جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
'''[[مساوات]]''' به معنای [[برابری]] و یکسانی، به یکسان بودن تمامی افراد [[جامعه]] در [[حقوق]] [[سیاسی]]، [[اجتماعی]] و مانند آن اطلاق میگردد که [[قانون]] برای فرد فرد اعضای جامعه مقرر داشته است. مساوات یکی از [[قواعد]] [[فقهی]] است که [[اسلام]] در [[آیات]] و [[روایات]] بر روی آن تاکید کرده و مساوات در حقوق اجتماعی، سیاسی، [[اقتصادی]] و... را بیان نموده است. | '''[[مساوات]]''' به معنای [[برابری]] و یکسانی، به یکسان بودن تمامی افراد [[جامعه]] در [[حقوق]] [[سیاسی]]، [[اجتماعی]] و مانند آن اطلاق میگردد که [[قانون]] برای فرد فرد اعضای جامعه مقرر داشته است. مساوات یکی از [[قواعد]] [[فقهی]] است که [[اسلام]] در [[آیات]] و [[روایات]] بر روی آن تاکید کرده و مساوات در حقوق اجتماعی، سیاسی، [[اقتصادی]] و... را بیان نموده است. | ||
==معناشناسی== | == معناشناسی == | ||
[[مساوات]] در لغت، [[برابری]] و یکسانی است<ref>فرهنگ معین، ج۳، ص۴۰۷۶.</ref> و در اصطلاح به یکسان بودن تمامی افراد [[جامعه]] در [[حقوق]] [[سیاسی]]، [[اجتماعی]] و مانند آن اطلاق میگردد که [[قانون]] برای فرد فرد اعضای جامعه مقرر داشته است<ref>{{متن قرآن|وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلَّا أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُوا وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فِيمَا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ}} «و مردم جز امّتی یگانه نبودند که اختلاف ورزیدند و اگر سخنی از پروردگارت پیشی نگرفته بود میان آنها در آنچه اختلاف داشتند داوری میشد» سوره یونس، آیه ۱۹؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳؛ تحف العقول، ص۲۹؛ الفقیه، ص۵۷۹؛ سفینة البحار، ج۲، ص۳۴۸؛ صبح الاعشی، ج۲، ص۳۳۷-۳۳۴.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۶۶.</ref> | [[مساوات]] در لغت، [[برابری]] و یکسانی است<ref>فرهنگ معین، ج۳، ص۴۰۷۶.</ref> و در اصطلاح به یکسان بودن تمامی افراد [[جامعه]] در [[حقوق]] [[سیاسی]]، [[اجتماعی]] و مانند آن اطلاق میگردد که [[قانون]] برای فرد فرد اعضای جامعه مقرر داشته است<ref>{{متن قرآن|وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلَّا أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُوا وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فِيمَا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ}} «و مردم جز امّتی یگانه نبودند که اختلاف ورزیدند و اگر سخنی از پروردگارت پیشی نگرفته بود میان آنها در آنچه اختلاف داشتند داوری میشد» سوره یونس، آیه ۱۹؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳؛ تحف العقول، ص۲۹؛ الفقیه، ص۵۷۹؛ سفینة البحار، ج۲، ص۳۴۸؛ صبح الاعشی، ج۲، ص۳۳۷-۳۳۴.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۶۶.</ref> | ||
==قاعده فقهی بودن مساوات== | == قاعده فقهی بودن مساوات == | ||
یکی از [[قواعد فقهی]] که در عصر [[مشروطه]] به صورت جدی مطرح شد و مورد [[اختلاف]] [[فقیهان]] قرار گرفت، [[اصل مساوات]] بود. در حالیکه برخی "مساوات در [[حقوق]] و احکام" را برخلاف [[احکام شریعت]] میدانستند که میان [[مسلمان]] و غیر مسلمان، [[زن]] و مرد، [[آزاد]] و [[بنده]]، ذمی و غیرذمّی کوچک و بزرگ تفاوت قائل است، از اینرو، اصل هشتم [[متمم]] [[قانون اساسی]] مشروطه را که "اهالی مملکت [[ایران]] را در مقابل [[قانون]] دولتی متساوی الحقوق" شمرده، [[مخالف]] [[شرع]] میشمردند<ref>جمعی از نویسندگان، رسائل مشروطیت، ص۱۶۰.</ref>؛ عدهای دیگر اصل مساوات به معنای "مساوات همگان در برابر قانون موضوعه [[شرعی]] و عرفی" را برگرفته از [[منابع دینی]] و اساس [[حکومت دینی]] شمرده و از افتخارات [[اسلام]] قلمداد میکردند<ref>نائینی، تنبیه الامه و تنزیه المه، ص۴۹.</ref>. | یکی از [[قواعد فقهی]] که در عصر [[مشروطه]] به صورت جدی مطرح شد و مورد [[اختلاف]] [[فقیهان]] قرار گرفت، [[اصل مساوات]] بود. در حالیکه برخی "مساوات در [[حقوق]] و احکام" را برخلاف [[احکام شریعت]] میدانستند که میان [[مسلمان]] و غیر مسلمان، [[زن]] و مرد، [[آزاد]] و [[بنده]]، ذمی و غیرذمّی کوچک و بزرگ تفاوت قائل است، از اینرو، اصل هشتم [[متمم]] [[قانون اساسی]] مشروطه را که "اهالی مملکت [[ایران]] را در مقابل [[قانون]] دولتی متساوی الحقوق" شمرده، [[مخالف]] [[شرع]] میشمردند<ref>جمعی از نویسندگان، رسائل مشروطیت، ص۱۶۰.</ref>؛ عدهای دیگر اصل مساوات به معنای "مساوات همگان در برابر قانون موضوعه [[شرعی]] و عرفی" را برگرفته از [[منابع دینی]] و اساس [[حکومت دینی]] شمرده و از افتخارات [[اسلام]] قلمداد میکردند<ref>نائینی، تنبیه الامه و تنزیه المه، ص۴۹.</ref>. | ||
مساواتی که میتوان در [[نظام سیاسی اسلام]] از آن [[دفاع]] کرد و [[علامه نائینی]] در رساله معروف خود به تشریح آن پرداخته، [[مساوات]] به معنای [[تساوی]] عموم [[شهروندان]] با یکدیگر و با [[دولتمردان]] در بهرهمندی از امکانات عمومی، [[حقوق اجتماعی]] و [[سیاسی]] و در برابر [[احکام]]، [[قوانین]] و مقررات و مجازاتهاست<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۶۲.</ref>. | مساواتی که میتوان در [[نظام سیاسی اسلام]] از آن [[دفاع]] کرد و [[علامه نائینی]] در رساله معروف خود به تشریح آن پرداخته، [[مساوات]] به معنای [[تساوی]] عموم [[شهروندان]] با یکدیگر و با [[دولتمردان]] در بهرهمندی از امکانات عمومی، [[حقوق اجتماعی]] و [[سیاسی]] و در برابر [[احکام]]، [[قوانین]] و مقررات و مجازاتهاست<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۶۲.</ref>. | ||
==مساوات در اسلام== | == مساوات در اسلام == | ||
[[اسلام]] [[دین]] "مساوات" و عدم [[تبعیض]] است و [[قرآن کریم]]، [[خلقت]] [[انسانها]] را همگون و ریشۀ همۀ آنها را از یک [[پدر]] و [[مادر]] دانسته<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا}} «ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، همان که شما را از تنی یگانه آفرید و از (سرشت) او همسرش را پدید آورد و از آن دو، مردان و زنان بسیار (در جهان) پراکند و از خداوند- که با (سوگند بر نام) او، از هم درخواست میکنید- و از (بریدن پیوند) خویشان پروا کنید، بیگمان خداوند چشم بر شما دارد» سوره نساء، آیه ۱.</ref> و تفاوتهای صوری را امری خارج از [[کرامت]] مشترک [[انسانی]] و تنها [[راه]] کسب امتیاز را [[تقوا]] و [[فضیلت]] میداند. [[دستور]] آغازین [[پیامبر]]{{صل}} بر عدم [[افتخار]] قومی، قبیلهای، نژادی، [[عربی]]، عجمی و مانند آن بود<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}} «ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروهها و قبیلهها کردیم تا یکدیگر را بازشناسید، بیگمان گرامیترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref> و این امر، اختصاصی به [[مسلمانان]] ندارد؛ چنانکه [[پیامبر]]{{صل}} در منشور [[مدینه]] ـ اولین [[پیمان]] عمومی در مدینه ـ در بندهای ۲۱، ۲۲ و ۲۳ در [[حقوق اجتماعی]] [[اقوام]] مختلف، اعم از [[مسلمان]]، [[یهود]] و طایفههای مختلف را مساوی و در [[حکم]] یک [[امت]] اعلام فرموده و اجرای اصل [[رفتار]] همسان و [[مساوات]] در [[روابط]] مسلمانان با [[ملل]] [[بیگانه]] را صریحاً مورد تصویب قرار داده است. | [[اسلام]] [[دین]] "مساوات" و عدم [[تبعیض]] است و [[قرآن کریم]]، [[خلقت]] [[انسانها]] را همگون و ریشۀ همۀ آنها را از یک [[پدر]] و [[مادر]] دانسته<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا}} «ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، همان که شما را از تنی یگانه آفرید و از (سرشت) او همسرش را پدید آورد و از آن دو، مردان و زنان بسیار (در جهان) پراکند و از خداوند- که با (سوگند بر نام) او، از هم درخواست میکنید- و از (بریدن پیوند) خویشان پروا کنید، بیگمان خداوند چشم بر شما دارد» سوره نساء، آیه ۱.</ref> و تفاوتهای صوری را امری خارج از [[کرامت]] مشترک [[انسانی]] و تنها [[راه]] کسب امتیاز را [[تقوا]] و [[فضیلت]] میداند. [[دستور]] آغازین [[پیامبر]] {{صل}} بر عدم [[افتخار]] قومی، قبیلهای، نژادی، [[عربی]]، عجمی و مانند آن بود<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ}} «ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروهها و قبیلهها کردیم تا یکدیگر را بازشناسید، بیگمان گرامیترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref> و این امر، اختصاصی به [[مسلمانان]] ندارد؛ چنانکه [[پیامبر]] {{صل}} در منشور [[مدینه]] ـ اولین [[پیمان]] عمومی در مدینه ـ در بندهای ۲۱، ۲۲ و ۲۳ در [[حقوق اجتماعی]] [[اقوام]] مختلف، اعم از [[مسلمان]]، [[یهود]] و طایفههای مختلف را مساوی و در [[حکم]] یک [[امت]] اعلام فرموده و اجرای اصل [[رفتار]] همسان و [[مساوات]] در [[روابط]] مسلمانان با [[ملل]] [[بیگانه]] را صریحاً مورد تصویب قرار داده است. | ||
متون [[اسلامی]]، مسأله [[برابری]] و مساوات را در ابعاد گوناگونی مطرح نموده است؛ از جمله برابری در نژاد<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا}} «ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، همان که شما را از تنی یگانه آفرید و از (سرشت) او همسرش را پدید آورد و از آن دو، مردان و زنان بسیار (در جهان) پراکند و از خداوند- که با (سوگند بر نام) او، از هم درخواست میکنید- و از (بریدن پیوند) خویشان پروا کنید، بیگمان خداوند چشم بر شما دارد» سوره نساء، آیه ۱.</ref>، برابری در بهرههای [[اجتماعی]] و عمومی<ref>وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۸۰.</ref>، برابری در برابر [[قانون]]<ref>شرایع الاسلام، ج۲، ص۱۹۸؛ ترمینولوژی حقوق، ص۶۴۶.</ref>، برابری در تعمیم [[حقوق]] و [[وظایف]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶.</ref> و برابری و یکسان بودن در [[حقطلبی]]<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۹.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۶۶.</ref> | متون [[اسلامی]]، مسأله [[برابری]] و مساوات را در ابعاد گوناگونی مطرح نموده است؛ از جمله برابری در نژاد<ref>{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا}} «ای مردم! از پروردگارتان پروا کنید، همان که شما را از تنی یگانه آفرید و از (سرشت) او همسرش را پدید آورد و از آن دو، مردان و زنان بسیار (در جهان) پراکند و از خداوند- که با (سوگند بر نام) او، از هم درخواست میکنید- و از (بریدن پیوند) خویشان پروا کنید، بیگمان خداوند چشم بر شما دارد» سوره نساء، آیه ۱.</ref>، برابری در بهرههای [[اجتماعی]] و عمومی<ref>وسایل الشیعه، ج۱۱، ص۸۰.</ref>، برابری در برابر [[قانون]]<ref>شرایع الاسلام، ج۲، ص۱۹۸؛ ترمینولوژی حقوق، ص۶۴۶.</ref>، برابری در تعمیم [[حقوق]] و [[وظایف]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶.</ref> و برابری و یکسان بودن در [[حقطلبی]]<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۹.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۶۶.</ref> | ||
==انواع مساوات در اسلام== | == انواع مساوات در اسلام == | ||
===[[تساوی در حقوق اجتماعی]]، سیاسی و [[اقتصادی]]=== | === [[تساوی در حقوق اجتماعی]]، سیاسی و [[اقتصادی]] === | ||
تساوی همگان در برخورداری از حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در گفتار و [[سیره پیشوایان معصوم]] موج میزند. [[رسول خدا]] در بیانی ماندگار که همواره در [[تاریخ]] مورد استناد [[زمامداران]] عدالتپیشه بوده، فرمودند: "ای [[مردم]]! [[پروردگار]] شما یکی و پدرتان هم یکی است. همگی از [[آدم]] و آدم نیز از [[خاک]] [[آفریده]] شده است. تحقیقاً گرامیترین شما نزد [[خدا]] [[باتقواترین]] شماست و هیچ [[عربی]] بر غیرعرب [[برتری]] ندراد جز به تقوا"<ref>{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ رَبَّكُمْ وَاحِدٌ وَ إِنَّ أَبَاكُمْ وَاحِدٌ كُلُّكُمْ لِآدَمَ وَ آدَمُ مِنْ تُرَابٍ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ وَ لَيْسَ لِعَرَبِيٍّ عَلَى عَجَمِيٍ فَضْلٌ إِلَّا بِالتَّقْوَى}}؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۶، ص۳۵۰.</ref>. | تساوی همگان در برخورداری از حقوق اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در گفتار و [[سیره پیشوایان معصوم]] موج میزند. [[رسول خدا]] در بیانی ماندگار که همواره در [[تاریخ]] مورد استناد [[زمامداران]] عدالتپیشه بوده، فرمودند: "ای [[مردم]]! [[پروردگار]] شما یکی و پدرتان هم یکی است. همگی از [[آدم]] و آدم نیز از [[خاک]] [[آفریده]] شده است. تحقیقاً گرامیترین شما نزد [[خدا]] [[باتقواترین]] شماست و هیچ [[عربی]] بر غیرعرب [[برتری]] ندراد جز به تقوا"<ref>{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ رَبَّكُمْ وَاحِدٌ وَ إِنَّ أَبَاكُمْ وَاحِدٌ كُلُّكُمْ لِآدَمَ وَ آدَمُ مِنْ تُرَابٍ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ وَ لَيْسَ لِعَرَبِيٍّ عَلَى عَجَمِيٍ فَضْلٌ إِلَّا بِالتَّقْوَى}}؛ مجلسی، بحارالأنوار، ج۷۶، ص۳۵۰.</ref>. | ||
[[نفی]] هرگونه [[فضل]] و برتری برای [[عرب]] نسبت به غیرعرب که از کاربرد واژه نکره (فضلٌ) در [[سیاق]] نفی (لیس) استفاده میشود، نشانگر آن است که در هیچ قلمروی عروبت ملاک [[برتری]] نیست، نه ملاک بهرهمندی بیشتر از [[بیتالمال]] است و نه معیار تصدّی منصبهای [[اجتماعی]] و [[سیاسی]]. اصولاً یکی از مهمترین مأموریتهای [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[اجرای عدالت]] بود. میفرمود: {{متن قرآن|أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ}}<ref>«فرمان یافتهام که میان شما دادگری کنم» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref>.یعنی [[قوی]] را بر [[ضعیف]]، [[غنی]] را بر [[فقیر]]، بزرگ را بر کوچک، مقدّم ندارم و سفیدپوست را بر سیاهپوست، [[عرب]] را بر غیرعرب، [[هاشمی]] یا قرشی را بر دیگران، برتری ندهم، بلکه [[دعوت]] خود را بر همه شما عرضه کنم، چرا که همه شما، قبل از دعوت من برابرید”<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۸، ص۳۳.</ref>. | [[نفی]] هرگونه [[فضل]] و برتری برای [[عرب]] نسبت به غیرعرب که از کاربرد واژه نکره (فضلٌ) در [[سیاق]] نفی (لیس) استفاده میشود، نشانگر آن است که در هیچ قلمروی عروبت ملاک [[برتری]] نیست، نه ملاک بهرهمندی بیشتر از [[بیتالمال]] است و نه معیار تصدّی منصبهای [[اجتماعی]] و [[سیاسی]]. اصولاً یکی از مهمترین مأموریتهای [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[اجرای عدالت]] بود. میفرمود: {{متن قرآن|أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَيْنَكُمُ}}<ref>«فرمان یافتهام که میان شما دادگری کنم» سوره شوری، آیه ۱۵.</ref>.یعنی [[قوی]] را بر [[ضعیف]]، [[غنی]] را بر [[فقیر]]، بزرگ را بر کوچک، مقدّم ندارم و سفیدپوست را بر سیاهپوست، [[عرب]] را بر غیرعرب، [[هاشمی]] یا قرشی را بر دیگران، برتری ندهم، بلکه [[دعوت]] خود را بر همه شما عرضه کنم، چرا که همه شما، قبل از دعوت من برابرید”<ref>طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۸، ص۳۳.</ref>. | ||
[[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} در پاسخ برخی از یارانش که “مماشات با زیادهخواهان از بیتالمال” را به حضرت توصیه میکردند، “رعایت [[مساوات]] در بهرهمندی از [[اموال]] عمومی” را اصلی تعطیلناپذیر دانسته، فرمود: آیا به من [[دستور]] میدهید که برای [[پیروزی]] خود، در [[حق]] کسانی که بر آنان [[حکومت]] میکنم، از [[جور]] و [[ستم]] [[استمداد]] جویم؟! به [[خدا]] [[سوگند]]! تا [[عمر]] من باقی است و شب و [[روز]] برقرار، و [[ستارگان]] [[آسمان]] در پی هم طلوع و غروب میکنند، هرگز به چنین کاری دست نمیزنم. اگر اموال، از خودم بود، بهطور مساوی در میان آنان تقسیم میکردم تا چه رسد به اینکه این اموال، اموال خداست! [[آگاه]] باشید که بخشیدن [[مال]] در غیر موردش، [[اسراف]] و [[تبذیر]] است. این کار، ممکن است در [[دنیا]]، موجب [[سربلندی]] انجامدهنده شود، ولی در [[آخرت]]، موجب سرافکندگی او خواهد شد. [[مردم]]، ممکن است او را گرامی بدارند، ولی [[خداوند]]، خوارش میسازد<ref>{{متن حدیث|أَ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ وَ اللَّهِ لَا أَطُورُ بِهِ مَا سَمَرَ سَمِيرٌ وَ مَا أَمَ نَجْمٌ فِي السَّمَاءِ نَجْماً- [وَ] لَوْ كَانَ الْمَالُ لِي لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ فَكَيْفَ وَ إِنَّمَا الْمَالُ مَالُ اللَّهِ- [ثُمَّ قَالَ{{ع}}] أَلَا وَ إِنَّ إِعْطَاءَ الْمَالِ فِي غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذِيرٌ وَ إِسْرَافٌ وَ هُوَ يَرْفَعُ صَاحِبَهُ فِي الدُّنْيَا وَ يَضَعُهُ فِي الْآخِرَةِ وَ يُكْرِمُهُ فِي النَّاسِ وَ يُهِينُهُ عِنْدَ اللَّهِ}}؛ نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۶.</ref>. | [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} در پاسخ برخی از یارانش که “مماشات با زیادهخواهان از بیتالمال” را به حضرت توصیه میکردند، “رعایت [[مساوات]] در بهرهمندی از [[اموال]] عمومی” را اصلی تعطیلناپذیر دانسته، فرمود: آیا به من [[دستور]] میدهید که برای [[پیروزی]] خود، در [[حق]] کسانی که بر آنان [[حکومت]] میکنم، از [[جور]] و [[ستم]] [[استمداد]] جویم؟! به [[خدا]] [[سوگند]]! تا [[عمر]] من باقی است و شب و [[روز]] برقرار، و [[ستارگان]] [[آسمان]] در پی هم طلوع و غروب میکنند، هرگز به چنین کاری دست نمیزنم. اگر اموال، از خودم بود، بهطور مساوی در میان آنان تقسیم میکردم تا چه رسد به اینکه این اموال، اموال خداست! [[آگاه]] باشید که بخشیدن [[مال]] در غیر موردش، [[اسراف]] و [[تبذیر]] است. این کار، ممکن است در [[دنیا]]، موجب [[سربلندی]] انجامدهنده شود، ولی در [[آخرت]]، موجب سرافکندگی او خواهد شد. [[مردم]]، ممکن است او را گرامی بدارند، ولی [[خداوند]]، خوارش میسازد<ref>{{متن حدیث|أَ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ وَ اللَّهِ لَا أَطُورُ بِهِ مَا سَمَرَ سَمِيرٌ وَ مَا أَمَ نَجْمٌ فِي السَّمَاءِ نَجْماً- [وَ] لَوْ كَانَ الْمَالُ لِي لَسَوَّيْتُ بَيْنَهُمْ فَكَيْفَ وَ إِنَّمَا الْمَالُ مَالُ اللَّهِ- [ثُمَّ قَالَ {{ع}}] أَلَا وَ إِنَّ إِعْطَاءَ الْمَالِ فِي غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذِيرٌ وَ إِسْرَافٌ وَ هُوَ يَرْفَعُ صَاحِبَهُ فِي الدُّنْيَا وَ يَضَعُهُ فِي الْآخِرَةِ وَ يُكْرِمُهُ فِي النَّاسِ وَ يُهِينُهُ عِنْدَ اللَّهِ}}؛ نهجالبلاغه، خطبه ۱۲۶.</ref>. | ||
چنانکه در برابر آنان که به خاطر [[موقعیت اجتماعی]] و سابقۀ [[مسلمانی]] خود خواهان [[امارت]] بر شهرهای مختلف بودند، ایستاد و هیچ کدام از این عناوین را ملاک [[برتری]] نمیدانست. در منطبق [[اسلامی]] نه تنها ویژگیهای طبیعی مانند نژاد و قومیت و رنگ و امثال آن ملاک [[تبعیض]] نیست، بلکه [[تقوا]]، [[سبقت]] در [[جهاد]] و [[ایمان]]، موقعیّت [[اجتماعی]]، [[ثروت]] و [[ریاست]] نیز ملاک بهرهمندی بیشتر از [[حقوق اجتماعی]]، [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] و بهرهمندی بیشتر از امکانات عمومی نیست. | چنانکه در برابر آنان که به خاطر [[موقعیت اجتماعی]] و سابقۀ [[مسلمانی]] خود خواهان [[امارت]] بر شهرهای مختلف بودند، ایستاد و هیچ کدام از این عناوین را ملاک [[برتری]] نمیدانست. در منطبق [[اسلامی]] نه تنها ویژگیهای طبیعی مانند نژاد و قومیت و رنگ و امثال آن ملاک [[تبعیض]] نیست، بلکه [[تقوا]]، [[سبقت]] در [[جهاد]] و [[ایمان]]، موقعیّت [[اجتماعی]]، [[ثروت]] و [[ریاست]] نیز ملاک بهرهمندی بیشتر از [[حقوق اجتماعی]]، [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] و بهرهمندی بیشتر از امکانات عمومی نیست. | ||
[[امام صادق]]{{ع}} در برابر این [[پندار]] که تقوا ملاک بهرهمندی بیشتر از امکانات عمومی است، میفرماید: “پیروان [[اسلام]]، [[فرزندان]] اسلاماند. میان آنان در پرداخت [[بیتالمال]]، [[مساوات]] را رعایت میکنم و [[فضائل]] آنان مربوط به رابطه آنان با [[خدا]] است. من مانند فرزندان یک شخص، با آنان [[رفتار]] میکنم”<ref>حکیمی، محمدرضا، الحیاة، ج۶، ص۳۷۲.</ref>. | [[امام صادق]] {{ع}} در برابر این [[پندار]] که تقوا ملاک بهرهمندی بیشتر از امکانات عمومی است، میفرماید: “پیروان [[اسلام]]، [[فرزندان]] اسلاماند. میان آنان در پرداخت [[بیتالمال]]، [[مساوات]] را رعایت میکنم و [[فضائل]] آنان مربوط به رابطه آنان با [[خدا]] است. من مانند فرزندان یک شخص، با آنان [[رفتار]] میکنم”<ref>حکیمی، محمدرضا، الحیاة، ج۶، ص۳۷۲.</ref>. | ||
وقتی که فضائل و [[مناقب]] [[معنوی]]، مجوز برخورداری بیشتر از [[حقوق]] مشترک [[شهروندان]] نباشد، ویژگیهای [[دنیوی]] و اعتباری، به طریق اَولی، ملاک امتیاز نخواهد بود. | وقتی که فضائل و [[مناقب]] [[معنوی]]، مجوز برخورداری بیشتر از [[حقوق]] مشترک [[شهروندان]] نباشد، ویژگیهای [[دنیوی]] و اعتباری، به طریق اَولی، ملاک امتیاز نخواهد بود. | ||
| خط ۳۷: | خط ۳۷: | ||
[[امام خمینی]]، بنیانگذار [[جمهوری اسلامی]]، میفرمود: “حق ندارد [[ولیّ]] امر، یک [[ناحیه]] را بیشتر بدان توجّه کند تا ناحیه دیگر، [[حق]] ندارد یک طرف [[کشور]] را زیادتر از طرف دیگر کشور آباد کند”<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۱، ص۲۹۲ (با اندکی تصرف در عبارت).</ref>.<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۶۲.</ref> | [[امام خمینی]]، بنیانگذار [[جمهوری اسلامی]]، میفرمود: “حق ندارد [[ولیّ]] امر، یک [[ناحیه]] را بیشتر بدان توجّه کند تا ناحیه دیگر، [[حق]] ندارد یک طرف [[کشور]] را زیادتر از طرف دیگر کشور آباد کند”<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۱، ص۲۹۲ (با اندکی تصرف در عبارت).</ref>.<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۶۲.</ref> | ||
===[[تساوی در برابر احکام و قوانین]]=== | === [[تساوی در برابر احکام و قوانین]] === | ||
قانونی که از سوی خداوند یا [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[زمامدار]] [[جامعه]] وضع و [[اجرا]] میشود، شامل همه افراد میشود و هیچ کس، حتی خود [[پیامبر]] از آن مستثنا نیست. این امر به معنای [[تساوی]] همه در برابر [[قانون]] است و از افتخارات اسلام و از عوامل [[رشد]] و گسترش آن در [[جهان]] بهشمار میآید. [[علامه نائینی]] در تشریح آن مینویسد: [[رسول خدا]] {{صل}} در [[جنگ]] و [[احکام]] [[اسیران]] [[جنگی]] هیچ فرقی میان [[خویشان]] خود و دیگران که به [[اسارت]] درآمده بودند، قائل نشد. برای [[آزادی]] آنان نیز مثل بقیه فدیه مطالبه کرد<ref>ابنهشام، السیره النبویه، ج۲، ص۳۰۰.</ref>.<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۶۲.</ref> | قانونی که از سوی خداوند یا [[پیامبر اکرم]] {{صل}} و [[زمامدار]] [[جامعه]] وضع و [[اجرا]] میشود، شامل همه افراد میشود و هیچ کس، حتی خود [[پیامبر]] از آن مستثنا نیست. این امر به معنای [[تساوی]] همه در برابر [[قانون]] است و از افتخارات اسلام و از عوامل [[رشد]] و گسترش آن در [[جهان]] بهشمار میآید. [[علامه نائینی]] در تشریح آن مینویسد: [[رسول خدا]] {{صل}} در [[جنگ]] و [[احکام]] [[اسیران]] [[جنگی]] هیچ فرقی میان [[خویشان]] خود و دیگران که به [[اسارت]] درآمده بودند، قائل نشد. برای [[آزادی]] آنان نیز مثل بقیه فدیه مطالبه کرد<ref>ابنهشام، السیره النبویه، ج۲، ص۳۰۰.</ref>.<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۶۲.</ref> | ||
===[[تساوی در مجازات]]=== | === [[تساوی در مجازات]] === | ||
نتیجه [[تساوی]] همگان در برابر [[قانون]]، آن است که در صورت [[تخلف]]، همگان مستحق مجازاتاند. یکی از آفتهای همیشگی در [[جوامع]] بیشتر [[امنیت]] اَشراف، [[ثروتمندان]] و صاحبمنصبان در صورت [[قانونشکنی]] بوده است. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} یکی از عوامل نابودی [[ملل]] گذشته را “تبعیض و نابرابری” در همین حوزه دانسته و میفرمود: “ای [[مردم]]!... بعضی از ملل گذشته، نابود شدند، فقط به خاطر اینکه اگر فرد [[شریف]] و صاحب منصبی [[سرقت]] میکرد، رهایش میکردند و اگر فرد ضعیفی سرقت میکرد، بر او حدّ جاری میکردند”<ref>نیشابوری، صحیح مسلم، ج۵، ص۱۱۴.</ref>. | نتیجه [[تساوی]] همگان در برابر [[قانون]]، آن است که در صورت [[تخلف]]، همگان مستحق مجازاتاند. یکی از آفتهای همیشگی در [[جوامع]] بیشتر [[امنیت]] اَشراف، [[ثروتمندان]] و صاحبمنصبان در صورت [[قانونشکنی]] بوده است. [[پیامبر اکرم]] {{صل}} یکی از عوامل نابودی [[ملل]] گذشته را “تبعیض و نابرابری” در همین حوزه دانسته و میفرمود: “ای [[مردم]]!... بعضی از ملل گذشته، نابود شدند، فقط به خاطر اینکه اگر فرد [[شریف]] و صاحب منصبی [[سرقت]] میکرد، رهایش میکردند و اگر فرد ضعیفی سرقت میکرد، بر او حدّ جاری میکردند”<ref>نیشابوری، صحیح مسلم، ج۵، ص۱۱۴.</ref>. | ||
در بعضی از [[احادیث]]، [[تبعیض]] در این زمینه را از ویژگیهای [[عالمان]] و بزرگان [[قوم یهود]] دانستهاند. از اینرو، [[امّت]] خویش را از [[آلوده]] شدن به چنین تبعیضهایی هشدار میداد و از عواقب سوء آن بر حذر میداشت. [[آدمی]] وقتی به "ثروت و موقعیّت اجتماعی" برسد، در [[معرض]] چنین لغزشهایی قرار دارد. عدهای از صاحبان [[ثروت]] و [[منصب]] [[اجتماعی]]، به [[دلیل]] همین خصیصه، در [[نظام اسلامی]]، از گرویدن به [[اسلام]] سرباز زدند یا پس از [[گرایش]]، [[مرتد]] شدند. بهعنوان نمونه: روزی جَبَلة بن اَبهم از ثروتمندان و صاحبمنصبان [[عرب]]، در [[مسجدالحرام]]، پای [[مسلمانی]] سیاهپوست را لگد کرد و بدون عذرخواهی عبور کرد و رفت. مرد عرب نزد [[خلیفه دوم]] که در موسم [[حج]] حضور داشت، آمده و [[شکایت]] کرد. [[خلیفه]]، [[جبله]] را احضار کرد و او نیز به کردهاش [[اقرار]] نمود. مردِ آسیبدیده، تقاضای [[قصاص]] کرد. هرچه از او خواستند تا از قصاص صرف نظر کند، نپذیرفت؛ خلیفه نیز خواسته [[مسلمانان]] سیاهپوست را [[تأیید]] کرد. این [[حکم]]، بر جبله بسیار گران آمد و چون پیشنهادهای متفاوتش سودی نبخشید، برای قصاص، چند روزی مهلت خواست، ولی از این مهلت استفاده کرده و از [[حجاز]] گریخت و به دامن [[کفر]] [[پناهنده]] شد و از اسلام، به خاطر “مساوات همگان در [[تحمل]] مجازات” گریزان شد<ref>ابنمنظور، مختصر تاریخ دمشق لابن عساکر، ج۵، ص۳۷۰.</ref>. | در بعضی از [[احادیث]]، [[تبعیض]] در این زمینه را از ویژگیهای [[عالمان]] و بزرگان [[قوم یهود]] دانستهاند. از اینرو، [[امّت]] خویش را از [[آلوده]] شدن به چنین تبعیضهایی هشدار میداد و از عواقب سوء آن بر حذر میداشت. [[آدمی]] وقتی به "ثروت و موقعیّت اجتماعی" برسد، در [[معرض]] چنین لغزشهایی قرار دارد. عدهای از صاحبان [[ثروت]] و [[منصب]] [[اجتماعی]]، به [[دلیل]] همین خصیصه، در [[نظام اسلامی]]، از گرویدن به [[اسلام]] سرباز زدند یا پس از [[گرایش]]، [[مرتد]] شدند. بهعنوان نمونه: روزی جَبَلة بن اَبهم از ثروتمندان و صاحبمنصبان [[عرب]]، در [[مسجدالحرام]]، پای [[مسلمانی]] سیاهپوست را لگد کرد و بدون عذرخواهی عبور کرد و رفت. مرد عرب نزد [[خلیفه دوم]] که در موسم [[حج]] حضور داشت، آمده و [[شکایت]] کرد. [[خلیفه]]، [[جبله]] را احضار کرد و او نیز به کردهاش [[اقرار]] نمود. مردِ آسیبدیده، تقاضای [[قصاص]] کرد. هرچه از او خواستند تا از قصاص صرف نظر کند، نپذیرفت؛ خلیفه نیز خواسته [[مسلمانان]] سیاهپوست را [[تأیید]] کرد. این [[حکم]]، بر جبله بسیار گران آمد و چون پیشنهادهای متفاوتش سودی نبخشید، برای قصاص، چند روزی مهلت خواست، ولی از این مهلت استفاده کرده و از [[حجاز]] گریخت و به دامن [[کفر]] [[پناهنده]] شد و از اسلام، به خاطر “مساوات همگان در [[تحمل]] مجازات” گریزان شد<ref>ابنمنظور، مختصر تاریخ دمشق لابن عساکر، ج۵، ص۳۷۰.</ref>. | ||
[[امام علی]]{{ع}} با ارسال نامهای به [[ابنعباس]]، او را به خاطر دستاندازی به [[بیتالمال]] [[توبیخ]] کرد و خواستار بازگرداندن [[اموال]] [[مردم]] به بیتالمال شد. گذشته از اینکه ابنعباس، پسر عموی [[امام]] بود و در این [[حکم]] تفاوتی میان او و دیگران قائل نشد، در همین [[نامه]] تصریح فرمود: {{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ فَعَلَا مِثْلَ الَّذِي فَعَلْتَ مَا كَانَتْ لَهُمَا عِنْدِي هَوَادَةٌ وَ لَا ظَفِرَا مِنِّي بِإِرَادَةٍ حَتَّى آخُذَ الْحَقَّ مِنْهُمَا وَ أُزِيحَ الْبَاطِلَ عَنْ مَظْلَمَتِهِمَا...}}<ref>نهجالبلاغه، نامه ۴۱.</ref>؛ به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر [[حسن]] و [[حسین]] این کار را کرده بودند، هیچ حامی و [[پشتیبانی]] از سوی من نداشتند و در [[اراده]] من اثر نمیگذاشتند تا آنکه [[حق]] را از ایشان بگیرم و ستمهای ناروایی را که انجام دادهاند، دور سازم. | [[امام علی]] {{ع}} با ارسال نامهای به [[ابنعباس]]، او را به خاطر دستاندازی به [[بیتالمال]] [[توبیخ]] کرد و خواستار بازگرداندن [[اموال]] [[مردم]] به بیتالمال شد. گذشته از اینکه ابنعباس، پسر عموی [[امام]] بود و در این [[حکم]] تفاوتی میان او و دیگران قائل نشد، در همین [[نامه]] تصریح فرمود: {{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ فَعَلَا مِثْلَ الَّذِي فَعَلْتَ مَا كَانَتْ لَهُمَا عِنْدِي هَوَادَةٌ وَ لَا ظَفِرَا مِنِّي بِإِرَادَةٍ حَتَّى آخُذَ الْحَقَّ مِنْهُمَا وَ أُزِيحَ الْبَاطِلَ عَنْ مَظْلَمَتِهِمَا...}}<ref>نهجالبلاغه، نامه ۴۱.</ref>؛ به [[خدا]] [[سوگند]]! اگر [[حسن]] و [[حسین]] این کار را کرده بودند، هیچ حامی و [[پشتیبانی]] از سوی من نداشتند و در [[اراده]] من اثر نمیگذاشتند تا آنکه [[حق]] را از ایشان بگیرم و ستمهای ناروایی را که انجام دادهاند، دور سازم. | ||
گفتنی است که [[قاعده مساوات]] در اصل بیستم [[قانون اساسی جمهوری اسلامی]] نیز منعکس شده است. براساس این اصل: “مردم [[ایران]] از هر [[قوم]] و [[قبیله]] که باشند، از [[حقوق]] مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود. همه افراد [[ملت]] اعم از [[زن]] و مرد یکسان در [[حمایت]] [[قانون]] قرار دارند و از همه [[حقوق انسانی]]، [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] با رعایت [[موازین]] [[اسلام]] برخوردارند”»<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۶۲.</ref>. | گفتنی است که [[قاعده مساوات]] در اصل بیستم [[قانون اساسی جمهوری اسلامی]] نیز منعکس شده است. براساس این اصل: “مردم [[ایران]] از هر [[قوم]] و [[قبیله]] که باشند، از [[حقوق]] مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود. همه افراد [[ملت]] اعم از [[زن]] و مرد یکسان در [[حمایت]] [[قانون]] قرار دارند و از همه [[حقوق انسانی]]، [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] با رعایت [[موازین]] [[اسلام]] برخوردارند”»<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۶۲.</ref>. | ||
===حق بهرهمندی مساوی از [[اموال عمومی]]=== | === حق بهرهمندی مساوی از [[اموال عمومی]] === | ||
[[اموال]] و امکانات عمومی هر کشوری به شهروندانش تعلق دارد. همگان در بهرهبرداری از این امکانات از حق یکسان برخوردارند. نمیتوان افرادی را به بهانههای مختلف بر دیگران ترجیح داد. [[سیره پیامبر]]{{صل}} و [[حضرت علی]]{{ع}} در این زمینه کاملاً گویای چنین حقی برای شهروندان است. آنان هیچ کس را به خاطر [[قرابت]]، [[سبقت]] در [[اسلام]]، [[ایمان]]، یا [[جهاد]] بر دیگران، [[ثروت]] و [[مکنت]]، [[شرافت]] [[خانوادگی]] و قبیلهای و مانند آن بر دیگران ترجیح نمیدادند. در برابر زیادهخواهان نیز [[ایستادگی]] میکردند. یکی از علل مهم [[مخالفت]] اشراف و روسای [[اقوام]] و قبائل، [[ثروتمندان]] و دارندگان [[موقعیت اجتماعی]] با [[رسول خدا]]{{صل}} و [[امام علی]]{{ع}}، [[اصرار]] آنان بر تقسیم یکسان [[بیتالمال]] و رفع [[تبعیض]] و [[بیعدالتی]] در زمینههای مختلف بود. در نگرش [[اسلامی]]، [[زمامداران]] با عموم [[مردم]] در بهرهمندی از امکانات و [[ثروت]] عمومی یکسان هستند. نمونههایی از بیانات و [[سیره عملی]] آنان را در تبیین قاعده «مساوات»، [[نقل]] کردیم. در این بحث تنها به نقل یک نمونه دیگر بسنده میکنیم. | [[اموال]] و امکانات عمومی هر کشوری به شهروندانش تعلق دارد. همگان در بهرهبرداری از این امکانات از حق یکسان برخوردارند. نمیتوان افرادی را به بهانههای مختلف بر دیگران ترجیح داد. [[سیره پیامبر]] {{صل}} و [[حضرت علی]] {{ع}} در این زمینه کاملاً گویای چنین حقی برای شهروندان است. آنان هیچ کس را به خاطر [[قرابت]]، [[سبقت]] در [[اسلام]]، [[ایمان]]، یا [[جهاد]] بر دیگران، [[ثروت]] و [[مکنت]]، [[شرافت]] [[خانوادگی]] و قبیلهای و مانند آن بر دیگران ترجیح نمیدادند. در برابر زیادهخواهان نیز [[ایستادگی]] میکردند. یکی از علل مهم [[مخالفت]] اشراف و روسای [[اقوام]] و قبائل، [[ثروتمندان]] و دارندگان [[موقعیت اجتماعی]] با [[رسول خدا]] {{صل}} و [[امام علی]] {{ع}}، [[اصرار]] آنان بر تقسیم یکسان [[بیتالمال]] و رفع [[تبعیض]] و [[بیعدالتی]] در زمینههای مختلف بود. در نگرش [[اسلامی]]، [[زمامداران]] با عموم [[مردم]] در بهرهمندی از امکانات و [[ثروت]] عمومی یکسان هستند. نمونههایی از بیانات و [[سیره عملی]] آنان را در تبیین قاعده «مساوات»، [[نقل]] کردیم. در این بحث تنها به نقل یک نمونه دیگر بسنده میکنیم. | ||
[[امام علی]]{{ع}} در یکی از نامههایش به [[کارگزار]] خویش مینویسد: [[آگاه]] باشید! [[حقّ]] شما بر من است که چیزی ـ جز [[راز]] [[جنگ]] ـ را از شما نپوشانم، و کاری را جز در [[حکم]] ([[شرع]]) بیرایزنی با شما انجام ندهم، و پرداختن [[حق]] را از موقع آن به تأخیر نیفکنم، و تا آن را نرسانم وقفهای در آن روا ندانم، و همه شما را در حقّ برابر شمارم؛ چون چنین کردم [[نعمت]] [[خدا]] به شما روا میگردد<ref>{{متن حدیث|فَإِنَّ حَقّاً عَلَى الْوَالِي أَلَّا يُغَيِّرَهُ عَلَى رَعِيَّتِهِ فَضْلٌ نَالَهُ وَ لَا طَوْلٌ خُصَّ بِهِ وَ أَنْ يَزِيدَهُ مَا قَسَمَ اللَّهُ لَهُ مِنْ نِعَمِهِ دُنُوّاً مِنْ عِبَادِهِ وَ عَطْفاً عَلَى إِخْوَانِهِ أَلَا وَ إِنَّ لَكُمْ عِنْدِي أَلَّا أَحْتَجِزَ دُونَكُمْ سِرّاً إِلَّا فِي حَرْبٍ وَ لَا أَطْوِيَ دُونَكُمْ أَمْراً إِلَّا فِي حُكْمٍ وَ لَا أُؤَخِّرَ لَكُمْ حَقّاً عَنْ مَحَلِّهِ وَ لَا أَقِفَ بِهِ دُونَ مَقْطَعِهِ وَ أَنْ تَكُونُوا عِنْدِي فِي الْحَقِّ سَوَاءً فَإِذَا فَعَلْتُ ذَلِكَ وَجَبَتْ لِلَّهِ عَلَيْكُمُ النِّعْمَةُ وَ لِي عَلَيْكُمُ الطَّاعَةُ وَ أَلَّا تَنْكُصُوا عَنْ دَعْوَةٍ وَ لَا تُفَرِّطُوا فِي صَلَاحٍ وَ أَنْ تَخُوضُوا الْغَمَرَاتِ إِلَى الْحَقِّ}} (نهجالبلاغه، نامه ۵۰).</ref>.<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۲۸.</ref> | [[امام علی]] {{ع}} در یکی از نامههایش به [[کارگزار]] خویش مینویسد: [[آگاه]] باشید! [[حقّ]] شما بر من است که چیزی ـ جز [[راز]] [[جنگ]] ـ را از شما نپوشانم، و کاری را جز در [[حکم]] ([[شرع]]) بیرایزنی با شما انجام ندهم، و پرداختن [[حق]] را از موقع آن به تأخیر نیفکنم، و تا آن را نرسانم وقفهای در آن روا ندانم، و همه شما را در حقّ برابر شمارم؛ چون چنین کردم [[نعمت]] [[خدا]] به شما روا میگردد<ref>{{متن حدیث|فَإِنَّ حَقّاً عَلَى الْوَالِي أَلَّا يُغَيِّرَهُ عَلَى رَعِيَّتِهِ فَضْلٌ نَالَهُ وَ لَا طَوْلٌ خُصَّ بِهِ وَ أَنْ يَزِيدَهُ مَا قَسَمَ اللَّهُ لَهُ مِنْ نِعَمِهِ دُنُوّاً مِنْ عِبَادِهِ وَ عَطْفاً عَلَى إِخْوَانِهِ أَلَا وَ إِنَّ لَكُمْ عِنْدِي أَلَّا أَحْتَجِزَ دُونَكُمْ سِرّاً إِلَّا فِي حَرْبٍ وَ لَا أَطْوِيَ دُونَكُمْ أَمْراً إِلَّا فِي حُكْمٍ وَ لَا أُؤَخِّرَ لَكُمْ حَقّاً عَنْ مَحَلِّهِ وَ لَا أَقِفَ بِهِ دُونَ مَقْطَعِهِ وَ أَنْ تَكُونُوا عِنْدِي فِي الْحَقِّ سَوَاءً فَإِذَا فَعَلْتُ ذَلِكَ وَجَبَتْ لِلَّهِ عَلَيْكُمُ النِّعْمَةُ وَ لِي عَلَيْكُمُ الطَّاعَةُ وَ أَلَّا تَنْكُصُوا عَنْ دَعْوَةٍ وَ لَا تُفَرِّطُوا فِي صَلَاحٍ وَ أَنْ تَخُوضُوا الْغَمَرَاتِ إِلَى الْحَقِّ}} (نهجالبلاغه، نامه ۵۰).</ref>.<ref>[[سید جواد ورعی|ورعی، سید جواد]]، [[درسنامه فقه سیاسی (کتاب)|درسنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۲۸.</ref> | ||
==[[اصل برابری دولتها]]== | == [[اصل برابری دولتها]] == | ||
هر [[دولت حق]] مساوی با دول دیگر را در [[حقوق بینالمللی]] دارد که این اصل یکی از اصول [[حاکم]] بر [[روابط]] بینالمللی است. به موجب این اصل هر دولتی از همان [[حقوق]] و تکالیفی برخوردار خواهد بود که [[دولت]] دیگر از آن برخوردار و بهرهمند است. این اصل سرمنشأ حسن روابط بینالمللی کشورهاست و توسعه رویة [[قضایی]] بینالمللی و نیز حقوق [[معاهدات]] و [[قراردادهای بینالمللی]] به این وسیله مورد توجه و اشاره قرار گرفته است. | هر [[دولت حق]] مساوی با دول دیگر را در [[حقوق بینالمللی]] دارد که این اصل یکی از اصول [[حاکم]] بر [[روابط]] بینالمللی است. به موجب این اصل هر دولتی از همان [[حقوق]] و تکالیفی برخوردار خواهد بود که [[دولت]] دیگر از آن برخوردار و بهرهمند است. این اصل سرمنشأ حسن روابط بینالمللی کشورهاست و توسعه رویة [[قضایی]] بینالمللی و نیز حقوق [[معاهدات]] و [[قراردادهای بینالمللی]] به این وسیله مورد توجه و اشاره قرار گرفته است. | ||
اگر در سده نوزدهم [[نظام]] بینالمللی واحدی در [[جهان]] وجود داشت، بیشک در سده حاضر دو نظام بینالمللی رقیب باهم وجود دارد، که [[سلطه]] عمومی از آن قدرتمندتر، و در نتیجه هم او نظام اصلی بهشمار میرود. | اگر در سده نوزدهم [[نظام]] بینالمللی واحدی در [[جهان]] وجود داشت، بیشک در سده حاضر دو نظام بینالمللی رقیب باهم وجود دارد، که [[سلطه]] عمومی از آن قدرتمندتر، و در نتیجه هم او نظام اصلی بهشمار میرود. | ||
| خط ۱۰۳: | خط ۱۰۳: | ||
با دقت در مفهوم [[حفیظ]] که نشاندهنده نوعی [[قیمومیت]] از یک سو و عدم [[توانایی]] در استیفای [[حقوق]] از سوی دیگر است، و نیز در معنای [[وکیل]] که معمولاً در مواردی که کسی از جانب دیگری عهدهدار [[مسئولیت]] و یا استیفای حقی میشود، معلوم میگردد که در این آیه آزادی، استقلال و حاکمیت [[ملتها]] به نوعی مورد [[تأیید]] قرار گرفته است و تا ملتی خود [[تصمیم]] نگرفته دیگری نمیتواند به عنوان [[حافظ]] [[منافع]] او و یا به [[نمایندگی]] از طرف او تصمیم بگیرد، [[خداوند]] همچنین حقی را به کسی [[تفویض]] نکرده است. | با دقت در مفهوم [[حفیظ]] که نشاندهنده نوعی [[قیمومیت]] از یک سو و عدم [[توانایی]] در استیفای [[حقوق]] از سوی دیگر است، و نیز در معنای [[وکیل]] که معمولاً در مواردی که کسی از جانب دیگری عهدهدار [[مسئولیت]] و یا استیفای حقی میشود، معلوم میگردد که در این آیه آزادی، استقلال و حاکمیت [[ملتها]] به نوعی مورد [[تأیید]] قرار گرفته است و تا ملتی خود [[تصمیم]] نگرفته دیگری نمیتواند به عنوان [[حافظ]] [[منافع]] او و یا به [[نمایندگی]] از طرف او تصمیم بگیرد، [[خداوند]] همچنین حقی را به کسی [[تفویض]] نکرده است. | ||
'''[[برابری دولتها]] از دیدگاه علی{{ع}}''': در [[نهجالبلاغه]] به گونههای مختلف بر اصل [[تساوی]] و [[برابری]] [[انسانها]] تأکید شده، از آن جمله میتوان مورد زیر را بیان کرد: {{متن حدیث|فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ: إمَّا أَخٌ لَك فِي الدِّينِ، أو نَظِيرٌ لَك فِي الْخَلْقِ}}<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵۳.</ref> ([[مردم]] دو گروهند: یا [[برادر دینی]] تو هستند و یا مشابه تو در [[انسانیت]] و [[خلقت]]). | '''[[برابری دولتها]] از دیدگاه علی {{ع}}''': در [[نهجالبلاغه]] به گونههای مختلف بر اصل [[تساوی]] و [[برابری]] [[انسانها]] تأکید شده، از آن جمله میتوان مورد زیر را بیان کرد: {{متن حدیث|فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ: إمَّا أَخٌ لَك فِي الدِّينِ، أو نَظِيرٌ لَك فِي الْخَلْقِ}}<ref>نهجالبلاغه، نامه ۵۳.</ref> ([[مردم]] دو گروهند: یا [[برادر دینی]] تو هستند و یا مشابه تو در [[انسانیت]] و [[خلقت]]). | ||
همه انسانها در [[آفرینش]] یکسان [[آفریده]] شدهاند و این برابری اساس [[روابط]] بین انسانها را در سطح [[روابط اجتماعی]] و در مقیاس روابط بینالمللی تشکیل میدهد. هیچ قدرتی نمیتواند با زیرپا گذاردن این اصل، [[آزادی]]، [[استقلال]] و [[حاکمیت]] را از ملتی سلب کند. | همه انسانها در [[آفرینش]] یکسان [[آفریده]] شدهاند و این برابری اساس [[روابط]] بین انسانها را در سطح [[روابط اجتماعی]] و در مقیاس روابط بینالمللی تشکیل میدهد. هیچ قدرتی نمیتواند با زیرپا گذاردن این اصل، [[آزادی]]، [[استقلال]] و [[حاکمیت]] را از ملتی سلب کند. | ||
اصل برابری [[ملتها]] براساس گفتار علی{{ع}} از [[احترام]] به [[شخصیت]] و [[کرامت انسانی]] و اصل آزادی انسانها در تعیین سرنوشتشان ناشی میشود، ولی این مسئله هرگز به معنای [[نفی]] [[مسئولیت انسان]] در برابر [[خدا]] نیست. از اینرو اصل سنخیت و برابری انسانها باید به [[اخوت]] و پیوند [[معنوی]] و [[اعتقادی]] و [[مسئولیت]] مشترک آنها بینجامد<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۴۴۴-۴۳۸.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۹۶.</ref> | اصل برابری [[ملتها]] براساس گفتار علی {{ع}} از [[احترام]] به [[شخصیت]] و [[کرامت انسانی]] و اصل آزادی انسانها در تعیین سرنوشتشان ناشی میشود، ولی این مسئله هرگز به معنای [[نفی]] [[مسئولیت انسان]] در برابر [[خدا]] نیست. از اینرو اصل سنخیت و برابری انسانها باید به [[اخوت]] و پیوند [[معنوی]] و [[اعتقادی]] و [[مسئولیت]] مشترک آنها بینجامد<ref>فقه سیاسی، ج۳، ص۴۴۴-۴۳۸.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی]]، ص ۱۹۶.</ref> | ||
==پرسش مستقیم== | == پرسش مستقیم == | ||
* [[قاعده مساوات در فقه سیاسی چگونه ترسیم شده است؟ (پرسش)]] | * [[قاعده مساوات در فقه سیاسی چگونه ترسیم شده است؟ (پرسش)]] | ||
{{پایان مدخل وابسته}} | {{پایان مدخل وابسته}} | ||