نهضت یا شورش: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
== مقدمه == | |||
حرکت [[امام حسین]] {{ع}} که بصورت [[امتناع از بیعت با یزید]] و [[هجرت]] به [[مکه]] و از آنجا به [[کربلا]] بود، حرکتی [[الهام]] گرفته از [[قرآن]] و [[سنت پیامبر]] {{صل}} و بر اساس عمل به [[تکلیف]] در برابر [[حکومت جور]] و [[ولایت]] [[فسق]] و برای [[مبارزه با بدعتها]] و مقابله با اعادۀ [[جاهلیت]] بود (-[[اهداف نهضت عاشورا]]). این از مجموعۀ سخنان و خطبههای آن [[حضرت]] و ماهیت [[قیام]] وی و عملکرد [[امویان]] روشن است و چون مبتنی بر اصل “ولایت صالحان” و [[فلسفۀ سیاسی]] [[ناب]] [[اسلام]] بود و آن [[حضرت]]، صرفاً برای [[قیام]] به [[وظایف امامت]] و [[نهی از منکر]] و احیای سیرۀ [[پیامبر]] {{صل}} [[دست]] به آن حرکت زد، حرکت او یک “نهضت مکتبی” تلقّی میشود. اما هواداران [[بنی امیه]]، چه در آن زمان و چه قرنهای بعد و حتی عصر حاضر، کوشیدهاند که حرکت آن [[حضرت]] را نوعی [[شورش]]، [[آشوب]]، [[فتنهانگیزی]]، ایجاد [[تفرقه]] در [[امّت]] و [[تمرّد]] از [[خلافت]] معرفی کنند و در کشتن او، [[حق]] را به جانب [[یزید]] بدهند که یک [[شورشگر]] بر ضد [[خلافت]] مرکزی را کشته است. در این مورد، به احادیثی هم استناد میکنند که [[رسول خدا]] {{صل}} به کشتن کسی که [[یکپارچگی]] [[امت]] را به هم زند [[فرمان]] داده است و میگویند: {{عربی|قتل الحسين بسيف جدّه}}. در حالی که [[حدیث]]، بر فرض صحّت مخصوص جایی است که [[حکومتی]] [[اسلامی]] و حاکمی متعهّد و [[عادل]] باشد و کسی یا کسانی بخواهند بر ضدّ آن [[آشوب]] و فتنهگری کنند. اما نه [[حکومت امویان]] [[مشروع]] بود، نه [[بیعت مردم]] آزادانه و به [[اختیار]] بود، نه [[حکّام]]، به [[دین]] و [[عدل]] [[رفتار]] میکردند و نه از ارتکاب [[فسق]] و [[فجور]] و [[محرّمات]] [[پروا]] داشتند و نه [[مال]] و [[جان]] و نوامیس [[مسلمانان]] [[پاک]]، از تعرض و [[ستم]] [[یزید]] و عمّال او مصون بود. بنا بر این [[جهاد]] بر ضدّ چنین [[حکومتی]]، [[تکلیف دینی]] [[امام حسین]] {{ع}} بود. | |||
==مقدمه== | |||
حرکت [[امام حسین]]{{ع}} که بصورت [[امتناع از بیعت با یزید]] و [[هجرت]] به [[مکه]] و از آنجا به [[کربلا]] بود، حرکتی [[الهام]] گرفته از [[قرآن]] و [[سنت پیامبر]]{{صل}} و بر اساس عمل به [[تکلیف]] در برابر [[حکومت جور]] و [[ولایت]] [[فسق]] و برای [[مبارزه با بدعتها]] و مقابله با اعادۀ [[جاهلیت]] بود (-[[اهداف نهضت عاشورا]]). این از مجموعۀ سخنان و خطبههای آن [[حضرت]] و ماهیت [[قیام]] وی و عملکرد [[امویان]] روشن است و چون مبتنی بر اصل “ولایت صالحان” و [[فلسفۀ سیاسی]] [[ناب]] [[اسلام]] بود و آن [[حضرت]]، صرفاً برای [[قیام]] به [[وظایف امامت]] و [[نهی از منکر]] و احیای سیرۀ [[پیامبر]]{{صل}} [[دست]] به آن حرکت زد، حرکت او یک “نهضت مکتبی” تلقّی میشود. اما هواداران [[بنی امیه]]، چه در آن زمان و چه قرنهای بعد و حتی عصر حاضر، کوشیدهاند که حرکت آن [[حضرت]] را نوعی [[شورش]]، [[آشوب]]، [[فتنهانگیزی]]، ایجاد [[تفرقه]] در [[امّت]] و [[تمرّد]] از [[خلافت]] معرفی کنند و در کشتن او، [[حق]] را به جانب [[یزید]] بدهند که یک [[شورشگر]] بر ضد [[خلافت]] مرکزی را کشته است. در این مورد، به احادیثی هم استناد میکنند که [[رسول خدا]]{{صل}} به کشتن کسی که [[یکپارچگی]] [[امت]] را به هم زند [[فرمان]] داده است و میگویند: {{عربی|قتل الحسين بسيف جدّه}}. در حالی که [[حدیث]]، بر فرض صحّت مخصوص جایی است که [[حکومتی]] [[اسلامی]] و حاکمی متعهّد و [[عادل]] باشد و کسی یا کسانی بخواهند بر ضدّ آن [[آشوب]] و فتنهگری کنند. اما نه [[حکومت امویان]] [[مشروع]] بود، نه [[بیعت مردم]] آزادانه و به [[اختیار]] بود، نه [[حکّام]]، به [[دین]] و [[عدل]] [[رفتار]] میکردند و نه از ارتکاب [[فسق]] و [[فجور]] و [[محرّمات]] [[پروا]] داشتند و نه [[مال]] و [[جان]] و نوامیس [[مسلمانان]] [[پاک]]، از تعرض و [[ستم]] [[یزید]] و عمّال او مصون بود. بنا بر این [[جهاد]] بر ضدّ چنین [[حکومتی]]، [[تکلیف دینی]] [[امام حسین]]{{ع}} بود. | |||
گرچه [[امام]] میدانست که در آن شرایط، به [[پیروزی]] نظامی سریع [[دست]] نمییابد، اما باز چنان نبود که بیفکر و برنامه و بدون نقشه خود را به کشتن دهد. نتایج مقطعی و دراز مدت آن حرکت خونین در آگاهانیدن [[مردم]] و افشای چهرۀ [[ظلم]] و ایجاد انگیزۀ [[مبارزه]] در [[مردم]] و [[حفظ دین]] از نابودی و بالاتر از همه “عمل به وظیفه” آن [[حضرت]] را به [[قیام]] واداشت و اینها برای آن [[امام]]، “فتح” به شمار میرفت، هر چند [[خون]] خود و یارانش در این [[راه]]، ریخته میشد. چون میدانست که به هر تقدیر او را خواهند کشت، برای نحوۀ [[شهادت]] [[برنامهریزی]] کرد تا به مؤثرترین صورت و الهامبخشترین شکل در آید. در واقع، [[سلاح]] او “شهادت” بود و در [[استراتژی]] او “خون”، بر”شمشیر” [[پیروز]] شد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۴۸۸.</ref>. | گرچه [[امام]] میدانست که در آن شرایط، به [[پیروزی]] نظامی سریع [[دست]] نمییابد، اما باز چنان نبود که بیفکر و برنامه و بدون نقشه خود را به کشتن دهد. نتایج مقطعی و دراز مدت آن حرکت خونین در آگاهانیدن [[مردم]] و افشای چهرۀ [[ظلم]] و ایجاد انگیزۀ [[مبارزه]] در [[مردم]] و [[حفظ دین]] از نابودی و بالاتر از همه “عمل به وظیفه” آن [[حضرت]] را به [[قیام]] واداشت و اینها برای آن [[امام]]، “فتح” به شمار میرفت، هر چند [[خون]] خود و یارانش در این [[راه]]، ریخته میشد. چون میدانست که به هر تقدیر او را خواهند کشت، برای نحوۀ [[شهادت]] [[برنامهریزی]] کرد تا به مؤثرترین صورت و الهامبخشترین شکل در آید. در واقع، [[سلاح]] او “شهادت” بود و در [[استراتژی]] او “خون”، بر”شمشیر” [[پیروز]] شد<ref>[[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ عاشورا (کتاب)|فرهنگ عاشورا]]، ص ۴۸۸.</ref>. | ||