پرش به محتوا

ابلیس در معارف و سیره رضوی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف'
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف')
خط ۲۲: خط ۲۲:
[[امام رضا]] {{ع}} از میان سخنانی که در متن قرآنی به ابلیس منسوب است به آیه‌ای که وی [[گمراهی]] خود را به خداوند نسبت می‌دهد: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي}}<ref>«گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدی‌ها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد» سوره حجر، آیه ۳۹.</ref> توجه خاص دارد<ref>الکافی، ج۱، ص۱۵۷- ۱۵۸.</ref> و به نحوی آن را بیانی ابلیسانه می‌داند که معرف مشی و [[اندیشه]] وی است. این توجه [[حضرت]] می‌تواند ما را [[راهنمایی]] کند که در این [[آیه شریفه]] مطالب مهمی مندرج است. آنچه در این [[آیه]] جای [[تأمل]] بسیار دارد، انتساب [[گمراه]] نمودن و [[اغوا]] از ناحیه [[ابلیس]] به [[حق تعالی]] است. وی بی‌آنکه [[خطا]] و [[عصیان]] خویش را یاد آورد و با [[توبه]] از آن باز گردد، [[نیت]] و عمل [[ناپسند]] خویش را چنان صحیح و [[زیبا]] می‌پندارد که نه تنها اندک ندامتی از [[پندار]] و [[کردار]] خویش ابراز نمی‌کند، بلکه [[گمراهی]] خود را به [[خداوند]] نسبت می‌دهد. بی‌شک، چنان که برخی از [[مفسران]] گفته‌اند، ابلیس به سبب چنین انتسابی به [[حق متعال]] [[کفر]] ورزیده، چنان که به واسطه [[سجده]] نکردن به [[آدم]] [[کافر]] شده است<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۶ ص۳۳۶.</ref>. برخی مفسران ابلیس را به سبب چنین انتسابی به خداوند قائل به [[جبر]] و سرگردان در این مسأله می‌دانند<ref>التفسیر الکبیر، ج۲۶، ص۴۱۵.</ref>. نکته قابل توجه است که [[قرآن]] در مقابل چنین انتسابی به خداوند پاسخی نمی‌دهد و گویی این نسبت را به نحوی خاص پذیرفته است. همین امر باعث شده تا مفسران [[کلام الهی]] جویای ماهیت [[گمراه کردن]] [[الهی]] در باب ابلیس شوند. برخی مفسران به این سو مایل شده‌اند معنای اغوا را طرد و [[لعن]] ابلیس از [[رحمت الهی]] بدانند که همان اغوای جزایی است و در بیشتر موارد در متن [[قرآنی]] معنای اولیه “گمراه نمودن الهی” است<ref>المیزان، ج۱۲، ص۱۶۱- ۱۶۲.</ref>. اغوای جزایی عبارت است از تشدید گمراهی پیشین به واسطه [[عناد]] و لجاج در نپذیرفتن [[هدایت]]. در [[آیات]] آغاز [[سوره بقره]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ * خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}} «بی‌گمان بر کافران برابر است، چه بیمشان دهی یا بیمشان ندهی، ایمان نمی‌آورند * خداوند بر دل‌ها و بر شنوایی آنان مهر نهاده و بر بینایی‌های آنها پرده‌ای است و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره بقره، آیه ۶-۷.</ref> [[خداوند]] از کسانی سخن می‌گوید که چه آنان را [[انذار]] بدهند و چه ندهند، برایشان تفاوتی ندارد. خداوند به واسطه لجاج و [[عناد]] آنان در [[پذیرفتن]] طریق [[هدایت]] و [[حقیقت]]، بر [[قلب]]، گوش و چشمانشان پرده می‌افکند و آنان را به عذابی [[عظیم]] دچار می‌کند. این‌گونه از [[اغوا]] سنتی است [[الهی]] و شامل حال کسانی می‌شود که خود زمینه [[گمراهی]] اولیه‌شان را فراهم آورده‌اند و در مقابل [[نعمت]] هدایت، [[کفران]] و [[ناسپاسی]] می‌ورزند. برخی نیز گفته‌اند که جمله {{متن قرآن|أَغْوَيْتَنِي}} گرچه در [[مقام]] [[اعتراض]] به [[پروردگار]] است، از نظر رعایت [[توحید افعالی]] صحیح است، زیرا طرد و راندن از [[رحمت]] نیز مانند رحمت، مستند به پروردگار است. در اثر غوایت و [[امتناع]] [[شیطان]] از [[سجده]] به [[آدم]]، وی از رحمت [[خاصه]] برای همیشه [[محروم]] و رانده شد و هر [[حکم]] و فرمانی، اثباتی یا سلبی، اختصاص به پروردگار دارد<ref>انوار درخشان، ج۹، ص۳۷۵.</ref>. برخی از دیگر [[مفسران]] به مراتب دیگری از اغوای الهی اشاره نموده‌اند. برای مثال گفته‌اند منظور از [[گمراه کردن]] این است که [[خدا]] سبب گمراهی شیطان را فراهم کرد، زیرا به او [[فرمان]] داد بر آدم سجده کند. سرانجام این امر به سجده، موجب گمراهی او شد<ref>تفسیر جوامع الجامع، ج۳، ص۳۴۳؛ تفسیر الصافی، ج۳، ص۱۱۳.</ref>. معنای دیگر گمراه کردن [[ابلیس]] نیز این است که خداوند پیش از [[خلقت آدم]]، ابلیس را با [[تکبر]] و خودبزرگ‌بینی‌اش رها کرده بود و تنها در موضع [[امتحان]] ناشی از خلقت آدم، [[کفر]] وی را بدو نشان داد. غیر از این معانی که برای اغوای ابلیس برشمردیم، اغوای دیگری نیز در کار بود که ناشی از [[یأس]] از وضعیت پس از [[ابتلا]] بود. او [[گمان]] برد حال که [[راه]] نجاتی از این [[مهلکه]] نیست، تقاضای [[عمر]] افزون‌تر راهی برای انتقام‌کشی از عامل اصلی این [[هلاکت]] است. نفس او فرافکنی کرد و خطای خویش را نپذیرفت و برای ابد مستوجب [[لعنت]] [[خداوند]] و [[هلاکت]] ناشی از آن شد<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۳۶۳.</ref>. [[میبدی]] با عبارت مختصر: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي}} {{عربی|أی بما أضللتنی و لعنتنی و خیبتنی و أهلکتنی}}<ref>کشف الأسرار، میبدی، ج۳، ص۵۶۸.</ref> به نیکویی، تمام مراتب [[گمراه کردن]] [[ابلیس]] توسط خداوند را تشریح کرده است.
[[امام رضا]] {{ع}} از میان سخنانی که در متن قرآنی به ابلیس منسوب است به آیه‌ای که وی [[گمراهی]] خود را به خداوند نسبت می‌دهد: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي}}<ref>«گفت: پروردگارا! برای آنکه مرا بیراه نهادی، در زمین (بدی‌ها را) در دید آنها خواهم آراست و همگان را از راه به در خواهم برد» سوره حجر، آیه ۳۹.</ref> توجه خاص دارد<ref>الکافی، ج۱، ص۱۵۷- ۱۵۸.</ref> و به نحوی آن را بیانی ابلیسانه می‌داند که معرف مشی و [[اندیشه]] وی است. این توجه [[حضرت]] می‌تواند ما را [[راهنمایی]] کند که در این [[آیه شریفه]] مطالب مهمی مندرج است. آنچه در این [[آیه]] جای [[تأمل]] بسیار دارد، انتساب [[گمراه]] نمودن و [[اغوا]] از ناحیه [[ابلیس]] به [[حق تعالی]] است. وی بی‌آنکه [[خطا]] و [[عصیان]] خویش را یاد آورد و با [[توبه]] از آن باز گردد، [[نیت]] و عمل [[ناپسند]] خویش را چنان صحیح و [[زیبا]] می‌پندارد که نه تنها اندک ندامتی از [[پندار]] و [[کردار]] خویش ابراز نمی‌کند، بلکه [[گمراهی]] خود را به [[خداوند]] نسبت می‌دهد. بی‌شک، چنان که برخی از [[مفسران]] گفته‌اند، ابلیس به سبب چنین انتسابی به [[حق متعال]] [[کفر]] ورزیده، چنان که به واسطه [[سجده]] نکردن به [[آدم]] [[کافر]] شده است<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۶ ص۳۳۶.</ref>. برخی مفسران ابلیس را به سبب چنین انتسابی به خداوند قائل به [[جبر]] و سرگردان در این مسأله می‌دانند<ref>التفسیر الکبیر، ج۲۶، ص۴۱۵.</ref>. نکته قابل توجه است که [[قرآن]] در مقابل چنین انتسابی به خداوند پاسخی نمی‌دهد و گویی این نسبت را به نحوی خاص پذیرفته است. همین امر باعث شده تا مفسران [[کلام الهی]] جویای ماهیت [[گمراه کردن]] [[الهی]] در باب ابلیس شوند. برخی مفسران به این سو مایل شده‌اند معنای اغوا را طرد و [[لعن]] ابلیس از [[رحمت الهی]] بدانند که همان اغوای جزایی است و در بیشتر موارد در متن [[قرآنی]] معنای اولیه “گمراه نمودن الهی” است<ref>المیزان، ج۱۲، ص۱۶۱- ۱۶۲.</ref>. اغوای جزایی عبارت است از تشدید گمراهی پیشین به واسطه [[عناد]] و لجاج در نپذیرفتن [[هدایت]]. در [[آیات]] آغاز [[سوره بقره]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ * خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}} «بی‌گمان بر کافران برابر است، چه بیمشان دهی یا بیمشان ندهی، ایمان نمی‌آورند * خداوند بر دل‌ها و بر شنوایی آنان مهر نهاده و بر بینایی‌های آنها پرده‌ای است و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره بقره، آیه ۶-۷.</ref> [[خداوند]] از کسانی سخن می‌گوید که چه آنان را [[انذار]] بدهند و چه ندهند، برایشان تفاوتی ندارد. خداوند به واسطه لجاج و [[عناد]] آنان در [[پذیرفتن]] طریق [[هدایت]] و [[حقیقت]]، بر [[قلب]]، گوش و چشمانشان پرده می‌افکند و آنان را به عذابی [[عظیم]] دچار می‌کند. این‌گونه از [[اغوا]] سنتی است [[الهی]] و شامل حال کسانی می‌شود که خود زمینه [[گمراهی]] اولیه‌شان را فراهم آورده‌اند و در مقابل [[نعمت]] هدایت، [[کفران]] و [[ناسپاسی]] می‌ورزند. برخی نیز گفته‌اند که جمله {{متن قرآن|أَغْوَيْتَنِي}} گرچه در [[مقام]] [[اعتراض]] به [[پروردگار]] است، از نظر رعایت [[توحید افعالی]] صحیح است، زیرا طرد و راندن از [[رحمت]] نیز مانند رحمت، مستند به پروردگار است. در اثر غوایت و [[امتناع]] [[شیطان]] از [[سجده]] به [[آدم]]، وی از رحمت [[خاصه]] برای همیشه [[محروم]] و رانده شد و هر [[حکم]] و فرمانی، اثباتی یا سلبی، اختصاص به پروردگار دارد<ref>انوار درخشان، ج۹، ص۳۷۵.</ref>. برخی از دیگر [[مفسران]] به مراتب دیگری از اغوای الهی اشاره نموده‌اند. برای مثال گفته‌اند منظور از [[گمراه کردن]] این است که [[خدا]] سبب گمراهی شیطان را فراهم کرد، زیرا به او [[فرمان]] داد بر آدم سجده کند. سرانجام این امر به سجده، موجب گمراهی او شد<ref>تفسیر جوامع الجامع، ج۳، ص۳۴۳؛ تفسیر الصافی، ج۳، ص۱۱۳.</ref>. معنای دیگر گمراه کردن [[ابلیس]] نیز این است که خداوند پیش از [[خلقت آدم]]، ابلیس را با [[تکبر]] و خودبزرگ‌بینی‌اش رها کرده بود و تنها در موضع [[امتحان]] ناشی از خلقت آدم، [[کفر]] وی را بدو نشان داد. غیر از این معانی که برای اغوای ابلیس برشمردیم، اغوای دیگری نیز در کار بود که ناشی از [[یأس]] از وضعیت پس از [[ابتلا]] بود. او [[گمان]] برد حال که [[راه]] نجاتی از این [[مهلکه]] نیست، تقاضای [[عمر]] افزون‌تر راهی برای انتقام‌کشی از عامل اصلی این [[هلاکت]] است. نفس او فرافکنی کرد و خطای خویش را نپذیرفت و برای ابد مستوجب [[لعنت]] [[خداوند]] و [[هلاکت]] ناشی از آن شد<ref>التبیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۳۶۳.</ref>. [[میبدی]] با عبارت مختصر: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي}} {{عربی|أی بما أضللتنی و لعنتنی و خیبتنی و أهلکتنی}}<ref>کشف الأسرار، میبدی، ج۳، ص۵۶۸.</ref> به نیکویی، تمام مراتب [[گمراه کردن]] [[ابلیس]] توسط خداوند را تشریح کرده است.


[[امام رضا]] {{ع}} در باب دوام [[لعنت الهی]] بر ابلیس سخنی را به طریق استفهام فرموده که مورد توجه محققان قرار گرفته است. ایشان در پاسخ سائلی که به نوعی به [[تغییر]] در وجود [[الهی]] [[معتقد]] است این [[پرسش]] را مطرح می‌کند که آیا [[غضب خداوند]] به ابلیس و یارانش همچنان ادامه دارد و یا پس از مدتی منقضی شده است<ref>الکافی، ج۱، ص۱۳۱.</ref>. در واقع [[امام]] این پرسش را مطرح می‌کند تا بدان شخص بگوید که خداوند را با خود و امثال خود مقایسه نکن و بدان که [[خشم]] و غضب خداوند تأثر و انفعالی نیست که پس از زمانی از میان برود. این مطلبی است که برخی از [[حکما]] از جمله [[میرداماد]]<ref>التعلیقة علی کتاب الکافی، ص۳۱۶.</ref> و [[ملاصدرا]]<ref>شرح أصول الکافی، مازندرانی، ج۳، ص۳۵۹؛ ج۴، ص۱۳۸.</ref> در شرح این [[حدیث]] بیان داشته‌اند و برخی از دیگر شارحان [[کتاب الکافی]] بدان توجه داده‌اند<ref>صافی در شرح کافی، ج۲، ص۳۸۸.</ref>. اما نکته مهمی که در این حدیث کمتر به آن توجه شده این است که دوام [[خشم خداوند]] از ابلیس به چه نحو قابل توضیح است. به اختصار می‌توان گفت مادامی که [[وصف]] منجر به [[شیطان]] شدن ابلیس در او متصف است و او از این وصف [[پاک]] نگردیده، خشم خداوند متوجه اوست. تعبیر “متوجه” را به معنای دقیق آن در اینجا باید مد نظر داشت و آن عبارت است از روی کردن به کس یا چیزی. انقضای [[خشم الهی]] امری زمانمند نیست که زمانی آغاز شود و زمانی به پایان رسد. خشم و [[غضب الهی]] بر پاره‌ای اوصاف و احوال واقع می‌شود و مادامی که شخص متصف به این اوصاف است، مغضوب [[خداوند]] است. به تعبیر دیگر، هر وصفی از موجودات تحت اسمی از [[اسمای الهی]] قرار می‌گیرد و بسته به اینکه فرد چه وصفی داشته باشد، اسمی از اسمای الهی تجلی می‌کند<ref>الفتوحات المکیة، ج۳، ص۳۱۶.</ref>.
[[امام رضا]] {{ع}} در باب دوام [[لعنت الهی]] بر ابلیس سخنی را به طریق استفهام فرموده که مورد توجه محققان قرار گرفته است. ایشان در پاسخ سائلی که به نوعی به [[تغییر]] در وجود [[الهی]] [[معتقد]] است این [[پرسش]] را مطرح می‌کند که آیا [[غضب خداوند]] به ابلیس و یارانش همچنان ادامه دارد و یا پس از مدتی منقضی شده است<ref>الکافی، ج۱، ص۱۳۱.</ref>. در واقع [[امام]] این پرسش را مطرح می‌کند تا بدان شخص بگوید که خداوند را با خود و امثال خود مقایسه نکن و بدان که [[خشم]] و غضب خداوند تأثر و انفعالی نیست که پس از زمانی از میان برود. این مطلبی است که برخی از [[حکما]] از جمله [[میرداماد]]<ref>التعلیقة علی کتاب الکافی، ص۳۱۶.</ref> و [[ملاصدرا]]<ref>شرح أصول الکافی، مازندرانی، ج۳، ص۳۵۹؛ ج۴، ص۱۳۸.</ref> در شرح این [[حدیث]] بیان داشته‌اند و برخی از دیگر شارحان [[کتاب الکافی]] بدان توجه داده‌اند<ref>صافی در شرح کافی، ج۲، ص۳۸۸.</ref>. اما نکته مهمی که در این حدیث کمتر به آن توجه شده این است که دوام [[خشم خداوند]] از ابلیس به چه نحو قابل توضیح است. به اختصار می‌توان گفت مادامی که وصف منجر به [[شیطان]] شدن ابلیس در او متصف است و او از این وصف [[پاک]] نگردیده، خشم خداوند متوجه اوست. تعبیر “متوجه” را به معنای دقیق آن در اینجا باید مد نظر داشت و آن عبارت است از روی کردن به کس یا چیزی. انقضای [[خشم الهی]] امری زمانمند نیست که زمانی آغاز شود و زمانی به پایان رسد. خشم و [[غضب الهی]] بر پاره‌ای اوصاف و احوال واقع می‌شود و مادامی که شخص متصف به این اوصاف است، مغضوب [[خداوند]] است. به تعبیر دیگر، هر وصفی از موجودات تحت اسمی از [[اسمای الهی]] قرار می‌گیرد و بسته به اینکه فرد چه وصفی داشته باشد، اسمی از اسمای الهی تجلی می‌کند<ref>الفتوحات المکیة، ج۳، ص۳۱۶.</ref>.
در [[روایات]] رسیده از [[امام رضا]] {{ع}}، [[ابلیس]] آغازگر بسیاری از [[زشتی‌ها]] و [[رذائل]] دانسته شده است. ایشان وی را نخستین [[کافر]]<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۲۴۴.</ref> و نخستین کسی که به لواط مشغول شد<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۲۴۶.</ref> می‌داند. در روایات دیگر، [[معصومان]] {{عم}} را آغازگر امور دیگری چون [[قیاس]]<ref>الکافی، ج۱، ص۵۸.</ref>، [[حسد]]<ref>بحار الأنوار، ج۶۰، ص۲۸۱.</ref>، [[دروغگویی]]<ref>تفسیر نور الثقلین، ج۳، ص۴۰۲.</ref>، نوحه‌گری و آوازخوانی<ref>التفسیر، عیاشی، ج۱، ص۴۰، ۲۷۶.</ref> دانسته‌اند.
در [[روایات]] رسیده از [[امام رضا]] {{ع}}، [[ابلیس]] آغازگر بسیاری از [[زشتی‌ها]] و [[رذائل]] دانسته شده است. ایشان وی را نخستین [[کافر]]<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۲۴۴.</ref> و نخستین کسی که به لواط مشغول شد<ref>عیون أخبار الرضا {{ع}}، ج۱، ص۲۴۶.</ref> می‌داند. در روایات دیگر، [[معصومان]] {{عم}} را آغازگر امور دیگری چون [[قیاس]]<ref>الکافی، ج۱، ص۵۸.</ref>، [[حسد]]<ref>بحار الأنوار، ج۶۰، ص۲۸۱.</ref>، [[دروغگویی]]<ref>تفسیر نور الثقلین، ج۳، ص۴۰۲.</ref>، نوحه‌گری و آوازخوانی<ref>التفسیر، عیاشی، ج۱، ص۴۰، ۲۷۶.</ref> دانسته‌اند.


۲۲۷٬۳۶۸

ویرایش