اصول دین در معارف و سیره حسینی: تفاوت میان نسخهها
جز
جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
جز (جایگزینی متن - 'وصف' به 'وصف') |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
== [[اصول عقاید]] و [[علم]] کلام== | == [[اصول عقاید]] و [[علم]] کلام== | ||
در این زمینه گزیدهای از روایاتی را که از [[سرور]] [[شهیدان]] [[حسین بن علی]] {{عم}} به دستمان رسیده یادآور میشویم: | در این زمینه گزیدهای از روایاتی را که از [[سرور]] [[شهیدان]] [[حسین بن علی]] {{عم}} به دستمان رسیده یادآور میشویم: | ||
# [[امام]] {{ع}} در مورد [[یگانگی]] [[خدای سبحان]] فرمود: توصیفگران توان بیان بزرگی و عظمتش را ندارند، [[مقام]] جبروتش بر [[قلوب]] [[بشر]] خطور نمیکند؛ زیرا در میان آفریدهها نظیر و مانندی ندارد، [[دانشمندان]] با [[عقل]] و [[خرد]] خویش و متفکران با اندیشههای خود، توان [[درک]] او را ندارند، مگر به همین اندازه که با [[ایمان به غیب]]، او را [[تصدیق]] نمایند؛ چراکه نمیتوان او را با صفات آفریدهگان به | # [[امام]] {{ع}} در مورد [[یگانگی]] [[خدای سبحان]] فرمود: توصیفگران توان بیان بزرگی و عظمتش را ندارند، [[مقام]] جبروتش بر [[قلوب]] [[بشر]] خطور نمیکند؛ زیرا در میان آفریدهها نظیر و مانندی ندارد، [[دانشمندان]] با [[عقل]] و [[خرد]] خویش و متفکران با اندیشههای خود، توان [[درک]] او را ندارند، مگر به همین اندازه که با [[ایمان به غیب]]، او را [[تصدیق]] نمایند؛ چراکه نمیتوان او را با صفات آفریدهگان به وصف آورد او [[پروردگار]] [[یکتا]] و [[بینیاز]] است، آنچه در اوهام و [[افکار]] پدید آید، غیر اوست... او هر نیستی را هستی میبخشد و هر هستی را به نیستی میکشاند و برای کسی جز او، این دو صفت در یک [[زمان]] قابل جمع نیست. سرانجام [[اندیشیدن]] در ذات او، [[ایمان]] به وجود اوست و فراهم آمدن ایمان، صفتی را [[اثبات]] نمیکند. به وسیله [[خدا]] میتوان صفات را وصف کرد ولی با صفات نمیتوان خدا را به توصیف کشید. به واسطه [[خداوند]] میتوان [[معارف]] و [[علوم]] را [[شناخت]]، نه با معارف و علوم بتوان خدا را شناخت. خدای سبحان همتا و نظیری نداشته و از هر عیبی منزّه است، او خدایی بیمانند و شنوا و بیناست. [[امام حسین]] {{ع}} در پاسخ [[ابن ازرق]] میفرماید: {{متن حدیث|أَصِفُ إِلَهِي بِمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ وَ أُعَرِّفُهُ بِمَا عَرَّفَ بِهِ نَفْسَهُ، لَا يُدْرَكُ بِالْحَوَاسِّ وَ لَا يُقَاسُ بِالنَّاسِ، فَهُوَ قَرِيبٌ غَيْرُ مُلْتَصِقٍ، وَ بَعِيدٌ غَيْرُ مُتَقَصٍّ يُوَحَّدُ وَ لَا يُبَعَّضُ، مَعْرُوفٌ بِالْآيَاتِ، مَوْصُوفٌ بِالْعَلَامَاتِ، لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْكَبِيرُ الْمُتَعالِ}}<ref>«خداوند با حواس درک نمیشود و با مردم قیاس نمیگردد. او نزدیک است اما نه متّصل به اشیاء و دور است ولی نه آنگونه که فاصله داشته باشد. او واحد است نه واحدی که بعضی از عدد است. به وسیله نشانهها و آثارش شناخته شده و به وسیله علامتها توصیف گشته است، معبودی جز او که خدای بزرگ و بلندمرتبه است، وجود ندارد» موسوعة کلمات الامام الحسین، ص۵۳۳، به نقل از توحید، ص۷۹.</ref>. | ||
# روزی [[امام حسین]] {{ع}} در جمع یارانش حضور یافت و فرمود: [[مردم]]! خدای با [[عظمت]]، بندگانش را تنها برای [[شناخت]] خود [[آفریده]] است، هرگاه او را شناختند به [[پرستش]] وی میپردازند و هرزمان ذات مقدسش را پرستش نمودند با پرستش وی از [[پرستش]] دیگران [[بینیاز]] خواهند شد<ref>موسوعة کلمات الامام الحسین، ص۵۴۰، به نقل از علل الشرایع، ص۹.</ref>. آنگاه مردی درباره [[شناخت خدا]] از او نکتهای پرسید: [[حضرت]] در پاسخ وی فرمود: {{متن حدیث|مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُهُ}}<ref>«شناخت خدا یعنی: مردم هر عصر و زمانی پیشوایی را که اطاعتش بر آنها واجب است بشناسند» موسوعة کلمات الامام الحسین، ص۵۴۰، به نقل از علل الشرایع، ص۹.</ref>. | # روزی [[امام حسین]] {{ع}} در جمع یارانش حضور یافت و فرمود: [[مردم]]! خدای با [[عظمت]]، بندگانش را تنها برای [[شناخت]] خود [[آفریده]] است، هرگاه او را شناختند به [[پرستش]] وی میپردازند و هرزمان ذات مقدسش را پرستش نمودند با پرستش وی از [[پرستش]] دیگران [[بینیاز]] خواهند شد<ref>موسوعة کلمات الامام الحسین، ص۵۴۰، به نقل از علل الشرایع، ص۹.</ref>. آنگاه مردی درباره [[شناخت خدا]] از او نکتهای پرسید: [[حضرت]] در پاسخ وی فرمود: {{متن حدیث|مَعْرِفَةُ أَهْلِ كُلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِي يَجِبُ عَلَيْهِمْ طَاعَتُهُ}}<ref>«شناخت خدا یعنی: مردم هر عصر و زمانی پیشوایی را که اطاعتش بر آنها واجب است بشناسند» موسوعة کلمات الامام الحسین، ص۵۴۰، به نقل از علل الشرایع، ص۹.</ref>. | ||
# [[امام]] {{ع}} آنگاه که به بیان ملاک [[تکلیف]] میپردازد چنین میفرماید آنگاه که [[خداوند]] توان کسی را بازگرفت [[اطاعت]] خود را از او برمیدارد و هرگاه قدرتش را سلب کرد، تکلیف خود را از او برخواهد داشت<ref>موسوعة کلمات الامام الحسین، ص۵۴۲، به نقل از تحف العقول، ص۱۷۵.</ref>. | # [[امام]] {{ع}} آنگاه که به بیان ملاک [[تکلیف]] میپردازد چنین میفرماید آنگاه که [[خداوند]] توان کسی را بازگرفت [[اطاعت]] خود را از او برمیدارد و هرگاه قدرتش را سلب کرد، تکلیف خود را از او برخواهد داشت<ref>موسوعة کلمات الامام الحسین، ص۵۴۲، به نقل از تحف العقول، ص۱۷۵.</ref>. | ||