤمنان]]{{ع}} و [[ام ایمن]] [[گواهان]] آن بودند<ref>اثبات الهداة، ۲/ ۱۱۶؛ الخرائج، ۱/ ۱۱۲؛ بحارالانوار، ۲۹/ ۱۱۴.</ref>. [[حضرت زهرا]]{{س}} نمایندهای برای خود برگزید که امور فدک را از نزدیک اداره کند و کارمندانی نیز به [[فرمان]] او درآورد. پس از [[رحلت پیامبر]]{{صل}} [[خلیفه اول]]، [[نماینده]] حضرت زهرا{{س}} را [[اخراج]] کرد و فدک را به بهانه [[حدیث]] ساختگی {{متن حدیث|"نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ لَا نُوَرِّثُ "}} به [[تصرف]] خویش درآورد<ref>احتجاج طبرسی، ۱/ ۲۰؛ الاختصاص، ۱۸۵- ۱۸۳؛ | فدک نیز از این [[سرزمینها]] بود. پیامبر {{صل}} آن را به [[فرمان خدا]] در [[زمان]] [[حیات]] خویش به دخترش [[فاطمه]] {{س}} بخشید و [[بنی هاشم]] تا پیامبر {{صل}} زنده بود، از محصول فدک بهره میبردند<ref>مسند ابی یعلا، ۲/ ۳۳۴؛ تفسیر مجمع البیان، ۳/ ۴۱۱؛ ینابیع المودة، ۱/ ۱۳۸.</ref>. بنابر [[روایات]]، پیامبر {{صل}} پس از فتح فدک، دخترش را فرا خواند و براساس آیه {{متن قرآن| وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ}}<ref>«و حقّ خویشاوند را به او برسان» سوره اسراء، آیه ۲۶.</ref> آن را به فاطمه {{س}} بخشید. در همان مجلس علی {{ع}} را خواست و سندی نیز تنظیم کرد که [[امیرمؤمنان]] {{ع}} و [[ام ایمن]] [[گواهان]] آن بودند<ref>اثبات الهداة، ۲/ ۱۱۶؛ الخرائج، ۱/ ۱۱۲؛ بحارالانوار، ۲۹/ ۱۱۴.</ref>. [[حضرت زهرا]] {{س}} نمایندهای برای خود برگزید که امور فدک را از نزدیک اداره کند و کارمندانی نیز به [[فرمان]] او درآورد. پس از [[رحلت پیامبر]] {{صل}} [[خلیفه اول]]، [[نماینده]] حضرت زهرا {{س}} را [[اخراج]] کرد و فدک را به بهانه [[حدیث]] ساختگی {{متن حدیث|"نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِيَاءِ لَا نُوَرِّثُ "}} به [[تصرف]] خویش درآورد<ref>احتجاج طبرسی، ۱/ ۲۰؛ الاختصاص، ۱۸۵- ۱۸۳؛ بحارالانوار، ۱۲۷ و ۱۸۹.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۵۶.</ref> | ||
[[امیرمؤمنان]]{{ع}} و [[حضرت زهرا]]{{س}} از راههای گوناگون کوشیدند [[فدک]] را بازپس گیرند و برای [[اثبات]] [[مالکیت]] خود، [[استدلال]] و [[احتجاج]] کردند. فدک مدتها در [[اختیار]] [[حضرت فاطمه]]{{س}} بود و از این رو، نیازی نبود که آن [[حضرت]] برای اثبات مالکیت خویش [[بینه]] اقامه کند؛ اما از او بینه خواستند. سرانجام، با اینکه حضرت فاطمه{{س}} بینه و [[شاهد]] اقامه کرد، نپذیرفتند و فدک را بازنگرداندند. [[حجاج نیشابوری]] ماجرای مطالبه فدک از [[خلیفه اول]] را به صورت مشروح نقل کرده است و در روایتی از [[عایشه]] آورده است که چون [[خلیفه]] فدک را بازپس نداد، [[فاطمه]]{{س}} با او [[قهر]] کرد و دیگر هیچگاه با او سخن نگفت. فدک از آن پس چند بار دست به دست گشت. چند بار به مالکیت [[بنی هاشم]] درآمد و دوباره بازپس گرفته شد؛ اما سرانجام در [[زمان]] [[خلافت مأمون عباسی]] به گونه رسمی و مستند به مالکیت [[فرزندان زهرا]]{{س}} درآمد<ref>الاختصاص، ۱۸۵- ۱۸۳؛ الصواعق المحرقة، ۱۵۰؛ احتجاج طبرسی، ۱/ ۱۲۰، ۲۱۳- ۲۱۰؛ الغدیر، ۷/ ۱۹۶- ۱۹۴؛ السقیفة و فدک، ۱۰۰ و ۱۰۵ و ۱۰۶؛ الخرائج، ۱/ ۱۱۲؛ بلاغات النساء، ۱۴- ۱۲؛ شرح نهجالبلاغة، ۱۶/ ۲۱۳- ۲۱۰؛ شرح الاخبار، ۳/ ۳۴؛ صحیح مسلم، ۳/ ۱۳۸۰.</ref>.<ref>فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه، ص۳۵۷.</ref> | [[امیرمؤمنان]] {{ع}} و [[حضرت زهرا]] {{س}} از راههای گوناگون کوشیدند [[فدک]] را بازپس گیرند و برای [[اثبات]] [[مالکیت]] خود، [[استدلال]] و [[احتجاج]] کردند. فدک مدتها در [[اختیار]] [[حضرت فاطمه]] {{س}} بود و از این رو، نیازی نبود که آن [[حضرت]] برای اثبات مالکیت خویش [[بینه]] اقامه کند؛ اما از او بینه خواستند. سرانجام، با اینکه حضرت فاطمه {{س}} بینه و [[شاهد]] اقامه کرد، نپذیرفتند و فدک را بازنگرداندند. [[حجاج نیشابوری]] ماجرای مطالبه فدک از [[خلیفه اول]] را به صورت مشروح نقل کرده است و در روایتی از [[عایشه]] آورده است که چون [[خلیفه]] فدک را بازپس نداد، [[فاطمه]] {{س}} با او [[قهر]] کرد و دیگر هیچگاه با او سخن نگفت. فدک از آن پس چند بار دست به دست گشت. چند بار به مالکیت [[بنی هاشم]] درآمد و دوباره بازپس گرفته شد؛ اما سرانجام در [[زمان]] [[خلافت مأمون عباسی]] به گونه رسمی و مستند به مالکیت [[فرزندان زهرا]] {{س}} درآمد<ref>الاختصاص، ۱۸۵- ۱۸۳؛ الصواعق المحرقة، ۱۵۰؛ احتجاج طبرسی، ۱/ ۱۲۰، ۲۱۳- ۲۱۰؛ الغدیر، ۷/ ۱۹۶- ۱۹۴؛ السقیفة و فدک، ۱۰۰ و ۱۰۵ و ۱۰۶؛ الخرائج، ۱/ ۱۱۲؛ بلاغات النساء، ۱۴- ۱۲؛ شرح نهجالبلاغة، ۱۶/ ۲۱۳- ۲۱۰؛ شرح الاخبار، ۳/ ۳۴؛ صحیح مسلم، ۳/ ۱۳۸۰.</ref>.<ref>فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه، ص۳۵۷.</ref> | ||
فدک برای [[شیعیان]] تنها یادآور یک [[نزاع مالی]] نیست؛ بلکه نمادی از [[مظلومیت حضرت فاطمه]]{{س}} و [[امام علی]]{{ع}} است. فدک با نام و یاد فاطمه{{س}} گره خورده است و [[ارزش]] [[اعتقادی]] یافته است<ref>فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه، ص۳۵۷.</ref>. | فدک برای [[شیعیان]] تنها یادآور یک [[نزاع مالی]] نیست؛ بلکه نمادی از [[مظلومیت حضرت فاطمه]] {{س}} و [[امام علی]] {{ع}} است. فدک با نام و یاد فاطمه {{س}} گره خورده است و [[ارزش]] [[اعتقادی]] یافته است<ref>فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه، ص۳۵۷.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||