پرش به محتوا

سوده بنت زمعه در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
[[سوده دختر زمعة بن قیس]]<ref>الطبقات، ابن سعد، ج۸، ص۴۴-۴۵؛ السیرة النبویه، ج۴، ص۱۰۵۸؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۶۷.</ref> از [[قریش]]، تیره [[بنی عامر بن لؤی]] <ref> الطبقات، خلیفه، ص۶۲۶؛ المعجم الکبیر، ج۲۴، ص۳۱؛ الاصابه، ج۸، ص۱۹۶.</ref> و مادرش شموس دختر [[قیس بن عمرو]] از [[بنی‌نجّار]]، تیره [[بنی عدی]] از [[انصار]] [[مدینه]] بود.<ref>المحبر، ص۷۹؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۳۶؛ اسد الغابه، ج۶، ص۱۵۷.</ref> کنیه‌اش را [[ام‌اسود|اُم‌أسود]] دانسته‌اند.<ref> تهذیب الکمال، ج۳۵، ص۲۰۰؛ الاصابه، ج۸، ص۳۵۶.</ref> [[سوده]] را از [[مسلمانان]] نخست دانسته‌اند که همراه شوهرش سکران بن [[عمرو]] که پسرعموی او نیز بود و برادرش [[مالک بن زمعه]]<ref> السیرة النبویه، ج۱، ص۲۱۹.</ref> در [[سال پنجم بعثت]] در [[هجرت]] دوم مسلمانان به [[حبشه]] راهی آن [[سرزمین]] شد.<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۱-۲۵۲؛ الطبقات، ابن سعد، ج۸، ص۴۲.</ref> شوهر وی پس از بازگشت در [[مکه]] و براساس گزارشی در حبشه درگذشت <ref>سیره ابن اسحاق، ص۲۳۸؛ الاستیعاب، ج۲، ص۶۸۶؛ اعلام الوری، ج۱، ص۲۷۶.</ref>. بنا به گفته‌ای سوده از سکران پسری به نام [[عبدالله]] داشته است.<ref>الطبقات، ابن سعد، ج۴، ص۱۵۴.</ref> [[تاریخ‌نگاران]]، سوده را زنی [[تنومند]]، بلند قامت [[نمازگزار]]، [[روزه‌دار]] و [[دوستدار]] [[صدقه]] و [[شوخ‌طبع]]، با اندکی [[تندخویی]] [[وصف]] کرده‌اند.<ref>دلائل النبوه، ج۶، ص۳۷۱؛ البدایة و النهایه، ج۷، ص۱۴۴.</ref> [[ابن کثیر]] او را زنی [[عابد]]، [[پارسا]] و [[زاهد]] شناسانده است،<ref>البدایة و النهایه، ج۸، ص۷۰.</ref> چنان‌که برخی وی را بانویی باجلالت، [[خردمند]] و بزرگوار دانسته‌اند.<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۶۵.</ref> سوده نخستین [[همسر پیامبر]] {{صل}} پس از [[خدیجه]] بود که آن [[حضرت]] چند [[روز]] پس از درگذشت خدیجه در [[ماه رمضان]] [[سال دهم بعثت]]<ref> المنتظم، ج۵، ص۲۷۶؛ زاد المعاد، ج۱، ص۱۰۲.</ref> و به گفته‌ای در ماه [[شوال]] همان سال،<ref> فتح الباری، ج۷، ص۱۷۷.</ref> با وی [[ازدواج]] کرد. برخی [[ازدواج پیامبر]] {{صل}} با سوده را یک سال پس از [[وفات خدیجه]] دانسته‌اند.<ref>الدر النظیم، ص۱۸۶.</ref>
[[سوده دختر زمعة بن قیس]]<ref>الطبقات، ابن سعد، ج۸، ص۴۴-۴۵؛ السیرة النبویه، ج۴، ص۱۰۵۸؛ جمهرة انساب العرب، ص۱۶۷.</ref> از [[قریش]]، تیره [[بنی عامر بن لؤی]]<ref> الطبقات، خلیفه، ص۶۲۶؛ المعجم الکبیر، ج۲۴، ص۳۱؛ الاصابه، ج۸، ص۱۹۶.</ref> و مادرش شموس دختر [[قیس بن عمرو]] از [[بنی‌نجّار]]، تیره [[بنی عدی]] از [[انصار]] [[مدینه]] بود<ref>المحبر، ص۷۹؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۳۶؛ اسد الغابه، ج۶، ص۱۵۷.</ref>. کنیه‌اش را [[ام‌اسود|اُم‌أسود]] دانسته‌اند<ref>تهذیب الکمال، ج۳۵، ص۲۰۰؛ الاصابه، ج۸، ص۳۵۶.</ref>. [[سوده]] را از [[مسلمانان]] نخست دانسته‌اند که همراه شوهرش "سکران بن عمرو" که پسرعموی او نیز بود و برادرش [[مالک بن زمعه]]<ref>السیرة النبویه، ج۱، ص۲۱۹.</ref> در [[سال پنجم بعثت]] در [[هجرت]] دوم مسلمانان به [[حبشه]] راهی آن [[سرزمین]] شد<ref>انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۱-۲۵۲؛ الطبقات، ابن سعد، ج۸، ص۴۲.</ref>. شوهر وی پس از بازگشت در [[مکه]] و براساس گزارشی در حبشه درگذشت<ref>سیره ابن اسحاق، ص۲۳۸؛ الاستیعاب، ج۲، ص۶۸۶؛ اعلام الوری، ج۱، ص۲۷۶.</ref>. بنا به گفته‌ای سوده از سکران پسری به نام [[عبدالله]] داشته است<ref>الطبقات، ابن سعد، ج۴، ص۱۵۴.</ref>. [[تاریخ‌نگاران]]، سوده را زنی [[تنومند]]، بلند قامت [[نمازگزار]]، [[روزه‌دار]] و [[دوستدار]] [[صدقه]] و [[شوخ‌طبع]]، با اندکی [[تندخویی]] [[وصف]] کرده‌اند<ref>دلائل النبوه، ج۶، ص۳۷۱؛ البدایة و النهایه، ج۷، ص۱۴۴.</ref>. [[ابن کثیر]] او را زنی [[عابد]]، [[پارسا]] و [[زاهد]] شناسانده است<ref>البدایة و النهایه، ج۸، ص۷۰.</ref>، چنان‌که برخی وی را بانویی باجلالت، [[خردمند]] و بزرگوار دانسته‌اند<ref>سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۶۵.</ref>. سوده نخستین [[همسر پیامبر]] {{صل}} پس از [[خدیجه]] بود که آن حضرت چند [[روز]] پس از درگذشت خدیجه در [[ماه رمضان]] [[سال دهم بعثت]]<ref> المنتظم، ج۵، ص۲۷۶؛ زاد المعاد، ج۱، ص۱۰۲.</ref> و به گفته‌ای در ماه [[شوال]] همان سال<ref> فتح الباری، ج۷، ص۱۷۷.</ref> با وی [[ازدواج]] کرد. برخی [[ازدواج پیامبر]] {{صل}} با سوده را یک سال پس از [[وفات خدیجه]] دانسته‌اند<ref>الدر النظیم، ص۱۸۶.</ref>.


در سبب ازدواج پیامبر {{صل}} با سوده گفته شده چون از سویی وی شوهر [[مسلمان]] خود را از دست داده بود و از سوی دیگر اگر به میان بستگان [[کافر]] خویش باز می‌گشت یا او را می‌کشتند، یا [[شکنجه]] می‌کردند تا به [[کفر]] بازگردد.<ref> المیزان، ج۴، ص۱۹۶؛ زوجات النبی، ص۲۲.</ref>به هر روی، [[سوده]] دومین [[همسر پیامبر]] {{صل}}<ref> الطبقات، ابن سعد، ج۴، ص۱۵۴؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۸۴.</ref> و به مدت ۴ سال تنها [[همسر]] ایشان بود <ref> تاریخ الاسلام، ج۳، ص۲۸۸.</ref> و تا پایان زندگانی آن [[حضرت]] به مدت ۱۳ سال با وی [[زندگی]] کرد.<ref>سیره ابن اسحاق، ص۲۳۸؛ تاریخ دمشق، ج۳، ص۱۸۷.</ref>
در سبب ازدواج پیامبر {{صل}} با سوده گفته شده چون از سویی وی شوهر [[مسلمان]] خود را از دست داده بود و از سوی دیگر اگر به میان بستگان [[کافر]] خویش بازمی‌گشت یا او را می‌کشتند، یا [[شکنجه]] می‌کردند تا به [[کفر]] بازگردد<ref>المیزان، ج۴، ص۱۹۶؛ زوجات النبی، ص۲۲.</ref> لذا [[رسول اکرم]]{{صل}} با ایشان [[ازدواج]] کرد. به هر روی، [[سوده]] دومین [[همسر پیامبر]] {{صل}}<ref>الطبقات، ابن سعد، ج۴، ص۱۵۴؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۸۴.</ref> و به مدت ۴ سال تنها [[همسر]] ایشان بود<ref>تاریخ الاسلام، ج۳، ص۲۸۸.</ref> و تا پایان زندگانی آن حضرت به مدت ۱۳ سال با وی [[زندگی]] کرد<ref>سیره ابن اسحاق، ص۲۳۸؛ تاریخ دمشق، ج۳، ص۱۸۷.</ref>.


او در نخستین سال [[هجرت]] همراه [[دختران پیامبر]] {{صل}} [[فاطمه]] و [[ام‌کلثوم]] هجرت کرد و در [[مدینه]] به [[پیامبر]] {{صل}} پیوست.<ref>دلائل النبوه، ج۳، ص۱۵.</ref>[[خانه]] وی نخستین خانه‌ای بود که کنار [[مسجدالنبی]] ساخته شد <ref>بهجة النفوس، ج۱، ص۴۷۶.</ref>. به گفته [[ابن‌عباس]]، پیامبر {{صل}} پس از [[ازدواج]] با سوده دخترش فاطمه را به او سپرد.<ref>دلائل الامامه، ص۸۱؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۰.</ref> این [[روایت]] در صورتی صحیح است که ولادت آن حضرت را مطابق روایت [[شیعه]]، دو <ref>مصباح المتهجد، ص۷۹۳؛ نک: بحار الانوار، ج۴۳، ص۸.</ref>یا ۵ سال <ref> الکافی، ج۱، ص۴۵۷-۴۵۸.</ref> پس از [[بعثت]] بدانیم؛ همچنین وی به همراه [[ام‌سلمه]]، [[زینب دختر پیامبر]] {{صل}} را که در [[سال هشتم هجری]] درگذشت، [[غسل]] داد.<ref> انساب الاشراف، ج۲، ص۲۸؛ الثقات، ج۲، ص۳۰.</ref> وی در [[حجة الوداع]] همراه پیامبر {{صل}} بود.<ref>الطبقات، ابن سعد، ج۸، ص۴۴؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۱۰۳.</ref> او را از [[اصحاب]] <ref>الطبقات، خلیفه، ص۶۲۶؛ الثقات، ج۳، ص۱۸۳.</ref> و [[راویان]] پیامبر {{صل}} شمرده و روایاتی از وی [[نقل]] کرده‌اند <ref>مسند احمد، ج۶، ص۴۲۹.</ref> و افرادی همچون [[ابوهریره]]، [[عروه]]، [[محمد بن عبدالرحمن]]، [[عطاء بن یسار]]،<ref>المعجم الکبیر، ج۲۴، ص۳۴-۳۶.</ref> ابن‌عباس، [[عکرمه]]، [[یحیی بن عبدالله انصاری]]، [[ابن زبیر]] و [[مولی]] [[آل زبیر]] از او روایت کرده‌اند.<ref> مسند احمد، ج۱، ص۳۲۸؛ ج۶، ص۴۲۹؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۶۶؛ تهذیب الکمال، ج۳۵، ص۲۰۰.</ref> وی با دیدن [[سهیل بن عمرو]] پسرعمو و برادر شوهرش در میان [[اسیران]] [[مشرک]] در [[جنگ بدر]]، آنان را به زنانی [[تشبیه]] کرد که با دست خود [[تسلیم]] می‌شوند و [[مرگ]] با [[عزت]] را برای آنان بهتر دانست و هنگامی که [[پیامبر]] او را به سبب این سخنان و تحریک [[دشمنان]] در برابر [[خدا]] و رسولش [[نکوهش]] کرد، [[سوده]] عذرخواهی کرده و آن را ناشی از [[ناتوانی]] در مهار احساساتش دانست.<ref> المغازی، ج۱، ص۱۱۸؛ السیرة النبویه، ج۲، ص۲۴۷.</ref>
او در نخستین سال [[هجرت]] همراه [[دختران پیامبر]] {{صل}} [[فاطمه]] و [[ام‌کلثوم]] هجرت کرد و در [[مدینه]] به [[پیامبر]] {{صل}} پیوست<ref>دلائل النبوه، ج۳، ص۱۵.</ref>. [[خانه]] وی نخستین خانه‌ای بود که کنار [[مسجدالنبی]] ساخته شد<ref>بهجة النفوس، ج۱، ص۴۷۶.</ref>. به گفته [[ابن‌عباس]]، پیامبر {{صل}} پس از [[ازدواج]] با سوده دخترش فاطمه را به او سپرد<ref>دلائل الامامه، ص۸۱؛ بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۰.</ref>. این [[روایت]] در صورتی صحیح است که ولادت آن حضرت را مطابق روایت [[شیعه]]، دو<ref>مصباح المتهجد، ص۷۹۳؛ نک: بحار الانوار، ج۴۳، ص۸.</ref>یا ۵ سال<ref> الکافی، ج۱، ص۴۵۷-۴۵۸.</ref> پس از [[بعثت]] بدانیم؛ همچنین وی به همراه [[ام‌سلمه]]، [[زینب دختر پیامبر]] {{صل}} را که در [[سال هشتم هجری]] درگذشت، [[غسل]] داد<ref> انساب الاشراف، ج۲، ص۲۸؛ الثقات، ج۲، ص۳۰.</ref>. وی در [[حجة الوداع]] همراه پیامبر{{صل}} بود<ref>الطبقات، ابن سعد، ج۸، ص۴۴؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۱۰۳.</ref>. او را از [[اصحاب]]<ref>الطبقات، خلیفه، ص۶۲۶؛ الثقات، ج۳، ص۱۸۳.</ref> و [[راویان]] پیامبر{{صل}} شمرده و روایاتی از وی [[نقل]] کرده‌اند<ref>مسند احمد، ج۶، ص۴۲۹.</ref> و افرادی همچون [[ابوهریره]]، [[عروه]]، [[محمد بن عبدالرحمن]]، [[عطاء بن یسار]]<ref>المعجم الکبیر، ج۲۴، ص۳۴-۳۶.</ref>، ابن‌عباس، [[عکرمه]]، [[یحیی بن عبدالله انصاری]]، [[ابن زبیر]] و [[مولی]] [[آل زبیر]] از او روایت کرده‌اند<ref> مسند احمد، ج۱، ص۳۲۸؛ ج۶، ص۴۲۹؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۶۶؛ تهذیب الکمال، ج۳۵، ص۲۰۰.</ref>. وی با دیدن [[سهیل بن عمرو]] پسرعمو و برادر شوهرش در میان [[اسیران]] [[مشرک]] در [[جنگ بدر]]، آنان را به زنانی [[تشبیه]] کرد که با دست خود [[تسلیم]] می‌شوند و [[مرگ]] با [[عزت]] را برای آنان بهتر دانست و هنگامی که [[پیامبر]] او را به سبب این سخنان و تحریک [[دشمنان]] در برابر [[خدا]] و رسولش [[نکوهش]] کرد، [[سوده]] عذرخواهی کرده و آن را ناشی از [[ناتوانی]] در مهار احساساتش دانست<ref>المغازی، ج۱، ص۱۱۸؛ السیرة النبویه، ج۲، ص۲۴۷.</ref>.


پیامبر در خیبر۸۰ وسق (بار شتر و واحد اندازه‌گیری وزن، معادل ۶۰ کیل) خرما و ۲۰ وسق جو یا گندم به سوده داد.<ref>الطبقات، ابن سعد، ج۸، ص۴۵.</ref> براساس برخی گزارش‌ها، [[عمر بن خطاب]] در دو نوبت [[اموال]] بسیاری را به سوده بخشید که وی همه آنها را [[انفاق]] کرد.<ref> الطبقات، ابن سعد، ج۸، ص۴۵؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۶۹؛ الاصابه، ج۸، ص۱۹۷.</ref> سرانجام سوده در سن حدود۸۰ سالگی، در [[شوال]] سال ۲۳.<ref> انساب الاشراف، ج۲، ص۳۶؛ اسد الغابه، ج۶، ص۱۵۷؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۶۶.</ref> یا ۵۴ یا ۵۵ [[هجری]] <ref>الطبقات، ابن سعد، ج۸، ص۴۶؛ تاریخ دمشق، ج۳، ص۱۹۸؛ فتح الباری، ج۳، ص۲۲۷.</ref> در [[مدینه]] درگذشت <ref> انساب الاشراف، ج۲، ص۳۷؛ تاریخ دمشق، ج۳، ص۱۹۸.</ref> و در [[بقیع]] به [[خاک]] سپرده شد.<ref> اثارة الترغیب، ج۲، ص۳۴۸.</ref> برخی مرگ او را در [[زمان]] [[عثمان]] دانسته‌اند؛<ref> امتاع الاسماع، ج۶، ص۳۴.</ref> همچنین برخی منابع از [[نماز]] گزاردن [[عمر]] بر جنازه او خبر داده‌اند.<ref>انساب الاشراف، ج۲، ص۳۶؛ اسد الغابه، ج۶، ص۱۵۷؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۶۶.</ref> در [[شأن نزول]] برخی [[آیات]]، مانند {{متن قرآن|وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ وَإِنْ تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}}<ref>«و اگر زنی از کناره‌گیری یا رویگردانی شویش بیم دارد بر آن دو گناهی نیست که میان خود به سازشی شایسته برسند و سازش نیکوتر است و جان‌ها آز را در آستین دارند و اگر نکویی کنید و پرهیزگاری ورزید بی‌گمان خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۲۸.</ref> و {{متن قرآن|وَيَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا}}<ref>«و آدمی بدی را چنان فرا می‌خواند که نیکی را و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.</ref> و {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلا وَإِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا }}<ref>«ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر خواستار زندگی این جهان و آرایه‌های آن هستید بیایید شما را برخوردار سازم و با شیوه‌ای نیکو رهایتان کنم و اگر خدا و پیامبرش و سرای واپسین را می‌خواهید، بی‌گمان خداوند برای نیکوکاران شما پاداشی سترگ آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۲۸-۲۹.</ref> از سوده یاد شده است.
پیامبر در خیبر ۸۰ وسق (بار شتر و واحد اندازه‌گیری وزن، معادل ۶۰ کیل) خرما و ۲۰ وسق جو یا گندم به سوده داد.<ref>الطبقات، ابن سعد، ج۸، ص۴۵.</ref> براساس برخی گزارش‌ها، [[عمر بن خطاب]] در دو نوبت [[اموال]] بسیاری را به سوده بخشید که وی همه آنها را [[انفاق]] کرد.<ref> الطبقات، ابن سعد، ج۸، ص۴۵؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۶۹؛ الاصابه، ج۸، ص۱۹۷.</ref> سرانجام سوده در سن حدود۸۰ سالگی، در [[شوال]] سال ۲۳.<ref> انساب الاشراف، ج۲، ص۳۶؛ اسد الغابه، ج۶، ص۱۵۷؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۶۶.</ref> یا ۵۴ یا ۵۵ [[هجری]] <ref>الطبقات، ابن سعد، ج۸، ص۴۶؛ تاریخ دمشق، ج۳، ص۱۹۸؛ فتح الباری، ج۳، ص۲۲۷.</ref> در [[مدینه]] درگذشت <ref> انساب الاشراف، ج۲، ص۳۷؛ تاریخ دمشق، ج۳، ص۱۹۸.</ref> و در [[بقیع]] به [[خاک]] سپرده شد.<ref> اثارة الترغیب، ج۲، ص۳۴۸.</ref> برخی مرگ او را در [[زمان]] [[عثمان]] دانسته‌اند<ref> امتاع الاسماع، ج۶، ص۳۴.</ref>؛ همچنین برخی منابع از [[نماز]] گزاردن [[عمر]] بر جنازه او خبر داده‌اند<ref>انساب الاشراف، ج۲، ص۳۶؛ اسد الغابه، ج۶، ص۱۵۷؛ سیر اعلام النبلاء، ج۲، ص۲۶۶.</ref>.
 
== سوره در شأن نزول آیات ==
در [[شأن نزول]] برخی [[آیات]]، مانند {{متن قرآن|وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَيْرٌ وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ وَإِنْ تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا}}<ref>«و اگر زنی از کناره‌گیری یا رویگردانی شویش بیم دارد بر آن دو گناهی نیست که میان خود به سازشی شایسته برسند و سازش نیکوتر است و جان‌ها آز را در آستین دارند و اگر نکویی کنید و پرهیزگاری ورزید بی‌گمان خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره نساء، آیه ۱۲۸.</ref> و {{متن قرآن|وَيَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا}}<ref>«و آدمی بدی را چنان فرا می‌خواند که نیکی را و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.</ref> و {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلا وَإِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا }}<ref>«ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر خواستار زندگی این جهان و آرایه‌های آن هستید بیایید شما را برخوردار سازم و با شیوه‌ای نیکو رهایتان کنم و اگر خدا و پیامبرش و سرای واپسین را می‌خواهید، بی‌گمان خداوند برای نیکوکاران شما پاداشی سترگ آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۲۸-۲۹.</ref> از سوده یاد شده است.


بر اساس برخی گزارش‌ها، سوده و دیگر [[زنان پیامبر]]، در پی [[پیروزی]] [[مسلمانان]] در غزوه‌های گوناگون، <ref>البحرالمحیط، ج۸، ص۴۷۱.</ref> یا به گونه خاص در [[غزوه خیبر]]، و افزایش دارایی‌های مسلمانان،<ref>التبیان، ج۸، ص۳۳۴؛ روض الجنان، ج۱۵، ص۴۱۰.</ref> از پیامبر درخواست افزایش سهم خود را داشتند و به گونه خاص، سوده گلیم خیبری را مطالبه کرد.<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۵۵۴؛ تفسیر ماوردی، ج۴، ص۳۹۵.</ref> [[رسول خدا]] {{صل}} از این خواسته آنان ناراحت شد و در [[خانه]] [[ام‌ابراهیم]] نشست و [[سوگند]] یاد کرد که تا یک‌ ماه نزد آنان نرود. [[آیات]] تخییر {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلا وَإِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا }}<ref>«ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر خواستار زندگی این جهان و آرایه‌های آن هستید بیایید شما را برخوردار سازم و با شیوه‌ای نیکو رهایتان کنم و اگر خدا و پیامبرش و سرای واپسین را می‌خواهید، بی‌گمان خداوند برای نیکوکاران شما پاداشی سترگ آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۲۸-۲۹.</ref> در این باره فرود آمدند <ref> جامع البیان، ج۲۱، ص۱۰۰-۱۰۲؛ التبیان، ج۸، ص۳۳۴.</ref> و به [[پیامبر]] {{صل}} [[دستور]] دادند زنانش را میان [[دنیا]] و زیبایی‌های آن و [[آخرت]] مخیر کند و کسانی که دنیا را برمی‌گزینند رهایشان کند؛ اما کسانی که [[خدا]] و [[رسول]] او و سرای آخرت را برمی‌گزینند نگه دارد تا [[ام المؤمنین]] بمانند<ref> اسباب النزول، ص۳۷۱؛ مجمع البیان، ج۸، ص۵۷۳-۵۷۴؛ نورالثقلین، ج۴، ص۲۶۴.</ref>
بر اساس برخی گزارش‌ها، سوده و دیگر [[زنان پیامبر]]، در پی [[پیروزی]] [[مسلمانان]] در غزوه‌های گوناگون، <ref>البحرالمحیط، ج۸، ص۴۷۱.</ref> یا به گونه خاص در [[غزوه خیبر]]، و افزایش دارایی‌های مسلمانان،<ref>التبیان، ج۸، ص۳۳۴؛ روض الجنان، ج۱۵، ص۴۱۰.</ref> از پیامبر درخواست افزایش سهم خود را داشتند و به گونه خاص، سوده گلیم خیبری را مطالبه کرد.<ref>مجمع البیان، ج۸، ص۵۵۴؛ تفسیر ماوردی، ج۴، ص۳۹۵.</ref> [[رسول خدا]] {{صل}} از این خواسته آنان ناراحت شد و در [[خانه]] [[ام‌ابراهیم]] نشست و [[سوگند]] یاد کرد که تا یک‌ ماه نزد آنان نرود. [[آیات]] تخییر {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلا وَإِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا }}<ref>«ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر خواستار زندگی این جهان و آرایه‌های آن هستید بیایید شما را برخوردار سازم و با شیوه‌ای نیکو رهایتان کنم و اگر خدا و پیامبرش و سرای واپسین را می‌خواهید، بی‌گمان خداوند برای نیکوکاران شما پاداشی سترگ آماده کرده است» سوره احزاب، آیه ۲۸-۲۹.</ref> در این باره فرود آمدند <ref> جامع البیان، ج۲۱، ص۱۰۰-۱۰۲؛ التبیان، ج۸، ص۳۳۴.</ref> و به [[پیامبر]] {{صل}} [[دستور]] دادند زنانش را میان [[دنیا]] و زیبایی‌های آن و [[آخرت]] مخیر کند و کسانی که دنیا را برمی‌گزینند رهایشان کند؛ اما کسانی که [[خدا]] و [[رسول]] او و سرای آخرت را برمی‌گزینند نگه دارد تا [[ام المؤمنین]] بمانند<ref> اسباب النزول، ص۳۷۱؛ مجمع البیان، ج۸، ص۵۷۳-۵۷۴؛ نورالثقلین، ج۴، ص۲۶۴.</ref>
خط ۲۴: خط ۲۷:
در خبری از [[عایشه]] آمده است که این آیه درباره مردی نازل شد که مدت‌ها با همسرش [[زندگی]] کرده بود و از او فرزندانی داشت و [[تصمیم]] به جدایی از او گرفت؛ با این [[وصف]] که در [[خانه]] وی بماند؛ ولی [[حقوق]] همسری را نداشته باشد.<ref> تفسیر ابن ابی حاتم، ج۴، ص۱۰۷۹؛ الکشاف، ج۱، ص۵۷۱؛ التفسیر الکبیر، ج۱۱، ص۶۵.</ref> این [[شأن نزول]] گرچه مبهم است، قطعاً [[سوده]] را شامل نمی‌شود، زیرا سوده از [[پیامبر]] {{صل}} [[فرزندی]] نداشت. برخی نیز آن را در باره ابی‌سنابل پسر بعکک نازل دانسته‌اند <ref>جامع البیان، ج۵، ص۱۹۷؛ تفسیر ابن ابی حاتم، ج۴، ص۱۰۷۹.</ref>. در [[نقلی]] دیگر، این آیه در باره [[همسر]] [[رافع بن خدیج]] نازل شده که پیر شده بود و شوهرش با [[زن]] [[جوانی]] [[ازدواج]] کرد و از او خواست تا شبی را با او باشد و دو یا سه شب با همسر جوانش، که وی این را نپذیرفت و [[رافع]] او را [[طلاق]] داد. همسر مطلقه رافع پس از طلاق، به آن [[راضی]] شد و رافع به او [[رجوع]] کرد،<ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۱۵۴؛ روض الجنان، ج۶، ص۱۳۲؛ تفسیر قرطبی، ج۵، ص۴۰۳-۴۰۴.</ref> از این رو این آیه از اساس به طلاق سوده ربطی ندارد. ضمن اینکه اشکال پذیرش طلاق سوده از سوی [[رسول خدا]] بر اساس [[روایات]]، با آیه {{متن قرآن|لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيبًا}}<ref>«پس از این (زنانی که برشمردیم) زنان (دیگر) و (نیز) اینکه همسرانی (تازه) را جایگزین آنان کنی بر تو حلال نیست هر چند زیبایی (خوی) آنان تو را خوش آید؛ مگر آنکه کنیزت باشند و خداوند مراقب هر چیزی است» سوره احزاب، آیه ۵۲.</ref> که پیامبر را از طلاق همسرانش و [[انتخاب همسر]] جدید به جای آنان [[نهی]] کرده، در تناقض است. البته برخی در پاسخ به این اشکال گفته‌اند: طلاق سوده پیش از [[نزول آیه]] بوده است و از این رو تناقضی وجود ندارد.<ref>جامع البیان، ج۲۲، ص۲۴.</ref> به [[باور]] برخی، اساساً طلاقی در کار نبوده و [[بخشش]] سوده[[حق]] همخوابیش را به عایشه، نه برای مانع شدن از طلاقش دانسته‌اند، بلکه آن را نوعی باج دادن به عایشه و در جهت [[مصالح]] شخصی‌اش دانسته‌اند تا نزد رسول خدا از او [[بدگویی]] نکند.<ref> الصحیح من سیرة النبی، ج۲۶، ص۷۵.</ref> به هر حال، [[طلاق]] [[سوده]] یا احتمال طلاق وی از سوی [[رسول خدا]]، در منابع، بسیار پررنگ مطرح شده که به احتمال، سببی جز آنچه در برخی منابع به آن اشاره شده است داشته باشد. به هر روی، چه [[پیامبر]] سوده را طلاق داده و [[مجدد]] به وی [[رجوع]] کرده باشد، یا [[تصمیم]] به طلاق داشته که به طلاق نینجامیده باشد، او از جمله [[همسران پیامبر]] {{صل}} است که به موجب [[آیه]] {{متن قرآن|أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاءَ عَلَيْهِمْ مِدْرَارًا وَجَعَلْنَا الْأَنْهَارَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ}}<ref>«آیا در نیافته‌اند که پیش از آنان چه بسیار مردم یک دوره را نابود کردیم که به آنان در زمین توانمندی داده بودیم (و) به شما آن توانمندی را نداده‌ایم؟ و بر آنها بارانی یکریز فرو فرستادیم و رودها را در دسترس آنان روانه ساختیم، آنگاه ایشان را برای گناهانشان نابود کردیم و پس از آنان مردم دوره‌ای دیگر را پدید آوردیم» سوره انعام، آیه ۶.</ref> در زمره "[[امهات المؤمنین]]" است <ref>البدایة و النهایه، ج۸، ص۷۰؛ الاصابه، ج۲، ص۵۴۱.</ref>و پاسداشت [[مقام]] آنان لازم و بر اساس {{متن قرآن|وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ}}<ref>«هرگز پس از او همسرانش را به همسری گیرید» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref> [[ازدواج]] با آنان [[حرام]] دانسته شده است.<ref>التبیان، ج۸، ص۳۱۷؛ احکام القرآن، ج۳، ص۴۶۵.</ref>
در خبری از [[عایشه]] آمده است که این آیه درباره مردی نازل شد که مدت‌ها با همسرش [[زندگی]] کرده بود و از او فرزندانی داشت و [[تصمیم]] به جدایی از او گرفت؛ با این [[وصف]] که در [[خانه]] وی بماند؛ ولی [[حقوق]] همسری را نداشته باشد.<ref> تفسیر ابن ابی حاتم، ج۴، ص۱۰۷۹؛ الکشاف، ج۱، ص۵۷۱؛ التفسیر الکبیر، ج۱۱، ص۶۵.</ref> این [[شأن نزول]] گرچه مبهم است، قطعاً [[سوده]] را شامل نمی‌شود، زیرا سوده از [[پیامبر]] {{صل}} [[فرزندی]] نداشت. برخی نیز آن را در باره ابی‌سنابل پسر بعکک نازل دانسته‌اند <ref>جامع البیان، ج۵، ص۱۹۷؛ تفسیر ابن ابی حاتم، ج۴، ص۱۰۷۹.</ref>. در [[نقلی]] دیگر، این آیه در باره [[همسر]] [[رافع بن خدیج]] نازل شده که پیر شده بود و شوهرش با [[زن]] [[جوانی]] [[ازدواج]] کرد و از او خواست تا شبی را با او باشد و دو یا سه شب با همسر جوانش، که وی این را نپذیرفت و [[رافع]] او را [[طلاق]] داد. همسر مطلقه رافع پس از طلاق، به آن [[راضی]] شد و رافع به او [[رجوع]] کرد،<ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۱۵۴؛ روض الجنان، ج۶، ص۱۳۲؛ تفسیر قرطبی، ج۵، ص۴۰۳-۴۰۴.</ref> از این رو این آیه از اساس به طلاق سوده ربطی ندارد. ضمن اینکه اشکال پذیرش طلاق سوده از سوی [[رسول خدا]] بر اساس [[روایات]]، با آیه {{متن قرآن|لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَقِيبًا}}<ref>«پس از این (زنانی که برشمردیم) زنان (دیگر) و (نیز) اینکه همسرانی (تازه) را جایگزین آنان کنی بر تو حلال نیست هر چند زیبایی (خوی) آنان تو را خوش آید؛ مگر آنکه کنیزت باشند و خداوند مراقب هر چیزی است» سوره احزاب، آیه ۵۲.</ref> که پیامبر را از طلاق همسرانش و [[انتخاب همسر]] جدید به جای آنان [[نهی]] کرده، در تناقض است. البته برخی در پاسخ به این اشکال گفته‌اند: طلاق سوده پیش از [[نزول آیه]] بوده است و از این رو تناقضی وجود ندارد.<ref>جامع البیان، ج۲۲، ص۲۴.</ref> به [[باور]] برخی، اساساً طلاقی در کار نبوده و [[بخشش]] سوده[[حق]] همخوابیش را به عایشه، نه برای مانع شدن از طلاقش دانسته‌اند، بلکه آن را نوعی باج دادن به عایشه و در جهت [[مصالح]] شخصی‌اش دانسته‌اند تا نزد رسول خدا از او [[بدگویی]] نکند.<ref> الصحیح من سیرة النبی، ج۲۶، ص۷۵.</ref> به هر حال، [[طلاق]] [[سوده]] یا احتمال طلاق وی از سوی [[رسول خدا]]، در منابع، بسیار پررنگ مطرح شده که به احتمال، سببی جز آنچه در برخی منابع به آن اشاره شده است داشته باشد. به هر روی، چه [[پیامبر]] سوده را طلاق داده و [[مجدد]] به وی [[رجوع]] کرده باشد، یا [[تصمیم]] به طلاق داشته که به طلاق نینجامیده باشد، او از جمله [[همسران پیامبر]] {{صل}} است که به موجب [[آیه]] {{متن قرآن|أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاءَ عَلَيْهِمْ مِدْرَارًا وَجَعَلْنَا الْأَنْهَارَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ}}<ref>«آیا در نیافته‌اند که پیش از آنان چه بسیار مردم یک دوره را نابود کردیم که به آنان در زمین توانمندی داده بودیم (و) به شما آن توانمندی را نداده‌ایم؟ و بر آنها بارانی یکریز فرو فرستادیم و رودها را در دسترس آنان روانه ساختیم، آنگاه ایشان را برای گناهانشان نابود کردیم و پس از آنان مردم دوره‌ای دیگر را پدید آوردیم» سوره انعام، آیه ۶.</ref> در زمره "[[امهات المؤمنین]]" است <ref>البدایة و النهایه، ج۸، ص۷۰؛ الاصابه، ج۲، ص۵۴۱.</ref>و پاسداشت [[مقام]] آنان لازم و بر اساس {{متن قرآن|وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ}}<ref>«هرگز پس از او همسرانش را به همسری گیرید» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref> [[ازدواج]] با آنان [[حرام]] دانسته شده است.<ref>التبیان، ج۸، ص۳۱۷؛ احکام القرآن، ج۳، ص۴۶۵.</ref>


در [[شأن نزول]] آیه {{متن قرآن|وَيَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا}}<ref>«و آدمی بدی را چنان فرا می‌خواند که نیکی را و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.</ref> نیز از سوده یاد شده است.<ref> تفسیر ثعلبی، ج۶، ص۸۷.</ref> برپایه روایتی، پیامبر {{صل}} اسیری را با دست و کتف بسته به سوده سپرد و سوده بر اثر ناله و [[زاری]] بسیار [[اسیر]]، به او ترحم کرد و بند را از او گشود. [[اسیر]] که مترصد [[فرصت]] بود از [[خواب]] سوده استفاده و فرار کرد. در پی فرار اسیر، پیامبر {{صل}} سوده را [[نفرین]] کرد و پس از آن پشیمان شد و به [[خدا]] عرضه داشت: خدایا! من بشرم. دعایم را [[رحمت]] قرار ده. در پی این داستان، آیه‌ای با این مضمون نازل شد: [[آدمی]] بر اثر [[شتاب‌زدگی]]، [[بدی‌ها]] را [[طلب]] می‌کند؛ آن‌گونه که [[نیکی‌ها]] را می‌طلبد. [[انسان]] همواره [[عجول]] بوده است<ref> الکشاف، ج۲، ص۶۵۱؛ تفسیر قرطبی، ج۱۱، ص۲۲۶؛ کنز الدقائق، ج۷، ص۳۶۵.</ref> این گزارش در منابع اندکی به عنوان شأن نزول آمده است <ref>تفسیر ثعلبی، ج۶، ص۸۷؛ کنزالدقائق، ج۷، ص۳۶۵.</ref> و در برخی منابع گرچه [[روایت]] را در ذیل آیه آورده‌اند، به [[شأن نزول]] بودن آن اشاره نکرده‌اند <ref>نک: الکشاف، ج۲، ص۴۴۰.</ref> که به نظر صحیح می‌رسد، زیرا چنان که بسیاری از [[مفسران]] <ref>التفسیر الکبیر، ج۲، ص۱۶۳؛ المیزان، ج۱۳، ص۴۹؛ التفسیر الکاشف، ج۵، ص۲۶.</ref> گفته‌اند، این [[آیه]] متضمن [[مذمت]] فرد یا افرادی است که از روی کم‌صبری و [[عجله]] مرتکب چنین کار قبیحی شوند و این با [[عصمت]] و جایگاه [[پیامبر]] سازگار نیست. ضمن اینکه مفسران، [[نزول]] این آیه را در باره [[نضر بن حارث]] <ref>التفسیر الکبیر، ج۲۰، ص۱۶۲؛ منهج الصادقین، ج۸، ص۴۰.</ref> دانسته‌اند که از [[الهی]] بودن [[نصب علی]] {{ع}} به [[امامت]] پرسید و چون شنید که نصب علی {{ع}} از سوی خداست، خواهان نزول [[عذاب]] آسمانی بر خود شد: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که گفتند: بار خداوندا! اگر این (آیات) که از سوی توست راستین است بر ما از آسمان سنگ ببار یا بر (سر) ما عذابی دردناک بیاور» سوره انفال، آیه ۳۲.</ref> برخی مفسران، [[نزول آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌های پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بی‌آنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می‌دهد و از شما شرم می‌دارد ولی خداوند از (گفتن) حقیقت شرم نمی‌کند و چون از آنان چیزی خواستید از پشت پرده‌ای بخواهید، این برای دل‌های شما و دل‌های آنان پاکیزه‌تر است و شما حقّ ندارید که پیامبر را بیازارید و نه هرگز پس از او همسرانش را به همسری گیرید که آن نزد خداوند، سترگ است» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref> را در پی گفت‌وگوی [[عمر]] با [[سوده]] دانسته‌اند که در [[تاریکی]] [[شب]] از [[خانه]] خارج شده بود و عمر او را دید و [[شناخت]] و فریاد زد که او را شناخته است.<ref>تاریخ المدینه، ج۳، ص۸۶۰؛ صحیح ابن خزیمه، ج۱، ص۳۲.</ref> به گفته برخی، [[عمر بن خطاب]] با [[اصرار]] از پیامبر {{صل}} می‌خواست تا همسرانش را به [[حجاب]] وادارد و چون پیامبر {{صل}} به گفته او اعتنایی نکرد، [[منتظر]] شد در فرصتی پیامبر را به آن وادارد، که در تاریکی شب سوده را که بی‌حجاب از خانه خارج شده بود دید و فریاد زد که او را شناخته است؛<ref>جامع البیان، ج۲۲، ص۲۹؛ الطرائف، ص۴۴۵.</ref> ولی این شأن نزول از آن‌رو که با [[مقام پیامبر]] {{صل}} منافات دارد [[تضعیف]] شده<ref>نک: الصحیح من سیره‌النبی، ج۱۴، ص۱۴۲-۱۴۶.</ref> و صحیح به نظر نمی‌رسد، زیرا منظور از "حجاب" در این آیه [[پوشش]] اصطلاحی [[زنان]] نیست و [[همسران پیامبر]] پیش از نزول این آیه به رعایت پوشش اهتمام داشتند. "حجاب" در آیه به معنای پرده و حایل است که براساس [[آیه]]، [[اهل]] [[ایمان]] موظف شدند در مراوداتی که با [[بیت]] [[پیامبر]] دارند با آنان روبه‌رو نشده و از پشت پرده با آنان [[گفت‌وگو]] کنند.<ref>نمونه، ج۱۷، ص۴۰۱.</ref> براساس [[روایت]] [[ابن‌عباس]]، هرگاه پیامبر {{صل}} به [[خانه]] [[سوده]] می‌رفت، شربتی از عسل می‌نوشید که این کار [[رشک]] پاره‌ای از [[همسران]] آن [[حضرت]] می‌برانگیخت، از این رو به گونه توطئه‌آمیز گفتند دهان پیامبر {{صل}} بوی بد می‌دهد و در پی آن [[رسول خدا]] {{صل}} [[سوگند]] یاد کرد که دیگر از آن عسل ننوشد که آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای پیامبر! چرا چیزی را که خداوند بر تو حلال کرده است برای کسب خشنودی همسرانت حرام می‌داری؟ و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره تحریم، آیه ۱.</ref> نازل شد <ref>اسباب النزول، ص۴۶۱؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۷۱-۴۷۲.</ref> و پیامبر {{صل}} را از اینکه [[حلال]] [[خدا]] را برای جلب [[رضایت]] همسرانش بر خود [[حرام]] کند [[نهی]] کرده است به گفته برخی، آن حضرت شربت عسل را نزد [[حفصه]] نوشید و [[عایشه]] و سوده و [[صفیه]] تبانی کرده و به پیامبر {{صل}} گفتند دهانش بوی معافیر (صمغ بد بوی درخت عُرفُط از درختان صحرای [[حجاز]]) می‌دهد. این گفته سبب شد پیامبر {{صل}} عسل را بر خود حرام کند که آیه یاد شده نازل شد و آن حضرت را از این کار نهی کرد.<ref>تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۲۲۴.</ref> سوده بر خلاف برخی از [[همسران پیامبر]] که بدون توجه به [[آیه]] {{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«و در خانه‌هایتان آرام گیرید و چون خویش‌آرایی دوره جاهلیت نخستین خویش‌آرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید؛ جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گردان» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> در خانه نمانده و حتی به [[ضرر]] [[مسلمانان]] [[جنگ]] به [[راه]] انداختند، از عاملان [[ثابت قدم]] این آیه شمرده شده است؛ به گونه‌ای که بر اساس برخی منابع، وی تا پایان زندگانیش هیچ‌گاه از خانه بیرون نرفت<ref> الطبقات، ابن سعد، ج۸، ص۴۴-۴۵؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۳۷، ۱۰۳.</ref>. این آیه از [[زنان پیامبر]] خواسته است آن‌گونه که [[زنان]] در دوره [[جاهلیت]] از خانه خارج می‌شدند خارج نشده و در خانه بمانند، از این رو او حتی بر خلاف دیگر [[همسران پیامبر]] پس از [[حجه‌الوداع]]، [[حج]] و [[عمره]] دیگری نگزارد و [[دلیل]] آن را [[آیه]] {{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«و در خانه‌هایتان آرام گیرید و چون خویش‌آرایی دوره جاهلیت نخستین خویش‌آرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید؛ جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گردان» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> می‌دانست<ref>البحر المحیط، ج۸، ص۴۷۷؛ روح البیان، ج۷، ص۱۷۰؛ التحریر و التنویر، ج۲۱، ص۲۴۳.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده]] و [[محمود گودرزی|گودرزی]]، [[سوده بنت زمعه - یوسف‌زاده و گودرزی (مقاله)|سوده بنت زمعه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۵۷۲.</ref>.
در [[شأن نزول]] آیه {{متن قرآن|وَيَدْعُ الْإِنْسَانُ بِالشَّرِّ دُعَاءَهُ بِالْخَيْرِ وَكَانَ الْإِنْسَانُ عَجُولًا}}<ref>«و آدمی بدی را چنان فرا می‌خواند که نیکی را و آدمی شتابگر است» سوره اسراء، آیه ۱۱.</ref> نیز از سوده یاد شده است.<ref> تفسیر ثعلبی، ج۶، ص۸۷.</ref> برپایه روایتی، پیامبر {{صل}} اسیری را با دست و کتف بسته به سوده سپرد و سوده بر اثر ناله و [[زاری]] بسیار [[اسیر]]، به او ترحم کرد و بند را از او گشود. [[اسیر]] که مترصد [[فرصت]] بود از [[خواب]] سوده استفاده و فرار کرد. در پی فرار اسیر، پیامبر {{صل}} سوده را [[نفرین]] کرد و پس از آن پشیمان شد و به [[خدا]] عرضه داشت: خدایا! من بشرم. دعایم را [[رحمت]] قرار ده. در پی این داستان، آیه‌ای با این مضمون نازل شد: [[آدمی]] بر اثر [[شتاب‌زدگی]]، [[بدی‌ها]] را [[طلب]] می‌کند؛ آن‌گونه که [[نیکی‌ها]] را می‌طلبد. [[انسان]] همواره [[عجول]] بوده است<ref> الکشاف، ج۲، ص۶۵۱؛ تفسیر قرطبی، ج۱۱، ص۲۲۶؛ کنز الدقائق، ج۷، ص۳۶۵.</ref> این گزارش در منابع اندکی به عنوان شأن نزول آمده است <ref>تفسیر ثعلبی، ج۶، ص۸۷؛ کنزالدقائق، ج۷، ص۳۶۵.</ref> و در برخی منابع گرچه [[روایت]] را در ذیل آیه آورده‌اند، به [[شأن نزول]] بودن آن اشاره نکرده‌اند <ref>نک: الکشاف، ج۲، ص۴۴۰.</ref> که به نظر صحیح می‌رسد، زیرا چنان که بسیاری از [[مفسران]] <ref>التفسیر الکبیر، ج۲، ص۱۶۳؛ المیزان، ج۱۳، ص۴۹؛ التفسیر الکاشف، ج۵، ص۲۶.</ref> گفته‌اند، این [[آیه]] متضمن [[مذمت]] فرد یا افرادی است که از روی کم‌صبری و [[عجله]] مرتکب چنین کار قبیحی شوند و این با [[عصمت]] و جایگاه [[پیامبر]] سازگار نیست. ضمن اینکه مفسران، [[نزول]] این آیه را در باره [[نضر بن حارث]] <ref>التفسیر الکبیر، ج۲۰، ص۱۶۲؛ منهج الصادقین، ج۸، ص۴۰.</ref> دانسته‌اند که از [[الهی]] بودن [[نصب علی]] {{ع}} به [[امامت]] پرسید و چون شنید که نصب علی {{ع}} از سوی خداست، خواهان نزول [[عذاب]] آسمانی بر خود شد: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که گفتند: بار خداوندا! اگر این (آیات) که از سوی توست راستین است بر ما از آسمان سنگ ببار یا بر (سر) ما عذابی دردناک بیاور» سوره انفال، آیه ۳۲.</ref> برخی مفسران، [[نزول آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَى طَعَامٍ غَيْرَ نَاظِرِينَ إِنَاهُ وَلَكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَلَا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَاللَّهُ لَا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خانه‌های پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بی‌آنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می‌دهد و از شما شرم می‌دارد ولی خداوند از (گفتن) حقیقت شرم نمی‌کند و چون از آنان چیزی خواستید از پشت پرده‌ای بخواهید، این برای دل‌های شما و دل‌های آنان پاکیزه‌تر است و شما حقّ ندارید که پیامبر را بیازارید و نه هرگز پس از او همسرانش را به همسری گیرید که آن نزد خداوند، سترگ است» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref> را در پی گفت‌وگوی [[عمر]] با [[سوده]] دانسته‌اند که در [[تاریکی]] [[شب]] از [[خانه]] خارج شده بود و عمر او را دید و [[شناخت]] و فریاد زد که او را شناخته است.<ref>تاریخ المدینه، ج۳، ص۸۶۰؛ صحیح ابن خزیمه، ج۱، ص۳۲.</ref> به گفته برخی، [[عمر بن خطاب]] با [[اصرار]] از پیامبر {{صل}} می‌خواست تا همسرانش را به [[حجاب]] وادارد و چون پیامبر {{صل}} به گفته او اعتنایی نکرد، [[منتظر]] شد در فرصتی پیامبر را به آن وادارد، که در تاریکی شب سوده را که بی‌حجاب از خانه خارج شده بود دید و فریاد زد که او را شناخته است؛<ref>جامع البیان، ج۲۲، ص۲۹؛ الطرائف، ص۴۴۵.</ref> ولی این شأن نزول از آن‌رو که با [[مقام پیامبر]] {{صل}} منافات دارد [[تضعیف]] شده<ref>نک: الصحیح من سیره‌النبی، ج۱۴، ص۱۴۲-۱۴۶.</ref> و صحیح به نظر نمی‌رسد، زیرا منظور از "حجاب" در این آیه [[پوشش]] اصطلاحی [[زنان]] نیست و [[همسران پیامبر]] پیش از نزول این آیه به رعایت پوشش اهتمام داشتند. "حجاب" در آیه به معنای پرده و حایل است که براساس [[آیه]]، [[اهل]] [[ایمان]] موظف شدند در مراوداتی که با [[بیت]] [[پیامبر]] دارند با آنان روبه‌رو نشده و از پشت پرده با آنان [[گفت‌وگو]] کنند.<ref>نمونه، ج۱۷، ص۴۰۱.</ref> براساس [[روایت]] [[ابن‌عباس]]، هرگاه پیامبر {{صل}} به [[خانه]] [[سوده]] می‌رفت، شربتی از عسل می‌نوشید که این کار [[رشک]] پاره‌ای از [[همسران]] آن [[حضرت]] می‌برانگیخت، از این رو به گونه توطئه‌آمیز گفتند دهان پیامبر {{صل}} بوی بد می‌دهد و در پی آن [[رسول خدا]] {{صل}} [[سوگند]] یاد کرد که دیگر از آن عسل ننوشد که آیه {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>«ای پیامبر! چرا چیزی را که خداوند بر تو حلال کرده است برای کسب خشنودی همسرانت حرام می‌داری؟ و خداوند آمرزنده‌ای بخشاینده است» سوره تحریم، آیه ۱.</ref> نازل شد <ref>اسباب النزول، ص۴۶۱؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۴۷۱-۴۷۲.</ref> و پیامبر {{صل}} را از اینکه [[حلال]] [[خدا]] را برای جلب [[رضایت]] همسرانش بر خود [[حرام]] کند [[نهی]] کرده است به گفته برخی، آن حضرت شربت عسل را نزد [[حفصه]] نوشید و [[عایشه]] و سوده و [[صفیه]] تبانی کرده و به پیامبر {{صل}} گفتند دهانش بوی معافیر (صمغ بد بوی درخت عُرفُط از درختان صحرای [[حجاز]]) می‌دهد. این گفته سبب شد پیامبر {{صل}} عسل را بر خود حرام کند که آیه یاد شده نازل شد و آن حضرت را از این کار نهی کرد.<ref>تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۲۲۴.</ref> سوده بر خلاف برخی از [[همسران پیامبر]] که بدون توجه به [[آیه]] {{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«و در خانه‌هایتان آرام گیرید و چون خویش‌آرایی دوره جاهلیت نخستین خویش‌آرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید؛ جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گردان» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> در خانه نمانده و حتی به [[ضرر]] [[مسلمانان]] [[جنگ]] به [[راه]] انداختند، از عاملان [[ثابت قدم]] این آیه شمرده شده است؛ به گونه‌ای که بر اساس برخی منابع، وی تا پایان زندگانیش هیچ‌گاه از خانه بیرون نرفت<ref> الطبقات، ابن سعد، ج۸، ص۴۴-۴۵؛ انساب الاشراف، ج۲، ص۳۷، ۱۰۳.</ref>. این آیه از [[زنان پیامبر]] خواسته است آن‌گونه که [[زنان]] در دوره [[جاهلیت]] از خانه خارج می‌شدند خارج نشده و در خانه بمانند، از این رو او حتی بر خلاف دیگر [[همسران پیامبر]] پس از [[حجه‌الوداع]]، [[حج]] و [[عمره]] دیگری نگزارد و [[دلیل]] آن را [[آیه]] {{متن قرآن|وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}<ref>«و در خانه‌هایتان آرام گیرید و چون خویش‌آرایی دوره جاهلیت نخستین خویش‌آرایی مکنید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خداوند و فرستاده او فرمانبرداری کنید؛ جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گردان» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> می‌دانست<ref>البحر المحیط، ج۸، ص۴۷۷؛ روح البیان، ج۷، ص۱۷۰؛ التحریر و التنویر، ج۲۱، ص۲۴۳.</ref>.<ref>[[حسین علی یوسف‌زاده|یوسف‌زاده]] و [[محمود گودرزی|گودرزی]]، [[سوده بنت زمعه - یوسف‌زاده و گودرزی (مقاله)|سوده بنت زمعه]]، [[فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم]]، ج۱، ص۵۷۲.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۴٬۰۱۱

ویرایش