جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
# '''[[مهدویت]]:''' مقصود اعتقاد به منجی است که در [[آخرالزمان]] [[ظهور]] میکند و بشریت را نجات میدهد و در ادیان الهی و [[اسلام]] مطرح شده است در [[شیعه]] با نام [[امام مهدی|محمد بن الحسن]] {{ع}} و لقبهایی مثل "[[امام مهدی|مهدی آل محمد]] {{عم}}" به عنوان دوازدهمین [[امام]] [[معصوم]] {{ع}} مشخص گردیده است. | # '''[[مهدویت]]:''' مقصود اعتقاد به منجی است که در [[آخرالزمان]] [[ظهور]] میکند و بشریت را نجات میدهد و در ادیان الهی و [[اسلام]] مطرح شده است در [[شیعه]] با نام [[امام مهدی|محمد بن الحسن]] {{ع}} و لقبهایی مثل "[[امام مهدی|مهدی آل محمد]] {{عم}}" به عنوان دوازدهمین [[امام]] [[معصوم]] {{ع}} مشخص گردیده است. | ||
# '''[[تفسیر]]:''' در اصل به معنای کشف و پردهبرداری است و در اینجا به کشف معانی کلمات و جملههای [[قرآن]] و توضیح مقاصد و اهداف آنهاست، به عبارت دیگر تبیین مراد استعمالی آیات [[قرآن]] و آشکار کردن مراد جدّی آن بر اساس قواعد ادبیات عرب و اصول عقلائی محاوره است<ref>در مورد تفسیر معانی لغوی و اصطلاحی متعددی بیان شده است. در اینجا سخن لغویین و برخی ارباب تفسیر و صاحبنظران بیان شد. نک: راغب اصفهانی، مفردات؛ طباطبائی، المیزان، ج ۱، ص ۴؛ سیوطی، الاتقان، ج ۲، ص ۱۹۲؛ طبرسی، مجمع البیان، ج ۱، ص ۱۳؛ نگارنده منطق تفسیر قرآن، ص ۲۳ و درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، ص ۳۵ـ ۳۹ و روششناسی تفسیر قرآن بابایی و دیگران.</ref>. | # '''[[تفسیر]]:''' در اصل به معنای کشف و پردهبرداری است و در اینجا به کشف معانی کلمات و جملههای [[قرآن]] و توضیح مقاصد و اهداف آنهاست، به عبارت دیگر تبیین مراد استعمالی آیات [[قرآن]] و آشکار کردن مراد جدّی آن بر اساس قواعد ادبیات عرب و اصول عقلائی محاوره است<ref>در مورد تفسیر معانی لغوی و اصطلاحی متعددی بیان شده است. در اینجا سخن لغویین و برخی ارباب تفسیر و صاحبنظران بیان شد. نک: راغب اصفهانی، مفردات؛ طباطبائی، المیزان، ج ۱، ص ۴؛ سیوطی، الاتقان، ج ۲، ص ۱۹۲؛ طبرسی، مجمع البیان، ج ۱، ص ۱۳؛ نگارنده منطق تفسیر قرآن، ص ۲۳ و درآمدی بر تفسیر علمی قرآن، ص ۳۵ـ ۳۹ و روششناسی تفسیر قرآن بابایی و دیگران.</ref>. | ||
# '''[[تأویل]]:''' در اصل به معنای بازگشتدادن است و گاهی به معنای توجیه متشابهات، ومعنای خلاف ظاهر لفظ است که به وسیله قرینه حاصل میشود<ref>برای واژة تأویل بیش از ده معنای استعمالی بیان شده است که در اینجا دو معنایی که در متن مقصود ماست بیان شد. نک: مفردات، راغب اصهفانی، ماده اول، مجمعالبیان، ج۳، ص۱۳، الاتقان فی علوم القرآن، سیوطی، ج۲، ص۱۹۲، التفسیر والمفسرون، دکتر ذهبی، ج۱، ص۱۳، التمهید فی علوم القرآن، محمدهادی معرفت، ج۳،ص۲۸.</ref>. همانطور که گاهی به معنای باطن نیز میآید<ref>التمهیدفیعلومآلقران، محمدهادی معرفت، ج۳، ص۲۸ والتفسیر والمفسرون، | # '''[[تأویل]]:''' در اصل به معنای بازگشتدادن است و گاهی به معنای توجیه متشابهات، ومعنای خلاف ظاهر لفظ است که به وسیله قرینه حاصل میشود<ref>برای واژة تأویل بیش از ده معنای استعمالی بیان شده است که در اینجا دو معنایی که در متن مقصود ماست بیان شد. نک: مفردات، راغب اصهفانی، ماده اول، مجمعالبیان، ج۳، ص۱۳، الاتقان فی علوم القرآن، سیوطی، ج۲، ص۱۹۲، التفسیر والمفسرون، دکتر ذهبی، ج۱، ص۱۳، التمهید فی علوم القرآن، محمدهادی معرفت، ج۳،ص۲۸.</ref>. همانطور که گاهی به معنای باطن نیز میآید<ref>التمهیدفیعلومآلقران، محمدهادی معرفت، ج۳، ص۲۸ والتفسیر والمفسرون، همو، ج۱،ص۲۱.</ref>. | ||
# '''[[بطن]]:''' در اصل به معنای پوشیده و غیر ظاهر است، و در اینجا مقصود معنایی از [[قرآن]] است که از ظاهر کلام بهدست نمیآید. و گاهی در احادیث بیان شده است<ref>بحارالانوار، مجلسی، ج۹۲، ص۹۷.</ref> و برخی صاحبنظران آن را به معنای قاعده کلّی، برگرفته از آیه میدانند که به وسیله الغای خصوصیت بهدست میآید<ref>معرفت، محمدهادی، التفسیر الاثری الجامع، ج۱، ص۳۰ و التفسیر والمفسرون، همو، ج۱، ص۲۱.</ref>.<ref>البته برای واژه "بطن" معانی دیگر نیز بیان شده است ولی ما در اینجا معنایی را بیان کردیم که در متن مقصود ماست. نک: المیزان، ج۳، ص۴۴ـ۶۵، و شاکر، محمد کاظم، مبانی و روشهای تفسیری، مبحث بطن و منطق تفسیر قرآن (۱) مبحث بطن، از نگارنده.</ref> | # '''[[بطن]]:''' در اصل به معنای پوشیده و غیر ظاهر است، و در اینجا مقصود معنایی از [[قرآن]] است که از ظاهر کلام بهدست نمیآید. و گاهی در احادیث بیان شده است<ref>بحارالانوار، مجلسی، ج۹۲، ص۹۷.</ref> و برخی صاحبنظران آن را به معنای قاعده کلّی، برگرفته از آیه میدانند که به وسیله الغای خصوصیت بهدست میآید<ref>معرفت، محمدهادی، التفسیر الاثری الجامع، ج۱، ص۳۰ و التفسیر والمفسرون، همو، ج۱، ص۲۱.</ref>.<ref>البته برای واژه "بطن" معانی دیگر نیز بیان شده است ولی ما در اینجا معنایی را بیان کردیم که در متن مقصود ماست. نک: المیزان، ج۳، ص۴۴ـ۶۵، و شاکر، محمد کاظم، مبانی و روشهای تفسیری، مبحث بطن و منطق تفسیر قرآن (۱) مبحث بطن، از نگارنده.</ref> | ||
# '''[[تطبیق]] (جری):''' در اصل به معنای انطباق یک مفهوم عام و کلی بر فرد خاص و جزئی است، مثل وقتی که "انسان" را بر "علی" اطلاق و تطبیق میکنیم. از این شیوه در روایات تفسیری استفاده شده (ادامه همین مقاله) و در برخی احادیث نیز بدان اشاره شده است<ref>{{عربی|"عن الباقر {{ع}}: ظَهْرُهُ تَنْزِيلُهُ وَ بَطْنُهُ تَأْوِيلُهُ مِنْهُ مَا قَدْ مَضَى وَ مِنْهُ مَا لَمْ يَكُنْ يَجْرِي كَمَا يَجْرِي الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ"}} (بحارالانوار، مجلسی، ج۹۲، ص۹۷).</ref> و گاهی از آن با عنوان قاعده "جری و تطبیق" یاد میشود<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان، ج ۱، ص۴۱.</ref>. | # '''[[تطبیق]] (جری):''' در اصل به معنای انطباق یک مفهوم عام و کلی بر فرد خاص و جزئی است، مثل وقتی که "انسان" را بر "علی" اطلاق و تطبیق میکنیم. از این شیوه در روایات تفسیری استفاده شده (ادامه همین مقاله) و در برخی احادیث نیز بدان اشاره شده است<ref>{{عربی|"عن الباقر {{ع}}: ظَهْرُهُ تَنْزِيلُهُ وَ بَطْنُهُ تَأْوِيلُهُ مِنْهُ مَا قَدْ مَضَى وَ مِنْهُ مَا لَمْ يَكُنْ يَجْرِي كَمَا يَجْرِي الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ"}} (بحارالانوار، مجلسی، ج۹۲، ص۹۷).</ref> و گاهی از آن با عنوان قاعده "جری و تطبیق" یاد میشود<ref>[[سید محمد حسین طباطبایی|طباطبایی، سید محمد حسین]]، المیزان، ج ۱، ص۴۱.</ref>. | ||