رؤیا در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۵۶٬۵۰۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۷ مهٔ ۲۰۲۴
جز (جایگزینی متن - '\=\=\sپانویس\s\=\=↵\{\{پانویس\}\}\n\n\[\[رده\:(.*)در\sقرآن\]\]' به '== پانویس == {{پانویس}}')
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۹۹: خط ۹۹:
# [[حقیقت]] نمایانده شده در [[رؤیا]] بر [[پیامبر]] وسیله [[آزمایش]] [[مردم]]: {{متن قرآن|وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که با تو گفتیم: پروردگارت به مردم چیرگی دارد و خوابی که ما به تو نمایاندیم و درخت لعنت شده در قرآن را جز برای آزمون مردم قرار ندادیم و آنان را بیم می‌دهیم اما جز سرکشی بزرگ، به آنان نمی‌افزاید» سوره اسراء، آیه ۶۰.</ref>
# [[حقیقت]] نمایانده شده در [[رؤیا]] بر [[پیامبر]] وسیله [[آزمایش]] [[مردم]]: {{متن قرآن|وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که با تو گفتیم: پروردگارت به مردم چیرگی دارد و خوابی که ما به تو نمایاندیم و درخت لعنت شده در قرآن را جز برای آزمون مردم قرار ندادیم و آنان را بیم می‌دهیم اما جز سرکشی بزرگ، به آنان نمی‌افزاید» سوره اسراء، آیه ۶۰.</ref>
# رؤیای [[پیامبر]] نمایانگر ورود [[مسلمانان]] به [[مسجد الحرام]] با [[امنیت]] و تراشیدن سر و کوتاه کردن مو بدون هیچ خوفی: {{متن قرآن|لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِینَ مُحَلقِینَ رُؤُسَکمْ وَ مُقَصرِینَ لاٰ تَخٰافُونَ}}<ref>«خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با ایمنی، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کرده‌اید، بی‌آنکه بهراسید به مسجد الحرام وارد می‌شوید بنابراین او چیزی را می‌دانست که شما نمی‌دانید، از این رو پیش از آن پ» سوره فتح، آیه ۲۷.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۶۳۸.</ref>.
# رؤیای [[پیامبر]] نمایانگر ورود [[مسلمانان]] به [[مسجد الحرام]] با [[امنیت]] و تراشیدن سر و کوتاه کردن مو بدون هیچ خوفی: {{متن قرآن|لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِینَ مُحَلقِینَ رُؤُسَکمْ وَ مُقَصرِینَ لاٰ تَخٰافُونَ}}<ref>«خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با ایمنی، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کرده‌اید، بی‌آنکه بهراسید به مسجد الحرام وارد می‌شوید بنابراین او چیزی را می‌دانست که شما نمی‌دانید، از این رو پیش از آن پ» سوره فتح، آیه ۲۷.</ref><ref>[[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم]]، ج۱، ص ۶۳۸.</ref>.
==خواب‌های صادق یا پریشان==
[[رؤیا]] از ریشه «ر ـ أـ ی» و به معنای چیزی است که در [[خواب]] دیده می‌شود<ref>مفردات، ص۳۷۵؛ الصحاح، ج ۶، ص۲۳۴۹، «رأی».</ref>؛ برخلاف «[[رؤیت]]» که [[مشاهده]] در [[حال]] [[بیداری]] است<ref>غریب الحدیث، ج۲، ص۷۶۷؛ الکشاف، ج۲، ص۴۴۴.</ref>. از دیدگاه [[روان‌شناسان]]، رؤیا بازتابی از ترس‌ها، سرخوردگی‌ها و علایق شخصی افراد است. بیننده خواب یکی از شخصیت‌های داستان رؤیاست که گاه از نگاه ناظر بیرونی آن را [[تجربه]] می‌کند و گاه فرد خوابیده، از خواب خویش [[آگاه]] است که به آن خواب شفاف می‌گویند و پدیده نادری نیست. رؤیا در نگاه روان‌شناسان، دروازه‌ای برای ورود به ضمیر ناخودآگاه بیننده خواب است<ref>. The Gale Encyclopedia of psychology، p ۱۹۵.</ref>. [[ادیان ابراهیمی]]، نگاهی متفاوت به موضوع رؤیا دارند: در بخش دوم از رساله براخوت تلمود، رؤیا نوعی تجربه این جهانی معرفی شده است که می‌تواند [[تأویل]] و [[تفسیری]] داشته باشد و تعالیمی را برای [[انسان]] به بار آورد. [[یهودیان]] میان خواب‌های خوب و خواب ‌های [[شیطانی]] تفاوت قائل‌اند و رؤیا برای آنان مانند بسیاری دیگر از [[ادیان]]، راهی برای دریافت [[الهامات]] [[وحیانی]] است<ref>. A lettr that has not been read: dreams in the Hebrew bible،p.۱-۸.</ref>. [[اعتقاد]] [[مسیحیان]] درباره رؤیا نیز از رهگذر [[عهد عتیق]] و رؤیاهای گزارش شده، به ویژه رؤیای نردبان [[یعقوب]] شکل گرفته است<ref>کتاب مقدس، سفر پیدایش، ۲۸: ۱۰-۱۹.</ref>. رؤیا در [[تعالیم قرآنی]] و [[تاریخ اسلام]] نیز حضوری چشمگیر دارد. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} رؤیا را سه گونه برشمرده است: بشارتی از سوی [[خدا]]، وسیله [[غم]] و [[اندوه]] از سوی [[شیطان]] و مسائلی که انسان در [[فکر]] خود می‌پروراند ([[حدیث]] نفس) و آنها را در خواب می‌بیند<ref>مسند احمد، ج ۲، ص۲۶۹؛ مناقب، ص۲۸۰؛بحار الانوار، ج ۵۸، ص۱۸۱.</ref>. رؤیا ارتباط با [[عالم مثال]] و راهی برای [[درک]] [[حقایق]] امور است و گزارش‌های فراوانی از رؤیاهای [[عالمان]] و [[عارفان]] [[مسلمان]] در [[تاریخ]] [[اسلامی]] موجود است. به گفته بزرگانی همچون [[ابن عربی]]، همه تجربه‌های [[شهودی]] [[انبیا]]، از جمله [[رؤیا]] و [[تجربه‌های عرفانی]] [[عارفان]] و [[اولیا]] برخاسته از نسبت [[خیال]] با [[عالم مثال]] است<ref>شرح فصول الحکم، ص۱۳۳؛ مرصاد العباد، ص۲۹.</ref>. [[صدرالمتألهین]] نیز دلیل [[درستی]] [[رؤیاهای صادق]] را اتصال [[نفس انسان]] به جواهر عالیه در عالم بالا می‌داند<ref>الشواهد الربوبیه، ص۳۴۸-۳۴۹؛ تفسیر صدر المتألهین، ج ۶، ص۲۷۸.</ref>. در بررسی واژه‌شناختی رؤیا در [[قرآن]]، به سه واژه «رؤیا» و همخانواده‌های آن، «احلام» و «[[احادیث]]» برمی‌خوریم. واژه رؤیا ۷ بار در قرآن به شکل مفرد آمده است. برخی مشتقات فعلی آن نیز به معنای «[[خواب]] دیدن» به کار رفته است؛ مانند {{متن قرآن|إِذْ يُرِيكَهُمُ ٱللَّهُ فِى مَنَامِكَ}}<ref> سوره انفال، آیه ۴۳.</ref>، {{متن قرآن|إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَـٰٓأَبَتِ إِنِّى رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًۭا وَٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِى سَـٰجِدِينَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که یوسف به پدرش گفت: ای پدر! من (در خواب) یازده ستاره و خورشید و ماه را دیدم که برای من فروتن بودند» سوره یوسف، آیه ۴.</ref>، {{متن قرآن|وَقَالَ ٱلْمَلِكُ إِنِّىٓ أَرَىٰ}}<ref> سوره یوسف، آیه ۴۳.</ref> و {{متن قرآن|إِنِّىٓ أَرَىٰ فِى ٱلْمَنَامِ}}<ref> سوره صافّات، آیه ۱۰۲.</ref> برخی [[مفسران]]، [[آیه]] ۶۴ [[سوره یونس]]<ref>{{متن قرآن|لَهُمُ ٱلْبُشْرَىٰ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَفِى ٱلْـَٔاخِرَةِ لَا تَبْدِيلَ لِكَلِمَـٰتِ ٱللَّهِ ذَٰلِكَ هُوَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ}} «در زندگی این جهان و در جهان واپسین نوید آنان راست. هیچ دگرگونی در کلمات خداوند نیست، این است که رستگاری سترگ است» سوره یونس، آیه ۶۴.</ref> را که از [[بشارت]] به [[مؤمنان]] در [[دنیا]] و [[آخرت]] خبر می‌دهد نیز در ارتباط با رؤیا دانسته و بشارت در دنیا را رؤیاهای [[نیکو]] می‌دانند که [[انسان]] آن را در خواب می‌بیند<ref>التبیان، ج ۵، ص۴۰۳؛ تفسیر ثعلبی، ج ۵، ص۱۳۸.</ref>. واژه «اَحْلام» جمع «حُلُم»<ref>القاموس المحیط، ج۴، ص۹۹؛ المعجم الوسیط، ج ۱، ص۱۹۴ ـ ۱۹۵، «حلم».</ref> دیگر واژه‌ای است که به معنای رؤیا به کار رفته و در اصل به معنای [[خودداری نفس]] و کنترل آن از [[هیجان]] و [[غضب]] است<ref>مفردات، ص۲۵۴، «حلم»؛ المیزان، ج ۱۱، ص۱۸۷؛ الامثل، ج ۱۷، ص۱۸۲.</ref> و چون [[رؤیا]] معمولاً در حالت [[خواب]] توأم با [[آرامش]] و به دور از [[هیجان]] و [[غضب]] دیده می‌شود، از آن به احلام تعبیر شده است<ref>التحقیق، ج ۲، ص۲۷۳-۲۷۴، «حلم».</ref>. این واژه ۴ بار در [[قرآن]] آمده که سه بار به معنای رؤیا و خواب و یک بار به معنای «[[عقول]]» است.<ref>{{متن قرآن|أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَـٰمُهُم بِهَـٰذَآ أَمْ هُمْ قَوْمٌۭ طَاغُونَ}} «آیا خردهایشان (آنان را) بدین (پندار) واداشته است یا آنان قومی گردنکش‌اند؟» سوره طور، آیه ۳۲.</ref>.<ref>اعراب القرآن، نحاس، ج ۴، ص۱۷۴؛ الکشاف، ج ۴، ص۴۱۳.</ref> احلام در قرآن برخلاف رؤیا که بیشتر خواب‌های خیر و [[نیک]] است، در باره خواب‌های آشفته به کار رفته<ref>النهایه، ج ۱، ص۴۳۴؛ لسان العرب، ج ۱۲، ص۱۴۵، «حلم».</ref> و از آن به «اَضْغاث اَحْلام» تعبیر شده است. در برخی از [[احادیث]] نیز منشأ [[رؤیای صالح]]، [[خدا]] و منشأ احلام، [[شیطان]] دانسته شده است<ref>صحیح البخاری، ج ۴، ص۹۵؛ سنن الترمذی، ج ۳، ص۳۶۵.</ref>. واژه سوم، «احادیث» جمع «[[حدیث]]» به معنای امر جدید است که بیشتر درباره سخن به کار می‌رود<ref>العین، ج ۳، ص۱۷۷؛ التحقیق، ج ۲، ص۱۷۶، «حدث».</ref>. رؤیا نیز اغلب دربردارنده مشاهده‌ای تازه است<ref>مفردات، ص۲۲۲ ـ ۲۲۳، «حدث».</ref>. این واژه ۵ بار در قرآن به کار رفته که سه بار در کنار واژه «[[تأویل]]» به معنای رؤیاها استفاده شده است. در وجه کاربرد حدیث برای رؤیا، [[روایت]] [[پیامبر]]{{صل}} نیز می‌تواند راهگشا باشد که رؤیا یا حدیث نفس خواب بیننده است یا حدیث شیطان یا [[فرشته]]<ref>الکشاف، ج ۲، ص۴۴۴؛ جوامع الجامع، ج ۲، ص۱۷۶؛ تفسیر لاهیجی، ج ۲، ص۴۹۵.</ref>؛ همچنین گفته شده: از این رو که رؤیا پس از خواب، بازگو می‌شود، به آن «حدیث» گفته شده است<ref>المنار، ج ۸، ص۱۰۰؛ التحریر و التنویر، ج ۱۲، ص۲.</ref>.<ref>[[رقیه جعفرپور|جعفرپور، رقیه]]، [[رؤیا - جعفرپور (مقاله)|مقاله «رؤیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴، ص ۱۶۶.</ref>.
==انواع رویا==
در نگاه کلی قرآن، رؤیا دو گونه است: صادق که از سوی خدا به [[انسان]] [[القا]] می‌شود و کاذب که رؤیای پریشان و دارای منشأ [[شیطانی]] است. [[رؤیای صادق]] دارای [[تأویل]] و تعبیر است که [[علم]] آن به برخی [[پیامبران الهی]] همچون [[حضرت یوسف]]{{ع}} و [[حضرت یعقوب]]{{ع}} عطا شده است.
[[خداوند]] متعالی با به‌کارگیری مشتقات واژه «[[صدق]]» درباره برخی رؤیاها، بر [[درستی]] آنها [[گواهی]] داده است: {{متن قرآن|قَدْ صَدَّقْتَ ٱلرُّءْيَآ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ}}<ref>«تو خواب خود را راست شمردی؛ ما بدین‌گونه نکوکاران را پاداش می‌دهیم» سوره صافّات، آیه ۱۰۵.</ref>، {{متن قرآن|لَّقَدْ صَدَقَ ٱللَّهُ رَسُولَهُ ٱلرُّءْيَا بِٱلْحَقِّ}}<ref>«خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛» سوره فتح، آیه ۲۷.</ref>؛ نیز با نقل خواب‌هایی که تعبیر آن یا عین [[خواب]]<ref>{{متن قرآن|إِذْ يُرِيكَهُمُ ٱللَّهُ فِى مَنَامِكَ قَلِيلًۭا وَلَوْ أَرَىٰكَهُمْ كَثِيرًۭا لَّفَشِلْتُمْ وَلَتَنَـٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَلَـٰكِنَّ ٱللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُۥ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ * وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ ٱلْتَقَيْتُمْ فِىٓ أَعْيُنِكُمْ قَلِيلًۭا وَيُقَلِّلُكُمْ فِىٓ أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِىَ ٱللَّهُ أَمْرًۭا كَانَ مَفْعُولًا وَإِلَى ٱللَّهِ تُرْجَعُ ٱلْأُمُورُ}} «(یاد کن) آنگاه را که خداوند آنان را به تو در خوابت «اندک» نشان داد و اگر آنان را «بسیار» نشان داده بود سست می‌شدید و در کار (جنگ) اختلاف می‌یافتید ولی خداوند (شما را) در امان داشت که او به اندیشه‌ها داناست * و آنگاه را (یاد کن) که آنان را- چون رویاروی شدید- به چشمتان اندک نمود و شما را نیز در چشم آنان، اندک نشان داد تا خداوند کاری انجام یافتنی را به پایان برد و کارها به خداوند باز گردانده می‌شود» سوره انفال، آیه ۴۳-۴۴.</ref> اتفاق افتاده، [[حقیقی]] بودن برخی خواب‌ها را [[تأیید]] کرده است<ref>تعطیر الانام، ج ۱، ص۴؛ المنار، ج ۱۰، ص۱۸ ـ ۱۹.</ref>؛ همچنین تعبیر «مِن ورائی حِجابٍ» به عنوان یکی از راه‌های [[وحی]] در [[آیه]] ۵۱ [[سوره شوری]]<ref>{{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ ٱللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَآئِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًۭا فَيُوحِىَ بِإِذْنِهِۦ مَا يَشَآءُ إِنَّهُۥ عَلِىٌّ حَكِيمٌۭ}} «و هیچ بشری نسزد که خداوند با او سخن گوید مگر با وحی یا از فراسوی پرده‌ای یا فرستاده‌ای فرستد که به اذن او آنچه می‌خواهد وحی کند؛ بی‌گمان او فرازمندی فرزانه است» سوره شوری، آیه ۵۱.</ref> را شامل [[رؤیای صادق]] نیز دانسته‌اند<ref>الامثل، ج ۱۵، ص۵۷۲.</ref>. در [[قرآن]] و [[روایات]]، ویژگی‌هایی برای رؤیای صادق مطرح شده‌اند؛ مانند تکرار [[رؤیا]]. تعابیری مانند {{متن قرآن|إِنِّىٓ أَرَىٰ فِى ٱلْمَنَامِ}} درباره [[خواب]] [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} و {{متن قرآن|وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرَى}}.. درباره خواب [[پادشاه مصر]] و {{متن قرآن|إِنِّي أَرَانِي أَعْصِرُ خَمْرًا وَقَالَ الْآخَرُ إِنِّي أَرَانِي أَحْمِلُ}}<ref> سوره یوسف، آیه ۳۶.</ref>. در باره خواب [[زندانیان]] به صورت مضارع، بر استمرار خواب‌ها و [[صادق بودن]] آنها دلالت دارند<ref>المیزان، ج ۱۱، ص۱۸۵؛ ج ۱۷، ص۱۵۲؛ احسن الحدیث، ج ۵، ص۱۳۵.</ref>؛ همچنین اگر در رؤیایی مأموریتی از سوی خدای متعالی به [[پیامبری]] [[ابلاغ]] گردد، عمل به آن [[واجب]] می‌شود، چنان که در خواب حضرت ابراهیم{{ع}} مبنی بر [[ذبح]] فرزندش [[حضرت اسماعیل]]{{ع}} رخ داده است<ref>احکام القرآن، ج ۴، ص۳۵۷؛ اطیب البیان، ج ۱۱، ص۱۷۷.</ref>، از این رو رؤیای صادق [[انبیا]]{{عم}} نیز [[وحی]] نامیده شده<ref>الامالی، ص۳۳۸؛ متشابه القرآن، ج ۱، ص۳۸.</ref> و یکی از ۴۶ جزء<ref>الموطأ، ج ۲، ص۹۵۶؛ شعب الایمان، ج ۴، ص۱۸۷.</ref> یا ۷۰ جزء<ref>المعجم الکبیر، ج ۱۰، ص۲۲۱؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص۵۸۵.</ref> [[نبوت]] بیان شده است<ref>الفتوحات، ج ۲، ص۳۷۵؛ ممد الهمم، ص۲۳۰.</ref>. در خصوص [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز [[تلقی وحی]] در خواب به صورت رؤیای صادق گزارش شده است<ref>السیرة النبویه، ج ۱،ص ۲۳۴؛ دلائل النبوه، ج ۷،ص ۵۷.</ref>. از خواب‌های آشفته و پریشان در برابر رؤیای صادق، با عنوان {{متن قرآن|أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ}}<ref>سوره یوسف، آیه ۴۴.</ref> یاد شده است<ref>اطیب البیان، ج ۹، ص۱۳۸.</ref>. «اَضغـثُ» جمع «ضِغْث» به معانی متفاوتی به کار رفته که نوعی [[آشفتگی]] و درآمیختگی سره و ناسره در تمامی آنها نهفته است<ref>ایجاز البیان، ج ۱، ص۴۳۷؛ لسان العرب، ج ۲، ص۱۶۳ ـ ۱۶۴، «ضغث».</ref> و از این رو، خوابی که [[حقیقت]] آن روشن نیست و اجزای آن به هم پیوسته نیستند، به این نام خوانده شده است<ref>مفردات، ص۵۰۹؛ مجمع البحرین، ج ۲، ص۲۵۸، «ضغث».</ref>. برخی [[مفسران]] با استفاده از [[آیه]] ۴۴ [[سوره یوسف]]<ref>{{متن قرآن|قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الْأَحْلَامِ بِعَالِمِينَ}} «گفتند خواب‌هایی پریشان است و ما تعبیر خواب‌های پریشان را نمی‌دانیم» سوره یوسف، آیه ۴۴.</ref> هر خوابی را که تأویلی نداشته باشد، {{متن قرآن|أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ}} شمرده<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۲، ص۱۹۵؛ ارشاد الاذهان، ص۲۴۶.</ref> و این واژه را استعاره‌ای برای رؤیای کاذب دانسته‌اند<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۳، ص۱۶۵؛ الاصفی، ج ۱، ص۵۷۳.</ref>. یکی از فرق‌های بارز خواب‌های صادق و کاذب، منشأ و مصدر آنهاست که منشأ خواب‌های صادق [[خداوند]] متعالی است، برخلاف خواب‌های کاذب. [[قرآن]] با استفاده از عبارات {{متن قرآن|إِذْ يُرِيكَهُمُ ٱللَّهُ فِى مَنَامِكَ...}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که خداوند آنان را به تو در خوابت «اندک» نشان داد.».. سوره انفال، آیه ۴۳.</ref> و {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِٱلنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا ٱلرُّءْيَا ٱلَّتِىٓ أَرَيْنَـٰكَ...}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که با تو گفتیم: پروردگارت به مردم چیرگی دارد و خوابی که ما به تو نمایاندیم و درخت لعنت شده در قرآن را جز برای آزمون مردم قرار ندادیم و آنان را بیم می‌دهیم اما جز سرکشی بزرگ، به آنان نمی‌افزاید» سوره اسراء، آیه ۶۰.</ref> منشأ [[رؤیاهای صادق]] را خدای متعالی می‌شمرد و در مقابل، از [[شیطان]]، حالات [[نفسانی]]<ref>الکافی، ج ۸، ص۹۰؛ کنز العمال، ج ۱۵، ص۳۶۶.</ref> و [[افکار]] بشری<ref>التبیان، ج ۵، ص۱۲۸-۱۲۹؛ مجمع البیان،ج ۴، ص۸۴۰.</ref> به عنوان منشأ رؤیاهای کاذب یاد شده است.
از [[آیات]] مربوط به رؤیای [[حضرت یوسف]]{{ع}} استفاده شده که نقل [[رؤیا]] در صورت [[برانگیختن]] [[حسادت]] [[حسودان]]، درست نیست، چنان که [[حضرت یعقوب]]{{ع}} از نقل رؤیای حضرت یوسف{{ع}} برای برادرانش [[نهی]] کرد<ref>تفسیر مقاتل، ج ۲، ص۳۱۸؛ منهج الصادقین، ج ۵، ص۷.</ref>: {{متن قرآن|قَالَ يَـٰبُنَىَّ لَا تَقْصُصْ رُءْيَاكَ عَلَىٰٓ إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا۟ لَكَ كَيْدًا إِنَّ ٱلشَّيْطَـٰنَ لِلْإِنسَـٰنِ عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ}}<ref>«گفت: پسرکم! خوابت را برای برادرانت باز مگو که برای تو نیرنگی سخت اندیشند؛ بی‌گمان شیطان، برای آدمی دشمنی آشکار است» سوره یوسف، آیه ۵.</ref> روایتی با همین مضمون از [[امام صادق]]{{ع}} نیز وارد شده که از نقل [[خواب]] برای [[حسودان]] و [[کینه‌توزان]] [[نهی]] می‌کند<ref>الکافی، ج ۸، ص۳۳۶؛ بحارالانوار، ج ۵۸، ص۱۷۴.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} نیز به [[طور]] کلی از نقل رؤیاهای [[شیطانی]] و اضغاث احلام نهی کرده است<ref>المستدرک، ج ۴، ص۴۳۲؛ مستدرک الوسائل، ج ۵، ص۱۱۲.</ref>.<ref>[[رقیه جعفرپور|جعفرپور، رقیه]]، [[رؤیا - جعفرپور (مقاله)|مقاله «رؤیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴، ص ۱۶۸.</ref>.
==[[تاویل]] و تعبیر رویا==
[[تأویل]] از باب تفعیل از ریشه «اَ ـ و ـ ل» به معنای [[رجوع]] و بازگشت چیزی به اصل آن است<ref>مفردات، ص۹۹؛ مجمع البحرین، ج ۵، ص۳۱۱، «اول».</ref> و تأویل [[رؤیا]] در عبارت {{متن قرآن|وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأْوِيلِ ٱلْأَحَادِيثِ}}<ref> سوره یوسف، آیه ۶.</ref> به معنای [[تفسیر]] آن<ref>مفردات، ص۹۹ ـ ۱۰۰؛ لسان العرب، ج ۱۱، ص۳۳، «اول».</ref> یا پیشامدی دانسته شده که پس از دیدن [[خواب]] اتفاق می‌افتد<ref>المیزان، ج ۱۱، ص۷۹؛ انوار درخشان، ج ۹، ص۱۲ ـ ۱۳.</ref> و تحقق خارجی همان چیزی است که در خواب دیده است. نسبت معنای لغوی و اصطلاحی از آن جهت است که تأویل، رؤیا را به اصلش باز می‌گرداند<ref>تفسیر بغوی، ج ۲، ص۴۷۶؛ لباب التأویل، ج ۲، ص۵۱.</ref>. «تعبیر» از باب تفعیل و از ریشه «ع ـ ب ـ ر» اصطلاح دیگری در زمینه تفسیر رؤیا و به معنای گذشتن از حالتی به حالتی دیگر است<ref>مفردات، ص۵۴۳؛ المحیط فی اللغه، ج ۱، ص۹۵، «عبر».</ref>. مقصود از «تعبیر رؤیا»، تطبیق تصاویر و مفاهیم [[نفسانی]] بر [[حقایق]] عینی خارجی دانسته شده است<ref>الکلیات، ص۴۸۰؛ کشف الظنون، ج ۱، ص۴۱۶.</ref>. تأویل نسبت به تعبیر معنایی عام دارد؛ زیرا هم در باره خواب به کار می‌رود، هم درباره غیر آن؛ مانند تأویل [[آیات متشابه]] [[قرآن]]<ref>{{متن قرآن|هُوَ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ عَلَيْكَ ٱلْكِتَـٰبَ مِنْهُ ءَايَـٰتٌۭ مُّحْكَمَـٰتٌ هُنَّ أُمُّ ٱلْكِتَـٰبِ وَأُخَرُ مُتَشَـٰبِهَـٰتٌۭ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِمْ زَيْغٌۭ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَـٰبَهَ مِنْهُ ٱبْتِغَآءَ ٱلْفِتْنَةِ وَٱبْتِغَآءَ تَأْوِيلِهِۦ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُۥٓ إِلَّا ٱللَّهُ وَٱلرَّٰسِخُونَ فِى ٱلْعِلْمِ يَقُولُونَ ءَامَنَّا بِهِۦ كُلٌّۭ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّآ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَـٰبِ}} «اوست که این کتاب را بر تو فرو فرستاد؛ برخی از آن، آیات «محکم» (/ استوار/ یک رویه)‌اند، که بنیاد این کتاب‌اند و برخی دیگر (آیات) «متشابه» (/ چند رویه)‌اند؛ اما آنهایی که در دل کژی دارند، از سر آشوب و تأویل جویی، از آیات متشابه آن، پیروی می‌کنند در حالی که تأویل آن را جز خداوند نمی‌داند و استواران در دانش، می‌گویند: ما بدان ایمان داریم، تمام آن از نزد پروردگار ماست و جز خردمندان، کسی در یاد نمی‌گیرد» سوره آلعمران، آیه ۷.</ref>؛ اما تعبیر، اخص بوده، تنها در باره [[خواب]] به کار می‌رود<ref>الکلیات، ص۴۸۰؛ بیان المعانی، ج ۳، ص۲۱۷.</ref>. در [[قرآن]] از برخی معبّران خواب یاد شده است: یوسف{{ع}} بنا به تصریح [[آیه]] ۶ [[سوره یوسف]]<ref>{{متن قرآن|وَكَذَٰلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأْوِيلِ ٱلْأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُۥ عَلَيْكَ وَعَلَىٰٓ ءَالِ يَعْقُوبَ كَمَآ أَتَمَّهَا عَلَىٰٓ أَبَوَيْكَ مِن قَبْلُ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْحَـٰقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌۭ}} «و بدین گونه پروردگارت تو را برمی‌گزیند و به تو از (دانش) خوابگزاری می‌آموزد و نعمت خویش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام می‌گرداند چنان‌که پیش از این بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام گردانید که پروردگار تو دانایی فرزانه است» سوره یوسف، آیه ۶.</ref> [[برگزیده خدا]] و دارای [[علم]] [[تأویل]] بود که در [[آیات]] ۴۱ و ۴۷ - ۴۹ سوره یوسف برخی از تأویلات آن حضرت که به [[واقعیت]] پیوسته‌اند، ذکر شده است و در آیات ۲۱، ۳۷ و ۱۰۱ بر [[الهی]] بودن این علم تأکید شده است. تأویل [[احادیث]] در این آیات به علم تعبیر [[رؤیا]] [[تفسیر]] شده است. علم و [[حکمت]]، دانستن فرجام امور<ref>تفسیر ماوردی، ج ۳،ص ۸؛ تفسیر ثعالبی، ج ۲، ص۳۱۷ ـ ۳۱۸.</ref> و [[آگاهی]] از معانی کتب و [[سنن]] [[انبیای سلف]]<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۸، ص۴۲۰؛ الوجیز، ج ۲، ص۹۴.</ref> نیز از [[تفاسیر]] دیگر آن شمرده شده است.
درباره آگاهی [[حضرت یعقوب]]{{ع}} و پسرانش از [[تعبیر خواب]] به صراحت سخنی گفته نشده؛ ولی تعبیر {{متن قرآن|ءَالِ يَعْقُوبَ}} در آیه {{متن قرآن|وَكَذَٰلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأْوِيلِ ٱلْأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُۥ عَلَيْكَ وَعَلَىٰٓ ءَالِ يَعْقُوبَ كَمَآ أَتَمَّهَا عَلَىٰٓ أَبَوَيْكَ مِن قَبْلُ إِبْرَٰهِيمَ وَإِسْحَـٰقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌۭ}}<ref>«و بدین گونه پروردگارت تو را برمی‌گزیند و به تو از (دانش) خوابگزاری می‌آموزد و نعمت خویش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام می‌گرداند چنان‌که پیش از این بر پدرانت ابراهیم و اسحاق تمام گردانید که پروردگار تو دانایی فرزانه است» سوره یوسف، آیه ۶.</ref> دلیل بر [[آگاهی]] [[یعقوب]] و برخی فرزندانش از [[تعبیر خواب]] دانسته شده است<ref>تفسیر ابن ابی‌حاتم، ج ۷، ص۲۱۰۲؛ التحریر و التنویر، ج ۱۲، ص۲۰؛ المیزان، ج ۱۱، ص۸۴.</ref>. برخی [[مفسران]] از [[آیه]] «قالَ یـبُنَیَّ لا تَقصُص رُءیاکَ عَلی اِخوَتِکَ» نیز استفاده کرده‌اند که [[برادران یوسف]]{{ع}} با [[تأویل]] [[رؤیا]] آشنا بودند و از این رو یعقوب فرزندش را از بازگویی رؤیایش برای برادرانش [[نهی]] کرد<ref>لباب التاویل، ج ۲، ص۵۱۲؛ زاد المسیر، ج ۲، ص۴۱۳.</ref>. افزون بر این افراد، آیه {{متن قرآن|وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُؤْيَايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُونَ}}<ref>«و پادشاه (مصر) گفت: من (در خواب) هفت گاو فربه می‌بینم که هفت گاو لاغر آنها را می‌خورند و هفت خوشه سبز و (هفت خوشه) دیگر خشک؛ ای بزرگان! اگر خوابگزارید به من درباره خوابم نظر بدهید» سوره یوسف، آیه ۴۳.</ref> نشان از وجود کسانی در [[مصر]] دارد که دانای به تعبیر خواب شمرده می‌شدند<ref>التحریر و التنویر، ج ۱۲، ص۶۰.</ref>. درباره «المَلاَُ» دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد: درباریان، اشراف و بزرگان و [[دانشمندان]]<ref>تفسیر ابن ابی‌حاتم، ج۷، ص۲۱۵۰ ـ ۲۱۵۱؛ التبیان، ج ۶، ص۱۴۵؛ ارشاد الاذهان، ص۲۴۵.</ref>، [[ساحران]] و [[کاهنان]]<ref>تفسیر سمرقندی، ج ۲، ص۱۹۵؛ روح البیان، ج ۴، ص۲۶۶.</ref>، یا [[منجمان]] [[مصری]]<ref>بیان المعانی، ج ۳، ص۲۱۷ ـ ۲۱۹.</ref>. با این [[حال]]، آنان نتوانستند [[خواب]] [[پادشاه]] را تعبیر کنند و خواب او را {{متن قرآن|أَضْغَـٰثُ أَحْلَـٰمٍۢ}} دانستند: {{متن قرآن|قَالُوٓا۟ أَضْغَـٰثُ أَحْلَـٰمٍۢ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ ٱلْأَحْلَـٰمِ بِعَـٰلِمِينَ}}<ref>«گفتند خواب‌هایی پریشان است و ما تعبیر خواب‌های پریشان را نمی‌دانیم» سوره یوسف، آیه ۴۴.</ref>.<ref>[[رقیه جعفرپور|جعفرپور، رقیه]]، [[رؤیا - جعفرپور (مقاله)|مقاله «رؤیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴، ص ۱۷۰.</ref>.
==رویاهای صادق [[قرآنی]]==
[[رؤیاهای صادق]] گزارش شده در [[قرآن]] عبارت‌اند از:
===رویای [[ذبح اسماعیل]]{{ع}}===
هنگامی که فرزند [[حضرت ابراهیم]] به سن [[نوجوانی]] رسید<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۷، ص۲۳؛ ارشاد الاذهان، ص۴۵۴.</ref>: {{متن قرآن|فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ ٱلسَّعْىَ}}<ref> سوره صافّات، آیه ۱۰۲.</ref> ابراهیم{{ع}} در سه شب پیاپی<ref>تفسیر بغوی، ج ۴، ص۳۷؛ غرائب القرآن، ج ۵، ص۵۷.</ref> در [[خواب]] دید که از سوی [[خداوند]] به او دستور داده شد تا فرزندش را با دست خود در [[موسم حج]] [[قربانی]]<ref>الکشاف، ج ۴، ص۵۳-۵۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۶، ص۳۴۶؛ تفسیر آسان، ج ۱۶، ص۳۶۱.</ref> کند. عبارت {{متن قرآن|إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ}} نشان از [[مشاهده]] صحنه [[ذبح]] توسط ابراهیم{{ع}} در خواب دارد<ref>زاد المسیر، ج ۳، ص۵۴۷؛ غریب القرآن، ص۳۲۱؛ التسهیل، ج ۲، ص۱۹۵.</ref>؛ اما بیشتر [[مفسران]] گفته‌اند که [[فرمان]] ذبح، در خواب به ابراهیم{{ع}} [[ابلاغ]] شد<ref>الوجیز، ج ۳، ص۸۳؛ تفسیر قاسمی، ج ۸، ص۲۱۸؛ المیزان، ج ۱۷، ص۱۵۲.</ref>؛ همچنین درباره متعلق ذبح (اسماعیل یا [[اسحاق]]) میان مفسران [[اختلاف]] است که براساس [[ظاهر قرآن]] و بیشتر [[روایات]] [[امامیه]]، مراد، [[حضرت اسماعیل]]{{ع}} است<ref>تفسیر قرطبی، ج ۱۶، ص۹۹؛ قس: مجمع البیان، ج ۸، ص۷۰۷؛ المیزان، ج ۷، ص۲۳۲.</ref>. به هر روی، ابراهیم{{ع}} [[مأموریت]] خود را با فرزندش در میان گذاشت و نظر وی را دراین باره جویا شد: {{متن حدیث|قالَ يـبُنَيَّ اِنّي اَري فِي المَنامِ اَنّي اَذبَحُكَ فَانظُر ماذا تَري}}. او نیز بی‌درنگ در برابر [[فرمان خداوند]]، [[تسلیم]] شد: {{متن حدیث|يـاَبَتِ افعَل ما تُؤمَرُ سَتَجِدُني اِن شاءَ اللّهُ مِنَ الصّـبِرين}}؛ اما سرانجام خداوند از انجام ذبح ممانعت کرد و به ابراهیم ندا داد که [[رؤیا]] را تحقق بخشیدی و به مأموریت خود عمل کردی و ما این گونه به محسنان [[پاداش]] می‌دهیم: {{متن قرآن|قَدْ صَدَّقْتَ ٱلرُّءْيَآ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ}}<ref>«تو خواب خود را راست شمردی؛ ما بدین‌گونه نکوکاران را پاداش می‌دهیم» سوره صافّات، آیه ۱۰۵.</ref>.<ref>[[رقیه جعفرپور|جعفرپور، رقیه]]، [[رؤیا - جعفرپور (مقاله)|مقاله «رؤیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴، ص ۱۷۲.</ref>.
===رویای [[پادشاهی]] یوسف{{ع}}===
وی در خواب ۱۱ [[ستاره]] و [[خورشید و ماه]] را در [[حال]] [[سجده]] بر خود دید و آن [[خواب]] را برای پدرش بازگو کرد: {{متن قرآن|إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَـٰٓأَبَتِ إِنِّى رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًۭا وَٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِى سَـٰجِدِينَ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که یوسف به پدرش گفت: ای پدر! من (در خواب) یازده ستاره و خورشید و ماه را دیدم که برای من فروتن بودند» سوره یوسف، آیه ۴.</ref> بیشتر [[مفسران]]، تکرار «رَاَیتُ» در این [[آیه]] را برای تأکید دانسته‌اند<ref>اعراب القرآن، نحاس،ج ۲، ص۱۹۲؛التبیان، ج ۶، ص۹۵؛ البحر المحیط، ج ۶، ص۲۳۸.</ref>. برخی نیز «رَاَیتُ» را به معنای دیدن شخص آنها و «رَاَیتُهُم» را به معنای دیدن [[سجده]] آنها دانسته‌اند<ref>ایجاز البیان، ج ۱، ص۴۳۰؛ مجمع البیان، ج ۵، ص۳۱ ـ ۳۲۰؛ المیزان، ج ۱۱، ص۷۷.</ref>. در ادامه داستان با بیان سجده پدر و مادر و همه [[برادران]] در برابر یوسف: {{متن قرآن|وَخَرُّوا۟ لَهُۥ سُجَّدًۭا}}<ref> سوره یوسف، آیه ۱۰۰.</ref> [[تأویل]] [[رؤیا]] آشکار می‌گردد و یوسف{{ع}} خود نیز بر وقوع تعبیر خوابش تأکید می‌کند: {{متن قرآن|وَقَالَ يَا أَبَتِ هَذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِنْ قَبْلُ}}<ref> سوره یوسف، آیه ۱۰۰.</ref>. در باره سجده ۱۱ [[ستاره]] بر [[حضرت یوسف]]{{ع}} همگان اتفاق دارند که ۱۱ [[برادر]] آن حضرت بودند<ref>تفسیر سمعانی، ج ۳، ص۷؛ تفسیر العز بن عبد السلام، ج ۱، ص۴۹۲.</ref>؛ اما در تأویل [[خورشید و ماه]]، برخی [[خورشید]] را [[حضرت یعقوب]]{{ع}} و ماه را مادر<ref>تفسیر ماوردی، ج ۳، ص۶؛ تفسیر بغوی، ج ۲، ص۴۷۵.</ref> یا خاله حضرت یوسف<ref>ممد الهمم، ص۲۳۳؛ لباب التأویل، ج ۲، ص۵۱۱.</ref> تعبیر کرده و برخی دیگر ماه را حضرت یعقوب و خورشید را مادر یا خاله آن حضرت دانسته‌اند<ref>تفسیر مقاتل، ج ۳، ص۳۱۱؛ تیسیر الکریم الرحمن، ص۴۵۲.</ref>. فاصله میان خواب حضرت یوسف و تعبیر آن ۴۰ سال<ref>تفسیر ثعلبی، ج ۵، ص۱۹۷؛ تفسیر ثعالبی، ج ۲، ص۲۴.</ref> یا ۸۰ سال<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۳۲۰؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۸، ص۴۱۹؛ تفسیر ابن‌کثیر، ج ۴، ص۳۱۷.</ref> دانسته شده است.<ref>[[رقیه جعفرپور|جعفرپور، رقیه]]، [[رؤیا - جعفرپور (مقاله)|مقاله «رؤیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴، ص ۱۷۲.</ref>.
===رویای همبندی‌های یوسف{{ع}}===
از جمله [[رؤیاهای صادق]] در [[قرآن]]، خواب همزندانی‌های یوسف{{ع}} است که با آن حضرت وارد [[زندان]] شده بودند. یکی از آنان که [[مأمور]] شراب [[پادشاه]] بود<ref>تفسیر ثعلبی، ج ۵، ص۲۲۱؛ الصافی، ج ۳، ص۲۰.</ref>، در [[خواب]] دید برای پادشاه انگور می‌فشرد یا آب انگور (شراب) می‌برد و دیگری که مأمور طعام وی بود<ref>تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص۳۳۲؛تفسیر شبر، ص۲۴۲.</ref>، در خواب دید که بر روی سرش برای پادشاه نان می‌برد و پرندگان از آن نان‌ها می‌خورند.<ref>{{متن قرآن|وَدَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيَانِ قَالَ أَحَدُهُمَا إِنِّي أَرَانِي أَعْصِرُ خَمْرًا وَقَالَ الْآخَرُ إِنِّي أَرَانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزًا تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِيلِهِ إِنَّا نَرَاكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ}} «و دو جوان با او به زندان در آمدند، یکی از آنها گفت من در خواب می‌دیدم که شراب می‌اندازم و دیگری گفت: من در خواب می‌دیدم که روی سرم نان می‌برم، پرندگان از آن می‌خورند، ما را از تعبیر آن آگاه کن که ما تو را از نیکوکاران می‌بینیم» سوره یوسف، آیه ۳۶.</ref> دو [[زندانی]]، رؤیای خود را برای آن حضرت بیان کردند و تعبیر خوابشان را از او خواستند. آن حضرت در پاسخ، رؤیای آن دو را این گونه تعبیر کرد که یکی از شما، ساقی پادشاه و دیگری به دار آویخته می‌شود و پرندگان از [[مغز]] سر وی می‌خورند.<ref>{{متن قرآن|يَا صَاحِبَيِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُكُمَا فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْرًا وَأَمَّا الْآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْ رَأْسِهِ قُضِيَ الْأَمْرُ الَّذِي فِيهِ تَسْتَفْتِيَانِ}} «ای دو یار زندان! اما (تعبیر خواب) یکی از شما (این است که) به سرور خود باده می‌نوشاند؛ و اما دیگری به دار آویخته می‌شود و پرندگان از سرش خواهند خورد؛ کاری که از من درباره آن نظر می‌خواستید قطعی شده است» سوره یوسف، آیه ۴۱.</ref>.<ref>جامع البیان، ج ۱۲، ص۱۳۱-۱۳۲؛ تفسیر شبر، ص۲۴۳.</ref>.<ref>[[رقیه جعفرپور|جعفرپور، رقیه]]، [[رؤیا - جعفرپور (مقاله)|مقاله «رؤیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴، ص ۱۷۳.</ref>.
===رویاهای [[پادشاه مصر]]===
این [[رؤیا]] در دو [[آیه]]، یک بار برای معبّران دربار و دیگر بار برای یوسف{{ع}} بازگو شد. پادشاه ۷ خوشه سبز و ۷ خوشه خشکیده و ۷ گاو لاغر را در خواب دید که ۷ گاو فربه و چاق را می‌خورند: {{متن قرآن|وَقَالَ الْمَلِكُ إِنِّي أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي رُؤْيَايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّؤْيَا تَعْبُرُونَ}}<ref>«و پادشاه (مصر) گفت: من (در خواب) هفت گاو فربه می‌بینم که هفت گاو لاغر آنها را می‌خورند و هفت خوشه سبز و (هفت خوشه) دیگر خشک؛ ای بزرگان! اگر خوابگزارید به من درباره خوابم نظر بدهید» سوره یوسف، آیه ۴۳.</ref> در [[روایات تفسیری]]، رؤیای [[پادشاه مصر]] با تفصیل بیشتری آمده است<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۳۶۱ ـ ۳۶۴؛ تفسیر ثعلبی، ج، ص۲۲۶.</ref>. در دو [[آیه]] مربوط به [[خواب]] پادشاه مصر، تعداد خوشه‌های خشک<ref>تفسیر جلالین، ص۲۴۳.</ref> و پیچیدن خوشه‌های خشک به دور خوشه‌های سبز، به قرینه قسمت نخست آیه و وضوح آن حذف شده است<ref>الجوهر الثمین، ج ۳، ص۲۸۱؛ بیان السعاده، ج ۲، ص۳۶۴.</ref>؛ اما برخی [[مفسران]]، چنین مطلبی را از آیه برداشت نکرده و ذکر تعداد ۷ برای سنبله‌های خشک را از روی [[گمان]] دانسته‌اند<ref>الکشاف، ج ۲، ص۴۷۴؛ اللباب، ج ۱۱، ص۱۱۵.</ref>. به هر روی، پادشاه مصر از معبّران دربارش خواست تا خواب وی را تعبیر کنند و آنها رؤیای [[پادشاه]] را «اَضغـثُ اَحلـمٍ» خواندند. گروهی از مفسران، مراد از «اَضغـثُ اَحلـمٍ» را خواب‌های پریشان و بی‌تعبیر<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۳۶۵.</ref> ندانسته، بلکه آن را پیچیده و مرکب از بخش‌های گوناگون شمرده‌اند. در واقع معبّران دربار با اظهار عجز از تعبیر آن، خود را تنها [[قادر]] به تعبیر خواب‌های یکدست و یکنواخت معرفی کردند و امکان تعبیر آن توسط استاد ماهری را [[انکار]] نکردند<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۳، ص۱۶۵؛ انوار درخشان،ج ۹،ص ۸۶؛ الامثل، ج ۷، ص۲۲۱.</ref>. این احتمال نیز داده شده که آنها [[پیش‌بینی]] وقوع رخدادهای ناگوار را در [[آینده]] داشتند و برای [[پرهیز]] از پریشان ساختن خاطر پادشاه، از تعبیرش خودداری کردند<ref>الامثل، ج ۷، ص۲۲۱.</ref>. با [[اصرار]] پادشاه بر [[تعبیر خواب]] یاد شده، ساقی وی که پیش از این، همبند یوسف{{ع}} بود، به یاد وی افتاد و نزدش رفته، [[تعبیر خواب]] را چنین دریافت کرد که ۷ سال پیاپی به جهت بارندگی فراوان باید با [[جدیت]] [[زراعت]] کنید و محصول خود را در خوشه‌هایش در انبارها ذخیره کنید و جز به مقدار کم و جیره‌بندی به اندازه نیاز، از آن صرف نکنید که پس از این، ۷ سال خشک و کم [[باران]] و سخت در پیش دارید و تنها باید از ذخیره سال‌های پیش استفاده کنید. پس از آن یک‌سالِ پرباران نصیب [[مردم]] خواهد شد.<ref>{{متن قرآن|قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَبًا فَمَا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تَأْكُلُونَ * ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ سَبْعٌ شِدَادٌ يَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِيلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ * ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ عَامٌ فِيهِ يُغَاثُ النَّاسُ وَفِيهِ يَعْصِرُونَ}} «گفت: هفت سال پیاپی بکارید و آنچه برمی‌دارید- جز اندکی را که می‌خورید- در خوشه بگذارید * آنگاه پس از آن، هفت سال سخت خواهد آمد، که (مردم) آنچه را برای آن (سال)‌ها از پیش نهاده‌اید، خواهند خورد جز اندکی را که (در انبارها) نگه می‌دارید * آنگاه پس از آن، سالی خواهد آمد که در آن به فریاد مردم می‌رسند (/ باران می‌یابند) و (مردم) در آن (از دانه‌ها و میوه‌ها) افشره می‌گیرند (/ از خشکسالی رهایی می‌یابند)» سوره یوسف، آیه ۴۷-۴۹.</ref> در ادامه [[آیات]]، [[درستی]] تعبیر یوسف از [[خواب]] [[پادشاه]] آشکار می‌شود.<ref>[[رقیه جعفرپور|جعفرپور، رقیه]]، [[رؤیا - جعفرپور (مقاله)|مقاله «رؤیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴، ص ۱۷۳.</ref>.
===رویاهای [[پیامبر اکرم]]{{صل}}===
در [[قرآن]] از سه [[رؤیای صادق]] پیامبر اکرم{{صل}} یاد شده است:
#'''رویای ورود به [[مسجدالحرام]]''': [[پیامبر]]{{صل}} پیش از [[صلح حدیبیه]] در [[مدینه]] در خواب دید که همراه [[اصحاب]] خود در [[امنیت]] کامل و با سر تراشیده و مو و ناخن کوتاه شده، وارد [[مکه]] می‌شوند. [[مسلمانان]] با شنیدن خبر این [[رؤیا]] [[گمان]] کردند که تعبیر آن در همان سال خواهد بود و چون از [[حدیبیه]] بازگشتند، [[منافقان]] گفتند: به مسجدالحرام وارد نشدیم و حلق و تقصیر نکردیم؛ آن‌گاه [[آیه]] {{متن قرآن|لَّقَدْ صَدَقَ ٱللَّهُ رَسُولَهُ ٱلرُّءْيَا بِٱلْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ ٱلْمَسْجِدَ ٱلْحَرَامَ إِن شَآءَ ٱللَّهُ ءَامِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُءُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا۟ فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَٰلِكَ فَتْحًۭا قَرِيبًا}}<ref>«خداوند، به حق رؤیای پیامبرش را راست گردانیده است؛ شما اگر خداوند بخواهد با ایمنی، در حالی که سرهای خود را تراشیده و موها را کوتاه کرده‌اید، بی‌آنکه بهراسید به مسجد الحرام وارد می‌شوید بنابراین او چیزی را می‌دانست که شما نمی‌دانید، از این رو پیش از آن پیروزی نزدیکی پدید آورد» سوره فتح، آیه ۲۷.</ref> در پاسخ آنها فرود آمد و تحقق آن [[رؤیا]] حتمی و قریب الوقوع شمرده شد<ref>جوامع الجامع، ج ۴، ص۱۴۶؛ الامثل، ج ۱۶، ص۴۸۶.</ref>. [[حضرت محمّد]]{{صل}} با اصحابش در سال بعد ([[ذیقعده]] [[سال هفتم هجری]]) از [[مدینه]] به سمت [[مکه]] بیرون آمد، و همان‌گونه که [[قرآن]] بر [[صدق]] رؤیای [[پیامبر]]{{صل}} تأکید کرده بود، در کمال [[عزّت]]، [[شوکت]] و [[امنیت]] وارد مکه شد، و سه [[روز]] در مکه ماند و سپس به مدینه بازگشت<ref>عیون الاثر، ج ۲، ص۱۶۳ ـ ۱۶۵؛ سبل الهدی، ج ۵، ص۶۹؛ تفسیر قاسمی، ج ۸، ص۵۰۵.</ref>. مراد از {{متن قرآن|فَتْحًۭا قَرِيبًا}} در پایان [[آیه]] و [[پیروزی]] نزدیکی که به پیامبر و [[مسلمانان]] [[وعده]] داده شده، بنابه دیدگاه برخی، [[فتح خیبر]] است<ref>دلائل النبوه، ج ۴، ص۱۶۲؛ الجدید، ج ۶، ص۴۹۵.</ref>، هرچند گروهی دیگر از [[مفسران]] با توجه به [[سیاق آیه]] و نیز تأثیر [[صلح حدیبیه]] در ورود ایمن به [[مسجدالحرام]]، {{متن قرآن|فَتْحًۭا قَرِيبًا}} را به آن [[تفسیر]] کرده‌اند<ref>روض الجنان، ج ۱۷، ص۳۶۳؛ منهج الصادقین، ج ۸، ص۳۹۳.</ref>. این رخداد از [[اخبار غیبی]] قرآن و [[معجزات]] [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} به شمار می‌رود.
#'''رویای [[شجره ملعونه]]''': [[خداوند]] در [[قرآن کریم]] از رؤیایی برای پیامبر به [[اجمال]] یاد کرده و آن را سبب [[آزمون]] [[مردم]] خوانده است: {{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لَكَ إِنَّ رَبَّكَ أَحَاطَ بِٱلنَّاسِ وَمَا جَعَلْنَا ٱلرُّءْيَا ٱلَّتِىٓ أَرَيْنَـٰكَ إِلَّا فِتْنَةًۭ لِّلنَّاسِ وَٱلشَّجَرَةَ ٱلْمَلْعُونَةَ فِى ٱلْقُرْءَانِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَـٰنًۭا كَبِيرًۭا}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که با تو گفتیم: پروردگارت به مردم چیرگی دارد و خوابی که ما به تو نمایاندیم و درخت لعنت شده در قرآن را جز برای آزمون مردم قرار ندادیم و آنان را بیم می‌دهیم اما جز سرکشی بزرگ، به آنان نمی‌افزاید» سوره اسراء، آیه ۶۰.</ref> در این باره که آیا «[[رؤیا]]» در [[آیه]] از [[خواب]] خاصی که [[پیامبر]]{{صل}} دیده بود حکایت دارد یا مراد از آن دیدن در [[بیداری]] است [[اختلاف]] نظر است: بعضی آن را به معنای دیدن در بیداری و مراد از آن را نمایاندن [[آیات الهی]] در [[سفر]] [[معراج]] دانسته‌اند که در آغاز همین [[سوره]] از آن یاد شده است<ref>کشف الاسرار، ج ۵، ص۵۷۶؛ تاریخ الاسلام، ج ۱، ص۲۵۳؛ امتاع الاسماع، ج ۸، ص۲۲۸.</ref>. برخی دیگر آن را خوابی می‌دانند که پیامبر درباره ورود به [[مسجد الحرام]] دیده بود که به [[صلح حدیبیه]] انجامید و تأخیر در ورود به [[مسجدالحرام]] در آن سال دانسته‌اند که آزمونی بود برای برخی [[اصحاب]]<ref>کشف الاسرار، ج ۵، ص۵۷۶؛ تفسیر بغوی، ج ۳، ص۱۴۱؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۱، ص۲۸۲.</ref>. عده‌ای نیز آن را درباره [[جنگ بدر]] شمرده‌اند<ref>تفسیر بیضاوی، ج ۳، ص۲۵۹ ـ ۲۶۰؛ نک: البحرالمحیط، ج ۷، ص۷۴؛ الصافی، ج ۳، ص۱۹۹.</ref>. از [[یهود]]<ref>التفسیر الکبیر،ج ۲۰، ص۳۶۱؛ التفسیر الکاشف، ج ۵، ص۶۰.</ref> و درخت زقّوم در [[جهنم]]<ref>التبیان، ج ۶، ص۴۹۴؛ کشف الاسرار، ج ۵، ص۵۷۶.</ref> نیز به عنوان [[تفسیر]] [[شجره ملعونه]] یاد شده است. در [[روایات تفسیری]]، شجره ملعونه به [[بنی امیه]] تفسیر و رؤیای آن حضرت چنین تفسیر شده که دسته‌ای میمون از [[منبر]] آن حضرت بالا و پایین رفته، منبر ایشان را بازیچه خود قرار می‌دهند. سپس [[خداوند]] پاره‌ای از فسادهایشان را در آن رؤیا به آن حضرت نشان داد<ref>الدر المنثور، ج ۴، ص۱۹۱؛ تأویل الآیات الظاهره، ص۲۷۴؛ البرهان، ج ۳، ص۵۴۳.</ref>. تحلیل جامع آیه با توجه به [[سیاق]] و وجود مصادیق مختلف برای آن، احتمال شمولش نسبت به همه [[منافقان]]، چه در دوره [[پیامبر]] و چه پس از آن دوره را تقویت می‌کند<ref>المیزان، ج ۱۳، ص۱۳۷؛ الفرقان، ج ۱۷، ص۲۴۸.</ref>.
#'''رویای [[جنگ بدر]]''': [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در رؤیایی پیش از وقوع [[جنگ]]، شمار [[مشرکان]] را اندک دید و آن را برای اصحابش بازگفت که [[بشارت]] [[پیروزی]] بر مشرکان تلقی شد: {{متن قرآن|إِذْ يُرِيكَهُمُ ٱللَّهُ فِى مَنَامِكَ قَلِيلًۭا وَلَوْ أَرَىٰكَهُمْ كَثِيرًۭا لَّفَشِلْتُمْ وَلَتَنَـٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَلَـٰكِنَّ ٱللَّهَ سَلَّمَ إِنَّهُۥ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که خداوند آنان را به تو در خوابت «اندک» نشان داد و اگر آنان را «بسیار» نشان داده بود سست می‌شدید و در کار (جنگ) اختلاف می‌یافتید ولی خداوند (شما را) در امان داشت که او به اندیشه‌ها داناست» سوره انفال، آیه ۴۳.</ref><ref>کشف الاسرار، ج ۴، ص۵۴؛ تفسیر ثعلبی، ج ۴، ص۳۶؛ التفسیر الکاشف، ج ۳، ص۴۸۷.</ref>. در ادامه [[آیات]] از تحقق رؤیای پیامبر یاد می‌شود. شمار مشرکان در چشم [[مسلمانان]] اندک آمد و این امر مایه [[قوت نفس]] آنان شد. شمار مسلمانان نیز در چشم مشرکان اندک آمد و این امر سبب [[غرور]] و تهییج بیشترشان شد که به شکستشان انجامید<ref>المغازی، ج ۱، ص۱۳۴؛ التبیان، ج ۵، ص۱۲۹؛ البرهان، ج ۲، ص۷۰۲.</ref>.<ref>[[رقیه جعفرپور|جعفرپور، رقیه]]، [[رؤیا - جعفرپور (مقاله)|مقاله «رؤیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۴، ص ۱۷۴.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
خط ۱۰۴: خط ۱۴۰:
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم''']]
# [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[رؤیا - کوشا (مقاله)|مقاله «رؤیا»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']]
# [[پرونده:10524027.jpg|22px]] [[محمد علی کوشا|کوشا، محمد علی]]، [[رؤیا - کوشا (مقاله)|مقاله «رؤیا»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|'''دانشنامه معاصر قرآن کریم''']]
# [[پرونده:1100408.jpg|22px]] [[رقیه جعفرپور|جعفرپور، رقیه]]، [[رؤیا - جعفرپور (مقاله)|مقاله «رؤیا»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۴''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
۸۰٬۳۷۲

ویرایش