انتقادپذیری: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف'
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف')
خط ۱۷: خط ۱۷:
لذا علی {{ع}} در [[زمان]] [[خلافت]]، متخلفین از [[بیعت]] و همچنین خارجین از [[بیعت]] ([[خوارج]]) را و کسانی که شخص او را [[تکفیر]] و تضلیل می‌کردند مزاحم نمی‌شد و حتی سهم [[بیت‌المال]] آنها را نبرید تا چه رسد که [[امنیت]] [[مالی]] و جانی آنها را [[تهدید]] کند. اینها برای این بود که همه بدانند [[قدرت]] حاکمه نباید و نمی‌تواند جلو اظهار [[رأی]] و [[عقیده]] آنها را بگیرد<ref>مرتضی مطهری، یادداشت‌های استاد مطهری، ج۱، ص۱۲۰.</ref>. همین [[روحیه]] بود که ایشان در [[عهدنامه مالک اشتر]] سفارش می‌کند: {{متن حدیث|وَ لَا تَقُولَنَّ إِنِّي مُؤَمَّرٌ آمُرُ فَأُطَاعُ فَإِنَّ ذَلِكَ‏ إِدْغَالٌ‏ فِي‏ الْقَلْبِ‏ وَ مَنْهَكَةٌ لِلدِّينِ}}<ref>«هرگز با خود مگو: «من [[فرمانده]] هستم، پس باید دستوردهنده باشم و دیگران [[اطاعت]] کنند». به [[یقین]]، چنین پنداری، مایه [[فساد]] [[قلب]] و [[سستی]] [[دین]] خواهد شد.» نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.
لذا علی {{ع}} در [[زمان]] [[خلافت]]، متخلفین از [[بیعت]] و همچنین خارجین از [[بیعت]] ([[خوارج]]) را و کسانی که شخص او را [[تکفیر]] و تضلیل می‌کردند مزاحم نمی‌شد و حتی سهم [[بیت‌المال]] آنها را نبرید تا چه رسد که [[امنیت]] [[مالی]] و جانی آنها را [[تهدید]] کند. اینها برای این بود که همه بدانند [[قدرت]] حاکمه نباید و نمی‌تواند جلو اظهار [[رأی]] و [[عقیده]] آنها را بگیرد<ref>مرتضی مطهری، یادداشت‌های استاد مطهری، ج۱، ص۱۲۰.</ref>. همین [[روحیه]] بود که ایشان در [[عهدنامه مالک اشتر]] سفارش می‌کند: {{متن حدیث|وَ لَا تَقُولَنَّ إِنِّي مُؤَمَّرٌ آمُرُ فَأُطَاعُ فَإِنَّ ذَلِكَ‏ إِدْغَالٌ‏ فِي‏ الْقَلْبِ‏ وَ مَنْهَكَةٌ لِلدِّينِ}}<ref>«هرگز با خود مگو: «من [[فرمانده]] هستم، پس باید دستوردهنده باشم و دیگران [[اطاعت]] کنند». به [[یقین]]، چنین پنداری، مایه [[فساد]] [[قلب]] و [[سستی]] [[دین]] خواهد شد.» نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.


با این [[وصف]]، به [[حاکم]] می‌آموزد تا [[متکبر]] نباشد و تنها اطاعت دیگران را مطالبه نکند و در جایی دیگر به حضور منتقدان منصف و [[همراهی]] با آنان تأکید می‌شود: {{متن حدیث|ثُمَّ لْيَكُنْ‏ آثَرُهُمْ‏ عِنْدَكَ‏ أَقْوَلَهُمْ‏ بِمُرِّ الْحَقِّ لَكَ وَ أَقَلَّهُمْ مُسَاعَدَةً فِيمَا يَكُونُ مِنْكَ مِمَّا كَرِهَ اللَّهُ لِأَوْلِيَائِهِ وَاقِعاً ذَلِكَ مِنْ هَوَاكَ حَيْثُ وَقَعَ}}<ref>باید برگزیده‌ترین آنان نزد تو، آن کس از [[وزیران]] باشد که سخن تلخ [[حق]] را بیشتر به تو بازگو کند و کمتر تو را در آنچه [[خدا]] از اولیانش نمی‌پسندد و مطابق هوای توست، [[یاری]] و مساعدت کند.</ref>.
با این وصف، به [[حاکم]] می‌آموزد تا [[متکبر]] نباشد و تنها اطاعت دیگران را مطالبه نکند و در جایی دیگر به حضور منتقدان منصف و [[همراهی]] با آنان تأکید می‌شود: {{متن حدیث|ثُمَّ لْيَكُنْ‏ آثَرُهُمْ‏ عِنْدَكَ‏ أَقْوَلَهُمْ‏ بِمُرِّ الْحَقِّ لَكَ وَ أَقَلَّهُمْ مُسَاعَدَةً فِيمَا يَكُونُ مِنْكَ مِمَّا كَرِهَ اللَّهُ لِأَوْلِيَائِهِ وَاقِعاً ذَلِكَ مِنْ هَوَاكَ حَيْثُ وَقَعَ}}<ref>باید برگزیده‌ترین آنان نزد تو، آن کس از [[وزیران]] باشد که سخن تلخ [[حق]] را بیشتر به تو بازگو کند و کمتر تو را در آنچه [[خدا]] از اولیانش نمی‌پسندد و مطابق هوای توست، [[یاری]] و مساعدت کند.</ref>.


[[حضرت]] در ادامه تأکید می‌کند حاکم باید خود را با کسانی همراه کند که [[واقعیت]] را برایش بیان کنند: {{متن حدیث|وَ الْصَقْ بِأَهْلِ الْوَرَعِ وَ الصِّدْقِ ثُمَّ رُضْهُمْ عَلَى أَلَّا يُطْرُوكَ وَ لَا يَبْجَحُوكَ بِبَاطِلٍ لَمْ تَفْعَلْهُ فَإِنَّ كَثْرَةَ الْإِطْرَاءِ تُحْدِثُ الزَّهْوَ وَ تُدْنِي مِنَ الْعِزَّةِ}}<ref>«و خود را با صاحبان [[تقوا]] و [[صداقت]]، [[محشور]] کن، و عادتشان بده که ثناگویی و ستایشت نکنند و از اینکه باطلی را ترک کرده‌ای - که [[وظیفه]] تو است، با [[مدح]] خود - تو را شادمان نسازند؛ زیرا [[ستایش]] زیاد، [[خودپسندی]] می‌آورد و شخص را به [[تکبّر]] نزدیک می‌کند.» نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.
[[حضرت]] در ادامه تأکید می‌کند حاکم باید خود را با کسانی همراه کند که [[واقعیت]] را برایش بیان کنند: {{متن حدیث|وَ الْصَقْ بِأَهْلِ الْوَرَعِ وَ الصِّدْقِ ثُمَّ رُضْهُمْ عَلَى أَلَّا يُطْرُوكَ وَ لَا يَبْجَحُوكَ بِبَاطِلٍ لَمْ تَفْعَلْهُ فَإِنَّ كَثْرَةَ الْإِطْرَاءِ تُحْدِثُ الزَّهْوَ وَ تُدْنِي مِنَ الْعِزَّةِ}}<ref>«و خود را با صاحبان [[تقوا]] و [[صداقت]]، [[محشور]] کن، و عادتشان بده که ثناگویی و ستایشت نکنند و از اینکه باطلی را ترک کرده‌ای - که [[وظیفه]] تو است، با [[مدح]] خود - تو را شادمان نسازند؛ زیرا [[ستایش]] زیاد، [[خودپسندی]] می‌آورد و شخص را به [[تکبّر]] نزدیک می‌کند.» نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>.
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش